رابطه عقل و وحى از منظر ابن رشد و صدرالمتألهين

ضميمهاندازه
5.pdf989.22 کيلو بايت

سال بيست و پنجم ـ شماره 220 (ويژه فلسفه)

اكبر فايدئى / مربى گروه فلسفه و حكمت اسلامى دانشگاه شهيد مدنى آذربايجان   faydei@yahoo.com

مريم حسن پور / كارشناس ارشد فلسفه و كلام اسلامى دانشگاه علامه طباطبايى          m.hasanpour1364@yahoo.com

دريافت: 26/1/94               پذيرش: 8/6/94

 

چكيده

رابطه ميان فلسفه و شريعت، مسئله عقل و وحى، و سازگارى و ناسازگارى اين دو با هم، يكى از مشهورترين و عميق ترين مباحث در حوزه الهيات است. اين مسئله، همواره ذهن انديشمندان دينى را به خود معطوف داشته و سبب پيدايش ديدگاه هاى متفاوت شده است. اكثر قريب به اتفاق فلاسفه اسلامى از جمله صدرالمتألهين و ابن رشد، ضمن اعتقاد به ارزش و اعتبار عقل و وحى، اثبات هماهنگى حكمت و شريعت را وجهه همت خود قرار داده اند. آن دو، تأويل را راهكار اساسى رفع تعارض ظاهرى ميان عقل و شرع دانسته و در معنا و متعلق و گستره تأويل و روش هاى معرفتى با هم اختلاف نظر پيدا كرده اند.

     اين مقاله، با روش توصيفى ـ تحليلى، بر آن است كه با استفاده از آيات و روايات و آراى انديشمندان اسلامى رابطه عقل و وحى را تبيين نموده و ميزان توانايى عقل در كاشفيت از معارف دينى و موارد تطبيق حكمت و شريعت را از نظر ابن رشد و صدرالمتألهين را مقايسه نمايد.

 

كليدواژه ها: حكمت، شريعت، فلسفه اسلامى، معرفت عقلانى، معرفت وحيانى.