سخن آغازين

بى شك نظام هستى، نظامى داراى مراتب است. در پايين ترين مراتب آن، موجودات مادى و در مراتب بالايى آن مجردات قرار دارند. آسمان هاى هفت گانه كه در متون دينى بدان تصريح شده است، مى تواند شاهدى بر اين نظام تو در توى وجودى باشد. اين ذومراتب بودن منحصر به نظام تكوين نيست، بلكه نظام تشريع يعنى متون دينى، به ويژه قرآن كريم هم داراى مراتب ظاهرى و باطنى است؛ در متون روايى تا هفتاد بطن براى اين معجزه الهى شمرده شده است كه دلالت بر تكثير اين بطون و مراتب باطنى دارد. در تطابق با اين دو نسخه، يعنى شريعت و تكوين، نظام وجودى انسان هم داراى مراتب و درجات است. اصولاً پذيرش تكامل انسان، كه مورد اذعان اهل فكر و نظر است، به معناى پذيرش مراحل كمالى انسان و حركت بر اساس اين مراحل است. اين نسخه هاى سه گانه بر يكديگر منطبق هستند. چنان كه امام خمينى قدس سره در اين انطباق مى فرمايد: «تنزيل الكتاب من عنداللّه بحسب المراتب السبع التى للعوالم او للانسان الكامل.»1

بر اين اساس، وصول به مراتب بالاى عالم هستى و درك بطون قرآنى از انسانى برمى آيد كه به مراتب بالاى انسانيت عروج كرده باشد. اذعان به تفاوت مراتب درك و فهم، امرى روشن و در متون دينى هم بدان تصريح شده است. جريان حضرت خضر عليه السلام در سوره «كهف»، سخن گهربار پيامبر اكرم (ص) «لوعلم ابوذر ما فى قلب سلمان لقتله»2 و حديث امام صادق عليه السلام «من يحتمل مثل ما يحتمل ذريح»،3 شواهدى بر اين امر هستند. بنابراين، درك و معرفت مبتنى بر اين معرفتْ يعنى ايمان، داراى مراتب متعددى است. از ايمان تقليدى تا ايمان عقلى حجابى و تا ايمان شهودىِ عيانى را دربر مى گيرد.

با توجه به اين امر و فارغ از تعيين مصداق، اين نتيجه مسلم است كه همه انسان ها در درك حقايق هستى و معارف وحيانى يكسان نيستند؛ زيرا ايمان تقليدى، كه خود ارزشمند است، هرگز به پاى ايمان شهودى عيانى نمى رسد. توجه به اين حقيقت، اهل ايمان را از قضاوت عجولانه در بيانات اولياء الهى و عارفان باللّه باز داشته و به تدبر در بيانات ايشان واداشته است. ايشان نيك مى دانند كه از يك سو، در بعد عمل، عبادت منحصر در عبادت عبّاد و تجّار نيست، عبادت احرار، كه عبادتى همراه با عشق به معبود است نيز وجود دارد. البته اين عبادت، ويژه اولياء الهى است. از سوى ديگر، در بعد نظر هم، حقايق هستى و معارف دينى منحصر در سطح ظاهر نيست، سطوح بالاترى از حقايق و معارف وجود دارد كه انسان هاى متوقف در سطح ظاهر جز در سطح ظاهر به آن دسترسى ندارند.

دبير علمى


1ـ امام خمينى، تعليقات على شرح الفصوص، ص 50.
2ـ محمدبن حسن صفار، بصائرالدرجات، ص 45.
3ـ محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 89، ص 84.