معرفت، سال یازدهم، شماره اول، پیاپی 52، فروردین 1381، صفحات 111-

    گزارشى از یک سفر تبلیغى«وضعیت شیعیان ساحل عاج»

    نوع مقاله: 
    ترویجی
    Article data in English (انگلیسی)
    متن کامل مقاله: 

    گزارشى از یک سفر تبلیغى
    «وضعیت شیعیان ساحل عاج»

    اشاره

    آنچه مى خوانید گزارشى است از سفر جناب حجة الاسلام والمسلمین یوسفى غروى به کشور ساحل عاج، درباره وضعیت شیعیان، که باهم مى خوانیم.

    بسم الله الرحمن الرحیم. یکى از وظایف اصلى حوزه هاى علمیه تبلیغ اسلام و مذهب تشیع است و از قدیم الایام این کار انجام مى گرفته است. مسأله تبلیغ، تاریخ طولانى و پرفراز و نشیب و ریزه کارى هاى بسیارى دارد. در عصر اخیر، بویژه پس از پیروزى انقلاب اسلامى، سازمان تبلیغات اسلامى و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامى و سایر مؤسسات تبلیغى، وظیفه تبلیغ اسلام، به خصوص براى شیعیان خارج از کشور را بر عهده داشته و دارند. البته، در کنار سازمان ها و نهادهاى مزبور، از مجمع جهانى اهل بیت(علیهم السلام)نیز باید نام برد که عمدتاً از طریق انتشار کتاب و برپایى همایش ها و نشست هاى علمى به این مهم مبادرت مىورزد. اما سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامى، بیش تر با اعزام مبلغ، این وظیفه را انجام مى دهد. در این زمینه، من چندین سفر به خارج از کشور داشته ام. در ماه مبارک رمضان سال جارى به دعوت حزب الله لبنان براى تبلیغ در میان شیعیان مهاجر لبنانى، به کشور ساحل عاج، یا به تعبیر فرانسوى ها کودیفال، مسافرت کردم. این که مى گویم فرانسوى ها، چون بیش تر مناطق افریقاى غربى، از جمله ساحل عاج، در گذشته از مستعمرات فرانسه بوده است. همچنین فرانسه در میان کشورهاى خاور میانه، به خصوص شرق اسلامى و عربى از جمله کشور لبنان، تا مدت ها تسلط استعمارى داشته است. از این رو، عده اى از لبنانى ها از این جهت نقطه مشترکى دیدند که براى یافتن کار از لبنان به کشورهاى تحت استعمار فرانسه، که وضعیت بهترى از لحاظ بازار کار داشتند، مهاجرت نمایند. بسیارى از آن ها به کشور ساحل عاج، که از نظر سیاسى وضعیتى تقریباً مشابه لبنان دارد، یعنى هر دو کشور به نوعى مستعمره فرانسه به شمار مى رفتند، هجرت کردند. این وضعیت تقریباً مشابه، به آنان کمک مى کرد تا مشکلات کم ترى را در کشور مقصد داشته باشند. بیش تر لبنانى هایى که به کشور ساحل عاج مهاجرت کردند از شیعیان بودند.

    البته، سابقه اسلام در قاره افریقا، به خصوص در کشور ساحل عاج به بیش از دو قرن مى رسد. اما پیش از هجرت شیعیان لبنانى، که عمدتاً در اوایل قرن بیستم میلادى صورت گرفت، نشانه هاى روشنى از وجود تشیع در آن جا نیست. البته، طبیعى است که پس از هجرت شیعیان لبنانى ارتباطاتى میان میهمانان و میزبانان ایجاد شده که موجب گسترش تشیع در آن جا گردیده است; به خصوص از زمانى که عده اى از علما و روحانیان شیعه لبنانى براى تبلیغ در میان شیعیان لبنانى به آن جا مهاجرت و حتى اقامت گزیدند و مراکز متعدد شیعى را در آن جا برپا کردند. برخى از آنان یادبودها و خاطره هاى بسیار خوبى از تشیع در آن سرزمین به یادگار گذاشته اند. آنان به عنوان دید و بازدید به خانه هاى مسیحیان، حتى بومیان بت پرست مى رفتند و از این طریق به تبلیغ مذهب تشیع مى پرداختند.

