تحليلى اكتشافى از ماهيت اجتماعى

اعتياد اينترنتى1

تحليلى اكتشافى از ماهيت اجتماعى

نويسنده: البلامى و چريل هانوكز

ترجمه: حسن يوسف زاده

پيش گفتار

اعتياد اينترنتى پديده اى است كه از دسترسى آسان به رايانه و اطلاعات آن لاين ناشى مى شود. و متأسفانه پاى اين نوع جديد از اعتياد فزاينده به كشور ما نيز كشيده شده است. به گفته كارشناسان، خطرات و مشكلات اعتياد اينترنتى بيش از خطرات ناشى از اعتياد به مواد مخدر است; چرا كه در اعتياد به مواد مخدر اين جسم آدمى است كه بيش از بيش دچار آسيب مى شود ولى در اعتياد اينترنتى روح و روان افراد دچار آسيب شده و شرايط طبيعى و سلامت روانى انسان ها را از آن ها مى گيرد. در اين مقاله، افراد علل گرايش به اينترنت را، احساس راحتى با آن و برقرارى روابط آسان با ديگران ذكر كرده اند، ولى بايد توجه داشت كه صرف وقت زياد و سرگرمى با فعاليت هاى بيهوده، علاوه بر اينكه از نظر اسلام مذموم است و در مواقعى ممكن است حرام باشد، داراى عواقب و پيامدهاى منفى بسيارى است. از جمله آن ها مى توان به چند مورد زير اشاره كرد:

1. انزواى اجتماعى; صرف وقت زياد با اين فعاليت ها انسان را از محيط اطراف خود غافل كرده و در بلند مدت به روابط صميمى ميان آن ها ضربه مى زند. در حالى كه، ما به هيچ وجه مجاز نيستيم كه نسبت به ارتباط با والدين و ديگر اعضاى خانواده بى اهميت باشيم.

2. فروپاشى نظام خانواده: گذراندن بيشتر اوقات با ديگران اهميت خانواده را در نظر انسان كاهش داده و موجب از هم پاشيده شدن خانواده ها مى شود; چيزى كه امروزه در غرب شاهد هستيم.

3. تخريب شخصيت افراد: شخصيت هايى كه در اين دنياى مجازى ظاهر مى شوند، اغلب تصنعى و كسانى هستند كه خود را از دنياى واقعى محروم كرده و به يك صفحه نمايش كوچك محدود شده اند. طبيعى است كه چنين افرادى سعى مى كنند خود را به گونه اى عرضه كنند كه در نظر ديگران بهتر جلوه كنند. بنابراين، افرادى كه با چنين كسانى روابط دوستانه برقرار مى كنند، در حقيقت با افراد مجازى و غيرواقعى ارتباط دارند كه در نهايت جز تخريب شخصيت خود فرد حاصلى نخواهد داشت.

4. به هم خوردن روابط كارى: افراد معتاد به اينترنت به دليل بيخوابى و كم خوابى هاى فراوان نمى توانند به موقع سر كار حاضر شوند و در صورت تكرار چنين بى نظمى هايى، از كار اخراج شده و شرايط مطلوب زندگى را از دست خواهند داد.

5. از آنجايى كه يكى از وسايلى كه دشمنان اسلام براى منحرف كردن جوانان در سراسر جهان به كار مى گيرند، همين وسايل ارتباطى و از جمله اينترنت مى باشد، از اين رو، در مواقعى ممكن است افراد با وسوسه ديگران به گناه و كارهاى خلاف شرع كشيده شود.

نكته نهايى اينكه خانواده ها بايد كاملا مواظب بوده و علاوه بر تربيت خوب فرزندان خويش و هدايت آن ها در نوع استفاده از وسايل ارتباطى نوين، محيط سالم و مطلوبى را براى جوانانشان فراهم كنند تا جوانان ما كانون گرم و صميمى خانواده را بر هر جايگزين ديگرى ترجيح دهند.

(مترجم)

چكيده
اين نوشتار در پى بررسى تأثير روابط و ارتباط هاى شخصى در اتاق هاى گپ زنى بر گرايش هاى اينترنتى كاربران مى باشد. روان شناسان براى اين پديده به طور غيرمستقيم مفهوم «اعتياد اينترنتى» را به كار برده اند. در اين تحقيق دو ابزار گرايش هاى اينترنتى مورد استفاده قرار گرفته است: 1. مقياس كمّى، كه مبتنى بر صرف وقت در اتاق هاى گپ زنى و اينترنت مى باشد; 2. چهار طيف، كه نگارندگان اين مقاله براى بررسى ميزان گرايش اينترنتى (IPS) توسعه داده اند. نتايج بررسى نشان مى دهد كه ميزان گرايش هاى اينترنتى به طور معنادارى با متغيرهاى روابط و ارتباطات شخص معينى همبسته است. علاوه بر آن، تحقيق حاكى از همبستگى قوى ميان اين عوامل و ميزان گرايش اينترنتى در مقايسه با مقياس هاى كمّى اعتياد اينترنتى است.
اين تحقيق همچنين تأثير واسطى جنسيت، محل كنترل و اجتماعى بودن را بر رابطه ميان اعتياد اينترنتى و روابط شخصى اتاق هاى گپ زنى بررسى مى كند. جنسيت تأثير واسطى شديد بر اين روابط داشته است.

مقدّمه

مفهوم اعتياد اينترنتى اخيراً به قاموس مسائل اجتماعى وارد شده است. مقدار زياد وقتى كه صرف انواع متفاوتى از فعاليت هاى اينترنتى نظير اتاق هاى گپ زنى و گروه هاى بحث و گفتوگو مى شود، بر روابط اجتماعى، ازدواج، موفقيت هاى تحصيلى، كار، سلامتى و ديگر كاركردهاى اساسى زندگى تأثير منفى مى گذارد. (يانگ، 1998، كينگ 1996)

با توجه به آنكه 80 درصد خانواده هاى آمريكايى از اينترنت استفاده مى كنند، اعتياد اينترنتى به عنوان يك بيمارى همه گير اجتماعى تلقّى مى شود. براى بررسى اين مسئله، مركز اعتياد آن لاين،2 اعتياد اينترنتى را در 5 نوع طبقه بندى كرده است:

1. اعتياد جنسى مجازى;3 اعتياد به اتاق هاى گپ زنى بزرگسالان;

2. اعتياد به روابط مجازى،4 رفاقت زنده كه در اتاق هاى گپ زنى يا گروه هاى خبرى شكل مى گيرد. "Muds" جايگزين دوستى واقعى و خانواده مى شود.

3. اعتياد به قماربازى وسواسى، اعتياد به تجارت هاى وسواسى آن لاين;

4. بار سنگين اطلاعات تحقيق هاى فراوان در بانك هاى اطلاعاتى;

5. اعتياد به مسابقه هاى كامپيوترى وسواسى يا جنبه هاى برنامه نويسى علم كامپيوتر.

تحقيق حاضر بيشتر حول نوع دوم اعتياد، يعنى اعتياد به روابط مجازى، دور مى زند و در مرحله نخست بر گرايش به ارتباط هاى الكترونيكى گپ زنى متمركز است. اين نوع مبادله يك نظام ارتباطى گروهى يا توده اى است كه در آن كاربران اينترنتى پيام هاى نوشتارى رد و بدل مى كنند. مدت ارسال پيام هاى كامپيوترى مى تواند به طور آنى يا حتى زمان ارسال مبادله متن باشد ]فاصله اى زمانى ميان ارسال و دريافت نباشد.[

جنبه اجتماعى ارتباطات اينترنتى، موضوع اعتياد را براى تحقيقات جامعه شناختى، قابل بررسى كرده است. گفتنى است كه هم اكنون تعداد قابل توجهى از تحقيقات تجربى و نظرى مربوط به اين پديده از چهارچوب هاى روان شناختى بهره مى جويند.

