پلوراليسم نجات در انديشه اسلامي

پلوراليسم نجات در انديشه اسلامي

مهدي عزيزان
(دانش‌آموخته حوزه علميه و دكتري كلام و فلسفه اسلامي)

چكيده

واژه «پلورال» (plural) به معناي كثرت و تعدّد، و واژه «پلوراليسم» (pluralism) به معناي كثرت‌گرايي يا گرايش به كثرت به كار مي‌رود. پلوراليسم داراي انواعي از قبيل معرفتي، ديني، اخلاقي، نجات، فرهنگي و سياسي است. از بين اين انواع، موضوع اين نوشتار «پلوراليسم نجات» است.

در اين بحث، مسئله آن است كه آيا سعادت و نجات اخروي و بهره‌مندي انسان‌ها از مواهب آن و ورود به بهشت، ويژه پيروان دين خاصي است يا پيروان اديان متفاوت، از سعادت و نجات اخروي بهره‌مندند؟ قايلان به پلوراليسم نجات، از عقيده دوم، كه همان نجات پيروان اديان متعدد و متكثّر است، دفاع مي‌كنند.

كليدواژه‌ها: پلوراليسم نجات، پلوراليسم معرفتي، صراط مستقيم، مستضعفان، جاهل قاصر و مقصّر.

مقدّمه

با توجه به پيامدهاي فلسفي، كلامي، اجتماعي و اخلاقي «پلوراليزم نجات»، بررسي اين موضوع اهميت بيشتري پيدا مي‌كند؛ چراكه جهان پر از اديان و مذاهب رنگارنگ و متلوّن است. از يك‌سو، اديان توحيدي همچون اسلام، مسيحيت و يهود قرار دارند، و از سوي ديگر، اديان غيرتوحيدي همچون هندوئيسم، بودايي، كنفوسيوس و مانند آن صف‌آرايي كرده‌اند. هريك از اين اديان نيز در دل خود، حامل مذاهب متعددي هستند. در جهان اسلام، مذهب اماميه، اهل‌سنّت (با گرايش‌هاي كلامي اشعري و معتزلي و گرايش‌هاي فقهي حنبلي، شافعي، حنفي و حنبلي)، اباضيه، ماتريديه، اسماعيليه و مانند آن؛ در جهان مسيحيت، مذاهب ارتدوكس، كاتوليك و پروتستان، نمونه‌هايي از اين تنوّع مذهبي را نشان مي‌دهند.

هر يك از اين اديان يا مذاهب، در قياس با كل انسان‌ها در دامنه زمين و زمان، از تعداد كمتري برخوردارند و در مقابل آنان، آحاد بيشتري از انسان‌ها صف بسته‌اند. حال چنانچه هريك از اين اديان و مذاهب تنها پيروان خود را اهل نجات بدانند و غير خود را يكسره اهل هلاكت و آتش، چه حادثه‌اي رخ خواهد داد؟ بنابراين، همه اين نحله‌ها و ملل مذهبي و دست‌كم، اديان توحيدي بايد به سؤالاتي از اين دست پاسخ دهند:

ـ با توجه به هلاكت و شقاوت بيشتر انسان‌ها، آيا حكمت خداوند در خلقت انسان، اراده خداوند در هدايت انسان‌ها، هدف از ارسال رسولان و بعثت انبيا و در يك كلام، فلسفه آفرينش به هدف خود اصابت خواهد كرد يا نه؟
ـ اگر آفرينش جمادات و نباتات و حيوانات با عرض و طول وسيع آن، مقدّمه كمال انساني است، كه اكثريت آنها در نهايت به هدف خود نمي‌رسند و در اثر ضلالت،

به هلاكت و دوزخ درخواهند افتاد، آيا خلقت موجودات، به ويژه نوع انساني، توجيه فلسفي و كلامي خواهد يافت يا خير؟

