گزارشى از: پايان نامه هاى كارشناسى ارشدگروه تاريخِ مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى(رحمة الله)

گزارشى از:
پايان نامه هاى كارشناسى ارشدگروه تاريخِ
مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى(رحمة الله)

 

1. آقا نورى، على. روش برخورد ائمّه اطهار(عليهم السلام)با منحرفين. كارشناسى ارشد، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى(رحمه الله)، تاريخ. به راهنمايى: دكتر آئينهوند، صادق. قم، 1375، 130 ص.

انحرافهاى دوران ائمه(عليهم السلام) / مرجعيت علمى ائمّه(عليهم السلام) / مبارزات ائمّه(عليهم السلام) / اسرائيليات / غلاة / صوفيه / زنادقه / ملحدان / مرجئه.

چكيده: اهل بيت عصمت و طهارت(عليهم السلام) در طول حيات خود، با انواع انحرافها مواجه بودند. شيوه برخورد ائمّه(عليهم السلام)با اين انحرافها در خور توجه است. در اين مجموعه، اثبات مرجعيت علمى اهلبيت(عليهم السلام) و حجيّت اقوال و افعال آنان مورد بررسى قرار گرفته است. اهلبيت(عليهم السلام) در برابر هرگونه انحراف و كجروى با قاطعيت برخورد مىكردند. اين انحرافات معمولاً فكرى و عقيدتى بودهاند و جنبه سياسى يا فقهى صرف نداشتهاند. از جمله مهمترين اين انحرافها، مىتوان انحرافهاى كلامى اهل حديث را، بويژه در زمينه اعتقاد به خدا و صفات، برشمرد. اسرائيليات، غلاة و صوفيه نيز از ديگر مواردى بودند كه ائمّه(عليهم السلام) به شدت با آنها به مبارزه برخاستند. مبارزه ائمّه(عليهم السلام) با زنادقه، ملحدان و مرجئه نيز بخش ديگرى از اين رساله را به خود اختصاص داده است. بيشترين منابع مورد استفاده در بررسى فرقههاى منحرف كتب روايى و حديثى فريقين، منابع تاريخى و تفسيرى بوده است.

2. ابطحى، سيد محمدتقى. شرح حالنگارى در فرهنگ شيعه (تا قرن چهارم هـ .) كارشناسى ارشد، مؤسسه آموزشى وپژوهشى امامخمينى(رحمه الله)، تاريخ. به راهنمايى: دكترآئينه وند، صادق. قم، 1375، 99ص.

شيخ مفيد / ابننديم / المرزبانى / البغدادى / ابىرافع / هشام كلبى / عمر واقدى / البلخى / العلوى / ابوبكر الصّولى / الجلودى البصرى / السّمرقندى / الكشّى.

چكيده:شرح حالنگارى را «بيوگرافى»، «تراجم احوال» و «علم رجال» نيز گفتهاند. در جهان اسلام، به طور عمده، عوامل مذهبى و بعضى عوامل ديگر اين فن را پديدآورده و به اوج خود رسانده است. سيرهنگارى پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) به وسيله اصحاب آن حضرت، شاهدى بر اين مدّعاست. اين سيرهنگارى بعدها درباره خلفا و علما نيز رايج شد. با تحقيق و بررسى در تاريخ، مىبينيم كه شرح حالنگارى، خود شاخههاى چندى پيدا كرده است; مانند شرح حالنگارى خاندانها، رجال سياسى، رجال حديث و جز آن. اين فن تنها نزد علماى اهل سنّت مرسوم نبوده، بلكه در فرهنگ شيعه نيز داراى جايگاه والايى است. بسيارى از علماى شيعه در اين زمينه تأليفاتى داشتهاند و در شاخههاى گوناگون آن، كتابهايى تأليف نوشتهاند.

3. امامىفر، على. تشيّع و تاريخنگارى اسلامى. كارشناسى ارشد، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى(رحمه الله)، تاريخ. به راهنمايى: دكتر آئينهوند، صادق. قم، 1375، 350 ص.

نگارش تاريخ / جايگاه تاريخ در اسلام / ضرورت مطالعه تاريخ / شيعه / سيره / مقتل / فِتن و ملاحم / فتوح / فِرَق و كلام / انساب.

