پيامبر اعظم(صلى الله عليه وآله) مظهر و مجلاى اسم اعظم حق تعالى

پيامبر اعظم(صلى الله عليه وآله)
مظهر و مجلاى اسم اعظم حق تعالى

فاطمه محمّدى آرانى

مقدّمه

از منظر عرفان، عالم هستى ناشى از تجلّيات و جلوه هاى خاص اسما و صفت هاى گوناگون خداوند است. اسم اعظم حق تعالى نيز مظهرى دارد و آن مظهر، انسان كامل يا حقيقت محمّدى(صلى الله عليه وآله) است. از آن رو كه پيامبر اعظم(صلى الله عليه وآله) مظهر و مجلاى اسم اعظم حق تعالى است، مقام و مرتبت او برتر از كل دايره هستى است; تمامى مراتب كمالى پيامبران پيشين در وجود مقدّس او جمع است. كتاب او نيز بر كتاب هاى انبياى پيشين برترى دارد; چرا كه به حسب اختلاف مراتب آورندگان، «آورده» نيز تفاوت دارد; سعه محمول به قدر سعه حامل است. كتاب پيامبر اعظم(صلى الله عليه وآله) نه تنها معارف پيشين را تصديق مى كند، بلكه بر آنها هيمنه و سلطه و اشراف دارد. به همين دليل، شريعت قرآن، خاتم همه شريعت هاست و ولايت اولياى قرآن نيز به حسب همين ميزان «ولايت ختميه» است.

در اين مقاله سعى بر اين است كه شخصيت پيامبر اعظم9 و جايگاه رفيع ايشان در نظام هستى از منظرى عرفانى مورد تبيين و بررسى قرار گيرد.

مظهريت اسم اعظم و آينه تمام نماى حق

آفرينش عالم از ديدگاه عرفا، ظهور اسما و صفات حق تعالى است. جهان، نظامى حساب شده با درجات تشكيكى دارد و هر مظهرى تقدّم و تأخّر خود را از تقدّم و تأخّر اسمى كه مظهر آن است، به دست آورده. بنابراين، هيچ يك از مراتب به تنهايى نمى توانند آينه تمام نماى حق واقع شوند، بلكه هر مرتبه اى از مراتب متعدد هستى، نشانه و آيتى الهى و يا اسمى از اسماى حق تعالى است. اطلاق لفظ «عالم» بر كل دايره هستى نيز بر همين وجه است; زيرا هر فردى از افراد عالم، علامت و نشانه اى بر اسمى از اسماى الهى است. بر اين اساس، عالم تكوين به اعتبار مجموع و لحاظ تمامى مراتب، حاكى از اسم جامع تمامى اسما و صفات (اعم اعظم) مى باشد.1 اسم جامع تمامى اسما و صفات، اسم شريف «اللّه» است. اسم «اللّه»، اسم ذات متصف به صفات و اسما، و جامع تمامى اسماست; به همين دليل آن را اسم اعظم خوانده اند.2 هر اسمى از اسما را كه در نظر آوريم عبارت از ذات به اعتبار صفتى از صفات خواهد بود; مثلا، عليم به اعتبار علم، يا قدير به اعتبار قدرت و مانند آن; به خلاف اسم «اللّه» كه ذات به اعتبار جميع صفات و به بيانى، اسم اعظم الهى است و جمله شريفه «اللّه اكبر» نيز همين معنا را مى رساند.3

اسم اعظم، مثل ساير اسما احتياج به مظهر دارد، بايد مظهر آن از حيث سعه وجودى محيط بر همه مظاهر باشد. حقيقت مقدّس محمّدى(صلى الله عليه وآله)مظهر جامع اسم «اللّه» است. بر اين اساس، همان گونه كه اسم شريف «اللّه» در حقيقت و مرتبه بر همه اسما مقدّم و بر جميع اسما تجلّى نموده است، مظهر اين اسم جامع كه انسان كامل محمّدى(صلى الله عليه وآله)است بر همه مظاهر ديگر الهى مقدّم بوده و مى تواند به طور كامل مرآت حق نما باشد;4 واسطه ظهور همه خيرات و بركات و سرمنشأ تحقق عوالم جبروت و ملكوت و عالم شهادت است. از همه موجودات عالم امكان، چه ابداعى باشند يا تكوينى، نزولى باشند يا صعودى، كامل تر است و ذات مقدسش در مرتبه حقايق هستى و موجودات عالم امكان جلوه گرى مى كند.

