بررسى عوامل مؤثر بر ايجاد اخلاق زيست‏ محيطى در شهروندان جهان

  • warning: Missing argument 1 for t(), called in D:\WebSites\nashriyat.ir\themes\tem-nashriyat\upload_attachments.tpl.php on line 15 and defined in D:\WebSites\nashriyat.ir\includes\common.inc on line 936.
  • warning: htmlspecialchars() expects parameter 1 to be string, array given in D:\WebSites\nashriyat.ir\includes\bootstrap.inc on line 862.

سال بيست و سوم ـ شماره 201- شهريور 1393 (ويژه فلسفه اخلاق)

سيدمحمد شبيرى :  دانشيار دانشگاه پيام نور.  Sm_shobeiri@pnu.ac.ir

حسين ميبودى : دانشجوى دكترى مديريت محيط‏زيست دانشگاه آزاد اسلامى واحد علوم و تحقيقات تهران.  Links.state@gmail.com

عادله سرادى‏پور : كارشناس ارشد آموزش محيط‏زيست دانشگاه پيام نور. Ad.saradipour@yahoo.com

 دريافت: 15/7/92               پذيرش: 19/4/93

چكيده

چالش‏هاى موجود و پيش‏روى بشر امروز، از قبيل مسائل اقتصادى، محيطى و اجتماعى، از چالش‏هاى مهم قرن جديد هستند. به منظور حل اين مشكلات از سوى صاحب‏نظران، ايجاد اخلاق زيست‏ محيطى مطرح گرديده است. اين مقاله، با روش توصيفى ـ تحليلى و در هفت گام با بررسى طرح ضرورت اخلاق زيست‏ محيطى در جامعه، الگويى از عوامل مؤثر بر ايجاد اخلاق زيست‏ محيطى در شهروندان جهان را طراحى و روابط بين آنها را تحليل مى ‏كند. يافته‏ هاى پژوهش نشان داد ده مؤلفه تأثيرگذار بر اخلاق زيست‏ محيطى وجود داشت. اطلاعات زيست‏محيطى، آگاهى زيست ‏محيطى، نگرش زيست‏محيطى، نگرانى زيست‏محيطى، مذهب، عوامل اقتصادى، رفتار مسئوليت‏پذيرانه نسبت به محيط‏زيست، احساس مسئوليت، آموزش حفاظت از محيط‏ زيست و سواد زيست‏محيطى از جمله عوامل مؤثرى هستند كه به آنها اشاره خواهد شد.

 

كليدواژه ‏ها: اخلاق زيست‏ محيطى، آموزش حفاظت از محيط‏ زيست، شهروندان.

مقدّمه

آهنگ معمولى انقراض بسيارى از منابع زيستى جهان سرعت يافته و در نتيجه تخريب مداوم جنگل ها و ساير زيستگاه هاى غنى زيستى و همچنين شخم بيش از حد زمين، آلودگى و استفاده نامناسب از جانوران و گياهان غيربومى، سريع تر هم مى شود. از آغاز قرن بيستم، استفاده از انرژى 16 برابر، توليد صنعتى 40 برابر، استفاده از آب 9 برابر، ماهى گيرى 35 برابر، انتشار دى اكسيدكربن 17 برابر، و انتشار گوگرد 13 برابر افزايش يافته است؛ اين درحالى است كه جنگل زدايى و بيابان زايى در حال تسريع مى باشد (McMichael, 2009, p. 8). در همين زمان جمعيت دنيا از 2/1 ميليارد نفر در اواخر قرن بيستم، به حدود 7/6 ميليارد نفر افزايش يافته است و اين يك افزايش 5 برابرى را نشان مى دهد (يونسكو، 2009). مرور اخيرى كه از سوى سازمان ملل متحد انجام شده است نشان داد درصورتى كه روندهاى توليد و مصرف فعلى ادامه يابد، ممكن است با يك بحران اجتناب ناپذير تغيير جوى مواجه گرديم كه سيستم هاى بوم شناختى جهان و سلامت و تندرستى انسان را تهديد خواهد كرد (UNEP, 2008).

انسان ها با هر نوع عقيده اى كه دارند خود را ملزم به رعايت يك سرى اصول اخلاقىِ فردى و اجتماعى مى دانند؛ زيرا رمز موفقيت و حيات جامعه نيز پاى بندى به همين اصول است. امروزه بحرانى كه براى محيط زيست به وجود آمده نتيجه خارج شدن از اين ارزش هاى اخلاقى است. ازاين رو، براى بيرون آمدن از اين بحران بايد به دنبال يك راه حل عقلايى باشيم؛ زيرا فرد متمدن براى ادامه زندگى نياز به اصول و ارزش هاى اخلاقى دارد و بدون آن ادامه مسيرغيرممكن است.چون انسان به خاطرسودجويى ها، خودخواهى ها، عدم احاطه به مصالح عمومى حال و آينده افراد و نيز عدم آشنايى با نيازهاى جسمى، روحى و روانى افراد، نمى تواند از سوى خود اصولى را تدوين نمايد كه جوابگوى همه اين موارد باشد؛ بنابراين، بايد با الهام گرفتن از منابع لايزال الهى آن اصول را تدوين كرد تا تعامل انسان و محيط زيست را به روشنى بيان نمايد.

حتى سطحى نگرترين هواداران حفظ محيط زيست قبول دارند كه ما وظايفى فراتر از آسايش كنونى مان داريم. كسانى كه به آنچه براى كودكان و نوادگان ما روى خواهد داد توجهى ندارند، آشكارا انسان هايى پست اند. همه مى دانيم اينكه عده اى بگويند: پس از مرگ ما، چه باك از آنكه حريقى جهانى روى دهد، غيرانسانى و رذيلانه است. حق آن است كه ما بى ترديد، موظفيم منافع نسل هاى آينده را نيز به خاطر خود آنها مراعات كنيم (محمدى، 1384، ص 123).

