بررسى كاركردهاى تبليغ سنتى دين در جامعه كنونى

سال بيست و يكم ـ شماره 181 ـ دى 1391، 71ـ89

روح اللّه عباس زاده*

چكيده

در جامعه كنونى كه شاهد ظهور فناورى هاى نوين ارتباطى هستيم، شناسايى روش هاى تأثيرگذار تبليغى، گامى مهم در تبليغ معارف الهى و درونى كردن ارزش هاى دينى و ايمان افزايى در جامعه خواهد بود. بررسى ويژگى ها و كاركردهاى شيوه تبليغ سنتى مرسوم در حوزه هاى علميه، كه بر پايه ارتباطات چهره به چهره صورت مى پذيرد، براى رسيدن به اين هدف، راهگشا خواهد بود. آيا اين شيوه تبليغى، به رغم تغييرات ساختارى به وجودآمده در جامعه، همچنان اثربخش است؟ كاركردهاى آن در جامعه كنونى چه خواهد بود؟

اين نوشتار درصدد بررسى ويژگى ها و كاركردهاى فردى و اجتماعى اين شيوه تبليغى در جامعه كنونى است. بررسى ويژگى هاى آن و مقايسه با تبليغات مدرن، براى اثبات كارآمدى آن لازم است. در اين تحقيق، از روش اسنادى ـ تحليلى استفاده شده است. از جمله يافته هاى اين پژوهش اين است كه تبليغ سنتى دين، به دليل ويژگى هاى خاص خود همچنان داراى كاركردهايى در بخش هاى مختلف مى باشد. از اين رو، لازم است اين شيوه تبليغى محور تبليغات دينى قرار گيرد و در كنار آن مى توان از رسانه هاى مدرن نيز بهره مند شد.

كليدواژه ها: دين، مبلغ، تبليغ سنتى، كاركرد، فرهنگ پذيرى.


* دانشجوى دكترى فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم عليه السلام.                                      asd.1360@yahoo.com

دريافت: 2/6/90 پذيرش: 7/7/91.


 

 

مقدّمه

انتخاب شيوه مناسب تبليغى، همواره از امور مورد اهتمام در حوزه هاى علميه بوده است. ظهور فناورى هاى نوين ارتباطى و اطلاعاتى، زمينه طرح مسائل جديد را در امر تبليغ مطرح كرده است. فرصت هاى موجود در تبليغات نوين ممكن است به طرد يا در حاشيه قرار گرفتن شيوه تبليغ سنتى دين در جامعه كنونى بينجامد. البته اين فرصت هاى به وجودآمده چالش هايى را نيز در امر تبليغ ايجاد كرده كه نگارنده در مقاله اى جداگانه اى به آن پرداخته است. (مريجى و عباس زاده، 1391) بنابراين، بررسى جامعه شناختى كاركردهاى تبليغ سنتى دين در جامعه كنونى ضرورى به نظر مى رسد تا مبلغان دينى با شناخت ظرفيت هاى موجود در اين شيوه تبليغى، از مزاياى آن بهره گيرند و زمينه گسترش آگاهى هاى دينى و درونى كردن ارزش هاى الهى را فراهم سازند. حضور روحانيت و ارتباطات چهره به چهره آنها به دليل همراهى با اعتماد مردم به اين قشر، داراى پتانسيل هاى عظيم در حركت هاى اجتماعى است. در شرايط كنونى نيز با وجود پيشرفت هاى فراوان در فناورى هاى ارتباطى، همچنان تبليغ سنتى، از قدرتى بسيار در ايجاد و مديريت تحولات اجتماعى برخوردار است. بنابراين، با نگرشى درست در شيوه تبليغ سنتى، مى توان به نقش آفرينى هاى آن در جامعه كنونى دست يافت. بى گمان رابطه نزديك و چهره به چهره مبلغان با مخاطبان، و همبستگى بالايى كه از اجراى برنامه هاى مذهبى از طريق تبليغ سنتى به وجود آمده است، از مهم ترين عوامل ايستادگى و پيروزى كشور اسلامى ايران در برابر جنگ نرم بودند. در شرايط كنونى، به دليل مالكيت غرب بر رسانه هاى دنيا و توانايى هاى بالاى آنها در برنامه سازى ها و جذابيت هاى غيرمشروعى كه اين رسانه ها از آن بهره مى برند، لازم است افزون بر سرمايه گذارى در تبليغ رسانه اى، با نگرشى دوباره به تبليغ سنتى و كارويژه هاى آن در تشكيل گروه هاى مختلف و انسجام بخشى به آنها با بهره گيرى از ارزش هاى دينى، به مقابله با جنگ نرم دشمنان بپردازيم.

