سرمقاله


سرمقاله

انتظارات مردم از رئيس جمهور منتخب

در آستانه انتخابات رياست جمهوري اسلامي ايران و تغيير و تحولات كلان مديريتي پس از آن، فضا و زمينه مساعدي براي بازنگري عملكرد دولتمردان نظام اسلامي فراهم آمده است. نقد منصفانه و به دور از هياهوهاي سياسي و بيان نقاط قوت و ضعف عملكرد كارگزاران نظام اسلامي، با هدف عبرت آموزي منتخبان جديد و پرهيز ايشان از قدم نهادن در كوره راه ها و بن بست هاي پيموده شده و تقويت نقاط قوت، حداقل انتظاري است كه از نخبگان، شايستگان و فرهيختگان دلسوز نظام اسلامي مي رود.

متأسفانه بزرگ ترين معضل و آسيبي كه حدود دو دهه است نظام سياسي ما از آن رنج مي برد، وامداري كارگزاران و نخبگان سياسي كشور به احزاب است. ورود افراط گونه اين احزاب در جريانات سياسي و بزرگ نمايي بسياري از حوادث جزئي و غافل شدن از مسائل و مشكلات اساسي مردم، از جمله فرصت سوزي هاي مسئولان كشوري بوده است.

پيمودن مدل تك خطي توسعه و تقدم توسعه اقتصادي بر توسعه سياسي و فرهنگي، كه سال هاست بطلان آن در كشورهاي مختلف دنيا به اثبات رسيده است، و در نتيجه، غافل شدن از مسائل فرهنگي، باورداشت ها، ارزش ها، هنجارها و كم رنگ شدن ارزش ها و هنجارهاي ديني و نيز تكرار همين اشتباه فاحش و معضل بزرگ در حدود يك دهه اخير، و تقدم توسعه سياسي بر توسعه فرهنگي و اقتصادي و ورود نخبگان تراز اول كشور در بازي سازي هاي احزاب و جريانات سياسي و شارلاتانيسم مطبوعاتي و در نتيجه، غفلت از مسائل اساسي و مشكلات كشور از ديگر آسيب هاي جدي است كه انتظار مي رود مسئولان جديد هرگز در آن گام ننهند. تأكيد همزمان و سوق دادن طرح ها، برنامه ها، سياست ها، ظرفيت ها و امكانات كشور به سمت و سوي توسعه اقتصادي، سياسي و فرهنگي متناسب با آموزه ها و ارزش هاي اسلامي و پرهيز از يك سونگري و پيمودن مدل تك خطي توسعه، راه برون رفت از معضلي است كه حدود دو دهه است نظام اسلامي ما از آن رنج مي برد.

وامداري رئيس جمهور به احزاب سياسي و انتخاب وزيران حزبي و واگذاري و تقسيم پُست هاي كليدي كشور ميان كارگزاران حزبي و ورود بخش عظيمي از سياستمداران و كارگزاران نظام اسلامي در مسائل جناحي، حزبي، سياسي و نزاع هاي بي پايه و اساسِ بزرگ نمايي شده به وسيله مطبوعات زرد، از ديگر معضلاتي است كه كشور ما با آن روبروست. صَرف بيهوده هزينه هاي ملي در امور غيرضرور، غفلت از مشكلات اساسي كشور، هرز رفتن امكانات و سرمايه هاي ملي و... از جمله پيامدهاي ناگوار وامداري به احزاب سياسي است.

در مقابل، شايسته سالاري و انتخاب كارگزاران شايسته، دلسوز، متعهد، متخصص، كارآمد، برخوردار از دانش، تخصص و مهارت، غير وابسته به احزاب و جريانات افراطي سياسي، وامدار مردم و غير وامدار احزاب، ديندار، حافظ دين و مدافع جدّي ارزش ها و هنجارهاي ديني حداقل انتظاري است كه مردم آگاه و وظيفه شناس از رئيس جمهور منتخب خود دارند. افزايش اثربخشي و بهرهوري، ارتقاي رضايت مندي عمومي و روحيه تعاون، همياري و همكاري عمومي، افزايش همبستگي ملي و مشاركت عمومي در برخورد با بحران هاي سياسي و اجتماعي، مبارزه جدي و عملي با فقر، فساد و تبعيض حداقل دستاورد نظام شايسته سالاري است.

