تأثير و اهميت وجدان كارى بر فقرزدايى و امنيت ملى

 

 

 

تأثير و اهميت وجدان كارى بر فقرزدايى و امنيت ملى

رستم درخشان

چكيده

پيشرفت و رشد اقتصادى كشورها از نظر سرمايه گذارى و طرح ريزى براى توسعه و فعاليت هاى مشابه، در گرو تأمين امنيت است. كشورى داراى امنيت است كه زمان صلح، مجبور به فدا كردن منافع حياتى و راهبردى خود نباشد و در صورت وقوع جنگ، منافع حياتى خود را با پيروزى در جنگ حفظ كند.

وجدان كارى، كه ريشه اصلى فقرزدايى محسوب مى شود، بهرهورى و درآمد ملى را افزايش داده، منجر به رشد و توسعه اقتصادى مى شود. از ديگر تأثيرات وجدان كارى، توجه هرچه بيش تر به تحقيقات نظامى و در نتيجه، افزايش بودجه مربوط به آن مى باشد كه اين مهم، دستيابى به فناورى برتر نظامى را در پى خواهد داشت. با افزايش قدرت نظامى، احتمال حمله به كشور كاهش يافته و يا در صورت وقوع جنگ، كشور به پيروزى كامل در صحنه نبرد دست مى يابد. مجموعه اين عوامل موجب افزايش رفاه و امنيت ملى مى گردد.

بدين ترتيب، يكى از مهم ترين شيوه هاى حراست از امنيت ملى، افزايش قدرت واحدهاى سياسى از طريق رشد اقتصادى و قابليت هاى رهبرى نظام سياسى است كه مؤثرترين عوامل دستيابى به آن، افزايش وجدان كارى و اطاعت از رهبرى نظام سياسى به منظور تحقق بخشيدن به هماهنگى و وحدت براى رسيدن به سطح بالايى از رشد اقتصادى و امنيت ملى است.

مقدمه

فقر يكى از مهم ترين عواملى است كه امنيت ملى واحدهاى سياسى را به خطر مى اندازد. همچنين وابستگى كشور به قدرت هاى بزرگ در زمينه هاى فناورى، اقتصادى و فرهنگى، تهديدى جدى بر عليه امنيت ملى به شمار مى آيد. بدون امنيت، هيچ برنامه اى در داخل كشور قابل اجرا نيست. پيشرفت و رشد اقتصادى كشور از نظر سرمايه گذارى، طرح ريزى براى توسعه و فعاليت هاى مشابه، در گرو تأمين امنيت است. حتى در صورت محفوظ بودن تماميت ارضى و استقلال و حاكميت يك كشور، وجود تهديداتى جدى همچون فقر و وابستگى اقتصادى، مى تواند فعاليت بخش هاى مختلف سياسى و اجتماعى آن كشور را مختل نموده، دستخوش آشوب و ناامنى نمايد.

تحقيق در خصوص شيوه هاى حراست از امنيت ملى، مستلزم بررسى و مطالعه دقيق ديدگاه هاى روابط بين الملل و حقوق بين الملل در اين زمينه مى باشد. اما از آن جا كه در اين مختصر، مجال پرداختن به همه آن ها نيست، تنها به يكى از مهم ترين شيوه هاى حراست از امنيت ملى كه موجب افزايش وجدان كارى و اطاعت از رهبرى نظام سياسى است، اشاره مى شود. وجدان كارى موجب افزايش رشد اقتصادى و در نتيجه افزايش قدرت واحدهاى سياسى و نيز امنيت ملى مى گردد.

اين مقاله، ابتدا تعاريفى از وجدان كارى، فقر و امنيت ملى را ارائه مى نمايد، سپس به تشريح تأثير وجدان كارى بر فقرزدايى و امنيت ملى مى پردازد و در نهايت، نتيجه گيرى مى كند.

تعاريف

تعريف وجدان

وجدان كارى عبارت است از: «درست انجام دادن كار درست»1 وجدان كارى، حسى اخلاقى است كه خوب و تمام را از ناپسند و ناقص تميز داده،به انجام خوب و تمام گرايش داشته و از انجام ناپسند و ناقص پرهيز مى كند.

