مهارتهای اسلامی آموزش آداب دوستی به کودکان

Article data in English (انگلیسی)
مقدمه
دوستی و انتخاب دوست موضوعی است که آثار آن در زندگی فردی و اجتماعی انسان قابل انکار نيست؛ بههمين جهت در متون اسلامی علاوه بر آنکه به داشتن و افزودن آن تأکيد شده، ضابطهمندي آن بيشتر مورد توجه متون ديني قرار گرفته است؛ تاآنجاكه براساس آموزههاي اسلامي، انتخاب دوست نهتنها بهعنوان عامل مؤثر در سرنوشت انسان در اين دنيا تلقي گرديده؛ بلكه سرنوشت زندگي جاويدانه و اخروي انسان را هم تحت تأثير قرار ميدهد؛ بنابراين داشتن دوستان خوب و واجد معيارهاي اسلامي، سلامت زندگي دنيا و آخرت شخص را بهدنبال دارد و برعکس، داشتن دوستان فاقد معيارهای اسلامی، زندگی دو جهانی شخص را با خطر جدی روبهرو میکند. پس انتخاب دوست يا دوستان شايسته از ناشايسته، در سلامت زندگی يک ضرورت اجتنابناپذير است؛ که بهموجب آن جا دارد اوليا، مربيان دينی و مخصوصاً والدين از آغاز کودکی کودکان به اين مهم توجه داشته و تلاش کنند آداب و معيارهای اسلامی دوستی را به کودکان آموزش دهند، تا دوستیهای آنها با همان آداب و معيارهای اسلامی شکل گرفته و افکار، رفتار و بهطور کلی شخصيت آنها را تحت تأثير قرار دهد.
درک و فهم ضرورت آموزش آداب دوستی به کودکان بهخودیخود، تداعیگر دو پرسش میشود: 1. اين آداب از نظر اسلامی کداماند؟ 2. چگونه میتوان آنها را به کودکان آموزش داد؟ پاسخ سؤال اول متضمن چيستی و تعداد آداب دوستی در منابع اسلامی را میطلبد و سؤال دوم را ميتوان با بيان چگونگي آموزش دادن اين آداب در قالب مهارتهاي خاص، پاسخ داد. پژوهش حاضر ضمن اشاره مختصر و گذرا به مهمترين مصاديق آداب دوستی از نظر منابع اسلامی، تلاش کرده، راهکارهايي را برای آموزش دادن آداب دوستی به کودکان، بهعنوان هدف اصلی خود بيان کند، تا در حد وسع و ظرفيت اين پژوهش، پاسخی باشد به سؤال اصلی اين پژوهش، يعنی چگونگی آموزش آداب دوستی به کودکان. اين ويژگی است که اين پژوهش را از پژوهشهای ديگری که در مورد دوستی و آداب آن با عناوين مختلف انجام گرفته، متمايز میکند.
برخی از پژوهشهای انجامگرفته در ارتباط با دوستی کودکان، نوجوانان و جوانان عبارتاند از: «تأثير آموزش مهارتهای دوستيابی به کودکان و آموزش از طريق والدين، بر افزايش کيفيت دوستی دختران دارای مشکل در روابط با همگنان» (اميری و همکاران، 1391)؛ «بررسی ملاکها و کيفيت دوستی در کودکان و نوجوانان دختر» (حجازی و ظهرهوند، 1380)؛ «آيين دوستيابی در سخنان امام رضا» (رحيمی، 1395). اين پژوهشها اولاً با هدف بررسی کيفيت دوستی انجام گرفته و نسبت به نقش والدين و وظايف دينی آنها در آموزش آداب دوستی به کودکان توجهی نداشتهاند؛ ثانياً نسبت به آداب اسلامی دوستی، مخصوصاً روشهاي آموزش آنها به کودکان، نوجوانان و جوانان ساکتاند. پژوهشهای ديگری مشابه پژوهشهای مذکور انجام گرفتهاند که بهدليل مشتمل بودن آنها بر کاستیهای ذکرشده، از ذکر آنها خودداری گرديد.
1. مفهومشناسی آموزش آداب دوستی به کودکان
دو کلمه صبی و طفل دارای معانی زير است:
طِفل: نوزاد و کودک تا هنگام بلوغ، فقط به مفرد مذکر گفته می شود (انيس و همکاران، 1384، ج 2، ص 1191)؛ خرد و ريزۀ هر چيزی، نوزاد از مردم و جانوران وحشی (معلوف و همکاران، 1378، ج 2، ص 1169).
