شناخت بُهره اسماعيلى

شناخت بُهره اسماعيلى

پيدايش، باورها، آيين‏ها

على‏اصغر احمدى1

چكيده

همچنان‏كه در دين اسلام مثل ساير اديان، شاخه‏هايى به نام مذاهب سربرآورده، در خود اين مذاهب نيز شعبه‏هايى به وجود آمده است. شيعه يكى از مذاهب اسلامى است كه شعبه‏هايى همچون جعفرى، زيدى و اسماعيلى از آن برآمده‏اند. بُهره شاخه‏اى از فرقه شيعه اسماعيلى است.

 از آنجا كه نام «بُهره» براى بسيارى از تحصيل‏كرده‏ها حتى كسانى كه در حوزه تاريخ و فرق فعاليت دارند، نام بيگانه‏اى است، اين مقاله بر آن است تا از زواياى گوناگون به معرفى اين جماعت اسماعيلى بپردازد.

 گرچه بُهره اسماعيلى و ديگر انشعابات شيعى با مكتب شيعى اصيل اثناعشرى فاصله زيادى دارند، اما نبايد به فراموشى سپرده شوند، بلكه با شناخت دقيق زواياى فكرى ـ اعتقادى آنها مى‏توان زمينه‏هاى وفاق بين آنها و مكتب جعفرى را بيشتر كرد. تدوين اين مقاله را با چنين رويكردى مى‏بايد ارزيابى نمود.

 «بُهره» نام شعبه‏اى از اسماعيليه هند است كه دامنه هندى شاخه مستعلويه به شمار مى‏رود. اين جماعت كه در سراسر جهان به ويژه در هند، مصر و يمن پراكنده‏اند، علاوه بر داشتن اشتراكات زياد با ديگر شيعيان به ويژه شيعه اماميه، داراى باورها و آيين‏هاى خاصى هستند. از نظر سياسى منفعل، اما از نظر اقتصادى كاملاً فعال عمل مى‏كنند. تأسيس بنيادها و مؤسسات و مراكز خيريه در سراسر جهان، اعتبار اين جماعت اندك را از نظر اجتماعى بسيار بالا برده است.

كليدواژه‏ها: بُهره، بُهره اسماعيلى، جماعت بُهره، مستعليه.

مقدّمه

فرقه اسماعيليه يكى از فرقه‏هاى شيعى بانفوذ در جهان اسلام است كه در برخى از دوره‏هاى تاريخى به حاكميت و اقتدار سياسى نيز رسيده است. گرچه تقسيم‏بندى اوليه اين فرقه به دو گروه «نزاريه» و «مستعليه» در اواخر قرن پنجم از آن اقتدار و شكوه كاسته است، ولى هرگز نمى‏توان اين فرقه را از مجموعه فرق اسلامى به طور مشخص، شيعى، بى‏اعتبار و بى‏رونق تلقّى كرد؛ چراكه دو گروه مزبور امروز با عناوين «خوجه» و «بهره» در نقاط مختلف جهان به حيات عقيدتى ـ اجتماعى خود همچنان ادامه مى‏دهند.

 با وجود اين، متأسفانه هنوز تحقيق جامع و كاملى از اسماعيليه و دو گروه مذكور به عمل نيامده است. يكى از علت‏هاى عمده آن، پراكندگى و گستردگى دامنه تحقيقاتى است كه در اين خصوص انجام شده است. از بين همه منابع موجود درباره اسماعيليه، شايد تنها بتوان كتاب تاريخ و عقايد اسماعيليه دكتر فرهاد دفترى را يگانه منبعى دانست كه به طور منسجم، جامع و كامل، اسماعيليه و عقايد آن را داستان‏وار بيان كرده است.

 هرچند اين كتاب نيز به برخى ابهامات موجود در خصوص خوجه‏ها و بهره‏ها، پاسخى نمى‏دهد. بعيد نيست كه اين امر به خاطر روند توصيفى و گزارشى اثر باشد كه نويسنده در پيش گرفته است.

 تحقيق حاضر در حقيقت، پرده از چهره ناشناخته جماعت بى‏نام و نشان اسماعيلى ـ بُهره ـ برمى‏دارد و زمينه تحقيقى كامل‏تر و بنيانى‏تر را براى علاقه‏مندان فراهم مى‏كند.

 در ضرورت تحقيق حاضر همين بس كه «بُهره» يك شعبه شيعى است و با نام شيعه در گوشه گوشه اين جهان پهناور به فعاليت مذهبى خود مى‏پردازد. از اين‏رو، هم شناخت اين جمعت اندك در جغرافياى شيعه به معناى عمومى و كلى آن و هم پى بردن به ضعف‏ها و قوت‏هاى فكرى، عقيدتى و آئينى آنها در دستور كار اين تحقيق است.

 آنچه در اين تحقيق قابل توجه است، برجسته‏سازى و چيدمان منطقى و منظم مطالب پراكنده‏اى است كه در منابع تحقيقى مربوط به فرقه اسماعيلى آمده است.

 اين تحقيق بر آن است تا با طرح برخى عناوين كلى، به شش سؤال عمده در خصوص جماعت بُهره، به صورت گزارش دسته‏بندى شده و موضوعى، پاسخ دهد كه عبارتند از:

 1. بُهره از چه واژه و زبانى گرفته شده و به چه معناست؟

 2. چگونه از دل تاريخ اسماعيليه، «بهره» سربرآورده است؟

 3. در درون اين شعبه كوچك، چه انشعاباتى به وجود آمده است؟

 4. بهره‏ها به چه امورى اعتقاد و باور دارند و قوانين مهم آنها چيست؟

 5. فعاليت‏هاى مهم مذهبى ـ قومى بُهره‏ها كدامند و چه اقداماتى براى انجام چنين فعاليت‏هايى صورت مى‏گيرد؟

 6. بهره‏ها از نظر جمعيتى و موقعيت‏هاى اجتماعى، سياسى و اقتصادى در چه وضعيتى به سر مى‏برند؟

1. شناخت لغوى و معنايى بهره

در ضبط لغوى كلمه «بهره» فرهنگ دهخدا، فرهنگ فارسى معين و برهان قاطع، اتفاق دارند كه با ضمه «ب» و فتحه «ر» است. در فرهنگ دهخدا آمده است: بهره }بُ رَ{ (اِ خ) شعبه‏اى است از اسماعيليه هند.2 اما در دائره‏المعارف تشيع ضبط آن به گونه‏اى ديگر آمده است: كلمه بهره (بوهره) يا بهاره يا وهره از اصل گجراتى بهره «Bohora» يا از ريشه هندى «Vohra» يعنى تجارت گرفته شده است.3

 دكتر دفترى در اين‏باره آورده است: بنا بر توضيحات ريشه‏شناسى معمولى نام بُهْرا (بُهُرا) از اصطلاح گجراتى، «وُهْروو» (ويَهوُهار) به معناى تجارت «داد و ستد كردن» گرفته شده است.4

