بررسى عوامل مؤثر بر اعتماد اجتماعى(مطالعه موردى شهر بابل)

ضميمهاندازه
3.pdf187.08 کيلو بايت

سيد على‏اصغر حسينى1

چكيده

پژوهش حاضر به بررسى ميزان اعتماد اجتماعى و عوامل مؤثر بر آن در ميان مردم شهر بابل مى‏پردازد. اعتماد اجتماعى، بنياد شكل‏گيرى روابط اجتماعى و توسعه يك جامعه است و كاهش يا افزايش آن مى‏تواند تأثير بسيار زيادى بر ساختارهاى مختلف جامعه و روابط اجتماعى مردم آن داشته باشد. به همين دليل، در دهه‏هاى اخير اين موضوع نظر بسيارى از نظريه‏پردازان مطرح علوم اجتماعى را به خود جلب كرده است. هدف اصلى اين پژوهش پاسخ به اين سؤال است كه ميزان اعتماد اجتماعى بين مردم بابل چقدر است؟ آيا مردم بابل داراى اعتماد اجتماعى بالايى هستند يا اعتماد اجتماعى آنان در سطح پايينى قرار گرفته است؟

روش اين پژوهش پيمايشى بوده و در تحليل داده‏ها از جداول توصيفى تقاطعى و آزمون‏هاى آمارى، مانند كندال، اسپيرمن و من ويتنى استفاده شده است. نتايج حاصل از تحليل داده‏ها حاكى از اعتماد اجتماعى پايين در بين مردم و همچنين، وجود رابطه معنادار بين سن، تحصيلات، درآمد و اعتماد اجتماعى است. فرضيات مربوط به رابطه جنسيت، وضع تأهل و محل تولد با اعتماد اجتماعى نيز رد شده‏اند.

كليدواژه‏ها: اعتماد اجتماعى، اطمينان، فرهنگ اعتماد، تحصيلات، سن.

مقدّمه

توجه به مفهوم اعتماد اجتماعى و بررسى آن در نظريات اجتماعى به اواخر دهه هفتاد ميلادى بازمى‏گردد. لومان در سال1979 و باربر در سال 1983 تلاش فكرى گسترده‏اى را در مورد اعتماد اجتماعى انجام داده‏اند و پس از آن، ادبيات نظرىو تجربى وسيعى در زمينه اعتماد اجتماعى به وجود آمد. اگر بخواهيم اعتماد را بدون توجه به تعدد تعاريف و براساسوجه اشتراك اين ادبيات تعريف كنيم، مى‏توانيم مانند سيگلمن بگوييم: «وجود اعتماد مؤلفه اصلى تمامى روابطاجتماعى مى‏باشد» و يا به قول ايزنشتاد: «بدون عنصر اعتماد برقرارى روابط اجتماعىِ پايدار امكان‏پذير نمى‏باشد.»1همچنين از ديدگاه لومان، ما با اعتماد كردن به گونه‏اى رفتار مى‏كنيم كه گويا آينده را مى‏شناسيم. با نشان دادن اعتماد،آينده قابل پيش‏بينى مى‏شود.

اعتماد يعنى طورى عمل كنيم كه گويى آينده مشخص است؛ بنابراين، شخص در شرايط عدم اعتماد دچار عدمقطعيت و در نتيجه، نوعى سرگردانى در روابط اجتماعى مى‏شود.2 به اعتقاد لومان، كاركرد اعتماد در نظام اجتماعى آناست كه عدم تعيين اجتماعى را كاهش مى‏دهد.3 زتومكا نيز در تعريف خود از اعتماد مى‏گويد: «اعتماد نوعى شرط درمورد كنش‏هاى احتمالى ديگران در آينده است و همه افراد در بعضى مواقع چنين شرط‏هايى را در مورد كنش‏هاىاحتمالى ديگران در آينده به كار مى‏گيرند.»4 بنابراين، اعتمادْ عنصر بنيادين روابط اجتماعى است و افزايش يا كاهش آندر درون جامعه مى‏تواند توازن نظام اجتماعى را به هم زده و مانعى براى پويايى، توسعه و پيشرفت آن شود. چنان‏كه ازبررسى‏ها و تحقيقات صاحب‏نظران و پژوهشگران برمى‏آيد، در طول دهه گذشته نشان داده شده كه ميزان اعتماداجتماعى در كشور ايران در حال كاهش است و برخى آن را به صورت يك مسئله اجتماعى نيز مطرح كرده‏اند.5 به نظرمى‏رسد با توجه به ادبيات گسترده‏اى كه در زمينه اعتماد اجتماعى و توجه به اين موضوع از سه يا چهار دهه پيش درجهان به وجود آمده است و همچنين، بسيارى از مسائل اجتماعى و موانع موجود بر سر راه كشورهاى در حال توسعه وبه ويژه ايران، ضرورت پرداختن به اعتماد اجتماعى و بررسى آن، چه در سطح نظرى و چه در سطوح تجربى، مى‏تواندبه منزله يك دغدغه علمى و اجتماعى مطرح شده و زمينه خوبى براى پژوهش به وجود آورد. با توجه به توضيحاتفوق در زمينه اعتماد و روشن شدن فضاى مفهومى آن، پرسش‏هاى اصلى اين پژوهش عبارت‏اند از:

1. اعتماد اجتماعى در شهر بابل چه ميزان است؟ (توصيفى)

2. آيا بين سن افراد و ميزان اعتماد اجتماعى آنها رابطه وجود دارد؟

3. آيا بين سطح تحصيلات و ميزان اعتماد اجتماعى افراد رابطه وجود دارد؟

4. آيا بين درآمد افراد و ميزان اعتماد اجتماعى رابطه وجود دارد؟

5. آيا بين ميزان اعتماد اجتماعى زنان و مردان تفاوتى وجود دارد؟

پنج سؤال فوق، مسائل اصلى اين پژوهش را تشكيل مى‏دهند و بر همين اساس، اهداف اين تحقيق عبارت‏اند از:توصيف ميزان اعتماد اجتماعى در شهر بابل، و شناخت ميزان اعتماد اجتماعى در ميان افراد نمونه با توجه بهويژگى‏هاى اقتصادى، اجتماعى و فردى.