تبليغ سنتى تأثيرات عميق و ماندگارى در مخاطب ايجاد مى كند. در اين شيوه تبليغى، ارتباط رودررو با مبلغ، زمينه شناخت، سنجش صداقت، و در نتيجه اعتماد مخاطب به او را فراهم مى سازد. رشد معنويت و خدامحورى در جامعه، فرهنگ پذيرى دينى و ثبات ارزش هاى دينى، رهايى مخاطبان از دام هايى كه در جنگ نرم وجود دارد، تأثيرات بايسته بر گروه هاى اجتماعى، جهت دهى به جنبش هاى اجتماعى و... مى توانند از آثار تبليغ سنتى دين در جامعه باشند. اين شيوه تبليغى، در سطوح مختلف فردى، اجتماعى و سياسى نقش آفرينى مى كند كه لازم است هر كدام جداگانه بررسى شوند. در اين تحقيق، با بررسى متونى كه در اين زمينه نگاشته شده اند و همچنين با استفاده از تجربيات تبليغى كه در طول سال ها اشتغال نگارنده به امر تبليغ به دست آمده، به بررسى كاركردهاى تبليغ سنتى اقدام شده است. البته بايد توجه داشت كه در زمينه تبليغ، كتاب هاى فراوانى نوشته شده؛ اما به رغم تلاش فراوان، هيچ كتابى در زمينه كاركردهاى تبليغ سنتى دين نگاشته نشده است. لذا اين مقاله مى تواند زمينه طرح اين مسئله را فراهم كند و مقدمه اى براى گام هاى بعدى باشد.

سؤال اصلى ما در اين پژوهش، اين است: تبليغ سنتى دين در جامعه كنونى چه كاركردهايى دارد؟ سؤال هاى فرعى نيز عبارت اند: ويژگى هاى تبليغ سنتى دين (با توجه به مقايسه آن با تبليغ رسانه اى در برخى موارد) كدام اند؟ كاركردهاى فردى، اجتماعى و سياسى تبليغ سنتى در جامعه كنونى چيست؟

چارچوب مفهومى

در اين بخش، ابتدا به تعريف اجمالى مفاهيم تبليغ، تبليغ سنتى و كاركرد خواهيم پرداخت. در ادامه، به چارچوبى كه مباحث طبق آن چيده خواهند شد، اشاره مى شود.

تبليغ دينى شامل كليه فعاليت هاى مشروعى است كه انسان را در مسير تقرّب الى اللّه و كمال انسانى پيش مى برد و شامل معرفى دين حق، آموزش معارف الهى و شناساندن خوبى ها و بدى ها، تقويت باورهاى دينى و ايمان درونى، زمينه سازى براى عمل به احكام اسلامى، زدودن رذايل نفسانى، نقش آفرينى در پديده هاى اجتماعى و سياسى و... مى باشد. عناصر تبليغ شامل پيام، فرستنده و گيرنده است.

تبليغ سنتى نيز همان شيوه تبليغى مرسوم از صدر اسلام است كه بر ارتباطات ميان فردى (فردى و گروهى) تكيه دارد و از طريق حضور مبلغ در كنار مخاطب و انتقال پيام، بدون وساطت ابزارهاى ارتباطى نوين، و به صورت رودررو انجام مى پذيرد.

