خانواده و شاخص ‏هاى تنظيم روابط جنسى*

خانواده و شاخص‏هاى تنظيم روابط جنسى*

محمدعارف محبى**

چكيده

تحولات ساختارى و فرهنگى در جوامع جديد، آستانه رضايت‏مندى جنسى افراد را افزايش داده و كاركرد خانواده در تنظيم رفتار جنسى را با مشكل مواجه نموده است. پرسش اساسى اين است كه در چنين شرايطى، زنان و مردان چگونه مى‏توانند نياز جنسى خويش را در قالب خانواده مديريت نمايند؟ شاخص‏هاى كاركرد تنظيم رفتار جنسى در خانواده مطلوب اسلامى كدامند؟ اين نوشتار با روش تفسير تحليلى، معيارهاى چگونگى تنظيم و تأمين نياز جنسى زن و شوهر صرفا براساس مستندات دينى تعيين و تعريف گرديده است.

تنظيم رفتار جنسى در فرايند پيچيده روانى و عاطفى اشباع‏شدنى است. از نظر اسلام، فرايند ارتباط جنسى زن و شوهر، شامل ابعاد سه‏گانه مراقبتى، انگيزشى و آميزشى است. شاخص‏هاى تنظيم رفتار جنسى در همين ابعاد قابل تعريف است. طهارت عاطفى، تعهد جنسى، كنترل نگاه، حفظ وقار، حفظ حجاب، آراستگى، تفاوت جنسى، مثبت نگرى، محبت، ملاعبه و... از جمله مؤلفه‏هاى است كه از منابع دينى استخراج گرديده و براى تعيين ميزان رضايت‏مندى جنسى افراد در قالب خانواده، شاخص‏سازى شده است.

كليدواژه‏ها: اسلام، خانواده، تعهد، وفادارى، غريزه جنسى، انگيزش، آميزش، ارضاى جنسى.

مقدّمه

تمايل جنسى از مهم‏ترين ابعاد وجودى انسان است. شخصيت فردى افراد معمولى، عمدتا تحت تأثير همين غريزه شكل مى‏گيرد. انسان‏هاى متعالى از طريق هدايت كردن همين كشش است كه تعالى مى‏يابند. بر مبناى غريزه جنسى است كه نسل بشر حفظ گرديده و افراد با همديگر پيوند نسبى و خويشاوندى پيدا كنند. انسجام و همبستگى اجتماعى به وجود آمده و در نهايت، جامعه كل شكل مى‏گيرد. به همين دليل، چگونگى تأمين نياز جنسى انسان‏ها از مباحث حساس در تاريخ بشر بوده، و نه تنها انديشه متفكران بزرگ را به خود مشغول داشته است كه اساسا تمام مكتب‏هاى فكرى و اعتقادى، كه داعيه راهنمايى انسان‏ها را دارند، داراى طرح خاص براى تربيت جنسى آدم‏ها مى‏باشند.

جوامع بشرى در طول تاريخ خويش سعى داشته‏اند تا شيوه مناسبِ كنترل و ارضاى غريزه نيرومند و سركش جنسى را پيدا كنند. شيوه‏هاى متفاوتى در اين زمينه طراحى گرديده است؛ جامعه اشتراكى افلاطونى ـ ماركسيستى، آزادى‏هاى جنسى در ليبراليسم فرهنگى، سركوب و رياضت در صحبت و... . اما آنچه كه جامعه بشرى به آن تأكيد داشته و بر آن متعهد مانده است، تنظيم روابط جنسى در قالب خانواده مى‏باشد. خانواده همزاد با پيدايش انسان به وجود آمد. مسيرهاى پرپيچ و خم فراوانى را گذراند، اما هيچ‏گاه از متن تجربه عرفى و سيره عقلاى عالم منحرف نشد. هرچند هنوز كاركردهاى زيادى از جمله كاركرد تنظيم رفتار جنسى را ايفا مى‏كند.177

در جوامع اسلامى بسيارى از انديشمندان، پژوهش‏هاى اساسى و قابل توجه در ارتباط به چگونگى تنظيم رفتار جنسى در قالب خانواده انجام داده‏اند، البته برخى از اين پژوهش‏ها با نگرش غيردينى انجام پذيرفته و برخى ديگر كه مسئله را با رويكرد دينى تحليل نموده‏اند از جنبه خاصى به تبيين آن پرداخته‏اند كه از اين ميان مى‏توان به كتاب‏هاى تربيت جنسى در اسلام، اثر حافظ ثابت178 و تربيت جنسى از منظر قرآن و احاديث نوشته على‏نقى فقيهى179 اشاره نمود.

تبيين جايگاه خانواده در ساختار جامعه اسلامى، و نقش آن در تنظيم رفتار جنسى زن و شوهر، مبتنى بر درك درست از قلم ادب حقيقت انسان در منطق دين مى‏باشد. انسان در منظومه معرفتى و اعتقادى اسلام، داراى حقيقت روحانى است، او خلق گرديده است تا در پرتو معنويت‏گرايى و خودسازى دينى، حقيقت و حقانيت روحانى خويش را شكوفا ساخته و به مقام قرب الهى دست يابد: «من جن و انس را نيافريدم جز براى اينكه عبادتم كنند.» (ذاريات: 5)؛ يعنى تكامل‏يافته و به من نزديك شوند. توليدمثل و تداوم نسل بشر نيز بايد از طريق ازدواج انجام گيرد: «اى مردمان بترسيد از پروردگارتان كه آفريد شما را از يك تن و از همان تن آفريد همسر او را و پراكنده كرد از نسل آن دو، مردان و زنان بسيارى را.» (نساء: 1)

از منظر قرآن كريم ازدواج و تشكيل خانواده ريشه در چگونگى خلقت انسان دارد. احساس نياز و گرايش به جنس مخالف، در طبيعت انسان‏ها نهفته است. زن و مرد نيازمند يكديگر بوده و در دست‏يابى به همديگر، كه جانشان آرام گرفته، به آرامش و سكون دست مى‏يابند: «و از نشانه‏هاى او اينكه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد، و در ميان شما مودت و رحمت قرار داد. در اين نشانه‏هاى است براى گروهى كه تفكر مى‏كنند.» (روم: 21)

بر مبناى درك و تحليل هستى‏شناسانه از انسان است كه همه امكانات موجود در عالم آفرينش، از جمله تشكيل خانواده در راستاى تأمين سعادت انسان معنا مى‏يابد. خانواده عنصر اساسى است كه نقش بى‏بديل و تعيين‏كننده در چگونگى شكل‏گيرى شخصيت انسان دارد. از اين‏رو، خانواده در كانون توجه اسلام قرار گرفته، بايدها و نبايدهاى آن به طور شفاف و صريح مشخص گرديده است. از همين خاستگاه است كه بخش مهم از كارويژه‏هاى خانواده مطلوب اسلامى، با خانواده‏هاى ديگر تمايز مى‏يابد. تحليل نقش خانواده در تنظيم رفتار جنسى از منظر اسلام، بايد در چنين چارچوبى انجام پذيرد، تا بايدها و نبايدهاى كاركردى آن متناسب با همين منطق قابل درك و دريافت گردد. پرسش‏هاى اساسى اين پژوهش اين است كه غريزه جنسى چيست؟ و شاخص‏هاى كاركرد تنظيم رفتار جنسى در خانواده مطلوب اسلامى كدامند؟

چيستى غريزه جنسى

در لغت، «غريزه» به معناى سرشت، طبيعت، خليقه، خلقت، جبلت، فطرت، طينت و نهاد آمده است. غريزه عبارت از استعدادى است كه حيوان را خود به خود، يعنى پيش از تجربه به اجراى اعمال مفيد، با معنا و پيچيده بر مى‏انگيزد و قواى او را بدون احتياج به اكتساب تعديل مى‏كند.180 غريزه چيزى نيست جز استعداد و تمايل طبيعى در حيوان، كه موجب رفتارهاى خاص مى‏گردد. غريزه جنسى تمايل فطرى و طبيعى به رفتار همسرخواهى و آميزش جنسى مى‏باشد.181

«غريزه» در اصطلاح، به گونه‏هاى متعدد و در ظاهر متفاوتى تعريف گرديده است. اما در واقع همه اين تعاريف، بسط معناى لغوى غريزه مى‏باشد. غريزه، پاسخ يا عكس‏العملى غيرارادى از سوى يك حيوان، در قبال يك محرك خارجى است كه به يك رفتار قابل پيش‏بينى و نسبتا ثابت منجر شود. غريزه، توانايى ذاتى براى انجام يك تكليف رفتارى پيچيده است. غريزه، توانايى فطرى است كه به هيچ‏گونه يادگيرى نياز ندارد، موجود زنده را به فعاليت معينى برمى‏انگيزد. غريزه، تمايل ذاتى به ارضاى نيازهاى اساسى، و بخصوص زيستى است كه در تمام موجودات از يك نوع موجود مى‏باشد.182 با توجه به مجموع اين تعاريف، غريزه عبارت است از: توانايى ذاتى و غيراكتسابى كه براى ارضاى نيازهاى اساسى، رفتارهاى خاص را شكل مى‏دهد.

