اخلاق و عرفان اسلامى

اخلاق و عرفان اسلامى

استاد مصباح يزدى

اشاره

در شماره هاى پيشين شرح بخش هايى از سلسله بحث هاى اخلاقى استاد مصباح يزدى در تبيين وصاياى امام جعفر صادق(ع) به عبدالله بن جندب را عرضه داشتيم. اكنون بخش ديگرى از اين روايت شريف را به محضر اهل معرفت تقديم مى داريم: «ياابن جُندَب اَقِلَ النومَ بِاللَّيل وَالكلام بِالنَّهار فَما فى الجَسَد شيىءٌ اَقلُ شُكراً مِن العين وَاللّسان. فَاِنَّ اُمَّ سليمان قالت لِسليمان(ع): يا بُنَىَّ ايّاكَ وَالنّوم فَاِنَّهُ يُفقِركَ يوم يَحتاجُ الناس اِلى اعمالِهم»1

آثار سوء پرخوابى و پرحرفى

از جمله موضوعات مورد تأكيد علماى اخلاق و ارباب سير و سلوك، پرهيز از پرخوابى و پرحرفى براى رسيدن به كمال معنوى و تقرب الى الله است. البته چيزهاى ديگرى مانند پرخورى نيز مانع رسيدن انسان به كمال معنوى مى گردد، اما ممكن است لذايذ و يا منافعى داشته باشد كه انسان را براى رسيدن به آن ها علاقه مند سازد. در حالى كه امورى مانند خوابيدن فى نفسه هيچ مطلوبيت و يا فايده اى حتى براى دنياى انسان ندارد، مگر آن اندازه اى كه موجب رفع نياز انسان و تجديد قواى او براى پرداختن به وظايف واجبش مى گردد. بر خلاف لذّتِ خوردن كه ممكن است براى انسان ايجاد انگيزه نمايد، خوابيدن لذتى براى انسان ندارد، اگر هم لذتى داشته باشد، مربوط به مقدمات آن ويا موقعى است كه انسان از خواب برمى خيزد. كسانى كه از روى تنبلى و يا در اثر پرخورى زياد مى خوابند، نه تنها از كمالات معنوى و انسانى محروم مى شوند، بلكه از وظايف دنيوى خود نيز باز مى مانند. يكى از كارهايى كه انسان براى انجام دادن آن بايد انرژى زيادى مصرف كند، حرف زدن است. سخنرانان و معلّمان، خصوصاً آن هايى كه از لحاظ جسمى ضعيف ترند، به اين موضوع به خوبى واقف اند; زيرا پس از سخنرانى و يا تدريس آثار خستگى و از دست دادن انرژى را به وضوح در خود احساس مى كنند. حرف زدن زياد باعث مى شود تا انسان از انجام اعمال مفيد باز بماند. البته، اگر مقصود از حرف زدن، تعليم و موعظه و كمك كردن به ديگران باشد نه تنها مذموم نيست بلكه امرى لازم و ضرورى است، اما صِرف وراجى كردن نه نفع دنيوى به دنبال دارد و نه نفع اخروى; حتى ممكن است انسان در اثر آن به لغزش هاى زيادى هم مبتلا شود كه براى دنياى او هم ضرر داشته باشد. در اثر همين پرگويى هاست كه كدورت ها پيدا مى شود، تنش ها به وجود مى آيد و از لحاظ معنوى هم انسان دچار گناهانى هم چون غيبت، تهمت و مفاسد ديگرى از اين قبيل مى گردد. افرادى كه به پرحرفى عادت كرده اند، از اين كار خود لذت مى برند. ابتلاى به اين عادت زشت كه به دست خود انسان صورت مى گيرد، موجب به خطر افتادن منافع دنيوى و اخروى انسان مى گردد. بنابراين، انسان بايد مراقب باشد تا خداى ناكرده به پرخوابى و پرحرفى عادت نكند.

سفارش امام صادق(ع) به عبدالله بن جندب اين است كه شب ها كم بخواب و روزها كم حرف بزن. حضرت در ادامه، كلامى را به اين مضمون از مادر حضرت سليمان(ع) خطاب به فرزندش نقل مى كند كه خوابيدن زياد، روزى كه محتاج به چيزى هستى كه كسب نكرده اى تو را فقير مى كند; يعنى روزى مى آيد كه تو به اعمالت احتياج دارى اما به دليل خوابيدن زياد آن اعمال را انجام نداده اى و فقير شده اى و دستت خالى است. اگر انگيزه انسان از خوابيدن رفع خستگى و تجديد قوانباشد، كار عاقلانه اى انجام نداده است; زيرا اين كار به منزله تلف كردن بيهوده بخشى از عمر است. انسانى كه خواهان عمرى طولانى است، با خوابيدن زياد در واقع بخشى از زندگى اش را تعطيل مى كند. عادت زشت ديگر، پرگويى است. كسانى كه بى جهت به پر حرفى عادت كرده اند، به آسانى نمى توانند خودشان را كنترل كنند; زيرا سكوت كردن براى آن ها به منزله زندانى شدن است!