رسول گرامي اسلام(صلي الله عليه وآله) در همين زمينه مي فرمايند: «مَنْ اِسْتَعْمَلَ عامِلا مِنَ الْمُسْلِمِينَ وَ هُوَ يعْلَمُ اَنَّ فِيهمْ مَنْ هُوَ اَوْلي بِذلِكَ، وَ اَعْلَمُ بِكِتابِ اللهِ وَ سُنَّتهِ فَقَدْ خانَ الله وَ رَسُولَهُ وَ جَمِيع الْمُسْلِمِينَ»;1 كسي كه كارگزاري را بر مسلمانان بگمارد، در حالي كه مي داند در ميان آنان، كسي هست كه از برگزيده وي، شايسته و عالم تر به كتاب خدا و سنّت پيامبر است، او به خدا و رسولش و همه مسلمانان خيانت ورزيده است. در واقع، به بيان صريح رسول خدا(صلي الله عليه وآله)، انتخاب كارگزاران شايسته در نظام اسلامي، از وظايف اوليه حاكمان اسلامي است.

پيوند ثروت و قدرت در رده هاي مياني مديريتي كشور، عدم مبارزه جدي با فقر، فساد و تبعيض، ايجاد شكاف طبقاتي، معضل بيكاري، اشتغال، اعتياد و بسياري از ناهنجاري هاي اجتماعي، عدم پاسخگويي مسئولان كشور، بهره گيري از افراطيون احزاب سياسي در رده هاي مياني و پايين مديريتي كشور، دخالت مسئولان رده هاي بالاي كشور در ساير قوا و حمايت از متهمان و محكومان نظام قضايي، ساخت شكني و هنجارشكني علني احزاب و گروهاي سياسي، ولنگاري فرهنگي، ورود بي رويه مطبوعات زرد در عرصه فرهنگي كشور، مقابله علني مطبوعات زرد با هنجارها و ارزش هاي ديني و ورود مسئولان حزبي در خطوط قرمز نظام اسلامي، تبديل برخي وزارت خانه ها به باشگاه هاي احزاب سياسي، وعده ها و شعارهاي غيرعملي و در نتيجه، ايجاد يأس و دلسردي ميان مردم و... از جمله آسيب ها، انحرافات و ناهنجاري هاي رفتاري نظام مديريتي كشور است.

از سوي ديگر، و علي رغم كاستي هاي فراوان، تاكنون دستاوردهاي بسياري براي نظام اسلامي در عرصه هاي گوناگون داخلي و بين المللي وجود داشته است. اقتدار، اعتبار و تثبيت نظام اسلامي در عرصه هاي بين المللي، حضور پرشور و نشاط مردم در صحنه هاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي، دست يابي فرهيختگان و نخبگان كشور به فناوري هسته اي، استقلال سياسي و فرهنگي، خودكفايي در بسياري از عرصه هاي اقتصادي و نيز نظام مهندسي از جمله توليد گندم، سدسازي، توليد برق و... نقدپذيري مسئولان كشور، موفقيت فرهيختگان و نخبگان جوان كشور در المپيادهاي علمي، فرهنگي و ورزشي، عدم اقبال و بي مهري مردم از ساخت شكني مسئولان، تحصن ها و اعتصاب ها، جنجال ها و هياهوهاي سياسي احزاب و مطبوعات زرد، جهت گيري واقعي و تأكيد رهبري و مردم در پرداختن به مشكلات اساسي كشور و... از جمله دستاوردهاي مهم نظام اسلامي بوده است.

اما اينك و پس از انتخابات رياست جمهوري اسلامي ايران، بر رئيس جمهور منتخب فرض است تا با دقت در نقاط قوت و ضعف نظام اسلامي، در تحقق شعارها و وعده هاي دوران انتخابات و پرهيز از نقاط ضعف نظام اسلامي، و تقويت نقاط قوت آن، همسويي و هماهنگي با ساير قوا، تلاش بيوقفه و خستگي ناپذير در مبارزه با فقر و فساد و تبعيض، پرداختن به مشكلات اساسي كشور، انتخاب كارگزاران شايسته، خدوم، كارامد، متعهد و وامدار مردم، نهايت همّت و جدّيت و دقت را مصروف دارد. اين، تنها راه قدرشناسي از مردم هميشه در صحنه نظام اسلامي است.

دبير گروه جامعه شناسي

پي‌نوشت


1ـ على بن حسام الدين المتقى هندى، كنزالعمال، ج 6، ص 19.