سرمقاله



سرمقاله

«فأسألوا اهل الذّكرِ ان كُنتم لا تعلمون» (نحل: 43)

بشر از ديرباز در پى دانش اندوزى و دانش افزايى و كشف مجهولات بوده، دامنه دانش خود را روز به روز توسعه داده و افق هاى جديدى به روى خويش گشوده است. تكامل دانش بشر، كه به فكر و تجربه آدمى متّكى است، با پى گيرى داده هاى علمى پيشينيان و پژوهش بر اساس روش صحيح در هر حوزه از حوزه هاى معرفتى ميّسر است. و كاروان علم پيوسته با هدايت و راهبردى دانشوران و فرهيختگان به پيش مى رود; پا در عرصه هاى نوين معرفت مى گذارد و چشم به افق هاى تازه اى مى گشايد اما وادى معرفت، حتى براى ره پويان صادق نيز هرگز از آفات ايمن نبوده است; زيرا از يك سو، به مقتضاى محدوديت ابزارهاى شناخت بشر همواره دامنه دانش اندك بوده است; و از سوى ديگر، خطاپذيرى اين ابزارها موجب شده قافله علم و دانش گاه به جاى درياى علم و معرفت، ره به سوى سراب پندارها و اوهام ببرد. مهم تر اين كه طى طريق در منازل زمينى بايد درآمدى براى گشودن درهاى آسمان و مقدّمه اى براى حيات جاودانه در سرايى ديگر باشد و اين همه بدون مدد و راهنمايىِ دستى از غيب و نورى از آسمان مقدور نيست.

آدمى بايد بر اساس رهنمود عقل، عالمان علوم الهى را مرجع خويش قرار دهد و پاسخ نيازهاى معرفتى خود را از با خبران عالم بالا و گنجوران دانش الهى (پيامبران و امامان(عليهم السلام)) دريافت كند.

پيامبران و اوصياى الهى در طول تاريخ زندگى بشر، از رهگذر ارتباط با جهان فراسوى ماده و رسالتى كه خداوند به لطف خويش به عهده ايشان گذاشته است پيوسته بشر را با پيام هاى الهى راه نموده و غبار نادانى و ظلمت گم راهى از فكر و ذهن او زدوده اند، تا آن كه آخرين حلقه سلسله نبوّت و خاتم انبيا پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله) پاى به اين عرصه نهاد و برترين و ناب ترين معارف آسمانى را در قالب آيات نورانى قرآن كريم براى خاكيان به ارمغان آورد. گرچه اين پيام آسمانى «بيانٌ للناس» و «كتابٌ مبين» است، ولى نه آن گونه كه همه مطالب ـ ظاهر وباطن ـ آن براى همگان آشكار باشد و نيازى به تبيين و توضيح نداشته باشد، بل همان گونه كه فرستنده آن، خداى متعال، فرموده است، بايد تفسير و تبيين گردد. اين مهم پيش از همه از طرف خداوند بر عهده آورنده اين كتاب آسمانى نهاده شده است: «و انزلنا اليك الكتابَ لِتُبيّنَ للنّاس ما نُزِّلَ اليهم و لعلَّهم يتفكّرون» (نحل: 44) پس از پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله)جانشينان راستين و ميراث داران علوم او مسؤول چنين سمتى هستند: «فاسألوا اهل الذكر ان كنتم لا تعلمون»; همانان كه ظاهر و باطن قرآن و تنزيل و تأويل آيات مى دانند و در روايات متعددى معرفى شده اند.

حضرت على(عليه السلام) مى فرمايد: «والله، انّا لنحن اهلُ الذّكر، نحنُ اهل العلم، نحن معدنُ التأويل و التنزيل»1

پرسش از اهل بيت(عليهم السلام) در باب معارف قرآنى در بخش هاى گوناگون متصور است; تفسير آيه هاى قرآن، بيان معانى باطنى و اسرار آيات، اصول و روش فهم و برداشت از قرآن، مبانى و زيرساخت هاى فهم قرآن كريم از اين جمله اند. در دوران معاصر، به رغم پيشرفت سريع دانش هاى تجربى و پيدايش پرسش هاى گوناگون در باب معارف وحيانى، كه ضرورت پرسش از آگاهان را صد چندان مى سازد، مردمان از دست رسى مستقيم به اهل بيت(عليهم السلام)محرومند، اما وجود حجم فراوانى از سخنان اهل بيت(عليهم السلام)كه در كتاب هاى روايى شيعه نقل شده، امكان بهره گيرى از دانش آنان را فراهم مى آورد. قرآن پژوهان با بهره گيرى از اين سرچشمه زلال مى توانند پاسخ پرسش هاى متنوّع را ـ به طور مستقيم يا غير مستقيم ـ از آن بيابند. اما از آن رو كه پرسش ها بى شمار و روايات در مقايسه با آن اندك است، پيش از هرگونه تفسيرى، بايد «روش صحيح مراجعه به قرآن» را از روايات اهل بيت(عليهم السلام) آموخت; چنان كه قرآن پژوه بزرگ معاصر، علّامه طباطبائى(رحمه الله) بر اين نكته تأكيد نموده است.2 بى گمان درس آموزى از بيان هاى تفسيرى اهل بيت(عليهم السلام)علاوه بر آشنا ساختن ما با بنيان هاى اساسى تفسير، حقايقى از قرآن را براى حقيقت جويان آشكار مى سازد كه بدون مراجعه به آن مجموعه گران بها هرگز قابل دست يابى نيست و از همه مهم تر، انس با مكتب تفسيرى اهل بيت(عليهم السلام) است كه ره جويان معارف زلال و ناب الهى را از سقوط در ورطه هلاكت بار تفسير به رأى ايمن نگاه مى دارد.

«قطع اين مرحله بى همرهى خضر مكن *** ظلمات است بترس از خطر گمراهى»


  • پى نوشت ها
  • 1ـ محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 234، باب 9، روايت 1 و روايات ديگر همين باب.

    2ـ ر.ك: مقدمه تفسير الميزان.