چگونگى اثرگذارى عزادارى حسينى در زنده نگهداشتن دين

ضميمهاندازه
4.pdf203.9 کيلو بايت

محمّدقدير دانش1

چكيده

بى‏ترديد عزادارى‏هاى حسينى در زنده نگهداشتن اسلام نقش برجسته‏اى داشته و دارد؛ چنان‏كه هدف پيشوايان دين نيز از برگزارى آن، همين امر بوده است. پژوهش پيش‏رو، ابعاد و چگونگى اين اثرگذارى را با نگاه جامعه‏شناختى و روش تحليلى تبيين مى‏كند.

طبق يافته‏هاى اين پژوهش، مجالس حسينى از چند جهت در تقويت دين تأثيرگذار است. اين مجالس از يك‏سو، با ايجاد هم‏بستگى اجتماعى، الگودهى، ايجاد فضاى معنوى، شكل‏دهى به مراكز دينى ـ فرهنگى و تقويت عواطف و احساسات دينى و... جامعه دينى را نيرومند و پويا مى‏سازد. از سوى ديگر با نشر معارف الهى، فرهنگ دينى را استمرار مى‏بخشد و به نسل‏هاى بعدى منتقل مى‏كند و با احياى ارزش‏هاى دينى ـ همانند تولى، تبرى، ترويج فرهنگ جهاد و شهادت‏طلبى ـ پايدارى دين را بيمه مى‏نمايد. حاصل مجموع اين كاركردها، زنده نگهداشتن دين و تقويت آن است.

هدف اين پژوهش از يك‏سو آشكارسازى نقش بى‏مانند عزادارى در احياى دين است كه حكمت و كاركرد آن به شمار مى‏آيد و از سوى ديگر، جلب توجه بيشتر متوليان عزادارى و مبلغان به ظرفيت‏هاى موجود در آن است.

كليدواژه‏ها: كاركرد عزادارى، زنده نگهداشتن دين، نيرومندسازى جامعه، استمرار فرهنگ دينى، احياى ارزش‏هاى دينى.

مقدّمه

براى حادثه جانگداز عاشورا ملك و ملكوت عالم و آسمان و زمين گريستند و انبيا و اولياى الهى پيش از وقوع آن،برايش سوگوارى كردند. امام حسين عليه‏السلام شهيدى است كه خون او خون خدا، قطره‏اى اشك در مصيبت او خاموش‏كنندهكوه‏هايى از آتش جهنم، زيارتش همتاى زيارت خانه كعبه، بلكه برتر از آن و تربت پاكش داراى اسرار اعجازآميز است.

توجه به نكات پيش‏گفته كه مفاد روايات فراوان است، مى‏رساند كه بررسى ابعاد و آثار اين حادثه از توان انديشه ودانش بشرى بيرون است؛ به ويژه جنبه‏هاى اخروى و ملكوتى آن. با اين‏حال، برخى آثار اجتماعى و سياسى‏اشدست‏يافتنى و درخور بررسى است. همان‏گونه كه اصل حماسه عاشورا براى احياى دين اسلام بود و در اين زمينه نقشبى‏مانندى ايفا كرد، بزرگداشت آن نيز، همين كاركرد را به صورت برجسته دارد؛ در عين حال، شيوه اثرگذارى هر كداممتفاوت است. پژوهش حاضر، در نظر دارد موضوع دوم، يعنى نقش عزادارى حسينى را در زنده نگهداشتن دين بررسىكند.

بررسى اين موضوع از دو جهت مفيد و مهم است: از يك‏سو پاسخى است به چرايى عزادارى‏ها براى معترضانخودى و بيگانه؛ زيرا اهميت و حكمت عزادارى‏ها را آشكار مى‏سازد. از سوى ديگر، متوليان عزادارى و مبلغان را بيش ازپيش‏متوجه‏اهميت،ظرفيت‏وكاركردهاى موجود در عزادارى مى‏نمايد، تابتوانندبيشترين بهره را از آن ببرند.

اهميت عاشوراى حسينى‏موجب‏گرديد توجه بسيارى از مورخان و نويسندگان به سوى آن جلب گردد. به هميندليل، تا به حال آثار تاريخى و تحليلى فراوانى درباره آن نگارش يافته است. بخش قابل توجهى از اين آثار ـ به ويژه دردهه‏هاى اخير ـ ناظر به فوايد، كاركردها و فلسفه عزادارى‏هاست.

پژوهش حاضر، ضمن استفاده گسترده از اين آثار1 مى‏كوشد كاركردهاى عزادارى را به صورت جامع‏تر و در يكساختار منسجم تبيين نمايد و مهم‏تر اينكه مى‏خواهد سازوكار تأثيرگذارى اين كاركردها را در زنده نگهداشتن دين آشكارسازد.

زمينه نظرى پژوهش

زمينه نظرى اين بحث، ديدگاه جامعه‏شناختى كاركردگرايى است. كاركردگرايان معتقدند جامعه نظام پيچيده‏اى است كهبخش‏هاى گوناگون آن همراه باهم در جهت ايجاد ثبات و انسجام عمل مى‏كنند. طبق اين رهيافت، جامعه‏شناسى بايدرابطه بخش‏هاى گوناگون جامعه را با يكديگر و با كل جامعه بررسى كند؛ زيرا تمام بخش‏هاى جامعه در ارتباط نزديك بايكديگر رشد و توسعه مى‏يابند. مطالعه كاركرد يك نهاد يا عمل اجتماعى به معناى تحليل نقش آن در تداوم آن جامعهاست. مطالعه كاركرد قلب، به عنوان جزئى از بدن، به اين معناست كه نشان دهيم قلب چگونه با ساير اندام‏هاى بدنارتباط مى‏يابد و چه نقشى را در تداوم زندگى موجود زنده ايفا مى‏كند.2

كاركرد، به دو دسته پنهان و آشكار تقسيم مى‏شود. كاركردهاى آشكار آنهايى است كه با قصد قبلى صورت مى‏گيرد؛در حالى كه كاركردهاى پنهان بدون قصد پيشين به وجود مى‏آيد. كاركرد پنهان، با مفهوم پيامدهاى پيش‏بينى نشده كنشارتباط دارد. كنش‏ها، هم پيامدهاى نيت‏مند دارند و هم پيامدهاى غيرنيت‏مند. هركسى به پيامدهاى نيت‏مند كنش خودآگاهى دارد؛ اما براى كشف پيامدهاى غيرنيت‏مند، به تحليل جامعه‏شناختى نياز است. در واقع، برخى همين كار را جوهرراستين جامعه‏شناسى مى‏داند.

البته همه ساختارها، رسوم، افكار، باورداشت‏ها و همانند آن، كاركرد مثبت ندارد. براى نمونه، ملى‏گرايى افراطى درجهان كه روزبه‏روز سلاح‏هاى‏اتمى‏اش افزايش مى‏يابد، مى‏تواند كاركرد بسيارمنفى داشته باشد. همچنين يك واقعيتاجتماعى مى‏تواند از جهتى يا براى واقعيت اجتماعى ديگر، پيامدمنفى‏داشته‏باشدكه از آن به كژكاركردى تعبير مى‏گردد.براى مثال، برده‏دارى در ايالات متحده براى جنوبى‏هاى سفيدپوست، كاركردهاى مثبتى چون نيروى كار ارزان، كمك بهاقتصاد پنبه‏كارى و منزلت اجتماعى داشت. در عين حال، كژكاركردى پنهان چون وابسته ساختن شديد جنوبى‏ها بهاقتصاد كشاورزى و در نتيجه،آماده‏نبودن‏براى‏صنعتى‏شدن‏رانيزبه‏همراه داشت.3

بى‏گمان‏عزادارى‏هاى‏موجودكاستى‏هاوكژكاركردى‏هاى بسيار دارد كه بايد اصلاح شود؛ كانون توجه اين پژوهش،ظرفيت‏هاى بالفعل و بالقوه عزادارى و كاركردهايى است كه عزادارى‏ها با وجود همه آسيب‏ها و كاستى‏ها، بازهم كم يابيش آن را در خود دارد. همچنين كاركردهاى پنهان عزادارى، بيشتر موردنظر است. اين كاركردها به صورت كلى، در سهدسته تقسيم مى‏گردد: نيرومند ساختن جامعه دينى، نشر آموزه‏هاى دين و احياى ارزش‏هاى دينى. پيش از ورود به اصلبحث، دو مطلب را با استفاده از آيات و روايات درباره عزادارى مطرح مى‏كنيم: يكى تعظيم شعائر دين و ديگرى احياىامر اهل‏بيت عليهم‏السلام.

