معيارها و ضوابط اقناع انديشه مخاطب از ديدگاه قرآن

سال بيست و يكم ـ شماره 181 ـ دى 1391، 39ـ53

محمدكاظم شاكر*

حسين حاجى پور**

چكيده

اقناع، فرايندى ارتباطى است كه هدف اساسى آن، انتقال محتوا با تأثيرگذارى بر مخاطب است. بر اساس تعاريف، تبيين ها و شيوه هاى اقناعى موجود، تأثيرگذارى اقناعى، در بسيارى از موارد در وضعيتى تحميلى و با فريب اقناعى حاصل مى شود. آيات و آموزه هاى قرآن كريم، گرچه مؤيد اقناع و به كارگيرى روش هاى تأثيرگذار اقناعى در انتقال انديشه به ديگران است، ولى به هيچ روى با فريب اقناعى موافق نيست. از اين رو، با طرح پرسش هايى از قرآن كريم مى توان به ضابطه هاى اقناع نيز دست يافت. اين پژوهش، با رويكرد درون دينى آيات، به مهم ترين ضوابط هر فعاليت اقناعى مى پردازد. تحليل آموزه ها و گزاره هاى قرآنى، با رويكردى تفسيرى و كلامى است. دو موضوع «آزادى انديشه» و «به كارگيرى ابزارهاى صحيح» از معيارهاى مهم هرگونه فرايند اقناعى است. به كارگيرى ابزارهاى نامشروع و نيز استفاده از روش هايى كه باعث سلب آزادى انديشه و قدرت تصميم گيرى مخاطب مى شود، نوعى فريب اقناعى محسوب شده، عملى نامشروع است. قرآن به مخاطبان خود نيز هشدار داده است تا تحت تأثير فريب هاى اقناعى قرار نگيرند.

 

كليدواژه ها: اقناع، آزادى انديشه، استخدام وسيله، ضوابط اقناع.


* استاد دانشگاه قم.                                                                                       mk_shaker@yahoo.com

** كارشناس ارشد مدرسى معارف اسلامى تربيت مدرس دانشگاه قم.                                    hajipour8@yahoo.com

دريافت: 7/4/1391 پذيرش: 14/11/1391.