صبی: کودک، پسربچه يا پسربچه از شير گرفتهشده؛ صبيه: دختربچه (انيس و همکاران، 1384، ج 1، ص 1080)؛ صبی به معنای پسر جوان و صبيه به معنای دختر، دوشيزه، دختر جوان (معلوف و همکاران، 1378، ج 1، ص 1027)؛ بنابراين صباوت و طفوليت از نوزادی تا هنگام بلوغ و جوانی را شامل میشود؛ اما روانشناسان از حدود دو تا دوازده سالگی را دورۀ کودکی ناميدهاند که بر حسب مراحل رشد شناختی پياژه دو دورۀ پيش عملياتی (2ـ6 سالگی) و عمليات عينی (7ـ11 سالگی) را شامل میشود (سيف و همکاران، 1380، ج 1، ص 80ـ81).
دوست: يعنی محب، يکدل، يکرنگ، خيرخواه، يار، رفيق، مأنوس، آشنا، همدل؛ ظاهراً در اصل «دوس» بوده که به معنای چسبيدن و پيوستن به چيزی است و به مرور ايام از معنای اصلی مهجور گشته و به معنای مأخوذ شهرت گرفته است (دهخدا، 1373، ج 7، ص 9883). دوستی: يعنی حالت و صفت و عمل دوست. محبت و مودت و خيرخواهی و رفاقت و ياری، يگانگی، صداقت؛ خلاف خصومت، مقابل دشمنی (همان، ص 9889، «دوستی»).
آداب: جمع ادب؛ فرهنگ، حسن معاشرت، حسن محضر، طريقهای که پسنديده و صلاح باشد، اخلاق حسنه، فضيلت، اجتماع خصال حميده، راه و رسم، نگاهداشتن خود از نکوهيدههای کرداری و گفتاری، اندازه و حد هر چيزی را نگاه داشتن (دهخدا، 1372، ج 1، ص 1313)؛ ظرفيت، تهذيب (بستانی، 1375، ص 33). اینها معناهايي است که لغتشناسان برای ادب ذکر کردهاند. ابنمنظور تصريح میکند که ادب در اصل به معنای دعوت بوده و علت ناميدن آن به ادب اين است که ادب مردم را به نيکیها دعوت کرده و از زشتیها بازمیدارد (ابنمنظور، 1414ق، ج 1، ص 206). زيبدی ادب را ملکۀ بازدارنده از زشتیها، آموزش رياضت نفس و اخلاق نيکو میداند (مرتضی زبيدی، 1414ق، ج 1، ص 296). بنابراين آداب دوستی يعنی راه و رسم، اصول و قوانين دوستی؛ که با انتساب آن به دين اسلام، عبارت میشود از ارزشها، بايد و نبايدهايي که در متون اسلامی بهمنظور ارتباط سالم با ديگران و بخصوص دوستان و همسالان بيان شدهاند.
در منابع اسلامی برای دوستی آداب بسيار متعدد و مفيدی ذکر شده؛ اما با توجه به اينکه هدف اين پژوهش چگونگی آموزش آداب دوستی به کودکان بوده و نه بيان آداب دوستی؛ از ذکر تفصيلی آنها خودداری گرديده و بهمنظور يادآوری برای خوانندگان محترم اين پژوهش، در زير به برخی از مهمترين آنها اشاره میشود:
معنويت و دينداری (کلينی، 1407ق، ج 2، ص 638)؛ خردمندی و کرامت (همان)؛ وفاداری به عهد و پيمان (مجلسی، 1404ق، ج 26، ص 224؛ کلينی، 1407ق، ج 2، ص 638)؛ خيرخواهی (همان)؛ راستگويي و صداقت (همان)؛ خوشاخلاقی و خوشرويي در رفتار (محدث نوری، 1408ق، ج 8، ص 448و453؛ نهجالبلاغه، 1380، حكمت 6)؛ آيندهنگری (محدث نوری، 1408ق، ج 8، ص 441؛ مجلسی، 1403ق، ج 71، ص 174)؛ عفو و بخشش؛ «فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ»؛ روحيه اجتماعی (محدث نوری، 1408ق، ج 8، ص 350؛ ياری رسانی (کلينی، 1407ق، ج 2، ص 166).