امام صادق(ع) مى فرمايد: در بين اندام هاى بدن انسان هيچ كدام ناسپاس تر از چشم و زبان نيستند. انسان به هر عضوى از اعضاى بدن خود خدمت كند، متقابلاً آن عضو هم خدمتى براى او انجام مى دهد. اما چشم و زبان اين گونه نيستند; يعنى ما هر قدر بيش تر به اين اعضا خدمت كنيم، آن ها كم تر به ما خدمت خواهند كرد. چشمى كه بيش تر اوقات خواب است، چگونه مى تواند به ما خدمت كند؟ زبانى كه زياد حرف مى زند و انسان براى اين كار انرژى زيادى مصرف مى كند، چه خدمتى براى ما انجام مى دهد؟ البته، اگر اين كار نفعى براى ما داشته باشد، مثلاً از زبان در انجام عبادت، وظيفه، موعظه و... استفاده كنيم، نه تنها كار بيهوده اى انجام نداده ايم، بلكه بهترين بهره را از آن برده ايم.

لزوم پرهيز از افراط و تفريط در خوابيدن

در اين جا، توجه به چند نكته لازم و ضرورى است. اول اين كه انسان بايد ازافراط و تفريط به دور باشد. مثلاً گاهى اوقات، افراد با شنيدن سفارش هايى كه درباره كم خوابى شده است و يا با خواندن داستان هايى كه از چگونگى غلبه بر خواب از بزرگان نقل گرديده، درصدد انجام آن امور برمى آيند و با اين كار سلامتى خود را به خطر مى اندازند. به هرحال، بدن انسان احتياج به استراحت دارد. يكى از نعمت هاى خدا اين است كه وسيله خواب و استراحت را براى انسان فراهم كرده است «وَجَعلنا نَوْمَكُم سُباتاً» (نبأ: 9); ما خواب را مايه راحتى و آرامش شما قرارداديم. مسلماً خواب يكى از نعمت هاى الهى است كه بايد از آن به نحو مطلوب استفاده كرد. كسانى هستند كه مبتلا به بى خوابى اند و براى رفع اين حالت و اين كه مقدار كمى به خواب بروند، مرتب داروهايى را كه عوارض جانبى هم دارند، مصرف مى كنند. بنابراين، داشتن خواب طبيعى نعمت بزرگى است و نبايد آن را از دست داد. سخن در اين است كه انسان بيش از حد لازم نخوابد و فعاليت هاى حياتى خود از قبيل فكر كردن، كار كردن و... را تعطيل نكند. البته، مقدار نيازى كه افراد به خواب دارند با يكديگر متفاوت است و آن بستگى به نوع مزاج افراد، سنين مختلف عمر، فعاليت هاى انسان و... دارد. معمولاً افراد خودشان با تجربه اى كه دارند و يا دستورى كه پزشك به آن ها مى دهد، نياز بدن خود به خواب را مى دانند. بنابراين، رعايت آن حداقل ها ضرورى است و انسان نبايد با بى توجهى نسبت به آن موجبات فراهم آمدن بيمارى مخصوصاً در سنين آخر عمر را فراهم آورد.

نكته دوم اين است كه سفارش و تأكيد بر كم خوابيدن در شب به معناى زياد خوابيدن در روز نيست; زيرا انسان به طورطبيعى شب ها مى خوابدو روزها كار مى كند. البته، در بعضى از مناطق كره زمين كه به طور متوالى چند ماه از سال شب و چند ماه ديگر روز است، انسان ها برنامه زندگى خود را به گونه اى تنظيم مى كنند كه هم به خواب و هم به كارشان برسند. اما در بيش تر مناطق زمين كه شب و روز متناوباً و با اندكى تفاوت و يا تساوى جا به جا مى شوند، انسان ها معمولاً خوابشان را در شب و كارشان را در روز انجام مى دهند; چرا كه روز براى فعاليت و تلاش و كوشش مناسب است: «اِنَّ لك بالنهار سبحاً طويلاً» (مزمل: 7); و تو در روز تلاش مستمر و طولانى خواهى داشت.

