پژوهشى در ارتداد

حميدرضا طيبى‏ نسب*

چكيده

اين نوشتار با بهره‏گيرى از منابع دينى و يافته‏هاى پژوهشگران و با دو روش عقلى و نقلى، ارتداد در اديان، به ويژه در اسلام را بررسى مى‏كند. ارتداد حكمى فقهى ـ كلامى است و شامل افرادى مى‏شود كه با هدف سست جلوه دادن مبانى دينى، اظهار ارتداد كرده و از دين خارج شده باشند.

     مهم‏ترين يافته اين پژوهش ترسيم عقلانى بودن حكم ارتداد از ديدگاه فقهى و اعتقادى است و در آن بر لزوم پاى‏بندى به مقرّرات دينى و اجراى احكام اسلامى، آزادى عقيده و احترام به كرامت انسانى تأكيد شده است. به نظر نويسنده هرگونه سؤال و انتقاد در چارچوب مقرّرات، حق مخاطب است و بايد به آن پاسخ داده شود. اما سست جلوه دادن مبانى دينى و به سخره گرفتن آن، امرى خارج از چارچوب آموزه‏هاى دينى و عقلى است. 

كليدواژه‏ها: ارتداد، عقيده، اسلام، اديان، منطق. 

 

مقدّمه

ارتداد ـ به معناى بازگشت از دين، به قصد ضربه زدن به مبانى دينى ـ پيشينه‏اى كهن دارد و همه اديان به گونه‏اى با آن درگير بوده‏اند. اهميت پژوهش در اين‏باره از آنجا نشئت مى‏گيرد كه در هر عصرى عده‏اى با انگيزه‏هايى خاص، درصدد تضعيف باورهاى دينى مردم بوده‏اند. در اين نوشته ضمن ارج نهادن به تحقيقات انجام گرفته در اين خصوص، مسائل كلى ارتداد تبيين و به شبهات كلامى و فقهى آن پاسخ داده خواهد شد.

     شمارى از پرسش‏هاى مطرح در موضوع ارتداد عبارت‏اند از:

     ارتداد چيست؟ رابطه ارتداد با «لا اكراه فى الدين» چگونه است؟ ارتداد به عنوان يك امر قلبى چه حكمى دارد، و كدام جنبه از ارتداد است كه مبانى دينى آن را برنمى‏تابد؟ و نهايت آنكه رابطه ارتداد با آزادانديشى و حق انتخاب آزادانه چيست؟

1. ارتداد در لغت و اصطلاح

ارتداد در لغت يعنى بازگشت شخص از مسيرى كه آمده و در مورد بازگشت به كفر و غير آن نيز به كار مى‏رود: «الارتداد و الرّدة الرجوع فى الطريق الذى جاء منه لكن الردة تختص بالكفر و الارتداد استعمل فيه و غيره.»1 مرتد بر كسى اطلاق مى‏شود كه به جاى پيشين خود برگردد؛ همانند مشرك كه پس از اسلام آوردن، به دين سابقش بازمى‏گردد: «معنى الارتداد الرجوع و انما يقع اسم المرتد على من خرج من شى‏ء ثم رجع إليه فيقال ارتد، اى رجع الى ما خرج منه و هذا كالمشرك يكون على دينه ثم يسلم ثم يرتد الى الدين الذى كان عليه.»2

    ارتداد در اصطلاح عبارت است از اظهار شعار كفر بعد از ايمان آوردن با انكار يكى از ضروريات دين: «الردة إظهار شعار الكفر بعد الايمان بما يكون معه منكر نبوة النبى صلى‏الله‏عليه‏و‏آله أو شى‏ء من معلوم دينه كالصلاة و الزكاة و الزنا و شرب الخمر.»3 در اصطلاح شرع و متشرع نيز يعنى بازگشت از اعتقاداتى كه شخص برگزيده است و پذيرش كفر بعد از اسلام: «وهو [= الارتداد ]فى اصطلاح الشرع و المتشرع عبارة من الرجوع المسلم عما اختارة من الاعتقاد بالاسلام و اختيار الكفر بعده ... وهو من أفحش أنواع الكفر و اغلظها و اعظمها ظلما و عقوبه.»4

    در قرآن كريم ارتداد مايه كفر و نابودى عمل معرفى شده است: «وَمَن يَرْتَدِدْ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَيَمُتْ وَهُوَ كَافِرٌ فَأُوْلَـئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ.» (بقره: 217)

     به اتفاق‏نظر علما ارتداد خروج از اسلام و داخل شدن در كفر است: «المرتدهومن‏خرج‏عن‏الاسلام‏واختارالكفر.»5

2. شرايط تحقق ارتداد

انكار ضرورى دين و اظهار كفر دو ركن اساسى تحقق ارتداد است كه هرگونه شبهه اعتقادى بدون اقدام عملى و تبليغ علنى عليه دين را از حيطه ارتداد خارج مى‏كند.

     ارتداد مقوله‏اى است مسبوق به علم و اراده و اختيار و تحت شرايطى تحقق مى‏يابد: «يعتبر فى الحكم بالارتداد البلوغ و العقل و الاختيار و القصد فلاعبرة بردة الصبى و ان كان مراهقا و لاالمجنون و ان كان ادواريا و لاالمكره و لا بما يقع بلا قصد كالهازل و الساهى و الغافل و المغمى عليه ولو صدر منه حال غضب غالب لايملك معه نفسه لم‏يحكم بالارتداد.»6 بر اين اساس هرگونه اظهارنظر و تحت هر شرايطى را نمى‏توان ارتداد ناميد. سخنى حجيت دارد كه با تمام شرايط و رعايت همه جوانب به اثبات برسد.

3. راه‏هاى اثبات ارتداد

ارتداد وقتى ثابت مى‏شود كه مجراى قانونى را پيموده باشد. با هرگونه خبر، قرينه و اظهارنظر نمى‏توان شخصى را به ارتداد متهم كرد و بارى به دوش او گذاشت كه مستحق آن نيست. لذا ارتداد تنها به شهادت دو مرد عادل يا اقرار خود شخص ثابت مى‏شود و حتى شهادت زنان در اين مورد پذيرفتنى نيست: «يثبت الارتداد بشهادة عدلين و بالاقرار و الأحوط إقراره مرتين و لا يثبت بشهادة النساء منفردات و لا منضمات.»7

4. احكام مرتد

مرتد به لحاظ فاصله اعتقادى كه از اسلام مى‏گيرد، محدوديت‏هاى اجتماعى براى وى در نظر گرفته و همانند كافر با وى برخورد مى‏شود. برخى از آن محدوديت‏ها عبارت‏اند از:

     1. ارث