وجدان كارى را مى توان وضعيتى دانست كه در آن افراد جامعه در مشاغل گوناگون، تلاش مى نمايند كارهاى محوله را به بهترين وجه و به طور دقيق و كامل انجام دهند. وجدان كارى از درون انسان را هدايت مى كند تا نسبت به استحكام يك كار و صحت و دقت انجام كار حساس بوده و فرد را به انجام وظايف مورد انتظار وادارد.

تعريف فقر

فقر در كتاب هاى لغت به معناى «نياز و احتياج انسان» آمده است و معمولاً زمانى به عنوان مشكل و معضل جلب نظر مى كند كه با عدم ارضاى آن، براى انسان مشكلات روحى و جسمى پديد آيد و روند زندگانى عادى او دچار اختلال شود. فقر به منزله ناتوانى انسان در برآورده ساختن نيازمندى هاى بنيادى خود است كه بر تندرستى، چگونگى فرهنگ خانواده و امكانات تحصيلى اثر منفى مى گذارد.

مطمئناً كلمه فقر به طور عام، لفظى نسبى است; به اين معنا كه، حتى در كشورهاى توسعه يافته، كسانى كه در طبقه پايين جامعه قرار دارند; يعنى آن هايى كه از امكانات كم ترى برخوردارند، خود را نسبت به طبقات بالا، فقير احساس مى كنند. نكته قابل ملاحظه، تفاوت بين فقير در كشورهاى توسعه يافته و فقير در كشورهاى در حال توسعه است. بنابراين، در بحث از فقر، به عنوان يك مسأله مطرح شده درتوسعه اقتصادى، مفهوم نسبى آن موردنظر نيست، بلكه منظور از فقر، فقر مطلق مى باشد.

در اصطلاح اقتصادى، فقير مطلق كسى است كه از درآمد لازم براى به دست آوردن حداقلِ غذا (براى حفظ سلامتى جسمى)، مسكن، حداقلِ لوازم ضرورى خانه، پوشاك، بهداشت، آموزش در حد كسب سواد، آب سالم، حداقلِ انرژى براى گرم شدن، و حداقلِ تفريح براى حفظ سلامت روحى برخوردار نباشد.

طبق آمار سال 1975 بانك جهانى، حدود 40% از كل جمعيت كشورهاى جهان سوم در فقر مطلق به سر مى بردند.2

اكنون 25 درصد از مردم جهان در فقر و محروميت زندگى مى كنند; 30% بى سوادى به دليل فقر است; سالانه 200 ميليون نفر به جمع فقيران اضافه مى شود.

كشورهاى صنعتى مانع ورود فناورى به كشورهاى فقير مى شوند و محصولات آن ها با موانع گمركى، روانه بازارهاى جهانى مى گردد. همين امر موجب شكاف هرچه بيش تر بين كشورهاى صنعتى و در حال توسعه در سطح جهانى شده است. فقر و آثار منفى آن ساخته و پرداخته مستقيم و غيرمستقيم كشورهاى صنعتى و ثروتمندان جهان است، كه تهديدى براى صلح و امنيت جهانى محسوب مى شود.3

تعريف امنيت ملى

اصولاً امنيت پديده اى ادراكى، احساسى و نسبى است. برخى از انديشمندان براى امنيت ملى دو وجه قايل شده اند: يكى جنبه خاص و ديگرى جنبه عام.

اگر منظور از امنيت، حفظ صيانت كشور و يا به عبارتى، حفظ وجود خود باشد، آن را امنيت به معناى خاص مى گويند. اين جنبه شامل موارد و پديده هاى زير است:

الف. حفظ جان مردم;
ب. حفظ تماميت ارضى;
ج. حفظ نظام سياسى ـ اقتصادى;
د. حفظ استقلال و حاكميت كشور.

