یکى از عواملى که در شکل گیرى تمدن جدید غربى، به ویژه در ابعاد فلسفى، علمى و صنعتى آن تأثیر غیر قابل انکارى داشته، اسلام و تمدن اسلامى است. اشتراکات بنیادى که بین سه دین ابراهیمى یعنى یهودیت، مسیحیت و اسلام وجود دارد، از زمینه هاى این تأثیرگذارى است. همچنین ریشه هاى فلسفى مشترک بین اسلام و غرب و حضور عناصر یونانى و توحیدى برگرفته از ادیان الهى در فلسفه اسلامى و غربى، از دیگر زمینه هاى نزدیکى این دو تمدن است. این زمینه هاى مشترک راه را براى تأثیر فرهنگ و تمدن اسلامى بر غرب در قرون وسطا هموار کرد. بر این پایه ها بود که اندیشه هاى فلسفى، الهیاتى و علمى جهان اسلام در قرون وسطا به غرب معرفى شد و موجب تحولاتى چشمگیر در حوزه هاى یادشده در غرب گردید. علم آموزى بسیارى از محققان غربى در سرزمین هاى اسلامى و نزد عالمان مسلمان، آمیزش مسلمانان و مسیحیان، ترجمه آثار اسلامى از عربى به لاتین، تجارت و جنگ هاى صلیبى شیوه هاى گوناگونى بودند که علم و فرهنگ اسلامى از طریق آنها وارد دنیاى غرب شد و اروپا را دچار تحولى عمیق و دوران ساز کرد.