بنابراين، در اين كه وقت خواب شب است بحثى نيست، اما اين كه چقدر بايد بخوابيم نكته اى است كه پيش از اين نيز متذكر شديم و بايد به آن توجه داشته باشيم; يعنى بدانيم كه نياز انسان ها به خواب با يكديگر متفاوت است و اين مسأله بستگى به شرايط زندگى افراد دارد. البته، درست است كه شب براى استراحت و آرامش قرار داده شده است، اما به اين معنا نيست كه از همان سر شب تا هنگام طلوع آفتاب بخوابيم. اجمالاً از دستورات قرآن چنين استفاده مى شود كه نياز انسان به خواب آن چنان زياد نيست و مقدار كمى از شب براى استراحت و تجديد قوا لازم است. قرآن به پيامبر اكرم(ص) مى فرمايد: «قم الليل الاّ قليلاً» (مزمل: 2); تمام شب را به عبادت بپرداز مگر اندكى را. هم چنين قرآن در وصف متقين مى فرمايد: «كانوا قليلاً مِن الّليلِ ما يَهجَعونَ وَ بِالاَسحارِهُم يَستَغفِرون» (ذاريات: 17 ـ 18); و از شب اندكى را خواب مى كردند و سحرگاهان از درگاه خدا طلب آمرزش و مغفرت مى كردند. اگر قرار بود كه انسان نيمى از شبانه روز را به استراحت و خواب بپردازد، هيچ گاه قرآن چنين مسايلى را عنوان نمى كرد. از لحن و بيانات قرآن پيداست كه انسان احتياج به خواب هاى طولانى ندارد.

ضرورت و فوايد برنامه ريزى در زندگى

اگر ما به دستورات بيان شده در روايات عمل كنيم، مى توانيم نياز بدن مان را به خواب با ساعات كم ترى تأمين كنيم. از جمله اين كه اگر ما قسمت عمده خواب خود را قبل از نيمه شب قرار دهيم، بسيار مفيدتر خواهد بود تا اين كه آن را به بعد از نيمه شب موكول كنيم. متأسفانه امروزه شرايط زندگى به گونه اى شده است كه خواب بيش تر خانواده ها از نيمه شب به بعد است. اما در زمانى كه مردم به دستورات اسلام و ائمه اطهار: عمل مى كردند، برنامه هر شب آن ها به اين صورت بود كه اول مغرب نمازشان را به جماعت مى خواندند، سپس به منزل رفته و شام مى خوردند، مجدداً به مسجد برگشته و نماز عشا را مى خواندند و آن گاه به منزل رفته و مى خوابيدند. البته، امكانات و شرايط زندگى هم به گونه اى بود كه به اين برنامه كمك مى كرد. مثلاً نبودن برق و تاريكى شب يكى از دلايل زودتر خوابيدن مردم بود. خواب سرشب علاوه بر اين كه نياز عمده بدن را تأمين مى كند، موجب مى شود تا انسان بتواند سحر با نشاط از خواب برخيزد و به عبادت بپردازد. طبيعى است كسى كه تا نيمه هاى شب به تماشاى تلويزيون مى پردازد، نمى تواند چنين برنامه اى داشته باشد; زيرا خستگى و كسلى او حتى مانع از اداى به موقع فريضه صبح مى گردد.

در گذشته، مسلمانان كمبود خواب خود در شب را با خواب قيلوله در روز جبران مى كردند. اين خواب كه قبل از ظهر و حدود نيم ساعت به طول مى انجاميد، از سويى، موجب برطرف شدن خستگى كار روزانه مى شد و از سوى ديگر، آمادگى لازم را در مسلمانان فراهم مى كرد تا با نشاط بيش ترى نمازظهر خود را به جا آورند. اين شيوه زندگى، به مسلمانان كمك مى كرد تا از خوابيدن كم اما به موقع خود، بيش ترين بهره و نشاط لازم را ببرند.

اگر چه امروزه شرايط زندگى نسبت به گذشته تغيير كرده است، اما با برنامه ريزى درست و سعى و تلاش مى توانيم از اوقات زندگى خود حداكثر استفاده را ببريم. مثلاً نبايد وقت خود را صرف تماشاى فيلم هاى بى فايده و يا برنامه هاى سرگرم كننده اى كنيم كه نه به درد دنياى ما مى خورد و نه آخرتمان و چه بسا ضرر هم دارند. افرادى كه احتياج به مطالعه دارند، خصوصاً طلبه ها كه عادت دارند اول شب مطالعه كنند، بهتر است قسمت عمده مطالعه خود را به آخر شب موكول نمايند. اين كار باعث مى شود تا اولاً، به دليل بازتر بودن و آمادگى بيش تر ذهن، استفاده بيش ترى از مطالعه عايد گردد و ثانياً، فرصتى فراهم شود تا انسان به نافله شب و قرائت قرآن نيز بپردازد.

