تحليلى تطبيقى از شفاعتدر نگاه فخررازى و قاضى عبدالجبار

ضميمهاندازه
7_OP.PDF722.74 کيلو بايت

سال بيست و چهارم ـ شماره 216 (ويژه كلام)

زكيه فلاح يخدانى / كارشناس ارشد فلسفه و كلام دانشگاه اصفهان و دانش پژوه سطح 3 جامعه الزهرا عليهاالسلام   gomnam114@yahoo.com

دريافت: 2/6/93                    پذيرش: 6/12/93

چكيده

شفاعت يكى از باورهاى اديان، به ويژه دين اسلام است كه افزون بر دلالت آياتى از قرآن كريم، روايات معصومان عليهم السلام در مورد آن به حد تواتر رسيده است. متكلمان مسلمان اتفاق نظر دارند كه شفاعت از باورهاى پذيرفته شده در ميان عقايد اسلامى است، گرچه در تفسير آن اختلاف نظر دارند. گروهى همچون معتزليان به دليل پيش داورى در مسئله عمل به وعيد، ناچار شدند شفاعت را مختص افراد مطيع و نيكوكار بدانند. در نتيجه، شفاعت پيامبر سبب افزايش درجه نيكوكاران است نه نجات گنه كاران، اما اشاعره معتقدند شفاعت، مخصوص مرتكبان گناه كبيره اى است كه به دليلى نتوانسته اند قبل از مرگ توبه كنند.

     اين مقاله سعى دارد ديدگاه دو تن از دانشمندان مهم مسلمان، فخررازى و قاضى عبدالجبار كه يكى نماينده مكتب اشعرى و ديگرى نماينده مكتب معتزلى است، به شيوه توصيفى ـ تحليلى مورد بررسى قرار دهد. نتايج به دست آمده حاكى از اين است كه شفاعت اولياى الهى مشروط به مشيت الهى و تحت ضوابط خاصى است و علاوه بر زيادت در منفعت، باعث رفع عقاب نيز مى گردد.

 

كليدواژه ها: شفاعت، اشاعره، معتزله، قاضى عبدالجبار، فخررازى، مرتكب گناه كبيره.