سرمقاله


سرمقاله


دين گريزى چرا؟

هيچ پديده اى در عالمِ وجود، بى علت نيست و هيچ رخدادى بى سبب رخ نمى دهد. دين گريزى نيز يك پديده اجتماعى، عينى و رفتارى است كه معلول علل و مسبّب از اسبابى ويژه است. گرچه آدمى ذاتاً و فطرتاً مشتاق دين است و با عناصر درون دين ارتباطى تكوينى و ماهوى دارد، امّا عوامل و علل قسرى، سبب مى شوند كه انسان نسبت به دين و مظاهر آن، ادبار داشته باشد. ما بر اين باوريم كه در ذات و ماهيت دين، عنصر و يا عناصر گريزآفرين وجود ندارند. اگر آدميان به فاز دريافت معارف دينى نائل آيند، در هيچ رتبه و مرحله اى از دين نمى گريزند. گرفتن پيام دين وقتى محقق مى گردد كه هم فاعليت فاعل تام باشد و هم قابليت قابل. از سويى چون دين مطابق و هماهنگ با فطرتِ انسان است، مى توان گفت فاعليتِ فاعل ]دين[ در تأثيرگذارى بر انسان تام است. بنابراين اگر مشكلى وجود دارد، بايد آن را در قابليت قابل جستوجو نمود.

عقل و عشق دو ركن اساسى در حيات انسانى محسوب مى شوند و همه جاذبه ها و دافعه ها در اين دو حوزه و بر اساس اين دو معيار رخ مى دهند. در درون دين، هم عقل وجود دارد و هم عشق! و دين با دو گوهر باقى مانده است و باقى خواهد ماند: عقل و عشق! دين هم ذهن انسان را تغذيه مى كند و هم دل آدمى را حيات و حركت و نشاط مى بخشد. اگر ذهن و عاقله انسان مجذوب دين شود، اما دل آدمى از دين بگريزد، اعتدال و تعادل لازم در وجود آدمى به هم مى خورد. عدم اعتدال موجب گريز مى شود. از اين رو، در معرفى و شناساندن دين، مى بايست هم با دل ها و قلوبِ انسان هاى مخاطبْ ارتباط برقرار كرد و هم با عقل و ذهن آنان سخن گفت. ما در معرفى دين نبايد از اين نكته غفلت كنيم كه عاطفه و هيجان ـ بخصوص در نسل جوان ـ دو امر مهم و سرنوشت ساز تلقى مى شوند.

صد البته عشق و عاطفه مى بايست بر اساس منطق و برهان استوار باشد و هم از اين روست كه نظام عقايد و جهان بينى دينى، زيربناى نظام ارزشى و رفتارى متدينان آگاه است.

در شخصيت انسان، هم عناصر نظرى و ايدئولوژيك نقشى اساسى و ويژه ايفا مى كنند و هم عناصر عاطفى و هيجان آفرينِ روحى، سهمى بسزا دارند. سران استكبار هم اينك سعى مى كنند كه هم در بُعد نظرى با ايجاد شكوك و شبهات، عقل و فكر انسان ها را منحرف كنند و هم در بُعد عاطفى، به جاى تقويت عواطف مذهبى، احساسات و هيجانات حيوانى را در آدميان برانگيزانند تا در يك پروسه دراز مدّت هر دو عامل ايجابىِ دين خواهى بى اثر شده، زمينه هاى مضاد آن ها به كار گرفته شود.

از سويى امروزه دين ستيزان جهان تلاش مى كنند كه به تدريج دين گريزان را به دين ستيزان مبدل سازند و براى اجراى اين پروژه خطرناك و دين سوز، بيش تر سعى دارند كه جنبه هاى تعقلى و ابعاد نظرى دين را ناديده بگيرند و آن ها را به كنارى نهند و تماماً بر روى ابعاد عاطفى و احساسى مردم ـ بخصوص جوانان ـ كار كنند و آموزه هاى دينى را مخالف و مضاد با عواطف، روحيات و احساسات انسانى جلوه دهند. آنان معتقدند كه هرچه بيش تر در اين راستا تلاش نمايند، دين گريزى سهل تر و عمومى تر مى شود و زمينه براى دين ستيزى فراهم تر مى گردد.

حكومت دينى وظيفه مند است هم در راستاى تحكيم پايه هاى نظرى و عقيدتى و مبانى فلسفى انديشه دينى تلاش نمايد و اقدامات فرهنگى مناسب و لازم را سامان دهد و هم در جهت آماده سازى بسترهاى مناسب براى تجلى و ظهور شور و احساس دينى و عشق الهى و مقدس در همه اقشار جامعه ـ به ويژه نسل جوان ـ گام هاى لازم و ضرورى را بردارد.

بر محققان حوزوى و دانشگاهى نيز فرض و لازم است كه در عصر حاضر، از ديدگاه جامعه شناختى و روان شناختى، پديده دين گريزى و دين ستيزى را مورد مطالعه و بررسى جدّى قرار دهند و دستاورد تحقيقات و پژوهش هاى خود را در اختيار مسؤولين ذيربط قرار دهند تا گامى عملى براى كنترل اين پديده اجتماعى برداشته شود. والسلامسردبير