كاركرد، وظيفه يا نقشى است كه يك عضو از اعضاى كل بر عهده دارد و به آن اثر و نتيجه نيز اطلاق مى شود. هر پديده اجتماعى داراى نقش و كاركردى در جامعه است. البته اين كاركرد مى تواند مثبت و در جهت تأمين منافع نظام اجتماعى بوده يا منفى و در خلاف جهت منافع نظام باشد. همچنين به لحاظ نتايج حاصله از آن مى تواند آشكار يا پنهان باشد. (مريجى، 1378، ص 90)

از اين رو، در اين نوشتار به اختصار، ويژگى هاى تبليغ سنتى دين براساس عناصر تبليغ، بازخوردگيرى، ابزار پيام رسانى، اثرگذارى و تأثيرات مكانى و زمانى در امر تبليغ بررسى شده، سپس كاركردهاى اين شيوه تبليغى در سه بعد فردى، اجتماعى و سياسى ارزيابى خواهند شد. لازم به ذكر است كه در برخى موارد، به دليل اينكه نقش آفرينان اصلى تبليغ سنتى مبلغان دينى اند، كاركردهاى مبلغ دينى نيز جزء آثار اين شيوه تبليغى شمرده شده است.

ويژگى هاى تبليغ سنتى دين

تبليغ سنتى دين براساس مؤلفه هاى پيام، پيام رسان، مخاطب، ابزار تبليغ، مكان و زمان، و اثرگذارى، ويژگى هايى متفاوت با رسانه هاى مدرن دارد كه به اجمال بررسى خواهيم كرد.

ويژگى تبليغ سنتى از حيث پيام رسان

ارتباطگران اصلى در تبليغ سنتى، علماى دين، خطبا و واعظان هستند كه اكثريت قريب به اتفاق ايشان داراى لباس روحانيت و برخوردار از معلومات اسلامى اند. تحولات تاريخى ايران كه با حضور رسانه هاى دينى پديد آمده، نشانگر اين ويژگى است كه ارتباطگران اصلى اين رسانه ها، نخبگان جامعه و مراجع فكرى مردم نيز بوده اند. (باهنر، 1387، ص 138) مبلغ در تبليغات دينى سنتى، از نزديك و به صورت واقعى با مخاطب ارتباط دارد، در منظر و مرئاى مخاطب است؛ لذا همين ويژگى زمينه ها و شرايط ويژه اى را براى مبلغ به وجود مى آورد، كه در تبليغات رسانه اى امكان استفاده از اين مؤلفه ها وجود ندارد. رابطه عاطفى بين مبلغ و مخاطب، از عوامل اصلى اثرگذارى اين شيوه تلقى مى شود.

يكى از مؤلفه هايى كه در اينجا اهميت بسيار دارد، حس اعتماد به مبلغ است. در تبليغ سنتى دينى، تبليغ عملى وجود دارد كه افزون بر ايجاد الگوى رفتارى براى مخاطب، زمينه ايجاد اعتماد به مبلغ را نيز فراهم مى كند. اين امر مى تواند سرمايه عظيم اجتماعى، به ويژه در دوران غبارآلود فتنه هاى اجتماعى باشد.

ويژگى هاى تبليغ سنتى از حيث مخاطب

در تبليغات دينى سنتى، مخاطبان محدود و قابل مديريت اند؛ زيرا تبليغ دينى به دو صورت فردى يا گروهى انجام مى شود. در تبليغ فردى، مبلغ مى تواند گرايش ها و ويژگى هاى رفتارى مخاطب را بشناسد و پيام را متناسب با مخاطب و نيازهاى او چينش كند. در تبليغ گروهى نيز مبلغ با جمع محدودى روبه روست كه ويژگى هاى مشترك دارند و عامل تجمع آنها در محل خاص، مثل مسجد، حسينيه و هيئت مشخص است. مبلغان در تبليغ سنتى هيچ گونه تبعيضى ميان مخاطبان خود از اقشار مختلف اجتماعى، توانگر و فقير، زن و مرد، بزرگ و كوچك، دولتمرد و... قائل نيستند و با روى باز، همه علاقه مندان اسلام را پذيرايند. (همان، ص 140)

در تبليغات سنتى، همجوارى مخاطبان باعث ايجاد ارتباط انسانى و تأمين نيازهاى عاطفى آنها مى شود و همين مسئله باعث افزايش انسجام اجتماعى شده، حس اعتماد را در بين شركت كنندگان در برنامه هاى مذهبى افزايش مى دهد كه آثار آن در اجتماع مى تواند خود را نشان دهد و عامل اصلى آن اين است كه اين تجمعات و ارتباطات، نه به نيت مادى، بلكه به نيت الهى انجام مى شوند.