2. روشهای آموزش آداب دوستی به کودکان توسط والدين
آموزش آداب دوستی توسط والدين به کودکان به دو روش عملی و زباني امکانپذير است:
در روش عملی مجموعۀ آداب دوستی عملاً توسط والدين بهتدريج رعايت گرديده و بهصورت مستقيم، غيرمستقيم به کودکان نمايش داده میشود؛ اما در روش زبانی، والدين آداب دوستی را با در نظر گرفتن سن و سال کودک، به او معرفی کرده و رعايت آنها را به او سفارش میکنند. گفتنی است که تقسيم آموزش به دو روش يادرفته، بدينمعنا نيست که لزوماً از هرکدام بهصورت جداگانه استفاده شود؛ بلکه میتوان با توجه به موقعيت و شرايط مناسب از ترکيب هر دو روش استفاده کرد. بنابراين روش آموزش آداب دوستی به کودکان با استفاده از منابع دينی بهصورت زير بيان میکردد:
1ـ2. آموزش عملی
الف. الگو بودن والدين مؤدب به آداب دوستی
الگو در تعليم و تربيت معمولاً به انسانی گفته میشود که متربی با مشاهده رفتار و ديگر ويژگیهای او همان رفتار و ويژگیها را از او میآموزد و فرامیگيرد (داودی، 1392، ص 155). نقش والدين بهعنوان الگوی رفتاری برای کودکان به دلايل زير از اهميت ويژه برخوردار است:
1. آموزش آداب دوستی به کودکان يکی از مباحث تربيت اجتماعی بوده و اولين گام در تربيت اجتماعی، تنظيم و هدايت رفتارهای اجتماعی است که بهطور عمده توسط تقليد و الگو گرفتن از اجتماع صورت میپذيرد. کودک در اول مراحل زندگی خويش به فراگرفتن رفتارها و حرکات ديگران میپردازد؛ بهمين جهت بايد شرايطی را فراهم آورد که الگوهای مناسب اجتماعی و اخلاقی در مقابل کودک حضور داشته باشد تا با تأثيرپذيری از آنها، رفتارهای اجتماعی مطلوب در کودک شکل بگيرد (ايمانی، 1367).
2. اولين الگوهای رفتار اجتماعی در حضور کودکان معمولاً والدين هستند که کودکان در تعامل با ديگران عموماً و دوستانشان بهطور خاص، آنها را الگو قرار میدهند. در آموزش آداب دوستی به کودکان، نزديکترين راه و اثرگذارترين روش، عمل والدين به آداب دوستی در حضور آنهاست؛ اين الگو قرار گرفتن والدين میتواند به دو صورت زير باشد:
ب. دوستی والدين با کودکان خود
اصولاً رابطۀ ميان والدين و فرزندان، خود میتواند از مصاديق روابط دوستانه باشد، که بايد آداب دوستی در آن رعايت شود. بهعبارت ديگر والدين بهترين حالتی که میتواند در آن رعايت آداب دوستی را به فرزندان و کودکانشان آموزش دهند، زمانی است که بتوانند علاوه بر نقشی والدينی که دارد، نقش يک دوست صميمی و خودی را با فرزندان و کودکانشان داشته باشند؛ بههمين جهت است که در روايات تأکيد فراوانی به دوستی فرزندان و کودکان شده است. بديهی است که اين دوستی به معنای صرف احساس قلبی عاری از هرگونه تظاهرات عملی و رفتاری نيست؛ بلکه تأکيد بر دوستی با کودکان متضمن تظاهرات عملی آنکه میتواند در قالب رعايت آداب دوستی کرد پيدا کند نيز هست؛ پس علاوه بر آن احساس قلبی، پايبندی به رعايت آداب دوستی و بروز آن احساس در رفتار نيز مورد توجه اين روايات است. اينکه رسول اكرم میفرمايد: کودکان را دوست داشته باشيد و بعد بلافاصله میفرمايد نسبت به آنها مهربان باشيد و وقتی چيزی را به آنها وعده داديد، وفا کنيد (کلينی، 1407ق، ج 6، ص 49)، بيانگر همين حقيقت است. يا آن روايتی که امام صادق در آن میفرمايد: خداوند بندهاش را بهخاطر شدت دوستی فرزندش، مشمول رحمت خودش قرار میدهد (همان، ص 50)؛ يقيناً بدان معنا نيست که به صرف احساس قلبی خاص، و بدون ظهور آن در عمل، خداوند چنين پاداشی را میدهد. چه خوب فرمود پيامبر اکرم که هرکسی که کودکی دارد بايد با او کودکی کند (صدوق، 1413ق، ج 3، ص 483)، يعنی با کودک نقش کودکی را بايد بازی کرد؛ همان انتظاراتی را که از کودکان در تعامل با دوستانشان داريم، بايد خود در رابطۀ دوستانهمان با کودکان خود انجام دهيم. بهعبارت ديگر، آدابی را که انتظار داريم کودکانمان در دوستیهاشان رعايت کنند، خود ما در تعامل با کودکمان رعايت کنيم. بهکارگيری اين روش نيز بسته به توان والدين در نقش کودکی بازیکردن، میتواند از آغاز کودکی تا پايان آن کارايي داشته باشد؛ فقط ميزان و کيفيت اثرگذاری اين روش منوط به اين است که والدين تا چه اندازهای در تربيت فرزند تجربه داشته يا آموزش ديده باشند؛ و مهمتر از همه اينها مراقبت و توجه دائم میخواهد، که والدين در تعاملات مختلف و متعدد با کودک، به موقع و در زمان و مراحل سنی مناسب آداب دوستی را مورد استفاده قرار دهند.