 درباره معناى لغت بهره تقريبا مى‏توان گفت: اتفاق‏نظر وجود دارد كه به همان معناى «تجارت» است كه پيش‏تر بدان اشاره شد. نويسنده كتاب شيعه در مصر آن را به معناى «تاجر» آورده است.5

 دكتر مشكور نيز به نقل از دائره‏المعارف تشيّع مى‏نويسد:

نام بهره كلمه گجراتى است كه در آن زبان به معنى تاجر و فروشنده است، ولى جالب توجه است كه نويسنده شيعه در مصر ظاهرا تنها كسى است كه وجه تسميه بهره و حتى ريشه آن را به گونه‏اى غير آنچه مشهور است ذكر مى‏كند. او مى‏گويد: بهره در زبان عربى به معناى «تاجر» است. شايد علت پيدايش كلمه بهره و اطلاق آن بر شاخه اسماعيليه مستعليه، به روابط تجارى كه هنديان شيعه مذهب با مصر و يمن داشتند باز مى‏گردد.6

در كتاب تاريخ و عقايد اسماعيليه، دو وجه تسميه براى بهره آمده است. احتمال مى‏رود كه اين اسم را از آن‏روى بر اسماعيليان گجرات گذاشته باشند كه آنها در اصل يك جامعه تجارت پيشه بوده‏اند. تجارت و داد و ستد همچنين پيشه گروندگان قديم گجرات به اسلام بوده است. بنا بر تبيينى ديگر، بهرها را از آن‏رو چنين ناميدند، كه از كاست وُهْرَه هندو به كيش اسماعيلى درآمدند.7

 آنچه همه محققان بر آن اتفاق‏نظر دارند اين است كه بهره، فرقه‏اى از اسماعيليه است كه در هند غربى به سر مى‏برند و بيشترشان در اصل هندو هستند كه با اعراب يمنى مخلوط شده‏اند8 و بعضى هم بازماندگان مستعليه يمن‏اند كه به هند مهاجرت كرده با هم‏كيشان خود درآميخته‏اند.9

2. پيدايش بهره

اولين انشعاب در فرقه اسماعيليه كه منجر به بحران شديد و به تدريج سقوط دولت فاطمى مصر ـ كه طرف‏داران اصلى اسماعيليه بودند ـ گرديد. در اواخر قرن پنجم هجرى اتفاق افتاد.

 قضيه از اين قرار است كه مستنصر، خليفه قدرتمند فاطمى، شش پسر به نام‏هاى محمّد، نزار، عبداللّه، اسماعيل، حيدر و احمد داشت و قدرت اصلى دولت فاطميان در زمان مستنصر به دست بدر جمالى و پس از او به دست پسرش، افضل بود كه هر دو ـ پدر و پسر شيعه اماميه بودند. بعد از مرگ مستنصر، افضل، احمد فرزند كوچك مستنصر، ملقب به مستعلى ـ را براى خلافت تعيين نمود. همين مسئله باعث ناخرسندى نزار ـ پسر بزرگ‏تر مستنصر ـ شد و از بيعت با مستعلى خوددارى كرد و به خاطر ترسى كه از افضل داشت به اسكندريه گريخت. در آنجا با حاكم شهر، سپاهى را عليه افضل آماده كرد، اما شكست خورد. به نوشته برخى از مورّخان افضل او را دوباره تعقيب كرد ولى چون امان خواست رهايش كرد. عده‏اى ديگر مى‏گويند: نزار به دست مستعلى افتاد و زندانى شد و به واسطه سخت‏گيرى‏هاى مستعلى، مرد.

 در برخى منابع تاريخى نيز آمده است كه نزار در اسكندريه به حسن صباح پيوست و با دخترش ازدواج نمود. آن‏گاه حسن صباح به نفع نزار، فرقه‏اى را به نام «نزاريه» تشكيل داد و با ايجاد يك گروه انتحارى، تمام مخالفان را از سر راه برداشت. بدين‏سان، فرقه اسماعيليه پس از خلافت مستنصرباللّه فاطمى در سال 487 ق به دو شاخه «مستعليه» و «نزاريه» تقسيم گرديد. آن‏گاه به مرور زمان از دل شاخه مستعليه اسماعيلى، جماعتى به نام «بهره» و از دورن شاخه نزاريه اسماعيلى، جماعتى ديگر به نام «آغاخانيه يا خوجه» سر برآوردند.10

 نظر ديگرى درباره بهره و خوجه وجود دارد و آن اينكه اساسا بهره همان اسماعيليه مستعلى و خوجه همان اسماعيلى نزارى است، منتها به نام و عنوان هندى. به بيان ديگر، اين‏گونه نيست كه اين دو نام، عنوان و اصطلاح جديد دو گروه و جماعت پيشين باشند و اكنون ديگر خبرى از شاخه «مستعلى» و «نزارى» به همين نام در دنيا نيست، بلكه همين دو شاخه وقتى به هند آمدند به خاطر همنامى با گروه‏هاى محلى علاقه‏مند به اين عقايد، «بهره» و «خوجه» ناميده شدند. در دائره‏المعارف تشيع ذيل واژه «بهره» آمده است:

بعد از مستنصر باللّه (487 ق)، بين فاطميان بر سر جانشين او اختلاف افتاد. بعضى پسر او، المصطفى لدين‏اللّه نزار (437ـ487ق) را امام و خليفه دانستند ـ كه حسن صباح حجت او بود ـ و در عراق و شام و خراسان و لرستان پراكنده و به نام نزاريه معروف گشتند. همين گروهند كه در هند به نام خوجه (خواجه) و آقاخانى مشهورند و بعضى ديگر از المستعلى باللّه پسر ديگر المستنصر پيروى كرده و او را به جاى پدر در قاهره بر مسند خلافت نشاندند. اين جماعت را در مصر و يمن و مغرب آفريقا مستعليه و در هند بهره خواندند. اما وقتى «بهره» به طور مطلق گفته شود مقصود اسماعيليه مستعليه هندند.11

3. انشعابات درونى

همچنان‏كه نهضت اسماعيليه در سال 487 ق با بحران داخلى بر سر جانشينى مستنصر باللّه مواجه شد و در نتيجه، آن دو شاخه نزاريه و مستعلويه از پيكره اسماعيليه سر برآوردند كه هميشه با هم درگيرى و نزاع داشته و دارند، شاخه مستعلويه نيز در سال 524 ق دچار بحران بر سر جانشينى آمر مقتول شد كه در نتيجه آن، مستعلويه به دو شاخه «حافظيه» و «طيبيه» تقسيم شد. ماجرا از اين قرار است كه پس از كشته شدن آمر به دست نزارى‏ها، عده‏اى ادعاى حافظ پسر عمو و جانشين آمر را براى خلافت دولت فاطمى پذيرفتند و به «حافظيه» معروف شدند. برخى ديگر، كودك نوزاد آمر به نام طيب را به عنوان جانشينى پذيرفتند كه به «طيبيه» معروف گشتند. پس از مدتى يمن پايگاه اصلى طيبيه شد و داعيان طيبى به مرور زمان توانستند پيروان زيادى را در هند غربى، در ميان بهره‏هاى گجرات و ساير نقاط پيدا كنند و به آيين اسماعيلى درآورند.