جايگاه عزادارى در آيات و روايات

1. بزرگداشت شعائر دين

در آيه 32 از سوره مباركه «حج» بزرگداشت شعائر دين نشانه تقواى دل به شمار آمده است: «ذَلِكَ وَمَن يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِفَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ»؛ اين است فرائض الهى و هركس شعائر الهى را تعظيم كند، از تقواى دل‏هاست. در اينجا چندنكته نيازمند تبيين است:

1. شعائر جمع شعيره است، به معناى علامت. منظور از شعائر اللّه، نشانه‏هايى است كه خداوند براى اطاعتش نصبكرده است. قرآن كريم در آيات ديگر (بقره: 158 و حج: 36) دو مورد از مراسم حج را جزء شعائر خداوند شمرده: يكى«صفا و مروه» و ديگرى «شتران قربانى». ولى شعائر الهى در اين دو خلاصه نمى‏گردد؛ تمام عبادت‏هاى دسته‏جمعى ازشعائر خداوند است؛ همانند نماز جمعه و جماعت و مراسم‏هاى مذهبى كه انسان را به ياد خدا مى‏اندازد و به سوى اورهنمونى مى‏كند.

2. حقيقت تقوا يك امر معنوى و قلبى است كه از آثار و نشانه‏هايش به وجود آن پى برده مى‏شود. در ظاهر، ميان گناهو ثواب در بسيارى از كارها چندان تفاوتى نيست؛ براى مثال، نماز خالصانه با نماز رياكارانه در ظاهر يكى است و آنچهيكى را ارزشمند و ديگرى را ضد ارزش مى‏كند، همان روح و باطن كار است.

3. تقوا يك واقعيت درونى و معنوى است؛ ولى بايد آثار بيرونى آن آشكار گردد. بنابراين، هركس به شعائر الهىبى‏اعتنا باشد، در حقيقت، تقواى قلبى او كم است.

4. اگر منظور از شعائر قربانى باشد، بزرگداشت آن به اين است كه قربانى فربه، خوب و گران‏بها انتخاب گردد و اگرمنظور از شعائر را مطلق نشانه‏هاى خدا و برنامه‏هاى دين بدانيم و قربانى و صفا و مروه را برخى از مصاديق آن، در اينصورت، تعظيم آن نيز به تناسب خود آن خواهد بود.4 با توجه به مفهوم شعائر اللّه (طبق نظر بسيارى از مفسّران) وجايگاه عزادارى در ميان شيعيان، اين مراسم نيز از شعائر الهى و دينى به شمار مى‏آيد و بزرگداشت آن نيز شركت درمجالس عزادارى، برگزارى باشكوه و رعايت آداب آن است.

2. احياى امر اهل‏بيت عليهم‏السلام

در روايات فراوان آمده كه گردهم‏آيى مؤمنان و تشكيل جلسه آنان، موجب احياى امر اهل‏بيت عليهم‏السلام مى‏گردد. براى نمونه،از امام صادق عليه‏السلام نقل شده است كه به فضيل فرمود: «آيا با هم مى‏نشينيد و حديث مى‏گوييد؟ او در پاسخ گفت: بلى. امامفرمود: همانا من اين مجالس را دوست دارم، پس امر ما را احيا كنيد. خدا رحمت كند كسى را كه امر ما را احيا كند. يافضيل، كسى كه ما را ياد كند، يا در نزد او ما ياد شويم و از دو چشم او به اندازه بال مگسى اشك بيرون آيد، خداوندگناهانش را مى‏آمرزد، هرچند بيشتر از كف آب دريا باشد.»5 از امام باقر عليه‏السلام نيز روايت شده: «گرد هم آييد و ما را يادكنيد، فرشتگان اطراف شما جمع مى‏گردند. خدا رحمت كند كسى را كه امر ما را احيا كند.»6

چنان‏كه احاديث پيش‏گفته اشاره دارد، هرگونه گردهم‏آيى، احياى امر اهل‏بيت عليهم‏السلام به شمار نمى‏آيد؛ آن مجلس وگردهم‏آيى فضيلت دارد و سبب احياى امر مى‏شود كه در آن خداوند سبحان، پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و اهل‏بيت گرامى‏اش ياد گردد ومعارف آنان براى مردم بازگو شود. از امام رضا عليه‏السلام روايت شده است: «خدا رحمت كند بنده‏اى را كه امر ما را زنده كند.راوى گفت: امر شما چگونه زنده مى‏شود؟ فرمود: اينكه علوم ما را بياموزد و به ديگران آموزش بدهد؛ زيرا مردم اگرزيبايى‏هاى سخنان ما را بدانند، از ما پيروى مى‏كنند.»7

جلوه‏هاى تأثير عزادارى در احياى دين

الف. نيرومند و پويا ساختن جامعه دينى

مجالس حسينى به شيوه‏هاى گوناگون جامعه دينى عزادار را نيرومند و پويا مى‏سازد. نيرومندى جامعه دينى وشكوفايى آن به معناى تقويت دين و موجب آن است. ژوزف، خاورشناس فرانسوى در كتاب اسلام و مسلمانان زيرعنوان شيعه و پيشرفت‏هاى خيره‏كننده مى‏نويسد:

آمارى كه اخيرا [در زمان حيات مؤلف] دولت فرانسه ارائه داد، نشان مى‏دهد يك ششم مسلمانان جهان راشيعيانتشكيل مى‏دهند... مى‏توان گفت: مذهب شيعه پس از يك يا دو قرن ديگر، بر ساير فرقه‏هاى اسلامى پيشى خواهدگرفت. بزرگ‏ترين علتى كه در اين پيشرفت مؤثر است، به پا كردن عزادارى حسين است كه ديگران را به سوىمذهب شيعه دعوت مى‏كند. امروز همه شيعيان عزاى حسين را به پا مى‏كنند... اگر مى‏بينيم در هند شيعيان بسيارىوجود دارد، بر اثر اقامه ماتم و عزادارى است.

[8]

اما عزادارى، چگونه و با چه شيوه‏هايى جامعه دينى را نيرومند مى‏سازد؟ امام خمينى قدس‏سره مى‏نويسد:

بسيارى از احكام عبادى اسلام منشأ خدمات اجتماعى و سياسى است. عبادت‏هاى اسلامى اصولاً توأم با سياست وتدبير جامعه است. مثلاً نماز جماعت و اجتماع حج و جمعه در عين معنويت و آثار اخلاقى و اعتقادى، حايز آثارسياسى است. اسلام اين‏گونه اجتماعات را فراهم كرده تا از آنها استفاده دينى بشود؛ عواطف برادرى و همكارىافراد تقويت شود؛ رشد فكرى بيشترى پيدا كنند؛ براى مشكلات سياسى و اجتماعى خود راه‏حل‏هايى بيابند و بهدنبال آن به جهاد و كوشش دسته جمعى بپردازند.

