نقد و بررسى سير تحول انديشه انسان اقتصادى در اقتصاد متعارف

ضميمهاندازه
3_OP.PDF840.93 کيلو بايت

ماهنامه علمى ـ ترويجى در زمينه علوم انسانى بهمن 1394

سيدناصر علم الهدى / دانشجوى دكترى فلسفه اقتصاد مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قدس سره

محمدجواد توكلى / استاديار گروه اقتصاد مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قدس سره             tavakoli@qabas.net

دريافت: 17/3/94               پذيرش: 29/10/94

 

چكيده

«انسان اقتصادى» يكى از فروض اساسى اقتصاد متعارف است. اين فرض پايه اى از لحاظ تاريخى توسط اقتصاددانان كلاسيك معرفى و به وسيله اقتصاددانان نئوكلاسيك به عنوان يك ايده منسجم گسترش يافت. اين مقاله به روش تحليلى روند تحول انديشه انسان اقتصادى در اقتصاد متعارف را نقد و بررسى مى كند. يافته هاى مقاله نشان مى دهد انديشه «انسان اقتصادى» ابتدا در چارچوب انسان منفعت طلب توسط آدام اسميت معرفى شد. در ادامه، جان استوارت ميل با الهام از فلسفه «لذت گروى» بنتام آن را در قالب انسان لذت گرا وارد ادبيات اقتصادى كرد. اقتصاددانان نئوكلاسيك نيز با كمّى سازى اين فرض مبنايى، مفهوم «انسان محاسبه گر» را معرفى كردند. مفهوم «انسان اقتصادى» معرفى شده داراى برخى تناقض هاى درونى بوده و پيامدهاى نامطلوبى بر جاى گذاشته است.

 

كليدواژه ها: انسان اقتصادى، عقلانيت اقتصادى، اقتصاد كلاسيك، اقتصاد نئوكلاسيك.