بحران هاى زيست محيطى در ايران به عنوان يكى از شديدترين بحران هاى زيست محيطى در جهان شناخته شده است (هيدجازى و عربى، 2009، ص 129) و چالش عمده آن، افزايش سريع جمعيت و ارتباط تنگاتنگ آن با مشكلات زيست محيطى مى باشد. گسترش شهرنشينى روندى است كه شهرها را به سوى زيرساخت هاى نامناسب سوق مى دهد. شهرهاى بزرگ بيش از حد پرجمعيت هستند. براى مثال، تهران به عنوان يك كلانشهر در ايران، بيش از 12 ميليون نفر جمعيت دارد. ميليون ها ماشين قديمى با مصرف بنزين، هوا را آلوده مى كنند و هزاران شركت و پالايشگاه داخلى در شهر و اطراف آن استاندارهاى زيست محيطى را ناديده مى گيرند. با توجه به گزارش نوامبر 2010 وزارت بهداشت و درمان آموزش پزشكى، آلودگى هوا هر ساله باعث مرگ بيش از 10000 نفر مى شود كه يك سوم از اين تلفات در تهران رخ مى دهد (هرچند تنها 15 درصد از جمعيت ايران در تهران سكونت دارند.) ايران از سال 2009 افزايش ظرفيت پالايشگاه هاى خود را در دستور كار قرار داده است و اكنون در حال توليد بنزين كم كيفيت است كه اين باعث تشديد آلودگى هوا مى شود (World Bank, 2011, p. 14).

بخش عمده اى از معضلات زيست محيطى موجود، ريشه در فقدان آگاهى هاى لازم و ضعف فرهنگى در زمينه ارتباط انسان و طبيعت دارد و در واقع، نوعى مشكل فرهنگى محسوب مى شود؛ يكى از راه هاى ممكن براى حل اين مشكل، آموزش حفاظت از محيط زيست به شهروندان است. دولت، مدارس، دانشگاه ها و... بايد به اين موضوع اولويت بدهند و به توليد اخلاق زيست محيطى در مراكز آموزشى اقدام نمايند(شبيرى وهمكاران،1388،ص32).

رهبر معظم انقلاب اسلامى در اين رابطه مى فرمايند: شيوه هاى ناصحيح و غيرعادلانه در تعامل با طبيعت و آلوده ساختن محيط زيست در كشورمان نشان دهنده فقدان آگاهى هاى زيست محيطى و ضعف سازوكارهاى قانونى در صيانت از محيط زيست و جلوگيرى از آلوده ساختن آن است. براى از بين بردن اين نقيصه بزرگ و اساسى بايد آگاهى افراد نسبت به مسائل زيست محيطى افزايش يابد و مديريت هاى كلان در ايجاد ساختار مناسب همراه با الزامات قانونى براى رعايت حقوق عمومى تلاش كنند و انگيزه ها و حساسيت ها را براى مقابله با آلاينده ها بالا ببرند (21/3/1382).

در منابع و مآخذ اسلامى تأكيد و عنايت ويژه اى در مورد محيط زيست، و مسئوليت هاى شهروندان صورت گرفته است؛ تقسيم وظايف، تدابيرى براى صيانت و حفاظت از محيط زيست، بيان اهميت و فوايد محيط زيست در وضعيت جسمى و روانى افراد و جامعه و... موضوعاتى هستند كه در قالب آيات و روايات به مسلمانان عرضه شده است. نگاهى به تعداد آيات قرآن كه درباره محيط زيست اختصاص داده شده است و نيز حجم روايات كه در اين باره نقل گرديده، نشان مى دهد كه اهميت محيط زندگى در شكوفايى تمدن اسلامى و تأمين سلامت و امينت روانى جامعه فوق العاده است.

در ادبيات نيمه قرن بيستم به بعد چنين مطرح مى شود كه مشكلات زيست محيطى كه به دست انسان به وجود آمده است، تماما نمى توانند با به كارگيرى فناورى صرف، حل شوند. تغييرات در رفتار انسان، موردنياز است و اهميت اين موضوع تا حدى است كه گفته مى شود سمت وسوى علوم زيست محيطى از علوم محيطى و فيزيكى به سمت علوم رفتارى در حال تغيير و انتقال است. بنابراين، به مجموعه مقررات رفتارى بر پايه اخلاقيات زيست محيطى نياز است تا رابطه بين انسان و طبيعت مجددا مورد بررسى قرار گيرد (محبوبى، 1388، ص 58).

در سال 1975م به منظور پيگيرى كامل توصيه هاى كنفرانس استكهلم در زمينه نقش آموزش در اخلاق، كارگاه بين المللى آموزش حفاظت از محيط زيست و توسعه يونسكو در بلگراد يوگسلاوى تشكيل شد و اين كارگاه اصول و خطوط برنامه جهانى آموزش حفاظت از محيط زيست را تهيه كرد. زمينه اصلى اين برنامه، ايجاد اخلاق جهانى جديدى در مردم در برخورد با محيط زيست بود.

در اين ميان، يكى از حوزه هاى فكرى اصلى كه در دوران معاصر توانسته است پيوندى ميان تفكرات نظرى در رشته هايى همچون فلسفه و الهيات و مسائل و معضلات عملى زندگى بشر برقرار نمايد، دانشى است كه از آن به اخلاق كاربردى (Applied Ethics) تعبير مى شود. اخلاق زيست محيطى از شاخه هاى اين دانش است. در اين اخلاق براى حل مسائل ناشى از بحران زيست محيطى، كه مى توان گفت خطيرترين بحران جهان كنونى است، چاره جويى مى شود. اخلاق زيست محيطى و مسائل قابل طرح در اين دانش دامنه گسترده اى دارند (رحمتى، 1387، ص 60).