[9]

1. ايجاد همبستگى اجتماعى: در نگاه جامعه‏شناسان، همبستگى به وضعيتى اشاره دارد كه در آن، افراد به واسطه تعهداتفرهنگى و اجتماعى به يكديگر وابسته‏اند.10 در همه جوامع ماقبل صنعتى، مذهب كاركرد انسجام را به عهده داشت،اما مرورى بر تاريخ نشان مى‏دهد كه كاركرد آن در جوامع گوناگون يكسان نبوده، بلكه شدت و ضعف‏هاى بسيارى داشتهاست. ضعف يا قدرت اين كاركرد، به عناصر وحدت‏زا در درون مذهب بستگى دارد. مثلاً در جهان مسيحيت، مراسمنيايش مذهبى، فقط هفته‏اى يك‏بار در كليساها برگزار مى‏شود؛ اما ميان مسلمانان به صورت نماز جماعت يوميه،نمازجمعه و اجتماع‏هاى گوناگونى ديگر ـ كه باشكوه‏ترين آن حج و كوچك‏ترين آن مراسم ختم، هفتم، چهلم و سالبراى درگذشتگان است ـ برگزار مى‏گردد. در جامعه شيعى، علاوه بر عناصر مذكور كه ميان همه مسلمانان مشترك است،برنامه عزادارى عاشورا در هر سال وجود دارد كه از برد و تأثير وسيعى در كاركرد مذهب برخوردار است. مراسم عاشوراميان شيعيان، نه تنها عامل همبستگى، بلكه عامل شدت آن و همچنين به نمايش در آوردن آن است.11

امام خمينى قدس‏سره مى‏فرمايند:

شما انگيزه اين گريه و اين اجتماع در مجالس روضه را خيال نكنيد كه فقط اين است كه ما گريه كنيم براىسيدالشهدا؛ نه سيدالشهدا احتياج به اين گريه‏ها دارد و نه اين گريه خودش فى‏نفسه يك كارى از آن مى‏آيد؛ لكن اينمجلس‏ها مردم را همچو مجتمع مى‏كنند و يك وجهه مى‏دهند، سى مليون، سى و پنج مليون جمعيت در دو ماهمحرم و خصوصا دهه عاشورا يك وجهه، طرف يك راه مى‏روند... . مسئله، مسئله گريه نيست؛ مسئله، مسئله تباكىنيست؛ مسئله، مسئله سياسى است كه ائمّه ما با همان ديد الهى كه داشتند، مى‏خواستند كه اين ملت‏ها را با هم بسيجكنند و يكپارچه كنند، از راه‏هاى مختلف؛ اينها را يكپارچه كنند تا آسيب‏پذير نباشند.

[12]

تمام اين وحدت كلمه‏اى كه مبدأ پيروزى ما شد، براى خاطر اين مجالس عزا و اين مجالس سوگوارى و اين مجالستبليغ و ترويج اسلام شد. سيد مظلومان يك وسيله‏اى فراهم كرد براى ملت كه بدون اينكه زحمت باشد براى ملت،مردم مجتمع‏اند.

[13]

اعمال زور و فشار، پرورش حس مليت، باورها و ارزش‏هاى مشترك و آگاهى بخشيدن به آنها، از مهم‏ترين عواملهمبستگى در يك جامعه به شمار مى‏آيد. مجالس عزادارى سيد شهيدان، از دو راه اين كاركرد مهم را انجام مى‏دهد:

يك. از طريق آگاهى‏بخشى و تقويت ارزش‏هاى مشترك و وحدت‏زايى كه جزء آموزه‏هاى اسلام و پيام‏هاىعاشوراست. اسلام با طرح ارزش‏هاى متعالى، افراد و انسان‏هاى كمال‏جو و سعادت‏طلب را در كنار هم قرار مى‏دهد. يكىاز آن ارزش‏ها برادر دانستن مؤمنان است («إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ») كه خود، عامل بالاترين و پايدارترين انسجام به شمارمى‏آيد.

دو. با از ميان برداشتن فاصله‏ها يا كاهش آن؛ زيرا در عزاى حسينى، افراد از طبقات گوناگون اجتماعى از كارگر،كاسب، استاد دانشگاه، غنى و فقير، شهرى و روستايى، دولتمردان و شهروندان و... بدون صف‏بندى جداگانه و باوضعيتى همانند، در آن حضور مى‏يابند، در كنار همديگر قرار مى‏گيرند، با هم مرتبط مى‏شوند و احساس مشتركىدارند.14

اين همبستگى، دينى و مذهبى است؛ زيرا افراد مؤمن بر محور امامت، شهادت و دين گرد هم مى‏آيند، دسته‏ها وگروه‏هايى را شكل مى‏دهند. تشكيل هيئت‏ها و دسته‏هاى عزادارى، موجب ارتباط افراد با يكديگر، نزديكى و دوستىميان آنان مى‏شود. در اين دسته‏ها، شور و شوق مذهبى وصف‏ناشدنى در عزاداران، به ويژه در جوانان، نوجوانان وكودكان پديد مى‏آيد. اين هيئت‏ها و دسته‏ها، نقشى همانند احزاب در جامعه‏هاى مدنى ايفا مى‏كند؛ بلكه از برخىجهات، بهتر و بالاتر از آنهاست؛ زيرا همبستگى احزاب عمدتا بر اساس منافع سياسى و مادى پديد مى‏آيد، ولى درهيئت‏هاى عزادارى بر محور دين و ارزش‏هاى والاى آن.15

2. رزمايش معنوى ـ سياسى: يكى از آثار مهم مراسم عزادارى براى سالار شهيدان، نمايش قدرت معنوى و سياسى جامعهپيرو اهل‏بيت عليهم‏السلام است. عزاداران با گردهم‏آيى، وفادارى‏شان را به امام و همبستگى جامعه خود را بر محوراهل‏بيت عليهم‏السلام، براى همه به نمايش مى‏گذارند. بديهى است كه اين موضوع براى تقويت خودباورى، انسجام درونى،حفظ امنيت، شيوه برخورد ديگران با آنان تأثير قابل توجه دارد.16

هنگامى كه مردم در شبانه‏روز، در ساعت‏هاى معين در تكيه‏ها و مساجد گردهم مى‏آيند و به تمام تعلقات مادى وسياسى خود پشت مى‏كنند، پيامش همسويى، همدلى و هم‏انديشى سياسى شيعيان است؛ براى هدف واحد با شيوهواحد. اين رزمايش، در روزهاى نهم و دهم محرم به اوج خود مى‏رسد و شعور همبستگى سياسى و فرهنگى جامعهشيعه را به نمايش مى‏گذارد؛ كارى كه ديگران از انجام دادن آن با مصرف ميلياردها دلار ناتوان‏اند.

3. تقويت ارتباطات دينى: مراسم عزادارى موجب تقويت روحيه دينى در جامعه و سبب ارتباط افراد با مراكز مذهبى وعالمان دينى مى‏گردد. در ايام عزادارى، حضور روحانيان و مبلغان ـ كه نماد دين و دين‏دارى‏اند ـ در شهر و روستا پررنگمى‏شود و پس از دوره كاهش نسبى ارتباط ميان مردم و روحانيت، دوباره آنها در ارتباط بيشتر و چهره به چهره با هم قرارمى‏گيرند. در غير اين‏گونه زمان‏ها، نه بيشتر عالمان دينى در دسترس‏اند و نه مردم چندان فرصت و حال هم‏نشينى با آنانرا دارند. در اين فرصت و ارتباط‏ها، گرد و غبارى كه به جهت اشتغال به كارهاى مادى روزمره بر آيينه جان نشسته، تااندازه‏اى زدوده مى‏شود. شركت در مراسم‏هاى سوگوارى، به تزكيه معنوى و رشد بعد الهى و انسانى افراد مى‏انجامد؛ چهبسا افراد فاسد و گنهكار با شركت در آن، دچار تحول معنوى مى‏شوند و از كارهاى ناپسند دست برمى‏دارند. شركت درمجالس عزادارى حقيقت، عهد و پيمان افراد است با سالار شهيدان و آرمان‏هاى بلند او كه آنان در هر محرم و صفر آن راتجديد مى‏كنند.17

4. الگودهى: پس از پيشوايان علمى و فكرى، الگوهاى عملى براى رشد و بالندگى فرد و جامعه بسيار مهم‏اند و در شرايطگوناگون زندگى، خط مشى را تعيين مى‏كنند. از آثار مهم عزادارى حسينى، معرفى الگوهاى صحيح و گروه‏هاى مرجعمثبت براى جامعه است. واقعه عاشورا كه در آن يك گروه كوچك، اما باايمان بزرگ در برابر حاكميت باطل و ظالم تا مرزشهادت فداكارى كردند، الگويى برجسته براى مبارزه با ظلم، باطل و انحراف است و بزرگداشت آن نيز، ويژگى الگوبودن آن را در ذهن‏ها تثبيت و پايدار مى‏سازد.18

حادثه عاشورا از لحاظ الگو قرار گرفتن بسيار غنى است. گذشته از خود امام حسين عليه‏السلام كه امام معصوم و سالارشهيدان است، در آن زنان، مردان، خردسالان و بزرگ‏سالانى حضور و نقش داشتند كه هريك تنديسى از انسانيت، تقوا،فداكارى و ديگر ارزش‏هاى عالى انسانى‏اند. نوحه‏ها و مراثى اگر بتواند اهداف، ويژگى‏ها، و فداكارى‏هاى آنان را به خوبىترسيم كند، بيشترين تأثير را در محبوبيت و الگو شدن آنها دارد.