پيشينه نظرى

در بررسى انديشه‏هاى اجتماعى مربوط به اعتماد مى‏توان موج جديدى از علايق جامعه‏شناختى به اعتماد را درنظريه‏هاى مطرح معاصر ريشه‏يابى كرد. برخى از اين نظريات، اعتماد را به منزله يك مؤلفه از مفاهيم ديگر در نظر گرفتهو دسته‏اى نيز به طور مستقيم به مفهوم اعتماد اجتماعى پرداخته‏اند. در دسته اول مى‏توان ابتدا به نظريات آلموندووربا،در زمينه فرهنگ مدنى اشاره كرد. از ديدگاه وى، فرهنگ مدنى احساسى وسيع و گسترده از كفايت سياسى و اعتمادمتقابل شهروندان است و اعتماد سياسى بازتابى از وجود جو گسترده اعتماد در جامعه است.6 همچنين، الكساندر باتأكيد بر رابطه اعتماد و جامعه مدنى در دهه اخير، اعتماد را در بطن جامعه مدنى، چه به صورت افقى (بين مردم) و چهبه صورت عمودى (مردم و نهادها) به منزله بعد اصلى جامعه مدنى مطرح مى‏كند.7پاتنام نيز در بررسى‏هاى خود براىسنجش سرمايه اجتماعى، اعتماد را مؤلفه اصلى آن قلمداد مى‏كند و اعتماد اجتماعى را ناشى از دو منبع مرتبط، يعنىهنجارهاى معامله متقابل و شبكه‏هاى مشاركت مدنى مى‏داند. از ديد وى، اعتماد اجتماعى همكارى را تسهيل و هرچهبالاتر باشد، همكارى را بيشتر مى‏كند.8

از سوى ديگر، اعتماد با ارزش‏هاى فرامادى‏گرايانه هم پيوند نزديكى دارد. تحقيقات تجربى اينگلهارت در بسيارى ازكشورها، همبستگى اعتماد با كيفيت زندگى و بهزيستى روانى را اثبات كرده است.9 تحقيقات وى نشان مى‏دهد كهمردم در كشورهاى پيشرفته‏تر و داراى رضايت بالاترى از زندگى (مانند دانمارك، بلژيك، ايرلند و آلمان غربى) ميزاناعتماد اجتماعى بالاترى نيز دارند.10فوكوياما نيز در سال 1995 در پژوهشى درباره اعتماد، آن را عنصر حياتى يكنظام اقتصادى پويا معرفى مى‏كند و بر تجربه آسياى جنوب شرقى تأكيد مى‏كند.11

دسته دوم، نظرياتى را دربر مى‏گيرند كه به طور مستقيم به اعتماد اجتماعى پرداخته‏اند. در سال 1979، نيكلاسلومان، تحليلى عميق از اعتماد را منتشر كرد و اعتماد را به رشد پيچيدگى و مخاطره ارتباط داده بود. در سال 1983، باربرمظاهر مربوط به اعتماد را در عرصه‏هاى مختلف نهادى و حرفه‏اى جامعه مدرن بررسى كرد. در سال 1984، ساموئلايزنشتاد و لوئيس رونيجر اعتماد را در رابطه وكيل ـ موكل از باستان تا مدرنيته بررسى كردند. گامبتا در سال 1988،تعدادى از ديدگاه‏ها را كنار يكديگر قرار داده و تحليلى از اعتماد را در اجتماعاتى مانند مافيا ارائه كرد. در سال 1990،جيمز كلمن در كتاب نظريه‏هاى اجتماعى، فصلى را به اعتماد اختصاص داد و الگويى را براى تحليل اعتماد به منزلهنوعى مبادله در چارچوب نظريه انتخاب عقلانى ارائه كرد. در دهه نود، آنتونى گيدنز ابتدا به تنهايى و سپس با بك واسكات لش، اعتماد را صفت مشخصه پايان مدرنيته دانسته‏اند كه بسط انديشه‏هاى لومان در زمينه عدم قطعيت،پيچيدگى و مخاطره است.12

با توجه به دسته‏بندى يادشده، ما در پيشينه نظرى به شرح برخى از نظريه‏پردازان دسته دوم مى‏پردازيم كه به طورمستقيم و مستمر، اعتماد اجتماعى را كانون بررسى‏هاى خود قرار داده‏اند و محور اصلى بسيارى از ديدگاه‏هاى آنها اعتماداست.

الف. جيمز كلمن:13 از ديد او، روابط انسانى براساس سود و زيان شكل مى‏گيرد و كنش‏هاى انسانى نوعى مبادلهاجتماعى و زمينه‏ساز اتحاد بين شخصى‏اند.14 اعتماد از منظر كلمن خطرى است كه فرد در وضعيت مبادله اجتماعىمى‏پذيرد و كنش اعتمادكننده، به عملكرد كنش اعتمادشونده بستگى دارد.15 وى مى‏گويد: «در رابطه اعتماد، حداقل دوطرف وجود دارند: اعتمادكننده و امين. من فرض خواهم كرد كه هر دو هدفمندند و هدف آنها تأمين منافعشان است؛صرف‏نظر از اينكه منافع آنها چه باشد. تصميم اعتمادكننده در اين رابطه هميشه مسئله‏برانگيز است؛ اينكه آيا بايد اعتمادبكند يا نه، و از سوى ديگر، امين نيز در اين ميان مى‏تواند اعتماد بكند يا اعتماد نكند.»16

اما هر دوى اين كنش‏ها، چه از سوى اعتمادكننده و چه از سوى امين، با در نظر گرفتن سود و زيان رابطه مشخصمى‏شود. براى نمونه، در صورتى كه امين به خاطر سود كوتاه‏مدتِ رابطه اعتماد را بگسلد، اگر در آينده دوباره به رابطه بااعتمادكننده نياز داشته باشد، منافع بلندمدت را از دست خواهد داد. شايد بتوان گفت كه به همين علت، ميزان اعتماد درمحيط‏هاى كوچك بيشتر از محيط‏هاى بزرگ است؛ زيرا امين به آينده رابطه اميدوار نيست؛ در نتيجه، گسستن اعتماد ازسوى امين رواج بيشترى دارد.17

ب. مارتين دوئيچ:18 ديدگاه دوئيچ در زمينه اعتماد بر مبادله بين افراد تأكيد دارد. اين نظريه به نظريه بازى مجموعغيرصفر مشهور است؛ يعنى در رابطه مبتنى بر اعتماد، سود يك طرف مساوى با زيان ديگرى نيست و همه بازيگرانمى‏توانند سود ببرند و يا همه آنها زيان ببينند. در اين بازى، سود و زيان دوطرف تابعى از انتخاب‏هاى خود و ديگرىاست. اما از سويى، در اين رابطه امكانى براى رفتار عقلانى افراد وجود ندارد؛ مگر اينكه بتوانند به يكديگر اعتمادكنند.19 دوئيچ رفتار اعتماد كردن را كنش‏هايى توصيف مى‏كند كه آسيب‏پذيرى شخص (اعتمادكننده) را نسبت بهديگرى (اعتمادشونده) كه رفتارش در وضعيت ويژه‏اى تحت كنترل فرد نيست، افزايش مى‏دهد. وضعيتى كه در آن زياناعتمادكننده، در صورت سوءاستفاده ديگرى (اعتمادشونده) بيشتر از منفعتى است كه شخص (در صورت عدمسوءاستفاده) دريافت خواهد كرد. از ديدگاه كلمن، دوئيچ مبحث خود را در زمينه اعتماد كردن يا برقرارى اعتماد، بهوضعيت‏هايى محدود مى‏كند كه در آن، زيان بالقوه بيشتر از سود بالقوه است.20