اخلاق زيست محيطى به طوركلى به مجموعه رفتارهايى اطلاق مى شود كه رعايت آنها در توليد، مصرف و ديگر شئون زندگى منجر به كم ترين ضايعات و صدمات زيست محيطى مى گردد، ضمن اينكه اساس زندگى را با مشكل مواجه نمى سازد. بر اساس اين رويكرد، نوعى از برنامه ريزى و طراحى مدنظر است كه در آن به چرخه طبيعى حيات توجه شده و بر استفاده از وسايلى كه طبيعت در اختيار انسان نهاده، مبتنى باشد (پرتوى، 1380، ص 144). به عبارت ديگر، اخلاق محيط زيست، اخلاق استفاده، تخصيص، بهره بردارى و حفظ منابع است و در درجه اول بر حفظ سلامت جهان طبيعى شامل جنگل ها، آبزيان، زيست بوم و تنوع زيستى، و در درجه دوم بر حفظ عناصر و انرژى متمركز است (عابدى سروستانى، 1388، ص 65).

در اصل دهم دستور كار 21 ريو آمده است: مسائل مربوط به محيط زيست هنگامى به بهترين نحو حل و فصل مى شوند كه كليه شهروندان در سطوح مناسب در آن مشاركت داشته باشند؛ بنابراين، دستور كار 21 براى مقابله با تغييرات جهانى محيط زيست، نياز به تدبير در استراتژى هاى مناسب، براى پرورش حس مسئوليت و افراد آموزش ديده براى حل مسائل را به رسميت مى شناسد.

در ايران هم، سازمان حفاظت محيط زيست نظر به اصل پنجاهم قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران مبنى بر وظيفه عمومى در قبال حفاظت از محيط زيست، در شرايطى كه محيط زيست در سطوح ملى و جهانى مورد تهديد جدى قرار دارد، اطلاع رسانى و اشاعه فرهنگ زيست محيطى را از مهم ترين اهداف و وظايف اساسى خود مى داند؛ ازاين رو، در جهت پيگيرى برنامه آموزش حفاظت از محيط زيست بين المللى تلاش همه جانبه اى را در سطح ملى براى آگاه سازى مردم نسبت به تهديدات و خسارات وارده بر محيط زيست آغاز كرده است (بادكوبى، 1380). حفظ محيط زيست يك وظيفه اخلاقى و مستلزم مشاركت آحاد مردم است. اين ميراث گرانبها و سرمايه عظيم، امانتى است كه از گذشتگان ما بر جاى مانده است و بشر امروز بايد در پيش گرفتن منش اخلاقى و اجتماعى مناسب توأم با احساس مسئوليت آن را به صورت مطلوب به آيندگان بسپارد.

فروريختن پايه هاى باور دينى و كنار نهادن آموزه هاى اخلاقى و در نتيجه، خواسته هاى نامحدود و مطلق، موجب پيدايش جنگ، نزاع، زياده خواهى، تجاوز از حد و حق خود، اختلاف و چند دستگى، اضطراب، دروغ، پرخاش، بى عدالتى، مصرف زدگى، تخريب طبيعت، افزايش گازهاى گلخانه اى، استثمار، آلودگى و... مى شود، زيرا تا درون انسان ها تحول پيدا نكند، برون و زيستگاه آنها نيز دگرگون نخواهد شد. توجه به اخلاق در حفاظت از محيط زيست را مى توان بيانگر اهميت بعد نرم افزارى حفاظت در كنار بُعد سخت افزارى و فنى آن دانست (عابدى سروستانى و همكاران، 1388). هدف از اين پژوهش طراحى الگويى از عوامل مؤثر بر ايجاد اخلاق زيست محيطى در شهروندان جهان و شناسايى روابط بين آنهاست.

مقاله حاضر با روش توصيفى ـ تحليلى با اين هدف تهيه شده است كه با طرح ضرورت اخلاق زيست محيطى در جامعه، عوامل مؤثر بر ايجاد آن را در قالب يك الگو بررسى نمايد. براى تأليف اطلاعات مقاله حاضر، يافته ها به شيوه كتابخانه اى و اسنادى بررسى و تنظيم شده اند. با بررسى هريك از عوامل مؤثر بر ايجاد اخلاق زيست محيطى، تمام اين عوامل به طور جداگانه مورد بررسى و تمام روابط بين آنها مورد تحليل قرار گرفت تا ميزان تأثير هريك از آنها به ايجاداخلاق زيست محيطى درشهروندان سنجيده شود.

1. عوامل ايجاد اخلاق زيست محيطى

از دهه 1970 بدين سو، درك ما از عواملى كه پشتوانه اخلاق زيست محيطى هستند، بسيار رشد كرده است. مثلاً، مى دانيم گرچه اطلاعات مى تواند بر نگرش ها اثر بگذارد و نگرش ها معمولاً پيش درآمد رفتار مطلوب هستند، اما از عوامل بسيار ديگرى تأثير مى پذيرد و از راه هاى متعددى مى توان آن را توضيح داد. ارائه اطلاعات در مورد محيط زيست و انتخاب هاى زيست محيطى، همچنان نقش مهمى در آموزش حفاظت از محيط زيست خواهد داشت، اما تنها نقش آفرين در ايجاد اخلاق زيست محيطى نيست (هانگرفورد و ديگران، 1980، ص 42). تعاريف موجود از آموزش حفاظت از محيط زيست و ايجاد اخلاق زيست محيطى بيان مى كند: آموزش حفاظت از محيط زيست يك فرايند است كه براى ايجاد يك جمعيت مسئوليت پذير نسبت به حفظ محيط زيست، تلاش مى كند و شامل مجموعه اى از اجزاى گسسته (اما مرتبط) مى باشد (يونسكو، 1978 و 1993). اين مجموعه مى تواند شامل اطلاعات، آگاهى، نگرانى، نگرش ها و باورها، آموزش و پرورش، دانش، مهارت، سواد و رفتار مسئوليت پذيرانه نسبت به محيط زيست باشد (Hawthorne and Alabaster, 1999, p. 25). به منظور بررسى عوامل مؤثر بر ايجاد اخلاق زيست محيطى در شهروندان، نخست به تعاريف هريك از اجزاى اين مجموعه و سپس به بررسى روابط بين آنها با يكديگر مى پردازيم.

