سرمقاله
Article data in English (انگلیسی)
سرمقاله
جامعه ما و جامعه علوى!
سال، سالِ امام على(علیه السلام) است و همگان از او مى گویند: از اوصاف او، از خصایل او و از فضایل او! جاى این سؤال هست که بپرسیم چرا على(علیه السلام) على شد؟ رمز و راز این علوّ مقام و سرّ این عظمت و مرتبت چیست؟ و اینک ما در عصر و زمان خویش، چه درس هایى از او مى توانیم بگیریم؟ به نظر راقم این سطور، سرّ این شرافت و عظمت و شوکت، این بود که على(علیه السلام) هر چه فراتر رفت، فروتر شد! هر چه بالاتر رفت، پایین تر آمد! هر چه فرادستىِ بیش تر پیدا کرد، فرودست تر شد! او هر چه فراز بیش ترى مى یافت، فرودش سهل تر مى شد. و هر قدر پروازش اوج بیش ترى مى گرفت، فرودآمدنش آسان تر بود. تلاش على(علیه السلام) به عنوان راهبر و راهنماى مردم این بود که فرهنگ مردم را آسمانى و ملکوتى کند و نگاه ها را تا آن جا که میسور است از زمین بِکَند و متوجه سپهر حقیقت و ارزش ها و معنویت نماید. على(علیه السلام) ارزش را در امور مجازى و در عناوین اعتبارى و ریاست ها و پُست هاى دنیوى نمى دید. گرچه او براى تحقق عدالت و گرفتن قدرت و حکومت تا پاى جان ایستادگى مى کرد، امّا در عین حال، حکومت و ریاست دنیا را به اندازه آب بینى بُزى بها نمى داد! و ارزش کفش پینه زده خود را بالاتر از ارزش خلافت ظاهرى دنیا مى دید!
درس بزرگ و جاودانه على(علیه السلام) به همه ما آدمیان در همیشه تاریخ این است که عزّت حقیقى را در احقاق حق و دفع ستم و رفع ظلم ببینیم و اسیر مقامات و پست هاى زودگذر دنیا نشویم و حقیقت و عدالت را فداى ریاست نکنیم. آنچه امروز براى جامعه ما ضرورى و حیاتى است، همین نکته است که سیاستمداران و دولتمردان و رؤساى ما همواره خود را خادم مردم ببینند و چونان مولا و مقتداى آزادمردان تاریخ، على بن ابى طالب(علیه السلام)، آزادى حقیقى را در بندگى و طاعتِ حق ـ جلّ و على ـ جستوجو کنند و همواره امیر بر نفس خویش باشند و نه اسیر آن.
آفت بزرگ و خطرآفرین در نظام دینى و حکومت اسلامى ما این است که به تدریج ارزش هاى اخلاقى کم رنگ شوند و اخلاص و ایمان و تقوا در کسب منصب ها و احراز پست هاى حساس، حرف اوّل را نزنند، بلکه به جاى این ملاک ها و ارزش ها، رابطه ها و رفاه طلبى ها و منافع گروهى و جناحى، نقش اول را ایفا کنند.
بایسته است در جامعه علوى، هماره آیه «اِنَّ أکرَمَکُم عِندَاللّهِ اَتقیکُم» نصب العین مدیران و مسؤولان سیاسى و اجتماعى باشد. و نیکوست در سال امام على(علیه السلام)یک بار دیگر برگردیم و در وضعیت جامعه خویش نظر کنیم و آن را با معیارهاى جامعه علوى محک زنیم.
جامعه ما وقتى در مسیر تحقق آرمان هاى علوى و نیل به ایده آل هاى جامعه الهى حرکت خواهد کرد که خدامحورى را به جاى انسان محورى بنشاند. درس بزرگ امام على(علیه السلام) به همه بشریت این بود که عبودیت پروردگار و بندگى در برابر خالق را بیش تر و پیش تر از هر چیزى بها دهیم. در یک نگاهِ کلان مى بینیم سیر مکاتب و اندیشه هاى فلسفى، سیاسى و اجتماعىِ امروزِ دنیا، به سمت و سوى الحاد و بدبینى و جایگزین نمودن انسان و هواهاى نفسانى او به جاى خداپرستى و اصالت ها و ارزش هاى الهى است. امروز همه جا سخن از حق و حقوق انسان است و حال آن که امیرالمؤمنین(علیه السلام) پیش از آن که براى بشر حقّى قائل باشد، آدمى را مکلَّف در برابر خالق و معبود حقیقى یعنى خداوند متعال مى دید. او اگر براى احراز ریاست و کسب خلافت هم قدمى برمى داشت و سخنى مى گفت، از باب اداء تکلیف شرعى و انجام وظیفه الهى بود. اگر همه احاد ملت و به ویژه مسؤولان و نخبگان و رؤسا در یک جامعه دینى، همواره و در همه شؤون و رفتارهاى خود، احساس تکلیف دینى و شرعى بنمایند و در همه حالات و آنات، خود را در محضر پروردگار ببینند، بدون شک جامعه علوى، مصداق خواهد یافت.
امام على(علیه السلام) از آن جا که خود را مکلَّف به اداء تکلیف مى دانست، موقعیت و مقام سیاسى و اجتماعى خویش را ابزارى براى تحقق احکام الهى و اوامر خداوندى و حاکمیتِ نظام ارزشى و اخلاقى اسلام تلقى مى نمود و هم از این رو در مصرف بیت المال چنان دقّت و حدَّت به خرج مى داد که پاره اى از خواص و نزدیکانش نیز عاقبت نتوانستند او را تحمل کنند و از گرداگردش پراکنده شدند. امّا او همچنان مقاوم و استوار ایستاد و با عزمى پولادین و با پشتوانه تأییدات الهى، در احقاق حق و اجراى حدود الهى هرگز سستى نشان نداد.
درس هاى بزرگ امام على(علیه السلام) به ما، ایمان، یکتاپرستى، زهد، ورع، دستگیرى از محرومان و مستضعفان و تلاش براى حاکمیت خدا بر زمین است. امید که در سال امام على(علیه السلام) توفیق بهره گیرى از آن امام همام و تحقق آرمان هاى او را بیابیم. انشاءالله
سردبیر