غريزه جنسى يكى از غرايز مادى (فيزيولوژيك) و ثانويه انسان مى‏باشد؛ يعنى تمايل طبيعى است كه در طبيعت انسان سرشته شده است. اين غريزه، به اين دليل ثانويه است كه اگر مانند غرايز اوليه نظير: گرسنگى، تشنگى و خواب، ارضا نگردد، يا درست ارضا نشود، موجب مرگ نمى‏گردد، اما اختلال در آن، موجب اختلالات فراوانى در جسم و روان انسان مى‏شود. مانند بيمارى‏هاى روانى همچون وسواس و افسردگى، بيمارى‏هاى جنسى مانند سردمزاجى و ناتوانى جنسى، انحرافات جنسى، بزهكارى و جنايت.183

غريزه جنسى، هرچند خاستگاه زيستى دارد، اما داراى ساختار عمدتا روانى ـ عاطفى مى‏باشد. غريزه جنسى صرف تمايل براى اتصال جسمى و ارضاى يك غريزه فيزيولوژيكى نيست، بلكه ساختارى طبيعى، متشكل از مجموعه‏اى از نيازها، احساس‏ها، توانمندى‏هاى بدنى و روانى است كه آثار روانى، عاطفى، اخلاقى، معنوى و اجتماعى فراوانى در بر دارد.184

نشانه‏ها و علايم تمايل جنسى در انسان‏ها، مدت‏ها پيش از دوره بلوغ ظاهر مى‏شود، ولى فعاليت جدى آن همراه با بلوغ جنسى و به دنبال پاره‏اى تغييرهاى هرمونى و جسمى آغاز مى‏گردد. فعال شدن غريزه جنسى هرچند موجب بروز رفتارهاى جنسى مى‏گردد، اما رفتارهاى جنسى را نبايد به طور كامل تحت تأثير عوامل غريزى دانست؛ زيرا جنبه‏هاى اجتماعى و يادگرفتنى رفتار جنسى نيز نقش بسيار مهم در كم و كيف آن ايفا مى‏كنند. تا آنجا كه عده‏اى منشأ زيستى و غريزى رفتارجنسى را اساسا منكر شده و پديده‏هاى مثل همجنس‏گرايى را شاهدى بر بنا شدن رفتار جنسى بر جنبه‏هاى اجتماعى ـ تاريخى دانسته‏اند.185 مراد از غريزه جنسى در واقع تمايل طبيعى جنسى است كه داراى ساختار عمدتا روانى ـ عاطفى مى‏باشد و تحت تأثير عوامل اجتماعى ـ تاريخى، رفتار خاص جنسى را شكل مى‏دهد.

مديريت نياز جنسى

تعادل انسان، زاده تأمين نيازهاى اساسى اوست. وقتى نيازى شكل مى‏گيرد، بى‏قرارى در وجود انسان به وجود مى‏آيد. تمام فكر، عواطف و رفتارهايش معطوف به آن نياز گرديده و تعادل خويش را از دست مى‏دهد. تنظيم نيازهاى اساسى، بخصوص تنظيم نياز جنسى نيازمند مديريت درست است. همان‏گونه كه سركوب غريزه جنسى موجب اختلال جسمى و روانى مى‏گردد، ارضاى نادرست آن نيز مخرب و تباه‏كننده مى‏باشد. توجه به مناسبات جنسى در دنياى معاصر، بخصوص لذت‏گرايى و آزادى‏هاى جنسى ناشى از تفكر و فرهنگ ليبراليستى غرب، به خوبى گويايى اين واقعيت مى‏باشد.

تحول در ساختار اجتماعى و فرهنگى جوامع جديد، ذهنيت انسان معاصر را نيز متحول نموده و تغييرات جدى در عرصه مناسبات جنسى انسان‏ها ايجاد نموده است. در گذشته كه از آن به جوامع سنتى ياد مى‏شود، مردان و زنان بر مبناى اخلاق جنسى، يعنى حيا و عفت، به امور جنسى مى‏نگرستند، تجربه و آگاهى جنسى‏شان محدود و غالبا منحصر به همسر قانونى‏شان مى‏گرديد. اما در دنياى جديد، فرهنگ جنسى متأثير از فرهنگ فراگير تجارت‏پيشه‏گى سرمايه‏دارى، فارغ از الزامات اخلاقى شكل گرفته و رواج مى‏يابد.

در دنياى ماشينى امروز، لذت و تمايلات جنسى تبديل به منبع مهم تجارى گرديده است. روسپى‏گرى، قاچاق و تجارت زنان و دختران، استفاده ابزارى از جذابيت‏هاى جسمى و جنسى زنان براى تبليغ كالاهاى تجارتى، توليد انبوه وسايل آرايشى و... پديده‏هايى است كه معطوف به جذابيت جنسى زنان پديد آمده است. در چنين بستر غيراخلاقى است كه نه تنها قداست خانواده در غرب شكسته شده كه خانه تبديل به خابگاه مى‏گردد.

بحران خانواده، بهاى سنگينى است كه غرب در قبال آزادى‏هاى جنسى پرداخت مى‏كند. ازدواج و تشكيل خانواده در انديشه انسان غربى، اهميت مبنايى خود را از دست داده است؛ يعنى نرخ ازدواج و بارورى هر دو، تنزل كرده، تعداد طلاق‏ها و ولادت‏هاى نامشروع افزايش يافته است. همزيستى خارج از چارچوب ازدواج رو به فزونى نهاده است و معناى چنين تحولى اين است كه مرز بين رفتارهاى مشروع و نامشروع به تدريج مبهم مى‏شود. به عنوان مثال، در سوئد چهل درصد از نوزادان حاصل ازدواج رسمى نيستند. طلاق نيز قباحت خود را از دست داده و تبديل به امر عادى و متعارف گرديده است.186

در جوامع اسلامى، هرچند خانواده‏ها بر بنيان فرهنگ غنى اسلام استوار مى‏باشد، اما نبايد از آسيب‏ديدگى و تأثيرپذيرى آن، از الزامات فرهنگى دنياى جديد غفلت نمود. در دنياى معاصر، همان‏گونه كه ساختارهاى اجتماعى و فرهنگ عمومى تغيير كرده است، ذائقه جنسى انسان‏ها نيز تغيير نموده است. در گذشته ساختارهاى فرهنگى، حيا، صبر جنسى و عفت را نهادينه مى‏كرد و خانواده را به مثابه نهادى مقدس معرفى مى‏نمود كه پاسداشت آن، پذيرش محدوديت‏ها را ممكن مى‏ساخت. اما امروزه هم فناورى‏هاى جديد رسانه‏اى، تنوع‏طلبى جنسى را رواج مى‏دهند، هم اهميت حيا، غيرت و تقدس خانواده كم‏كم جاى خود را به فردگرايى و كام‏روايى مى‏دهد. در چنين فرايند است كه آستانه رضايت‏مندى جنسى افراد افزايش يافته، پديده نارضايتى جنسى در روابط زناشويى شكل مى‏گيرد و روابط جنسى نامشروع افزايش مى‏يابد.187

كارشناسان امور خانواده نيز معتقدند كه اختلال در مناسبات جنسى زن و شوهر، نظام خانواده را مختل نموده و تهديد به فروپاشى مى‏نمايد. برخى كارشناسان، ضمن مرتبط دانستن نوع مشكلات ميان زوجين با فرهنگ مردم هر منطقه، يكى از مشكلات اساسى مراجعان را سوءظن به همسر مى‏داند؛ مردانى كه به دليل شرايط اجتماعى از فريب خوردن مى‏ترسند و خوش‏بينى به همسرشان را نوعى حماقت مى‏دانند، يا زنانى كه تصور مى‏كنند همسرشان در زندگى خود عشق ديگرى دارد، يا در روابط با زنان ديگر، حريم‏ها را رعايت نمى‏كند؛ بخشى از اين سوءظن‏ها ناشى از بدبينى است و بخشى ديگر به خاطر شكسته شدن مرزها و حريم‏هاى جامعه مى‏باشد.188 برخى كارشناسان اختلالات جنسى را ريشه اصلى حدود 50 درصد از طلاق‏هاى كشور مى‏داند. كه ممكن است بسيارى از زوجين مشكلات ظاهرى و سطحى مانند تنفر از يكديگر، مشكلات رفاهى و اقتصادى يا جرّ و بحث‏هاى خانوادگى را دليل طلاق معرفى كنند، اما بررسى‏هاى عميق‏تر، اختلال در روابط زناشويى را نشان مى‏دهد. وى به استناد آمارهاى موجود بيان مى‏كند كه حدود 30 درصد از زنان و 30 تا 40 درصد از مردان كشور اختلالات جنسى دارند.189 پرسش اساسى كه در چنين شرايطى مطرح مى‏باشد، اين است كه زنان و مردان چگونه مى‏توانند نياز جنسى خويش را در قالب خانواده مديريت نمايند؟ از نظر اسلام راه درست ارضاى نياز جنسى چيست؟

غريزه جنسى به عنوان يكى از طبيعى‏ترين غرايز انسانى، در يك فرايند پيچيده روانى ـ عاطفى اشباع‏شدنى است. فرايند ارتباط جنسى داراى ابعاد و مراحل سه‏گانه مراقبتى، انگيزشى و آميزشى مى‏باشد؛ مديريت نياز جنسى، يعنى مديريت كشش جنسى در اين مراحل. از منظر اسلام، زن و مرد به لحاظ موقعيت شوهرى و بانويى كه دارند، داراى وظايف شفاف و روشن در ابعاد و مراحل ياد شده مى‏باشند. از طريق انجام اين وظايف، نيازهاى جنسى زن و شوهر به بهترين شكل ممكن تأمين گرديده، نظام خانواده بهترين قالب براى بيان عشق پاك و پرورش انسان‏هاى صالح مى‏گردد.