1ـ1. اطلاعات زيست محيطى

اطلاعات زيست محيطى به منزله نخستين گام در جهت مشاركت شهروندان در مسائل زيست محيطى به رسميت شناخته شده است (Wilcox, 1993). همچنين تحقيقات نشان مى دهد كه اولين گام در فرايند آموزش حفاظت از محيط زيست، دستيابى به اطلاعات از طريق رسانه هاست (Ostman and Parker, 1989). دستيابى به اطلاعات زيست محيطى در يك شهروند امرى مهم است كه مى تواند به متغيرهاى ديگرى مانند سطح تحصيلات و يا طبقه اجتماعى مرتبط باشد (Bailey, 1971, p. 4). به دست آوردن اطلاعات زيست محيطى نه تنها يك نقطه شروع است، بلكه بخشى جدايى ناپذير از فرايند آموزش مى باشد.

2ـ1. آگاهى زيست محيطى

آگاهى هاى زيست محيطى داراى تعاريف متعددى است (Stap, 1969; Maloney, 1973; Reilly, 1990). بيشتر مردم از معضل گرمايش جهانى آگاهى دارند، اما چون عواقب آن را نمى دانند ممكن است آن را به عنوان يك تهديد درك نكنند. اين نوع آگاهى از نظريه نوع دوستى اسچوارتز (Schwartzs) اقتباس شده است كه بيان مى كند: زمانى كه يك فرد از پيامدهاى مضر يك وضعيت زيست محيطى آگاه باشد و خود را مسئول اين تغيير شرايط بداند، رفتارى بهتر با محيط زيست خواهد داشت. اين نوع آگاهى، انگيزه اى براى رفع مشكلات زيست محيطى خواهد بود و باعث تقويت بروز اخلاق زيست محيطى خواهد شد (Stern et al, 1993, p. 322).

3ـ1. نگرش زيست محيطى

نگرش ها واكنش هايى ارزش گرايانه به اشيا يا رفتارها بر اساس باورها در مورد آن اشيا يا رفتارها هستند. در روان شناسى اجتماعى، نگرش ها از ارزش هاى كلى و باورهاى اوليه نشئت مى گيرند و پيش بينى كننده هاى فورى رفتار هستند. نگرش ها به جمع بندى و يكپارچه سازى ارزش ها و باورهاى ما در مورد موضوعى خاص كمك مى كنند (كلايتون، 1390، ص 35).

ميلر و لوين (1996) نگرش هاى زيست محيطى را اين گونه تعريف مى كنند: تمايل ايجادشده درباره بعضى از ويژگى هاى محيط زيست كه مى تواند نوعى علاقه يا بى علاقگى و طرفدارى يا بى اعتنايى را شامل شود (ميلر و لوين، 1996). به عقيده تامپسون و بارتون (1994)، نگرش هاى زيست محيطى بر دو مبناى طبيعت محور و انسان محور قرار دارند. نگرش هاى طبيعت محور اشاره به همدلى با طبيعت مى كنند و ارزش طبيعت را به خاطر ذات خودش مى دانند، درحالى كه در نگرش هاى انسان محور تنها براى پشتيبانى و افزايش زندگى انسان، محيط زيست را حفظ مى كنند. مثالى براى نگرش طبيعت محور اينكه، احترام به حيوانات به دليل اين است كه اجزاى مهم و زيباى جهان هستند. درحالى كه اگر دليل اصلى احترام به حيوانات، سود آنها براى بشر باشد، به انسان محورى اشاره دارد (تامپسون و بارتون، 1994، ص 149). در واقع، پايه هاى طبيعت محورى و انسان محورى، پيش بينى كننده هاى رفتار زيست محيطى هستند. همان گونه كه توسط فيشبن و آجزن (1975) گفته شده، نگرش ها هستند كه قصدهاى رفتارى را پيش بينى مى كنند (فيشبن و آجزن، 1975).

4ـ1. نگرانى زيست محيطى

دانشمندان علوم اجتماعى براى تعيين سطح نگرانى هاى زيست محيطى در جامعه پژوهش هايى را انجام داده (Hackett 1992, Dunlap and Van Liere, 1978) و به اين نتيجه رسيده اند كه بين نگرانى هاى زيست محيطى و اخلاق زيست محيطى رابطه هايى وجود دارد. براى اندازه گيرى مفهوم نگرانى هاى زيست محيطى تعدادى از عوامل مختلف مانند درك مشكلات زيست محيطى و مسائل زيست محيطى، حمايت دولت از هزينه هاى حفاظت محيط زيست، دانش مسائل و مشكلات زيست محيطى و رفتار وجود دارد (Weigel, 1978, p. 9).

5ـ1. متغيرهاى شخصى

برخى از محققان بر اين باورند كه متغيرهاى شخصى باارزش هاى اخلاقى ارتباط دارند(Newhouse,1990,p. 26). اين عوامل عبارتند از:

الف) مذهب: همواره به نقش مذهب در نگرش هاى اخلاقى اشاره شده است. يانگ (1991) بيان مى كند كسانى كه دلبستگى مذهبى دارند بيشتر نگران محيط زيست هستند و اين دو با يكديگر ارتباط مستقيم دارند (يانگ، 1991).

از نظر بسيارى از دانشمندان، بحران زيست محيطى با اين پيچيدگى و گستره، تنها حاصل برخى عوامل اقتصادى، سياسى و اجتماعى نيست. اين بحران همچنين بحرانى اخلاقى و معنوى نيز هست كه براى پرداختن بدان، ما به دركى فلسفى و دينى از خود به مثابه مخلوقات طبيعى نيازمنديم كه در چرخه حيات به دنيا آمده و به اكوسيستم وابسته ايم؛ بنابراين، بايد بار ديگر اديان را با توجه به بحران زيست محيطى فعلى مورد بررسى قرار داد. اين بدان سبب است كه اديان چه به صورت آگاهانه و چه ناخودآگاه، كمك مى كنند نحوه تعامل خود را با طبيعت شكل دهيم. اديان حاوى حكايات بنيادين تفسيرى درباره ماهيت انسان و طبيعت (اينكه ما از كجا آمده ايم و به كجا خواهيم رفت) هستند. اديان همچنين به ما مى گويند كه چگونه بايد با ديگران رفتار كنيم و چگونه با طبيعت رابطه برقرار سازيم. اين ارزش ها جهت گيرى اخلاقى يك جامعه را مى سازند. آتران و همكارانش (2005) در يكى از بهترين پژوهش هاى انجام شده در مورد مذهب و شناخت محيط زيست، نشان دادند كه باور به قداست طبيعت محلى در ميزان تخريب جنگل توسط سه گروه قبيله اى متفاوت در گواتمالا اهميت زيادى دارد (آتران و همكاران، 2005، ص 748).

