این مقاله با رویکرد تحلیلى و اسنادى به این موضوع مىپردازد که در کشورهاى در حال طى مسیر مدرنیته، وضع علوم انسانى نمودى از نحوه تلاقى و تألیف عناصر فرهنگ مدرن و عناصر ماقبل مدرن است. از اینرو، مىتوان گفت: نقش و جایگاه علوم انسانى در این کشورها مىبایست متناسب با ساختار فرهنگى و اجتماعى و نیز نحوه تألیف عناصر مدرنیته با سنتهاى تاریخى آنها باشد. حاصل این پژوهش اینکه آشفتگى یا کمتأثیرى علوم انسانى در تحولات اجتماعى اینگونه کشورها، نشانه بحران و ناسازگارى میان عناصر ادغام شده در حیات این ملتها مىباشد.