ج. لومان:21لومان از ديدگاهى ديگر، اعتماد را بررسى مى‏كند كه كمتر مورد توجه نظريه‏پردازان اعتماد قرار گرفته است.به اين معنا كه او كاركرد اعتماد را در درون نظام اجتماعى بررسى و با كاركرد قانون در جامعه مقايسه مى‏كند. به اعتقادوى، كاركرد اعتماد در نظام اجتماعى اين است كه عدم تعيين اجتماعى را كاهش و بدين ترتيب، قابليت پيش‏بينى رفتارهارا افزايش مى‏دهد. اعتماد در واقع، سازوكارى اجتماعى است كه در آن، انتظارات، اعمال و رفتار افراد تنظيم و هدايتمى‏شود. لومان معتقد است قانون و اعمال قدرت مشروع از جمله ابزارهايى هستند كه اين وظيفه مهم را بر عهده دارند.قانون و قدرت مشروع، نه از جهت تنبيه قانون‏شكنان يا حل اختلافات و كشمكش‏ها، بلكه از طريق تقويت همكارى،خطر ذاتى در اعتماد را كاهش مى‏دهد. قانون و قدرت مشروع با نشان دادن راه‏ها و امور ممنوع، دايره انتخاب افراد رامحدود مى‏كند و در نتيجه، دايره انتخاب افراد تنها به انجام امور قانونى محدود مى‏شود و تصميمات آنها از راه قانونىاعمال مى‏شود. بنابراين، از اين جهت قانون و قدرت مشروع همانند اعتماد عمل مى‏كنند كه عدم تعيين اجتماعى كاهشو قابليت پيش‏بينى رفتارها را ممكن مى‏سازند؛ با اين تفاوت كه توان اجرايى قانون و قدرت، در مقايسه با اعتماد بالاتراست و با تضمين بيشترى صورت مى‏گيرد.22 به طور كلى، ديدگاه لومان درباره اعتماد با مفهوم مخاطره و ريسك درجامعه مرتبط است. به تعريف لومان «با اعتماد كردن، ما به گونه‏اى رفتار مى‏كنيم كه گويا آينده را مى‏شناسيم. با نشاندادن اعتماد، آينده قابل پيش‏بينى مى‏شود. اعتماد يعنى طورى عمل كنيم كه گويى آينده مشخص است.»23 از ديد وى،زندگى اجتماعى نوعى شرط‏بندى و ريسك‏پذيرى و راه‏حلى براى مسائل ويژه مربوط به مخاطره، هم در حوزه خرد وهم در حوزه كلان است.

د. زتومكا:24زتومكا در بحث اعتماد مى‏گويد كه اجتماع اخلاقى كمتر با سازمان رسمى سروكار دارد و بيشتر با احساستعلق، مسئوليت و احساس وظيفه نسبت به ديگرانى كه با آنها ارزش‏ها، منافع و اهداف مشترك دارند، سروكار دارد. دراجتماع اخلاقىِ «ما» سه مؤلفه وجود دارد: 1. اعتماد؛ يعنى انتظار عمل صادقانه از ديگران نسبت به خودمان؛ 2.وفادارى؛ يعنى التزام به عدم نقص اعتماد به كسانى كه به ما اعتماد كرده‏اند؛ 3. تجانس؛ يعنى توجه به منافع ديگران وآمادگى انجام وظيفه از طرف ديگران، حتى اگر انجام آن با منافع شخصى‏مان در تعارض باشد.25زتومكا در كتاب خوداعتماد، نظريه جامعه‏شناختى مبحث اعتماد را با فرهنگ پيوند داده و اصطلاح «فرهنگ اعتماد» را مطرح مى‏كند. فرهنگاعتماد دربرگيرنده هنجارها، قواعد هنجارى، ارزش‏ها و تجاربى در مورد اعتماداست‏كه‏ايجادكننده فرهنگ‏اعتمادمى‏شود. چنانچه اعتماد معمولاً مورد نقص و تخطى قرار گيرد و اعتماد پيش‏بينى‏شده محقق نشود، در آن صورت،فرآيند جامعه‏به‏سمت‏ايجادفرهنگ‏بى‏اعتمادى‏حركت‏مى‏كند.26

زتومكا پنج وضعيت ساختارى (كلان) را در ظهور فرهنگ اعتماد و يا بر عكس آن، فرهنگ بى‏اعتمادى مدنظر قرارمى‏دهد. اولين آنها، همبستگى هنجارى و متضاد آن، هرج و مرج هنجارى و به تعبير دوركيم، نابسامانى اجتماعى است.همبستگى هنجارى، حيات اجتماعى را ايمن‏تر، منظم‏تر و قابل پيش‏بينى مى‏سازد؛ چراكه طرح‏هاى ثابتى وجود دارندكه نشان مى‏دهند مردم بايد چه كار بكنند و چه كار خواهند كرد؛ اما در حالت نابسامانى، كنش‏هاى افراد حساب‏نشده،غيرقابل پيش‏بينى و موجب عدم قطعيت و بى‏اعتمادى مى‏شود.27 دومين شرط ساختارى، پايدارى نظم اجتماعى ومتضاد آن تغيير بنيادى است. اگر شبكه گروه‏ها، انجمن‏ها، نهادها، سازمان‏ها، بادوام، مستمر و پايدار باشند، مى‏توانندمرجع محكمى براى امنيت و آسايش مردم باشند؛ اما بى‏ثباتى بافت وجودى حيات اجتماعى را سست مى‏كند. مردمناگهان با يك نظم اجتماعى بازسازى‏شده يعنى گروه‏ها، نهادها و سازمان‏هاى جديد روبه‏رو مى‏شوند.28 سومين عاملساختارى، شفافيت سازمان اجتماعى و متضاد آن، رازدارى گسترده سازمان است. دسترسى به اطلاعات درباره كاركرد،كارآيى، پيشرفت و ناكامى، و آسيب‏هاى نهادها، سازمان‏ها و نظام‏ها، نوعى احساس امنيت و پيش‏بينى‏پذيرى به وجودمى‏آورد؛ بنابراين، شفافيت و قابل درك بودن گزارش‏ها براى مردم، اعتماد مردم به آنها را بالا مى‏برد؛ در غير اين صورت،يعنى ابهام كارها و پوشش و رازدارى در سازمان‏ها اعتماد مردم را كاهش مى‏دهد. چهارمين عامل، آشنايى يا بيگانگى بامحيطى است كه مردم در آن دست به كنش مى‏زنند. اين محيط مؤلفه‏هايى همچون مناظر و وضع طبيعى، معمارى،مسائل داخلى كشور، طرح‏ها، رنگ‏ها و ذائقه‏ها را دربر مى‏گيرد. اين نوع اعتماد، بيشتر به مردمى ارجاع دارد كه به يكجامعه جديد وارد مى‏شوند. اگر محيط جديد مشابه محيط قبل باشد، احساس خودى بودن موجب اعتماد مى‏شود؛ درصورتى كه محيط جديد كاملاً بيگانه باشد، بر عدم اطمينان و اضطراب افزوده شده، احساس بى‏اعتمادى بروزمى‏يابد.29