نكته ديگر اين كه صِرف كم خوابيدن در شب به تنهايى موضوعيت ندارد، بلكه نحوه سپرى كردن آن مهم است. هدف از بيدار ماندن، گپ زدن و انجام كارهاى لغو و بى فايده و يا خداى ناكرده كشيده شدن به سمت امور مشتبه نيست، بلكه براى پرداختن به عبادت فردى و خودسازى است: «وَ مِنَ اللَّيل فَاسْجُدلَهُ و سَبِّحه ليلاً طويلاً» (انسان: 26); و شب را ـ در نماز ـ به

سجده خداپرداز و شب دراز را به تسبيح و ستايش او صبح گردان «و من اللَّيل فَتَهَجَّد به نافِلةً لك عَسى ان يَبعثك رَبَك مقاماً محموداً»(اسرى:79); و بخشى از شب بيدار و متهجد باش و نماز شب كه بهره افزونى براى تو است به جاى آور باشد كه خدايت به مقام محمود (شفاعت) مبعوث گرداند.

از روايات و احاديث چنين برمى آيد كه پيامبر اكرم(ص) در طول شب چندين مرتبه مى خوابيدند و بيدار مى شدند. مستحب است كه مؤمنان بعد از بيدار شدن در نيمه شب، ابتدا چهار ركعت نافله بخوانند و بعد استراحت كنند. مجدداً بيدار شوند و چهار ركعت ديگر بخوانند و باز استراحت كنند... البته اين برنامه براى كسانى است كه بتوانند به خوبى از آن استفاده كنند به گونه اى كه به كار و وظايف واجب شان لطمه اى وارد نيايد. كسانى كه مى خواهند از دقايق عمرشان حداكثر استفاده را ببرند، بايد براى كيفيت و تقسيم مطلوب آن نيز برنامه ريزى كنند. اما كسانى كه دلشان مى خواهد وقتشان را طورى بگذرانند كه حتى نفهمند عمرشان چگونه گذشته است، احتياجى به برنامه ريزى ندارند; چرا كه شيطان زمينه را به گونه اى فراهم مى كند كه همواره سرگرمى هايى از قبيل جدول پر كردن، فيلم تماشا كردن، سخن لغو گفتن و... براى آن ها مهيا باشد.

بر خلاف شب، كه مخصوص خودسازى و انجام عبادات فردى است، روز براى عبادات جمعى و فعاليت هاى اجتماعى از قبيل تحصيل، تدريس، جهاد، كمك به مستمندان و...است. انجام بعضى از مشاغلى كه جامعه به آن ها نياز دارد، علاوه بر اين كه واجب كفايى است، اگر به قصد قربت باشد، بزرگ ترين عبادت است. بنابراين، مى توان گفت كه كارهاى اجتماعى بيش تر در روز و كارهاى فردى و امورى كه پنهانى بودن آن ها مطلوب است، بيش تر در شب انجام مى شود. يكى از برنامه هاى شبانه پيامبر اكرم(ص)، حضرت على(ع) و ساير ائمه: رسيدگى به فقرا بود به گونه اى كه شناخته نشوند. حالا اگر ما از انجام اين امور در شب عاجزيم، حداقل مى توانيم انفاق سرّى را جزو برنامه هاى روزمان قرار دهيم.

دو دام شيطان

نيكى كردن به برادران دينى، خصوصاً شيعيان، از جمله مواردى است كه ائمه اطهار(ع) روى آن تأكيد فراوان كرده اند و روايات متعددى در اين زمنيه وجود دارد. امام صادق(ع) نيز در ادامه اين روايت شريف مى فرمايد: «ياابن جندب اِنَّ لِلشَّيطان مَصائد يَصطادُ بها فتحاموا شباكه و مصائده. قلت يا ابن رسول الله و ما هى؟ قال: اما مصائده فصدٌ عن برّالاخوان، و اما شباكه فنومٌ عن قضاء الصلوات الّتى فرضها الله، اما انه ما يعبد الله بمثل نقل الاقدام الى برّالاخوان و زيارتهم، ويلٌ للساهين عن الصلوات، النائمين فى الخلوات المستهزئين بالله و آياته فىِ الفَتَرات.»2

شيطان دام هايى دارد كه به وسيله آن ها انسان ها را صيد مى كند. از بزرگ ترين، عمومى ترين و مؤثرترين دام هايى كه شيطان براى آدميزاد مى گستراند، يكى اين است كه انسان را از خدمت كردن به ديگران، بويژه برادران دينى خود باز مى دارد. دوم آن كه كارى مى كند تا انسان نمازهايش را به موقع نخواند.