کودکان برخوردار از چنين والدينی نيازی به معرفی زبانی ندارند؛ وقتی کسی آنها را ببيند از طريق آداب آنها میفهمند که فرزند چه کسی است؛ همچنانکه در برخی روايات تصريح شده است که از سعادت مرد اين است که فرزندش از طريق شباهت به او از نظر صورت و سيرت، شناخته شود. روشن است که پيشفرض اينگونه شناختهشدن فرزند، معروف بودن پدر از نظر صورت و سيرت است؛ يعنی سيره و رفتار والدين بايست آنقدر شناخته شده باشد که اطرافيان به مجرد ديدن آن سيره و رفتار در فرزند، تصديق کنند که اين فرزند همان والدين است.
ج. رفتار دوستانۀ والدين با دوستان خود
افزون بر رابطۀ دوستانۀ والدين با کودکان خود، که میتواند بهعنوان الگوی از رفتار دوستانه و مزين به آداب دوستی، مورد مشاهده کودکان قرار گرفته و کودکان از آنها الگوگيری میکنند؛ رفتار دوستانه و مشتمل بر آداب دوستی والدين با دوستانشان نيز پيوسته مورد مشاهدۀ کودکان قرار گرفته و میتواند بيانگر سبک دوستی والدين باشد و همين سبک دوستی والدين میتواند الگويي باشد برای کودکان؛ بنابراين مهارت والدين در چگونه دوستی کردن با دوستان خود، الگوی رفتاری ديگری است که میتواند آداب دوستی را به آنها آموزش دهد.
مشاهده آداب دوستی از والدين موجب میشود کودکان آنها را در تعامل با دوستان خود بهکار بگيرند. مثلاً مشاهدۀ وفاي به عهد در سيرۀ عملی والدين با دوستان خود، از سوی کودکان، موجب رعايت اين ادب دوستی از سوی آنها در روابط با دوستان خود میشود. ازاينرو رفتار والدين نقش بسيار مؤثرتری نسبت به سخنان آنان دارد. پس يکی از مهمترين روش والدين در امر آموزش آداب دوستی به کودکان و فرزندان، رعايت اين آداب توسط خود والدين در تعامل با دوستان خود است. چنانکه معروف است که «کودکان ما هماني میشوند که هستيم، نه آنکه میخواهيم» (داودی، 1392، ص 61). بنابراين اگر والدينی میخواهند آداب دوستی را به کودکان خود آموزش دهند، بهترين راه مؤدب بودن خود آنها به اين آداب است. برخی نويسندگان در مورد کمک کردن به کودکان در شناخت احساساتش مینويسند: با تبديلکردن خودمان به آيينهای که عواطف او را نمايان میسازد، میتوان کودک را در شناخت احساساتش ياری کرد. وظيفه يک آيينه عاطفی، منعکس ساختن احساسات بهصورت اصلی و بدون کم و کاست است. وضوح تصوير چه در آيينۀ حقيقی و چه در آيينۀ عاطفی زمينه را برای اقدام به اصلاح کمبود آن از جانب خود فرد فراهم میکند تا شخص خود را در آن بيارايد و تغيير دهد (گينات، 1393، ص 26ـ27). حال اگر ما بهجای شناخت احساسات، رعايت آداب دوستی را گذاشته و بپرسيم چگونه کودکانمان را در رعايت آداب دوستی کمک کنيم؟ پاسخ همان آينهبودن است؛ يعنی بايد آينهای باشيم برای کودکانمان در رعايت آداب دوستی؛ و بديهی است که خاصيت آينه در نشان دادن است. والدينی که آينه برای نماياندن آداب دوستیاند، بايست کودکان آداب دوستی را در سيرۀ مستمر آنها ببينند. دعوت عملی بدون زبانی که در روايات مورد تأکيد معصومان قرار گرفته، ناظر بههمين الگوی عملی بودن برای ديگران است. در روايتی از امام صادق آمده است: دعوتکنندگان مردم باشيد، اما به غير زبانهايتان؛ يعنی با عملتان مردم را دعوت کنيد. در ادامه حضرت در مقام بيان علت، میفرمايد: «فان ذلک داعية» (كليني، 1407ق، ج 2، ص 78)؛ زيرا اين دعوت عملی، دعوت واقعی است. واقعی بودن چنين دعوتی را میتوان از اين نکته ظريف ادبی استفاده کرد که حق کلمۀ «ذلک» اين است که بعد از کلمۀ «داعيه» باشد؛ ولی حضرت آن را مقدم داشته است؛ که مفيد حصر بوده و بدين معناست که تنها اين دعوت، دعوت است. بنابراين طبق اين روايت، عملی بودن دعوت، اثرگذاری آن را افزايش میدهد و اين اثری است که در همۀ دعوتها، ازجمله در دعوت فرزندان به رعايت آداب دوستی وجود دارد.