    من گمان نمى کنم که در سایر کشورهاى افریقایى، به جز کشورهایى که ساکنان اصلى آنان را اعراب تشکیل مى دهند، وضعیت تشیع بهتر از کشور ساحل عاج باشد.

    اگر چه این سفر، اولین سفر من به ساحل عاج بود، اما به طور اجمالى از وضعیت شیعیان مهاجر لبنانى در آن کشور، اطلاعاتى داشتم. اما در این سفر، تا حدودى با مهاجرنشین هاى شیعه لبنانى در ساحل عاج آشنا شدم.

    خوشبختانه مسلمانان این کشور ارتباط دینى خوبى با انقلاب اسلامى و جمهورى اسلامى دارند و ظواهر دینى و شیعى را خوب حفظ کرده اند. اما متأسفانه هویت دینى و شیعى مهاجرنشین هاى شیعى که به مناطق دیگر از جمله برزیل و آرژانتین سفر کرده اند، تحت تاثیر عوامل هجرت کم رنگ شده است. البته با سفرهاى تبلیغى که علماى شیعه، پس از پیروزى انقلاب اسلامى به آن منطقه داشتند، تا حدودى وضعیت نسبت به گذشته بهتر شده است.

    یکى از عوامل هجرت شیعیان کشورهاى عربى، به خصوص سوریه و لبنان، به مناطق دیگر، سربازگیرى دولت عثمانى، در جنگ جهانى اول و پیش از ورود استعمار فرانسه، بوده است; وقتى سرباز با خانواده اش خداحافظى مى کرد، خداحافظى مرگ مى کرد; چون مى دانست که احتمال زنده برگشتن او بسیار ضعیف است. از این رو، عده زیادى براى فرار از سربازى، ترجیح مى دادند که براى رفتن به کشورى دیگر، سوار بر کشتى هایى شوند که از مقصدشان خبر نداشتند. این گونه بود که آن ها از برزیل و آرژانتین و ساحل عاج سر درآوردند. همان طور که گفتم، بیش تر شیعیانى که به برزیل و آرژانتین مهاجرت نمودند، هویت دینى و شیعى خود را گم کردند و تنها اسم شیعه را با خود یدک مى کشیدند، اما این وضعیت در میان شیعیان لبنانى ساحل عاج خیلى کم تر به چشم مى خورد که یکى از دلایل آن حضور علما و مبلغان شیعى در آن جاست. ظواهر دینى و شیعى در میان این شیعیان مهاجر بیش تر و پررنگ تر از جاهاى دیگر است. حتى در میانشان جوان هایى هستند که هم از نظر ظاهر دینى و هم از نظر تقوا و تدین هیچ تفاوتى با جوانان حزب اللّه لبنان، که در کشور لبنان به سر مى برند، ندارند.

    از آنجایى که یکى از مسائل لازم و ضرورى در مسأله ارتباط با دیگران، مخاطب شناسى است، اولین شرط مخاطب شناسى این است که بدانیم او چه زبانى دارد. همان گونه که اشاره شد، زبان اصلى شیعیان مهاجر لبنانى عربى و زبان منطقه مهاجرتشان (ساحل عاج) فرانسوى است. از این رو، یکى از چیزهایى که در آن جا بسیار مورد نیاز مى باشد، کتاب هایى به این دو زبان به خصوص فرانسوى است. نسل جوان آنان بیش تر به زبان فرانسوى صحبت مى کنند تا زبان آبا و اجدادى خود. آنان ترجیح مى دادند به زبان فرانسوى کتاب هاى تبلیغى تشیع داشته باشد. اما از نظر ترکیب جمعیتى، در ساحل عاج، 60 درصد جمعیت مسلمان، 30 درصد مسیحى و 15 درصد بومى هستند. اگر چه مسیحیان در این کشور در اقلیت به سر مى برند، اما وسایل و امکانات برایشان فراهم تر است; چون حکومت در اصل در دست دولت فرانسه بوده و به ترویج مسیحیت پرداخته است. از سوى کلیساى ابیجانِ ساحل عاج، با انتشار کتابچه هاى تبلیغى به ترویج مسیحیت مى پردازند. اما از طرف مسلمانان و به خصوص از طرف شیعیان، چنین جزوه هاى متقابلى به چاپ نمى رسد. یادم هست یکى از شب ها من در آن جا یادى از مرحوم شهید استاد مطهرى و کتاب حجاب ایشان کردم و اتفاقاً آن شب سفیر جمهورى اسلامى ایران در مجلس حاضر بودند و داوطلب شدند که آن بخش مهم از مسئله حجاب را که از نظر فرهنگى و اعتقادى راه گشاست، پس از ترجمه به عربى و فرانسوى، تکثیر و توزیع نمایند. متأسفانه تا زمانى که من آن جا بودم این کار انجام نگرفت; چون نتوانستیم حتى ترجمه عربى این کتاب را در ابیجان به دست آوریم.

