بررسى تطبيقى «وحدت شخصى» صدرالمتألهين و «وحدت وجودى» اسپينوزا

ضميمهاندازه
3.pdf1.14 مگابايت

سال بيست و ششم ـ شماره 232 (ويژه فلسفه)

فرشته نورعلى زاده / عضو هيئت علمى دانشگاه آزاد اسلامى واحد ميانه  nouralizadeh.f@gmail.com

دريافت: 22/6/95               پذيرش: 3/12/95

 

چكيده

اين مقاله با هدف بررسى و تبيين تشابهات و تمايزات ديدگاه صدرالمتألهين و اسپينوزا در باب مسئله «وحدت وجود» به رشته تحرير درآمده است و به روش توصيفى و تحليل محتوا و با استفاده از فن اسنادى به بررسى تطبيقى نظريه «وحدت شخصى» صدرالمتألهين و «وحدت وجودى» اسپينوزا مى پردازد. ازآنجاكه صدرالمتألهين و اسپينوزا در مفاهيمى همچون «وجود موجود قائم به ذات و وحدت آن»، «عينيت صفات با ذات آن»، «نامتناهى»، «تغييرناپذيرى»، «بسيط الحقيقه بودن و واجب الوجود بودن موجود واحد» اشتراك دارند، به نظر مى رسد برخلاف ديدگاه غالب، تشابهات ديدگاه صدرالمتألهين و اسپينوزا در وحدت وجود ظاهرى نبوده و اين فيلسوف همه خداگرا نيست.

 

كليدواژه ها: موجود قائم به ذات، وحدت وجود، بسيط الحقيقه، واجب الوجود، همه خداگرايى.