پنجمين شرط ساختارى، پاسخ‏گويى نهادها به مردم و يا متضاد آن، خودسرى و عدم مسئوليت‏پذيرى در جامعهاست. اگر مردم هنگامى كه حقوقشان به رسميت شناخته نشده و يا تعهدات ديگران درباره آنها ناديده گرفته شده است،بتوانند براى حل مشكل به چنين نهادهايى متوسل شوند، در آن صورت به نوعى بيمه يا حامى دست يازيده و در نتيجه،احساس امنيت بيشترى خواهند كرد. از سوى ديگر، نبود و يا ناكارآمدى چنين سازمان‏هايى در قبال پاسخ‏گويى بهدادخواهى مردم، و اين ذهنيت كه داوران قابل اتكا و اعتمادى براى پاسخ‏گويى وجود ندارند و يا دسترسى به آنهاناممكن است و تنها تضمين حقوق هر فرد، در دست خود و متكى به اقدام خودش است، نتيجه آن بى‏اعتمادى و عدماطمينان خواهد بود.30 اين پنج عامل ساختارى از ديد زتومكا فرصت‏هاى هدايت‏كننده‏اى را براى فرهنگ اعتماد يابى‏اعتمادى فراهم مى‏كنند. گسترش اين پنج عامل مى‏تواند يك فرآيند خودتقويتى از فرهنگ اعتماد را در درون مردم بهوجود آورد.

ه. گيدنز: گيدنز يكى از مهم‏ترين نظريه‏پردازان دهه‏هاى اخير در عرصه جامعه‏شناسى است و بخش عمده‏اى از بحث‏هاىخود را به تحليل الگوى اعتماد در دوران پيش از مدرن و پس از آن اختصاص داده است. از ديد وى، اعتماد در نظام‏هاىمدرنيته متأخر، اعتماد غيرشخصى و به ديگران ناشناس يا به عبارت ديگر «بى‏توجهى مدنى»، جنبه بنيادى روابطاعتماد بين فردى است كه از ماهيت رشديابنده نظام‏هاى انتزاعى ريشه گرفته است. در اين شرايط، جلب اعتماد به جاىحفظ اعتماد در نظام‏هاى گذشته اهميتى اساسى مى‏يابد. در عين حال، وجه عمده اعتماد، پايبندى به نظام‏هاى انتزاعى وبه ويژه به نظام‏هاى تخصصى است؛ اما در فرهنگ‏هاى سنتى، چهار زمينه محلى در ارتباط با اعتماد، غالب است: 1.نظام خويشاوندى؛ 2. اجتماع محلى؛ 3. سنت؛4. كيهان‏شناسى مذهبى.31

اين منابع اعتماد، اهميت خود را در جوامع جديد از دست داده‏اند، برخلاف جوامع سنتى، در جوامع صنتعى وپيشرفته، اعتماد به علائم و نشانه‏ها و همچنين اعتماد به دانش تخصصى و نظام‏هاى انتزاعى، جايگزين زمينه‏هاى سنتىاعتماد مى‏شود. امروزه مردم به دنبال علائم و نشانه‏ها هستند و به مارك‏ها توجه مى‏كنند؛ در حالى كه نمى‏دانند چهكسانى وسايل را ساخته‏اند. در واقع، محليت از بين رفته است؛ يعنى رابطه رودرروى توليدكننده كالا و يا ارائه‏دهندهخدمات با مصرف‏كننده كمرنگ شده و اعتماد به انتزاعيات تقويت شده است. ما امروزه در خريد يك كالا با توليدكنندهآن رابطه رودررو نداريم و وسايل آنها را با توجه به مارك انتخاب مى‏كنيم. در اين ارتباط، گيدنز درباره پول و نقش آن درجهان مدرن چنين مى‏گويد كه پول هيچ هستى ذاتى ندارد و اعتماد به پول از خود پول نيست، بلكه ناشى از اعتماد مردمبه يك امر انتزاعى و اعتماد به يك رشته نماد و سمبل‏هاست.32 وى در تعريف اعتماد مى‏گويد: «اعتماد را مى‏توان بهعنوان اطمينان به اعتمادپذيرى يك شخص يا يك نظام با توجه به يك رشته پيامدها يا رويدادهاى معين تعريف كرد؛آنجايى كه اين اطمينان، صداقت يا عشق به ديگرى و يا صحت اصول انتزاعى (يا دانش فنى) را بيان كند.»33