5. برانگيختن عواطف دينى: عاطفه از مهم‏ترين عناصر شخصيت آدمى به شمار مى‏آيد؛ زيرا عواطف چاشنى زندگى،نيروى محرك فعاليت‏ها و عامل جنب‏وجوش‏ها و خروش‏ها در انسان است. اگر فرمان عاطفه و عشق نبود، كمتر مادرىشب را تا سحر در كنار گهواره فرزند بيمارش بيدار مى‏نشست. اگر عشق به ميهن و ملت نبود، كمتر قهرمانى براىسرافرازى و نجات ملت خويش به فداكارى و جانبازى مى‏پرداخت. عواطف گرايش‏هاى انسان را تعيين مى‏كند و بهزندگى او شادابى و پويايى مى‏بخشد. اگر احساسات و عواطف به سوى ارزش‏ها و اهداف مقدس جهت داده شوند،گامى بزرگ براى تكامل جامعه برداشته شده است. عقلانيت در زندگى ـ كه بسيار مهم است ـ به تنهايى و بدون عاطفه،فرد و جامعه را گرفتار جمود و افسردگى مى‏كند و از پويايى و نشاط بازمى‏دارد؛ همان‏گونه كه احساسات بدون عقل ومنطق، انسان را دچار تعصب، خودسرى، حركت‏هاى كوركورانه و بى‏هدف و كارهاى بى‏محتوا و بى‏خاصيت مى‏نمايد.

مجالس عزاى امام حسين عليه‏السلام در برآوردن هر دو نياز در جامعه دينى، نقش برجسته دارد. عزاى حسينى داراى دو بعداست: يكى عاطفى و ديگرى عقلانى. آنچه موجب پايدارى و دوام نهضت عاشورا در ميان توده‏ها مى‏گردد و ياد وخاطره آن حادثه جان‏گداز را در دل‏ها زنده نگه مى‏دارد، بعد عاطفى آن است كه روضه‏خوانى‏ها، مداحى‏ها و سينه‏زنى‏هابا گرياندن مردم، بيشتر اين نقش را دارند. آنچه هويت نهضت را تشكيل مى‏دهد و روح و حقيقت قيام حسينى به شمارمى‏آيد، حفظ دين، عدالت، آزادگى، و مبارزه با ستم و آشتى‏ناپذيرى با ظلم و باطل است كه بُعد عقلى عزادارىحسينى‏به‏شمارمى‏آيد و معمولاً باسخنرانى‏هاوتحليل‏هاتبيين مى‏شود. هر دو بعد، كامل‏كننده يكديگر و تأمين‏كنندهنيازهاى جامعه است؛ هيچ‏يك‏بدون‏ديگرى‏جامعه‏رابه مقصدوتكامل‏نمى‏رساند.

از جمله عواملى كه به ايجاد احساسات مذهبى و پايدارى آن يارى مى‏رساند، تكرار و تلقين است. در عزادارىحسينى، برگزارى مراسم‏هاى گوناگون و شنيدن مكرر حوادث غم‏انگيز كربلا و فداكارى‏هاى سيد شهيدان و يارانش، بهخوبى مى‏تواند احساسات مقدس و نيك را در انسان ايجاد كند و زمينه‏ساز فعاليت‏هاى كردار خوب و ارزشمند گردد. ازنكات شايان توجه در عواطف و احساسات اين است كه اگر كسى به چيزى دلباخته شد يا از آن نفرت پيدا كرد، ايناحساس به چيزهايى كه وابسته به آن است نيز سرايت مى‏كند؛ از اين‏رو، كسى كه قهرمانى را دوست مى‏دارد، به تماممتعلقات او نيز علاقه‏مند مى‏شود. بنابراين، عشق به حسين، عشق به اهداف و ارزش‏هاى او نيز است. در اين ميان نقشگريه كه پيشوايان معصوم به آن بسيار سفارش كرده‏اند، در تحريك عواطف و احساسات برجسته است. گريه در عينحالى كه روح فرد را لطيف و براى انجام دادن بسيارى از كارهاى نيك آماده مى‏سازد، هميشه شعله نهضت حسينى را دردل‏ها فروزان‏تر مى‏نمايد. حافظ مى‏گويد:

دل سنگين تو را اشك مى‏آورد به راه

سنگ را سيل تواند به لب دريا برد

6. ايجاد معنويت در جامعه: يكى از مهم‏ترين آثار برگزارى مجالس عزادارى اين است كه دست‏كم در زمان كوتاهى، جامعهرا از زندگى روزمره و مشكلات و عادات آن رهايى بخشيده، در آن، فضاى معنوى و حسينى ايجاد مى‏كند. در دههنخست ماه محرم، محيط زندگى جامعه شيعى، رنگ و بوى حسينى به خود مى‏گيرد؛ از در و ديوار منازل، كوچه‏ها،خيابان‏ها و ادارات گرفته تا ضبط تاكسى و فرستنده‏هاى راديو و تلويزيون. عظمت عاشوراى حسينى، حتى برخىدولت‏هاى غيرشيعى و لائيك را نيز ملزم مى‏سازد تا برنامه‏هاى ناسازگار با معنويت و دين را در آن زمان تعطيل وبرنامه‏هاى متناسب با عزاى حسينى پخش كنند. نوحه‏ها و مرثيه‏ها تا حد زيادى ادبيات جامعه را عاشورايى مى‏سازد وبر گفتار و زمزمه‏هاى افراد به ويژه جوانان تأثير جدى مى‏گذارد. در اين فضاى معنوى و حسينى، نور ايمان و عشقحسينى بر قلب‏ها بيشتر مى‏تابد و افراد بيشترى با معارف اهل‏بيت آشنا مى‏شوند و در نتيجه، در دين‏دارى خود پايدارتر.همچنين اين فضا موجب مى‏گردد افراد بسيارى حسينى شوند و دست از انحرافات عملى و عقيدتى خود بردارند. بههمين خاطر، ارتكاب جرايم و انحرافات در جامعه كاهش مى‏يابد؛ چنان‏كه آمارها نيز مؤيد اين مطلب است.19

7. تقويت و گسترش ادبيات و هنرهاى مذهبى: پس از آنكه عزادارى امام حسين عليه‏السلام در ميان شيعيان نهادينه شد، هزارانمحقق، اديب، شاعر، و مورّخ به ثبت و بيان مصائب كربلا پرداختند و هريك آثار بديع و ارزنده‏اى در اين زمينه پديدآوردند. تعهد شيعه به مراسم عزادارى سيدالشهدا الهام‏بخش هنرهاى مذهبى در جامعه آنان گرديد و خلاقيت‏ها در اينزمينه شكوفا شد. نمايشنامه‏ها، تصويرها و نقاشى‏ها در كتاب‏ها و پرده‏ها و درو ديوار به صورت زيبا پديد آمد. عاشورابدين صورت، در غنى ساختن فرهنگ جامعه و شكوفاسازى استعدادها، نقش مؤثرى ايفا مى‏نمايد.20

8. شكل‏گيرى مراكز دينى ـ فرهنگى: وجود مراكز دينى ـ فرهنگى براى بقا و پويايى جامعه دينى، ضرورت انكارناپذير دارد.پس از آنكه برپايى عزاى حسينى در ميان شيعيان، از شعائر مذهب به شمار آمد و عموم شيعيان به آن رو آوردند، مراكز ومكان‏هايى براى اين كار اختصاص يافت، تا شيفتگان سيد شهيدان عليه‏السلام بتوانند در آن گرد هم آيند و در عزاى پيشوايشانحلقه ماتم زنند.

