ارتباط در زندگى اجتماعى الگوها، آثار و آسيب‏ هاى آن

ضمیمهاندازه
9.pdf1.43 مگابایت

معرفت سال بيستم ـ شماره 162 ـ خرداد 1390، 125ـ142

على حسين ‏زاده*

چكيده

ارزش‏گذارى افراد جامعه نسبت به رفتار انسان‏ها در زندگى اجتماعى، با الگوى رفتار آنان ارتباط مستقيم دارد. هدف اين پژوهش شناسايى انگيزه و آثار مثبت و منفى هريك از الگوها و شناسايى بهترين الگوى ارتباطى است. روش تحقيق تحليلى و توصيفى است كه بر داده‏هاى دينى، روان‏شناختى و جامعه‏شناختى مبتنى است. يافته‏هاى اصلى اين تحقيق، وجود نوعى حياى منفى در رفتارهاى منفعلانه و سازش‏كارانه است كه با انگيزه دورى از تنش و جلب تحسين صورت مى‏گيرد و فقدان هويت، نارضايتى و پيدايش احساسات منفى را به دنبال دارد. بهره‏مندى خودخواهانه و ابراز توانمندى، از انگيزه‏هاى رفتار پرخاش‏گرانه است كه احساس گناه و از بين رفتن صميميت را به دنبال دارد. آزادى مطلوب در بيان احساسات و مقاومت در برابر خواسته‏هاى نابه‏جاى افراد، مشخصه رفتار جرئت‏مندانه است كه بهترين راه براى بهره‏مندى از آن، رو آوردن به «پيام من» است و با شناسايى اشتباهاتى كه در زمينه ارسال اين پيام وجود دارد، مى‏توان بهترين الگوى ارتباطى را پديد آورد.

كليدواژه‏ها: ارتباط، پرخاشگرى، سازشكارى، جرئت‏مندى، انتظارات و رضايت‏مندى.


مقدّمه

در روابط اجتماعى انواعى از الگوها براى رساندن پيام، تأمين حقوق افراد، نشان دادن شخصيت و تغيير دادن رفتار ديگران وجود دارد. انسان در فرايند جامعه‏پذيرى مى‏آموزد كه خود را به عنوان موجودى مستقل و جدا از ديگران بازشناسد.1 شناخت اين الگوها براى آن است كه بتوانيم پيام خود را بهتر به ديگران برسانيم و از روابط با آنان نيازهاى خود را در ابعاد مختلف شناختى و عاطفى، فردى و اجتماعى تأمين نماييم. در ميان افراد، عموما سه الگوى ارتباط در زندگى اجتماعى ديده مى‏شود: سازش‏كارانه، پرخاش‏گرانه و جرئت‏مندانه. هريك از اين الگوها داراى انگيزه‏ها و آسيب‏هايى است كه آگاهى از آنها مى‏تواند ما را در بهره‏مندى از آثار مثبت الگوى مطلوب و دورى از پيامدهاى منفى الگوهاى نامطلوب يارى نمايد.

     در اين زمينه، تحقيقاتى به عمل آمده است كه در ذيل، به بخشى از آنها اشاره مى‏شود:

     در كتاب بررسى آگاهى‏ها، نگرش‏ها و رفتارهاى اجتماعى، فرهنگى در ايران تأليف منوچهر محسنى، به رابطه نگرش‏ها با رفتارهاى اجتماعى و فرهنگى اشاره شده و آثار مثبت و منفى آن تبيين گرديده است. كتابتغيير دادن رفتارهاى كودكان و نوجوانان نيز كه به قلم كرومبولتر به رشته تحرير درآمده و يوسف كريمى آن را ترجمه كرده است، به بحث جامعه‏پذير شدن كودكان و نوجوانان مى‏پردازد. رفتارهاى بهنجار و نابهنجار كودكان و راه‏هاى پيش‏گيرى و درمان نابهنجارى‏ها نوشته شكوه نوابى‏نژاد عنوان كتاب ديگرى است كه به تعريف هنجار و ناهنجار، مواجهه والدين با آن و راه درمان آن پرداخته است. كتاب رفتارهاى اجتماعى كودكان نوشته آيزبزك نانسى، ترجمه بهار ملكى نيز به نمونه‏اى از الگوها اشاره دارد.