گيدنز در اين تعريف هم بر سطح خرد و هم بر سطح كلانِ اعتماد تكيه مى‏كند. در سطح فردى، اعتماد متقابل رابطهنزديكى با صميميت دارد. شخص براى ايجاد اعتماد بايد هم به ديگرى اعتماد كند و هم خودش قابل اعتماد باشد؛ يعنىهر كس ديگرى را به رسميت بشناسد.34 در سطح كلان به اعتقاد وى، جوامع مدرن به نظام‏هاى تخصصى اعتمادمى‏كنند و اعتماد، كليد رابطه بين فرد و نظام‏هاى تخصصى است. اعتماد همان چيزى است كه جوامع مدرن را يكپارچهنگه مى‏دارد. اعتماد، نوعى دل به دريا زدن است و هرگاه سست شود، افراد و گروه‏هاى اجتماعى ناامنى را تجربه خواهندكرد.35 گيدنز سه گونه اعتماد را مطرح مى‏كند: اعتماد وجودى (بنيادى)، اعتماد بين‏شخصى و اعتماد به نظام‏ها. اعتمادبنيادين مفهومى متعلق به اريكسون است كه ريشه اعتماد را در اطمينان به اشخاص صالح و معتبر مى‏داند كه معمولاً ازنخستين تجربيات كودك حاصل شده است. به نظر وى، اعتماد بنيادين اضطراب را كاهش و نوعى احساس تداوم و نظمدر رويدادها را در فرد به وجود مى‏آورد.36 اعتماد بين‏شخصى به پايبندى‏هاى چهره‏دار در رويارويى با بيگانگان درجوامع مدرن اشاره دارد. اين رويارويى چهره به چهره در خيابان‏ها، ساختمان‏هاى عمومى، قطارها، اتوبوس‏ها يامهمانى‏ها اتفاق مى‏افتد كه گاهى بى‏چهره نيز است.37 اعتماد به نظام‏ها، صورت پايبندى‏هاى بى‏چهره‏اى را به خودمى‏گيرد كه طى آن به نظام‏هايى كه ماهيتا با مهارت‏هاى تخصصى تثبيت‏شده كار مى‏كنند و ممكن است هيچ‏گاه كاركنانآنها ديده نشوند، اعتماد مى‏شود. گاهى نيز اين نظام‏هاى انتزاعى نقاط دسترسى دارند و به روابط چهره به چهره تبديلمى‏شوند؛ مانند رابطه رودررو با پزشكان (نماينده نهاد علم) و يا كاركنان شركت‏هاى هواپيمايى.38

با توجه به نظريه‏هاى برشمرده در اين بخش، برخى از نظريه‏پردازان مانند كلمن، اعتماد را نوعى ريسك در مبادلاتاجتماعى مى‏دانند. دوئيچ آن را مبادله‏اى مى‏داند كه اگر سودى باشد، براى دو طرف و اگر زيانى هم باشد، براى هر دواست. لومان نيز با تأكيد بر ريسك‏پذيرى در اعتماد، آن را كنشى مى‏داند كه گويى كنش‏گر مى‏تواند آينده را پيش‏بينى كند.اما اوفه اعتماد را عنصرى اساسى در جامعه مدنى و مشروعيت يك حكومت مطرح مى‏كند و به بررسى كاركردهاى آندر جامعه مدنى مى‏پردازد. گيدنز در بحثى مفصل درباره اعتماد در جوامع سنتى و مدرن، آن را در سطح خرد و كلان مورددقت قرار مى‏دهد و انواع اعتماد (وجودى، بين‏شخصى و اعتماد به نظام‏ها) و پيامدهاى مثبت و منفى مدرنيته را آشكارمى‏سازد. زتومكا نيز با ديدگاهى كلان‏نگرتر، در كتاب اعتماد: نظريه جامعه‏شناختى، پس از بررسى نظريه‏هاى اعتماد،مفهوم «فرهنگ اعتماد» و عوامل ساختارى مؤثر بر آن را مطرح مى‏كند. چنان‏كه ملاحظه شد، در تحليل اعتماد، برخىمانند دوئيچ بر سطح خرد، دسته‏اى مانند زتومكا بر سطح كلان و برخى ديگر مانند گيدنز ديدگاهى تلفيقى ارائه داده‏اند.همچنين عده‏اى از نظريه‏پردازان بر كاركردها و گروهى ديگر بر عوامل مؤثر بر اعتماد تأكيد دارند و چنان‏كه بر اهل فن دراين عرصه (علوم اجتماعى) روشن است، اين تفاوت‏ها ريشه در مفروضات و اصول مسلم مكاتبى دارد كه نظريه‏پردازانيادشده در عرصه جامعه‏شناسى از آن الهام گرفته‏اند و بدين سبب، هريك از آنها به يك موضوع (پديده) از زاويه‏اى نگاهمى‏اندازند.

فرضيه‏هاى تحقيق

1. احتمالاً بين سن و اعتماد اجتماعى رابطه معنادارى وجود دارد.

2. احتمالاً بين ميزان تحصيلات و اعتماد اجتماعى رابطه معنادارى وجود دارد.

3. احتمالاً بين ميزان درآمد و اعتماد اجتماعى رابطه معنادارى وجود دارد.

4. احتمالاً بين ميزان اعتماد اجتماعى زنان و مردان تفاوت معنادارى وجود دارد.

5. احتمالاً بين ميزان اعتماد اجتماعى افراد متأهل و مجرد تفاوت معنادارى وجود دارد.

6. احتمالاً بين ميزان اعتماد اجتماعى متولدين شهر و روستا تفاوت معنادارى وجود دارد.

تعريف مفاهيم و متغيرها

الف. متغير وابسته

متغير وابسته اين پژوهش، اعتماد اجتماعى است. اعتماد را مى‏توان اطمينان فرد به ديگران و عدم بدگمانى به افرادجامعه تعريف كرد؛ و به قول ايزنشتاد بدون وجود عنصر اعتماد، روابط اجتماعى پايدار هيچ‏گاه شكل نمى‏گيرد.39 دراين پژوهش منظور از اعتماد اجتماعى، اعتماد بين‏شخصى، يعنى اعتماد مردم به يكديگر است كه با شاخص‏هايىهمچون صداقت، اطمينان، تعهد، انصاف و درستكارى مورد سنجش قرار گرفته‏اند.

ب. متغيرهاى مستقل

متغيرهاى مستقل اين پژوهش عبارت‏اند از: درآمد، تحصيلات، سن، جنس، محل تولد و وضع تأهل.

1. درآمد: درآمد عبارت است از پولى كه فرد از راه كار كردن، سرمايه و يا بازنشستگى دريافت مى‏كند. اين تعريف فقطدرآمد ماهيانه رسمى را دربر نمى‏گيرد؛ بلكه درآمدهاى افراد از راه‏سرمايه‏گذارى‏هارا نيز شامل مى‏شود.

2. تحصيلات: تحصيلات عبارت است از آموزش‏هايى كه به طور رسمى از طريق نظام آموزش و پرورش يا نظام آموزشعالى به فرد ارائه شده و براى گذر از هر مقطع، يك مدرك رسمى به او داده مى‏شود.

3. سن: منظور از سن، سال‏هايى است كه از عمر يك فرد مى‏گذرد. در اين پژوهش، متغير سن براى نشان دادن اعتماداجتماعى در ميان نسل جوان، ميان‏سال و سال‏خورده‏استفاده‏شده‏است؛بدين‏دليل،سن‏افرادبه‏گروه‏هاى سنى ده‏ساله،يعنى 15ـ24 ساله، 25ـ34 ساله، 35ـ44 ساله، 45ـ54 ساله و 55 سال به بالا تقسيم شده است.