    بنابراین، یکى از احتیاجات اولیه تبلیغى آن جا، مسأله زبان، و به ویژه زبان محاوره اى است. البته به جهت این که سطح معلومات بیش تر شیعیان مهاجرنشین در آن جا پایین است، کتاب هاى علمى سطح بالا چندان براى ایشان مفید فایده نمى باشد، بلکه اگر بیش تر، مطالب به صورت داستانى و اخلاقى باشد، براى آن ها قابل استفاده تر خواهد بود.

    جمهورى اسلامى در پایتخت کشور ساحل عاج، یعنى ابیجان حوزه علمیه اى را دایر کرده است که بیش از 120 طلبه دارد. یک روز به اتفاق آقاى صفارهرندى، که از سوى مرکز جهانى علوم اسلامى مسؤولیت آن جا را بر عهده دارند، براى ایراد سخنرانى به محل اقامت آن ها، که ساختمان مجهزى بود رفتیم. اتفاقاً زمانى وارد شدیم که آنان مشغول انجام تعقیبات نماز عصر بودند. نکته اى که موجب شگفتنى من شد، قرائت دعاى فرج بود که به صورت دسته جمعى صورت مى گرفت.

    من صحبت را از این جا شروع کردم که الان اگر امام زمان (عج) به حسب ظاهر، حضور داشتند و مى دیدند که شما در شاخ افریقا نداى اهل البیت(علیهم السلام)را لبیک گفته و براى وجود آن حضرت دست به دعا بلند کرده اید، قطعاً مسرور مى گشتند. انصافاً هر مسلمان شیعى که به آن جا مى رود با دیدن این مناظر شگفت زده مى شود. این آثار و برکات صرفاً از انقلاب اسلامى و جمهورى اسلامى نیست، بلکه بیش تر نتیجه زحمات سابق علماى شیعه روحانى لبنانى است که به آن جا رفته بودند.

    نکته قابل توجه این که سایر فرق شیعه در آن جا حضورى ندارند. البته، یک مقدارى سلفى ها و وهابى ها در آن جا هستند که از امکانات خوبى نیز برخوردارند. مثلاً، در پایتخت، که شیعیان فقط چهار حسینیه داشتند، آن ها نزدیک 30 مسجد با گنبد و گلدسته داشتند که اکثراً توسط سعودى ها تأسیس شده اند! تعدادى از مالکى ها هم در آن جا حضور دارند. از آن جا که مذهب مالکى در طول تاریخ ضدیتى با تصوف نداشته و حتى قرابت زیادى بین آن ها وجود داشته است، و از طرفى، میان تصوف و تشیع پل هاى ارتباطى خوبى برقرار است، از این رو، بین مالکى ها و تشیع نیز ارتباط عاطفى خوبى برقرار است. اما این ارتباط با سایر مذاهب وجود ندارد. به خصوص وهابى ها ضدیت فوق العاده اى با تشیع دارند. آن ها حتى به شکل غیرعلمى و غیر استدلالى نیز اظهار ضدیت مى کنند. بحمدلله شیعیان لبنانى مهاجر، به خصوص در پایتخت، حضورى چشمگیر در مراسم مختلف مذهبى داشتند.