الف. مراقبت جنسى

عفت و پاكدامنى نقش تعيين‏كننده در ارضاى درست نياز جنسى زن و شوهر دارد. حفظ حرمت ناموسى يعنى وفادارى عاطفى و عدم خيانت جنسى، توجه و عواطف آنها را معطوف به همديگر مى‏سازد. زن و مردى، كه صرفا به همسر خويش مى‏انديشد، تمايلات و احساسات جنسى خود را ملك شخصى شريك زندگى‏اش مى‏داند. با عطش جنسى، ارتباط جنسى برقرار نموده و بيشترين لذت جنسى را تجربه مى‏نمايند. مرد شتابان به خانه برمى‏گردد، زن با آرايش و دلربايى، به استقبال او مى‏شتابد. اما وقتى كه حريم‏هاى جنسى مى‏شكند، انگيزه حريم داشتن به خاموشى مى‏گرايد، تماس و تجربه با جنس مخالف، همه‏جا و همه وقت امكان‏پذير مى‏گردد. آرزوى هرچه زودتر به يكديگر رسيدن، توجيه خود را از دست مى‏دهد. تصور زود به خانه بازگشتن، ديگر به مرد نهيب نمى‏زند. زن نيز چندان تب و تاب انتظار آمدن مرد را به خانه در خود احساس نمى‏كند.190 در چنين شرايطى زن و مرد نه تنها از ارتباط جنسى خويش لذت نمى‏برند، بلكه اساسا تمايل به برقرارى ارتباط جنسى با همديگر پيدا نمى‏كنند.

مارتين سگالين در كتاب جامعه‏شناسى تاريخى خانواده، سعى دارد از بهبودى و استوارى نهاد خانواده در جوامع غربى امروز دفاع نموده و استحكام آن را بر بنيان عشق و دلبستگى تحليل نمايد. خانواده پناهگاه و كانون ويژه‏اى براى نياز عاطفى ماست. تمامى گرماى آن دسته از روابط اجتماعى، كه در گذشته وجود داشت، اينك فشرده‏تر و با شدتى بيشتر بر اعضاى خانواده تك‏هسته‏اى تمركز يافته‏اند.191 زنان و مردان، به اين دليل به ازدواج روى مى‏آورند كه به يكديگر عشق مى‏ورزند، و به اين سبب متأهل باقى مى‏مانند كه ازدواج متعالى‏ترين قالب براى بيان عشق است.192

واقعيت اين است كه ازدواج و تشكيل خانواده، زمانى متعالى‏ترين بستر عشق مى‏گردد كه زن و شوهر متعهد و وفادار به عشق خويش باشند. تعالى خانواده در گرو عشق متعالى است. تعالى عشق، در عشق انحصارى است. در جامعه‏اى كه عشق، بازارى گرديده و در روابط آزاد جنسى به ابتذال كشيده مى‏شود. عشق و دلبستگى، محبت و همدلى در قالب خانواده نيز فرو مى‏ريزد. لاراشلسينگر مشاور خانواده در كتاب خود، نامه زنى را نقل مى‏كند كه از 16 سالگى به روسپى‏گرى اشتغال داشته است: «اكثر مراجعينم مردانى متأهل بودند و بيش از نود درصد آنها حتى به من دست هم نزدند، آنها به من پول مى‏دادند تا كارهايى را كه همسرانشان از انجام دادن آن سرباز مى‏زدند، برايشان انجام دهم. اشتباه نكنيد به هيچ وجه در مورد روابط جنسى، صحبت نمى‏كنم، بلكه منظورم كارهايى نظير گوش دادن به حرف‏هايشان، درست كردن نوشيدنى، روشن كردن سيگار، محبت و توجه كردن به آنان است.»193

در منطق وحيانى دين، چارچوب كلى وفادارى و تعهد جنسى در قالب مؤلفه‏هاى ذيل، يعنى محرمات جنسى قابل شناسايى است. مراد از محرمات جنسى در اين پژوهش، آن دسته از محرماتى است كه ارتباط مسقيم به روابط جنسى زن و شوهر دارد؛ يعنى آلودگى به اين محرمات آستانه رضايت‏مندى و حرص جنسى آنها را افزايش داده و روابط جنسى‏شان را مختل مى‏سازد. پرهيز از اين محرمات، زمينه‏ساز كام‏روايى جنسى آنها به حساب مى‏آيد. به اين معنا كه كم‏ترين پيامد آلودگى به محرمات جنسى، ذائقه جنسى افراد را تغيير داده و كاركرد خانواده در تنظيم رفتار جنسى را تضعيف مى‏نمايد. در چنين شرايطى، پديده‏هايى همچون زنا با محارم، تجاوز جنسى به كودكان و انواع ديگر روابط نامشروع، آن هم توسط افراد متأهل شكل مى‏گيرد.194 دين قواعد و هنجارهاى رفتارى را در حوزه روابط جنسى تشريع نموده است ـ رعايت آنها رضايت‏مند جنسى را در حد نگه مى‏دارد كه افراد بيشترين لذت جنسى را از ارتباط جنسى مشروع خويش به دست آورده و فرهنگ عفاف و پاكدامنى را در جامعه حاكم مى‏نمايد.

1. پرهيز از روابط جنسى نامشروع: عهد و پيمان زناشويى بر بنيان وفادارى و عدم خيانت استوار مى‏باشد. وفادارى ناظر به تعهد عاطفى است و عدم خيانت، به معناى تعهد در روابط جنسى مى‏باشد. زن و شوهر پيمان مى‏بندند كه عواطف جنسى خويش را نثار يكديگر نموده و هيچ‏گاه تمايلات جنسى خود را بر خلاف الزامات عقد نكاح ارضا ننمايند. ارتباط جنسى نامشروع، عهد و پيمان ازدواج را مى‏شكند و فرايند تأمين نياز جنسى در خانواده را مختل مى‏سازد. به برخى از اين رفتارهاى تباه‏كننده عبارتند از:

الف. زنا: حضرت على عليه‏السلام مى‏فرمايند: «زنا نكنيد كه لذت همسر خويش را از دست مى‏دهيد. عفيف باشيد تا زنانتان عفيف و پاكدامن باشند. قبيله فلان زنا مى‏كردند، زنانشان زناكار شدند.»195

رسول اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله مى‏فرمايند: «در تورات نوشته شده كه خداوند فرموده: من قاتل قاتلان و فقيركننده زانيان هستم. زنا نكنيد تا با زنانتان زنا نكنند؛ چون هر عمل عكس‏العملى دارد.»196

امام صادق عليه‏السلام در حديث مفصلى درباره ناهنجارى‏هاى جنسى، كه جوامع گرفتار آن خواهند شد، مى‏فرمايد: «گروهى از زنان، از راه خودفروشى زندگى خواهند گذراند... زنا، مورد مدح و ستايش زنان قرار مى‏گيرد... ديدگاه گروهى اين است كه بهترين خانواده، خانواده‏اى است كه براى فسق و خودفروشى زنان، به آنان كمك مى‏كنند... با محرمان خود، زنا مى‏كنند. از اين طريق، به ارضاى شهوت مى‏پردازند و ازدواج نمى‏كنند... خواهيد ديد كه مرد، زن و كنيز خود را در قبال اندكى آب و نان كرايه مى‏دهد و به همين رضايت مى‏دهد... خواهيد ديد كه زنان، خودشان را به كافران مى‏بخشند... با اين وصف، بايد از چنين افرادى كناره‏گيرى نماييد و براى نجات از اين مهلكه‏ها، دعا كنيد.»197

ب. همجنس‏گرايى: قرآن كريم مى‏فرمايد: «آيا شما به جاى زنان، از روى شهوت به سراغ مردان مى‏رويد؟! شما قوم نادانيد.» (نحل: 55) همچنين مى‏فرمايد: «و لوط را فرستاديم هنگام كه به قوم خود گفت: شما عمل بسيار زشتى انجام مى‏دهيد كه هيچ‏يك از مردم جهان، پيش ازشما آن را انجام نداده است. آيا شما به سراغ مردان مى‏رويد و راه (تداوم نسل انسان) را قطع مى‏كنيد و در مجلستان اعمال ناپسند انجام مى‏دهيد؟!» (عنكبوت: 28ـ29)

حضرت على عليه‏السلام مى‏فرمايند: «سحق در مورد زنان مانند لواط در مورد مردان است.»198 پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آلهمى‏فرمايند: «مساحقه زنان با يكديگر زناست.»199

ج. بازى جنسى با حيوان: پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله مى‏فرمايند: «هر فرد كه با حيوانى آميزش كند، مورد لعن خداوند متعال است.»200

2. پرهيز از نگاه به نامحرم: نگاه دروازه شهوت است. از طريق نگاه به امور و پديده‏هاى شهوانى است كه بى‏قرارى جنسى در روان انسان ايجاد مى‏شود. انحرافات جنسى ريشه در نگاه‏هاى آلوده جنسى دارد. با مهار و كنترل نگاه است كه آرامش جنسى افراد حفظ مى‏گردد. نظام مقدس خانواده مستحكم گرديده و مناسبات جنسى زن و شوهر لذت‏بخش مى‏شود. از اين‏رو، در اسلام نگاه به نامحرم و محرمات به شدت تقبيح گرديده، پاكى چشم و كنترل نگاه عبادت دانسته مى‏شود.