ويژگى هاى تبليغ سنتى از حيث پيام

در تبليغات سنتى دينى، پيام هايى براى مخاطب ارسال مى شود كه براى او مفيد باشد و نيازهاى اصيل او را برآورده كند. در ضمن، اگر از جذابيت هايى نيز در پيام استفاده مى شود، هدف نهايى تأمين نيازهاى اصيل مخاطب است؛ برخلاف رسانه هاى جديد كه عامل سرگرمى، نقش بالايى در گزينش پيام دارد. امكان شناخت مخاطب، روحيات و گرايش هاى او سبب مى شود تا پيام، متناسب با ويژگى هاى مخاطب و براى تأمين نيازهاى او باشد؛ اما در تبليغات رسانه اى، پيام براى مخاطبان گسترده اى توليد مى شود كه ممكن است با بسيارى از نيازهاى آنان تناسبى نداشته و حتى در برخى موارد، ايجاد نياز كاذب را به همراه داشته باشد و براى برخى از مخاطبان مشكل ساز شود.

از نكات مورد توجه در مورد پيام هاى دينى در تبليغ سنتى اين است كه اين پيام ها غالبا يا براى عمل است يا آگاهى هايى است كه به عمل ختم مى شود. در اين شيوه تبليغى، انباشت اطلاعات صورت نمى گيرد كه به تخديرگرى بينجامد، چنان كه در رسانه ها اتفاق مى افتد. نقش تخديرگرى رسانه هاى همگانى، بر محور ميل انسان به جايگزينى دانستن به جاى عمل كردن قرار گرفته است. در اينجا با انفجار اطلاعات و انباشت آن از طريق رسانه هاى همگانى، آگاهى يا دانش، جايگزين كنش اجتماعى مى شود و حتى اين مسئله به مشاركت مردم در مسائل سياسى نيز آسيب مى رساند. (ريد و هارولدسن، 1378، ص 107)

تبليغ سنتى با دارا بودن شرايط آموزشى، براى تحريك ابعاد عقلانى و تقويت اعتقادات، توأم با تحريك احساسات، مستعدتر است؛ در حالى كه تلويزيون به عنوان رسانه اى تفريحى، استعداد بيشترى براى تحريك احساسات را داراست. (خيرى، 1387) پيام ها در تبليغات دينى، همراه استدلال و تحريك عقلانى است و در موارد نياز، از احساسات و عواطف نيز بهره گرفته مى شود؛ اما برنامه هاى رسانه اى كمتر مى تواند به استدلال هاى عقلى تكيه كنند؛ چون رويكرد اصلى در مخاطبى كه سراغ رسانه رفته، همان سرگرمى است؛ از اين رو، زمينه طرح آنها كمتر پيش مى آيد.

ويژگى هاى تبليغ سنتى از حيث اثرگذارى

از جمله ويژگى هاى تبليغ سنتى دين، حضور مستقيم و چهره به چهره مبلغان دينى در جوامع شهرى و روستايى است. (فيرحى، 1390) ارتباط در اينجا به صورت طبيعى برقرار مى شود و از اثرگذارى فوق العاده اى برخوردار است. پژوهشى در سال 1388 در شهر قم انجام شده است كه حاكى از تأثيرپذيرى بيشتر مخاطبان از پيام دينى در ارتباطات سنتى است. (حاجى هاشمى، 1390، ص 547) مهم ترين ويژگى اين نوع ارتباط مستقيم، شخصى و دوستانه بودن آن است؛ در حالى كه در ارتباطات جمعى، به دليل غيرمستقيم و غيرشخصى بودن، اين صميميت يا نزديكى ميان پيام آفرين و مخاطب وجود ندارد. (باهنر، 1387، ص 210) انگيزش احساسات معنوى مخاطبان و ترغيب آنان بر مبناى باورهاى دينى، محور كاركرد ارشادى تبليغ سنتى است. تأثير عاطفى بر مخاطبان و ترغيب و تهييج روانى آنان، نيازمند شرايط روانى ويژه اى است كه به نظر مى رسد با ارتباطات مستقيم، شخصى و صميمانه سنتى، امكان تحقق بيشترى داشته باشد. (باهنر، 1381)