 در سال 999 ق بين جانشينان داعى بيست و ششم طيبيان بر سر خلافت، اختلاف افتاد كه در نتيجه آن، بهره طيبى به دوشاخه «داوديه» و «سليمانيه» تقسيم شد. داوديه به اكثر بهره طيبى گفته مى‏شود كه پس از مرگ داودبن عجب شاه، بيست و ششمين داعى مطلق، داود برهان‏الدين يا داودبن قطب شاه را براى جانشينى برگزيدند، اما سليمانيه به جماعت قليلى از بهره طيبى گفته مى‏شود كه ادعاى سليمان‏بن حسن را براى جانشينى ترجيح دادند؛ نكته قابل ملاحظه اين است كه ادعاى دو گروه داوديه و سليمانيه گويا دعوايى يمنى ـ هندى بود؛ به اين معنا كه اكثريت طيبيان يمن، سراغ سليمان‏بن حسن رفتند و به اصطلاح سليمانيه شدند و اكثريت بهره‏هاى طيبى هند، به دنبال داود برهان‏الدين يا داود قطب شاه راه افتادند و داوديه شدند. گرچه قرابت‏هاى زيادى بين بهره‏هاى داودى سليمانى وجود دارد، اما نمى‏توان اين دو گروه را يكى دانست؛ چراكه از نظر وابستگى به مذهب و آيين‏هاى مذهبى و سنت، تفاوت‏هاى روشنى بين آنها وجود دارد. براى مثال، بهره داودى تقيّدات مذهبى ـ سنتى بيشترى دارند، به آداب و رسوم خويش پايبندند، از زبان محلى گجراتى استفاده مى‏كنند، با مسلمانان سنى‏مذهب ازدواج نمى‏كنند، تحت نظارت شديد مركز داعى، قرار دارند و در مقابل تغيير و تحول جديد منفعل نيستند؛ اما بهره سليمانى اين‏گونه نيستند. نوعى روحيه سكولاريستى در اين گروه ديده مى‏شود، تقيّدات مذهبى آنها كم‏رنگ است، و شديدا به جريانات ترقى‏خواه جديد متمايلند. بهره داوديه نيز به مرور زمان به سه طايفه تقسيم شد: «بهره علييه»، بهره «ناكوشيه» و بهره «جعفريه». «ناكوشيه» تحت تأثير عقايد هندويى، خوردن گوشت را از گناهان مى‏شمارند. فرقه «جعفريه» در عهد مظفر شاهى كه از سال 1407 تا 1411 بر گجرات حكومت مى‏كرد، به مذهب سنت و جماعت درآمدند. در منابع تحقيقى موجود، مطلبى در خصوص اينكه از بين اين سه طايفه بهره داودى، كدام‏يك طرف‏داران بيشتر و موقعيت بهترى دارد نيامده است.12

4. اعتقادات و باورها

طبيعى است در بحث از بهره كه جماعتى است شيعى، سخن از مذهب خاص و رسمى چندان منطقى به نظر نمى‏رسد، اما به خاطر گرايشى كه در طول تاريخ از طرف اين جماعت به اهل تسنن به وجود آمده است، جست‏وجو درباره مذهب بهره ضرورى مى‏نمايد.

 شك نيست كه بهره‏هاى نخستين به خاطر ارتباط دقيق با مبانى اسماعيليه، مذهب شيعى اسماعيلى داشتند، اما با گذشت زمان، در گجرات زمينه‏هايى به وجود آمد كه برخى را به اجبار به سمت سنى‏گرى سوق داد. با ظهور دعوت اسماعيلى در هند ـ گجرات ـ شاهان محلى در برابر مسلمانان سخت‏گيرى نمى‏كردند. از اين‏رو، بهره‏هاى شيعى نخستين براى تبليغ و ترويج آيين خود مشكلى نداشتند، ولى با انقراض دولت هندوان و مسلط شدن سنيان متعصب بر امور منطقه، كار بر بهره و ساير شيعيان سخت شد، به گونه‏اى كه عده زيادى از آنان تغيير مذهب دادند و سنى شدند. بخصوص در زمان پادشاهى مظفرشاه گجراتى (810 ـ813 ق) بيشتر بهره‏هاى شهرنشين به زور به مذهب اهل تسنن كشانده شدند.

 از جمله افرادى كه در سنى كردن بهره‏ها نقش داشت، فردى به نام پير سيدجعفر (سنى و صوفى شيرازى) بود كه سنيان بهره را به نام او «بهره جعفرى» مى‏گويند. گذشته از سنى‏گرى، اندكى از جماعت بهره به خاطر ارتباط با آيين‏هاى موجود در هند به ويژه گجرات ـ مركزشان ـ مذهب جينى دارند و جمعى نيز به مذهب هندويى خود باقى ماندند. با وجود اين، بهره‏هاى امروز، همه شيعه نيستند، بلكه گرايش‏هاى مذهبى سه‏گانه سنى، جينى، و هندويى نيز در بين آنها ديده مى‏شود.13

 يكى از نويسندگان در اثر خود آورده است:

بهره به دو گروه بزرگ كه تاجر و شيعه مذهبند و ديگرى كه كشاورز و سنى مذهب باشند، تقسيم مى‏شوند. بعضى از بهره‏هاى سنى بندر گجرات، در بيرمانى (برمه) به تجارت مشغولند و گروه ثروتمندى را تشكيل مى‏دهند. اكثريت «بهره» بدون شك از اصل هندو هستند كه اجداد ايشان بدين مذهب «اسماعيلى» گراييدند.14

به نظر برخى، بهره‏ها در اصول اعتقادى چندان اختلافى با شيعه اماميه ندارند. هرچند اين نظر قابل پذيرش نيست، اما هرگز نمى‏توان اشتراكات اين جماعت را از حيث مسائل عقيدتى با شيعه اماميه ناديده گرفت.

 ركن اصلى مجموعه اعتقادى بهره را «امامت» تشكيل مى‏دهد. آنها شش امام از دوازده امام را قبول دارند؛ يعنى از امام على عليه‏السلام تا امام جعفر صادق عليه‏السلام. بقيه امامان خود را از نسل اسماعيل، پسر امام جعفر صادق عليه‏السلام مى‏دانند. آنها مقام اميرالمؤمنين على عليه‏السلامرا از امام بالاتر مى‏دانند و او را اساس مى‏خوانند. از نظر آنها، امام در بالاترين مقام روحانى قرار دارد و صاحب ولايت مطلقه در جهان است. خادمان خاص امام بيست و شش نفرند كه بيست و پنج تن داراى مقام حجت و يك نفر داعى بلاغ است. اگر امام غايب باشد اين افراد نيز با او در پرده غيبت به سر مى‏برند و مقام بعد از داعى مطلق نايب امام و صاحب اختيار دعوت و پيشواى ولايت خواهد بود. در غيبت امام و حجت، سلسله مراتب روحانيت بهره به شرح ذيل است:

 1. داعى مطلق كه امروز او را ملاجى يا ملاصاحب نيز مى‏گويند؛

 2. مأذون؛

 3. مكاسر يعنى خويشاوند و همسايه نزديك؛

 4. مشايخ كه عهده‏دار دعوت و امور دينى هستند؛

 5. ملّا كه پيشنماز مسجد و معلم كودكان است؛

 6. ميان صاحب كه روحانى محله و پيشنماز است؛

 7. عامل كه نماينده داعى مطلق و مأمور جمع‏آورى وجوه شرعى و عشريه است.