هدف اين مقاله بررسى زمينه اى است كه در آن عوامل اجتماعى كه بر حسب متغيرهاى ارتباطى ميان فردى باز نمود مى شود ـ در ميان دانشجويان يك دانشگاه بزرگ با اعتياد اينترنتى پيوند مى خورد. ما همچنين در صدد اين هستيم تا مشخص كنيم كه آيا جنسيت، محل كنترل و اجتماعى بودن افراد، ميانجى روابط ميان متغيرهاى ارتباطى و استفاده از اينترنت مى شود يا نه. اين نوع تحليل ها تحقيق حاضر را در نزديك شدن آن به فهم پويايى هايى كه لابه لاى پديده به اصطلاح ـ اعتياد اينترنتى قرار گرفته اند، نظام مندتر مى سازد. مطالعات قبلى در اين موضوع در رويكرد روش شناختى شان بسيار توصيفى بوده اند و سعى نكرده اند به صورت تجربى و نظام مند شيوه اى را كه در آن تنوع استفاده از اينترنت با عوامل اجتماعى يا روان شناسى اجتماعى تبيين مى شوند، توصيف كنند. ما معتقديم كه چنين تحليل هايى، چشم اندازى از پديده به اصطلاح اعتياد اينترنتى ارائه خواهد كرد كه از آنچه با چهارچوب هاى روان شناختى عرضه شده و هم اكنون بر بحث ها و تحليل هاى مربوط به اين موضوع سايه افكنده است، متفاوت مى باشد.

بررسى روان شناختى اعتياد اينترنتى

روان شناسان اعتياد اينترنتى را «اختلال اعتياد اينترنتى» نام نهاده اند (IAD); اصطلاحى كه اولين با آن را كلبرگ (1996) به كار برد. طبق نظر كلبرگ، اختلال اعتياد اينترنتى زمانى وجود دارد كه افراد كاهشى را در فعاليت هاى شغلى، علمى، اجتماعى، روابط كارى، روابط خانوادگى، مالى، روان شناختى يا فيزيكى تجربه مى كنند. كلبرگ اصطلاح موازى با اختلال اعتياد اينترنتى را قماربازى بيمارگونه مى داند.

در يك مصاحبه آنلاين از 496 كاربر اينترنتى، يانگ (1998) دريافت كه 80 درصد پاسخ دهندگان به اينترنت اعتياد پيدا كرده اند. وى

نتيجه مى گيرد كه مهم ترين عوامل كمك كننده به اختلال اعتياد اينترنتى عبارتند از: استعداد يك فرد براى ايفاى نقش هاى متفاوت، طبيعت پنهانى ارتباط كامپيوترى و تصورات مربوط به گسترش روابط ميان فردى معنادار. كلبرگ در تشخيص اعتياد اينترنتى (مشابه با قماربازى افراطى و الكليسم) از مقياس هاى زير استفاده مى كند:

1. احساس سرگرمى با اينترنت (به عنوان مثال، فكر كردن در مورد اتصال قبلى يا پيش بينى اتصال بعدى);

2. احساس اينكه به منظور كسب رضايت بايد دقت زيادى را صرف اينترنت كرد;

3. تلاش هاى پى در پى ناموفق براى كنترل يا تقليل يا توقف استفاده از اينترنت;

4. احساس بى قرارى، بدخلقى، افسردگى يا عصبانيت در هنگام تلاش براى كم كردن يا قطع استفاده در اينترنت;

5. باقى ماندن آنلاين بيشتر از آنچه برنامه ريزى شده بود;

6. احساس خطر نسبت به از دست دادن روابط شخصى، آموزش هاى شغلى يا فرصت هاى شغلى;

7. دروغ گفتن به اعضاى خانواده، دوستان و يا روان درمانگر براى مخفى نگه داشتن ميزان اتصال به اينترنت;

8. به كارگيرى اينترنت به عنوان وسيله اى براى فرار از مشكلات. (يانگ 1998)

در يك مصاحبه آن لاين ديگر، از 185 كاربر اينترنتى كه با راهنمايى برنر (1996) انجام گرفت، مشخص شد كه 17 درصد از آنان (با صرف وقت 40 ساعت يا بيشتر در هفته) به اينترنت معتاد شده اند. اين مصاحبه گوياى آن بود كه تقريباً نيمى از پاسخ دهندگان به عنوان يك پيامد استفاده آن لاين آثار نامطلوبى را در كارشان تجربه كرده اند. 10 درصد نيز به دليل استفاده آنلاين، دچار مشكلات كارمندى و مانند آن شده بودند.

در گزارش كجاك (Cojac) ميان مقدار زمان استفاده روزانه از اينترنت و ميانگين ساعات خواب شبانه رابطه معكوسى وجود دارد. اين تحقيق روشن مى سازد كه استفاده از اينترنت بر الگوهاى خواب اثر مى گذارد; پيامدى كه در مورد انواع ديگر اعتيادها، همچون اعتياد الكلى و مواد مخدر نيز رايج است.

ايده مشتركى كه در اغلب اين مطالعات وجود دارد اين است كه اعتياد اينترنتى تحت تأثير كنش هاى متقابل اجتماعى قرار گرفته است. اما هيچ يك از مطالعات صورت گرفته، شيوه اى را كه در آن اختلال اعتياد اينترنتى با عوامل اجتماعى همبسته مى شود، به طور تجربى بررسى نكرده اند. علاوه بر آن، هيچ يك از تحقيقات پيشين از چهارچوب هاى مفهومى كه ماهيت جامعه شناختى يافته هاى آنان را تبيين كند، بهره نجسته اند.

هدف ما در بخش بعدى مقاله آن است كه برخى از جنبه هاى ارتباطات كامپيوترى را كه مى تواند به عنوان زمينه اى براى كشف استفاده افراطى از اينترنت از نقطه نظر جامعه شناختى عمل كند، مورد بررسى قرار دهيم.

زمينه جامعه شناختى اعتياد اينترنتى

بر خلاف فرضيه هاى قبلى، كه بى الگويى ساخت اينترنت، به ويژه اتاق هاى گپ زنى، يك بستر بى هنجارى به وجود مى آورد كه در آن افراد كمتر ملزمند رفتار انحرافى را به نمايش بگذارند و روابط ميان فردى ظريف و سطحى مى باشد، تحقيقات اخير نشان مى دهند كه وسايل ارتباطى الكترونيكى همانند «اتاق هاى چت» طبق استانداردهاى اجتماعى سازمان يافته اند (Bellamy & Hanowicz, 1998) و روابط نوع دوستانه در آن ها معمول است. (Parks,1995)

در حقيقت، ويژگى هاى اجتماعى اتاق هاى گپ زنى مى تواند پيشينه ها و مقدمات اصلى توليد به اصطلاح ـ رفتار اعتياد آور باشد.

)yong 1996; Suler 1996; King 1998(

ويژگى هاى ارتباطات اينترنتى كه جاذبه اجتماعى آن را گسترش مى دهند عبارتند از:

1. افراد دسترسى آسان و قابل انعطافى دارند; يعنى مى توانند تا 24 ساعت در روز ارتباط برقرار كنند.

