اسلام و نظام هاي طاغوتي

اسلام و نظام هاي طاغوتي

حيات اللّه يوسفي

مقدّمه

«حكومت» نيروي فعّالي است كه در زندگي ما نفوذي بس عميق دارد; نيرويي كه پيوسته در تحوّل بوده و در جهت هدف هاي گوناگوني هدايت مي شود. بحث از اهداف حكومت و اينكه حكومت بايد در جهت چه هدف هايي هدايت شود و يا اين هدف ها بر كدام مبناي عقلاني و فكري استوار گردد، از مسائل بسيار مهمي است كه بايد در «فلسفه سياسي» بيان شود.

حكومتي كه بر مبناي يك مكتب و دين پايه ريزي مي شود حكومتي مكتبي است و هدف هاي آن نيز توسط مكتب تعيين مي شود; زيرا اين حكومت بايد اهداف دين مكتبي را تعقيب كند و براي رسيدن به آنها در روش و عمل هم بايد معيارهايي را مدّنظر قرار دهد كه مكتب مشخص مي كند.

هر مكتب و مرامي كه براي سازمان دهي و هدايت اجتماعي آمده است، مهم ترين وسيله مديريت جامعه انساني اش نيز در سايه حكومتي تحقق خواهد يافت كه ارائه مي دهد; همان گونه كه جامعه آرماني و مورد قبول آن نيز در سايه همين حكومت آرماني تحقق خواهد يافت. از اين رو، از ديد هر مكتب، حكومت هايي كه منطبق با معيارها و ارزش هاي مورد قبولش نيست، انحرافي تلقّي شده و ضدّ ارزش به حساب مي آيد.

مكتب اسلام به عنوان كامل ترين دين الهي، دارنده جاودانه ترين دستورات زندگي و برترين نظام فكري و عملي، داراي اهداف و ايده هاي اجتماعي مهمي است و در اين زمينه، براي دست يابي به اهداف اجتماعي و سياسي خودش، اصول حكومت مكتبي اش را ارائه كرده است. در اين زمينه، قرآن كريم به عنوان مهم ترين كتاب مرجع انديشه سياسي ـ اسلامي و منبع دستورات ديني اسلام، پيام ها و دستورات جاودانه اي ارائه كرده است.

در قرآن، اصول حكومت مكتبي اسلام موجود است و معيارهاي حكومت مشروع به خوبي بيان گرديده. اين معيارها مي تواند ترسيم كننده سيماي عمومي حكومت مورد نظر اسلام بوده و شاخص يك حكومت مطوب اسلام باشد; همان گونه كه در جانب مقابل، برخي از حكومت ها مورد قبول اسلام نبوده، ضد ارزش تلقّي مي شود. معيارهاي مربوط به اين نوع حكومت ها هم در قرآن آمده است. به طور كلي، قرآن كريم تمامي حكومت هايي را كه به دور از ملاك هاي ديني و ارزش هاي الهي بنيان نهاده شده، به عنوان حكومت «طاغوتي» معرفي كرده است.

اينك لازم است كاوشي صورت گيرد تا حكومت هاي طاغوتي از نظر اسلام معرفي شود و ويژگي هاي آنها مورد بررسي قرار گيرد.

در اين مقاله، مراد از «نظام»، نظام سياسي است كه به صورت مشخص، نظام حكومتي ـ نهاد كلان اجتماعي و متكفّل اداره امور اجتماعي و سياسي جوامع ـ مدّنظر است. از اين رو، نظام هاي سياسي و اجتماعي، بخصوص نظام هايي كه از نظر اجتماعي و به طور كلي، نوعي اطاعت و فرمان روايي اجتماعي را در جامعه بر عهده دارند، مورد بررسي قرار خواهد گرفت، هرچند نظام هاي حكومتي با توجه به شرايط جوامع، مي توانند در يك مرحله، صورت ابتدايي داشته باشند و در مرحله ديگر، پيچيده ترين نظام هاي اجتماعي سياسي را هم شامل گردند.

بر اين اساس، سؤال اصلي اين است كه نظام هاي طاغوتي از نظر اسلام كدام است و در قرآن و روايات، چه ويژگي هايي براي نظام هاي طاغوتي بيان شده است. در مرحله بعد، بايد ديد ديدگاه ارزشي اسلام نسبت به اين نظام ها چگونه است و چه وظايفي در قبال اين نظام ها بر عهده مسلمانان نهاده شده است؟

در اين بررسي، قرآن كريم به عنوان مهم ترين و اصلي ترين سند ديني اسلام، مدنظر است و كلمات پيامبر9 و امامان معصوم: به عنوان مفسّران واقعي و حقيقي قرآن از اين نظر كه كلام آنان از ديدگاه شيعه در مرتبه پس از قرآن است و خود در حكم منبع دوم براي بيان نظر اسلام است، مستندات و منابع اصلي ما را تشكيل مي دهد.

قرآن كريم در يك تقسيم بندي اوّلي، نظام هاي سياسي و اجتماعي را به دو نوع تقسيم مي كند:

1. نظام هايي كه داراي ارزش ها و معيارهاي مثبت حاكميت اسلامي است.
2. نظام هايي كه فاقد ارزش ديني و اسلامي بوده، و ضد ارزش تلقّي مي شود.

نظام هاي قسم دوم، كه فاقد ارزش ديني و مكتبي است، در قرآن كريم به عنوان نظام طاغوتي بيان گرديده.

«طاغوت» در لغت و اصطلاح ديني

«طغي» و «طغيان» در لغت، به معناي تجاوز و گذر از حد است; حدي كه عقل و يا شرع معيّن كرده. راغب در مفردات مي نويسد: «طاغوت» عبارت است از هر متعدي و هر معبودي غير از خداوند. در اصطلاح ديني هم «طاغوت» به معناي طغيان و تجاوز از حدّ است.1 در لسان العرب به شيطان، كاهنان و پيشوايان ضلالت و گم راهي «طاغوت» اطلاق شده است.2 مجمع البحرين نيز ماده «طغي» را به معناي تجاوز گرفته و در اصطلاح، همان معاني را ذكر مي كند كه در لسان العرب و مفردات راغب آمده است.3

«طاغوت» مصدري است كه معناي «طغيان» دارد و اين كلمه از باب مبالغه در معناي اسم فاعل (طغيان كننده) استعمال مي شود. اصل طاغوت «طغيوت» (طغيوت، به فتح ط و غ) بوده است. جمع آن «طواغيت و طواغت و طواغ» بر حذف زياده است.4

صاحب تفسير شريف الميزان مي گويد: اين لفظ (طاغوت = طغيوت، به فتح ط و غ) از نظر وزن، مانند ملكوت و جبروت است كه معناي مبالغه نيز دارد. در اصطلاح ديني هم بر هر چيزي استعمال مي شود كه وسيله تجاوز از حدي باشد كه عقل سليم و يا شرع معيّن كرده است و در مواردي استعمال مي شود كه چيزي وسيله تجاوز از حد و حق بوده و باعث طغيان باشد; مانند اقسام معبودهاي غير خدا، امثال بت ها، شياطين، جن و پيشوايان ضلالت از بني آدم و هر متبوعي كه خداوند راضي به پي روي از او نيست. اين كلمه در مذكر و مؤنث، مفرد و تثنيه و جمع مساوي است و تغييري نمي كند.5

در بعضي از متون ديني آمده است كه «طاغوت» به هر متجاوزي گفته مي شود كه از حد الهي تجاوز كرده است; يعني هر مطاعي سواي اولياي الهي. در همين زمينه، در بعضي روايات به دشمنان ائمّه اطهار: (حاكمان ستمگر)