روشمندي و شرايط تحقيق در تاريخ و خلاهاي موجود در تدوين تاريخ اسلام ( گفت و گو با: صادق آيينه وند)

روشمندي و شرايط تحقيق در تاريخ
و خلاهاي موجود در تدوين تاريخ اسلام

بنده معتقدم گام اساسي در راه تدوين تاريخ اسلام را حوزه علميه مي تواند بر دارد، چه كارهاي بزرگ را از بزرگان بايد خواست. حوزه همانگونه كه تاكنون در فقه و كلام و حديث و فلسفه اسلامي خوش درخشيده است، در‌اين كار اگر متوغل شود و از سرجد بخواهد ميتواند. زيرا ورود در تاريخ اسلام بدون تبحر و تسلط بر ديگر علوم اسلامي، كاري بي توفيق است. و من يكبار ديگر ضمن استدعا از محضر اساتيد حوزه براي اهتمام به چنين كاري كه بي شك موعد دست زدن بدان فرا رسيده است، همان سخن انديشمند، نويسنده و مورخ نامدار جهان اسلام مرحوم استاد عباس محمود العقاد مصري را در عراق به هنگام زيارت آن عالم بزرگ، تكرار ميكنم و بر آن اصرار دارم كه: (عندكم اللباب)....

دكتر صادق‌ايينه وند، از چهره هاي فرهنگي و از محققان و اساتيد برجسته و ممتاز دانشگاهي است كه در زمينه تاريخ اسلام مشغول تحقيق و تدريس مي باشند. ايشان دانشيار تاريخ اسلام در دانشگاه تربيت مدرس؛ عضو هيئت علمي نمونه وزارت فرهنگ و آموزش عالي سال 1373، مدير گروه تاريخ دانشگاه تربيت مدرس؛ مدير مسوول مجله علوم انساني جمهوري اسلامي‌ايران (به زبان عربي و انگليسي) و استاد درسهاي: تاريخ صدر اسلام، تاريخ ائمه هدي، (علم التاريخ و مصطلح التاريخ فرهنگ و تمدن اسلامي، ادب سياسي در اسلام، جزيره العرب پيش از ظهور اسلام در دانشگاههاي تهران و قم هستند. ايشان داراي دهها اثر مكتوب اعم از تاليف، ترجمه و مقاله به زبان عربي و فارسي مي باشند. به منظور آشنايي با‌ايشان گفتگويي در خصوص شرايط تحقيق تاريخ و خلاهاي موجود در تدوين تاريخ اسلام ترتيب داديم كه از نظرتان مي گذرد.

معرفت: جناب آقاي دكتر ! علم تاريخ را چگونه تعريف مي كنيد و به چه معنايي تاريخ يك علم است؟

دكتر‌ايينه وند: واژه تاريخ از ريشه سامي گرفته شده و به معني كره ماه يا ماه به معني گردش آن آمده است. اين واژه دراكدي "ارخو" و در عبري"يرخ" و در عربي"تاريخ" استعمال شده است.

به نظر مي رسد، اعراب آن را به عنوان تعبيري فني استعمال كرده باشند. احتمال‌اينكه‌اين لغت بنابه نظر پاره‌اي از محققان از زبان حبشي وارد عربي شده باشد، به دليل فقدان اصل آن در‌اين زبان، ضعيف به نظر مي رسد.

پاره‌اي از پژوهشگران برآنند كه‌اين واژه از عربستان جنوبي (يمن) وارد زبان عربي شده و شكل فرضي و اصلي آن توريخ بوده است. ابوريحان بيروني و حمزه اصفهاني بر‌اين باورند كه‌اين كلمه از ماهروز (ماه + روز) فارسي وارد زبان عربي شده است.

مرحوم استاد محيط طباطبايي، در سميناري تاريخي طي سخناني بر پارسي بودن لفظ تاريخ اشاره كردند و آنرا ماخوذ از لفظ ياروياره فارسي دانستند. اين نظر را مي توان در عداد نظرات انوريحان و حمزه مبني بر پارسي بودن لفظ، آورد جز‌اينكه در نفس ماده ماخوذ بين دو دسته اختلاف هست نه اصل آن.