2. اينترنت ميزان پتانسيل شبكه هاى اجتماعى را افزايش مى دهد. (Wellman 1996).

3. افراد براى نمايش «خود» تقريباً احاطه كامل دارند و مى توانند جنبه هايى از خود را خلق و حفظ كنند كه ممكن است در موقعيت هاى چهره به چهره ارائه آن مشكل باشد. ارتباطات الكترونيكى ويژگى هاى مهم افراد همچون جنسيت، نژاد، سن، معلوليت و مانند آن را بهبود مى بخشند. اين ويژگى ها ممكن است بر شكل گيرى روابط اجتماعى در برخوردهاى چهره به چهره اثر نامطلوب بگذارد; همان چيزى كه كينگ (1998) آن را به عنوان جنبه حساس ارتباطات اينترنتى بيان مى كند. در اين شيوه، فرد مى تواند در عرضه خود، بسيار گزينشى عمل كند. اين امر حس عضويت گروهى را ارتقا مى بخشد; چيزى كه تنها بر تلقّى هاى طرف مقابل بستگى دارد.

4. هويت مخفى افراد بر آنان امكان مى دهد مكاتباتى را رد و بدل كنند كه در وضعيت هاى چهره به چهره متداول بر انتقال آن ها چندان مايل نيستند.

5. اينترنت به افراد اجازه مى دهد از مرزهاى جغرافيايى عبور كنند. همچنين توان مردم را براى مشاركت در ايده هايى كه برايشان مهم است گسترش مى دهد. (كينگ، 1998)

موارد مزبور و نيز عوامل ديگر ممكن است ارتباطات اينترنتى را براى برخى از افراد، كه در ادبيات روان شناسى امروزى به عنوان معتادان اينترنتى ناميده مى شوند، بسيار جذاب كند. در جايى كه نمادهاى ارتباطى رايج حضور ندارند، اينترنت وضعيت كاملا متفاوتى را براى ارتباطات الكترونيكى ميان فردى فراهم مى آورد و به افراد امكان مى دهد در روابط متقابلى درگير شوند كه در مقايسه با محيط هاى چهره به چهره سنتى، آزادانه تر است.

حساس كردن فضاى ذهنى

با توجه به وضعيت نوظهور دانش تجربى و نظرى نسبت به ارتباطات اينترنتى در جامعه شناسى، بيان چهارچوب هايى كه مى تواند براى پديد آوردن تصورات جامعه شناختى در تحقيقات اينترنتى استفاده شود بسيار مفيد خواهد بود. در عين حال كه هدف عمده مقاله حاضر كشف ساخت همبسته عوامل ارتباطى اينترنتى است، ما به اصول نظريه كنش متقابل نمادين5 اشاره كرده و از آن ها به عنوان مفاهيم حساس در تحليل داده ها بهره خواهيم جست.

از ديدگاه جامعه شناختى، «هويت» از تأثير متقابل ميان اتخاذ نقش ديگران در يك موقعيت معين (جايى كه فرايند اتخاذ نقش ديگرى تحت تأثير نمادهاى موجود در موقعيت هاى اجتماعى است) و كنش هاى متقابل اجتماعى پديد مى آيد. اين بافت موقعيتى به طور نمادين توسط افراد تعريف شده است. (ميد، 1934) جايى كه نمادهاى اطلاعاتى متداول غايبند، اينترنت فضاى موقعيتى كاملا متفاوتى براى نمايش خود ارائه مى كند كه به نوبه خود ممكن است در شكل گيرى هويت تأثير بگذارد.

در جامعه شناسى، هويت زير مجموعه اى از «خود» تلقّى مى شود; يعنى خود از چندين هويت تشكيل شده كه ظهور يك هويت معين مشروط به مقتضيات يك موقعيت اجتماعى است. به نظر استرايكر هويت ها طبق يك سلسله مراتب كنار هم قرار مى گيرند و پويايى هاى يك موقعيت اجتماعى است كه هويت خاص يا هويت هاى ديگر را فرا مى خواند. هنگامى كه مردم نقش هاى خويش را هماهنگ مى كنند، سلسله مراتب اصلى، هويت هايى را تعيين مى كند، كه نقش هاى ديگران را تفسير كرده و پاسخ مى دهند... زمانى كه يك وضعيت كنش متقابل از چارچوب ساختارى جدا مى افتد يا اين چارچوب هاى ساختارى نامشخص اند، افراد در انتخاب هويتشان اختيارات بيشترى خواهند داشت. (ترنر، 1998)

نكته مهمى كه مى خواهيم با مفهوم سلسله مراتب هويت به آن تأكيد كنيم اين است: زمانى كه به طور همزمان عوامل افزايش دهنده جاذبه اينترنت و اين ايده را كه اينترنت وضعيتى است داراى چارچوب ساختارى، مورد توجه قرار دهيد همچنان كه استرايكر توصيف كرده اينترنت مى تواند به عنوان زمينه اى كارآمد تلقّى شود كه در آن هويت مى تواند بسيار سريع توسط افراد كنترل شود. اين شرايط به ويژه براى نمايش دادن «خود ايده آل» مناسب است. در چنين محيط اجتماعى به منظور نمايش خود براى ديگران در مقايسه با وضعيت هاى چهره به چهره تعداد كمى علايم نمادين لازم است. (گافمن، 1959)

اين ويژگى يكى از ويژگى هاى مهم جامعه شناختى ارتباطات الكترونيكى است. افراد ممكن است به طور مؤثرى نه فقط يك يا دو، بلكه هر مقدار كه در ضميرشان وجود دارد از خود هويت نشان دهند. به عبارت ديگر، «خود» مى تواند در اين محيط بيشتر از وضعيت هاى چهره به چهره، نظام مند و كامل تر عرضه شود. علاوه بر اين، هويت بيشتر در كنترل افراد است و بر خلاف زمينه اجتماعى، به فرد احساس بالاترى از كنترل خود يا رضايت خاطر اعطا مى كند. به هر حال، فرايندهايى كه در لابه لاى اين عوامل نهفته اند اجتماعى اند; زيرا هويت هايى كه افراد در محيط ارتباطات الكترونيكى از خود بروز مى دهند همچنان با انتظارات ديگران پيوند خورده است. والتر (1996) در بيانيه خود راجع به بازخورد ارتباطات بر روى اينترنت بر اين ايده تأكيد مىورزد: «مؤلفه ديگر مدل، بازخورد، نشان مى دهد هنگامى كه كاربران به نمايش هاى نسبى و گزينشى هر كدام پاسخ متقابل مى دهند، اين نوع خودنمايى برتر و احساس ايده آل هر كدام از طرفين را در يك سطح بالاترى درشت مى كند.»

تأثير واسطى جنسيت

مردان و زنان داراى وضعيت هاى فرهنگى متفاوتى مى باشند كه ممكن است شيوه اى كه وضعيت ارتباطات الكترونيكى را تعريف مى كنند تحت تأثير قرار دهد. ويژگى هاى جنسيتى ابزار اوليه اى هستند كه ما از طريق آن ها خود و ديگران را تفكيك و تعريف مى كنيم. ويژگى هاى جنسيتى اطلاعات اساسى در مورد اينكه چگونه كنش هاى متقابل با ديگران را كنترل كنيم و واقعيت اجتماعى را سامان دهيم در اختيار ما مى گذارند. (اوربين، 1998)

جنسيت به عنوان يك ساخت اجتماعى هيچ گاه به طور نظام مند در تحقيقات مربوط به اعتياد اينترنتى بررسى نشده است. هدف ما  ارزيابى زمينه اى است كه در آن، جنسيت ميان به اصطلاح اعتياد اينترنتى و عوامل ارتباطات اينترنتى پيوند برقرار مى سازد.