4. محل تولد: منظور از محل تولد، شهر يا روستاست و مى‏خواهيم داشتن ريشه روستايى و يا شهرىِ افراد را مشخصكرده و بدانيم آيا اعتماد اجتماعى بين اين دو گروه، تفاوتى با يكديگر دارد.

روش پژوهش

روش پژوهش با توجه به اهداف تحقيق و فرضيات، پيمايشى بوده و ابزار گردآورى داده‏هاى مورد نياز، پرسشنامه است.جامعه آمارى اين پژوهش شامل كليه خانوارهاى ساكن شهر بابل است كه در اين شهر سكونت دائمى دارند. تعداد اينافراد طبق سرشمارى سال 1385، 66338 نفر است.

روش نمونه‏گيرى

به علت نبود فهرستى از جامعه آمارى و ميسر نبودن نمونه‏گيرى تصادفى، مناسب‏ترين روش در اين پژوهش، نمونه‏گيرىخوشه‏اى چند مرحله‏اى تشخيص داده شده است. در اين روش، ابتدا شهر به چند منطقه تقسيم شده، سپس از ميانمناطق، نمونه‏هايى انتخاب مى‏شود. پس از آن، هريك از مناطق نيز به خوشه‏هايى تقسيم شده و از هر خوشه، نمونه‏هابه طور تصادفى انتخاب مى‏شوند.40

در اين پژوهش، ابتدا شهر بابل به چهار منطقه اصلى تقسيم شد و از هر منطقه، چند خيابان و از هر خيابان نيزبلوك‏هايى به طور تصادفى انتخاب شدند. سپس از هر بلوك، خانوارهايى براى نمونه انتخاب شدند و بدان‏هامراجعه شد. پس از مراجعه به هر خانوار، 380 زن يا مردِ سرپرست خانوار (و در صورت عدم حضور سرپرست،مناسب‏ترين فردى كه از نظر سنى بالاى 15 سال در دسترس بود) براى نمونه انتخاب شدند و ايشان نيز پرسشنامه را بهكمك پرسشگران تكميل كردند.

روش تحليل داده‏ها (آمار توصيفى و استنباطى)

با توجه به نوع متغيرها و سطوح اندازه‏گيرى مطرح‏شده و اهداف پژوهش، براى توصيف و تحليل داده‏هاى تحقيق ازجدول‏هاى فراوانى و تقاطعى در سطح توصيفى، و از آزمون‏هاى رواسپيرمن، كندال و من ويتنى براى تست فرضيات، باكمك نرم‏افزار spss استفاده شده است.

يافته‏هاى پژوهش

الف. يافته‏هاى توصيفى

نتايج حاصل از توصيف داده‏هاى آمارى نشان مى‏دهد (جدول شماره 1) ميزان اعتماد اجتماعى در شهر بابل از كل افرادنمونه مورد بررسى، 2/9 درصد افراد اعتماد اجتماعى بالا، 36/1 درصد اعتماد اجتماعى متوسط و 78/9 درصد نيزاعتماد اجتماعى پايين داشته‏اند.

جدول شماره 1: توزيع فراوانى و درصد ميزان اعتماد اجتماعى

ميزان اعتماد اجتماعي

فراواني

درصد تجمعي

بالا

11

9/2

متوسط

126

1/36

پايين

243

9/78

کل

380

100

جدول شماره 2 نيز اعتماد اجتماعى را در گروه‏هاى سنى ده‏ساله نشان مى‏دهد. همان‏گونه كه در جدول آمده است،فقط در گروه‏هاى سنى 15ـ24 ساله و 25ـ34 ساله تعداد 10 نفر (مجموع دو گروه سنى) داراى اعتماد اجتماعى بالابوده‏اند و در ديگر گروه‏هاى سنى، فراوانى در اين ستون وجود ندارد. همچنين، اگر به ستون ميزان اعتماد اجتماعى پايينتوجه كنيم، خواهيم ديد هرچه از گروه سنى اول به سوى گروه‏هاى سنى بعدى پيش مى‏رويم، بر درصد ميزان اعتماداجتماعى پايين گروه‏هاى سنى افزوده مى‏شود؛ يعنى ميزان اعتماد اجتماعى پايين گروه سنى 15ـ24 ساله 59/8 درصد،25ـ34 ساله 62/9 درصد، 35ـ42 ساله 72/1 درصد، 45ـ54 ساله 75 درصد و 55 سال به بالا 80 درصد است. اما بهطور كلى، در همه گروه‏هاى سنى، بيش از نيمى از افراد داراى اعتماد اجتماعى پايين هستند و هرچه بر سن افراد افزودهمى‏گردد، اعتماد اجتماعى آنان كمتر مى‏شود.

جدول شماره 2: اعتماد اجتماعى در گروه‏هاى سنى 10 ساله

اعتماد اجتماعي

گروه سني

پايين

متوسط

بالا

24-15 ساله

73

8/59%

44

1/36%

5

1/4%

34-25 ساله

100

9/62%

54

34%

5

1/3%

44-35 ساله

49

1/72 %

9

9/37%

0

0%

54-45 ساله

3

75%

1

25%

0

0%

55 ساله به بالا

4

80%

1

20%

0

0%

نتايج به دست آمده از مقايسه توزيع ميزان اعتماد اجتماعى در گروه‏هاى تحصيلى (جدول شماره 3) نيز نتايجىمشابه جدول بالا را نشان مى‏دهد. در تمامى گروه‏هاى تحصيلى (افراد با سطح سواد متفاوت) بيش از 50 درصد افراد ازميزان اعتماد اجتماعى پايينى برخوردارند. از سوى ديگر، ميزان اعتماد اجتماعى حد متوسط و بالاى گروه‏هاى داراىتحصيلات پايين‏تر، بيش از افرادى است كه تحصيلات بالايى داشته‏اند. اگر درصد افراد داراى اعتماد متوسط و بالا را درگروه‏هاى تحصيلى مختلف، با يكديگر جمع كنيم، ديده مى‏شود 30/4 درصد افراد كمتر از ديپلم، 32/6 درصد افرادديپلم و فوق ديپلم،43/4درصدافرادداراى‏مدرك‏ليسانس‏وفوق‏ليسانس، و صفر درصد افراد داراى مدرك دكترا، داراىاعتماد اجتماعى‏متوسط‏وبالابوده‏اند؛يعنى‏هرچه‏ميزانتحصيلات‏بيشترشده،ازاعتماداجتماعى‏افرادكاسته‏شده‏است.

