استقلال معنايى فرازهاى قرآنى

استقلال معنايى فرازهاى قرآنى

محمّد باقريان

مقدّمه

قرآن كريم، آخرين و كامل ترين وحى الهى است كه آمده تا ابد، راهنما و هدايتگر راه جويان باشد و نيازهاى آنها را پاسخ گويد. از اين رو، يكى از ويژگى هاى قرآن كريم «جامعيت» آن است1 كه شواهد قرآنى و روايى بر آن دلالت دارد; از جمله،2 در آيه 89 سوره نحل آمده است: (وَ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَاناً لِّكُلِّ شَىْء وَ هُدًى وَرَحْمَةً وَ بُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ); اين كتاب را كه روشنگر هر چيزى است و براى مسلمانان رهنمود و رحمت و بشارتگرى است، بر تو نازل كرديم.

حضرت محمّد(صلى الله عليه وآله) در توصيف قرآن مى فرمايد: «اوتيتُ جوامع الكَلِم»;3 به من جوامع دانش (گنجينه هاى معرفت) داده شده است. گستردگى معارف قرآن كريم ـ كه برخى از انديشمندان آن را از وجوه اعجاز قرآن شمرده اند ـ4 با توجه به حجم محدود الفاظ آن، مى طلبد اين كتاب الهى به گونه هاى متفاوت، پيام خود را برساند; از جمله اينكه قرآن به رغم داشتن يك نظم و پيوستگى ويژه، فرازهاى آن استقلال معنايى دارند; يعنى در فهم مراد الهى از آيات، به ويژه براى به دست آوردن نظريه قرآن در يك مسئله خاص، كه تفسير موضوعى متكفّل آن است، مى توان فرازهاى گوناگون آيات را مستقل از قبل و بعد آن در نظر گرفت. در مواردى، اين فرازها مستقل از مجموعه خود، معنايى را مى رسانند كه چيزى است غير از آنچه با لحاظ پيوستگى جملات اطراف خود، معنا مى دهد. به دليل اهميت اين مسئله، به ويژه در تفسير موضوعى، اين نوشتار سعى دارد ضمن بررسى و نقد دلايل مخالفانِ استقلال معنايى فرازهاى آيات، شواهد و دلايلى براى اثبات آن بيان نمايد.

معنا و مفهوم «استقلال فرازهاى قرآنى»

از واژه «استقلال فرازهاى قرآنى» مى توان مفاهيم گوناگونى را برداشت كرد. در يك برداشت، «استقلال فراز» به معناى امكان تقطيع هر آيه يا هر جمله از آيه به طور كلى و در هر شرايطى است. در اين برداشت، آيات و جملات درون آيات، به منزله حروف الفبا تلقّى مى شود كه صرف نظر از آنكه جزء يك كلمه هستند، به عنوان حروف الفبا، جنبه استقلالى دارند و مى توان از آنها كلمات متعدد و متنوّع بى حدّى ساخت و دو رويكرد متفاوت، يكى به عنوان جزئى از يك كلمه و ديگرى به عنوان يكى از حروف الفبا، به آن نگريست. اين برداشت افراطى حدّ و مرزى براى استقلال فرازها قايل نيست.

بى شك، اثبات چنين استقلالى در تفسير غيرمعصومان، بسيار مشكل و نيازمند دلايل و شواهد بسيار متقنى است و طرف داران چندانى ندارد.

برداشت دوم استقلال فرازهاى قرآنى را در چارچوب بيانات معصومان(عليهم السلام)مى پذيرد و تنها در مواردى كه در بيانات معصومان، استقلال فرازى مورد اشاره روشن يا تصريح قرار گرفته باشد، به استقلال فرازها پايبند است.

برداشت سوم افزون بر موارد ياد شده در برداشت دوم، دست مفسّر را باز مى گذارد تا در هر موردى كه شواهدى بر استقلال فراز يافت، از آن بهره گيرد، هرچند استنباط مفسّر و مبانى و شواهدى كه وى از منابع گوناگون گردآورى كرده است، او را به چنين نتيجه اى رهنمون شده باشد.

برداشت چهارم مى تواند نگاهى متفاوت از سه نگاه پيشين داشته باشد و آن استفاده استقلالى از مفاد پيوسته يك آيه يا جمله اى در آيه است; به اين معنا كه در عين پيوستگى مفاد آيات و يا جملات درون آيات، بر اين باور است كه در موارد فراوان، اين مفادِ پيوسته در عين پيوستگى، بيانگر مفادى كلى است و يا در عين حال، نوعى استقلال را برمى تابد كه منافاتى با پيوستگى آن ندارد. در اين نوشتار، تأكيد بر برداشت اخير از استقلال فرازهاست كه تحت دو عنوان وجود و عدم استقلال فرازهاى قرآن، مورد بررسى قرار مى گيرد.

الف. عدم استقلال معنايى بخش هاى آيات

در ذيل، دلايل و شواهد مطرح شده بر عدم استقلال معنايى بخش هاى آيات ذكر و سپس اين دلايل مورد نقد قرار مى گيرند.

دلايل و شواهد مطرح بر عدم استقلال معنايى فرازهاى آيات، عبارتند از:

1. وحدت نزول آيات و پيوستگى آن: سوره ها و آياتْ يك مجموعه واحد را تشكيل مى دهند كه حتى اگر به نظر برسد از مطالب متنوّع و عناصر متفاوت تشكيل شده است، بايد به همان صورت كه دور آن حصار كشيده شده است، خوانده شود.5

اما در تفسير موضوعى كه قسمت هاى گوناگون يك سوره و گاه يك آيه مستقل در نظر گرفته مى شود، مثل آن است كه قطعات گوناگون يك اتومبيل از هم جدا شود ـ مثلا ـ فلزات يك طرف و مواد پلاستيكى طرف ديگر قرار گيرد كه مسلّماً اين قطعه هاى پراكنده، وسيله نقليه تلقّى نمى شود.6

بنابراين، ما حق نداريم بين آيات يا بخشى از آنها جدايى افكنده، به پيوستگى آنها خدشه وارد نماييم.

نقد:

اول. طبق آيه (أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِن لَّدُنْ حَكِيم خَبِير)(هود: 1)، گرچه قرآن يك كلام واحد و پيوسته بوده، ولى با فاصله و به تدريج و در اوضاع و احوال و حوادث گوناگون نازل گرديده تا مقاصد متعددى كه از نزول آن در كار بوده است، تحقق يابد. گاه بنا به مصلحت سياسى يا تربيتى، بيان قرآنى راجع به يك مسئله عام بوده و سپس تخصيص اين عام در زمان بعد، مطرح گرديده است.7

دوم. ماهيت آيات مربوط به موضوع اعتقادى، با آيات مربوط به امور اقتصادى، اجتماعى و سياسى متفاوت است، و نه تنها در يك زمان نازل نشده، بلكه مستقل از