با اين همه، ويژگى هاى ساختارى اتاق هاى گفتوگو ممكن است به عنوان وسايل اغفال كننده قدرتمندى عمل كنند. از ديدگاه جامعه شناختى افرادى كه از اتاق هاى گفتوگو زياد استفاده مى كنند ممكن است به عوامل ارتباطى همچون برقرارى روابط دوستانه در اتاق هاى گپ زنى اهميت فراوان قايل باشند، بر خلاف افرادى كه كمتر از اين اتاق ها استفاده مى كنند. آن ها ممكن است بيشتر مايل باشند اتاق هاى گپ زنى را مكان هايى تعريف كنند كه بر احساسات و عواطف تأكيد مى شود; يعنى روابط شخصى مهم است، افراد در آنجا شنوندگان خوبى اند و از اين قبيل. به دليل آنكه در فضاى اينترنتى كارهاى بسيارى مى توان در قالب روابط ميان فردى انجام داد، حدس مى زنيم افرادى كه اوقات زيادى پاى اتاق هاى گپ زنى صرف مى كنند آدم هاى نسبتاً خوش مشربى باشند. ما اين فرضيه را با بررسى تأثير واسطى جهت گيرى اجتماعى بودن افراد بر روابط ميان ميزان گرايش اينترنتى (اصطلاحى كه به جاى اعتياد اينترنتى به كار خواهيم گرفت) و عوامل متنوع مربوط به ارتباطات اجتماعى پى مى گيريم.

آزادى كه اينترنت براى خودنمايى فراهم مى كند گوياى آن است كه افراد مذكور احتمالا داراى اعتماد به نفس و عزت نفس معمولى هستند. اين ايده از طريق ملاحظه تأثيرى كه محل كنترل بر همبستگى گرايش اينترنتى و متغيرهاى ارتباطى متنوع دارد بررسى مى شود.

پرسش هاى تحقيق

بنابر ايده هايى كه در بحث هاى نظرى مطرح شد، اين تحقيق تلاش خواهد كرد همبستگى ميان اتاق هاى گپ زنى و استفاده از اينترنت و مقياسى كه گرايش اينترنتى را مى سنجد با خصوصيات ذيل در مورد افراد بررسى كند:

1. تلقّى هاى مربوط به روابط شخصى كه در اينترنت شكل مى گيرد; 2. تلقّى ها از فرايندهاى ارتباطات اتاق هاى گپ زنى; 3. محل كنترل (كه جايگزين سنجش اعتماد به نفس و اطمينان است.)

اجتماعى بودن

ميان افرادى كه بر حسب دليل استفاده شان از چت روم ها به دو دسته «استفاده كنندگان كم» و «استفاده كنندگان زياد» تقسيم مى شوند، تفاوت هايى وجود دارد. مردان و زنان داراى جهت گيرى هاى فرهنگى متفاوتى هستند كه ممكن است بر شيوه اى كه محيط هاى ارتباطات الكترونيكى را تعريف مى كنند تأثيرگذار باشد. اين تفاوت ها به نوبه خود بر ماهيت همبستگى ميان مقياس هاى اعتياد اينترنتى و رابطه شخصى و عوامل ارتباطى كه در بالا ذكر شد ـ اثر مى گذارد. اين تحقيق زمينه اى را مطالعه خواهد كرد كه جنسيت واسطه اين روابط است و در هيچ كدام از مطالعات پيشين اعتياد اينترنتى به آن توجهى نشده است.

روش شناسى

داده هاى اين تحقيق از 114 دانشجوى فارغ التحصيل و دوره كارشناسى يك دانشگاه نسبتاً بزرگ در ميشيگان در بين ماه هاى آوريل تا ژوئن 1998 انتخاب گرديد. دانشجويان دوره كارشناسى از يك كلاس فنى ثبت نام گرديدند كه به مطالعات بنيادى در دانشگاه مى پردازند. بدين ترتيب، جمعيت نمونه نشان دهنده طيف گسترده اى از برنامه ها و جهت گيرى هاى شغلى دانشجويان دوره كارشناسى در دانشگاه است. جمعيت نمونه كامل از ميان دانشجويانى انتخاب گرديد كه خودشان را به عنوان كاربران چت روم معرفى كرده اند. همه دانشجويان فارغ التحصيل در برنامه چند رشته اى ثبت نام كرده اند. هر دانشجو يك پرسش نامه 104 گزينه اى پر كرد كه تنوع عوامل استفاده از اتاق هاى گپ زنى را مى سنجيد.

خلاصه ساختار جمعيتى مورد مطالعه بدين صورت است:

سطح تحصيلات جنس قوميت
G S J S F زن مرد آسيايى سرخ پوست سفيدپوست سياه پوست
3 15 22 35 39 47 67 2 1 73 37

ميانگين سنى: 94/20 13                                /4= S

گرايش اينترنتى (IP)

موضوع اساسى اين مقاله اين است كه اصطلاح اعتياد اينترنتى، آنچنان كه روان شناسان اظهار كرده اند، طرحى است كه به لحاظ تجربى تأييد نشده است. در نتيجه، در مقاله حاضر براى توصيف چنين افرادى از اصطلاح گرايش اينترنتى بالا استفاده مى شود. چهار گزينه ذيل براى سنجش گرايش اينترنتى به كار مى رود:

1. من بيشتر به جاى كارهايى كه قبلا عادت داشتم، از اينترنت استفاده مى كنم.

2. ديگران (از جمله دوستان و خويشاوندان) از اينكه وقت زيادى صرف اينترنت مى كنم شكايت مى كنند.

3. خويشاوندانم از صرف وقت زياد روى اينترنت ممانعت مى كنند.

4. صرف وقت زياد در اينترنت بر فعاليت علمى و كارى من تأثير گذاشته است.

هر كدام از گزينه هاى بالا از مقياس طيف ليكرت پنج نقطه اى بهره مى گيرد كه دامنه طبقه بندى پاسخ ها، از غير موافق تا موافق كشيده مى شود. اين 4 گزينه با همديگر محاسبه مى شوند تا ميزان گرايش اينترنتى را تشكيل دهند.

قابليت اطمينان مقياس ليكرت 74 است. مقدار امتيازهاى كسب شده براى اين نمونه عبارت است از ميانگين 4/19 و ميانه 7/18.

در اين بررسى، گرايش اينترنتى بالا به عنوان امتياز بالاتر از 11 در نظر گرفته شده است. (18= nيا 16% از جمعيت نمونه.) با توجه به مفهومى كه در ادبيات مربوط به اعتياد اينترنتى ارائه شد، اين مقياس اعتبار بالايى را نشان مى دهد. به منظور مقايسه ميان كاربران «معتاد» و «غير معتاد»، ميزان گرايش اينترنتى در دو دسته كدگذارى شد. امتيازات بين 4 تا 11 شامل گرايش اينترنتى پايين است. اين گروه 96 مورد يا حدود 84% جمعيت نمونه را در بر مى گيرد. امتيازات بين 12 تا 19 شامل گرايش اينترنتى بالاست. 18 مورد يا حدود 16% از جمعيت نمونه در اين گروه قرار مى گيرند.