جدول شماره 3: اعتماد اجتماعى در گروه‏هاى تحصيلى مختلف

اعتماد اجتماعي

تحصيلات

پايين

متوسط

بالا

کمتر از ديپلم

39

7/69%

16

6/28%

1

8/1%

ديپلم و فوق ديپلم

130

4/67%

58

30%

5

6/2%

ليسانس

و فوق ليسانس

69

5/65%

48

3/39%

5

1/4%

دکترا

5

6/55%

4

4/44%

0

0%

 

مقايسه آمارها درباره ميزان درآمد و اعتماد اجتماعى نيز نشان از روندى معكوس دارد؛ يعنى هرچه درآمد افرادافزايش مى‏يابد، اعتماد آنان كاهش مى‏يابد. با توجه به جدول شماره 4، افرادى كه جزو دو گروه درآمدى بالا بوده‏انداعتماد اجتماعى حد بالاى آنها صفر درصد و در نتيجه، اعتماد اجتماعى‏شان در حد متوسط و پايين بوده است.همچنين، 78/9 درصد كسانى كه بالاى 850 هزار تومان درآمد داشته‏اند، اعتماد اجتماعى پايينى داشته‏اند.

جدول شماره 4: اعتماد اجتماعى در گروه‏هاى درآمدى مختلف

اعتماد اجتماعي

تحصيلات

پايين

متوسط

بالا

زير 200 هزار تومان

54

8/62%

31

36%

1

2/1%

350-201 هزار تومان

56

7/63%

28

8/31%

4

5/4%

550-351 هزار تومان

39

65%

19

7/31%

2

3/3%

850-551 هزار تومان

4

40%

6

60%

0

0%

851 هزار تومان

15

9/78 %

4

1/21%

0

0%

ب. يافته‏هاى استنباطى

در جدول شماره 5 خلاصه نتايج آزمون همبستگى سن، تحصيلات و درآمد با متغير وابسته (اعتماد اجتماعى) نشانداده شده است. نتايج به دست آمده از ضرايب همبستگى اسپيرمن و كندال نشان مى‏دهد كه بين درآمد و اعتماد رابطهمعنادارى وجود ندارد؛ اما بين تحصيلات و اعتماد اجتماعى، با ضريب همبستگى 0/116 و سطح معنادارى 0/011رابطه معنادارى وجود دارد. همچنين بين سن و اعتماد اجتماعى، با ضريب همبستگى 0/128 و سطح معنادارى 0/008رابطه معنادارى وجود دارد.

جدول شماره 5: آزمون‏هاى استنباطى رابطه اعتماد اجتماعى با متغيرهاى سن، تحصيلات و درآمد

 

متغيرهاي مستقل

اعتماد اجتماعي

اسپيرمن

کندال

همبستگي

معناداري

همبستگي

معناداري

سن

138/0

007/0

12/0

008/0

تحصيلات

13/0-

011/0

116/0-

011/0

درآمد

008/0-

896/0

007/0-

897/0

در جدول شماره 6 نيز رابطه بين محل زندگى، جنسيت و وضع تأهل با اعتماد اجتماعى آمده است. چنانچه ديدهمى‏شود، رابطه معنادارى بين اين سه متغير با اعتماد اجتماعى وجود ندارد.

جدول شماره 6: رابطه بين جنسيت، محل تولد و وضع تأهل با اعتماد اجتماعى

 

متغير مستقل

اعتماد اجتماعي

آزمون من ويتني يو

سطح معناداري

رابطه يا عدم وجود رابطه

جنسيت

274/0

رابطه وجود ندارد

محل تولد

053/0

رابطه وجود ندارد

وضع تأهل

076/0

رابطه وجود ندارد

نتيجه‏گيرى و پيشنهادها

1. با توجه به نتايج به دست آمده از جدول‏هاى توصيفى، ديده مى‏شود كه اعتماد اجتماعى در شهر بابل، در سطحپايينى قرار دارد و اين نتايج با تحقيقات ديگر محققان در ايران هم‏پوشانى دارد. بنابراين، مى‏توان اين كاهش سطحاعتماداجتماعى‏رابه‏صورت‏يك‏مسئله‏اجتماعى‏مطرح‏كرد.

2. اين كاهش فقط دامنگير يك نسل يا گروه خاص نيست؛ بلكه همه مردم را دربر مى‏گيرد و مى‏تواند مورد بحث و ارزيابى قرار گيرد.

3. افزون بر يافته‏هاى توصيفى، نتيجه تست فرضيات نشان مى‏دهد كه بين تحصيلات، سن و درآمد با اعتماداجتماعى رابطه معنادارى وجود دارد؛ اما بين جنس، محل تولد و وضع تأهل با اعتماد اجتماعى رابطه معنادارى وجودندارد.

4. چنان‏كه جدول‏ها نشان مى‏دهند، ميزان اعتماد اجتماعى در افراد با سطح تحصيلات متفاوت نيز پايين است.همچنين گروه‏هاى سنى مختلف كه نشانگر سه نسل جوان، ميانسال و سالخورده با دوره‏هاى جامعه‏پذيرى متفاوت‏اندنيز همين‏گونه‏اند.

5. افراد در تمام سطوح درآمدى اعتماد اجتماعى پايينى داشته‏اند و هرچه درآمد افزايش يافته، ميزان اعتماداجتماعى كاهش پيدا كرده است.

6. وضعيت در حال توسعه بودن و آنوميك جامعه ايران و در نتيجه، شكاف بين سنت و مدرنيته، مسائل اجتماعىزيادى را مى‏تواند به بار آورد كه يكى از آنها كاهش اعتماد اجتماعى‏بين‏مردم است و اين، خود موجب كندى روند توسعهو مشاركت مردم در پيشرفت مى‏شود.

7. راه‏حل مشكل يادشده را بايد در پل زدن بين سنت و مدرنيته جست‏وجو كرد و براى خلأهاى به وجود آمده ومنابع از دست رفته (سنت‏ها)، منابع جديدى (گروه‏هاى جامعه مدنى مانند اصناف، احزاب، انجمن‏هاى داوطلبانه و...)را جايگزين كرد.

8. افزايش مراسم‏هاى ملى و مذهبى و مكان‏هايى كه اقشار مختلف را بتواند به خود جلب كند نيز مى‏تواند باعثكنش متقابل بيشتر مردم با يكديگر و گردهم آمدن آنها شده، احساس همبستگى و اعتماد اجتماعى را افزايش دهد و درنتيجه، زمينه‏هاى رشد و توسعه جامعه را فراهم آورد.