قرآن كريم مى‏فرمايد: «اى پيامبر به مردان مؤمن بگو: چشم‏هاى خود را از نگاه به نامحرمان فرو گيرند. عفاف خود را حفظ كنند، اين براى آنان پاكيزه‏تر است؛ زيرا خدا به آنچه مى‏كنند آگاه است. و به زنان با ايمان بگو چشم‏هاى خود را فروگيرند و دامان خويش را حفظ كنند.» (نور: 30ـ31)

حضرت على عليه‏السلام مى‏فرمايند: «هر كس زنى را ديد و از او خوشش آمد بايد با همسر خويش مقاربت كند چون زنان مثل هم مى‏باشند.»201

حضرت عيسى عليه‏السلام مى‏فرمايند: «به آنچه براى تو حلال نيست، نگاه تيز و تند نداشته باش؛ زيرا تا وقتى كه چشم خود را حفظ نمايى زنا نمى‏كنى و اگر بتوانى به لباس زنى كه براى تو حلال نيست، نگاه نكنى چنين كن.»202

امام رضا عليه‏السلام مى‏فرمايند: «خداوند نگاه كردن به موهاى زنان باحجابى كه ازدواج كرده‏اند و غير آنها را از آن جهت حرام كرده كه نگاه به آنان باعث تحريك جنسى مى‏شود.»203

امام صادق عليه‏السلام فرمود: «نگاه‏بعداز نگاه، قلب را شهوانى مى‏سازد و همين براى گمراهى صاحب‏آن كافى است.»204

پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله مى‏فرمايند: «از نگاه اضافى بپرهيز؛ زيرا بذر هوا وهوس‏رادردل‏مى‏كاردوموجب‏غفلت‏مى‏گردد.»205

پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله مى‏فرمايند: «غضب شديد و طاقت‏فرساى خداوند دامنگير زن شوهردارى است كه چشم‏هاى ناپاكش، از نگاه‏هاى آلوده و شهوتبار به مردان اجنبى پر شده‏است.»206 همچنين مى‏فرمايند: «كسى كه از نگاه حرام خود را ارضا كند، خدا در قيامت چشمانش را پر از آتش خواهد كرد، مگر اينكه توبه كند و از آن رفتارش دست بردارد.»207

3. حفظ حجاب و پرهيز از رفتارهاى محرك: بحث حجاب در جامعه اسلامى ايران، با بسيارى از جوامع ديگر متفاوت مى‏باشد. تغيير در پوشش و الگوى آرايش در اينجا، فقط تغيير در پوشش به معناى اينكه يكى از وجوه فرهنگى عوض شده نيست، بلكه با نوعى پيام جنسى و رفتار غيراخلاقى همراه است. به اين معنا كه در كشورهاى غربى، به پديده بى‏حجابى عادى نگاه مى‏شود و پوشش، رفتار يا عمل زنان، بيانگر پيام جنسى محسوب نمى‏شود، در حالى كه در كشور ما بى‏حجابى، حساسيت‏ها و پيام‏هاى غيراخلاقى و جنسى را تشديد مى‏كند.208 ممكن است هدف، انگيزه و نيت واقعى بسيارى از زنان بى‏حجاب و بدحجاب هرزه‏پوشى نباشد، اما بدپوشى‏شان چنين معناى را در فضاى عمومى جامعه منعكس مى‏كند. مراد از رفتار جنسى محرك، هر نوع گفتار، كردار و حالات شهوانى است كه ميل جنسى افراد را تحريك نموده و عفت عمومى را به مخاطره مى‏اندازد. هرچند رفتارهاى تحريك‏كننده براى مردان و زنان قبيح بوده و حرام مى‏باشد، اما از آنجايى كه مردها به راحتى تحريك گرديده و نسبت به زنان دچار بى‏قرارى جنسى مى‏شوند. در منابع دينى، توجه بيشتر به تقبيح رفتارهاى اغواكننده زنان گرديده است. به همين دليل، در اين مبحث بيشتر به مسائل مربوط به زن‏ها اشاره مى‏شود.

قرآن كريم مى‏فرمايند: «و به زنا با ايمان بگو چشم‏هاى خود را فرو گيرند، و دامان خويش را حفظ كنند و زينت خود را آشكار ننمايند، و روسرى‏هاى خود را بر سينه خود افگنند، و زينت خود را آشكار نسازند، مگر براى شوهرانشان، يا پدرانشان، يا پدر شوهرانشان، يا پسرانشان، يا برادرانشان، يا پسران برادرانشان، يا پسران خواهرانشان، يا زنان هم كيششان، يا بردگانشان، يا افراد سفيه كه تمايلى به زن ندارند، يا كودكانى كه از امور جنسى مربوط به زنان آگاه نيستند؛ و هنگام راه رفتن پاهاى خود را به زمين نزنند تا زينت پنهانى‏شان دانسته شود (و صداى خلخال كه بر پا دارند به گوش رسد) و همگى به سوى خدا باز گرديد اى مؤمنان، تا رستگار شويد.» (نور: 31)

همچنين مى‏فرمايد: «اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! بردگان شما، و همچنين كودكانتان كه به حدّ بلوغ نرسيده‏اند، در سه وقت بايد از شما اجازه بگيرند: پيش از نماز صبح، و نيمروز هنگامى كه لباس‏هاى (معمولى) خود را بيرون مى‏آوريد، و بعد از نماز عشا. اين سه وقت خصوصى براى شماست. اما بعد از اين سه وقت، گناهى بر شما و بر آنان نيست و بر گرد يكديگر بگرديد. اين‏گونه خداوند آيات را براى شما بيان مى‏كند، و خداوند دانا و حكيم است! (نور: 58)

از آيه شريفه، به روشنى اين نكته قابل استفاده است كه زنان و مردان در جمع خانواده و محارم خويش نيز بايد حيا و عفت را رعايت نمايند. نبايد به دليل عدم لزوم حجاب، برهنگى، بدپوشى و رفتارهاى تحريك‏كننده جنسى داشته باشند.

امام صادق عليه‏السلام مى‏فرمايند: «بهترين زنان شما كسى است كه هرگاه با شوهرش خلوت كرد، لباس را درآورد و هرگاه لباس پوشيد همراه آن لباس حيا را بپوشد.»209

قرآن كريم مى‏فرمايند: «اى پيامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: كه روسرى‏هاى بلند خود را بر خويش فرو افكنند، اين كار براى اينكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند بهتر است؛ خداوند همواره آمرزنده رحيم است.» (احزاب: 59)

امام صادق عليه‏السلام مى‏فرمايند: «زن مسلمان نبايد روسرى و پيراهنى بپوشد كه بدنش را نمى‏پوشاند.»210

قرآن مى‏فرمايد: «اى همسران پيامبر! شما همچون يكى از زنان معمولى نيستيد اگر تقوا پيشه كنيد؛ پس به گونه‏اى هوس‏انگيز سخن نگوييد كه بيماردلان در شما طمع كنند، و سخن شايسته بگوييد.» (احزاب: 32)

رسول اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله مى‏فرمايند: «خدا زنان مردنما و مردان زن‏نما را لعنت كند.»211

همچنين آن حضرت مى‏فرمايند: «زمانى بعد از من خواهد آمد كه گروه‏هايى از مردها، همانند آرايش زن براى شوهرش، آرايش مى‏كنند.»212 اينها از مصادق گفته خداى متعال‏اند كه مى‏فرمايد: «بعد از مردم شايسته، كسانى آمدند كه نماز را ضايع كردند و از شهوات، پيروى نمودند. اينان به سرعت در گمراهى، غرق مى‏شوند.» (مريم: 59)

4. كنترل فكر و خيال: امام صادق عليه‏السلام از حضرت مسيح روايت كرده است كه مى‏فرمود: «موسى‏بن عمران به شما امر كرد كه زنا نكنيد و من به شما امر مى‏كنم كه فكر زنا را در خاطر نياوريد، چه رسد به عمل زنا؛ زيرا آنكه فكر زنا كند، مانند كسى است كه در عمارت زيبا و مزينى، آتش روشن كند دودهاى تيره آتش، زيبايى‏هاى عمارت را خراب مى‏كند. اگرچه عمارت آتش نگيرد؛ يعنى فكر گناه خواه ناخواه در قلب مردم تيرگى ايجاد مى‏كند و به صفا و پاكى دل آنها ضربه مى‏زند و چندعملاًمرتكب‏آن‏گناه‏نشوند.»213

5. كنترل حس لامسه: پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله مى‏فرمايند «هر كه با زنى نامحرم دست بدهد به خشم خدا گرفتار مى‏شود، و هر كه از روى حرام دست به گردن زنى بيفكند، او را با شيطان به زنجيرى آتشين مى‏بندند و هر دو را در آتش مى‏افكنند.»214

ابوبصير از امام صادق عليه‏السلام پرسيد: آيا مرد مى‏تواند با زنى نامحرم دست بدهد؟ فرمود: نه مگر از پس پارچه‏اى.215

پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرمودند: «اگر خواستيد كه يكى از محارم خود را از قبيل: خواهر، عمه و خاله، كه بالغ شده، ببوسيد پيشانى و سر او را ببوسيد و از بوسيدن لب يا صورت او خوددارى كنيد.»216

همچنين مى‏فرمايد: «هر كه پسرى را از روى شهوت ببوسد، خدا او راهزارسال در آتش عذاب خواهد كرد.»217

همچنين آن حضرت مى‏فرمايد: «دو مرد در يك لحاف نخوابند مگر به ضرورت، هريك زير روپوش و لباس خود بخوابند، و لحاف را روى هر دو بكشند، و هم چنين زنان، مرد نبايد با دختر و يا مادرش در يك لحاف بخوابد.»218

6. پرهيز از خلوت كردن با نامحرم: خلوت كردن زن و مرد نامحرم، بخصوص در جايى كه كسى وارد نمى‏شود، غريزه جنسى آنها را تحريك نموده و اثربخشى عوامل تحريكى ديگر را افزايش مى‏دهد.219 در محيط خلوت، زمينه نگاه‏هاى و گفت‏وگوهاى شهوانى آماده‏تر است. تمايلات جنسى به شدت افزايش يافته و وسوسه‏هاى شيطانى براى ارتكاب گناه و خيانت به همسر جدى‏تر مى‏شود. به همين دليل، خلوت كردن زن و مرد نامحرم در اسلام ممنوع است. رسول اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آلهمى‏فرمايند: «مرد نبايد با زن نامحرم به خلوت نشيند كه سومى‏شان شيطان است.»220 همچنين آن حضرت مى‏فرمايند: «بدانيد كه هيچ مردى با زن نامحرم خلوت نمى‏كند، جز آنكه سومى آنها شيطان است.»221