2ـ2. آموزش زبانی
منظور از آموزش زبانی اين است که مربی و در اين پژوهش والدين، علاوه بر معرفی و آگاهاندن آداب دوستی به کودکان، آنها را بهصورت زبانی و شفاهی به رعايت آداب دوستی سفارش کنند و از رفتارهای مخل دوستی منع کنند. اين سفارشها گاه بهصورت کلی و با عنوان عام «آداب دوستی»، «آداب معاشرت»، «اخلاق دوستی» و... انجام میگيرد و گاه مربی و والدين میتوانند مصاديق آداب دوستی را با زبان سخن به کودکان بيان کنند و رعايت آنها را مورد تأکيد قرار دهند.
الف. سفارشهای عام و کلی
در موارد متعددی ائمه معصومان بهطورکلی و عام به معاشرت نيکو و رعايت ادب با مردم سفارش کردهاند؛ همچنانکه به اجتناب از برخی رفتارها بهمنظور حفظ و ثبات دوستی دعوت کردهاند؛ ازجمله اميرمؤمنان میفرايد: «با مردم آنگونه معاشرت کنيد که اگر مرديد بر شما اشک بريزند و اگر زنده مانديد، با اشتياق بهسوی شما آيند». در بيان ديگری آن حضرت از دوستی با برخی افراد منع کرده، میفرمايد: از دوستی با احمق بپرهيز؛ همانا احمق میخواهد به تو نفعی رساند؛ اما تو را دچار زيان میکند؛ از دوستی با بخيل بپرهيز؛ زيرا از آنچه که سخت به آن نيازی داری از تو دريغ میدارد؛ و از دوستی با بدکار بپرهيز که با اندک بهايي تو را میفروشد و از دوستی با دروغگو بپرهيز که او به سراب ماند، دور را به تو نزديک و نزديک را دور مینماياند. امام زينالعابدين نيز خطاب به فرزندانش میفرمود: با اهل ديانت و معرفت همنشينی کنيد و اگر به چنين کسانی دسترسی نداشتيد، تنهايي به انس گرفتن و سلامت نزديکتر است؛ و اگر بجز همنشينی با مردم قانع نشديد، با جوانمردان همنشينی کنيد؛ زيرا آنها در مجالسشان زشتگويي نمیکنند. «برادر مسلمانت را دوست داشته و هرآنچه را برای خود دوست میداری، برای او دوست بدار و هرچه را که برای خودت زشت میداری برای او زشت بدار». این بيان زيبا و کلی است از امام باقر در مورد رعايت آداب دوستی. اين روايات و امثال آنها میتوانند سيرۀ ائمه را در سفارش به دوستی و آداب آن، اثبات کنند. در اين صورت معلوم میشود فرزندان، ازجمله کودکان، جزء مخاطبان اوليه اين سفارشها بودهاند؛ چنانکه ائمه در دعوت فرزندانشان به نيکی به ديگران چنين سيرهاي داشتند؛ امام موسیبن جعفر میفرماید: پدرم دست مرا گرفت و فرمود: فرزندم! پدرم محمدبنعلی همچنانکه من دست تو را گرفتم، دست مرا گرفت، فرمود: پدرم علیبن حسين دست مرا گرفت و فرمود: پسرم! کار نيک را هرکسی از تو خواست برايش انجام بده؛ اگر او لياقتش را داشت، تو کار نيک در جای خودش انجام دادهای؛ اما اگر او شايسته چنين کاری نيکی نبود، تو همچنان از اهل خير و نيکی هستی (حرعاملی، 1409ق، ج 16، ص 295).
ب. سفارش به مصاديق آداب دوستی
نمونۀ زيبا و جالب اين نحو آموزش آداب دوستی در نهجالبلاغه آمده است؛ در نامه 31 اميرمؤمنان بهعنوان يک پدر، هنگام سفارش به فرزندشان امام حسن مجتبی، مصاديق متعددی از آداب دوستی را مورد تأکيد قرار میدهد: «اگر برادرت از تو جدا گشت، تو پيوند دوستى را برقرار كن؛ اگر او روى برگرداند، تو مهربانى كن؛ و چون نسبت به تو بخل ورزید، تو بخشنده باش؛ آنگاه كه دورى مىگزيند، تو نزديك شو؛ و چون سخت مىگيرد، تو آسان گير؛ و به هنگام گناهش، عذر او بپذير» (نهجالبلاغه، 1380، نامه 31). صداقت و راستگويي يکی از آداب مهم دوستی است؛ نقل شده که امام زينالعابدين پيوسته فرزندانش را به پرهيز از دروغ کوچک و بزرگ؛ چه بهصورت جدی و چه بهنحو شوخی دعوت میکرد و در مقام بيان دليل برای اجتناب از حتی دروغ کوچک، میفرمود: وقتی شخص مرتکب دروغ کوچک شود، جرئت گفتن دروغ بزرگ را هم پيدا میکند (کلينی، 1407ق، ج 2، ص 338). سفارش به گشادهرويي (همان) از ديگر مصاديق آداب دوستی است که مورد تأکيد ائمه بودهاست.