     اين تحقيق با تمركز روى الگوها و شناسايى انگيزه‏ها، آثار و پيامدها و آسيب‏هاى احتمالى خود را از ديگر پژوهش‏ها متمايز ساخته است.

     از آن‏رو كه انسان به طور طبيعى يا بر حسب ضرورت، اجتماعى است و براى رفع نيازمندى‏ها و تكامل خويش، به ارتباط اجتماعى نيازمند است، سؤال اصلى تحقيق حاضر، اين است: بهترين الگوى ارتباطى در ارتباطات اجتماعى كه بيشترين و بهترين نمونه براى تأمين مطالبات انسانى است، كدام است؟

     سؤالات فرعى نيز عبارتند از:

     ـ انگيزه انتخاب الگوهاى ارتباطى چيست؟

     ـ آسيب‏هاى هر الگو كدام است؟

     ـ چگونه مى‏توان از آسيب‏ها در امان ماند و موانع پيش رو در الگوى انتخابى را از ميان برداشت؟

معنا و تعريف الگو

در توضيح واژه «الگو» با معناى روبُر، مدل، سرمشق، مقتدا، اسوه، قدوه، مثال و نمونه روبه‏رو هستيم.2 در ميان معانى ذكرشده، مقتدا، اسوه و قدوه مختص انسان است و معناى مشتركى كه براى اين سه وجود دارد، عبارت است از فردى كه به لحاظ ويژگى‏ها و خصوصياتش، صلاحيت يافته است تا ديگران از او تبعيت و پيروى نمايند. گرچه واژه الگو، به انسانِ نمونه اختصاص ندارد و شامل ساير موجودات نمونه نيز مى‏شود، لكن با توجه به اينكه در اصطلاح روان‏شناسى و علوم تربيتى معمولاً كلمه الگو مورد استعمال قرار مى‏گيرد، ما همين واژه را (البته با توجه به معناى خاص آن) به كار مى‏بريم. در روان‏شناسى، اصطلاحات   Social learning, Observation learning, Modelingبا اين شيوه مناسبت دارد.  Modelingيك فن رفتاردرمانى است كه به منظور تغيير رفتار ضمن يادگيرى ادراكى و با فرصت و امكان دادن به فرد براى تقليد از ديگرى، به كار مى‏رود. همچنين تعريف «روش و شيوه انتخاب از الگوهاى رفتار بدنى و كلامى مشهود، الگوهاى خاص رفتار براى تقليد» براى اصطلاح  Modelingمطرح است.  Observation learningنيز به تغيير نسبتا مداوم در رفتار كه قسمت عمده‏اش نتيجه مشاهده رفتار ديگرى است، اطلاق شده است.3

    با توجه به نقش مهم مشاهده و الگو در يادگيرى، نظريه يادگيرى اجتماعى شكل گرفت. بر مبناى اين نظريه كه بر نقش مشاهده و تقليد و الگوبردارى از رفتارهاى مشاهده‏شده در ديگران مبتنى است، شخص مى‏تواند با مشاهده ديگران، از يادگيرى بهره‏مند شود.

     در علوم تربيتى، اصطلاحى كه در اين ارتباط، بيش از همه به كار مى‏رود، «مدل رفتار» يا «الگوى رفتار» است كه مراد از آن، طرح و مجموعه رفتارى است كه شخصى آن را داراست.4 الگو از سويى به طرح‏ها و برنامه‏هاى گوناگون، اعم از تربيتى، اجتماعى، اقتصادى، و يا سياسى گفته مى‏شود و از سوى ديگر، به نمونه‏هاى عينى و خارجى يك طرح عملى و يا اجتماعى، اقتصادى، اخلاقى و يا مذهبى، اطلاق مى‏گردد و كاربرد آن در هر دو مورد بسيار است. در علوم اجتماعى، Pattern داراى معانى گوناگونى، از جمله الگو، گونه و هنجار است و الگو چيزى شكل‏گرفته در يك گروه اجتماعى است، به اين منظور كه به عنوان الگو يا راهنماى عمل در رفتارهاى اجتماعى به كار آيد.5