هيچ يك از انبيا از اين منصب برخوردار نيستند; زيرا آنان مظهر تجلّيات اسمايى و صفاتى اند، امّا مقام نبى ختمى، مقام ولايت مطلقه است كه بر همه اشيا احاطه دارد. اوّلين جلوه ظهور و تجلّى حق با او شروع شده و به او نيز ختم مى گردد. هموست كه بدين مقام با بيان «كنت نبياً و آدم بين الماء و الطين»5 اشاره دارد. امام خمينى(قدس سره) در حاشيه خود بر اسفار، با طرح مسئله مظهريت اسماى الهى، در اين موضوع به تفصيل بحث كرده و بر اين باور است كه همه پديده هاى عالم، مظاهر وجود حق ـ سبحانه ـ هستند، گرچه يكى مظهر اسم «عليم» است و ديگرى مظهر اسم «قدير» و مانند آن، اما انسان كامل كه مظهر اسم اعظم است، در واقع، مظهر همه اسماى الهى است; چون اسم اعظم جامع همه اسماى الهى است. ايشان در جاى ديگر مى فرمايد: هر چيزى كه تجلّى حق در آينه ذات او تمام تر باشد، دلالتش به عالم غيب بيشتر خواهد بود. بنابراين، از آنجا كه عالم عقول مجرده و نفوس اسفهبديه از ظلمت ماده منزّه، و از كدورت هيولا مقدّس، و از غبار تعيّن ماهيت خالصند، كلمات تامه الهيه اند، ولى چون هر يك از آنهاآينه يك صفت يا يك اسم الهى است، كلمه ناقص خواهد بود، چنان كه فرمود: بعضى از فرشتگان و روحانيون همواره در ركوعند و به سجده نمى روند و برخى از آنان هميشه در سجده اند و به ركوع نمى روند، ولى انسان كامل از آنجا كه كون جامع و آينه تمام نماى همه اسما و صفات الهيه است، تمام ترين كلمات الهيه است، بلكه او همان كتابى است كه همه كتاب هاى الهى در آن است.6

مطابق همين حقايق عرفانى است كه انسان كامل مَثَل اعلاى الهى و آيت كبراى اوست و هر كس او رابشناسد در حقيقت، خداى سبحان را شناخته است; زيرا انسان كامل با هر يك از اوصاف و جلوه هاى وجودى خود آيتى از آيات الهى است.7

مظهريت اسم اعظم و احاطه بر همه مظاهر

حقيقت محمّدى(صلى الله عليه وآله) به دليل اتحاد با اسم اعظم، بر همه مظاهر و تعيّنات احاطه كامل دارد. تعيّن اين حقيقت بر تمامى تعيّنات مقدّم است. پيدايى و چهره گشايى مراتب موجودات از مراتب تجلّى و فيوضات اوست; چرا كه بى هيچ واسطه اى كمالات هستى را از آفتاب ذات احديت دريافت مى نمايد، اما حقايق ديگر كه تاريك نشينان ظلمت عدمند، از او نور وجود و پرتو فعليت و ظهور مى گيرند.

انسان كامل محمّدى آينه تمام نماى همه اسماى حسنا و صفات عالى است، پرتو خورشيد حقيقت و وجود منبسط است كه از اعيان ثابته ظلمت عدم را مى زدايد و آنها را از لوث عدم تطهير مى كند. به اعتبار انبساط بر ممكنات و ظهور ممكنات به واسطه آن، در لسان عرفا، «وجود منبسط»، «نفس رحمانى» و «حق مخلوق به» نام گرفته است. تجلّى اول اين حقيقت در مقام خلق، وجود «عقل اول» است و از تجلّيات عقل اول، «عقل دوم» و «لوح محفوظ» و ساير حقايق، تحقق خارجى مى يابند. به همين دليل، تمامى موجودات از عقل اول تا