روش ديگر براى سنجش گرايش اينترنتى، محاسبه مقدار ساعاتى است كه افراد در هفته صرف اتاق گپ زنى و اينترنت به طور كلى مى كنند. تحقيق ما هر دو متغير را در برمى گيرد. همبستگى ميان دو متغير عبارت است از: ( (P=0075. اين همبستگى بسيار شديد نشان مى دهد كه هر دو متغير ساخت يكسانى را مى سنجند; يعنى صرف وقت روى اينترنت. با اين همه، اين مقاله براى هر كدام از متغيرها داده هاى خاصى جمع آورى خواهد كرد. همبستگى ميان صرف وقت در اتاق گپ زنى و اينترنت با ميزان گرايش اينترنتى به ترتيب عبارت است از: (P=00) 225, (P=00) 342.

روابط شخصى

گزينه هاى ذيل براى سنجش احساسات مربوط به روابط شخصى در اتاق هاى گپ زنى به كار مى روند:

1. روابط شخصى كه من در اتاق هاى گپ زنى به دست آورده ام به همان اندازه روابطى كه در بيرون به دست مى آورم اهميت دارند. (Perform)

2. برقرارى ارتباطات در اتاق هاى گپ زنى براى من آسان است. (Easyforms)

3. احساس مى كنم مى توانم به افرادى كه از طريق اتاق هاى گپ زنى ارتباط برقرار كرده ام اعتماد كنم. (Confide)

4. من به افرادى كه از طريق اتاق هاى گپ زنى رابطه برقرار كرده ام كاملا احساس نزديكى مى كنم. (Feelclose)

5. خيلى متعهدم روابط اتاق هاى گپ زنى را حفظ كنم. (Commitment)

6. من تقريباً به طور فورى در اتاق هاى گپ زنى ارتباط برقرار مى كنم. (Formper)

احساسات مربوط به ارتباطات اينترنتى عبارتند از:

1. در ارتباطات اينترنتى احساس راحتى مى كنم. (Comfortable)

2. در اتاق هاى گپ زنى به راحتى مى توان به احساسات خود تأكيد كرد. (Feeling)

3. برقرارى ارتباط در اتاق هاى گپ زنى براى من آسان تر از برقرارى ارتباط چهره به چهره است. (Listeners)

4. افراد اتاق هاى گپ زنى نسبت به مردم بيرون شنوندگان خوبى هستند. (Easycom)

5. افرادى كه با اينترنت با آن ها گفتوگو كرده ام، مرا بيشتر از مردم بيرون قبول دارند. (Accepting)

6. تعامل با افراد در اتاق هاى گپ زنى تصور متفاوتى از «خود» به من مى دهد. (Self)

7. افراد اتاق هاى گپ زنى به اندازه همان افرادى كه ارتباط چهره به چهره با آن ها دارم دوست داشتنى اند. (Friendly)

اجتماعى بودن

اجتماعى بودن توسط يك مقياس هفت گزينه اى طيف ليكرت كه از «موافق» تا «مخالف» كشيده مى شود، مورد سنجش قرار مى گيرد. اين طيف را هانويكز (Hanowicz) و بلامى (Bellamy) ترسيم كرده اند. از 7 تا 50 با ميانگين 2/26 و ميانه 27 مى باشند. اعتمادپذيرى آلفا عبارت است از 72/0 و محل كنترل 3 LOC.

محل كنترل (روتر، 1996) يك متغير جهت گيرى شخصيتى است كه چگونگى نسبت دادن پيامدهاى مربوط به كنش هاى افراد را توصيف مى كند. افرادى كه خودشان را به عنوان كسانى مى دانند كه مى توانند پيامدهاى كنش خود را كنترل كنند، به عنوان «درونى ها» شناخته مى شوند، و كسانى كه بيشتر باور دارند كه رخدادها بيرون از كنترل آن هاست، در گروه «بيرونى ها» قرار مى گيرند. محل كنترل با يك

مقياس 10 گزينه اى سنجيده مى شود كه توسط برگر طرح شده و از طيف 7 نقطه اى كه از «كاملا موافق» تا «كاملا مخالف» كشيده مى شود، تشكيل شده است. امتيازها از 24 تا 80 با ميانگين 1/49 و ميانه 51 هستند.

امتيازهاى بالاتر نشان دهنده جهت گيرى درونى است. قابليت اعتماد آلفا 62 مى باشد.

نتايج

گرايش اينترنتى و روابط شخصى

همبستگى ميان ميزان گرايش اينترنتى و متغيرهاى مزبور، شيوه اى است كه به وسيله آن مى توان تعيين كرد آيا افراد با سطح گرايش اينترنتى بالا نسبت به روابط شخصى، اهميت فراوانى قايلند يا خير. داده هاى جدول 1 گوياى آن است كه ميزان گرايش اينترنتى به طور معنادارى، با پنج هفتم متغيرهاى رابطه شخصى، همبستگى مثبتى دارد. در اين تحقيق، كاربران اينترنتى كه اظهار كردند صرف وقت در اتاق هاى گفتوگو روى زندگى شخصى و اجتماعى شان اثر منفى گذاشته است، به احتمال زياد اظهار مى كنند كه آن ها در اتاق هاى گپ زنى رابطه برقرار كرده اند، اين رابطه را به آسانى به دست آورده اند، به افرادى كه با آن ها رابطه برقرار كرده اند اعتماد مى كنند، و اين روابط با سطحى از صميميت و تعهد همراه است. لكن اين همبستگى تا حدى ضعيف است. اين مسئله به طور محدود (اما به لحاظ آمارى معنادار) ايده ما را، كه افراد براى روابط شخصى اهميت فراوانى قايلند، تأييد مى كند.

نتايج جدول 1 روشن مى سازد كه (دست كم در اين نمونه) ميزان گرايش اينترنتى از احساسات ميان فردى بيشتر قابل پيش بينى است تا از ابزارهاى كمّى اعتياد اينترنتى. جالب اينكه ميزان گرايش اينترنتى به طور معنادارى با متغيرهاى هر دوى ( Chathour &nethour) همبستگى دارد. اين امر تلويحى اين احتمال را مى رساند كه ارزيابى روان شناسانه اجتماعى از گرايش اينترنتى ساخت متفاوتى از ابزارهاى كمّى را مى سنجد.

اگر اعتياد اينترنتى شبيه انواع ديگر اعتياد، مانند اعتياد به قماربازى و اعتياد به الكل، باشد مى توان انتظار داشت كه به طور معنادار و منفى با متغيرهايى كه جنبه هاى اعتماد به نفس (همچون محل كنترل) را مى سنجند همبسته است. به عبارت ديگر، هر چه اعتياد بيشتر باشد، اعتماد به نفس كمتر است. به دليل آنكه محل كنترل يك وسيله سنجش جايگزين اعتماد به نفس و عزت نفس است، انتظار مى رود ميان گرايش اينترنتى و محل كنترل همبستگى بالايى وجود داشته باشد. اما هيچ يك از ابزارهاى اعتياد به طور معنادارى با محل كنترل همبسته نيستند. در عوض، همبستگى معنادار ميان عامل گرايش اينترنت و عامل اجتماعى مشاهده مى شود و اين ايده را كه «بيشتر چيزهايى كه برچسب اعتياد اينترنتى خورده اند، ممكن است در واقع، اعتياد نباشند» تأييد مى كند.