امنيت ملى به معناى عام يعنى آسوده شدن از بيم تهديدات جدى خارجى نسبت به منابع حياتى و اساسى مملكت. به عبارت ديگر، امنيت عام بدين معناست كه يك كشور ارزش هاى حياتى خود را از تهديدات جدى دور نگه دارد.4

كشورى داراى امنيت است كه در زمان صلح، مجبور به فدا كردن منابع حياتى و راهبردى خود نباشد و در صورت وقوع جنگ، منابع حياتى خود را با پيروزى در جنگ حفظ كند. از سوى ديگر، هرچه قدرت انسان (فرد،گروه،جامعه) افزايش يابد، احتمال حمله به او كاهش مى يابد.

بدين ترتيب، داشتن امنيت نسبى مستلزم داشتن قدرت در يك واحد سياسى است و از عوامل مهم تشكيل دهنده قدرت يك واحد سياسى، قابليت هاى مديريتى و رهبرى نظام سياسى، قدرت نظامى، رشد اقتصادى، مساحت و موقعيت جغرافيايى و ايدئولوژى مى باشد.

ارتباط وجدان كارى با فقرزدايى و امنيت ملى

اگر در كشورى با موقعيت جغرافيايى مناسب و منابع طبيعى فراوان ـ كه از عوامل تشكيل دهنده قدرت است ـ مديريتى نادرست و وجدان كارى ضعيفى وجود داشته باشد، احتمال تجاوز بيگانگان افزايش مى يابد. از سوى ديگر، اگر ملتى نتواند با فرهنگ و وجدان كارى قوى و مطلوب، امور داخلى خود را مقتدرانه اداره و از منابع و امكانات خود به نحو مطلوب استفاده نمايد، قطعاً در صحنه بين الملل روز به روز از كشورهاى توسعه يافته فاصله خواهد گرفت يا در وضعيت توسعه نيافتگى باقى خواهد ماند. در چنين حالتى، بروز فقر و وابستگى به كشورهاى صنعتى امرى حتمى خواهد بود; استعمارگران به راه هاى گوناگون، اقتصاد آن كشور را آشفته ساخته و امنيت ملى آنان را تهديد خواهد كرد.

به هر حال، كشورهاى صنعتى، با توسعه فقر و گرسنگى و وابستگى فنى، اقتصادى در جهان سوم، سياست اقتصادى، فرهنگى خود را در كشورهاى ضعيف و فاقد انسجام و يكپارچگى، اعمال مى كنند و امنيت ملى آنان را به مخاطره مى اندازند.

وجدان كارى ريشه اصلى فقرزدايى محسوب مى شود. وجدان كارى بهرهورى را افزايش داده، منجر به رشد و توسعه اقتصادى مى گردد. همچنين موجب افزايش درآمد ملى، بودجه امور اجتماعى ـ فرهنگى و به تبع آن، افزايش رفاه مردم مى شود. از سوى ديگر، با وجدان كارى، بودجه تحقيقات نظامى افزايش يافته و امكان دست يابى به فناورى برتر و حساس نظامى ميسّر مى گردد. با افزايش قدرت تهاجمى ـ تدافعى، احتمال حمله به كشور كاهش مى يابد و در صورت بروز جنگ نيز كشور به پيروزى كامل در صحنه نبرد دست مى يابد.

براى سازماندهى آحاد مردم براى رفع فقر و افزايش امنيت ملى، ايجاد، نگهدارى و گسترش و تقويت «سازمان وجدانى» يكى از مؤثرترين عوامل خواهد بود. سازمان وجدانى، سازمانى با آرمان مشترك در ميان اعضاست كه اعتماد اعضا به يكديگر در بالاترين حد ممكن است و افراد با تمام قوا در راستاى رسيدن به مأموريت سازمان قدم برمى دارند. يكى از مشهورترين نمونه هاى سازمان وجدانى در ايران، كه در تاريخ توسعه بى نظير است، تشكيل جهاد سازندگى به فرمان رهبر كبير انقلاب امام خمينى(قدس سره) بود.

ضرورت تشكيل جهاد سازندگى از آن جا ناشى مى شد كه نظام تشكيلات ادارى و مؤسسات رژيم شاه براساس خدمت رسانى به بيگانگان و به مقدار كمى بر جوامع شهرى بنا شده بود و در اين تشكيلات براى رفع فقر و مشكلات و تأمين نيازمندى هاى قشر عظيم و زحمتكش روستايى چيز قابل توجهى پيش بينى نشده بود.