ب) عوامل اقتصادى: تحقيقات اخير استراليايى ها نشان مى دهد: درحالى كه اخلاق نظارتى و عوامل شخصى در درك مسائل زيست محيطى تأثيرگذار هستند، عوامل اقتصادى نيز بر آن تأثيرگذارند (انگلهارت، 1995). انگلهارت (1995) ادعا كرد كه جوامع بايد پيش از اولويت دادن به اهداف محيط گرايانه، به سطحى از ثروت برسند كه امكان تأييد ارزش هاى پساماده گرايى را به آنها بدهد. از نظر او، كسانى كه در كشورهاى غيرصنعتى و در حال توسعه زندگى مى كنند، بر روى برآوردن نيازهاى فورى از قبيل امنيت و رفاه اقتصادى تمركز مى نمايند و به محض دستيابى به يك ثبات اقتصادى، بر اهداف انتزاعى تر مانند حفاظت از محيط زيست تأكيد خواهند كرد (كلايتون، 1390، ص 35).

ج) رفتار مسئوليت پذيرانه نسبت به محيط زيست: رفتار مسئوليت پذيرانه همواره به عنوان يك اصل اجتماعى مطرح است. بسيارى از مردم ممكن است رفتار مسئولانه داشته باشند، حتى اگر آنها نگرشى قوى در مورد حفاظت از محيط زيست نداشته باشند (Newhouse ,1990).

د) احساس مسئوليت: اعتقاد اين افراد آن است كه حداقل تا حدى مسئول ايجاد و بيان راه حل هاى مشكلات زيست محيطى هستند (Hines et al ,1987). مطالعاتى كه در اين زمينه انجام شده است نشان مى دهد: درجه اى از احساس مسئوليت هاى هر فرد به شدت در رفتار او با محيط زيست در ارتباط است. بيرهوف (2002) معتقد است: مردم كشورى كه از احساس مسئوليت زيست محيطى بالايى برخوردار هستند اين افكار را در ادبيات خود نيز ترويج مى دهند (بيرهوف هرى، 1384، ص 352).

6ـ1. آموزش حفاظت از محيط زيست

آموزش حفاظت از محيط زيست، بنيادى ترين شيوه در حفاظت از محيط زيست است كه به كودكان و بزرگ سالان، بهترين شيوه ارائه مطالب و نحوه فعاليت ها و اجراى ساختارى در زمينه ارتقاى آگاهى هاى زيست محيطى را مى آموزد تا از اين طريق، هر فرد جامعه، خود را از طريق احترام گذاشتن به طبيعت، مسئول در حفظ و حمايت از محيط زيست بداند. اگر واقعا در پى محافظت از منابع و محيط زيست باشيم، مى بايست در نهايت در رفتارهاى كليه جوامع در قبال زيست سپهر تغييراتى ايجاد شود. همچنين يكى از اهداف درازمدت آموزش حفاظت از محيط زيست، ايجاد تغييرات و تحول در گرايش ها و رفتارها (نسبت به طبيعت و محيط زيست) است، به نحوى كه رفتارها و گرايش هاى جديد با اخلاق جديد زيست محيطى هم آوايى داشته باشند (ميبودى و همكاران، 2012).

7ـ1. سواد زيست محيطى

سواد زيست محيطى، مستلزم درك عميق و بنيادى نظام هاى دنياى طبيعت، درك روابط و تعامل هاى جهان زندگان و غيرزندگان و توان برخورد معقول با مسائلى است كه بايد با شواهد علمى، بى طرفى و با توجه به جنبه هاى اقتصادى، زيباشناختى و اخلاقى محيط زيست با آنها روبه رو شد. سواد زيست محيطى، توانايى درك و بيان تناسب نسبى بين سيستم هاى محيطى و عملكرد دقيق حفاظت، ترميم و بهبود سلامت اين سيستم هاست (كريم زادگان و همكاران، 2010، ص 406).

2. بحث

خداوند متعال به هر موجودى با توجه به نقش و كاركردى كه دارد، وظايفى را محول نموده، كه بخشى از اين وظايف خدمت به انسان هاست. به بيانى ديگر، همه موجودات عالم در اين دنيا با يكديگر در تعامل هستند و از همديگر تأثير مى پذيرند، كه در واقع، ارتباطات متقابل است و هر كدام مى توانند در خدمت يكديگر باشند. سيدحسين نصر مى نويسد: ... همان گونه كه خورشيد بر مردان و زنان از شرق تا غرب مى تابد و ستارگان شبانگاهى، زيبايى اسرارآميز خويش را براى آنها كه چشم بينا دارند ـ خواه در ژاپن، هند، عربستان و... خواه آمريكا نظاره گر آنها باشند ـ مكشوف مى سازند، حكمت در باب طبيعت و مراقبت مشفقانه از آن نيز، آنچنان كه اديان مختلف مى آموزند، متعلق به كلّ ابناى بشر است، هر كجا كه مى خواهند باشند، به شرطى كه از موهبت درك زيبايى گل رز و نغمه بلبل برخوردار باشند؛ قرآن مى فرمايد: "مشرق و مغرب از آن خداست" (بقره: 115). البته اين بيان، معناهاى متعددى دارد كه يكى از آنها اين است: آنجاكه خورشيد طلوع مى كند و آنجاكه غروب مى كند، آنجاكه جنگل ها زمين را مى پوشاند، و آنجاكه كوه هاى با عظمت سر به آسمانِ بيكران مى سايند، آنجاكه شن هاى روان بر سطح مكان هاى خالى پرسه مى زنند، و آنجاكه آب هاى آبىِ ژرف، آن عظمت لايتناهى آسمان را باز مى تابند، همگى از آنِ خداوند هستند و به همين دليل، با يكديگر مرتبط اند، نابودى يك جزء از عالم خلقت، بر ديگر اجزاء به طرقى اثر مى گذارد، كه علم امروزى نتوانسته به آن برسد (نصر، 1382، ص 240).