البته اين بدين معنا نيست كه اعتياد اينترنت حقيقى وجود ندارد، بلكه تنها بدين معناست كه اعتياد اينترنتى ممكن است شكل اعتيادهاى ديگر «سنتى تر» را به خود نگيرد و ممكن است كاربرد اعتياد در شكل ارتباطات اجتماعى جديد عجولانه باشد.

جدول 1: همبستگى ميان گرايش اينترنتى، اجتماعى بودن، محل كنترل و متغيرهاى روابط شخصى براى كل جمعيت

عوامل مستقل Perform Easyform Confide feelclose Commitment Listen Formper LOC SOC
گرايش اينترنتى **242/ **199/ *174/* 165/ *175/ 008/ـ 137/ 124/ـ 070/
ساعت چت 059/ 130/ 130/ 093/ 057/ 001/ 040/ـ 089/ـ 002/ـ
ساعات صرف شده پاى اينترنت 119/ 168/ 132/ 105/ 058/ 017/ 013/ـ 079/ـ 043/
اجتماعى بودن 043/ 069/ 022/ 031/ 054/ 054/ 000/ـ ـ 0325/
محل كنترل 126/ـ 146/ـ **268/ـ 134/ـ **243/ـ 052/ *313/ـ **325/ ـــ

N=114

P<.05*

P<.00**

گرايش اينترنتى و ارتباطات اتاق هاى گپ زنى

از جدول 2 (هنگامى كه با متغيرهاى شخصى در جدول 1 مقايسه مى شود) روشن مى شود كه براى جمعيت به مثابه يك كل، ميان عوامل اعتياد متغيرهاى ارتباطى، روابط معنادار چندانى وجود ندارد. داده هاى جدول 2 نشان مى دهد كه همبستگى معنادار آمارى و نسبتاً قوى ميان ميزان گرايش اينترنتى و اين تلقّى كه مردم بيشتر مورد پذيرش قرار مى گيرند ونيز اين تلقّى كه ارتباط با افراد در اتاق هاى گفتوگو آسان تر است، وجود دارد. هر دوى اين تلقّى ها در مقايسه با روابط چهره به چهره است. اين كشف، كشف مهمى است; زيرا نشان مى دهد كه اعتياد به اصطلاح ـ اينترنتى، كاركرد عوامل اجتماعى است. اين امر باور ما را تأييد مى كند كه تحليل هاى جامعه شناسانه از كاربرد اينترنت، جايگزين مفهومى اساسى براى چارچوب هاى روان شناختى است.

جدول 2: همبستگى ميان گرايش اينترنتى، اجتماعى بودن، محل كنترل و متغيرهاى ارتباطى براى كل جمعيت

عوامل مستقل Comfortable liseners Feeling Easycom Accepting Self Friendly
گرايش اينترنتى /047 /008 /085* /231** /265 /153 -/058
ساعت چت *160 001/ *195/ 044/ 135/ 119/ 154/
ساعات صرف شده پاى اينترنت 091/ 017/ 127/ 057/ 139/ 137/ 013/
اجتماعى بودن *158/ 054/ 012/ 040/ـ 020/ـ 014/ 075/
محل كنترل *171 052/ 008/ 156/ـ *178/ـ 062/ـ 027/

N=114

P<.05*

P<.00**

تأثير واسطى جنسيت

پس از بررسى همبستگى ميان متغيرهايى كه در جدول هاى 1 و 2 ارائه شد، ما مى توانيم در بين مردان و زنان زمينه اى را مشخص كنيم كه در آن جهت گيرى هاى فرهنگى جنسيت بر ماهيت و شدت همبستگى ها ميان مقياس هاى گرايش اينترنتى و عوامل ارتباطى فردى اثر مى گذارد.

جداول 3 و 4 همبستگى ميان اعتياد و روابط شخصى را به ترتيب براى مردان و زنان نشان مى دهند. در مقايسه داده هاى هر كدام از اين جداول، تفاوت هاى قابل ملاحظه اى به چشم مى خورد. شدت و معنى روابط ميان ميزان گرايش اينترنتى و عوامل رابطه فرد در هر دسته (مرد و زن) متفاوت است. به عنوان نمونه، زنان ميان ميزان گرايش اينترنتى و كاربرانى كه احساس مى كنند روابطى كه در اتاق هاى گفتوگو شكل گرفته به همان اندازه روابط بيرونى مهم است، در مقايسه با مردان همبستگى نسبتاً شديد (و به لحاظ آمارى معنادار) از خود نشان مى دهند. از سوى ديگر، مردان در مقايسه با زنان همبستگى بسيار معنادار ميان ميزان گرايش اينترنتى و اين تلقّى ها كه برقرارى روابط در اتاق هاى گپ زنى آسان تر از وضعيت هاى چهره به چهره است، از خود نشان مى دهند. ثانياً، همبستگى ميان مقياس هاى كمّى اينترنتى شديد است و همبستگى بين جمعيت نمونه زنان در مقايسه با جمعيت نمونه مردان بسيار شديدتر. ثالثاً، به لحاظ آمارى همبستگى هر كدام از مقياس هاى اعتياد اينترنتى با محل كنترل در ميان زنان وجود دارد، ولى در ميان مردان وجود ندارد. به عبارت ديگر، داده ها نشان مى دهند زنانى كه به ارتباطات رسانه هاى كامپيوترى استعداد دارند، بيشتر جهت گيرى بيرونى دارند (يا به يك معنا اعتماد به نفس پايينى دارند)، اما اين در مورد مردان صدق نمى كند. همچنين همبستگى ها (گرچه از نظر آمارى معنادار نيستند) ميان عوامل اعتياد كمّى و اجتماعى بودن زنان مشاهده مى شود. اين امر نشان مى دهد زنانى كه اجتماعى ترند بيشتر از مردان به ارتباطات الكترونيكى كشيده مى شوند. داده هاى جداول 5 و 6 به همبستگى هاى ميان عوامل مستقل و تلقّى ها نسبت به ارتباطات اتاق گفتوگو مربوط است. بار ديگر تفاوت هاى همبستگى چشمگيرى ميان مردان و زنان وجود دارد. بيشترين تفاوت ها در متغيرهاى برقرارى ارتباط آسان، مورد پذيرش واقع شدن و گرايش اينترنتى يافت مى شود. يافته ها نشان مى دهند هر چه امتياز گرايش اينترنتى در ميان مردان بالا باشد، آنان بيشتر احساس مى كنند كه برقرارى ارتباط در محيط هاى الكترونيكى آسان تر از محيط هاى چهره به چهره است و مردم در محيط هاى اينترنتى آنان را بيشتر از محيط هاى بيرونى قبول مى كنند. همبستگى اين متغيرها در مورد زنان بسيار ضعيف است.

اگر ما بتوانيم فرض كنيم راحتى مكاتبات بازتاب كننده تعهد ارتباط باشد، پس اين يافته ظاهراً با يافته هاى هرينگ (Herring,1993) برابرى مى كند. يافته هاى هرينگ روشن مى ساخت زنان كمتر از مردان در گروه هاى گفتوگوى اينترنتى شركت مى كنند. مشابه با يافته هايى كه به روابط شخصى مربوط است، زنان همبستگى هاى شديدترى ميان مقياس هاى كمّى اعتياد در مقايسه با مردان از خود نشان مى دهند.