الگوها

از ديدگاهى كاركردى و روانى ـ اجتماعى بايد گفت: الگوها آن شيوه‏هاى زندگى هستند كه از صورى فرهنگى منشأ مى‏گيرند. افراد به هنگام عمل به طور طبيعى با اين الگوها سروكار دارند و اعمالشان با آنها تطابق مى‏يابد. انسان‏ها از طريق آموزش و جذب (همانندى) در يك فرهنگ خاص شبكه‏اى از عادات و واكنش‏هايى كسب مى‏كنند كه موجب تطابق آنان با شيوه‏هاى كلى رفتار گروه باشد.6

    الگوى رابطه در زندگى اجتماعى آنجا اهميت خود را آشكار مى‏سازد كه يك نظام حمايتى قوى در خانواده بيش از آنكه به تعداد افرادى كه مهر مى‏ورزند مربوط باشد، به روابط خاصّ حاكم ميان افراد كه اين حس را ايجاد مى‏كنند، مربوط است. برخوردارى از يك نظام حمايتى خوب چندان به اجتماعى بودن زياد يا داشتن آشناهاى فراوان ارتباط ندارد و بيش از آن، نحوه ارتباط ميان دو نفر است كه حسّ خوبى را به وجود مى‏آورد. گاهى ممكن است فردى فقط يك حامى داشته باشد، اما به حدّى حمايت از لحاظ كيفى قوى باشد كه حاميان متعدد چنين كارآيى را نداشته باشند.7

    در بحث الگو در قرآن كريم، انسان نه تنها به دنبال تغيير و تعديل رفتار، بلكه به دنبال اصلاح نگرش‏ها و انگيزه‏ها نيز هست. آنچه موردنظر قرآن كريم است، تبعيت از الگوها به طور صحيح و تقليدى آگاهانه است و قرآن انسان‏ها را از تقليدهاى ناآگاهانه و كوركورانه برحذر مى‏دارد و آنان را به خاطر تقليد كوركورانه مذمّت مى‏كند. قرآن كريم در آيه 74 سوره «شعراء» به نقل از اعراب جاهلى مى‏فرمايد: «قَالُوا بَلْ وَجَدْنَا آبَاءنَا كَذَلِكَ يَفْعَلُونَ»؛ آنها مى‏گفتند: پدران ما اين‏گونه عمل مى‏كردند و ما نيز به تبعيت از آنان عمل مى‏كنيم. آن‏گاه آنان را بر اين الگوگيرى زشت محكوم مى‏كند. روش الگويى در قرآن كريم نقل سرگذشت پيشينيان براى ارائه رفتار مطلوب است تا دعوتى عملى براى مردم براى به كمال رسانيدن استعدادهاى درونى آنان باشد. اسوه‏هاى بشرى و نمونه‏هاى متصل به وادى ربوبيت، انسان‏هايى هستند كه به لحاظ استعدادها، ويژگى‏ها و منش و شخصيت برتر و قابل تحسين خود، توجه ديگران را به خويش جلب مى‏نمايند و آنها را به پيروى و تبعيت خود ترغيب مى‏كنند؛ چراكه در برخوردارى از كمالات انسانى و تزين به اخلاق و فضايل، سرآمد ديگران هستند.

1. الگوهاى رفتار

از ميان الگوهاى موجود در روابط اجتماعى انسان‏ها، مى‏توان به سه الگوى عمده اشاره و ابعاد آن را بررسى كرد.

1. الگوى سازش‏كارانه يا منفعلانه

در اين نوع ارتباط، فرد با عذرخواهى افراطى و كوچك انگاشتن خود، افكار، احساسات و حقوق شخصى خود را به نفع ديگران ناديده مى‏گيرد. نهادها عموما گرايش به محافظه‏كارى دارند.8

    باور چنين افرادى اين است كه عواطف واقعى خود را ابراز نكند، طوفان ايجاد نكنند، مخالفت ننمايند، براى ديگران بيشتر از خود حق قايل باشند و... . در اين نوع ارتباط، فرد محتاط، غيرمستقيم، بدون اعتراض و هميشه موافق عمل مى‏كند.