با عنايت به آنچه درباره واژه تاريخ بيان شد، در ميراث اسلامي تاريخ داراي شش معني است:

1. سير زمان و حوادث به معني تطور تاريخي معدل (the history of) انگليسي كه مراد از آن مفهوم: تاريخ اسلام. تاريخ‌ايران است.
2. مرزبندي زمان حادثه بر حسب روز، ماه و سال معادل ((the date.
3. علم التاريخ و تعريف آن، كتب تاريخي و فهم آنچه در آن آمده است، معادل ((the history.
4. تدوين تاريخ، توصيف تطور تاريخي و تحليل آن، معادل ((historiogrsphy.
5. تاريخ رجال و تراجم، معادل ((the biography
6. ميراث اقوام و امتها و بيان شمايل اصلي آنان، انسان كه مي‌گويند:"فلان تاريخ قومه" فلان كس در علم، جود، سياست، حلم، فداكاري بيان شمايل و تبلور و تجسم ملت خود است.

معني اصطلاحي: تاريخ اصطلاحاً به معني، تعيين وقت و وقت شناسي است. هگل تاريخ را حيات بشر در امتداد زمان بر روي زمين مي‌داند.

1. در معاني تكامل يافته تري كه از تاريخ به دست آمده، تاريخ توصيف ادبي هرگونه فعاليت انساني است كه فرداً يا جمعاً رخ داده باشد و در بيان ديگر تاريخ عبارت است از آنچه كه در رشد و تطور فرد و جامعه پديدار مي‌شود و در ارتقاء و توسعه آن نقش دارد. با‌اين تعريف تخصصي، تاريخ به معناي دقيق كلمه، موضوع پژوهشي علمي است.

بايد افزود كه تاريخ به معناي انديشه‌اي عمومي، از باب توسع، شامل جميع انواع معارف بشري مي‌شود.

تعريف تاريخ در اسلام: صولي در تعريف تاريخ گفته است: " تاريخ كل شي غايته و وقته الذي ينتهي اليه زمنه و منه قيل، لفلان تاريخ قومه" (تاريخ هر چيز پايان آن و وقتي است كه زمان رخداد حادثه بدان منتهي مي‌شود. و در‌اين معني گفته شده، فلان كس تاريخ ملت خود است).

در بيان صولي درباره " فلان تاريخ قومه ": دو معني متصور است: يا مرادشرف و سيادت است كه بدو منتهي مي شود و او مجسم كننده آنست و يا به ملاحظه بيان اخبار ملت خود است كه به عنوان زنده نگهدارنده تاريخ از او به تاريخ تعبير شده است.

ابن خلدون‌اينگونه تاريخ را تعريف كرده است: " اخبار عن الايام و الدول و اسوابق من القرون الاول" (خبر دادن از روزگاران و دولتها و پيشينه هاي قرون نخستين است)

كافيجي در‌اين معني گفته است: «و اما علم التاريخ، فهو علم يبحث فيه عن الزمان و احواله و عن احوال ما يتعلق به من حيث تعيين ذلك و توقيته»

(دانش تاريخ، آنست كه در آن از زمان و حالات آن واحوال متعلق به زمان از حيث تعيين و توقيت "مرزبندي"بحث مي‌شود).

مقريزي در معني تاريخ گفته است: «التاريخ، الاخبار عما حدث في العلم الماضي»

(تاريخ، خبر دادن است از آنچه در دنياي گذشته رخ داده است).

موضوع تاريخ، از ديد مورخان مسلمان، انسان و زمان است. سخاوي گويد: «واما موضوعه (التاريخ) فالانسان و الزمان» علمي بودن تاريخ:

تاريخ روشمند و علمي است. ميليونها حقايق تاريخي را مي توان نگاشت كه هم غير متخصص و هم متخصص تاريخ را يكسان قانع كند.

تفاوتي نمي كند اگر بگوييم، دو به اضافه دو، چهار مي‌شود يا اگر هيد