سرمقاله


سرمقاله

گوهر معرفت آموز كه با خود ببرى *** كه نصيب دگران است نصاب زر و سيم

معرفت اساس دانايى و توانايى و ميزان حركت و پويايى است. حركتى فرجام اطمينان بخش خواهد داشت كه در شروع، تداوم و پايانش از معرفت وام گيرد، همچنان كه حركتى حادثه خيز خواهد بود كه در مراحل سه گانه مزبور از معرفت تهى بماند. اصولا، هيچ حركتى بدون دريافت كمك از معرفت سامان نمى يابد.1

معرفت بدين ترتيب، نه تنها ساز و كار حركت هاى فرهنگى را تعيين مى كند، بلكه به آن ها جهت بخشيده، هدف والاى آن ها را نيز ترسيم مى نمايد. به عبارتى، هر اقدامى كه بدون برخوردارى از پشتوانه اى چون معرفت صورت پذيرد، به انواع چالش ها و ناتوانمندى ها دچار خواهد شد و هر معرفتى كه به عمل شايسته نپيوندد، در كشاكش فرسايش ها و نابسامانى ها گرفتار خواهد آمد.

معرفت از علم برتر است. چنانچه معرفتى در ميان نباشد، علمى حاصل نمى گردد، همان گونه كه فرموده اند، علم شعاعى از خورشيد معرفت است.2 از آن فراتر، نسبت معرفت به ايمان نسبت اصل به فرع و ريشه به شاخ و برگ مى باشد.3 بنابراين، هر عملى بدون معرفت به مثابه گام نهادن در بيراهه است و هر علمى بدون معرفت چون چراغى بى مايه و هر ايمانى بدون معرفت چون خانه اى بى پايه مى ماند.

اما حقيقت معرفت چيست و مراحل دستيابى به آن كدام است؟ آثار معرفت چيست و چگونه مى توان از طريق معرفت به كمال عمل و علم و ايمان رسيد؟ اين ها نمونه سؤالاتى است كه تشنگان معرفت پاسخ آن ها را مى جويند. اجمالا جهان آفرينش را براى نيل به معرفت آفريده اند.4 امامان(عليهم السلام) نيز آيات فطرت، عبادت و حكمت را به معرفت بارى تعالى تفسير فرموده اند و معرفت را اسباب آرامش و عامل توجّه و خشيت و هيبت از خداوند برشمرده اند.5

و هنوز اين سؤال باقى است كه پس حقيقت معرفت چيست؟

حضورى گر همى خواهى از او غايب مشو حافظ

متى ما تلق من تهوى دع الدنيا و اهملها


پى نوشت ها

1ـ اشاره به فرمايش اميرالمؤمنين(عليه السلام) به كميل: «يا كميل! ما من حركة الاّ و انت محتاج فيها الى معونة الى معرفه» (بشارة المصطفى)

2ـ برداشت از فرمايش حضرت امام صادق(عليه السلام) «... والعلم شعاع المعرفه...» (محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 2، ص 52، روايت 18، باب 11)

3ـ برگرفته از فرمايش امام صادق(عليه السلام): «... و المعرفة اصل فرعه الايمان...» (محمدباقر مجلسى، پيشين، ج3، ص14،روايت 35،باب 1)

4ـ اشاره به حديث قدسى: «كنت كنزاً مخفيا فأحببت ان اعرف، فخلقت الخلق لكى اعرف» (محمدباقر مجلسى، پيشين، ج 87، ص 199، روايت 6، باب 12)

5ـ با استفاده از رواياتى در باب معرفت.