     افراد سازشكار در گفت‏وگو با ديگران بدون اينكه لازم باشد پوزش مى‏طلبند. وقتى احساس مى‏كنند يكى غيرمنصفانه با آنها عمل مى‏كند، از خود آرامش نشان مى‏دهند و به جاى اقدام، گاهى شكوه و گلايه مى‏كنند. سعى مى‏كنند هواى همه را داشته باشند تا تعارضى پيش نيايد. اجازه مى‏دهند ديگران براى آنها تصميم بگيرند و انتخاب كنند، در برنامه‏ريزى مشكل دارند و خود را ناديده مى‏گيرند و فداى ديگران مى‏كنند.

     در حالت‏هاى بدنى، وضعيت بدنى خميده دارند، تُن صدايشان پايين و ملايم است، به خاطر توافق با ديگران، لبخند مى‏زنند و سر تكان مى‏دهند، به هنگام اضطراب نشانه‏هاى غيركلامى تابلوگونه، و به هنگام شك و ترديد، نشانه‏هاى كندى همراه با تأمّل از خود نشان مى‏دهند و عموما فردى ناپايدار هستند.

     تكيه كلام‏هاى فرد سازشكار اين است: «اختيار داريد، شما بايد اين كار را انجام دهيد، شما بيشتر از من تجربه داريد، من نمى‏توانم اين كار را انجام دهم، ببخشيد؛ ممكن است حرف من اشتباه باشد؛ ولى ... و من سعى مى‏كنم، اما مطمئن‏نيستم.»اينهاعبارت‏هاى‏روزمره‏اى‏است‏كه‏به‏كارمى‏برد.

     در رويارويى با مسائل و حلّ آنها، عموما از مسائل اجتناب مى‏كند، آنها را ناديده مى‏انگارد، رها مى‏كند يا به تأخير مى‏اندازد. آدمى كناره‏گير و عبوس است و از معاشرت پرهيز مى‏كند. به ظاهر موافق، ولى در باطن مخالف است. براى مقابله با تنش‏ها، تعارض‏ها و آنچه كه اضطراب‏زاست، انرژى فراوانى مصرف مى‏كند. براى نصيحت‏پذيرى آماده است و به طور مداوم از ديگران نصيحت و توصيه مى‏پذيرد و به آنها حق مى‏دهد كه بر كارش نظارت كنند و بيش از حدّ معقول با هر چيزى از خود موافقت نشان مى‏دهد.

     احساساتى كه خود تجربه مى‏كند، غالبا ناتوانى، اضطراب، ناكامى و خشم است و در مقابل، ديگران را پرتوقع مى‏سازد و راه توصيه و دليل‏تراشى را در آنان تقويت مى‏كند.

     بسيارى از افراد سازش‏كار، احساس‏ها، نيازها و ارزش‏هاى خود را نشان نمى‏دهند. بعضى از آنان نيز خواسته‏هايشان را بيان مى‏كنند، اما به حدّى فروتنانه و محجوبانه اظهار مى‏كنند كه از سوى ديگران جدّى تلقّى نمى‏شود. چنين افرادى از عزت‏نفس پايينى برخوردارند. به نظر مى‏رسد رفتار سازش‏كارانه بخشى از شيوه زندگى بسيارى از مردم شده است.9

     انگيزه‏هاى انتخاب رفتار سازش‏كارانه

الف. دورى از تنش: اين نوع رفتار باعث مى‏شود كه همسران به گونه‏اى نمايشى با يكديگر سازش داشته باشند و از ستيز با يكديگر كه دلخواه نيست، پرهيز شود يا به تأخير افتد يا پنهان گردد تا حداقل ديگران احساس كنند كه آنان زندگى آرامى دارند. سازشكار خود را به رفتار دوستانه با ديگران پايبند مى‏سازد و افراد جامعه گاهى از سوى والدين، آموزشگاه‏ها و نهادهاى اجتماعى آموزش مى‏بينند كه رفتار سازش‏كارانه داشته باشند.

ب. جلب تحسين ديگران: افراد سازشكار اين نوع رفتار را راهى براى جلب تحسين ديگران مى‏دانند. آنان به خاطر از خودگذشتگى كه از خود نشان مى‏دهند، براى ديگران آسايش فراهم مى‏كنند و به همين دليل، از سوى آنان ستوده مى‏شوند.