جدول 3: همبستگى ميان گرايش اينترنتى، اجتماعى بودن، محل كنترل و متغيرهاى روابط شخصى براى جمعيت مردان

عوامل مستقل Perform Easyform Confide feelclose Commitment Listen Formper
گرايش اينترنتى 187/ **289/ 189/ *239/ 181/ 060/ـ 076/
ساعات چت 130/ـ 114/ 028/ 105/ 036/ 034/ـ 183/ـ
ساعات صرف شده پاى اينترنت 119/ *168/ 132/ 105/ 058/ 017/ 013/ـ
اجتماعى بودن 081/ 043/ـ 024/ـ 031/ 068/ 083/ 015/ـ
محل كنترل 074/ـ 114/ـ **308/ـ 179/ـ **243/ـ **308/ـ 179/ـ

N=67

P<.05*

P<.00**

جدول 4: همبستگى ميان گرايش اينترنتى، اجتماعى بودن، محل كنترل و متغيرهاى روابط شخصى براى جمعيت زنان

عوامل مستقل Perform Easyform Confide feelclose Commitment Listen Formper
اعتياد **348/ 056/ 225/ 090/ 174/ 169/ 203/
ساعات چت *301/ 201/ *267/ 109/ 189/ 182/ 148/
ساعات صرف شده پاى اينترنت **491/ *247/ **358/ *246/ *305/ 234/ 112/
اجتماعى بودن 041/ـ *270/ 111/ 027/ 024/ 084/ـ 026/
محل كنترل 041/ـ 214/ـ 191/ـ 112/ـ 110/ـ 075/ـ **339/ـ

N=46

P<.05*

P<.00**

دلايل استفاده از چت روم ها

همچنان كه در چارت 2 مى توان مشاهده كرد، افراد در اين نمونه، به خصوص در مرحله نخست، هنگامى از چت روم ها استفاده مى كنند كه خسته بوده و دنبال فردى هستند تا با او گفتوگو كنند. تقريباً بيش از 50 درصد از پاسخ دهندگان اعلام كردند كه از چت روم ها براى ملاقات با افراد و اهداف بازآفرينانه استفاده مى كنند.

جدول 5: همبستگى ميان گرايش اينترنتى، اجتماعى بودن، محل كنترل و متغيرهاى ارتباطى براى جمعيت مردان

عوامل مستقل Comfortable liseners Feeling Easycom Accepting Self Friendly comeas
گرايش اينترنتى 029/ 060/ـ 082/ 289/ **374/ 169/ 047/ـ 032/
ساعات چت 062/ 043/ 119/ 114/ 099/ 112/ 035/ 029/ـ
ساعات صرف شده پاى اينترنت 016/ 033/ـ 094/ 122/ 091/ 677/ 169/ـ 052/
اجتماعى بودن 069/ 083/ 073/ـ 043/ـ 089/ـ 022/ـ 005/ـ 032/ـ*
محل كنترل 182/ 082/ 053/ 114/ـ 134/ـ 027/ 060/ 112/ـ

N=67

P<.05*

P<.00**

جدول 6: همبستگى ميان گرايش اينترنتى، اجتماعى بودن، محل كنترل و متغيرهاى ارتباطى براى جمعيت زنان

عوامل مستقل Comfortable liseners Feeling Easycom Accepting Self Friendly comeas
گرايش اينترنتى 066/ 169/ 095/ 056/ 132/ 166/ 057/ـ 026/
ساعات چت 245/ 182/ *289/ 201/ 184/ 140/ *282/ 139/
ساعات صرف شده پاى اينترنت 175/ 175/ 180/ *247/ 190/ *246/ *236/ 210/
اجتماعى بودن *279/ 084/ـ 157/ *270/ 080/ 060/ 236/ 154/
محل كنترل 157/ 075/ ـ097/ 082/ 237/ـ 213/ـ 040/ 030/

N=46

P<.05*

P<.00**

چارت 1

اين نمودار ميزان و نوع استفاده از اينترنت را براى كاربران نشان مى دهد.

N=113

47/52 52/47 11/89 22/77 77/22 55/ 44 11/ 87 15/ 84 8/ 91 39/60

چارت 2

ميزان استفاده از اينترنت با گرايش اينترنتى پايين

N= 96

44/55 44 / 55 14/ 85 80/ 19 78/ 22 53/ 47 9/ 90 13/ 86 7/ 92 40/ 60

توصيف چارت

Meeti= ارتباط با مردم Bored=خستگى  Lonel= تنهايى Recre= بازآفرينى Sex= جنس

Pers= داشتن يك نگاه متفاوت از خودم STT=  در جستوجوى كسى كه با من سخن بگويد

STL= تا كسى به حرف هاى من گوش فرا دهد Difper=نگاه متفاوت داشتن در مورد چيزها به طور كلى

To ex=فرصتى براى بيان اينكه در مورد اشيا به طور كلى چگونه مى انديشم

بر خلاف انتظارت سابق و كنونى، در اين مطالعه، همان گونه كه از طريق اين چارت ها آشكار مى شود، درصد كمى از دانشجويان از چت روم ها براى اهداف جنسى استفاده مى كنند.

دلايل استفاده از چت روم ها طبق گرايش اينترنتى

آن گونه كه در چارت هاى 3 و 4 مشاهده گرديد، افرادى كه به عنوان اشخاصى با گرايش اينترنتى بالا مشخص شده اند، در عواملى كه در ذيل مى آيد، در مقايسه با آن هايى كه از گرايش اينترنتى پايينى برخوردارند، متمايز مى شوند: باز آفرينى، تنها بودن و داشتن كسى كه با او صحبت كند يا به سخنانش گوش فرا دهد. طيف گسترده اى از افراد با گرايش اينترنتى بالا باز آفرينى را به عنوان دليل براى رفتن به اتاق هاى گپ زنى ذكر كرده اند. در حالى كه در ميان كاربران غير معتاد عكس آن ديده شد. يافته ها بر حسب درصدها كاملا نقطه مقابل دليل بى كسى است.

يك يافته بسيار مهم اين است كه افراد با گرايش اينترنتى بالا بر خلاف افرادى كه از گرايش اينترنتى پايين برخوردارند، اظهار كرده اند: دليل استفاده آن ها از اتاق هاى گپ زنى اين است كه مى خواهند كسى به حرف هايشان گوش دهد. اين امر نشان مى دهد دو جمعيت براى استفاده از اينترنت اهداف اينترنتى تقريباً متفاوتى دارند. براى انسان هاى انديشمند گوش سپردن به حرف هايشان موضوع بسيار مهمى

است و شايد شديدترين عامل براى مكاتبه كردن باشد. گوش فرادادن به افراد كمك مى كند به مسائل شخصى شان بيشتر مطلع شوند و مى تواند ابزار مفيدى براى شكوفايى و رشد آن ها باشد. براساس نتايج حاصل از اين تحقيق، افراد با گرايش اينترنتى بالا ظاهراً نياز بيشترى دارند تا در اتاق هاى گفتوگو به حرف هايشان گوش داده شود. گوش دادن يك فرايند اجتماعى است و داده ها نشان مى دهد كه اين فعاليت اجتماعى به ويژه مى تواند به پديده به اصطلاح اعتياد اينترنتى كمك كند.

