از آنجا که گرایشهاى عرفانى ریشه در فطرت آدمى دارند و از طریق عرفان مىتوان به آرامش رسید، عرفان همواره براى بسیارى جاذبه داشته است. البته، عرفانْ مهم و مطلوب است، ولى مىتواند دشوار و خطرساز هم باشد؛ زیرا برخى براى دستیابى به مقاصد نفسانى خود نحلهها و فرقههایى را جعل کرده، و جمع کثیرى را فریفته و به دنبال خود به راه انداختهاند. آمیخته شدن درست و نادرست، و مشتبه شدن حق و باطل، راه انتخاب صحیح را بسته و بسیارى را در وادى حیرت و سرگردانى افکنده است. از اینرو، شناخت لغزشگاهها در عرفان و تشخیص عرفانهاى کاذب و مکتبهاى شبهعرفان ضرورى است. با توجه به رواج روزافزون فرقههاى گونهگون انحرافى و گسترش فزاینده انواع عرفانهاى دروغین نوظهور در کشور ما، طرح این بحث نمىتواند صرفا دغدغه علمى و آکادمیک باشد؛ بلکه تکلیفى الهى است. انحراف از توحید، عدم اتّصال به وحى معتبر، اباحیگرى و دورى از شریعت، گریز از اجتماع، خودمحورى و بىاعتنایى به خلق از اهم ویژگىهاى عرفانهاى کاذب و ناقص است.