ج. معرفی الگوهاي آداب دوستی
در زمانها و مکانهای متعددی رفتارهای ناشی از اهتمام به آداب دوستی و رعايت آنها از افراد متعدد سر میزند که معمولاً ديگران نسبت به آنها غافل بوده و توجهی ندارند؛ بخصوص گاهی اين رفتارها از افرادی صادر میشوند که از محبوبيت اجتماعی بهخاطر همين رفتارها برخوردارند و متوجه ساختن کودکان به اين رفتارها و دليل انجام آنها میتواند کودک را به انجام آنها ترغيب کرده و انجامدهندگان چنين رفتارهايي بهصورت غيرمستقيم الگوی رفتاری اين کودکان میشوند.
3ـ2. ترکيب آموزش لسانی و عملی
در اين نحوۀ آموزش، عمل به محتوای آموزش زبانی يا قبل از خود آموزش زبانی انجام میشود و يا بعد از آموزش زبانی، به آن ملحق میشود. چهبسا ممکن است آن دو بهصورت همزمان واقع شوند. چنين عملی بدون شک بر تأثير آموزش زبانی افزوده و درصد اهتمام متربی به چنين آموزشی را بيشتر میکند.
اصولاً يکی از سيرههای ائمه معصومان در آموزش آداب معاشرت بهطور عام، آموزش دادن آداب در هنگام رويارويي فرد با عمل بود (حسينیزاده، 1389، ص 177). بهعنوان نمونه، داستانی از اميرمؤمنان نقل شده که هم رعايت آداب دوستی توسط خود حضرت را بهخوبی بيان میکند و هم آموزش عملی دادن حضرت به فرزندش محمد حنفيه را بهنمايش میگذارد. تصادفاً نکته جالب روايت اين است که در مورد حقوقِ «اخوان: دوستان دينی» بوده و در اول آن تعبير به «اخوان له» آمده است؛ يعنی دو نفر از برادران و دوستان حضرت؛ بنابراين هرگونه رفتار حضرت با اين دو دوست، نمونهای از آداب دوستی است. داستان از این قرار است که دو نفر پدر و پسری از دوستان و برادران مؤمن اميرمؤمنان وارد شدند، حضرت بهعنوان احترام ايستاد و آن دو را گرامی داشت و در صدر مجلس نشاند و خود رو بهروی آنها نشست؛ دستور دادند ظرف آب و طعام را آوردند و خوردند؛ سپس قنبر غلام حضرت تشت و ظرف آبی آورد، تا مهمانان دستشان را بشويند؛ اما امام آن را گرفت تا بر دست مهمان آب بريزد مرد مهمان خجالت کشيد و از جا بلند شد و گفت: يا اميرمؤمنان! درحالیکه تو بر دستان من آب میريزی خداوند مرا میبيند؛ حضرت فرمود بنشين و دستانت را بشوی؛ خداوند، هم تو را میبيند و هم برادری را که با تو فرقی نداشته و خودش را برتر از تو نمیداند و با اين کار خداوند ده برابر به تعداد خدمتکاران بهشتی او میافزايد؛ مرد مهمان نشست و حضرت فرمود: تو را به حق آنکسی که تو او را به عظمت میشناسی و بزرگ میدانی، و به فروتنیات در برابر خداوند قسمت میدهم، که همانگونه که وقتی قنبر آب را بر دست تو میريزد، آن را میشويي؛ اکنون نيز با اطمينان و راحتیِ خاطر بشوی؛ مرد مهمان چنين کرد و دستانش را شست؛ وقتی تمام شد، حضرت ظرف آب را به محمد حنفيه داد و فرمود: فرزندم اگر اين پسر بدون پدرش نزد من میآمد، بر دست او هم آب میريختم؛ اما خداوند عز و جل ابا دارد از اينکه هرگاه پسر و پدر با هم باشند، با آنها رفتار يکسان شود، من بر دستان پدر آب ريختم و تو هم بر دستان پسر آب بريز؛ محمد حنفيه چنين کرد و بر دستان پسر آب ريخت. امام حسن عسکری پس از نقل اين روايت میفرمايد: هرکس علی را در اين سيره متابعت کند، شيعه حقيقی است (حسنبن علی، 1409ق، ص 326).