چكيده: هنگامى كه تاريخنگارى را در طول تاريخ ـ دست كم، تا قرن هشتم ـ بررسى مىكنيم از سويى، به موانع و مشكلات شيعيان در اين زمينه برمىخوريم و از سوى ديگر، آثار تاريخى آنان را در سيرهنگارى، تاريخهاى عمومى، مقتلنويسى، فتوح، فِتن و ملاحم، رجال، انساب و فِرَق مشاهده مىكنيم. در اين مجموعه، شرح حال نويسندگان و مورّخان شيعه و تأليفات آنان، با همه مشكلاتى كه هم در شناخت خود شيعيان و هم در آثار تاريخىشان وجود دارد، مورد ارزيابى قرار گرفته است. همچنين به اين پرسش، كه آيا شيعيان نيز مانند مورّخان و علماى عامّه در نگارش تاريخ اسلام، نقشى داشتهاند يا نه، نه تنهاپاسخ مثبت داده مىشود، بلكه اگر از سر انصاف نگاه شود نقش آنان در اين زمينه، بسيار اساسى، گسترده و سرنوشتساز بوده است.

4. ذبيح زاده، على نقى. ريشههاى روابط علماى تشيّع با صفويان. كارشناسى ارشد، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى(رحمه الله)، تاريخ. به راهنمايى: دكتر شعبانى، رضا. قم، 1375، 218 ص.

فعاليتهاى مذهبى علماى شيعه / فعاليتهاى سياسى علماى شيعه/ صفويان/ شبهات/ مجتهدان عصرصفوى.

چكيده:در دهه هاى اخير، علىرغم خدمات جاودانه علماى تشيّع، در محافل علمى، برخى شبهات برگرفته از القائات مستشرقان به وجود آمد و بهرهگيرى دانشمندان تشيّع از فضاى سياسى مساعد در نشر و ترويج مذهب شيعه در زمان صفويان، به شدت زير سؤال رفت. با مرورى بر زندگى علماى شيعه، فعاليتهاى سياسى و مذهبى آنان بر ضد مخالفان تشيّع به خوبى مشهود است. در اين زمينه، فعاليتهاى علماى بزرگوارى چون على بن يقطين، شيخ صدوق، شيخ مفيد، عضدالدّوله ديلمى، سيد مرتضى، سيد رضى، خواجه نصيرالدّين طوسى و علاّمه حلّى بسيار چشمگير است. عثمانىها و ازبكها، دو همسايه شمال غرب و شرق ايران، با نقشهاى كه از سوى علماى متعصّب طراحى شده بود، در پى سرنگونى اولين حكومت رسمى شيعه بودند. اما پادشاهان صفوى، صرفنظر از روحيه عيّاشى چند تن از آنان، بقيّه مجدّانه در استقرار ارزشهاى شيعى كوشا بودند. لذا، علماى شيعه در عصر صفوى، با احساس مسؤوليت الهى، خود را موظف مىديدند كه براى نشر معارف شيعى، با پادشاهان همكارى كنند. اگر اين همكارى وجود نداشت حكومت شيعى و شيعيان به سرعت نابود مىشدند و امروزه حكومت مقتدر شيعى در ايران پابرجا نبود.

5. زحمتكش، ولىالله. تاريخ تشيّع ايران در عصر سامانيان. كارشناسى ارشد، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى(رحمه الله) تاريخ. به راهنمايى: دكتر بيات، عزيزالله. قم 1375، 170 ص.

تشيّع/ طاهريان / صفّاريان/ قيام علويان/ پيدايش فرقه اسماعيليه/ تأسيس دولت فاطمى مصر/ وضعيت فرهنگى عصر سامانى/ گرايشهاى مذهبى سامانيان/ ظهور شخصيتهاى علمى در عصر سامانى/ مراكز شيعى در عصر سامانى/ اسماعيليان و سامانيان.