حسينيه‏ها در ابتدا، تنها به اقامه عزا و ذكر مصائب امام حسين عليه‏السلام اختصاص داشت؛ پس از مدتى، در ضمن حفظكاركرد اصلى خود، كم يا بيش نقش يك مركز فرهنگى را نيز به عهده گرفت. در حال حاضر، حسينيه‏ها افزون بر اينكهمكان برگزارى عزادارى‏ها، جشن‏ها و ديگر جلسات است، در برخى موارد، محل تأسيس صندوق قرض‏الحسنه و ديگرفعاليت‏هاى فرهنگى نيز شده است. بنابراين، مى‏توان گفت حسينيه‏ها پس از مساجد، يكى از مهم‏ترين و گسترده‏ترينمراكز دينى ـ فرهنگى ميان جوامع شيعى به شمار مى‏آيد. شيعيان در برخى موارد، بخشى از يك ساختمان را مسجد قرارمى‏دهند و بخشى ديگر را حسينيه. هدف از اين كار، به دست آوردن ثواب بيشتر از عبادت‏ها، حفظ احترام و قداستمسجد از آلودگى‏ها و برخى محذورات ديگر است. در حسينيه‏ها، محدوديت‏هاى مسجد وجود ندارد و افراد با آزادىبيشتر مى‏توانند در آن عمل كنند؛ براى مثال، حضور اطفال، افراد حايض و جنب در آن بدون اشكال است.21

9. مشاركت اجتماعى در كارهاى نيك و رفع مشكلات: در مراسم‏هاى عزادارى، معمولاً افراد نيكوكار به اطعام عزادارانمى‏پردازند كه حتما نيازمندان نيز از آن بهره مى‏برند. در برخى جوامع شيعى ـ همانند افغانستان ـ تمام افراد جامعه بهنوبت در اطعام عزاداران سهم مى‏گيرند، سفره امام حسين عليه‏السلام را در تمام دهه نخست محرم مى‏گسترانند و از عزاداران بادادن نذر پذيرايى مى‏كنند. همچنين در اين مراسم‏ها، زمينه آگاهى از مشكلات جامعه و نيازمندان فراهم مى‏آيد و در رفعآن نيز اقداماتى صورت مى‏گيرد؛ از جمله براى نيازمندان، ساختن مسجد و حسينيه يا تعمير آنها و خريدن وسايل لازمپول جمع‏آورى مى‏گردد. در حقيقت، اين‏گونه مراسم‏ها، نمودى از مشاركت اجتماعى مردم براى رفع مشكلات اقتصادىو اجتماعى و زمينه‏اى براى اطلاع آنان از اوضاع وشناخت‏بهتريكديگروتأليف‏وتقريب‏دل‏هابه‏هم‏است.22

ب. بيان آموزه‏هاى مذهبى و استمرار فرهنگ دينى

يكى از خطرهايى كه جوامع را تهديد مى‏كند، انقطاع فرهنگى و تاريخى آن جامعه نسبت به پيشينه خود كه به سلبهويت مى‏انجامد. در عصر حاضر، با گسترش روزافزون فرهنگ غربى در جوامع ما نيز، اين پديده خطرناك به چشممى‏خورد. نسل جديد ما غالبا از تاريخ و فرهنگ گذشته خود از آگاهى اندك برخوردارند. اين پديده شايع كه خود عاملاحساس بى‏ريشگى و بى‏هويتى در نسل جوان و تضعيف خودباورى و همچنين ريشه بخشى از ناهنجارى‏هاست، زمينهمساعدى مى‏گردد براى جذب شدن به جريان‏هاى ناسالم و اثرگذارى عوامل مخرب بر آنان.

يكى از راه‏هاى مهم مقابله با انقطاع فرهنگى، انتقال ميراث فرهنگى گذشتگان از طريق آثار نوشتارى و ديدارى بهنسل جديد و گسترش آگاهى و رشد فكرى دادن جامعه است. در جوامع شيعى، يكى از عوامل مهمى كه در رشد آگاهى وفكرى جامعه نقش برجسته دارد و آن را با گذشته و تاريخ طولانى‏اش پيوند مى‏دهد، احساسات كنونى را با وقايعى كهقرن‏ها پيش روى داده گره مى‏زند و كاركرد مهم و پنهانش جلوگيرى از انقطاع و فراموشىگذشته‏تاريخى‏است،عاشوراوبزرگداشت‏هرساله‏آن‏است.23

نقش مجالس حسينى در بالا بردن سطح فكرى جامعه شيعه در ابعاد گوناگون اجتماعى، فرهنگى، سياسى و اخلاقىو رفع شبهات مربوط به دين و فرهنگ بر كسى پوشيده نيست. به جرأت مى‏توان گفت مجالس عزاى حسينى يكدانشگاه است براى عموم افراد جامعه. پيروان حسين عليه‏السلام در حسينيه‏ها، با آموزه‏هاى دين آشنا مى‏شوند و دانش و بينشدينى‏شان افزايش مى‏يابد. عزادارى تجلى بيعت عاشقانه با انديشه و راه حسين عليه‏السلام است. اصلاً غير از بيان ديگر معارفدينى، تنها بازگويى تاريخ عاشورا، خود بيان معارف دين است.

اگر اموال و پول‏هاى هنگفت به ترويج تعليمات اخلاقى و اجتماعى اختصاص يابد و مراكزى براى اين كار در طولسال فعاليت كند، به اندازه مجالس عزادارى حسينى از ثبات و كاركرد برخوردار نيست و با استقبال گسترده روبه‏رونمى‏شود. امام حسين عليه‏السلام با سرمايه اخلاص و فداكارى، مدرسه‏اى بنيان نهاد كه حدود چهارده قرن فعال و رو به گسترشاست. اعتراف ناپلئون در اين‏باره جالب است:

ما اگر يك امر اجتماعى يا سياسى داشته باشيم، بايد ده‏ها هزار كارت چاپ كنيم و با زحمات زيادى آنها را بهديگران برسانيم. تازه، از آن تعداد حدود هزار نفرشان حاضر مى‏شوند؛ ليكن مسلمانان و شيعيان با نصب يك پرچمسياه بر سردر خانه‏اى، اعلام مى‏كنند مى‏خواهيم براى حسين عزيزمان عزادارى كنيم، ده‏ها هزار نفرشان در ظرف دوساعت در مجلس جمع مى‏شوند.