4ـ2. تلاش والدين در جهت گزينش دوستان خوب
يکی از عوامل بيرونی مؤثر در تربيت کودک، دوستان و همسالان هستند که نقش بسزايي در تأثيرپذيری دارند. انسان دارای طبيعت اجتماعی است و نيازهای خود را نيز از اجتماع برآورده میکند (شعباندخت، 1390، ص 136). کودک و جوان همانند ساير انسانها، نياز به دوست دارد. معاشرت با دوستان صميمی يک نياز طبيعی است و نمیشود از آن صرفنظر کرد. انسانی که دوست نداشته باشد، احساس تنهايي میکند؛ بهگونهايكه گويا در زندگی خود کمبود دارد. لذيذترين ساعات زندگی برای يک کودک و جوان، ساعتی است که با دوست خود بهصورت صميمی میگذراند (امينی، 1384، ص 413).
مهمترين اثری که بر دوستی، مترتب میشود، تأثير و تأثری است که در بين آنان انجام میگيرد. انسان دوست خود را الگو میگيرد و از رفتارش تقليد میکند؛ به او اعتماد کرده و گفتارش را باور میکند؛ همسان و همرنگ او میشود. اين بدان جهت است که در بين دو کودک يا دو جوان سنخيت و تناسب روحی خاصی وجود دارد که چنين سنخيتی بين آنها و يک فرد بزرگسال وجود ندارد. دو کودک يا دو جوان حرف همديگر را بهتر میفهمند، بهتر میتوانند نسبت به هم اعتماد کرده و اسرار دل خود را در ميان بگذارند و از یکدیگر راهنمايي بخواهند (همان، ص 414).
اگر دينداری و معنويت در رأس آداب دوستی قرار دارد؛ بعد از والدين، بهترين کسانی که اين ادب را به شخص منتقل میکند و اثرپذيری شخص نسبت به اين ادب از آنها بهتر و بيشتر است، دوستان اوست. در روايتی از پيامبر آمده است: «آدمی بر دين دوست و همنشيناش است». مقصود اين است که اگر فردی، کسی را دوست بگيرد، دين او را هم پذيرفته است (نيکخو، 1387، ص 38). يا اگر فردای قيامت پردههای غيب برداشته شود، برخی وقتی نتيجۀ انتخاب دوست ناباب را مشاهده میکنند، فرياد پيشيمانی سر داده، میگويند: «اى واى بر من، كاش فلان (شخص گمراه) را دوست خود انتخاب نكرده بودم»؛ که باز هم به دليل نقش اساسی دوستان در زندگی است. مخصوصاً طبق اين آيۀ شريفه، که آثار دوستی و نقش دوستان منحصر به اين دنيا نبوده و دامنه تبعات آن، حتی سرنوشت حيات اخروی انسان را هم تعيين میکند. بنابراين براساس آيات و روايات، بعد از والدين، دوستان بيشترين نقش را در آموزش آموزههای اسلامی و آداب معاشرت و آداب دوستی دارند. پس اگر والدين بخواهند به این آيه عمل کنند که: «اى كسانىكه ايمان آوردهايد، خود و خانواده خويش را از آتشى كه هيزم آن انسانها و سنگهاست، نگه داريد؛ آتشى كه فرشتگانى بر آن گمارده شده كه خشن و سختگيرند و هرگز فرمان خدا را مخالفت نمىكنند و آنچه را فرمان داده شدهاند، بهطور كامل اجرا میکنند»؛ بايد نسبت به دوستی کودکان و فرزندانشان بیتفاوت نباشند و در انتخاب دوست، آنان را ياری کنند؛ تا آنها با اجتناب از دوستان ناباب و گزينش دوستان خوب، در روابط دوستانهشان نقش فعال داشته و منفعل نباشند و فردای قيامت فرياد: «يا ليتنی لم اتخذ فلاناً خليلاً» سر ندهند. انتخاب دوستان مؤدب به آداب دوستی، يکی از روشهای مهم آموزش آداب دوستی به کودکان است که والدين میتوانند در آن ايفای نقش کرده و در انتخاب چنين دوستانی کودکان و فرزندانشان را ياری رسانند. بنابراين پدر و مادر بايد با همه وجود تلاش کنند معاشران خوبی برای فرزندان خود انتخاب کنند. با انجام اينکار، دو فايده هم نصيب آنان خواهد شد؛ در درجه نخست فرزندشان ناخودآگاه کمالات معاشر خوب را اقتباس کرده، به نيکی گرايش پيدا خواهد کرد؛ در درجه دوم از معاشرت با افراد فاسد و آلوده برکنار مانده، از آفتهای زشت آنان مصون خواهد ماند (قندی، 1398، به نقل از: بيدی و رنجبرزاده، 1392، ص 112).