فضاى تبليغ رسانه اى، فضاى ذهنى و مجازى است. در اين فضا روابط چهره به چهره و عاطفى به صورت مجازى تجربه مى شود. از اين رو، مخاطب گاهى پابه پاى مراسم مى گريد؛ سينه مى زند و لذت هم نشينى با هم كيشان خود را درك مى كند، و در نهايت، از ديدن يك مراسم در تلويزيون، احساس سبكى و حتى ثواب مى نمايد. اين اشباع و ارضا، جايگزين حضور مستقيم واقعى در محافل مذهبى و نيز زمينه ساز فردگرايى و كاهش مراودات و مشاركت اجتماعى مى شود. اين وضعيت، از نظر شخصيتى همواره آسيب زاست. (خيرى، 1387)

ويژگى هاى تبليغ سنتى از حيث بازخورد

در تبليغ سنتى، بازخورد پيام، آنى و لحظه اى است و چون مبلغ به صورت چهره به چهره با مخاطب در ارتباط است، مى تواند مخاطب را زيرنظر داشته باشد و عكس العمل او را به پيام هاى ارسالى بسنجد و در صورتى كه ارتباط مؤثر برقرار نشود تاكتيك ها و روش هاى خود را تغيير مى دهد؛ سخنى را كه با فضاى فرهنگى مخاطب سازگار نباشد، اصلاح، و پيام را در قالب هايى كه بيشترين تناسب را با ويژگى هاى مخاطب دارد، ارائه نمايد. همچنين در اثناى ارتباط، با گرفتن بازخوردهاى انتخابى، ميزان توجه و التفات مخاطب را مى سنجد، اما در تبليغات رسانه اى امكان بازخوردگيرى سريع وجود ندارد، از اين رو، در برخى موارد پيام هاى ارسالى، آثار مخربى را به جاى مى گذارد يا باعث جدا شدن مخاطب مى گردد كه ممكن است به دليل عدم تناسب پيام با نيازها يا روحيات او، پارازيت هاى محيطى يا اخلال هايى باشد كه خود رسانه در پيام به وجود آورده است. بنابراين، يكى از امتيازهاى بالاى تبليغ سنتى دين، سنجش ظرفيت مخاطبان و عكس العمل هاى آنها به پيام هاى ارسالى است.

ويژگى هاى تبليغ سنتى از حيث ابزار ارتباطى

تبليغ سنتى دين، به صورت مستقيم و رودررو انجام مى پذيرد و در آن از ابزارهاى صنعتى توليد پيام استفاده نمى شود. بنابراين، پيام به صورت مجازى به مخاطب ارسال نمى شود، بلكه توسط مبلغ و به صورت واقعى به مخاطب مى رسد. در تبليغ سنتى، غالبا ابزارهاى ارتباطى به دست خود مبلغ است و همچون تبليغات مدرن، نيازى به تخصص و مهارت در استفاده از ابزار حرفه اى وجود ندارد. به دليل ماهيت تبليغ دينى، عامليت پيام رسان نقش فوق العاده اى در آن دارد و پيام رسان اول، نبى مكرم اسلام، خود نخستين عامل به پيام و بنده خدا بود. وساطت ابزارهاى ارتباطى و مجازى شدن پيام، روح پيام دينى و تبلور ايمانى پيام رسان را از محتواى تبليغ حذف مى كند؛ از اين رو، تبليغ دينى مقتضاى اصلى و ماهوى تبليغ دينى، تبليغ رودررو و بى واسطه است؛ زيرا رسانه هاى نوين تنها آگاهى ها را افزايش مى دهند، اما ايمان افزايى و عمق بخشى به اعتقادات دينى، و به تعبيرى فرهنگ پذيرى با تبليغ سنتى به وقوع مى پيوندد، نه با تبليغ مجازى و از طريق رسانه هاى نوين. در تبليغ سنتى دين، از ابزارهاى ساده استفاده مى شود و بيشتر به حالت طبيعى و انسانى نزديك تر است.