[24]

ج. احياى ارزش‏هاى دينى

در مجالس عزاى حسينى، ارزش‏ها و پيام‏هاى عاشورا كه همان ارزش‏ها و پيام‏هاى دين است، احيا و ترويج مى‏گردد. درعاشوراى حسينى، مبلغان و مداحان بى‏شمارى در سراسر جوامع شيعى، بسيج مى‏شوند تا معارف دين و پيام عاشورا رابه مردم بازگويند. در ايام عزادارى، اين پيام‏ها مكرر و به شيوه‏هاى گوناگون براى عزاداران القا مى‏گردد كه در نهادينه شدنآن در ذهن‏ها و دل‏ها بسيار مؤثر است. اهميت امر به معروف و نهى از منكر، آزادمردى، عزت نفس، شجاعت،موج‏شكنى، غيرت دينى، ترجيح دين و عقيده بر خود، وفادارى بى‏مانند به پيشوا، نظم و انضباط، رعايت اصول انسانىحتى در حق دشمن، عشق به نماز، دعا و مناجات، و توبه، دسته‏اى از ارزش‏هاى دينى است كه در تابلوى عاشورا بهبهترين شكل نقش بسته است. بررسى همه ارزش‏ها و پيام‏هاى عاشورا پژوهش بسيار گسترده‏اى مى‏طلبد. در اين نوشتار،چند تا از آنها بررسى مى‏شود كه در نظر نگارنده مهم‏تر و در احياى دين مؤثرتر و دربرگيرنده بسيارى از ارزش‏هاى ديگراست و در عين حال برجستگى بيشترى نيز در عزادارى‏ها دارد.25

1. تولى و تبرى: تولى و تبرى (جاذبه و دافعه براساس ملاك‏هاى دينى) دو مفهوم و ارزش اساسى در دين اسلام و دوعامل نيرومند براى بقاى دين و جلوگيرى از بسيارى انحرافات علمى و عملى است. عزادارى‏ها به بهترين وجه، نمادتولى و تبرى و آكنده از عشق به اهل‏بيت و آرمان‏هاى آنان و اعلام برائت از دشمنانشان است. «زيارت عاشورا» كه وردزبان عزاداران حسينى است، در حقيقت، متن مكتوب برائت‏نامه و ولايت‏نامه براى عزاداران به شمار مى‏آيد. در زيارتعاشورا جملاتى همانند «انى سلم لمن سالمكم و حرب لمن حاربكم و ولى لمن والاكم و عدو لمن عاداكم» بهشكل‏هاى گوناگون، بارها تكرار شده است. به علاوه در آن، از پيشوايان گمراهى، نفاق و ستم به صورت خاص، اعلامبيزارى و نسبت به اهل‏بيت رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آلهاعلام وفادارى مى‏گردد.

برپايى مراسم عزادارى حسينى، بر اساس حديث «هل الدين الا الحب و البغض» و ترويج محبت اهل‏بيت عليهم‏السلاماست. گريه در آن، اكسيرى است كه دل‏ها را بيش از پيش حسينى مى‏سازد. گريه عاشورا همان‏گونه كه بذر عشقحسين عليه‏السلام و ياران او را در دل‏ها مى‏كارد، احساسات را در برابر يزيد و افرادى همانند او نيز مى‏شوراند.26

2. روحيه جهاد و شهادت‏طلبى: جهاد در راه خدا يكى از دستورهاى مورد تأكيد اسلام است، تا جايى كه انديشه و روحيه آننيز براى يك مسلمان راستين ضرورى و شرط ايمان به شمار آمده. از رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله نقل گرديده است: «هركس بميرد،در حالى كه جهاد نكرده و در دل نيز قصد آن را نداشته باشد، با شعبه‏اى از نفاق مرده است.»27

جهاد، مهم‏ترين راهكار دفاعى اسلام و جامعه اسلامى در برابر خطرها و تهديدهاست. با جهاد و شهادت‏طلبى استكه دين، عزت، قدرت و احترام در جامعه پايدار مى‏ماند. باز هم از رسول خدا نقل گرديده است: «خداوند امت مرا بهوسيله سُم اسب‏ها و فرودگاه نيزه‏ها عزيز ساخت.»28 دشمنان اسلام نيز به خوبى به اين موضوع توجه دارند، و بههمين جهت، بسيار مى‏كوشند تا فرهنگ جهاد و شهادت‏طلبى را به شيوه‏هاى گوناگون از ميان امت اسلامى بردارند.

اميرمؤمنان عليه‏السلام در تبيين جهاد مى‏فرمايد:

جهاد لباس تقوا، و زره محكم و سپر مطمئن خداوند است. كسى كه جهاد را ناخوشايند بداند و ترك كند، خدا لباسخوارى بر او مى‏پوشاند و دچار بلا و مصيبت و كوچك و ذليل مى‏گردد؛ دل او در پرده گمراهى مى‏ماند و حق از اوروى مى‏گرداند؛ به جهت ترك جهاد، به خوارى محكوم و از عدالت محروم است.

[29]

از اين فرموده امام عليه‏السلام برمى‏آيد همان‏گونه كه ترك جهاد پيامدهاى منفى بسيار دارد، اگر ملتى روحش روح جهاد وفرهنگش فرهنگ مبارزه در راه خدا باشد و خود را با اين سلاح مجهز كرده و اين سپر را همواره در دست داشته باشند،ديگر هيچ ضربتى بر آنها كارگر نمى‏افتد.30

بى‏ترديد اصل حادثه عاشورا و مراسم‏هاى عزادارى آن بيشترين نقش را در احيا و گسترش فرهنگ جهاد وشهادت‏طلبى در جوامع اسلامى، به ويژه در ميان شيعيان داشته است. به گواهى تاريخ، از ميان جوامع اسلامى،پرتحرك‏ترين، بى‏باك‏ترين و حماسه‏سازترين آن، شيعيان‏اند. اين نيست مگر به بركت خون سيدالشهدا عليه‏السلام و يارانش وآثار عزادارى بر آن عزيزان. امام حسين عليه‏السلام برترين شهيد جهان اسلام به شمار مى‏آيد و ياران فداكار او، بهترين ياران‏اند.عزادارى و گريه بر اين شهيدان در حقيقت ترويج‏فرهنگ، آرمان‏وانديشه‏هاى‏آن‏عزيزان‏است.

اسلام با اينكه با گريه بر ميّت (ميّت عادى) چندان روى خوشى نشان نداده، مايل است كه مردم بر شهيد بگريند؛زيرا شهيد حماسه آفريده است و گريه بر شهيد شركت در حماسه او و هماهنگى با روح او و موافقت با نشاط او وحركت در موج اوست.

[31]

درسى كه از جنبه اجتماعى، مردم بايد از شهادت شهيد بگيرند، اين است كه اولاً نگذارند آنچنان زمينه‏ها پيدا شود.از آن جهت، آن فاجعه به صورت يك امر نبايستنى بازگو مى‏شود و اظهار تأسف مى‏گردد كه به قهرمانان ظلم و قاتلينشهيد مربوط است؛ براى اينكه افراد جامعه از تبديل شدن به امثال آن جنايت‏كاران خوددارى كنند. همچنان‏كهمى‏بينيم نام يزيد و ابن‏زياد و امثال آنها به صورتى درآمده كه هركس در مكتب عزادارى واقعى امام حسين تربيتشده باشد، از كوچك‏ترين تشبه به آنها در عمل ابا دارد.

درس ديگرى كه بايد جامعه بگيرد اين است كه به هر حال باز هم در جامعه زمينه‏هايى كه شهادت را ايجاب كند پيدامى‏شود؛ از اين نظر بايد عمل قهرمانانه شهيد از آن جهت كه به او تعلق دارد و يك عمل آگاهانه و انتخاب شده استو به او تحميل نشده است، بازگو شود و احساسات مردم شكل و رنگ احساس آن شهيد را بگيرد. اينجاست كهمى‏گوييم: گريه بر شهيد، شركت در حماسه او و هماهنگى با روح او و موافقت با نشاط او و حركت در موجاوست.

[32]

پروفسور براون مى‏نويسد:

گروه شيعه يا طرفداران على عليه‏السلام به قدر كافى هيجان و از خودگذشتگى نداشتند؛ اما پس از رخداد عاشورا، كاردگرگون شد. تذكار زمين كربلا به خون فرزند پيامبر آغشته بود، يادآورى عطش سخت وى و پيكرهاى نزديكانش كهدر اطراف او روى زمين ريخته بودند، كافى‏بود كه عواطف سست‏ترين مردم را به هيجان درآورد و روح‏ها را غمگينكند؛ چنان‏كه‏نسبت‏به‏رنج‏وخطر،حتى‏مرگ‏بى‏اعتناشوند.33

3. ظلم و باطل‏ستيزى: عاشورا نماد ظلم و باطل‏ستيزى است. زنده نگهداشتن ياد امام حسين عليه‏السلام و يارانش كه مبارزان وفدائيان اين مبارزه مقدس بودند، و عزادارى بر آنها، خود نوعى ستم‏ستيزى، حمايت از مظلوم و گروه حق به شمارمى‏آيد. عزادارى بر اين شهيدان، افراد را در برابر ظلم، انحراف و باطل، غيرتمند، بى‏باك و داراى احساس مسئوليتمى‏نمايد. لعن بر يزيد و معاويه، در حقيقت اعلام نفرت از هر زمامدارى است كه روح و روش آنان در او وجود دارد.مرثيه‏خوانى بر سالار شهيدان، خون غيرت و اراده را در قلب و روان هر عزادارى تزريق مى‏كند. امام خمينى قدس‏سرهمى‏فرمايند:

اين خون سيد شهداست كه خون‏هاى همه ملت‏هاى اسلامى را به جوش مى‏آورد و اين دسته‏جات عزيز عاشوراستكه مردم را به هيجان مى‏آورد و براى اسلام و براى حفظ مقاصد اسلامى مهيا مى‏كند. در اين امر سستى نبايدكرد.