نمودار الگوی چگونگی آموزش آداب دوستی به کودکان
نتيجهگيری
پژوهش حاضر که در راستاي پژوهشهای انجامگرفته در حوزه دوستی و آداب آن صورت گرفت؛ در پاسخ به اين سؤال بود که «چگونه میتوان آداب دوستی را به کودکان آموزش داد؟» و بيانگر مهارت آموزشی است. پاسخ این شد که اوليا و مربيان و مخصوصاً والدين میتوانند با چهار روش کلی آداب دوستی را به کودکان آموزش دهند؛ در اولين روش، والدين بهصورت عملی در ضمن رفتار دوستانه با خود کودکان و رفتار دوستانه با دوستان ديگر، اين آداب را آموزش میدهند؛ براساس دومين روش والدين بهصورت زبانی و گفتاری، در قالب سفارشهای کلی و مصداقی و معرفی الگو، به آموزش دادن اين آداب به کودکان اقدام میکنند؛ افزون بر اين دو روش، والدين میتوانند با استفاده از ترکيب هر دو روش گفتاری و عملی، بهعنوان سومين روش آموزش آداب دوستی به کودکان، آموزشهای خود را مؤثرتر کنند؛ و در نهايت، در چهارمين روش، والدين کودکان را در انتخاب دوست مناسب و واجد شرايط کمک میکنند، تا کودکان بتوانند از دوستان مزين به آداب دوستی، آن آداب را بياموزند.
- نهجالبلاغه، 1380، ترجمة محمد دشتي، چ يازدهم، قم، مشهور.
- ابنمنظور، محمدبن مكرم، 1414ق، لسان العرب، چ سوم، بيروت، دار صادر.
- اميری، شعله و همکاران، 1391، «تأثير آموزش مهارتهای دوستيابی به کودکان و آموزش از طريق والدين بر افزايش کيفت دوستی دختران دارای مشکل در روابط با همگنان»، مطالعات روانشناسی تربيتی، ش 16، ص 1ـ16.
- امينی، ابراهيم، 1384، اسلام و تعليم و تربيت، قم، بوستان کتاب.
- انيس، ابراهيم و همکاران، 1384، فرهنگ المعجم الوسيط (عربی ـ فارسی)، تحقيق محمدبندر ريگی، تهران، انتشارات اسلامی.
- ايمانی، محسن، 1367، «تربيت اجتماعی (قسمت سوم)»، تربيت، سال سوم، ش 8، ص 40ـ43.
- بستانى، فواد افرام، 1375، فرهنگ ابجدي، چ دوم، تهران، اسلامي.
- حجازی، الهه و زهره ظهرهوند، 1380، «بررسی ملاکها و کيفيت دوستی در کودکان و نوجوانان دختر»، روانشناسی و علوم تربيتی، سال ششم، ش 1، ص 1ـ20.
- حرعاملى، محمدبن حسن، 1409ق، وسائل الشيعه، قم، مؤسسة آلالبيت.
- حسنبن علي بن على، 1409ق، التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري، قم، مدرسة الامام المهدي.
- حسينیزاده، سيدعلی، 1389، سيره تربيتی پيامبر و اهل بيت، چ هشتم، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
- داودی، محمد، 1392، خانه بهشتی، تهران، ستاد اقامه نماز.
- دهخدا، علیاکبر، 1372، لغتنامة دهخدا، تهران، دانشگاه تهران.
- ـــــ ، 1373، لغتنامة دهخدا، تهران، دانشگاه تهران.
- رحيمی، مرتضی، 1395، «آيين دوستيابی در سخنان امام رضا»، فرهنگ رضوي، ش 15، ص 133ـ164.
- سيف، سوسن و ديگران، 1380، روانشناسی رشد (1)، چ دوم، تهران، سمت.
- شعباندخت، علی اصغر، 1390، تربيت کودک از منظر آموزههای دينی، قم، مشهور.
- صدوق، محمدبن علي، 1413ق، من لا يحضره الفقيه، چ دوم، قم، جامعة مدرسين.
- قندی، زهرا، 1398، «نقش والدين در تربيت اجتماعی فرزندان از منظر اسلام»، معارف قرآن و عترت، سال پنجم، ش 10، ص 125ـ152.
- كلينى، محمدبن يعقوب، 1407ق، الكافي، چ چهارم، تهران، دار الكتب الاسلاميه.
- گينات، هيمجی، 1393، راهنماي تربيت فرزندان، ترجمة اميد حلاج، چ دوم، تهران، پيکان.
- مجلسى، محمدباقر، 1403ق، بحارالانوار، چ دوم، بيروت، دار احياء التراث العربي.
- ـــــ ، 1404ق، مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، چ دوم، تهران، دار الكتب الاسلاميه.
- محدث نورى، حسينبن محمدتقى، 1408ق، مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، قم، مؤسسة آلالبيت.
- مرتضى زبيدى، محمدبن محمد، 1414ق، تاج العروس، بيروت، دار الفكر.
- معلوف، لوئيس و همکاران، 1378، فرهنگ بزرگ جامع نوین، تحقيق احمد سياح، چ دوم، تهران، اسلام.
- نيکخو، مهدی، 1387، گلبرگ زندگی (بررسی جنبههای گوناگون رشد و تربيت کودک)، چ دوم، قم، بوستان کتاب.