ويژگى هاى تبليغ سنتى از حيث زمان و مكان ارتباط

به عقيده جامعه شناسان و روان شناسان، هر مكانى به اعتبار نوع، ماهيت، مؤلفه ها و فعاليت هايى كه در آن انجام مى گيرد، از ديگر مكان ها تميز داده مى شود و بر همين اساس، توقعات مربوط به آن مكان نيز نسبت به ديگر مكان ها متمايز جلوه مى كند. به لحاظ جامعه شناختى، مكان ها در معنابخشى و هويت دهى به آدميان مؤثرند و يكى از كاركردهاى مكان ها، معنابخشى به تجارب آدمى است. به اين اعتبار، براى مسجد، به عنوان يك مكان خاص، مى توانيم اين فايده را قايل شويم كه با حضور در آن، بسيارى از واكنش ها و رفتارهاى مطلوب تجلى مى شود. (سجادى، 1384، ص 206) در تبليغ سنتى، همه چيز داراى قداست است؛ از منبر و محراب تا واعظ و خطيب و محتواى كلام؛ از اين رو، داراى آداب و تشريفات خاصى است. نشستن پاى منبر و حضور در مسجد، عبادت است؛ با جماعت بودن، عبادت است و ثواب يك گروه ده نفره در نماز جماعت، به اندازه اى است كه جز خداى متعال، كس ديگر نمى تواند به آن واقف شود. اين سرمايه فرهنگى ـ اجتماعى، در تبليغ سنتى محقق مى شود. در اين تبليغ، هم مى توان از قواى ادراكى بهره گرفت و آگاهى عقلى ايجاد كرد و هم از انرژى احساسات و عواطف استفاده نمود و تعصب توليد كرد. تعصب و غيرت دينى سرمايه اى است كه محصول اين فضاى دينى به شمار مى رود. در اين فضا، نظارت عمومى و در نتيجه، فشارهاى اجتماعى، داراى قوت فراوانى است. (خيرى، 1387) پيوند تبليغ دينى با عنصر «مكان» / «مسجد» به اقتضاى فضاى هندسى و جايگاه فرهنگى ـ قدسى، همچون مكمل پيام شفاهى در تبليغ دينى عمل مى كند. هندسه مكان و مختصات معرفتى، اعتقادى و هنرى مسجد نيز در انتقال و نوع انتقال پيام نقش قاطعى دارد. نقش مكان در خلوص گوينده و شنونده، و نقش آن مكان در آمادگى دريافت پيام دينى، با توجه به فضاى قدسى مسجد انكارناپذير است. كسى كه به مسجد قدم مى گذارد، پيشاپيش و داوطلبانه خود را آماده شنيدن پيام دينى كرده است، با اين حال، هندسه مسجد، اراده شنيدن پيام دينى و همت در غلبه بر اختلالات تبليغ دينى را تقويت مى كند. (فيرحى، 1390)

در ذهن و ضمير فرد ديندار، حضور در زمان و مكان مقدس او را از دنياى روزمره و غيرمقدس فراتر مى برد. فضاى تبليغ رسانه اى تلويزيونى براى ارائه مراسم مذهبى، اگرچه مكان و زمان را به طور مجازى در خود مى پروراند، نمى تواند مقيد به اين دو مقوله باشد. در عوض، فضاى مشحون و سرشار از ابژه ها، رنگ ها، تصاوير، تقدس ها، نگاه ها و ژست ها را تقويت مى كند تا تأثير همانندى را بر آگاهى و احساس عاطفى و دينى بر جاى گذارد. (خيرى، 1387) شركت در محافل دينى، براى كودكان و به ويژه نوجوانان پديده اى نو و خاطره اى شيرين و فراموش نشدنى است كه مى تواند زمينه انتقال ارزش ها و درونى كردن آنها را براى نسل هاى آينده تضمين نمايد.

در پايان اين بخش، توجه به اين نكته لازم است كه تبليغ سنتى دين همانند بسيارى امور ديگر، در كنار ويژگى هاى مثبت و كاركردهاى فراوانى كه مطرح خواهد شد، آسيب هايى نيز دارد كه به دليل جلوگيرى از اطاله بحث به آن ورود پيدا نكرديم و خود مقاله اى مستقل طلب مى نمايد.