محمّد طيار گويد: وارد مدينه شدم و منزلى مى‏طلبيدم تا اجاره كنم. به خانه‏اى وارد شدم كه داراى دو اطاق بود و درى ميان آن دو قرار داشت. در يكى از آنها زنى زندگى مى‏كرد آن زن به من گفت: اين اطاق را اجاره كن، گفتم: اين دو اطاق به هم راه دارد و من جوان هستم، تو نيز جوانى و صلاح نيست گفت: تو اجاره كن من در را مى‏بندم، من پذيرفتم و متاعم را به آنجا بردم، بدو گفتم: در را ببند، گفت: از اينجا نسيم مى‏آيد بگذار باز باشد. گفتم: من و تو هر دو جوان هستيم در را ببند. گفت: تو در اطاقت بنشين و من در اطاق خود، نزد تو نمى‏آيم و به تو نزديك نمى‏شوم و از بستن در سر باز زد. من خدمت امام صادق عليه‏السلامرسيدم و ماجرا را عرض كردم. پرسيدم مى‏توانم آنجا بمانم؟ فرمود: از آنجا به جاى ديگر برو، زيرا هيچ مرد و زنى در مكانى خلوت نكنند، مگر آنكه شيطان سومى آنها باشد.»222

ممكن است خلوت كردن موجب لغزش افراد خاص نگردد، اما بر اساس مستندات فوق، افراد عادى معمولاً در چنين شرايطى، فريب وسوسه‏هاى شيطان را خورده، گرفتار ناهنجارى‏هاى جنسى مى‏گردند. اگر هم لغزشى صورت نگيرد، دست‏كم آنها را در معرض اتهام قرار داده و موجب كدورت عاطفى همسرانشان خواهد شد. بر اين اساس، زن و مرد نبايد با نامحرم خلوت نمايند.

ب. تحريك‏پذيرى و انگيزش جنسى

مرحله انگيزش جنسى، ناظر به اين واقعيت روان‏شناختى است كه لذت جنسى مبتنى بر نگاه جنسى، توان جنسى و تحريك جنسى مى‏باشد. از مجموع اينها، مى‏توان به عنوان زمينه‏سازى براى آميزش جنسى ياد نمود. به هر ميزانى كه انگيزش جنسى، يعنى مقدمات و زمينه‏هاى ارتباط جنسى فراهم باشد، به همان ميزان آميزش جنسى لذت‏بخش‏تر خواهد شد. مديريت نياز جنسى در اين مرحله، ناظر به فراهم ساختن زمينه‏سازى براى لذت بردن بيشتر از آميزش جنسى است.

1. مثبت‏نگرى: نوع اعتقاد و نگاهى كه افراد به عمل جنسى دارند، در انگيزش جنسى آنان مؤثر مى‏باشد. توجه زن و شوهر به اين واقعيت كه ارتباط جنسى آنها مهم‏ترين تقويت‏كننده پايه‏هاى زندگى مشترك‏شان به حساب مى‏آيد، موجب مى‏گردد كه تأمين نياز جنسى را ارزشمندترين كار در زندگى مشترك خود دانسته، و به آن اهميت بيشتر بدهند. هرگاه به لحاظ اعتقادى به ارزش و قداست ازدواج و اهميت مناسبات جنسى از منظر تكليف دينى توجه نمايند، درصدد بهتر و جذاب كردن آن بر مى‏آيند. در نتيجه، نياز جنسى آنها به بهترين شكل ممكن ارضا خواهد شد. بدين جهت، لازم است كه اشاره گذرا به ديدگاه اسلام راجع به ازدواج و نياز جنسى زن و شوهر شود، تا نوع نگاه انسان مسلمان در اين ارتباط روشن گردد.

اسلام غريزه جنسى را اولاً، يك امر طبيعى مى‏داند: «وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجا لِتَسْكُنُوا إِلَيها وَ جَعَلَ بَينَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَة إِنَّ فِى ذلِكَ لآياتٍ لِقَوْمٍ يتَفَكَّرُونَ» (روم: 21) در آيه شريفه، به چند نكته مهم اشاره گرديده است: 1. از اهداف آفرينش زن و مرد، رسيدن به آرامشى است كه اين دو، در ارتباط باهم خواهند داشت؛ 2. هريك از مرد و زن، به گونه‏اى آفريده شده‏اند كه به يكديگر نيازمندند و براى رفع نياز خود، به ديگرى متمايل و در تلاش مى‏باشند؛ 3. تلاش براى رفع نيازهاى فيزيولوژيكى و روانى ـ عاطفى، با ابراز محبت و مهربانى زن و مرد به يكديگر همراه است.223

ثانيا، دستور به ارضاى نياز جنسى داده و از سركوب آن منع مى‏نمايد: «اى مؤمنان، چيزهاى پاكيزه‏اى را كه خدا براى شما حلال كرده است حرام مسازيد، و (از حد شريعت) تجاوز مكنيد، كه خداوند متجاوزان را دوست ندارد.» (مائده: 87)، رفتار جنسى مشروع يكى از حلال‏هاى خداوند است و نبايد مورد انكار و نفى قرار گيرد.

امام صادق عليه‏السلام فرمود: «زن عثمان‏بن مظعون نزد پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله آمد و گفت: اى رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله عثمان، روزها روزه مى‏گيرد و شب‏ها به نماز مى‏ايستد. پس رسول خدا غضبناك شد. در حالى كه كفشش را به زمين مى‏كشيد، به سوى عثمان آمد و ديد كه نماز مى‏خواند. عثمان وقتى پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله را ديد، دست برداشت. پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود: خداوند مرا براى رهبانيت و گوشه‏گيرى نفرستاده، بلكه مرا به دين حنيف سهل و آسان مبعوث نموده. من روزه مى‏گيرم و نماز مى‏خوانم و با همسرانم هستم. پس هر كس فطرت مرا دوست دارد، بايد از سنّت من پيروى كند و از سنت من نكاح و ازدواج است.»224

ثالثا، بر ارضاى مشروع آن در قالب ازدواج دايم و يا موقت تأكيد مى‏نمايد: «بى‏همسران، بردگان و كنيزكان صالح خود را به همسرى ديگران دهيد. اگر تهيدست باشند، خداوند از بخشش خويش آنان را توانگر مى‏گرداند، و خداوند گشايشگر داناست.»225

پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله مى‏فرمايند: «ازدواج كنيد و ديگران را به ازدواج درآوريد در اين امر به آنها كمك كنيد، و بدانيد كه از خوشبختى فرد مسلمان، پرداختن هزينه ازدواج زن بى‏شوهر است. و هيچ چيز را خداى بزرگ در اسلام بيش از خانه‏هايى كه با ازدواج آباد شود، دوست ندارد.»226

فتح‏بن يزيد مى‏گويد: از حضرت درباره ازدواج موقّت سؤال كردم، فرمود: اين ازدواج حلال مطلق است براى كسى كه ازدواج دائم نكرده است. البته چنين شخصى بايد عفت خود را از راه ازدواج موقت محافظت نمايد.227

رابعا، لذت جنسى را نه تنها از بهترين لذت‏هاى دنيا معرفى مى‏نمايد كه محبت به همسر را از اخلاق انبيا عليهم‏السلامو از معيارهاى ايمان مى‏داند. رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود: «نماز نور چشم من است و لذت من با همسرانم مى‏باشد.»228 امام صادق عليه‏السلام مى‏فرمايد: «هرچه علاقه بنده به زنان بيشتر شود ايمان او هم بيشتر مى‏شود.»229

همچنين آن حضرت مى‏فرمايد: «هر كس علاقه‏مندى بيشتر به ما داشته باشد، همسران خويش را بيشتر دوست خواهد داشت.»230

2. توان جنسى: انگيزش و تحريك جنسى، ارتباط مستقيم با توانمندى و قوت جنسى دارد. ضعف جنسى هريك از زن و مرد، فرايند ارتباط جنسى آنها را مختل ساخته و در نتيجه، بنيان خانواده را متزلزل مى‏نمايد. هرگاه نياز جنسى زن و شوهر در خانواده اشباع نشود، در پى ارضاى آن در بيرون از خانواده خواهند رفت. از اين‏رو، بى‏عفتى در جامعه شكل گرفته و پديده بى‏وفايى و خيانت همسران، نسبت به همديگر شكل مى‏گيرد. وقتى مردى در كنار زنى احساس خوبى نداشته باشد، او را ترك مى‏گويد و به سراغ زن ديگر مى‏رود، موضوع اين نيست كه او عاشق زن ديگر است، وقتى او به زن ديگر پناه مى‏برد، عاشق احساسى است كه به خود دارد.231 براين اساس، زن و مردى كه احساس ضعف و ناتوانى جنسى نمايند، لازم است كه براى پاسخ دادن به نياز جنسى همسر خويش، خود را تقويت و درمان نمايند.

قوت و ناتوانى جنسى، ارتباط مستقيم با نوع تغذيه انسان دارد. برخى غذاها، غريزه جنسى را تقويت مى‏كند. در مقابل، نخوردن اين نوع غذاها يا خوردن برخى مواد غذاى ديگر موجب كاهش ميل جنسى مى‏گردد. از آنجايى كه اين مسئله يك مسئله كاملاً پزشكى است، انتظار نمى‏رود كه دين به بيان راه‏هاى درمان آن پرداخته باشد. صرفا از باب توجه اسلام به اين مسائل، به برخى از احاديث اشاره مى‏شود.

پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در ضمن توصيف خرماى برنى، فرمود: «در آن نُه خاصيت است: كمر را محكم، شيطان را فلج، و غذا را هضم، و دهان را خوشبو مى‏كند، به نيروى شنوايى و بينايى مى‏افزايد، و انسان را به خداى عزّوجل نزديك مى‏نمايد، و از شيطان دور مى‏سازد، و بر نيروى آميزش مى‏افزايد، و درد را برطرف مى‏كند.»232

از معصوم عليه‏السلام روايت شده است كه فرمود: «خوردن گوشت موجب تقويت بينايى و شنوايى مى‏گردد و خوردن آن با تخم مرغ غريزه جنسى را افزايش مى‏دهد.»233

راوى مى‏گويد: از امام صادق عليه‏السلام شنيدم كه مى‏فرمود: پياز بخوريد كه داراى سه خاصيت است: دهان را خوشبو مى‏سازد، لثه‏ها را مستحكم مى‏نمايد، آب بدن و توان جنسى را افزايش مى‏دهد.»234

3. تفاوت غريزه جنسى زن و مرد: غريزه جنسى با شيوه‏هاى گوناگون قابل تحريك مى‏باشد. هرگاه تحريك جنسى با شيوه متناسب با توقعات زن و مرد صورت پذيرد، معمولاً شدت پاسخ به سرعت افزايش مى‏يابد. اگر روش تحريكى از نظر فيزيكى يا روانى، نامناسب باشد يا قطع شود، ممكن است مرحله انگيزش، بسيار طولانى يا حتى قطع شود.235 از آنجايى كه زن و مرد، داراى غريزه و شهوت جنسى متفاوت مى‏باشند، شيوه تحريكى آنها نيز متفاوت خواهد بود. توجه به اين تفاوت‏ها پاسنگ اصلى مديريت درست و كاميابى بيشتر از نياز جنسى محسوب مى‏شود.

انگيزه جنسى در زن به صورت دوره‏اى است، يعنى در دوره‏اى انگيزه او بشتر و در دوره ديگر انگيزه‏اش كمتر مى‏باشد. ولى در مرد اين محدوديت وجود ندارد. مرد را مى‏توان به توده برگ خشك و زن را با زغال مقايسه كرد. زدن يك جرقه سبب آتش گرفتن سريع برگ‏هاى خشك مى‏شود. در حالى كه، براى آتش گرفتن زغال وقتى بيشترى لازم است.236 بى‏قرارى جنسى در مردان موجب مى‏گردد كه به راحتى تحريك گرديده و به راحتى اشباع شوند، اما حيا و صبر نيرومند در زنان، شهوت نيرومند آنها را كنترل مى‏نمايد. به همين دليل، زنان به راحتى تحريك نگرديده و به سرعت ارضا نمى‏شوند. مردان در برابر محرك‏هاى روانى ـ جنسى بيشترى مانند عريانى، رفتار عشوه‏گرايانه، كتاب‏ها و فيلم‏هاى شهوت‏انگيز برانگيخته مى‏شوند. اما تحريك زنان خيلى زود و با ديدن يك زيبايى انجام نمى‏شود.237

مردان بشترين لذت را در زمان آميزش دارند، اما زنان زمانى بشترين شادى را حس مى‏كنند كه در آغوش گرفته شوند و بوسيده شوند.238 مرد محبت مى‏كند براى روابط جنسى، زن روابط جنسى برقرار مى‏كند براى محبت. بسيارى از مردان در بيان احساس خود مشكل دارند. براى مردان، نشان دادن عشق خود از طريق آميزش بسيار راحت‏تر از بيان لفظى آن است.239

در منابع دينى نيز به اين تفاوت‏ها توجه شده است. از اين‏رو، هريك از زن و شوهر در برقرارى ارتباط جنسى داراى وظايف جنسى نسبتا متفاوتى دانسته شده‏اند. در اينجا، به برخى از احاديث ناظر به اصل تفاوت، تفاوت در ميزان صبر و شكيبايى جنسى و تفاوت در چگونگى ابراز محبت آنان اشاره مى‏شود.

الف. تفاوت در صبر و شكيبايى جنسى: حضرت على عليه‏السلامفرمود: «همانا خداى تبارك و تعالى ميل زناشويى را ده سهم قرار داده است كه نُه سهم آن در زنان است و يك سهم در مردان. اگر نبود آن مقدار حيا، كه خداى عزّوجل به مقدار شهوت در زنان قرار داده، به هر مردى نه زن درمى‏آويخت.»240

امام صادق عليه‏السلام فرمود: «راستى خداى عزّوجل براى زن توانايى صبر ده مرد را قرار داده و چون به هيجان آيد، نيروى شهوت ده مرد را دارد.»241

امام صادق عليه‏السلام فرمود: «به زنان شهوت و صبر دوازده مرد اعطا شده است.»242

از ابى‏بصير روايت شده كه گفت: شنيدم امام صادق عليه‏السلاممى‏فرمود: در كاميابى، لذّت زن نود و نه برابر مرد است، اما خداوند عزّوجل پرده حيا را بر او افكنده، و اظهار نمى‏كند.»243

ب. وظايف متفاوت جنسى: تمايلات جنسى متفاوت در زن و مرد، منشأ رفتارهاى متفاوت جنسى آنان مى‏گردد. از اين‏رو، احكام تكليفى جنسى زن و مرد در اسلام نيز به شكل نسبتا متفاوتى تشريع مى‏گردد؛ به اين معنا كه هركدام از زن و شوهر مكلف هستند كه متناسب با ساختار غريزه جنسى همسر خويش عمل نمايند. در اينجا به برخى مستندات آن اشاره مى‏شود:

1. مردان و لذت آميزش: زنان با توجه به بى‏قرارى جنسى مردان، موظف مى‏باشند كه نسبت به درخواست جنسى همسر خويش تعلل نكرده و حتى اجازه ندارند كه نماز خود را طولانى نمايند. پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود: «خدا لعنت كند زنى را كه شوهرش او را به بسترش مى‏خواند و او مى‏گويد كمى بعد، تا شوهرش به خواب رود.»244 «هرگاه مردى از همسرش تقاضاى همخوابى كند، زن بايد هرچند بر سر تنور هم باشد، به او پاسخ مثبت دهد.»245 همچنين فرمود: «زنان نبايد به خاطر جلوگيرى از استمتاع شوهران خود، نماز خود را طولانى كنند.»246 «هرگاه مردى به همسرش پيشنهاد همبسترى بدهد و زن امتناع ورزد، و مرد خشمناك شب را به سر آورد، ملائك خدا تا صبح زن را نفرين خواهند كرد.»247

امام صادق عليه‏السلام فرمود: «بانو بايد شب و روز خود را در اختيار شوهر قرار دهد.»248

2. زنان و لذت هم‏آغوشى: مردها نيز وظيفه دارند كه اولاً، تمايلات جنسى همسر خويش را ارضا نموده، بيش از چهار ماه از او دورى نكند. ثانيا، در هر چهار شب يك شب بايد همسر خويش را در آغوش گيرد؛ چون همان‏گونه كه مردان لذت را در آميزش جنسى مى‏بينند، زنان لذت جنسى را در هم‏آغوشى جست‏وجو مى‏كنند: صفوان‏بن يحيى از حضرت رضا عليه‏السلام سؤال كرد: درباره مردى كه داراى همسر جوانى است و همبسترى با او را يك ماه يا يك سال ترك مى‏كند و به او نزديك نمى‏شود. نه براى اينكه او را آزار رساند، بلكه مصيبتى ديده‏اند، آيا در اين عمل گناهكار است؟ فرمود: اگر چهار ماه او را ترك كرده باشد نه، در بيشتر از آن گناه كار مى‏باشد، مگر با اذن و رضايت زوجه‏اش.249

محمدبن مسلم گويد: از امام صادق عليه‏السلام پرسيدم: مردى داراى دو زوجه آزاد است. يكى را بيش از ديگرى دوست دارد، چه حكمى دارد؟ فرمود: مى‏تواند سه شب نزد او باشد و يك شب نزد ديگرى، و چنانچه بخواهد چهار زن اختيار كند هريك بيش از يك شب نوبت ندارد، و از اين جهت مادامى كه چهار زن عقدى در حباله نكاح ندارد، حق دارد كه يكى را بر ديگرى ترجيح دهد.250

3. زنان تشنه محبت: ابراز محبت و عشق از عوامل مهم انگيزشى براى زنان تلقّى مى‏گردد.251 زنان دلداده دوست داشته شدن مى‏باشند. در قالب ابراز عواطف و احساسات است كه مى‏توان عواطف آنها را تحريك كرد و قلبشان را تسخير نمود.

رسول اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله مى‏فرمايد: «گفتن مرد به همسرش كه تو را دوست دارم، هرگز از قلب زن خارج نمى‏شود.»252

4. مردان تشنه عشوه‏گرى: مردان طالب عشوه و ناز همسران خويش مى‏باشند. عشوه‏گرى و دلربايى زنانه، از عوامل مهم انگيزشى در مردها به شمار مى‏رود.

امام صادق عليه‏السلام فرمود: «زن در زندگى با شوهر از سه چيز ناگزير است: يكى از آنها اظهار عشق به او با دلربايى و آراستگى مى‏باشد.»253

4. آراستگى و نظافت: آراستگى و جذابيت ظاهرى نيز از عناصر مهمى است كه عواطف مثبت زن و شوهر را معطوف به همديگر نموده و موجب تحريك‏پذيرى جنسى آنها مى‏شود.