انسان ممكن است با انجام دادن واجبات و فرايض دينى خود فكر كند كه به طور كامل به وظيفه اش عمل كرده است، در حالى كه رفع نيازهاى مادى و معنوى برادران ايمانى نيز در حد توان از جمله وظايف دينى مسلمانان مى باشد. خصوصاً افرادى كه فعاليت خاصى مثل تحصيل، تدريس، نويسندگى و... را انجام مى دهند، بايد بدانند كه وظايفى هم نسبت به ديگران از جمله اقوام، همسايه ها، هم حجره اى ها و دوستان دارند، اما متأسفانه اين گونه افراد به دليل تمركز روى يك فعاليت خاص، كم تر به اين نكته توجه دارند و از انجام اين وظيفه مهم غافل اند. اين غفلتى است كه اولاً، مقدمات آن را شيطان فراهم مى كند، ثانياً، به ما القاء مى كند كه اصلاً چيزى ندارى كه بخواهى به ديگران كمك كنى، ثالثاً، ما را نسبت به نيازهاى ديگران بى تفاوت مى كند; يعنى حالتى را در ما ايجاد مى كند كه با خود بگوييم به من ربطى ندارد كه ديگران نياز دارند يا ندارند. يا مى گوييم من زحمت كشيده ام و به اندازه رفع نياز خودم چيزى را به دست آورده ام، آن ها هم بروند زحمت بكشند تا محتاج ديگران نباشند. حضرت در ادامه مى فرمايد: هيچ عبادتى بالاتر از اين نيست كه انسان در راه كمك كردن به برادران دينى خود قدمى بردارد، حتى اگر هم در اين راه موفق به رفع نياز آن ها نگردد. نه تنها احسان و خدمت به برادران دينى بالاترين عبادت است، بلكه ديدار دوستان، البته اگر براى خدا باشد، نيز بالاترين عبادت است.

همان گونه كه اشاره شد، يكى ديگر از دام هاى شيطانى، بازداشتن انسان از خواندن نماز اول وقت مى باشد. آنچه انسان را مستقيماً در مسير تقرب الى الله به پيش مى برد، نماز است. نماز، رابطه مستقيم بنده با خالق است. از جمله مسايلى كه باعث مى شود انسان نتواند به درستى از نمازش استفاده كند، زياد خوابيدن، دير خوابيدن و بد خوابيدن است. وقتى انسان ديگر اهتمامى به خواندن نماز اول وقت نداشته باشد، نسبت به مسايل دين نيز بى اعتنا مى شود و كم كم كارش به جايى مى رسد كه با ديده تمسخر به مناسك دينى مى نگرد: «ثُم كان عاقبةَ الذين اَساؤاالسُّواى ان كذَّبوا بِايات الله و كانوا بِها يَستَهزِؤُنَ» (رم: 10); سرانجام كار آنان كه به اعمال زشت و كردار بد پرداختند اين شد كه كافر شده و آيات خدا را تكذيب و تمسخر كردند. اگر خداى ناكرده انسان در اين مسير خطرناك قرار گرفت و نسبت به نماز بى اهميت شد، در واقع با اين كار مقدمات كافر شدن خود را فراهم ساخته است. از جمله دلايل بى اعتنايى به دين و تمسخر آن، قرار گرفتن انسان در محيطى است كه در آن جا عوامل انحراف و دنياگرايى زياد است به گونه اى كه آيات الهى كم ترى به گوش مى رسد، موعظه كم تر است و دسترسى به استاد و مربى مشكل است. قرآن كريم در مورد كسانى كه عهد خدا و سوگند خود را به بهايى اندك مى فروشند، مى فرمايد: «... اوُلئكَ لاخَلاقَ لَهُم فِى الاخِرةِ وَ لايُكَلِّمُهُمُ اللهُ ولايَنظُرُ اِلَيهم يَوْمَ القيامَةِ وَلايُزَكّيهم وَلَهُم عَذابٌ اليمٌ» (آل عمران: 77); اينان را در دار آخرت بهره اى نيست و خدا از خشم با آن ها سخن نگويد و به نظر رحمت در قيامت بدان ها ننگرد و از پليدى گناه پاكيزه نگرداند و آنان را (در جهنم) عذاب دردناك خواهد بود.

از خداوند متعال مى خواهيم كه ما را به وظايف خود آشنا و از شر وسوسه هاى شيطان دور سازد.

ادامه دارد


  • پى نوشت ها

    1 و 2ـ بحارالانوار، ج78، باب 24، ص 280 و 281