مقدّمه

انسان تمايل دارد افكار، اعتقادات و اعمال خود را نزد ديگران موجه و صحيح جلوه دهد و غالبا درصدد است تا افكارش را به ديگران منتقل كند و به اصطلاح، سعى در اقناع طرف مقابل دارد. امروزه احزاب، دولت ها و گروه هاى سياسى، اجتماعى و فرهنگى تلاش مى كنند با استفاده از شيوه هاى مختلف رسانه اى، افكار عمومى را به سمت خود جلب كنند و آنها را در پذيرش افكار خود قانع ساخته، حمايت آنها را به دست آورند. اقناع، فرايندى است كه با توسل به تعقل و احساس در قالب مهارت هاى كلامى، غيركلامى و رسانه اى، ذهنيت افراد را غالبا جهت تغيير رفتار و وادار كردن آنها به عمل معينى، تحت تأثير قرار مى دهد. (بينگلر، 1367، ص 10) به بيان ديگر، كوشش آگاهانه يك فرد يا سازمان براى تغيير نگرش، باور، ارزش ها يا ديدگاه هاى فرد يا گروهى ديگر را اقناع مى گويند. (گيل، 1384، ص 51) پيچيدگى مسئله اقناع به گونه اى است كه مى توان آن را بارش فكرى يا يورش فكرى ناميد. هريك از ما هر روز در معرض بمباران پى درپى ارتباطات اقناعى قرار داريم و ابزارهاى متعدد تبليغاتى، با پيام هاى اقناعى خود سعى در جذب ما دارند. (پراتكانيس و آرنسون، 1379، ص 14) اين فرايند، هرچند دربردارنده ويژگى روان شناختى آزادى است و ترغيب شونده احساس مى كند موافق ميل خود، اهداف و رهنمودهاى تعيين شده را انجام مى دهد، اما در واقع متضمن نوعى فشار روانى است كه در مسير ترغيب، ميان منطق و استدلال منطقى، به هيجان ها متوسل مى شود. (بينگلر، 1367) به گونه اى از خانواده اقناع به شمار مى آيد و خطابه و سخنرانى، از شيوه هاى ديرباز و كهن تبليغات اند. ازاين رو، در طول تاريخ بشر، دانشمندان و نخبگان و حاكمان هر عصرى با خطابه هاى خود، مردم را به اهداف موردنظر خويش متمايل مى ساخته اند. در عصر نوين تبليغات و با ورود رشته ارتباطات در مواد درسى دانشگاه ها، نگاه به اقناع نيز تخصصى شد و انديشمندان عرصه ارتباطات، به كاوش در روش شناسى اقناع پرداختند و براى اقناع مخاطبان، قالب ها و شيوهاى متعددى عرضه كردند. براساس اين روش ها، مبلّغ پيام مى تواند حتى تفكر و انديشه مخاطب را با نوعى جبر و تحميل همراه سازد. طبق اين مبنا، كارشناسان و انديشمندان اين عرصه تا آنجا پيش رفته اند كه نه تنها بر جبر و تحميل در اقناع مخاطب، مُهر تأييد مى زنند، بلكه قالب ها، شيوه ها و روش هاى گوناگونى براى آن مطرح و تبيين كرده اند. انديشمندان اسلامى عرصه ارتباطات نيز به شيوه ها و روش هاى اقناع پرداخته اند؛ اما چون مبنا و تعريف آن در غرب شكل گرفته است، گاه گاهى اين شيوه ها و روش ها با يكديگر همخوانى ندارند و با مبانى دينى در تضاد قرار مى گيرند. از آنجاكه در عصر ارتباطات كنونى، اقناع هاى مداوم در ساحت فكر و انديشه انسانى صورت مى گيرد و تفكر مخاطبان، پيوسته در حال جهت دهى در چارچوب اهداف خاص اقناع كنندگان است، پرداختن به اقناع انديشه مخاطب از ديدگاه آيات قرآن كريم ضرورى است. گرچه در قرآن از اصطلاح اقناع، سخن به ميان نيامده است، اما اصطلاحاتى چون تبليغ، بلاغ، دعوت، حكمت، جدال احسن و آيات بينات، از اصطلاحاتى هستند كه در مسير انتقال انديشه و اقناع انديشه مخاطب به كار رفته اند. حال، پرسش مبنايى و مهمى كه جلوه گرى مى كند و كمتر به آن پرداخته شده، تعيين ملاك اقناع براساس آيات قرآن است؛ معيار و ضابطه قرآن كريم در اقناع چيست؟ آيا قرآن هرگونه اقناعى را جايز مى داند يا اينكه مى توان ملاك و مميزى مشخصى را از آن استخراج و استنباط كرد؟ آيا انسان در نظر قرآن مى تواند با هر ابزارى درصدد اقناع برآيد؟ به تعبير ديگر، آيا هدف وسيله را توجيه مى كند؟ چگونه مى توان شبهه دروغ مصلحت آميز را نسبت به بحث ابزار مشروع و اهداف مشروع توجيه كرد؟

ويژگى هاى انسان و ارتباط آن با اقناع انديشه

ساده ترين و در عين حال ضرورى ترين راه تعيين ميزان و معيار براى اقناع انديشه مخاطب، شناخت ويژگى هاى اوست و با تبيين ويژگى هاى انسان در قرآن، مى توان به ضوابطى دست يافت. انسانِ قرآنى ـ كه تعريفى فراتر از تعريف منطقى ها و والاتر از حيوان ناطق بودن را داراست ـ همان «حى متألّه» است؛ (جوادى آملى، 1384، ص 149) يعنى حياتى الهى دارد و بايد حيات الهى و جاودانى، و تأله و خداخواهى فطرى خويش را به فعليت برساند (همان، ص 151) و مراحل تكامل را بپيمايد. از سوى ديگر، آيات قرآن، هويت انسان را فقر محض و تمايل به توحيد معرفى مى كند. (فاطر: 15؛ روم: 30) بنابراين، اگر قرآن كريم انسان را با حياتى الهى معرفى مى كند كه فطرتا دنبال فعليت بخشيدن اين حيات جاودانه است، پس هنگام دعوت شدن به حق، فطرتا گرايش به حقيقت و قابليت پذيرش حق در وجود او نهفته شده است.

ساختار وجودى انسان داراى سه ساحت است: ساحت شناخت يا همان بُعد علمى؛ ساحت تمايلات يا همان بُعد ارادى و گرايش ها؛ و ساحت توانايى ها. (جوادى آملى، 1384، ص 193)

انسان با استفاده از ابزار ادراك است كه به آگاهى دست مى يابد. با اين حال، علم و ادراك انسان، هم محدود است، هم گاهى دچار خطا مى شود و هم گاه به فراموشى سپرده مى شود. گاهى نيز بر عقل انسان حجاب مى افتد و قواى ديگر بر قوه عاقله و تفكر او غلبه مى كند. بر اين اساس، نياز انسان به دعوت، تبليغ و اقناع، جلوه گرى مى كند. اقناع انديشه انسانى بايد در چارچوب ساختار علمى انسانى باشد؛ به ويژه آ