 بيعت با امام و بستن ميثاق وفادارى با داعى مطلق در جماعت بهره بسيار مهم است.

 عقايد بهره درباره توحيد، نبوت، ولايت، كتاب و سنت، بسيار نزديك به عقايد شيعه اثناعشرى است.15

 نويسنده كتاب شيعيان تانزانيا، عقايد بهره‏ها را به شرح ذيل برشمرده است:

 1. تنها يك خدا وجود دارد.

 2. حضرت محمّد صلى‏الله‏عليه‏و‏آله پيامبر، و على عليه‏السلام وصى و شريك بوده و همواره جانشين پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله به شمار مى‏رود.

 3. امامان مكمل پيامبران هستند با اين تفاوت كه پيامبران مبلغان شرايع ظاهرى و امامان مبلغان شرايع باطنى اسلام هستند.

 4. نسل شيعيان فعلى از حضرت على عليه‏السلام نشأت مى‏گيرد.

 5. در جهان فعلى همواره امامى وجود خواهد داشت كه به صورت منظم هدايت مؤمنان را بر عهده مى‏گيرد. اين شخص مأمور خدا بر روى كره زمين است.

 6. امامت به طور مستقيم از نسل پيامبر ادامه خواهد يافت.

 7. هر كس با امام زمان خود مخالفت كند شريك و همراه شيطان است.

 8. مرتبه امامت هرگز از امام برداشته نخواهد شد (حتى در صورت ارتكاب محرّمات).

 9. دعوت تا روز قيامت دايمى خواهد بود.16

 همان‏گونه كه ملاحظه مى‏گردد، مسائل اعتقادى «بهره» با محورى‏ترين ركن آن يعنى امامت گره خورده است. از سال 1965م با درگذشت طاهر سيف‏الدين داعى مطلق، فرزندش محمّد برهان‏الدين به عنوان داعى مطلق و امام بيست و يكم به زعامت اين فرقه برگزيده شد. برهان‏الدين به سبب ثروت بيش از حد و نظم و رونق خاصى كه به تشكيلات بهره‏ها بخشيد، از اعتبار در عرصه جهان اسلام برخودار است. او اقدامات زيادى براى بسط و گسترش اين جامعه (بهره) انجام داده است كه از آن جمله مى‏توان به تأسيس «الجامعة السيفيه» و آكادمى آموزش زبان عربى اشاره كرد. ارتباطات او با پيروانش در سراسر جهان، زبانزد است.17

 بهره‏ها علاوه بر مسائل اعتقادى، يك سرى اصول مسلم، قوانين و ميثاق‏هايى نيز دارند. اصول مسلم بهره‏ها كه هيچ كس حق تجاوز از آنها را ندارد عبارتند از:

 1. هويت يك مؤمن و حفظ اين اعتبار بستگى به درجات عقيده وى دارد. فرهنگ و آداب و رسوم امامان مقدس نمايانگر و مسخركننده عقيده مؤمنان است.

 2. ايمان مؤمن و عقيده وى سازنده دين و دنياى اوست. بر طبق اين اصل، مؤمنان بايد از پروردگار، پيامبر و امامان بر حق پس از وى اطاعت نموده و در كليه مسائل جانشين آنها شخص داعى پنجاه و دوم مراجعه نمايند.

 3. فراگيرى علوم و دانش‏هاى گوناگون بر هر مؤمن و مؤمنه واجب و ضرورى است.

 4. پروردگار عالم انسان‏ها را با هدفى عالى خلق كرده و امكانات گوناگون را در اختيار آنها قرار داده است. از اين‏رو، جامعه بهره بايد همواره شكرگزار خداوند بوده و در راه تشكر و بندگى معبود خود گام بردارند.

 5. تمرينات جسمى در راه افزايش توانايى‏هاى فيزيكى و بدنى و توسعه قواى عقلى و ذهنى جوانان لازم و ضرورى است.

 مهم‏ترين قوانين بهره نيز به شرح ذيل است:

 1. اعتقاد در برگيرنده برائت و ولايت است. از اين‏رو، مؤمنان بايد سر به فرمان اين عقيده نهند.

 2. قرآن كريم مبناى هر مؤمن در تمام مراحل زندگى است. از اين‏رو، تمامى مؤمنان بايد ضمن قرائت روزانه آن، سعى كنند مفاهيم معنوى آن را درك نمايند و سرمشق زندگى خود قرار دهند.

 3. زبان عربى، زبان اسلام و زبان كليه مذاهب نشأت گرفته از اسلام است. بايد تدبيرى انديشيده شود كه پيروان بهره به عربى مسلط شوند يا حداقل بتوانند از آن استفاده نمايند.

 4. زنان بهره بايد فاطمه زهرا عليهاالسلام را همواره سرمشق و الگوى خود قرار دهند.

 5. فرهنگ اسلامى يكى از غنى‏ترين فرهنگ‏هاى جهانى است. كسانى كه با وارونه جلوه دادن اين فرهنگ سعى در تقليد از ساير فرهنگ‏هاى منحط عربى دارند، دشمنان اسلام به شمار مى‏روند.

 6. ازدواج براى زنان جماعت بهره امرى شايسته و در سن مناسب ضرورى است. زنى كه از اين فرمان سرپيچى كند، مؤمنه خوانده نمى‏شود.

 7. تجارت و فعاليت‏هاى اقتصادى امورى پسنديده به شمار مى‏رود، ولى بايد مراقب بود كه از راه راست، غافل نشد.

 8. تعليمات مذهبى بايد به طور كامل به كودكان آموخته شود.

 9. در هر شهرى جماعت بهره بايد فعاليت‏هايى در راه كمك به عموم مردم شهر خود انجام دهد.

 10. جوامع بهره بايد با سياست‏هاى دولت‏ها در جهت ريشه‏كن نمودن بيمارى‏ها، فقر و بيسوادى هماهنگ باشند.

 11. بايد به كشورهاى عقب‏مانده با احداث استاديوم‏هاى ورزشى كمك شود.