امام رضا عليه‏السلام از پدرانشنقل مى‏كند: «بى‏عفتى زنان يهود نبود، مگر به خاطر بى‏توجى همسرانشان به آراستگى و نظافت خود. زن از تو همان انتظار را دارد كه تو از او انتظار دارى.»254

پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود: «لباس‏هاى خود را تميز كنيد و موهاى خود را اصلاح كنيد، مسواك بزنيد و آراسته و پاكيزه باشيد؛ زيرا يهوديان چنين نكردند و زنانشان زناكار شدند.»255

امام صادق عليه‏السلام فرمود: «زنان دوست دارند مردان خود را آن‏گونه آراسته ببينند كه مردان از زنان خود انتظار دارند.»256

ذروان مدائنى گويد: بر امام هادى عليه‏السلام وارد شدم كه تازه خضاب بسته بود. عرض كردم: جانم فداى شما! خضاب كرده‏ايد؟ فرمود: آرى خضاب را پاداش زياد است. نمى‏دانى كه آراستن مرد بر عفت زنان مى‏افزايد (مرد چون خود را تميز و زيبا بسازد همسرش به ديگرى رغبت نمى‏كند)، آيا تو دوست دارى وقتى به خانه مى‏روى همسر خود را ژوليده و ناآراسته ببينى؟ گفتم: نه فرمود: زن نيز چنين است.»257

حسن‏بن جهم گويد: به حضرت رضا عليه‏السلام عرض كردم: خضاب فرموده‏ايد؟ فرمود: آرى با حنا و كتم (نيل)، مگر نمى‏دانى كه اين كار سودى فراوان دارد كه زن دوست دارد در تو، همان زينت را ببيند كه دوست دارى تو در او ببينى، و زنانى از عفت بيرون شدند و فاسد گشتند و چنين نشدند، مگر به واسطه كم‏توجهى شواهرانشان به آرايش خود.»258

پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله مى‏فرمايند: «حنا ببنديد كه چشم را روشنى مى‏دهد، و موى را مى‏روياند و بو را خوش مى‏كند، و همسر را آرامش مى‏دهد.»259

همچنين آن حضرت فرمود: «به حنا خضاب كنيد كه به جوانى و زيبايى و قوه نكاح و طراوت و زيبايى چهره شما مى‏افزايد.»260

حضرت على عليه‏السلام نيز مى‏فرمايند: «زن مسلمان بايد خود را براى شوهرش خوشبو بسازد.»261

رسول اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله راجع به حق شوهر مى‏فرمايد: «زن بايد خود را با بهترين عطرها معطر نمايد و بهترين لباس‏هايش را بپوشد و به بهترين شكل آرايش كند و شب و روز خود را در اختيار شوهر قرار دهد.»262

ج. آميزش جنسى: پس از آنكه زن و مرد در مرحله انگيزشى، زمينه كافى براى برانگيختگى يكديگر فراهم ساختند، اقدام به آميزش نمايند. در منابع دينى بر اين نكته تأكيد جدى گرديده است كه آميزش نبايد بدون برانگيختى، بخصوص برانگيختگى زن صورت گيرد؛ چون زنان ديرتر از مردان برانگيخته مى‏شوند. عدم برانگيختگى زن قبل از آميزش، منجر به ناراحتى عصبى، پرخاشگرى و ديگر عوارض روانى ـ عاطفى براى زن گرديده. در نتيجه، از همسرش دلسرد مى‏شود.

در رساله ذهبيه از امام رضا عليه‏السلام نقل شده كه به كار جماع مپرداز مگر اينكه قبلاً به وسيله بازى، شوخى و... زن را آماده كنى. اين كارها موجب مى‏شود كه ميل غريزى زن تحريك شود و آب او جمع شود؛ زيرا آب او از سينه‏هاى او خارج مى‏گردد و آثار غلبه شهوت در صورتش و چشمانش پديد مى‏آيد. همان را كه تو از او مى‏خواهى، او نيز از تو مى‏طلبد.263

رسول اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله مى‏فرمايند: «هيچ زنى نبايد بخوابد تا خود را به شوهر عرضه كند. و مراد از عرضه داشتن اين است كه لباس را درآورد و به زير لحاف شوهر برود، و به او بچسبد.»264

امام على عليه‏السلام مى‏فرمايد: «هرگاه يكى از شما بخواهد با زنش نزديكى كند، نبايد او را به شتاب اندازد؛ زيرا زنان هم نيازهاى دارند.»265

امام صادق عليه‏السلام مى‏فرمايد: «به راستى كه برخى از شما با همسرتان چنان نزديكى مى‏كنيد كه چون از بستر شما برخيزد و به شخصى زنگى رسد بر وى درآويزد. پس هرگاه يكى از شما با عيال و همسرتان همبستر شديد، قبلاً با وى بازى و ملاعبت نماييد، سپس كام گيرد كه اين شيرين‏تر است.»266

رسول اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله روزى به همنشين‏هاى خود فرمود: «آيا مى‏دانيد كه ناتوانى چيست؟ عرض كردند: خدا و رسولش داناترند، فرمود: ناتوانى سه چيز است: ... سوم درباره كار زنان است، كه يكى از همسر خويش كام گيرد (از او لذت برد) با اينكه آن زن كامش را نگرفته. عبداللّه پسر عمرو عاص عرض كرد: اى رسول خدا آن چگونه است؟ فرمود خوددارى و درنگ كند تا از هر دو ارضا شود.»267

نتيجه‏گيرى

در مجموع، مطالب بيان‏شده را اين‏گونه مى‏توان جمع‏بندى نمود:

1. نياز جنسى در يك فرايند پيچيده روانى و عاطفى اشباع‏شدنى است. اسلام قواعد و هنجارهايى را معطوف به اين نياز تشريع نموده است كه رعايت آنها رضايت‏مندى كامل جنسى افراد را به خوبى تأمين مى‏نمايد. فرايند ارتباط جنسى داراى ابعاد و مراحل سه‏گانه مراقبتى، انگيزشى و آميزشى مى‏باشد.

2. در بعد مراقبتى (تعهد و وفايى جنسى) زن و شوهر ارتباط دوستى جنسى نامشروع ندارند. آلوده به روابط نامشروع جنسى نمى‏باشند. به نامحرم نگاه نمى‏كنند. زن لذت بردن از زيبايى‏هاى جسمى و جنسى خود را حق انحصارى شوهرش مى‏داند. شوهر از حق انحصارى كه راجع به همسرش دارد محافظت و مراقبت مى‏كند. زن و شوهر از شبيه ساختن خود به جنس مخالف خوددارى مى‏نمايند. از انديشه خيانت و بى‏وفايى به همسر خود اجتناب مى‏ورزند. در تعامل با نامحرم حدود شرعى را رعايت مى‏نمايند. با نامحرم خلوت نمى‏كند. از خودارضايى دورى مى‏كنند. زن و شوهر در محيط‏هاى مختلف داراى پوشش مناسب مى‏باشند.

3. در بعد انگيزشى و آميزشى، زن و شوهر غريزه جنسى را نعمت الهى مى‏دانند. ارضاى نياز جنسى را ضرورى دانسته و عمل جنسى را عمل ديندارانه مى‏دانند. توانايى تحريك و اشباع غريزه جنسى همديگر را دارند. زن از شوهر خود تمكين مى‏نمايد. مرد در هيچ شرايطى بيش از چهار ماه ارتباط جنسى با همسرش را ترك نمى‏كند. شوهر حداقل از هر چهار شب يك بار نزد همسر خويش همبستر مى‏شود. زن تنها براى شوهر، خود را مى‏آرايد. زن و شوهر نسبت به همديگر اظهار محبت و علاقه مى‏كنند. پاكيزه، معطر و خوشبو مى‏باشند. زن آرايش كرده و مرد آراسته مى‏باشد. با رعايت مجموع اين قواعد و هنجارهاست كه تمايلات جنسى زن و شوهر در خانواده مطلوب اسلامى اشباع و ارضا گرديده و از اين طريق فرهنگ عفاف و پاكدامنى در سطح وسيع جامعه گسترش مى‏يابد.

 

منابع

ـ نهج‏الفصاحه، ترجمه ابوالقاسم پاينده، تهران، دنياى دانش، 1382.

ـ ابن‏شعبه حرّانى، حسن، تحف‏العقول، قم، جامعه مدرسين، 1404ق.

ـ ابن‏فهد حلّى، جمال‏الدين، عده‏الداعى و نجاح‏الساعى، قم، دارالتكاب اسلامى، 1407ق.

ـ الن، كريدمن، چراغ دل شوهرت را روشن كن، ترجمه عباس چينى و شيرين نورى، تهران، البرز، 1389.

ـ انورى، حسن، فرهنگ بزرگ سخن، تهران، سخن، 1381.

ـ بستان، حسين، اسلام و جامعه‏شناسى خانواده، قم، پژوهشكده حوزه و دانشگاه، 1383.

ـ بى‏نام، «نگاه ويژه؛ آسيب‏شناسى روابط زوجين»، حورا، ش 29، به نقل از سايت دفتر مطالعات و تحقيقات زنان، www.womenrc.com

ـ تميمى آمدى، عبدالواحدبن محمد، غررالحكم و دررالكلم، ترجمه و شرح جمال‏الدين خوانسارى، تهران، دانشگاه تهران، 1366.

ـ ثابت، حافظ، تربيت جنسى در اسلام، قم، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى، 1385.

ـ حجازى، سيدمهدى، دررالاخبار، ترجمه سيد عليرضا حجازى و محمدعيدى خسروشاهى، قم، دفتر مطالعات تاريخ و معارف اسلامى، 1419ق.

ـ حرّ عاملى، محمدبن حسن، وسائل‏الشيعة، قم، مؤسسه آل‏البيت عليهم‏السلام، 1409ق.

ـ خرمشاهى، بهاءالدين و مسعود انصارى، پيام پيامبر، تهران، منفرد، 1376.

ـ دهخدا، على‏اكبر، لغت‏نامه دهخدا، تهران، چاپخانه مجلس، 1325.

ـ ديلمى، حسن‏بن ابى‏الحسن، ارشادالقلوب، قم، شريف رضى، 1422ق.