تحليل

از نتايج تحقيق چند ايده مهم مربوط به اعتياد اينترنتى به دست مى آيد:

ميزان اعتياد اينترنتى به طور معنادارى با متغيرهاى مهم ميان فردى و فردى مربوط به فرايندهاى ميان فردى چت روم همبستگى دارد. اين امر نشان مى دهد ارتباطات اينترنتى داراى ويژگى هايى است كه افراد آن را جذاب مى يابند. جامعه ما اكنون در حال انتقال تاريخى از اشكال صنعتى توليد به سوى يك شكل اطلاعاتى نظم اجتماعى است. اين انتقال تا حدى به اين معناست كه اشكال جديدى از كنش متقابل اجتماعى به كار گرفته خواهد شد كه از بافت غنى نمادين اشكال صنعتى ارتباطات بشرى كاملا متفاوت است. در نتيجه، چيزى كه امروزه به عنوان اعتياد اينترنتى ترسيم مى شود ممكن است در سال هاى آتى به عنوان رفتارى متداول تلقّى شود. آنچنان كه از نتايج اين تحقيق روشن مى شود فعاليت هاى اينترنتى، همچون ارتباطات چت روم، داراى ويژگى هايى است كه ارتباطات بشرى را گسترش مى دهد و افرادى كه درگير اين فعاليت ها مى گردند اغلب به آن جذب مى شوند. به طور خلاصه، اين تحقيق تلويحاً به اين ايده اشاره دارد كه اين ادبيات در ناميدن استفاده زياد از اينترنت به عنوان «نابسامانى آسيب شناختى» بسيار شتاب مى كند.

ما در حال مشاهده تولد يك نظم اجتماعى تكنونولوژيكى تازه اى هستيم كه براى تحقيقات جامعه شناختى اهميت فراوانى

دارد. به عنوان مثال، لازم است چارچوب هاى جامعه شناسانه مجدداً بررسى شوند كه بر رشد و توسعه «خود» و «هويت» همانند مكتب كنش متقابل نمادين متمركز است. اكثر، نه همه نظريه هاى كنش متقابل نمادين براى رفتارهاى اجتماعى چهره به چهره تدوين شده اند. در حالى كه اين نظريه ها مطئمناً براى توضيح تحركات اجتماعى كه در فضاهاى اجتماعى ارتباطات كامپيوترى روى مى دهد، كافى هستند. ساخت بى رهنمود وضعيت هاى الكترونيكى مستلزم تحقيقات نظام مند و گسترده است.

با تكيه بر يافته هاى محدود در اين مطالعه، نتيجه مى گيريم كه مفهوم اعتياد اينترنتى بايد در اين زمينه مجدداً بررسى شود كه چگونه عوامل اجتماعى از طريق استفاده از اينترنت به هم مى رسند و آيا اين نوع به هم پيوستن انسان و ماشين مى تواند با شيوه هاى كاملا سنتى مورد تحقيق قرار گيرد؟ عوامل اجتماعى از اين قبيل، به طور شگفت انگيزى در طرح ها و مطالعات ذهنى روان شناختى كه جسورانه نابسامانى ناشى از اعتياد اينترنتى را مطرح مى كنند، ناديده گرفته مى شود. از ديدگاه كنش متقابل نمادين، ممكن است اعتياد اينترنتى تا

حدى به اين دليل وجود داشته باشد كه اكنون يك مفهوم اعتياد اينترنتى موجود است كه زمينه موقعيتى و الگوى رفتارى را تعريف مى كند، همه اين ها توسط داده هاى آمارى دل بخواهى و تعاريف ذهنى ناقص عرضه مى شوند.

در نهايت، تفاوت هاى چشمگيرى كه در همبستگى هاى ميان مردان و زنان آشكار مى شود، به اهميت تحقيق پديده اعتياد اينترنتى از يك ديدگاه چند بعدى تأكيد مى كنند. اگر پديده اى همچون اعتياد اينترنتى وجود داشته باشد، لازم است بدانيم كه آيا تفاوت هايى بين مردان و زنان وجوددارد؟ به عبارت ديگر، آيا مردان و زنان به جنبه هاى مشابهى از ارتباطات كامپيوترى معتاد مى شوند يا در اين زمينه با يكديگر تفاوت دارند؟ آيا در الگوهاى ارتباطى آنلاين و آفلاين تمايزى هست؟ موارد مذكور و نيز بسيارى از متغيرهاى اجتماعى بايد در تحقيقات آتى مربوط به تفاوت هاى جنسى و ارتباطات كامپيوترى مورد توجه قرار گيرند. همين پرسش ها در مورد گروه بندى هاى ديگر اجتماعى مانند قوميت، سن، و طبقه اجتماعى نيز مطرح مى شوند. به طور خلاصه، تحليل اكتشافى در مورد گرايش اينترنتى نشان مى دهد كه انجام تحقيقات جامعه شناختى روى مسائل ارتباطات اينترنتى ضرورت دارد و همين طور در مطالعات آتى لازم است از طريق چارچوب هاى جامعه شناختى تثبيت شده راهنمايى شوند كه همچنان بر روى پارادايم هايى كه ممكن است در عصر اطلاعات پديد آيند، باز ماند. با توجه به طبيعت سيال ارتباطات چت روم، پژوهشگران بايد براى تحقيق در محيط بى ساخت معروف به اينترنت به شيوه هاى جديد و سازنده اى دست يابند.

ضميمه

گزينه هاى مربوط به اجتماعى بودن كه توسط مؤلفان مقاله طرح شده است (1998):

1. مخالف; 2. تقريباً مخالف; 3. ممتنع; 4. تقريباً موافق; 5. موافق.

1. در اوقات فراغتم دوست دارم با ديگران تعامل داشته باشم.

2. كلاس هايى را ترجيح مى دهم كه دانشجويان به صورت گروهى كار مى كنند.

3. از رفتن به ميهمانى ها لذت مى برم.

4. از عضويت در سازمان ها لذت مى برم (گروه هاى مذهبى، گروه هاى سياسى و...)

5. دوست دارم بيشتر اوقات با خودم باشم.

6. از آشنايى با افراد جديد خوشحال مى شوم.

7. در موقعيت هاى اجتماعى جديد احساس راحتى مى كنم.

مقياس هاى تست محل كنترل (برگر 1986):

1. كاملا مخالف; 2. مخالف; 3. تقريباً مخالف; 4. نه مخالف و نه موافق; 5. تقريباً موافق; 6. موافق; 7. كاملا موافق

1. وقتى در جستوجوى چيزى هستم آن را مى يابم، معمولا به اين دليل است كه بيشتر تلاش كردم.

2. وقتى برنامه ريزى مى كنم تقريباً مطمئن هستم كه موفق مى شوم.

3. بازى هايى را ترجيح مى دهم كه تا حدى به شانس وابسته اند تا مهارت.

4. اگر حواسم را جمع كنم مى توانم تقريباً همه چيز را ياد بگيرم.

5. بيشترين موفقيت من به علت سخت كوشى و توانايى من است.

6. من معمولا به هدفم نمى رسم; چون كمتر آن را دنبال مى كنم.

7. رقابت مانع تفوق است.

8. مردم اغلب از روى شانس پيش مى روند.

9. در هرگونه امتحان يا رقابت دوست دارم بدانم در مقايسه با ديگران تا چه حد موفقم.


پى نوشت ها

1. منبع مجله الكترونيكى جامعه شناسى.

Source: www. Sociology.org/ content/vo 1005.003/iaohtml.

Electronic jourcal of sociology Al Bellamy , Haneyicz از دانشگاه ميشيگان و دانشكده تكنولوژى بين رشته اى.

2. The Centre for on - line Addiction (1998.(

3. Cybersexual Addiction.

4. cybr J relationship Addition.

5ـ ميد، 1934 و و نظريه هويت استرايكر، 1980.