[34]

ايشان در جاى ديگر مى‏فرمايند:

بدانند آنچه دستور ائمّه عليهم‏السلام براى بزرگداشت اين حماسه تاريخى اسلام است و آنچه لعن و نفرين بر ستمگرانآل‏بيت است، تمام فرياد قهرمانانه ملت‏هاست بر سردمداران ستم‏پيشه در طول تاريخ الى‏الابد. و مى‏دانيد كه لعن ونفرين و فرياد از بيداد بنى‏اميه ـ لعنه‏اللّه عليهم ـ با آنكه آنان منقرض و به جهنم رهسپار شده‏اند، فرياد بر سرستمگران جهان و زنده نگهداشتن اين فرياد ستم‏شكن است.35

مسيو ماربين، خاورشناس آلمانى، در كتاب سياست اسلامى مى‏نويسد:

بى‏اطلاعى بعضى از تاريخ‏نويسان ما موجب شده كه عزادارى شيعه را به جنون و ديوانگى نسبت دهند؛ ولى اينانگزافه گفته و به شيعه تهمت زده‏اند. ما در ميان اقوام و ملت‏ها مردمى مانند شيعه پرشور و زنده نديده‏ايم؛ زيراشيعيان به واسطه برپا كردن عزادارى حسين، سياست‏هاى عاقلانه‏اى را انجام داده و نهضت‏هاى مذهبى ثمربخشى رابه وجود مى‏آورند. كسى كه سير تكاملى شيعه را بررسى كند و زندگى آنانى را كه عزاى حسين را به پا مى‏كنند درمدت صد سال اخير مورد مطالعه قرار دهد، مى‏فهمد كه شيعه به آخرين مرحله تكامل خود رسيده است.[!] صدسالپيش، شيعيان و پيروان على و حسين در هند انگشت‏شمار و كم بودند؛ ولى امروز شيعيان هند در مرتبه سوم از نظرمذهبى قرار گرفته‏اند و همچنين در ساير نقاط جهان.... من معتقدم رمز بقا و پيشرفت اسلام و تكامل مسلمانان بهخاطر شهادت حسين‏بن على و آن رويدادهاى غم‏انگيز مى‏باشد و يقين دارم كه سياست عاقلانه مسلمانان و اجراىبرنامه زندگى‏ساز آنان به واسطه عزادارى حسين بوده است. مادامى كه اين روش و خصلت در ميان مسلمانان وجوددارد، هرگز آنان تن به خوارى نمى‏دهند و تحت اسارت كسى نمى‏روند. ... من خودم چند بار در استانبول در مجالسعزادارى حسين شركت كردم و به واسطه مترجم شنيدم كه مى‏گويند: حسينى كه بر ما طاعتش واجب است، هرگززير بار ظلم و ستم نرفت و با يزيد جنايت‏كار سازش نكرد؛ از خود، خاندان و اموالش گذشت تا شرافت و بلندىحسب و مقام خود را حفظ كند و به اين واسطه بود كه به نام نيكى رسيد و شهرت به سزايى در دنيا پيدا كرد، به مقامقرب الهى رسيد و حايز مقام شفاعت در قيامت گشت؛ ولى دشمنان او در دنيا و آخرت به بدبختى و زيانكارى دچارشدند. من از آن پس فهميدم كه شيعيان در حقيقت از اين راه به همديگر درس جوانمردى و شجاعت مى‏آموزند و بههمديگر مى‏گويند: اگر شما شيعه هستيد و اصحاب شرف مى‏باشيد و خواهان سيادت و بزرگى هستيد، پس به زيرباريزيد و يزيديان نرويد، ذلت و خوارى قبول نكنيد، بلكه مرگ باعزت را بر زندگى ذلت‏بار برگزينيد تا در دنيا وآخرت رستگار باشيد. پرروشن است امتى كه از گهواره تا گور چنين تعاليم عالى را مى‏آموزد به چه درجه‏اى از افكارنغز و سجاياى عالى خواهند رسيد. آرى چنين ملتى سزاوار است كه به عالى‏ترين درجه سعادت و شرافت برسند وآنان هستند كه از حريم شرافت وحماسه‏هاى خود به‏خوبى پاسدارى مى‏كنند و از اين راه به تمدن عالى روز مى‏رسندو اين مكتب است كه حقوق انسانى را آموزش و اصول سياست را ياد مى‏دهد.

[36]

نتيجه‏گيرى

موضوع اين پژوهش، بررسى كاركرد و چگونگى اثرگذارى عزادارى حسينى در تقويت و زنده نگهداشتن دين بود.عزادارى‏ها از يك‏سو جامعه عزادار شيعى را به شيوه‏هاى گوناگون نيرومند، پويا و برجسته مى‏سازد، و از سوى ديگرزمينه را براى انتقال فرهنگ دينى به نسل‏هاى بعدى فراهم و ارزش‏هاى دينى را در ميان آنان تقويت مى‏كند و گسترشمى‏دهد. بدين صورت، همان‏گونه كه اصل واقعه كربلا موجب احياى دين گرديد، مسلمانان را متوجه نقشه براندازىاسلام و خطر حكومت بنى‏اميه نمود و در برابر آنان، جسارت قيام داد و در نهايت نيز موجب سقوط آن شد، مجالسعزادارى حسينى نيز، در زنده نگهداشتن دين به ويژه مذهب اهل‏بيت، نقش برجسته ايفا مى‏نمايد. پيروان اميرمؤمنان عليه‏السلامكه پس از رحلت رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آلهاندك و در زمان حكومت معاويه نيز به شدت منزوى شده بودند، پس از واقعه كربلا،روز به روز حضور آنان ميان جامعه اسلامى برجسته‏تر و مؤثرتر گرديد،37 تا اينكه در عصر حاضر به يك قدرتمذهبى، اجتماعى و سياسى انكارناپذير تبديل شده است. گذشته از پشتوانه منطقى استوار شيعه، مهم‏ترين عاملاثرگذار در تقويت و گسترش اين مذهب، به ويژه در ميان عامه مردم، عزادارى حسينى است. «يكى از رمزهاى بزرگى كهبالاترين رمز است، قضيه سيدالشهداست ... بايد اين رمز را حفظ بكنيم، اين مجالسى كه در طول تاريخ برپا بوده است وبا دستور ائمّه عليهم‏السلام اين مجالس بوده است.»38