كاركنان جهاد سازندگى علاوه بر رشادت ها، تلاش ها و كوشش هاى خستگى ناپذير در طول جنگ تحميلى، ميليون ها انسان را به طور اساسى از مشكلات بهداشتى، تحصيلى و معيشتىِ به جا مانده از رژيم وابسته شاهنشاهى نجات داد و برگ سبزى را در تاريخ توسعه انقلاب اسلامى به ثبت رساند.

اين سازمان وجدانى نشان داد كه اگر مردم با در نظرگرفتن رضايت خدا و مردم و با اطاعت از رهبرى نظام سياسى با وجدان كارى قوى و مطلوب خدمت نمايند، قطعاً ريشه فقر خشك خواهد شد و كشور از خط وابستگى و ناامنى خارج و به سوى رفاه و امنيت ملى قدم خواهد گذاشت.

نتيجه گيرى

وجدان كارى كه به معنى درست انجام دادن كار درست تعبير شده است، به همراه پيروى از رهبر نظام سياسى، عوامل تشكيل دهنده قدرت يك واحد سياسى را تحت تأثير مثبت قرار داده و با بهره گيرى مطلوب از امكانات بالفعل و بالقوه موجود، منجر به افزايش رشد و توسعه اقتصادى مى گردد و از راه هاى متعدد، قدرت واحدهاى سياسى را افزايش مى دهد. بدين ترتيب، رفاه و امنيت ملى به طور نسبى افزايش مى يابد.

اگر آحاد مردم عوامل تشكيل دهنده قدرت يك واحد سياسى را دقيقاً مدنظر قرار دهند و مسؤولان نيز در كليه مكان هاى كارى و آموزشى اين نگرش را در افراد تقويت نمايند، مى توان به افزايش رفاه و امنيت ملى در جامعه اميدوار بود.


  • پى نوشت ها

    1ـ ناصر ميرسپاسى، مديريت منابع انسانى (مجموعه مقالات)، تهران، انتشارات شروين، 1376، ص 24

    2ـ محمد روزبهان، مبانى توسعه اقتصادى، چاپ مشعل آزادى، 1371، ص 185ـ 186

    3ـ تحقيق بانك جهانى كه در اخبار ساعت 14 روز 18/4/81 شبكه اول سيماى جمهورى اسلامى ايران پخش شده است.

    4ـ على اصغر جمراسى فراهانى، بررسى مفاهيم نظرى امنيت ملى، انتشارات مركز آموزش مديريت دولتى، 1374، ص 10

    5ـ همان، ص 97


    اقتصاد متكى و واردات

    كاهش توليدات كشاورزى

    محدود شدن بازار كار

    ازدياد تقاضاى كار

    مهاجرت از روستا به شهر

    تهديدات امنيت ملى

    بى نظمى و نارضايتى عمومى

    افزايش تعداد كارمندان

    ازدياد بيكارى

    گسترش و توسعه فقر

    كاهش قدرت دولت جهت سرمايه گذارى در صنايع مادر و توليدى

    اعمال سياست هاى استعمارى نظير مصرف كالاهاى لوكس، خريد تسليحات، ايجاد صنايع مونتاژ

    جدول شماره 2: تأثير و اهميت وجدان كارى بر رفاه و امنيت ملى

    وجدان كارى قوى و مطلوب

    افزايش توليدات و خدمات از لحاظ كمى و كيفى

    رشد و توسعه اقتصادى

    افزايش درآمد ملى

    افزايش بودجه امور اجتماعى

    افزايش بودجه تحقيقات

    توسعه فناورى نظامى

    توسعه فناورى عادى (غيرنظامى)

    افزايش رفاه مردم

    افزايش قدرت تدافعى و تهاجمى

    پيروزى كامل در صحنه نبرد

    (در صورت بروز جنگ)

    كاهش احتمال حمله

    به كشور

    افزايش رفاه و امنيت ملى