فارغ از نتايج فلسفي و كلامي موضوع، از نظر اجتماعي نيز اين بحث نتايج فراواني درپي خواهد داشت. اقلّيتي كه تنها سرانجام خود را منتهي به سعادت و رستگاري بداند و ديگران را يكسره در تيه شقاوت و عذاب سرگردان ببيند، در تعاملات اجتماعي نيز همه امتيازات اجتماعي را به سوي خود مي‌كشد، خود را برتر از همه مي‌نشاند و چه بسا توهين، شكنجه و حتي كشتن ديگران را نيز روا بشمارد. بدون ترديد، يكي از ريشه‌هاي تنش‌ها و درگيري‌هاي اجتماعي در طول تاريخ، همين نكته بوده است.

از نظر اخلاقي و تربيتي نيز اين بحث ثمرات قابل توجهي دارد. اگر هر مذهبي تنها پيروان خود را اهل نجات بداند و ديگران را يكسره اهل شقاوت و عذاب، لاجرم از نظر اخلاقي، به آنان به ديده تحقير و تمسخر مي‌نگرد، از بذل محبت و كمك به آنان دريغ مي‌كند، خود را بهتر و مهتر مي‌بيند و تكبّر و خودبيني را توجيه مي‌كند، از بودن با ديگران در رنج و عذاب است و... .

در نقطه مقابل، چنانچه در سنگ‌بناي معرفتي ما درباره اهل نجات و دوزخ، تغييري حاصل آيد و به جاي قطع و يقين به هلاكت و عذاب مذاهب و اديان ديگر، احتمال نجات آنان ـ و نه بيشتر ـ مطرح شود، پاسخ به پرسش‌هاي قبلي همگي تغيير مي‌كند؛ حكمت و فلسفه خلقت، صفت هدايتگري خداوند و غرض از ارسال رسولان، در دايره وسيعي از انسان‌ها و با طيف شديد و ضعيف آن، تحقق مي‌يابد؛ تعاملات اجتماعي رنگ ديگري به خود مي‌گيرد و وضعيت رواني و اخلاقي افراد، نرمش و آرامش بيشتري به خود مي‌بيند.

در قبال مسئله «پلورالسيم نجات» در جغرافياي انديشه اسلامي، سه فرضيه قابل طرح است كه پس از بررسي و تفحّص لازم در منابع اسلامي، لاجرم يكي از آنها از توفيق و تأييد بيشتري برخوردار خواهد شد و مورد قبول اهل‌نظر قرارخواهدگرفت. اين سه‌فرضيه عبارتند از:

1. انكار مطلق پلوراليسم نجات؛
2. پذيرش مطلق پلوراليسم نجات؛
3. پذيرش و انكار مشروط پلوراليسم نجات.

رابطه پلوراليسم معرفتي و پلوراليسم نجات

در صورت پذيرش مطلق پلوراليسم نجات و اعتقاد به اهل نجات بودن پيروان اديان متعدّد، جاي اين پرسش وجود دارد كه آيا نجات پيروان اديان متعدد به دليل حقّانيت و درستي آموزه‌هاي آن اديان است يا توجيه ديگري دارد؟ به عبارت ديگر، آيا پذيرش پلوراليسم نجات مبتني بر پذيرش پلوراليسم معرفت ديني و حقّانيت اديان متكثّر است، يا مي‌توان با انحصاري دانستن دين كامل در يك آيين و ردّ پلوراليسم معرفت ديني، پلوراليسم نجات را از راه ديگري پذيرفت؟ به تعبير ديگر، آيا بين پلوراليسم معرفت ديني و پلوراليسم نجات ملازمه‌اي منطقي وجود دارد يا خير؟

عده‌اي عقيده دارند: اعتقاد به پلوراليسم نجات مستلزم تن دادن به پلوراليسم معرفتي و ديني است و بدون اعتقاد به حقّانيت همه اديان و وجود صراط‌هاي مستقيم، نمي‌توان ب