     در جامعه ما افرادى كه رفتار سازش‏كارانه دارند، آدم‏هاى خوبى به حساب مى‏آيند كه بى‏ضرر و بى‏خطرند و به ديگران كمك مى‏كنند. ديگران گاهى با توصيف فرد سازشكار به عنوان فردى كه خودخواه نيست، ايثارگر است و به همه خدمت مى‏كند، او را مورد ستايش قرار مى‏دهند. همين كاركردها باعث مى‏شود بسيارى نه تنها به فكر تغيير رفتار سازش‏كارانه نباشند، بلكه روز به‏روز بدان پايبندتر شوند.

ج. دورى از مسئوليت: انزوا حالتى است كه فرد احساس مى‏كند با ارزش‏ها و هنجارهاى جامعه بيگانه شده است10 و به همين دليل، از مسئوليت گريزان است. فرد سازشكار نسبت به افراد تجاوزكار يا جرئت‏مند بار مسئوليت كمترى را بر دوش مى‏كشد. اگر در كارها مشكلى پيش آيد مردم به ندرت كسى را كه با ديگران توافق داشته و از آنان پيروى كرده است، گنهكار مى‏دانند. سازش‏كاران در حكم افراد معذورى تلقّى مى‏شوند كه به خاطر حفظ مصالح با ديگران همراهى كرده‏اند و خود بانى رفتار مسئوليت‏زا نبوده‏اند و پيامدهاى منفى رفتار در ديدگاه مردم براى كسانى به حساب مى‏آيد كه با انگيزه‏هاى منفى به سوى رفتار رو آورده‏اند و چون اينها انگيزه مثبتى داشته‏اند، مسئول رفتار منفى به حساب نمى‏آيند.

     آسيب‏هاى رفتار سازش‏كارانه

براى رفتار سازش‏كارانه آسيب‏هاى فراوانى وجود دارد كه به بخش عمده‏اى از آنها اشاره مى‏شود:

الف. فقدان هويت: كسى كه از خود رفتارهاى سازش‏كارانه بروز مى‏دهد، نقش واقعى خود را گم مى‏كند و يك هويت طفيلى پيدا مى‏كند كه همواره خود را تابع ديگران قرار مى‏دهد و مسير زندگى‏اش به وسيله ديگران تعيين مى‏شود.

     او با تن دادن به خواسته‏ها، گرايش‏ها و نيازهاى ديگران، فرصت‏هاى زندگى خود را هدر مى‏دهد و با سرنوشتى كه ديگران براى او مى‏سازند، زندگى مى‏كند؛ در حالى كه او آفريده شده است تا با استقلال خود بهترين سرنوشت را براى خود رقم بزند.

ب. نارضايتى از روابط: سازشكار كمتر از آنچه خود دوست دارد، از رابطه با ديگران لذت مى‏برد. كسى كه به فدا شدن براى ديگران مى‏انديشد و خود را تصوير محوشده در وجود ديگران مى‏بيند، به طور طبيعى از انتظارات بالايى برخوردار است، هرچند آن را به زبان نياورد. او در پاسخ به انتظاراتش چيزى بسيار كمتر از خود واقعى‏اش مى‏بيند. اندوهناك‏ترين پيامدى كه اكنون براى بسيارى از اين نوع انسان‏ها وجود دارد، اين است كه آنها همه هستى خود را از دست مى‏دهند تا محبوب ديگران باشند، اما آنچه در نهايت به دست مى‏آورند اين است كه خود را از رسيدن به يك رابطه شيرين و گرم كه در جست‏وجوى آن بودند، محروم مى‏كنند.

ج. پيدا كردن احساسات منفى: براى سازش‏كاران به مرور زمان، فاصله آنچه در درونشان اتفاق مى‏افتد با آنچه در ظاهرشان پيدا است، زياد مى‏شود. چنين افرادى با گذر زمان مى‏فهمند از پايگاه اجتماعى مناسبى برخوردار نيستند، افراد روى آنها حساب باز نمى‏كنند، آنها را باشخصيت تلقّى نمى‏كنند، از ديد ديگران آدم‏هاى درجه يك به حساب نمى‏آيند و افرادى ازخودتهى تلقّى مى‏شوند. وقتى خود را اين‏گونه ارزيابى كردند، با ت