  • منابع
    ـ نهج‏البلاغه، ترجمه محمّد دشتى، تهران، اوج علم، 1380.
    ـ باقى، عمادالدين، جامعه‏شناسى قيام امام حسين عليه‏السلام و مردم كوفه، تهران، نى، 1379.
    ـ حرّ عاملى، محمّدبن حسن، وسائل الشيعه، بيروت، مؤسسه آل‏البيت، 1429ق.
    ـ حكيم، سيد محمّدباقر، الإمام حسين عليه‏السلام ، نجف، مؤسسة التراث الشهيد الحكيم، 2008م.
    ـ خمينى، روح‏اللّه، تبيان (آثار موضوعى)، دفتر سوم (قيام عاشورا در كلام و پيام امام خمينى قدس‏سره)، قم، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امامخمينى قدس‏سره، 1373.
    ـ خمينى، روح‏اللّه، ولايت فقيه، نرم‏افزار نور.
    ـ ذبيح، عليرضا، عرفان سرخ: تأثير فرهنگ شهادت‏طلبى در حفظ ارزش‏هاى دينى، قم، مركز پژوهش‏هاى اسلامى، 1384.
    ـ ريتزر، جورج، نظريه‏هاى جامعه‏شناسى در دوران معاصر، ترجمه محسن ثلاثى، تهران، علمى و فرهنگى، چ ششم، 1381.
    ـ سليمى، عبدالحكيم، فلسفه عزادارى امام حسين عليه‏السلام ، در: مجموعه مقالات همايش امام حسين عليه‏السلام ، تهران، مجمع جهانى اهل‏البيت،1381.
    ـ عصمتى، سبحان، عزاداى از نگاه ديگر، در: مجموعه مقالات همايش امام حسين عليه‏السلام ، تهران، مجمع جهانى اهل‏البيت، 1381.
    ـ قاسمى، حكيمه، فلسفه عزادارى يا اهميت سوگوارى، در: مجموعه مقالات همايش امام حسين عليه‏السلام ، تهران، مجمع جهانى اهل‏البيت،1381.
    ـ كلينى، محمّدبن يعقوب، كافى، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1365.
    ـ گيدنز، آنتونى و كارن بردسال، جامعه‏شناسى، ترجمه حسن چاوشيان، تهران، نى، 1386.
    ـ محمّدى رى‏شهرى، محمد و ديگران، ميزان الحكمه، قم، دارالحديث، 1375.
    ـ مريجى، شمس‏اللّه، تبيين جامعه‏شناختى واقعه كرب و بلا، قم، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قدس‏سره، 1382.
    ـ مطهّرى، مرتضى، قيام و انقلاب مهدى از ديدگاه فلسفه تاريخ، قم، صدرا، چ سيزدهم، 1373.
    ـ يزدى مطلق (فاضل)، محمود، خورشيد شهادت (مجموعه مقالات)، تهران، دانشگاه امام حسين، 1375.

  • پى نوشت ها
    1 كارشناس ارشد جامعه‏شناسى، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قدس‏سره. دريافت: 21/12/88 ـ پذيرش: 12/2/89.
    1ـ از آنجا كه موضوع پژوهش حاضر، بررسى و تحليل كاركردهاى يك واقعيت خارجى عزادارى است، ارجاع به منابع در آن چندان اهميت ندارد؛ آنچه در اين‏گونه پژوهش‏ها مهم است، تحليل درست و شكافتن ابعاد موضوع است. با وجود اين، به منابع مورد استفاده ارجاع داده شده؛ ولى اين كار در بسيارى موارد، تنها به جهت طرح عنوان در آن منبع يا اقتباس مطلب از آن است.
    2ـ آنتونى گيدنز و كارن بردسال، جامعه‏شناسى، ترجمه حسن چاوشيان، ص 26.
    3ـ جورج ريتزر، نظريه‏هاى جامعه‏شناسى در دوران معاصر، ترجمه محسن ثلاثى، ص 144ـ147.
    4ـ ر.ك: سيد محمّدحسين طباطبائى، الميزان، ج 14، ص 373 / محسن قرائتى، تفسير نور، ج 8، ص 41 / فضل‏بن حسن طبرسى، مجمع‏البيان، ج 3، ص 237.
    5ـ محمّدبن حسن حرّ عاملى، وسائل‏الشيعة، ج 14، كتاب حج، باب 66، ح 2.
    6ـ همان، ج 12، كتاب حج، باب 12، ح 9.
    7ـ محمّدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 2، باب 9.
    8ـ عبدالحكيم سليمى، فلسفه عزادارى امام حسين عليه‏السلام، در: مجموعه مقالات همايش امام حسين عليه‏السلام، ج 7، ص 323.
    9ـ امام خمينى، ولايت فقيه، ص 132.
    10ـ شمس‏اللّه مريجى، تبيين جامعه‏شناختى واقعه كرب و بلا، ص 262.
    11ـ عمادالدين باقى، جامعه‏شناسى قيام امام حسين عليه‏السلام و مردم كوفه، ص 77ـ78.
    12ـ امام خمينى، تبيان، دفتر سوم قيام عاشورا در كلام و پيام امام خمينى، ص 66.
    13ـ همان، ص 83.
    14ـ شمس‏اللّه مريجى، تبيين جامعه‏شناختى واقعه كرب و بلا، ص 266 / عمادالدين باقى، جامعه‏شناسى قيام امام حسين عليه‏السلام و مردم كوفه، ص 77ـ78.
    15ـ سبحان عصمتى، عزادارى از نگاه ديگر، در: مجموعه مقالات همايش امام حسين عليه‏السلام، ج 5، ص 111.
    16ـ همان، ص 110.
    17ـ همان، ص 108.
    18ـ شمس‏اللّه مريجى، تبيين جامعه‏شناختى واقعه كرب و بلا، ص 279 / عمادالدين باقى، جامعه‏شناسى قيام امام حسين عليه‏السلام و مردم كوفه، ص 77ـ81.
    19ـ حكيمه قاسمى، فلسفه عزادارى يا اهميت سوگوارى، در: مجموعه مقالات همايش امام حسين عليه‏السلام، ج 5، ص 164.
    20ـ محمود يزدى مطلق فاضل، خورشيد شهادت (مجموعه مقالات)، ج 3، ص 312.
    21ـ سيد محمّدباقر حكيم، الامام حسين عليه‏السلام، ص 288.
    22ـ سبحان عصمتى، عزادارى از نگاه ديگر، در: مجموعه مقالات همايش امام حسين عليه‏السلام، ج 5، ص 111.
    23ـ عمادالدين باقى، جامعه‏شناسى قيام امام حسين عليه‏السلام و مردم كوفه، ص 81.
    24ـ عبدالحكيم سليمى، فلسفه عزادارى امام حسين عليه‏السلام، در: مجموعه مقالات همايش امام حسين عليه‏السلام، ج 7، ص 322.
    25ـ مسئله امر به معروف و نهى از منكر، با آنكه در اصل قيام عاشورا بسيار با اهميت است، ولى به نظر مى‏آيد عزادارى‏ها در ترويج آن، نقش برجسته‏اى ندارد؛ به همين دليل، از طرح آن، به عنوان يكى از مهم‏ترين كاركردهاى عزادارى صرف‏نظر گرديد.
    26ـ عبدالحكيم سليمى، فلسفه عزادارى امام حسين عليه‏السلام، در: مجموعه مقالات همايش امام حسين عليه‏السلام، ص 316.
    27ـ محمّد محمّدى رى‏شهرى، ميزان‏الحكمة، ج 2، ص 312، ح 2669.
    28ـ محمّدبن يعقوب كلينى، كافى، ج 5، ص 2.
    29ـ نهج‏البلاغه، ترجمه محمّد دشتى، ص 75.
    30ـ عليرضا ذبيح، عرفان سرخ، ص 213.
    31ـ مرتضى مطهّرى، قيام و انقلاب مهدى از ديدگاه فلسفه تاريخ، ص 108.
    32ـ همان، ص 120.
    33ـ شمس‏اللّه مريجى، تبيين جامعه‏شناختى واقعه كرب و بلا، ص 326.
    34ـ امام خمينى، تبيان، دفتر سوم قيام عاشورا در كلام و پيام امام خمينى، ص 74.
    35ـ همان، ص 66.
    36ـ عبدالحكيم سليمى، فلسفه عزادارى امام حسين عليه‏السلام، در: مجموعه مقالات همايش امام حسين عليه‏السلام، ص 324.
    37ـ شمس‏اللّه مريجى، تبيين جامعه‏شناختى واقعه كرب و بلا، ص 319ـ326.
    38ـ امام خمينى، تبيان، دفتر سوم قيام عاشورا در كلام و پيام امام خمينى، ص 75.