كاركردهاى تبليغ سنتى دين

با توجه به ويژگى هايى كه براى تبليغ سنتى دين اشاره شد، اين شيوه تبليغى كاركردهاى فراوان فردى، اجتماعى و سياسى دارد كه به برخى از آنها اشاره مى شود:

1. كاركردهاى فردى تبليغ سنتى

تبليغ سنتى دين به دليل اينكه زمينه ارتباط فردى با تك تك افراد را دارد، در خصوص كاركردهاى فردى بسيار مؤثر خواهد بود. با شناخت ويژگى هاى فردى مخاطب مى توان در جهت ايمان افزايى و تربيت دينى مخاطب اقدام كرد. تبليغ سنتى دين در بعد فردى، كاركردهاى فراوانى دارد كه برخى از آنها مربوط به نگرش ها و انديشه مخاطب اند و برخى نيز در قلمرو رفتار مخاطب تأثيرگذار خواهند بود، كه جداگانه به هركدام اشاره مى شود.

1ـ1. تأثيرات نگرشى و بينشى: نگرش، روشى نسبتا ثابت در فكر، احساس و رفتار نسبت به افراد، گروه ها، و موضوع هاى اجتماعى، يا قدرى وسيع تر، هرگونه حادثه اى در محيط فرد است. مؤلفه هاى نگرش نيز شامل افكار و عقايد، احساسات يا عواطف، و تمايلات رفتارى است. (جمعى از مؤلفان، 1382، ص 137) تبليغ سنتى دين با تأثير بر نگرش ها و افكار سعى در ترويج نگرش ايمانى دارد. در بين گرايش هاى اصلى و فرعى كه در متن دين مطرح شده است، نگرش ايمانى يكى از اصلى ترين نگرش هاست. بنابراين، تلاش مبلغ در انتقال و پيشبرد اين نگرش، از فعاليت هاى اصلى وى خواهد بود.

تأثيرات بينشى و نگرشى شامل دو نوع خواهد بود كه مبلغ سعى در انتقال دانش دينى و ايجاد نگرش هاى مثبت دارد، و از سوى ديگر، در جهت زدودن برخى انديشه هاى باطل و دفع شبهات و نگرش هاى منفى اقدام مى كند. از اين رو، در دو بخش به كاركردهاى نگرشى و بينشى خواهيم پرداخت.

1ـ1ـ1. نگرش ها و بينش هاى ايجابى: مبلغ با شناخت خوبى كه از محيط تبليغ و مخاطبان خود در برخورد چهره به چهره به دست مى آيد، زمينه مناسبى براى انتقال، تثبيث و تقويت دانش ها و باورهاى اصيل دينى پيدا مى كند. وى با بررسى فرهنگ محل تبليغ و شناسايى فرهنگ آرمانى و فرهنگ عادى، عناصر فرهنگى لازم را وارد فرهنگ عادى مى كند و تقويت آرمان هاى مثبت فرهنگى و جامه عمل پوشاندن به آنها را جزو برنامه هاى اصلى خود قرار مى دهد. براين اساس، مبلغ در جهت ارائه دانش ها، بينش ها و گرايش ها، و همچنين تثبيت موارد زير اقدام مى كند.

1ـ1ـ1ـ1. آموزش معارف و انديشه دينى: نهاد تعليم و تربيت، مهم ترين نهادى است كه در جامعه وجود دارد؛ زيرا تنها نهادى است كه به انسان قدرت تفكر و رشد فكرى و فرهنگى داده، او را از زندگى مادى و حيوانى، به كمالات معنوى كه همان خداپرستى و كسب رضاى خداى متعال است، ارتقا مى دهد. از سوى ديگر، با رشد اين نهاد، نهادهاى ديگر نيز تقويت و تثبيت مى شوند و زمينه آشنايى به قوانين و مقررات براى اعضاى جامعه فراهم مى گردد. (مصباح، 1380، ص 315ـ317) كاركرد اصلى و تأسيسى رسانه هاى سنتى اسلامى ـ بجز مدارس علوم دينى ـ كاركرد ارشادى است و مقصود اصلى، ترغيب مردم به سوى ارزش هاى اسلامى و تحول در احساسات آنها براى زمينه سازى رفتارهاى دينى است. (باهنر، 1387، ص 141) در تبليغ سنتى، مبلغ دين در ايام مختلف و مناسبت هاى گوناگون كه زمينه گردهمايى مخاطبان فراهم مى شود، به تبيين معارف دينى مى پردازد و دانش مخاطبان را از محدوده دانش هاى مادى، به علوم معنوى و تعاليم آسمانى مى رساند و آموزش علوم دينى را در اولويت كار خود قرار مى دهد. مباحث خداشناسى، راه و راهنماشناسى، معادشناسى، جهان شناسى و سنت هاى حاكم بر زندگى اجتماعى، بيان احكام و روش هاى زندگى دينى و همچنين اخلاق اجتماعى، از محورهاى اصلى آموزش در تبليغ دينى است. اگر به جنبه آموزشى تبليغات دينى بيشتر توجه شود، بسيارى از عناصر فرهنگى جامعه اصلاح و حجم عظيمى از مشكلات اجتماعى رفع خواهد شد. از سوى ديگر، در تبليغ سنتى به دليل حاكم بودن روابط صميمى، و عدم تحكم در شيوه آموزشى آن، زمينه فراگيرى ارتقا يافته، از جهتى مبلغ با توجه به استعدادها و ظرفيت هاى مخاطب، تعاليم موردنياز را به او منتقل خواهد كرد.