بنابراين، مى توان نتيجه گرفت كه تمام نظام جهان با يك نظم و ترتيب خاصى در ارتباط با خداوند متعال در حال حركت است و بهترين و صحيح ترين راه ها، راهى است كه به سوى او منتهى شود و ديگر راه ها به بيراهه رفتن است. با اين وصف، حركت بر اساس محوريت بشر منهاى خداوند به معناى محور قرار دادن هوا و هوس است، كه نتيجه اى جز فساد و نابودى دربر ندارد؛ زيرا تمايلات هوس آلود هميشه يك بعدى بوده و يكى از دلايل نابودى و تخريب محيط زيست هم همين برنامه هاى يك بعدى است.

عواملى كه مى تواند بر رفتار هر شهروند جهان در مورد مسائل و معضلات زيست محيطى اثر بگذارد پيچيدگى خاصى دارد. دانشمندان معتقدند كه عوامل بسيارى در تأثيرگذارى بر ايجاد اخلاق زيست محيطى مؤثرند. نگرش ها در واقع، فرايندهايى ارزشى هستند كه به تشخيص شخص از ارزش ها و نيز باورهايى كه با موضوع نگرش مرتبط مى داند بستگى دارند. آجزن (1991) نگرش ها را عامل مهم تعيين كننده مقاصد رفتارى مى داند (آجزن، 1991، ص 182). هاينس و همكارانش (1987) دريافتند كه نگرش ها با رفتارهاى حامى محيط زيست ارتباط دارند )هاينس و همكاران، 1987).

اطلاعات زيست محيطى هم مى تواند بر نگرش ها و در نتيجه بر رفتار اثر بگذارد، اما اطلاعات در واقع، از طريق تأثير باورها عمل مى كند و اين امر مى تواند به تغيير نگرش منجر شود يا نشود. در اين بحث، باور را صرفا چنين تعريف مى كنيم: آنچه يك فرد، حقيقت به شمار مى آورد و به وضعيتى نسبت مى دهد. درسى كه از مدت ها پيش آموخته شده است، اين است كه اطلاعات جديد حتى ممكن است نتواند تغييرات مطلوب را در فراگير ايجاد كند. فراگير ممكن است تمام يا بخشى از اطلاعات جديد را دفع كند، يا آن اطلاعات را چنان تحريف كند كه با آنچه از پيش باور داشته است هم خوانى بيشترى داشته باشد؛ پديده اى كه به انسجام شناختى معروف است. اما، چه بسا كه حتى اگر باورهاى جديد يا دقيق ترى ايجاد شود، تغيير اساسى در نگرش رخ ندهد.

ارزش ها، معيارهاى مهم مورد قبول يك فرد هستند و ازآنجاكه مى توانند قدرتى نسبى بيابند، مى توانيم از اولويت هاى ارزشى سخن بگوييم. مثلاً، فردى ممكن است براى زندگى راحت و مادى گرايانه، و نيز محيط زيستى طبيعى و جذاب ارزش قايل باشد، اما به ارزش اول (زندگى راحت و مادى گرايانه) اولويتى بيشتر دهد. دوير و همكارانش (1993) در مطالعه خود دريافتند كه تعهد به عمل كردن، احتمال آن را افزايش نمى دهد (دوير و همكاران، 1993، ص 277).

آنچه اين مطلب را پيچيده تر مى كند، اين است كه شهروندان اغلب به موضوع هاى زيست محيطى وارد مى شوند بدون آنكه به تأثيرپذيرى تمام ارزش هايشان از موضوع يا تعريف واضحى از اولويت هاى ارزشى خود و يا شالوده اطلاعاتى خوبى براى پيش بينى پيامدهاى آن ارزش ها توجه تام و تمام داشته باشند. در واقع، آماده سازى فراگيران براى گذراندن فرايندهاى مشكل شفاف سازى ارزش ها و جمع آورى اطلاعات، به صورتى عينى و دقيق، از جمله وظايف عمده و اساسى آموزش حفاظت از محيط زيست است. به هر حال، انسان فارغ از اينكه تا چه حد مى تواند به كاوش جامع ارزش هاى خود و تعيين اولويت هاى آن بپردازد، وقتى موضوعى را ارزيابى مى كند با استفاده از ارزش هاى مورد قبول و باورهاى جا افتاده خود موضعى مى گيرد و رفتارهايى را نشان مى دهد.

مثلاً، هر كس در برخورد با مسئله امكان تصويب قانونى براى حفاظت از جنگل ها در برابر توسعه كشاورزى، مى تواند ارزش هاى اقتصادى و نيز بوم شناختى، مجموعه اى از باورها در مورد گزينه هاى اقتصادى، ثمربخشى قانون پيشنهادى و تأثير احتمالى پيش گيرى از اقدامات كشاورزى را مشخص كند. اينكه مجموعه موارد يادشده نگرشى به نفع تصويب آن قانون ايجاد كند يا نه، از اينكه كدام ارزش بيشترين اولويت را دارد و پيامدهاى ارزيابى او بر اساس باورهاى جاافتاده خود چيست، تأثير مى پذيرد. حتى اگر ارزش هاى بوم شناختى، بالاترين اولويت را براى اين فرد داشته باشند، اگر اين قانون به نظر او بى ثمر بيايد نگرش او در تلاش براى تصويب آن مى تواند منفى باشد. اگر ارزش هاى اقتصادى محكم تر از ارزش هاى بوم شناختى باشند، باور به اينكه گزينه هاى اقتصادى ثمربخشى در برابر توسعه جنگل ها وجود دارد، ممكن است به نگرش تلاش براى تصويب اين قانون منجر شود. پيش بينى نگرش تنها بر اساس اطلاعاتى كه به فراگير داده مى شود به وضوح مخاطره آميز است.