چكيده: خراسان از ديرباز ملجأ شيعيان بود. پس از ورود حضرت رضا(عليه السلام) بدانجا، سادات علوى گرد شمع وجودش جمع شدند و بر فعاليت خود افزودند. اما پس از مدتى كه ظلم و جور خلفاى عباسى به اوج خود رسيد، آنان به ناچار به منطقه ديلم، كه تا آن زمان در برابر حكومت بغداد مقاومت كرده بود، رفتند. نكته قابل توجه آنكه تنها سادات علوى توانستند در اين ديار نفوذ كنند و به تدريج، مردم را به اسلام و سپس به تشيّع دعوت كنند و آنجا را بزرگترين پايگاه نشر افكار شيعى و مبارزه بر ضدّ خلافت عباسى و سامانى قرار دهند. مبارزات و مجاهدتهاى پى در پى مردم به رهبرى حسن بن زيد(250ـ270 هـ ق.)، محمد بن زيد(270ـ287 هـ ق.)، حسن بن على(301ـ304 هـ ق.) و حسن بن قاسم (304 ـ 316 هـ ق.) اولين دولت اسلامى مستقل و مخالف سلطه عباسيان را در آنجا به وجود آورد. نفوذ آنان در افكار جامعه تا حدى بود كه در طبرستان عامه مردم را به تشيّع متمايل كردند و سرانجام حكومت سامانى را نيز وادار ساختند تا با اظهار عجز، حكومت علويان را به رسميت بشناسد. هرچند تمام حكمرانان سامانى به دليل تعصبى كه نسبت به مذهب تسنن داشتند و از خلفاى عباسى اطاعت مىكردند، با مخالفان شيعى خود در مبارزه بودند، لكن با پديد آمدن جنبش اسماعيليه و فعاليتهاى شيعيان اسماعيلى در خراسان، اين مذهب به حدى گسترش پيدا كرد كه نه تنها بيشتر مردم خراسان به تشيّع گرويدند، بلكه تشيّع در دربار سامانيان نيز نفوذ كرد و جمعى از سياستمداران و سرداران سامانى و در رأس آنها، امير نصر سامانى به وسيله محمد بن احمد نخشبى، يكى از دعات اسماعيلى، به مذهب اسماعيليه گرويدند. بدين ترتيب، بنيان تشيّع اسماعيلى هرچه بيشتر مستحكم گرديد، به طورى كه قتل عام اسماعيليان توسط نوحبن نصر پس از كنارهگيرى اجبارى اميرنصر سامانى از حكومت نيز نتوانست تشيّع را در خراسان براندازد. هر چند اين مسأله تا مدتى حركتهاى شيعى را متوقف نمود ولى پس از مدتى، بار ديگر، در زمان منصور بن نوح سامانى، فعاليتهاى شيعه اسماعيلى به اوج خود رسيد و دربار سامانى را فرا گرفت تا آنجا كه سرانجام به تأسيس حكومت فاطميان در مصر منجر گرديد. بنابراين، هرچند تشيّع از بدو پيدايش خود، مورد هجوم و بيداد ستمگران بنىاميّه و بنىعباس بود، اما قرن سوم دوران پربارى براى شيعيان بود; زيرا كتب فلسفى و علمى متعددى از ديگر زبانها ترجمه شد و مردم به آموختن علوم عقلى روى آوردند. مأمون نيز به اقتضاى مذهب خود، به ترويج افكار مىپرداخت. حكومتهاى سامانى نيز مجالس مناظرهترتيب مىدادند و ضمن تشويق همگان، دانشمندان را به بحثهاى علمى و دينى دعوت مىكردند. در نتيجه فراهم بودن اين موقعيتها، بزرگانى همچون شيخ طوسى، صدوق، عياشى، بوعلى سينا، رودكى، كسايى و مانند آنها تربيت يافتند و به تبليغ مبانى تشيّع پرداختند.

6. عبدالمحمّدى، حسين. مواضع سياسى ائمّه(عليهم السلام)در قبال بنىاميّه (سفيانيان). كارشناسى ارشد، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى(رحمه الله)، تاريخ. به راهنمايى: دكتر آئينهوند، صادق. قم، 1375، 193 ص.

ائمّه(عليهم السلام)/ سفيانيان / حقحاكميت / مبارزه با انحرافات.

چكيده: در اين مجموعه، نخست ديدگاه اسلام نسبت به مواضع سياسى سه تن از ائمّه(عليهم السلام)، كه در عصر امويان مىزيستهاند، مورد بحث قرار گرفته و پيش از آن، حكومت و حق حاكميت از ديدگاه اسلام بررسى شده است. حكومت از نظر اسلام يك امانت الهى است كه بايد به اهلش سپرده شود. لذا، اولياى الهى حكومت را براى ترويج دين و خدمت به خلق خدا حق مسلّم خود مىدانستند. از اينرو، لازم است روش برخورد ائمّه(عليهم السلام)با كسانى كه شايستگى احراز حكومت را نداشتند، تبيين شود. در اين رساله، مواضع ائمّه(عليهم السلام) در مقابل حكومت امويان (سفيانيان) و خلفاى پيش از آنها بررسى شده است. ائمّه(عليهم السلام) در مقاطع گوناگون تاريخى،به بهترين شيوه با انحرافهاى فرهنگى، سياسى و اجتماعى برخورد نمودهاند و بقاى مكتب اسلام ناب محمدى(صلى الله عليه وآله وسلم) به بركت تدابير و سياستهاى حكيمانه و شجاعانه آن بزرگواران مىباشد.

7. موسىپور، مرتضى. زندگانى سعد بن معاذ. كارشناسى ارشد، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى(رحمه الله)، تاريخ. به راهنمايى: دكتر آئينهوند، صادق. قم، 1375، 110 ص.

پيش از اسلام آوردن / پس از اسلام آوردن / زندگانى / خدمات / شهادت.