 


  • منابع
    ـ امير كافى، مهدى، «اعتماد اجتماعى و عوامل مؤثر بر آن»، نمايه پژوهش، ش 18 (1380)، 290ـ40.
    ـ اينگلهارت، رونالد، تحول فرهنگى در جامعه پيشرفته صنعتى، ترجمه مريم وتر، تهران، كوير، 1382.
    ـ ببى، ارل، روش‏هاى تحقيق در علوم اجتماعى، ترجمه رضا فاضل، تهران، سمت، 1381.
    ـ تاجبخش، كيان، سرمايه اجتماعى: اعتماد، دموكراسى و توسعه، ترجمه افشين خاكباز و حسن پويان، تهران، شيرازه، 1384.
    ـ زاهدى، محمّدجواد و سجاد اوجاقلو، «بررسى اعتماد اجتماعى و عوامل مؤثر بر آن در شهر زنجان»، انجمن جامعه‏شناسى ايران، ش 4(زمستان 1384)، ص 92ـ125.
    ـ زتومكا، پيوتر، اعتماد: نظريه جامعه‏شناختى، ترجمه غلامرضا غفارى، تهران، شيرازه، 1386.
    ـ شارع‏پور،محمود، سرمايه اجتماعى؛ مفهوم‏سازى، سنجش و دلالت‏هاى سياستگذارى، سارى، سازمان مديريت و برنامه‏ريزى استانمازندران، 1385.
    ـ غفارى، غلامرضا، «اعتمادسازى، مشاركت اجتماعى و امنيت اجتماعى»، در: مجموعه مقالات پليس، توسعه و دانشگاه، استان مركزى،معاونت اجتماعى فا، 1385.
    ـ كلمن، جيمز، بنيادهاى نظريه اجتماعى، ترجمه منوچهر صبورى، تهران، نى، 1377.
    ـ گيدنز، آنتونى، پيامدهاى مدرنيته، ترجمه محسن ثلاثى، تهران مركز، 1377.
    ـ ـــــ ، چشم‏اندازهاى جهانى، ترجمه محمدرضا جلايى‏پور، تهران، طرح نو، 1384.
    ـ معيدفر، سعيد، جامعه‏شناسى مسائل اجتماعى ايران، تهران، نور علم، 1385.

  • پى نوشت ها
    1 كارشناس ارشد جامعه‏شناسى، دانشگاه آزاد اسلامى واحد تهران. دريافت: 14/8/88 ـ پذيرش: 21/12/88.
    1ـ پيوتر زتومكا، اعتماد: نظريه جامعه‏شناختى، ص 2.
    2ـ همان، ص 50.
    3ـ مهدى اميركافى، «اعتماد اجتماعى و عوامل مؤثر بر آن»، نمايه پژوهش، ش 18، ص 11.
    4ـ پيوتر زتومكا، اعتماد: نظريه جامعه‏شناختى، ص 123.
    5ـ سعيد معيدفر، جامعه‏شناسى مسائل اجتماعى ايران، ص 171.
    6ـ پيوتر زتومكا، اعتماد: نظريه جامعه‏شناختى، ص 32.
    7ـ همان، ص 33.
    8ـ محمود شارع‏پور، سرمايه اجتماعى، مفهوم‏سازى، سنجش و دلالت‏هاى سياست‏گذارى، ص 32.
    9ـ پيوتر زتومكا، اعتماد: نظريه جامعه‏شناختى، ص 34.
    10ـ رونالد اينگلهارت، تحول فرهنگى در جامعه پشرفته صنعتى، ترجمه مريم وتر، ص 38.
    11ـ پيوتر زتومكا، اعتماد: نظريه جامعه‏شناختى، ص 34.
    12ـ همان، ص 35.
    131. Jemes samuel Coleman.
    14ـ محمّدجواد زاهدى و سجاد اجاقلو، «بررسى اعتماد اجتماعى و عوامل مؤثر بر آن در شهر زنجان»، انجمن جامعه‏شناسى ايران، ش 4، ص 98.
    15ـ جيمز كلمن، بنيادهاى نظريه اجتماعى، ترجمه منوچهر صبورى، ص 152.
    16ـ همان، ص 153.
    17ـ همان، ص 153ـ154.
    182. Martin Deutsch.
    19ـ محمّدجواد زاهدى و سجاد اجاقلو، «بررسى اعتماد اجتماعى و عوامل مؤثر بر آن در شهر زنجان»، انجمن جامعه‏شناسى ايران، ش 4، ص 98.
    20ـ جيمز كلمن، بنيادهاى نظريه اجتماعى، ص 158.
    211. Niklas Luhman.
    22ـ غلامرضا غفارى، «اعتمادسازى، مشاركت اجتماعى و امنيت اجتماعى»، در: مجموعه مقالات پليس، توسعه و دانشگاه، ص 45ـ46.
    23ـ پيوتر زتومكا، اعتماد: نظريه جامعه‏شناختى، ص 50.
    242. Piotr Sztompka.
    25ـ غلامرضا غفارى، «اعتمادسازى، مشاركت اجتماعى و امنيت اجتماعى»، در: مجموعه مقالات پليس، توسعه و دانشگاه، ص 46.
    26ـ پيور زتومكا، اعتماد: نظريه جامعه‏شناختى، ص 214ـ215.
    27ـ همان، ص 217.
    28ـ همان، ص 219.
    29ـ همان، ص 221ـ222.
    30ـ همان، ص 213.
    31ـ محمّدجواد زاهدى و سجاد اجاقلو، «بررسى اعتماد اجتماعى و عوامل مؤثر بر آن در شهر زنجان»، انجمن جامعه‏شناسى ايران، ش 4، ص 104.
    32ـ همان، ص 105.
    33ـ آنتونى گيدنز، پيامدهاى مدرنيته، ترجمه محسن ثلاثى، ص 41.
    34ـ محمّدجواد زاهدى و سجاد اجاقلو، «بررسى اعتماد اجتماعى و عوامل مؤثر بر آن در شهر زنجان»، انجمن جامعه‏شناسى ايران، ش 4، ص 105.
    35ـ آنتونى گيدنز، چشم‏اندازهاى جهانى، ترجمه محمدرضا جلايى‏پور، ص 41.
    36ـ محمّدجواد زاهدى و سجاد اجاقلو، «بررسى اعتماد اجتماعى و عوامل مؤثر بر آن در شهر زنجان»، انجمن جامعه‏شناسى ايران، ش 4، ص 96.
    37ـ آنتونى گيدنز، پيامدهاى مدرنتيه، ترجمه محسن ثلاثى، ص 97.
    38ـ همان، ص 98ـ101.
    39ـ پيوتر زتومكا، اعتماد: نظريه جامعه‏شناختى، ص 2.
    40ـ ارل ببى، روش‏هاى تحقيق در علوم اجتماعى، ترجمه رضا فاضل، ص 455.