پيش بينى رفتارها از اين هم مخاطره آميزتر است. حتى اگر گرايش هاى مساعد شكل گرفته باشند، چه بسا منجر به رفتار مطلوب نشوند. يك نفر ممكن است مدافع قانون يادشده باشد و تصويب آن را بخواهد، اما نداند كه چه اقدامى بايد بكند (فقدان مهارت)، يا آنكه ممكن است فرصتى براى اين كار به دست نياورد يا چنين فرصتى را تشخيص ندهد. اين هم ممكن است كه شخص فاقد كانون كنترل درونى براى تصويب قوانين زيست محيطى باشد. كانون كنترل، درك معرفتى شخص از توانايى خود براى تأثيرگذارى بر فرايند يك وضعيت است. اين امكان هم وجود دارد كه فردى موافق قوانين زيست محيطى كه فرصت هاى موجود و نحوه استفاده از آنها را مى شناسد، با اين درك كه رفتار او در نتيجه كار تأثيرى ندارد، بلكه نيروى ديگرى (شانس، قدرت ديگران و...) تعيين كننده نتيجه است، اقدامى نكند.

نتيجه گيرى

منابع طبيعى شامل آب، خاك، هوا، كوه، جنگل و... است كه اين نشانه ها از مصاديق بارز نعمت ها و مواهب الهى براى انسان مى باشد؛ ازاين رو، انسان وظيفه دارد در برابر اين همه موهبت الهى در حفظ، احيا و آبادانى منابع طبيعى نهايت دقت و كوشش خود را به كار گيرد تا شكر نعمت هاى الهى را به جا آورد. انسان جزئى از وجود هستى است؛ جزئى كه حق دارد از محيط زيست خود منفعت ببرد و از آن بهره بردارى كند. بنابراين، انسان اداره كننده زمين است، نه مالك آن، اما ازآنجاكه او در زمين به صورت امانت دار قرار داده شده، بر اين اساس، واجب است در حد و اندازه اى كه به او سپرده شده تصرف كند، نه بيشتر از آن، تا حقى ضايع نشود؛ زيرا استفاده از منابع طبيعى حق ديگران و حتى نسل هاى آينده نيز هست.

با توجه به جهان بينى اسلامى، مى توان گفت: هر حركت و عمل مثبتى از سوى انسان، اگر با انگيزه و نيت الهى باشد، آن عمل عبادت محسوب مى شود. درخت كارى، آبيارى و حفاظت از درختان مثال هايى از فعاليت هاى سازنده و اصلاح گرايانه در عرصه محيط زيست به شمار مى آيند. امر به رفتارهاى هنجار زيست محيطى و نهى از رفتارهاى نابهنجار زيست محيطى نيز يكى از موضوع هايى است كه در ديدگاه اسلامى مورد توجه قرار گرفته است.

با توجه به ساختار وجودى انسان، طرح مباحث مربوط به اخلاق زيست محيطى يك ضرورت فرامليتى و جهانى است. همچنين استفاده از منابع محيط زيست بايد در چارچوب خاصى صورت پذيرفته، از اسراف و استثمار خوددارى شود؛ بنابراين، لازم است با آموزش و ترويج اخلاق زيست محيطى براى آحاد جامعه، آنان را براى تعامل صحيح با محيط زيست يارى رساند. يادگيرى از طريق دريافت اطلاعات و آگاهى هاى زيست محيطى مهم ترين عامل در پيش بينى رفتار زيست محيطى و در نتيجه، ايجاد اخلاق زيست محيطى در شهروندان است. همچنين نگرش ها در واقع، فرايندهايى ارزشى هستند كه به تشخيص شخص از ارزش ها و نيز باورهايى كه با موضوع نگرش مرتبط مى داند بستگى دارند. سواد زيست محيطى كه قسمتى كوچكى از فرايند آموزش حفاظت از محيط زيست را دربر مى گيرد، مى تواند بر نگرش ها و در نتيجه بر رفتار اثر بگذارد، اما اطلاعات در واقع، از طريق تأثير باورها عمل مى كند و اين امر تا حد زيادى به متغيرهاى شخصى مانند مذهب، عوامل اقتصادى و احساس مسئوليت يك فرد بستگى دارد. اجزاى ده گانه اى كه ارائه گرديد (اطلاعات زيست محيطى، آگاهى زيست محيطى، نگرش زيست محيطى، نگرانى زيست محيطى، مذهب، عوامل اقتصادى، رفتار مسئوليت پذيرانه نسبت به محيط زيست، احساس مسئوليت، آموزش حفاظت از محيط زيست و سواد زيست محيطى) عواملى هستند كه داراى آغاز و پايان بوده و هر گام در تعامل با گام هاى ديگر است. چنانچه در عصر حاضر، برنامه ريزان عرصه هاى آموزشى توجه به عوامل تأثيرگذار در اخلاق زيست محيطى را ناديده انگارند، در آينده اى نه چندان دور شاهد بحران هاى زيست محيطى ناخوشايندى در جهان خواهيم بود.

منابع

بادكوبى احمد، 1380، آموزش محيط زيست براى دستيابى به توسعه پايدار، همايش بين المللى محيط زيست، دين و فرهنگ، تهران، سازمان حفاظت محيط زيست.

بيرهوف، هرى، 1384، رفتارهاى اجتماعى مطلوب از ديدگاه روان شناسى اجتماعى، ترجمه رضوان صدقى نژاد، تهران، گل آذين.

پرتوى، پروين، 1380، ملاحظات اخلاقى در معمارى و شهرسازى؛ اخلاق زيست محيطى و توسعه پايدار، هنرنامه، ش 12، ص 144ـ153.