    اما، در خصوص جمعیت شیعیان از لحاظ تحصیل و مدارج علمى باید گفت: در میان شیعیان مهاجر لبنانى که تعدادشان به حدود 60 هزار نفر مى رسد، طبعاً قشر فرهنگى تحصیل کرده خوبى وجود دارد که به زبان فرنسوى در حد اعلا مسلط هستند و با بخش هاى فکرى، فرهنگى و دانشگاهى ساحل عاج ارتباط دارند. این ارتباط به خصوص در بخش هاى اقتصادى بیش تر است; چون رگ تجارتى ساحل عاج عمدتاً در دست شیعیان لبنانى است. البته معناى این سخن این نیست که همه آن ها در رتبه واحدى از التزام دینى باشند، اما بالاخره لبنانى ها هستند که رگ اقتصادى آن جا را در اختیار دارند. از این رو، آن ها توانسته اند مراکز علمى مختلفى به خصوص در رشته هاى اقتصاد، تجارت، مدیریت تجارى، اقتصادى، مالى و حتى مدیریت سیاسى برقرار کنند. از جمله اقدامات بسیار خوبى که آن جا انجام گرفته است، راه اندازى رادیوى اسلامى است که در زمینه هاى مذهبى، قرآنى و معارف فعالیت مى کنند. این رادیو عمدتاً به زبان هاى عربى و فرانسه اقدام به پخش برنامه مى کند.

    نکته دیگر این است که بحمدلله در این کشور، تبلیغات مسیحى چندان چشمگیر نیست. البته رئیس جمهور اسبق ساحل عاج، کلیساى عظیمى را در پایتخت ساخته که حتى مى توان گفت از کلیساهاى واتیکان بسیار عظیم تر و وسیع تر است! اما در عین حال، آنان حرفى براى گفتن ندارند; آن ها تصور مى کردند که با این کارها مى توانند پیشرفتى در تبلیغ مسیحیت داشته باشند، اما این طور نشد. حتى خودشان در آمارهاى رسمى و البته محرمانه ـ که یک روزنامه نگار به آن دست یافته بود ـ اعلام کردند که تعداد مراجعان به کلیسا کاهش چشمگیرى داشته است. تازه همان تعداد هم که به کلیسا مى روند، عمدتاً از نسل غیرجوان و از نسل هاى از کار افتاده هستند. از این رو، آن ها به اجتماعات اسلامى غبطه مى خوردند. هرچند آن ها کلیساى عظیمى را ساخته بودند، اما جلوه مساجد مسلمانان بسیار بیش تر بود. حضور مسلمانان در مساجد، خصوصاً در شب هاى ماه مبارک رمضان و به هنگام افطار، بسیار چشمگیر بود.

    بحمدلله در این کشور، تنشى بین شیعه و سنى وجود ندارد، اما متأسفانه یک مقدارى تنش بین خود شیعیان به چشم مى خورد. مثلاً برخى از شیعیان ساده لوح لبنانى خطبه اى را به اسم امیرالمؤمنین(علیه السلام)چاپ کردند که مورد بهره بردارى مبلغان وهابى قرار گرفت و حتى آن را بر روى شبکه اینترنت آوردند تا بدینوسیله چهره شیعه را مخدوش کنند. این خطبه یکى از خطبه هاى مجهول و داراى مضامینى کفرآمیز مى باشد که آن را به حضرت على(علیه السلام)نسبت مى دهند.

    متأسفانه در اثر این که نسبت به این مسأله کم تذکر داده شده، بعضى ها باورشان نمى شد که این خطبه جعلى است و لذا من در چندین مناسبت این مطلب را تذکر دادم.

    نکته دیگر این که متأسفانه صدا و تصویر برنامه هاى صدا و سیماى جمهورى اسلامى در آن جا، حتى از طریق ماهواره نیز دریافت نمى شود و بجز اخبارى که از طریق سایر کانال هاى ماهواره اى کشورهاى عربى پخش مى شود، برنامه هاى دیگرى وجود ندارد.

    شیوه ارجاع به این مقاله: RIS Mendeley BibTeX APA MLA HARVARD VANCOUVER

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    (نویسنده تعیین نشده).(1381) گزارشى از یک سفر تبلیغى«وضعیت شیعیان ساحل عاج». فصلنامه معرفت، 11(1)، 111-

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    (نویسنده تعیین نشده)."گزارشى از یک سفر تبلیغى«وضعیت شیعیان ساحل عاج»". فصلنامه معرفت، 11، 1، 1381، 111-

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    (نویسنده تعیین نشده).(1381) 'گزارشى از یک سفر تبلیغى«وضعیت شیعیان ساحل عاج»'، فصلنامه معرفت، 11(1), pp. 111-

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    (نویسنده تعیین نشده). گزارشى از یک سفر تبلیغى«وضعیت شیعیان ساحل عاج». معرفت، 11, 1381؛ 11(1): 111-