جايگاه محبت و انس با معبود

ضمیمهاندازه
1.pdf240.63 کیلو بایت

معرفت سال بيست و يكم ـ شماره 178 ـ مهر 1391، 5ـ16

آيت اللّه علّامه محمدتقى مصباح

چكيده

اين درس شرحى است بر مناجات محبين امام سجاد عليه السلام. «محبت» به مفهوم خواستنى و دوست داشتنى به كار مى رود و از آثار آن دلدادگى، شيفتگى، دلبستگى و شيدايى است. محبت همواره با لذت در محبوب و تقريب و نزديكى به او همراه است. يعنى دوستى و محبت زمانى محقق مى شود كه لذتى از جانب محبوب به محب برسد. بالاترين لذت ها در محبت به خداست. اگر كسى شيرينى محبت خداوند را چشيد و از لذت محبت او سرشار گرديد، هرگز سراغ جايگزينى براى وى نمى رود؛ يعنى اگر كسى به قرب الهى بار يافت، لحظه اى از قرب الهى خارج نمى شود. راه رسيدن به محبت خدا، ياد او و ياد نعمت هاى بى منت اوست. همچنين با افزايش معرفت انسان به خدا، محبتش نيز به او زياد مى شود.

 

كليدواژه ها: خدا، محبت، محبوب، محب، انس با خدا.


* اين متن قلمى شده درس اخلاق استاد علّامه مصباح در دفتر مقام معظّم رهبرى در قم مى باشد.


در ادامه شرح و بررسى مناجات خمس عشر، به مناجات «محبين» مى رسيم. محور بيانات نورانى امام سجاد عليه السلام در اين مناجات شريف، محبت به خداوند است. شرح اين بحث به تفصيل گذشت. در اين مناجات، چهار واژه به معناى محبت ذكر شده كه عبارت اند از: «محبت»، «ود»، «اراده» و «هيام». افزون بر اين، واژگانى نيز ذكر شده اند كه بيانگر مبادى، لوازم يا نتايج محبت اند.

     چنان كه در برخى از گفتارهاى پيشين گذشت، در زبان فارسى تقريبا واژه هاى «خواستن» و «دوست داشتن» به مفهوم محبت به كار رفته اند؛ واژه اول حاكى از مرتبه نازل محبت، و واژه دوم حاكى از مرتبه شديدتر محبت است و واژگانى چون «دلدادگى»، «شيفتگى»، «دل بستگى» و «شيدايى» براى آثار محبت وضع شده اند. اما در زبان عربى، حدود بيست واژه براى محبت و لوازم و نتايج آن به كار رفته اند و از آن شمار، حدود هفت واژه حاكى از مفهوم و مراتب محبت هستند. به نظر مى رسد، واژه «هوى» كه به معناى ميل و تمايل به محبوب است، براى اولين مرتبه محبت وضع شده است و «هواى نفس» كه به معناى دلخواه مى باشد، از همان ماده گرفته شده است. شايد واژه «اراده» حاكى از دومين مرتبه محبت باشد. البته اين اراده به معناى روان شناختى آن نيست كه به معناى تصميم و عزم است و رفتار به شمار مى آيد، بلكه حالتى نفسانى و به معناى خواستن و دوست داشتن است و رفتار شمرده نمى شود. در قرآن نيز مشتقات اراده در معناى حالت نفسانى دوست داشتن به كار رفته اند. براى نمونه خداوند مى فرمايد: «تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيَا وَاللّهُ يُرِيدُ الآخِرَةَ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ» (انفال: 67)؛ شما كالاى اين جهان را مى خواهيد و خدا [براى شما پاداش و نعمت جاويدِ ]آن جهان را مى خواهد؛ و خداوند تواناى بى همتا و داناى باحكمت است.

     در آيه اى ديگر مى فرمايد: «وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ اللّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُم بِإِذْنِهِ حَتَّى إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَازَعْتُمْ فِي الأَمْرِ وَعَصَيْتُم مِن بَعْدِ مَا أَرَاكُم مَّا تُحِبُّونَ مِنكُم مَّن يُرِيدُ الدُّنْيَا وَمِنكُم مَّن يُرِيدُ الآخِرَةَ...» (آل عمران: 152)؛ همانا خدا وعده خود را با شما راست گردانيد، هنگامى كه [در جنگ بدر و در آغاز جنگ احد ]به فرمان او دشمنان را مى كشتيد، تا آنكه سست شديد و در كار [جنگ و بر سر تقسيم غنايم ]با يكديگر به نزاع پرداختيد و پس از آنكه آنچه را دوست داشتيد [يعنى غنايم را]، به شما نشان داد، نافرمانى كرديد؛ برخى از شما خواهان اين جهان و برخى خواستار آن جهانيد... .

     پس از واژگان «هوى» و «اراده»، واژگان «محبت» و «مودت» براى سومين مرتبه دوستى و محبت وضع شده اند و پس از آنها واژه «هيام» قرار دارد كه در اين مناجات يكى از مشتقات آن در كنار واژه «اراده»، «محبت» و «مودت» به كار رفته است. «هيام»، كه در فارسى به معناى شيفتگى و شيدايى است، بر مرتبه اى از محبت اطلاق مى شود كه عاشق ديوانه وار و مجنون صفت در پى معشوق مى دود و به دليل رفتار غيرعادى، او را ديوانه معشوق مى نامند. چنان كه در لغت آمده است: هيام نوعى جنون ناشى از عشق است.1 بالاترين مرتبه محبت «عشق» است كه در آن، عاشق خود را فانى در معشوق مى يابد. واژه «عشق» كه خود و مشتقاتش فراوان در ادبيات عرفانى به كار رفته است، شايد بدان دليل كه در عصر نزول قرآن به معناى عشق و محبت مجازى غلبه يافته بود و به معناى عشق معنوى و عشق به خداوند به كار نمى رفت، در قرآن ذكر نشده، اما در روايات استفاده شده است. از جمله در روايتى رسول خدا صلى الله عليه و آلهدرباره عشق به عبادت خداوند مى فرمايند: «أَفْضَلُ النَّاسِ مَنْ عَشِقَ الْعِبَادَةَ فَعَانَقَهَا وَأَحَبَّهَا بِقَلْبِهِ وَبَاشَرَهَا بِجَسَدِهِ وَتَفَرَّغَ لَهَا فَهُوَ لَا يبَالِى عَلَى مَا أَصْبَحَ مِنَ الدُّنْيا عَلَى ع