رحمتى انشاءاللّه، 1387، انديشه و نظر: خداباورى و اخلاق زيست محيطى، فلسفه، كلام و عرفان، ش 25، ص 60ـ65.

رهبر معظم انقلاب، 21/3/1382، پيام به همايش حقوق محيط زيست.

شبيرى، سيدمحمد و سهراب عبدالهى، 1388، مفاهيم و كاربردها و نظريه ها در آموزش محيط زيست، تهران، پيام نور.

عابدى سروستانى احمد، 1388، بررسى ديدگاه هاى اخلاق زيست محيطى دانشجويان و استادان دانشگاه علوم كشاورزى و منابع طبيعى گرگان، نشريه تحقيقاتى، ش 204، ص 65ـ77.

عابدى سروستانى احمد و منصور شاه ولى، 1388، نقش ترويج كشاورزى در ارتقاء اخلاق زيست محيطى كشاورزان، اخلاق در علوم و فناورى، ش 1و2، ص 120ـ130.

كلايتون، سوزان و جين مايرز، 1390، روان شناسى حفاظت از محيط زيست (درك و ترغيب مراقبت انسان از طبيعت)، ترجمه مجيد صفارى نيا و همكاران، تهران، نسل فردا.

محبوبى، محمدرضا و نورا رمضانى، 1390، سنجش اخلاق زيست محيطى روستاييان در استان گلستان، اخلاق در علوم و فناورى، ش 3، ص 58ـ67.

محمدى، مظفر. 1384، اخلاق زيست محيطى، فلسفه، كلام و عرفان، ش 26، ص 123ـ137.

نصر، سيدحسين، 1382، نياز به علم مقدس، ترجمه حسن مياندارى، قم، طه.

Ajzen, I, 1991, "The theory of Planned Behavior", Organizational Behavior and Human Decision Processes, n. 50, p. 179-211.

Atran, S & et al., 2005, "The Cultural Mind: Environmental Decision Making and Cultural Modeling Within and Across Populations", Psychological Review, n. 112, p. 744-776.

Bailey, G. A., 1971, "The Public, the Media and the knowledge gap", Journal of Environmental Education, n. 2, p. 3-8.

Dunlap, R E, K. D. Van Liere, 1978, "The New Dwyer, W. O. & et al., 1993, "Critical Review of Behavioral Interventions to Preserve the Environment: Research Since 1980", Environment and Behavior, n. 25, p. 275-321.

Fishbein M & I. Ajzen, 1975, Belief, Attitude, Intention Andbehavior: An Introduction to theory and Research, Addison Wesley, Reading, MA.

Hawthorne M & Alabaster T (1999). Citizen 2000: development of a model of environmental citizenship. Global Environmental Change, 9)1), 25-43.

Hedjazi, Y, F. Arabi, 2009, "Factors Influencing Non Governmental Organization Participation in Environmental Conservation", International Journal of Environmental Research, University of Tehran, n. 1, p. 129-136.

Hines, J. M, H. R. Hungerford, A. N. Tomera, 1987, "Analysis and Synthesis of Research on Responsible Environmental Behaviour: A Meta Analysis", Journal of Environmental Education, n. 18, p. 1-8.

Hungerford, H. R, P. Ben and J. W. Richard, 1980, "Goals for Curriculum Development in Environmental Education", Journal of Environmental Education, n. 11, p. 42-47.

Inglehart, R, 1995, "Public support for Environmental Protection: Objective Problems and Subjective Values in 43 Societies", PS: Political Science, n. 15, p. 57-71.

Karimzadegan, H, H. Meiboudi, 2012, "Exploration of Environmental literacy in Science Education Curriculum in Primary Schools in Iran", Procedia-Social and Behavioral Sciences, n. 46, p. 404-409.

McMichael, T., 2008, Ecologically Sustainable Development: Will Recognition of Health Risks Revitalise the Debate? , Dissent, Autumn/Winter.

Meiboudi, H. & et. al., 2012, "The Way to Succeed in Environmental Education is through People-to People Cooperation: A Case Study in Iran", International Journal of Emerging Trends in Engineering and Development, n. 6, p. 209-215.

Miller, M D, T. R. Levine, 1996, In M. B. Salwen & D. W. Stackes (Eds.), An integrated Approach to Communicationtheory and Research, Mahwah, NJ, Lawrence ErlbaumAssociates, Inc.

Newhouse, N, 1990, "Implications of Attitude and Behaviour Research for Environmental Conservation", Journal of Environmental Education, n. 22, p. 26-32.

Ostman, R, J. Parker, 1987, "Impact on Education, Age, Newspapers and Television on Environmental Knowledge, Concerns and Behaviours", Journal of Environmental Education, n. 19, p. 3-9.

Stern, P, T. Dietz, L. Kalof, 1993, "Value orientations, Gender Andenvironmental Concern", Environment and Behaviour, n. 25, p. 322-348.

Thompson, S. C. G., M. A, Barton, 1994, "Ecocentric Andanthrocentric Attitudes toward the Environment", Journal of Environmental Psychology, n. 14, p. 149-157.

UNEP, 2008, UNEP Year Book, An Overview of Our Changing Environment, United Nations Environment Programme.

UNESCO, 1978, Intergovernmental Conference on Environmental Education, Tbilisi (1977), Final Report, UNESCO, Paris.

UNICEF, 2009, The State of the World's Children: Special Report Celebrating 20 years of the Convention on the Rights of the Child, Retrieved 1 November 2009, from www.unicef.org

Weigel, J., 1978, "Environmental Concern: the Development of a Measure", Environment and Behaviour, n. 10, p. 3-15.

Wilcox, D., 1993, The Guide to Effective Community Participation, Partnership Books, London.

World Bank, 2011, BTI 2012-Iran Country Report, World Development Indicators UNDP, Human Development Report, Bertelsmann Stiftung.

Young, K., 1991, Shades of Green, In: Jowell et al (ed.), British Social Attitudes: The 8th Report, Cambridge University Press, Cambridge.