چكيده:سعد بن معاذ يكى از اصحاب بزرگ پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) و از قبيله اوس بود. او در مدينه زندگى مىكرد و رئيس قبيله بنىعبدالاشهل بود. دوره زندگانى او از پيش از هجرت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) به مدينه آغاز مىشود. وى، مانند ساير مردم مدينه، در جهل و تاريكى زندگى مىكرد. با حضور پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم) در مدينه، سعد به عنوان يكى از انصار و صحابه رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) نقش بسيار مهمى در پيشبرد اسلام ايفا كرد و در جنگهاى متعدّدى، در كنار رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)حاضر شد. خدمات سعد در طى دوران زندگىاش ـ پس از اسلام آوردن ـ مانند قضاوت تاريخى او در ماجراى بنىقريظه و شهادت او در راه دفاع از اسلام، همچنين تجليل و تكريم پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) از وى پس از شهادت، همواره در تاريخ اسلام مىدرخشد. تحليل و بررسى ابعاد گوناگون زندگى اين بزرگان مىتواند سرمشق و الگوى مناسبى براى همه مسلمانان در تمام اعصار و امصار باشد.

8. ناصرى، عبدالمجيد، تاريخ تشيّع در خراسان (عصر تيموريان: 771 ـ 911 هـ). كارشناسى ارشد، موسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى(رحمه الله)، تاريخ. به راهنمايى: دكتر مايل هروى، نجيب. قم، 1375، 260 ص.

جغرافياى تاريخى خراسان / تشيّع از آغاز تا عصر تيموريان / تيموريان و تشيّع / انديشمندان شيعه در عصر تيموريان / مناطق شيعهنشين در دوره تيموريان.

چكيده:خراسان در تاريخ اسلام، نامى آشنا و معروف است. در گذشته نه چندان دور، قلمرو پهناورى داشت; از شرق به پامير و سرزمين هندوستان، از شمال به ماوراءالنهر، از غرب به بلاد قومس (دامغان) و از جنوب به كرمان محدود مىشد. اين سرزمين پهناور نقش مهمى در تحولات مذهبى، اجتماعى و سياسى جهان اسلام داشته و همواره مهد تمدن و فرهنگ و محل زايش و خيزش مردان نامآور علم، ادب، مذهب و هنر بودهاست. آيين تشيّع نيز به قدمت نشر اسلام در اين آب و خاك ريشه دارد. به گواهى تاريخ، خراسان از همان آغاز، داراى زمينه پيدايش و گسترش تشيّع بوده است. برخى از نقاط آن، از جمله، بيهق، غور و غرجستان(هزارجات)، مفاهيم توحيدى و پيام اسلام را در قالب تشيّع و قرآن مجيد را از دست عترت طاهره(عليهم السلام) دريافت داشتهاند. پس از خلافت حضرت على(عليه السلام) با آنكه شيعيان وضعيتى سخت و طاقتفرسا داشتند، اما مشعل تشيّع هيچگاه در اين ناحيه خاموش نشد و مردم آن خطه با تمام توان، با ستمها و تعصبات سلاطين اموى و عباسى و فساد و تبليغات سوء سلسلههاى غزنوى و سلجوقى دست و پنجه نرم كردند. مهاجرت سادات و علويان از جزيرةالعرب و عراق به آنجا و بروز قيامهاى متعدد رهايىبخش كه بيشتر آنها صبغه شيعى داشت يكى از شواهد اين مدعاست. شاهد ديگر آن، ظهور مردان نامى شيعه، بويژه بوعلىسينا، مسعود عياشى، كسايى مروزى، ناصرخسرو قباديانى بلخى، سنايى غزنوى و مهمتر از همه شيخ طوسى، خواجهنصيرالدين طوسى و دهها انديشمند شيعى ديگر از اين سرزمين است. خراسان در زمان آغاز حكومت تيموريان، بيش از ساير مناطق دچار كشتار و ويرانى شد اما بزودى، پس از مرگ تيمور و به قدرت رسيدن شاهرخ ميرزا، كه پايتخت از سمرقند به هرات منتقل شد، از ميان خون و خاكستر سر برآورد و نردبان ترقى و شكوفايى را به سرعت پيمود. تشيّع نيز در سايه تساهل مذهبى اين سلسله و ارادت آنان نسبت به ائمه اطهار(عليهم السلام) و سادات بزرگوار گسترش پيدا كرد و در شهرهاى مهم خراسان و سپس تمام ايران نفوذ فراوان يافت. اين رونق و شكوفايى به حدى بود كه در دوره آخر سلطان تيمورى (سلطان حسين بايقرا)، تشيّع به دربار سلطان راه يافت. سلطان نيز با شور و اشتياق بدان ايمان آورد. در واقع، عصر تيموريان زمينه فعاليت ثمربخش شاه اسماعيل صفوى و حكومت صفويان را فراهم نمود.