 گذشته از اين قوانين و اصول مسلم بهره‏ها، برهان‏الدين، داعى پنجاه و دوم، قوانين ديگرى را به عنوان ميثاق‏نامه تنظيم كرد و صاحبان دعوت خود را ملزم به اجراى كامل آنها نمود. از جمله آن قوانين، مى‏توان به موارد زير اشاره كرد:

 1. ختنه نمودن دختران؛

 2. نظر دادن در كليه امور زندگى حتى خصوصى‏ترين مسائل زناشويى توسط خود برهان‏الدين يا صاحب دعوت؛

 3. مقرّر نمودن ده‏ها ماليات و عوارض؛ نظير سهم امام، خمس، ماليات فرزند، خانه، دارايى، و...؛

 4. ممنوع بودن عقد و ازدواج، كفن و دفن مردگان، نام‏گذارى كودكان و... بدون اجازه برهان‏الدين يا صاحب دعوت؛

 5. لزوم ارسال سالانه ماليات‏ها، نذورات و هدايا به محل سكونت برهان‏الدين با نظارت صاحبان دعوت.18

5. آيين‏ها (فعاليت‏هاى مذهبى ـ قومى)

يكى از آيين‏هاى مؤكد بهره‏ها، تجديد بيعت با داعى مطلق است كه هر سال در روز هجدهم ذى‏الحجة الحرام ـ روز عيد غدير و انتصاب امام على عليه‏السلام به خلافت و ولايت ـ صورت مى‏گيرد. هر فرد بهره كه به سن بلوغ مى‏رسد بايد با داعى مطلق ميثاق وفادارى ببندد.

 بهره‏ها بعكس خوجه‏ها، به حج و نماز و روزه، جهاد و ساير فروع دين كاملاً معتقدند و براى زيارت روضه مطهر رسول‏اللّه صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و مرقد امامان عليهم‏السلام ـ تا امام ششم ـ به مدينه و عراق مى‏روند. قبور امامان و داعيان اسماعيلى را نيز زيارت مى‏كنند. در شهرهاى زيارتى به هزينه جماعت بهره اقامتگاه‏هايى براى ايشان آماده شده است.

 رسوم ازدواج، ولادت، فوت، اعياد مذهبى و روزهاى بزرگى كه برگزار مى‏كنند، مخلوطى از سنن هندويى و رسوم شيعيان اثنا عشرى است.19

 بهره‏ها داراى اصول و مقرّرات مذهبى خاص خود هستند كه از جمله آنها مى‏توان به اجراى فرايض مذهبى برگزارى نماز جماعت، برگزارى مسابقات تلاوت قرآن كريم، شركت در رقابت‏هاى بين‏المللى حفظ و قرائت قرآن كريم در كشورهاى مختلف اسلامى، برپايى مراسم شهادت و تولد ائمّه اطهار عليهم‏السلام تا امام ششم ـ زيارت قبور ائمّه اطهار عليهم‏السلام(به ويژه كربلا و نجف)، اختصاص مبالغ كلان براى ترميم و توسعه اين زيارتگاه‏ها و ارسال نذورات و هدايا به حضور امام فعلى خود، سيد برهان‏الدين، اشاره كرد.20

 علاوه بر موارد مذكور، بهره‏ها موقوفاتى در هند و عراق دارند و حتى گروهى از آنها ساكن عراق هستند و از درآمد خود اموال زيادى را در امور خيريه صرف مى‏كنند.

 لباس بهره‏ها يكنواخت و يك‏رنگ است. از اين‏رو، تشخيص رئيس و مرئوس در بين آنها بسيار سخت است. آنها به لباس سفيد حتى در زمستان علاقه‏مندند و غالبا عمامه به سر مى‏گذارند و موى محاسنشان را بسيار بلند مى‏كنند. زن‏هايشان نهايت حجاب را دارند.21

6. وضعيت جمعيتى، اجتماعى، سياسى‏واقتصادى‏بهره

تا اين لحظه آمار دقيقى از تعداد بهره‏هاى موجود در سراسر دنيا وجود ندارد. از اين‏رو، محققان آمارهاى گوناگونى در اين‏باره ارائه داده‏اند. برخى با تقسيم بهره‏ها به داودى و سليمانى، به ارائه آمار داوديه پرداخته، اما از جمعيت سليمانيه يادى نكرده‏اند. براى نمونه، دكتر مشكور در فرهنگ فرق اسلامى آورده است: عدد داوديه از سليمانيه بيشتر است و شمار ايشان بر صد و چهل هزار نفر مى‏رسد و ملايان و پيشوايان ايشان از قرن هجدهم تاكنون در شهر سورات اقامت دارند.22 در مقابل، برخى با ذكر اين تقسيم‏بندى، فقط تعداد جمعيت «سليمانيه» را ذكر كرده‏اند. براى نمونه دكتر فرهاد دفترى مى‏نويسد:

كل تعداد سليمانيان يمنى را در حال حاضر مى‏توان حدود 50000 تا 70000 تن دانست كه بيشتر در نواحى شمالى يمن در مناطق واقع در شمال مرز يمن و عربستان زندگى مى‏كنند، تا دهه‏هاى اول قرن بيستم، سليمانيان هند هنوز تعدادشان از هزار تن كمتر بود. در حال حاضر تنها چند هزار بهره سليمانى وجود دارد كه عمدتا در بمبئى، بارودا، احمدآباد و حيدرآباد دكن به سر مى‏برند. عده‏اى سليمانى نيز در پاكستان هستند.23

دكتر مشكور مجموعه كلى بهره‏ها را بدون ذكر شاخه‏هاى داودى و سليمانى در ايالت گجرات هند، دويست و شصت هزار نفر ذكر مى‏كند.24 داود الهامى در كتاب سيرى در تاريخ تشيّع تعداد بهره‏ها را غير از آنچه تا حال آمده است ذكر مى‏كند. وى مى‏نويسد: اسماعيليان معتدلى كه به «مستعلوى» بستگى دارند، هم‏اكنون در يمن و هندوستان زندگى مى‏كنند. در هندوستان (گجرات) بيش از 150 هزار نفر مستعليه اقامت دارند، ايشان را در آنجا «بهارا» يا «بُهره» يعنى بازرگانان مى‏نامند.25

 قريب به پنجاه هزار نفر از آنها در جزيره‏العرب و سواحل خليج فارس و در «حماة و لاذقيه» در سوريه به سر مى‏برند. در كنار اين، آمارهايى كه در دائره‏المعارف تشيّع، آمده، بسيار جالب توجه است. در آنجا آمده است: «تعداد بهره اسماعيلى در سراسر جهان حدود بيست هزار نفر است كه حدود هزار نفر آنها بهره سليمانى و بقيه داودى هستند.»26 به نظر مى‏رسد بهترين آمارى كه در خصوص جمعيت بهره‏ها در دست است آمارى است كه آقاى دفترى در كتاب تاريخ و عقايد اسماعيليه آورده است. او مى‏نويسد:

به موجب سرشمارى سال 1931، شماره بهره‏ها از هر فرقه و مذهب از جمله بهره‏هاى اسماعيلى و سنى و هندو و جينى در هند، در حدود 210000 تن بوده است. بر پايه بعضى تخمينات جديدتر كه در آنها افزايش‏هاى طبيعى سالانه نيز در نظر گرفته شده است، گمان مى‏رود كه در حال حاضر، كلاً حدود 500000 تن داودى در جهان وجود داشته باشد كه از اين تعداد چهار پنجم آنها در هند، زندگى مى‏كنند و حدود 30000 در كراچى پاكستان به سر مى‏برند. داوديان يمن نيز حدود 5000 نفر هستند. حدود 20000 داودى هم در حال حاضر در تانزانيا وجود دارند. گروه‏هاى تجارت‏پيشه كوچكى از بهره‏هاى داودى نيز در سيلان (سريلانكا) در مناطقى از خاور دور و در امتداد كناره‏هاى جنوبى خليج فارس وجود دارد. در دهه‏هاى اخير نيز صدها نفر به اروپا و آمريكا مهاجرت كرده‏اند.27

متفاوت‏ترين و عجيب‏ترين آمار در خصوص جمعيت بهره را نويسنده كتاب شيعيان تانزانيا ارائه داده است. وى مى‏نويسد: «از لحاظ اجتماعى جمعيت فعلى شيعيان بهره در كل جهان چهار ميليون نفر برآورد گرديده كه در كشورهاى مختلف دنيا پراكنده شده‏اند.»28

 آنچه از لحاظ اجتماعى در جامعه بهره كاملاً مشخص است، نظم و نسق حاكم بر آن است كه سبب انسجام آن و فرمان‏بردارى كامل اعضا از پيشواى خود شده است. مركز اين جماعت در هندوستان و شهر بمبئى است. در حال حاضر قريب 470 مركز بهره در سراسر جهان وجود دارد كه هر يك از اين مراكز به وسيله قانون اساسى كه از سوى داعى مطلق تدوين شده اداره مى‏گردد. اين مراكز مجموعه‏اى كامل از مساجد، مسافرخانه، مدرسه، كودكستان، سالن اجتماعات، بيمارستان و غيره‏اند. بر طبق آخرين آمار سال 1995م بهره‏ها در سراسر جهان داراى 700 مسجد، 137 مسافرخانه، 52 قبرستان، 26 بيمارستان، 5 كتابخانه، 21 زايشگاه، 400 سالن اجتماعات، 4 كالج، 350 دبستان و 3 يتيم‏خانه‏اند.29

 بهره‏ها از نظر سياسى چندان فعال نيستند و معمولاً منفعل عمل مى‏كنند. در امور سياسى دولت‏ها دخالت نمى‏كنند و تمام همّ و غمشان حفظ موجوديت خود در سايه آرامش كشورهاست. از اين‏رو، روابط بسيار خوبى با دولت‏ها برقرار مى‏كنند و براى حفظ اين روابط، دولت‏ها را از لحاظ مالى و پولى مدد مى‏رسانند.

 بُهره‏ها از نظر اقتصادى در وضعيت بسيار مطلوبى به سر مى‏برند. اكثر آنها به مشاغل تجارى و خريد و فروش اشتغال دارند. با اين حال، همواره نگران آينده خود هستند. آنها معمولاً پول‏هاى نقد خود را به بانك‏هاى اروپايى به ويژه لندن ارسال مى‏كنند. ساختن مراكز مهم تجارى، صنعتى، مذهبى و فرهنگى كه پيش‏تر بدان اشاره شد، نشان‏دهنده وضعيت مطلوب اين جماعت از نظر اقتصادى است. در ميان اين جماعت فقير ديده نمى‏شود و به محض مشاهده موردى از فقر، به سرعت رسيدگى مى‏كنند. داعى مطلق براى رسيدگى به وضع نيازمندان، بنيادهايى به نام «بنياد سيفى»، «بنياد يادبود دكتر طاهر سيف‏الدين» و «بنياد برهانى» تأسيس كرده است. تمامى اين مراكز خيريه در هندوستان، پاكستان، انگلستان، سريلانكا، كنيا، اوگاندا و تانزانيا مشغول به فعاليت هستند. درآمد حاصله از اين بنيادها بدون هرگونه دخل و تصرف به طور كامل به مصرف خدمات عمومى و امور عام‏المنفعه مى‏رسد. تنها در هند، بيش از دو هزار خانه توسط اين بنيادها، وقف گرديده و در اختيار مستمندان قرار گرفته است.30

بررسى و ارزيابى

بى‏شك شيعه اثناعشرى، امروز دقيقا ادامه همان جريان تشيعى است كه در زمان حضرت رسول صلى‏الله‏عليه‏و‏آلهاز دامن اسلام برآمده و با رهبرى راستين حضرت على عليه‏السلام آغاز و اصول اعتقادى و باورهاى مذهبى اصيل آن، از طريق امامان معصوم عليهم‏السلامبه شيعيان در سراسر عالم منقل شده است. اين فرقه از شيعه، كه به حق «مكتب اهل‏بيت عليهم‏السلام» ناميده شده است، بنابر ادلّه گوناگون عقلى و نقلى، خالص‏ترين، اصيل‏ترين و مبنايى‏ترين فرقه مذهبى جهان اسلام به شمار مى‏رود. از اين‏رو، در گروه عمده باقى‏مانده از شيعيان يعنى زيديه و اسماعيليه با انشعابات درونى‏شان، براى ارزيابى ميزان هماهنگى با مكتب اهل‏بيت عليهم‏السلام، بايد با اين مكتب الهى سنجيده شوند. بنابراين، براى سنجش انديشه‏اى «جمعيت بهره» بهترين ملاك، تطبيق دادن باورها و آموزه‏هاى آنها با عقايد شيعه جعفرى است.

 در اين مختصر، ضمن طرح وجوه مشترك عقايد و افكار بهره با اماميه در برخى زمينه‏هاى اصولى، در محورهاى زير به نقد آنها بپردازيم تا ميزان فاصله آموزه‏اى جمعيت مذكور با شيعه اماميه مشخص گردد.

 الف. در حوزه اعتقادات: بهره‏ها به طور مستقيم به سه ركن اعتقادى مسلمانان يعنى توحيد، نبوت، معاد و يك ركن اختصاصى شيعيان يعنى امامت، ايمان دارند. در اين ميان، آنچه آنها را بيشتر به شيعه اثناعشرى نزديك مى‏كند، تأكيد زياد بر ركن ركين امامت است. بهره‏ها شش امام از دوازده امام را قبول دارند. آنان امامان را مكمّل پيامبران و از نسل پيامبر و امام على عليه‏السلام مى‏دانند؛ چيزهايى كه در مكتب اهل‏بيت عليهم‏السلام بر آن تأكيد شده است.