ـ راد، سيدمسعود، معمارى عشق پايدار در زندگى زناشويى، تهران، برادرى، 1389.

ـ سجادى، سيدابراهيم، همگرايى و فروپاشى نهاد خانواده در قرآن، سايت پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى، http://www.quran

ـ سگالن، مارتن، جامعه‏شناسى تاريخى خانواده، ترجمه حميد الياسى، چ پنجم، تهران، نشر مركز، 1388.

ـ صابرى يزدى، عليرضا، الحكم الزاهرة، قم، سازمان تبليغات اسلامى، 1375.

ـ صادقى نصيرالدين، امير، طب الرضا (طب و بهداشت از امام‏رضا عليه‏السلام)، تهران، معراجى، 1381.

ـ صدوق، محمدبن على، الخصال، قم، جامعه مدرسين، 1362.

ـ ـــــ ، علل الشرائع، قم، داورى، بى‏تا.

ـ ـــــ ، من لا يحضره‏الفقيه، قم، جامعه مدرسين، 1404ق.

ـ صديق اورعى، غلامرضا، بررسى ساختار نظام اجتماعى در اسلام، تهران، اداره كل پژوهش سيما، 1382.

ـ طبرسى، فضل‏بن حسن، مكارم الأخلاق، تهران، فراهانى، 1365.

ـ فقيهى، على‏نقى، تربيت جنسى از منظر قرآن و احاديث، قم، دارالحديث، 1388.

ـفلسفى،محمدتقى،الحديث،تهران،دفترنشرفرهنگ‏اسلامى،1368.

ـ كلينى، محمدبن يعقوب، الكافى، تهران، اسلاميه، 1362.

ـ مجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، تهران، اسلاميه، بى‏تا.

ـ محدث نورى، ميرزاحسين، مستدرك‏الوسائل و مستنبط المسائل، بيروت، مؤسسه آل‏البيت عليهم‏السلام، 1408ق.

ـ ورام، ابن ابى‏فراس، مجموعة ورام، قم، مكتبة فقيه، بى‏تا.


* اين مقاله برگرفته از «پروژه شاخص‏هاى اجتماعى ـ فرهنگى» به سفارش مركز بررسى‏هاى استراتژيك نهاد رياست جمهورى مى‏باشد.

** ـ كارشناس ارشد فقه و معارف اسلامى جامعه‏المصطفى‏العالميه. دريافت: 19/6/90 ـ پذيرش: 11/11/90.

ma.mohebi2006@yahoo.com

177ـ حسين بستان، اسلام و جامعه‏شناسى خانواده، ص 68؛ مارتن سگالن، جامعه‏شناسى تاريخى خانواده، ترجمه حميد الياسى، ص 9.

178ـ حافط ثابت، تربيت جنسى در اسلام، قم، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى، 1385.

179ـ على‏نقى فقيهى، تربيت جنسى از منظر قرآن و احاديث، قم، دارالحديث، 1388.

180ـ على‏اكبر دهخدا، لغت‏نامه، ذيل واژه غريزه.

181ـ حسن انورى، فرهنگ بزرگ سخن، ذيل واژه غريزه.

182ـ حافط ثابت، همان، ص 53.

183ـ على‏نقى فقيهى، همان، ص 38ـ39.

184ـ همان، ص 45.

185ـ حسين بستان، همان، ص 68.

186ـ مارتن سگالن، همان، ص 175ـ176.

187ـ بى‏نام، «نگاه ويژه: آسيب‏شناسى روابط زوجين»، حورا، ش 29، به نقل از سايت دفتر مطالعات و تحقيقات زنان، www.womenrc.com

18812و13ـ هاجرالسادات قاسمى، «گزارش كارشناسى از آسيب‏شناسى روابط زوجين»، حورا، ش 29، به نقل از سايت دفتر مطالعات و تحقيقات زنان.

190ـ سيدابراهيم سجادى، همگرايى و فروپاشى نهاد خانواده در قرآن، سايت پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى.

191ـ مارتن سگالن، همان، ص 12.

192ـ همان، ص 171.

193ـ بى‏نام، همان.

194ـ حسين بستان، همان، ص 68.

195ـ فضل‏بن حسن طبرسى، مكارم‏الاخلاق، ص 238.

196ـ محمدبن حسن حرّ عاملى، وسائل‏الشيعه، ص 101.

197ـ على‏نقى فقيهى، همان، ص 328.

198ـ عليرضا صابرى يزدى، الحكم الزاهرة، ص 609.

199ـ همان.

200ـ محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 69، ص 221.

201ـ عبدالواحدبن محمد تميمى آمدى، غررالحكم و دررالكلم، ترجمه و شرح جمال‏الدين خوانسارى، ص 259.

202ـ ورام‏بن ابى‏فراس، مجموعه ورام تنبيه‏الخواطر، ج 1، ص 62.

203ـ محمدبن على صدوق، علل الشرائع، ج 2، ص 565.

204ـ محمدبن على صدوق، من لايحضره الفقيه، ج 4، ص 18.

205ـ جمال‏الدين ابن‏فهد حلى، عده‏الداعى و نجاح الساعى، ص 313.

206ـ محمدتقى فلسفى، الحديت، ج 2، ص 114؛ محمدباقر مجلسى، همان، ج 73، ص 366.

207ـ فضل‏بن حسن طبرسى، همان، ص 430.

208ـ محمدتقى كرمى، «نظام اسلامى و مسئله پوشش و آرايش»، حورا، ش 21، به نقل از سايت دفتر مطالعات و تحقيقات زنان.

209ـ محمدبن يعقوب كلينى، الكافى، ج 5، ص 324.

210ـ فضل‏بن حسن طبرسى، همان، ص 93.

211ـ نهج‏الفصاحه، ترجمه ابوالقاسم پاينده، ص 628.

212ـ محمدباقر مجلسى، همان، ج 74، ص 98.

213ـ محمدتقى فلسفى، همان، ج 2، ص 116.

214ـ عليرضا صابرى يزدى، همان، ص 605.

215ـ همان، ص 136.

216ـ محمدباقر مجلسى، همان، ج 73، ص 42.

217ـ حسن‏بن ابى‏الحسن الديلمى، ارشادالقلوب، ج 1، ص 190.

218ـ فضل‏بن حسن طبرسى، همان، ج 1، ص 444ـ445.

219ـ على‏نقى فقيهى، همان، ص 175.

220ـ نهج‏الفصاحه، ص 680.

221ـ همان، ص 246.

222ـ محمدبن على صدوق، من لايحضره الفقيه، ج 3، ص 252.

223ـ على‏نقى فقيهى، همان، ص 44.

224ـ سيدمهدى حجازى، دررالأخبار، ترجمه سيد عليرضا حجازى و محمدعيدى خسروشاهى، ص ص 190ـ192.

225ـ نور: 32.

226ـ محمدبن يعقوب كلينى، همان، ج 5، ص 328.

227ـ محمدتقى فلسفى، همان، ج 1، ص 183.

228ـ محمدبن حسن حرّ عاملى، همان، ج 20، ص 23.

229ـ محمدبن على صدوق، من لايحضره الفقيه، ج 3، ص 384.

230ـ محمدباقر مجلسى، همان، ج 63، ص 287.

231ـ كريدمن الن، چراغ دل شوهرت را روشن كن، ترجمه عباس چينى و شيرين نورى، ص 37ـ38.

232ـ فضل‏بن حسن طبرسى، همان، ج 1، ص 322.

233ـ محمدباقر مجلسى، همان، ج 59، ص 280.

234ـ همان، ج 63، ص 246.

235ـ على‏نقى فقيهى، همان، ص 272ـ273.

236ـ سيدمسعود راد، معمارى عشق پايدار در زندگى زناشويى، ص 52.

237ـ على‏نقى فقيهى، همان، ص 273.

238ـ كريدمن الن، همان، ص 139.

239ـ همان، ص 138.

240ـ محمدبن يعقوب كلينى، همان، ج 5، ص 339.

241ـ همان.

242ـ همان، ص 338.

243ـ همان.

244ـ نهج‏الفصاحه، ص 296.

245ـ بهاءالدين خرمشاهى و مسعود انصارى، پيام پيامبر، ص 434.

246ـ محمدبن حسن حرّ عاملى، همان، ج 20، ص 165.

247ـ همان.

248ـ غلامرضا صديق اورعى، بررسى ساختار نظام اجتماعى در اسلام، ص 288.

249ـ محمدبن على صدوق، من لايحضره الفقيه، ج 3، ص 406.

250ـ همان، ج 5، ص 69ـ70.

251ـ همان.

252ـ عليرضا صابرى يزدى، همان، ص 433.

253ـ حسن‏بن شعبه حرّانى، تحف‏العقول، ص 323.

254ـ فضل‏بن حسن طبرسى، همان، ص 82.

255ـ نهج‏الفصاحه، ص 226.

256ـ فضل‏بن حسن طبرسى، همان، ص 80.

257ـ همان، ج 1، ص 149.

258ـ همان، ص 154.

259ـ همان، ص 147ـ148.

260ـ همان.

261ـ محمدبن على صدوق، الخصال، ج 2، ص 621.

262ـ محمدبن حسن حرّ عاملى، همان، ج 20، ص 158.

263ـ امير صادقى نصيرالدين، طب‏الرضا طب و بهداشت از امام رضا عليه‏السلام، ص 78.

264ـ فضل‏بن حسن طبرسى، همان، ج 1، ص 455.

265ـ محمدبن على صدوق، الخصال، ج 2، ص 637.

266ـ فضل‏بن حسن طبرسى، همان، ج 5، ص 275ـ276.

267ـ محمدبن يعقوب كلينى، همان، ج 2، ص 671.