حقوق بشر از ديدگاه اسلام و غرب

حقوق بشر از ديدگاه اسلام و غرب

سيدمهدي سيديان ـ قاسم شبان نيا

 

مقدّمه

از فرداي پايان جنگ جهاني دوم، تمام مردم جهان و دولت ها، كه از جنگ و كشتار به ستوه آمده بودند، در صدد تشكيل سازمان ملل برآمدند. از يك سو، بخشي از اين سازمان، متولي حقوق بشر شد و منشوري را در سال 1948 به تصويب رساند كه مشتمل بر يك مقدمه و 30 ماده مي باشد. اين منشور به انواع آزادي هاي فردي، نژادي، مذهبي، برابري و كرامت انسان ها مي پردازد. از سوي ديگر، كشورهاي مسلمان دست به تدوين و تصويب حقوق بشر اسلامي زده اند; چون اين كشورها معتقدند كه در حقوق بشر غرب، تعارضات و نواقصي وجود دارد كه نمي توان آن را در كشورهاي اسلامي به طور كلي و بي قيد و شرط اجرا كرد. آنچه موجب پديد آمدن حقوق بشر اسلامي شد فرهنگ خاص جوامع اسلامي است كه قوانين و مقررات نيز بر آن مبنا تنظيم شده است. در حالي كه اساس حقوق بشر جهاني بر تطابق با فرهنگ غرب و دين مسحيت است. حقوق بشر جهاني اسلام، تعارضي با جوامع اسلامي و مقررات حاكم بر آن ها ندارد، از اين رو، در اين كشورها قابل اجرا مي باشد. جوامع اسلامي به دليل فرهنگ، دين و مذهب خاص و ويژه خود نيازمند حقوقي متناسب با جامعه اسلامي خود هستند. مفهوم حقوق بشر به معناي حقوق اساسي و اوليه اي مي باشد كه تمام انسان ها در آن از جهت انسانيت شريك اند. اسلام آخرين دين الهي است كه توسط خاتم انبياء و آخرين سفير وحي، حضرت محمد(صلي الله عليه وآله)، آورده شده است.

در اين نوشتار درصدديم به بيان تعارضات وبررسي راه حل هاي ارايه شده و نواقص حقوق بشر و مقايسه آن با حقوق بشر اسلامي بپردازيم. در ضمن مروري بر حقوق افراد و اقليت ها در جمهوري اسلامي ايران خواهيم داشت و به بيان موضوع و ديدگاه اسلام و قانون اساسي ايران نسبت به حقوق اقليت ها خواهيم پرداخت. علاوه بر اينكه، قابل اجرا نبودن قوانين و بيانيه هاي منشور بشر در مورد اقليت ها در ايران بررسي خواهد شد.

حال بايد ببينيم تفاوت ها و تعارضات حقوق بشر اسلامي و غرب در چيست؟ حقوق اقليت ها و افراد در حقوق بشر اسلامي و غربي چگونه لحاظ شده است؟

 

1. حقوق داخلي و حقوق بين الملل

الف) رابطه حقوق داخلي و حقوق بين الملل از ديدگاه غرب

در اين زمينه مي توان به سه ديدگاه اشاره كرد كه دو ديدگاه را حقوقدانان غرب و ديدگاه سوم را انديشمندان اسلامي ارائه نموده اند.

حقوقدانان غربي در زمينه رابطه حقوق بين الملل، دو ديدگاه كاملا متفاوت ارايه كرده اند:

يك ديدگاه، كه در قديم طرفداران بيشتري داشته است، نظريه ثنويت يا دوگانگي حقوق بين الملل و حقوق داخلي است. اين نظريه بر اين امر تأكيد دارد كه اصولا حقوق بين الملل از نظر مباني، تشكيلات، قلمرو و موضوع و نيز از جنبه اجرا با حقوق داخلي كاملا متفاوت است. بنابراين حقوق بين الملل براي افراد كشور الزامي نيست و هر يك از دو حقوق در قلمرو مخصوص به خود لازم الاجرا هستند و در ظرف تعارض، حقوق داخلي بر حقوق بين الملل مقدم است مگر اينكه قوه مقننه مقررات بين الملل را همانند مقررات داخلي تصويب كند.1

ديدگاه ديگر، نظريه وحدت دو حقوق است كه بيشتر حقوقدانان كنوني بدان معتقدند. بر اساس اين ديدگاه، تمام اختلافات بين حقوق داخلي و حقوق بين الملل صوري است و اين اختلافات به معناي دوگانگي اين دو حقوق و عدم ارتباط اين دو با يكديگر نيست. بنابراين نظر، در مواردي كه كشوري موجبات ضرر و زيان كشور ديگر يا اتباع آن را از طريق وضع مقررات داخلي متضاد با حقوق بين الملل يا هر عامل ديگري فراهم كرده باشد، عذر او در برابر سازمان هاي بين الملل به استناد قانون اساسي يا ديگر مقررات داخلي، پذيرفته نيست.

 

ب. رابطه حقوق داخلي با حقوق بين الملل از ديدگاه اسلام

طبق نظريه وحدت دو حقوق، كشورها براي هماهنگي با مقررات بين الملل از همه ارزش هاي مكتبي خويش بايد چشم بپوشند و در داخل كشورشان نيز در صدد اجراي كامل اين ارزش ها نباشند و اين چيزي است كه لااقل از ديدگاه اسلام نادرستي آن آشكار است. دولت اسلامي نه تنها در چارچوب معيارهاي اسلامي مي تواند مقرراتي وضع كند يا به پيشنهادهايي پاسخ مثبت دهد، حقوق بين الملل موظف است كه روشي را برگزيند كه در عين هماهنگي با ارزش ها و ايدئولوژي هاي متفاوت ملت ها، مشكلات جهاني را حل كند. اسلام پا را از اين فراتر گذاشته و ديگران را موظف مي كند كه از ديدگاهاي متعارض با توحيد و خداپرستي دست بردارند و به سوي حقوق بين الملل الهي گام بردارند: (قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَي كَلَمَة سَوَاء بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَلاَ نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَلاَ يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَاباً مِّن دُونِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُولُواْ اشْهَدُواْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ) (آل عمران: 64); بگو اي اهل كتاب به سوي كلمه حقي كه بين ما و شما يكسان است بياييد ]و آن كلمه حق، اين است كه [جز خداوند، كس ديگر را عبادت نكنيم و چيزي را شريك او قرار ندهيم و برخي از ما برخي ديگر را غير از خدا ارباب و صاحب خود نگيريم پس اگر آن ها ]از حق[ روي برگرداندند شما بگوييد كه شهادت مي دهيد كه ما تسليم امر خداييم.

در اين آيه شريفه مشاهده مي كنيم كه خداوند به مؤمنان اجازه نمي دهد كه به بهانه همسويي با حقوق بين الملل از اصول اسلامي خود دست بردارند. بر اين اساس، در تعارض حقوق بين الملل با حقوق داخلي كشورها، در صورتي كه حقوق داخلي بر اساس معيارهاي صحيح و خصوصيات مكتبي يك ملت به وجود آمده باشد، بر حقوق بين الملل مقدم است.

 

2. حقوق بشر از منظر اسلام و غرب

بين انديشمندان اسلامي و متفكران غربي در مسئله حقوق بشر