 آنچه در اين ميان «بهره» را از مكتب اهل‏بيت عليهم‏السلامدور مى‏كند، عدم اعتقاد به شش امام پس از امام جعفر صادق عليه‏السلام است. در حالى كه بر طبق روايات معتبر، امامان معصوم عليهم‏السلام پس از پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آلهدوازده نفرند كه اولين آنها، امام على عليه‏السلام و آخرين آنها حضرت حجّت (عج) است.31

 اماميه با اعتقاد به دوازده امام معصوم عليهم‏السلام، در حقيقت تمام دوران بعد از وجود نورانى پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله را تا قيامت كبرى، با رهبرى امام معصوم عليه‏السلامبراى عبور از شرايط طوفانى حوادث و هدايت صحيح جامعه بشرى لازم مى‏داند. برخلاف اعتقاد بهره، كه با پيوند زدن افراد غيرمعصوم با نام داعى مطلق به رشته محكم امامان معصوم عليهم‏السلام، سعى در هدايت افراد جامعه را دارند، غافل از اينكه غيرمعصوم به هر نام و عنوانى، قدرت هدايت صحيح بشر به سمت كمال را ندارد.

 از سوى ديگر، آنچه از اعتقاد بهره به شش امام معصوم نخستين برمى‏آيد، اين است كه يا آنها اصولاً نصب امام از جانب خدا را به آن معنا كه اماميه معتقد است قبول ندارند، يا اين نصب را تا امام صادق عليه‏السلامقبول دارند. در هر صورت باز هم اختلاف مبنايى بين نظر آنها با نظر بسيار دقيق اماميه در اين خصوص وجود دارد. اماميه جريان نصب الهى  را به طور مستمر تا امام دوازدهم، ثابت مى‏داند. پس با وجود تأكيدات فراوان جماعت بهره بر اصل «امامت»، امام‏شناسى آنها هم در حوزه مصاديق عينى امامان و هم از نظر مفهوم‏شناسى، ابتر است. از اين‏رو، آنها نمى‏توانند با چنين افكارى، نمايندگان واقعى تفكر شيعى بر مبناى آنچه اهل‏بيت عليهم‏السلاممى‏پسندند، در مناطق خود به شمار آيند. نكته ديگر در خصوص عقايد اينكه در اين شعبه اسماعيلى، بر عدالت به عنوان يكى از اصول مذهب شيعه تأكيد نمى‏شود.

ب. در حوزه اصول و قوانين: تأكيد بر امورى همچون حفظ هويت مؤمن، اعتبار ايمان در سازندگى دين و دنياى فرد، فراگيرى دانش، شكرگذارى از نعمات خداوند، مبنا قرار دادن قرآن در زندگى، الگوگيرى زنان از حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام، سعى در حفظ فرهنگ اسلامى، ازدواج زنان، تجارت و فعاليت اقتصادى سالم، تعليم مسائل مذهبى به كودكان، كمك به كشورهاى عقب‏مانده از جمله مسائل مثبت مورد تأييد مكتب اهل‏بيت عليهم‏السلام است. در كنار مسائل صحيح نامبرده، از اصول و قوانينى ياد مى‏شود كه هيچ سنخيتى با شيعه اثناعشرى ندارد، به عنوان نمونه، به دور اشاره مى‏شود:

 1) بازگذاشتن دست صاحب دعوت و دادن اختيارات غيراصولى و غيرشرعى به او؛ صاحب دعوت كه اكنون محمد برهان‏الدين است آن‏قدر اختيار دارد كه مى‏تواند و بايد در خصوصى‏ترين مسائل زناشويى جماعت بهره نظر بدهد و هيچ عقد، ازدواج، كفن و دفنى بدون اجازه او مشروعيت ندارد! اين در حالى است كه در مكتب اماميه با وجود ولايت مطلقه امامان معصوم عليهم‏السلام، هرگز چنين مسائلى مطرح نيست؛ چراكه در چنين نظراتى هم بوى استكبار و ديكتاتورى فقهى به مشام مى‏رسد و هم نوعى لاابالى‏گرى و اباحه‏منشى ديده مى‏شود و در برخى موارد عسر و حرج نيز وجود دارد.

 2) بهره‏ها طبق ميثاق‏نامه رسمى مطرح‏شده از سوى برهان‏الدين، ملزم به ختنه كردن دختران هستند، در حالى كه در بين شيعه اماميه از گذشته تا به حال شايد حتى يك عالم شيعى را نتوان پيدا كرد كه حكم به وجوب و الزام ختنه دختران كرده باشد.32

 ج. در حوزه اجتماعى و سياسى: يكى از امورى كه «بهره» را در معرض تهديد جدى قرار مى‏دهد، قرار گرفتن در ميان اكثريت غالب هندوها و اهل‏سنّت در مناطقى همچون هندوستان و يمن است. بعيد نيست كه بسيارى از آموزه‏ها و آداب و رسوم اين جماعت، متأثر از اين دو باشد. از آنجا كه اين جماعت در همه مناطق جهان، در اقلبت به سر مى‏برند، نمى‏توانند و نتوانستند فعال عمل كنند. بنابراين، برخلاف انديشه سياسى شيعه اماميه كه معمولاً فعال عمل مى‏كنند، اين گروه عمدتا مواضعى منفعلانه در قبال دولت‏ها و كشورها اتخاذ مى‏كنند و حتى حاضرند براى حفظ موجوديت خود به كشورهايى نظير مصر باج بدهند.

نتيجه‏گيرى

«بُهره» كه واژه‏اى گجراتى است، نام شعبه‏اى از اسماعيليه هند به معناى تجارت و داد و ستد كردن مى‏باشد. اين اسم را از آن‏روى به اسماعيليان گجرات داده‏اند كه آنها در اصل جامعه تجارت‏پيشه بوده‏اند.

 اولين انشعاب در فرقه اسماعيليه در اواخر قرن پنجم هجرى اتفاق افتاد كه در پى آن اسماعيليه به دو شاخه مستعليه و نزاريه تقسيم شد. بُهره برآمده از شاخه مستعليه و خوجه برآمده از شاخه نزاريه اسماعيليه است. بعدها در خود بُهره نيز انشعاباتى به نام‏هاى داودى و سليمانى به وجود آمد.

 بهره‏هاى نخستين از نظر اعتقادى مذهب شيعه اسماعيلى داشتند، اما به خاطر برخى جريانات تاريخى به مذهب اهل تسنن روى آوردند. بهره‏هاى امروزه، سه دسته‏اند: شيعه، سنى و هندو. در مجموع، عقايد بهره‏ها در توحيد، نبوت، امامت و... بسيار به شيعه اثناعشرى نزديك است.

 بهره‏ها علاوه بر عقايد، داراى اصول مسلم، قوانين و ميثاق‏هايى هستند كه در عمل شديدا به آنها پايبندند.

 يكى از آيين‏هاى مؤكد آنها، تجديد بيعت با داعى مطلق در روز عيد غدير است. بهره‏ها به حج مى‏روند و نماز را برپا مى‏دارند و روزه مى‏گيرند، به زيارت قبر مطهر رسول‏اللّه صلى‏الله‏عليه‏و‏آلهو مرقد امامان معصوم عليهم‏السلام تا امام ششم مى‏روند، لباس آنها يكنواخت و يك‏رنگ است، زن‏هايشان نهايت حجاب را دارند.

 طبق درست‏ترين قول، تعداد مجموعه بهره‏هاى داودى و سليمانى در جهان حدود بيش از پانصد هزار نفر است كه تقريبا يك چهارم آنها در هند و بقيه در سراسر جهان به ويژه در كراچى پاكستان، مصر، يمن و تانزانيا، به سر مى‏برند.

 نظم و ترتيب اجتماعى حاكم بر اين جماعت زبانزد است. در حال حاضر قريب چهارصد و هفتاد مركز بُهره در سراسر جهان وجود دارد.

 بهره‏ها از نظر سياسى چندان فعال نيستند و براى حفظ موجوديت خود، روابط خوبى با دولت‏ها برقرار مى‏كند، اما از نظر اقتصادى بسيار فعال هستند. به دليل تأسيس بنيادهاى خيريه گوناگون در سراسر جهان به وسيله داعى مطلق براى رسيدگى به وضع نيازمندان، در ميان اين جماعت نيازمندى ديده نمى‏شود.


  • ··· منابع
    ـ احمدى، عرب و امير بهرام، شيعيان تانزانيا، تهران، الهدى، 1379.
    ـ الوردانى، صالح، شيعه در مصر (از عصر امام على عليه‏السلام تا امام خمينى)،ترجمه‏قاسم‏مختارى،تهران،سازمان‏تبليغات‏اسلامى،1376.
    ـ الهامى، داود، سيرى در تاريخ شيعه، قم، مكتب اسلام، 1375.
    ـ جمعى از مؤلفان، تاريخ تشيّع (2)، زير نظر سيد احمدرضا خضرى، تهران، سمت، چ سوم، 1386.
    ـ جمعى از نويسندگان، دائره‏المعارف تشيّع، تهران، مؤسسه دائره‏المعارف تشيّع، 1371.
    ـ حرّ عاملى، محمّدبن حسن، وسائل‏الشيعه، تحقيق عبدالرحيم ربانى شيرازى، طهران، مكتبة الاسلامية، ط. الثانية، 1396ق.
    ـ دفترى، فرهاد، تاريخ و عقايد اسماعيليه، ترجمه فريدون بدره‏اى، تهران، فروزان، 1375.
    ـ دهخدا، على‏اكبر، فرهنگ دهخدا، تهران، دانشگاه تهران، 1339.
    ـ زين عاملى، محمّدحسين، شيعه در تاريخ، ترجمه محمّدرضا عطايى، مشهد، بنياد پژوهش‏هاى‏اسلامى‏آستان‏قدس،چ‏دوم،1375.
    ـ سبحانى، جعفر، راهنماى حقيقت، تهران، مشعر، چ پنجم، 1387.
    ـ مشكور، محمّدجواد، تاريخ شيعه و فرقه‏هاى اسلام، تهران، كتابفروشى اشراق، 1362.
    ـ مشكور، محمّدجواد، فرهنگ فرق اسلامى، مشهد، بنياد پژوهش‏هاى اسلامى آستان قدس، چ دوم، 1372.

  • پى نوشت ها
    1 دانشجوى كارشناسى ارشد كلام شيعى، دانشگاه قم. دريافت: 11/4/88 ـ پذيرش: 29/6/88.
    2ـ على‏اكبر دهخدا، فرهنگ دهخدا، ذيل واژه.
    3ـ جمعى از نويسندگان، دائره‏المعارف تشيّع، ج 3، ص 527.
    4ـ فرهاد دفترى، تاريخ و عقايد اسماعيليه، ترجمه فريدون بدره‏اى، ص 340.
    5ـ صالح الوردانى، شيعه در مصر از عصر امام على عليه‏السلام تا امام خمينى، ترجمه قاسم مختارى، ص 194.
    6ـ محمّدجواد مشكور، تاريخ شيعه و فرقه‏هاى اسلام، ص 232.
    7ـ فرهاد دفترى، تاريخ و عقايد اسماعيليه، ص 340.
    8ـ محمّدجواد مشكور، تاريخ شيعه و فرقه‏هاى اسلام، ص 232.
    9ـ ر.ك: جمعى از مؤلفان، تاريخ تشيّع 2، زيرنظر سيداحمدرضا خضرى، ص 526 / محمّدجواد مشكور، فرهنگ فرق اسلامى، ص 108.
    10ـ ر.ك: صالح الوردانى، شيعه در مصر، ص 194 / محمّدجواد مشكور، فرهنگ فرق اسلامى، ص 409ـ410.
    11ـ ر.ك: جمعى از نويسندگان، دائره‏المعارف تشيّع، ج 3، ص 526.
    12ـ براى اطلاع بيشتر درباره انشعابات درونى بهره، ر.ك: محمّدجواد مشكور، فرهنگ فرق اسلامى، ص 109 / جمعى از نويسندگان، دائره‏المعارف تشيّع، ج 3، ص 527 / فرهاد دفترى، تاريخ و عقايد اسماعيليه، ص 143ـ144 و 293ـ294 و 366ـ367.
    13ـ ر.ك: جمعى از نويسندگان، دائره‏المعارف تشيّع، ج 3، ص 526 / فرهاد دفترى، تاريخ و عقايد اسماعيليه، ص 144.
    14ـ محمّدجواد مشكور، فرهنگ فرق اسلامى، ص 109.
    15ـ ر.ك: جمعى از نويسندگان، دائره‏المعارف تشيع، ج 3، ص 528.
    16ـ ر.ك: عرب احمدى و امير بهرام، شيعيان تانزانيا، ص 257ـ258.
    17ـ همان، ص 256.
    18ـ براى آگاهى بيشتر از قوانين، اصول مسلم و ميثاق‏هاى بهره‏ها ر.ك: همان، ص 258ـ262.
    19ـ ر.ك: جمعى از نويسندگان، دائره‏المعارف تشيّع، ص 528.
    20ـ عرب احمدى و امير بهرام، شيعيان تانزانيا، ص 197.
    21ـ ر.ك: محمّدحسين زين عاملى، شيعه در تاريخ، ترجمه محمدرضا عطايى، ص 90 / فرهاد دفترى، تاريخ و عقايد اسماعيليه، ص 146.
    22ـ محمّدجواد مشكور، فرهنگ فرق اسلامى، ص 109.
    23ـ فرهاد دفترى، تاريخ و عقايد اسماعيليه، ص 364ـ365.
    24ـ محمّدجواد مشكور، فرهنگ فرق اسلامى، ص 410.
    25ـ ر.ك: داود الهامى، سيرى در تاريخ تشيّع، ص 492.
    26ـ جمعى از نويسندگان، دائره‏المعارف تشيّع، ص 529.
    27ـ فرهاد دفترى، تاريخ و عقايد اسماعيليه، ص 356ـ357.
    28ـ عرب احمدى و امير بهرام، شيعيان تانزانيا، ص 197.
    29ـ همان.
    30ـ همان، ص 262ـ263.
    31ـ ر.ك: جعفر سبحانى، راهنماى حقيقت، ص 308ـ315.
    32ـ ر.ك: محمّدبن حسن حرّ عاملى، وسائل‏الشيعه، تحقيق عبدالرحيم ربانى شيرازى، ج 15، ب 56، ص 166.