2ـ1ـ1ـ1. فرهنگ پذيرى ارزش هاى دينى: هر فردى براى زندگى در اجتماع، نياز دارد كه شيوه زندگى و روش هاى رفتارى موجود در جامعه را فراگيرد. بنابراين، اجتماعى شدن و جامعه پذيرى به فراگردى اطلاق مى شود كه انسان ها از طريق آن شيوه زندگى جامعه شان را ياد مى گيرند و مى آموزند كه چه رفتارى بايد از آنها سر بزند و چه شخصيتى دارند. (كوئن، 1385، ص 75) بنابراين، همنوايى شخص با هنجارهاى اجتماعى، موجب جامعه پذيرى مى گردد و در هر جامعه اى، سازوكارهايى جهت جامعه پذير كردن افراد به كار گرفته مى شود؛ همچون يادگيرى مهارت هاى زندگى، توانايى برقرارى ارتباط مؤثر با ديگران، برآوردن نيازهاى خود به شيوه مقبول اجتماع، و ملكه ذهن ساختن ارزش ها و باورها. (همان، ص 75ـ76)

فرهنگ پذيرى نيز جريانى است كه فرد را عميقا و از جهات فراوان با فرهنگ جامعه همانند مى كند؛ برخلاف جامعه پذيرى كه صرفا فرد را هماهنگ مى كرد. البته اگر جريان جامعه پذيرى عميقا صورت گيرد و دوام آورد، افراد جامعه از مشابهت هاى فراوان برخوردار خواهند شد و اعضاى جديد جامعه در اين جريان، رفته رفته در زندگى مشترك جامعه خود سهيم مى شوند و راه و رسم آن را فرامى گيرند؛ در نتيجه، زمينه فرهنگ پذيرى در آنها فراهم مى گردد. (برن و كوف، 1380، ص 171)

براى جامعه پذيرى اعضاى يك جامعه، از شيوه هاى رسمى و غيررسمى استفاده مى شود. نهادهاى آموزشى و نظامى، نمونه هايى از عوامل رسمى و ساختارمند انتقال شيوه هاى عملكرد و انديشيدن مقبول جامعه به فرد به شمار مى روند، اما اجتماعى شدن از طريق ارتباط متقابل با همسالان و عضويت در گروه ها نيز به صورت غيررسمى انجام مى شود. عوامل عمده اجتماعى شدن، خانواده، مدرسه، گروه هاى همسالان و رسانه هاى همگانى اند. (كوئن، 1385، ص 78) در بين عوامل يادشده، خانواده مهم ترين نقش را در جامعه پذيرى و فرهنگ پذيرى افراد بر عهده دارد و شايد از مهم ترين عوامل آن تماس مستقيم، صميمانه و رودرروى اعضاى خانواده با يكديگر، پيوندهاى عاطفى نيرومند، و پايدارى، دوام و استحكام پيوندهاى محبت ميان اعضاى آن باشد. در جوامع كنونى، نقش خانواده در اين امر كاهش يافته و اين نقش بيشتر به مدرسه و رسانه هاى همگانى محول شده است، اما در جامعه دينى به دليل اهتمام فراوان به خانواده و روابط ميان اعضاى آن، هنوز خانواده در اين زمينه نقش آفرينى مى كند. شيوه تبليغ سنتى، اين پتانسيل را دارد كه با كمك به نقش فرهنگ سازى خانواده، آن را در اين امر يارى كند؛ از سوى ديگر، به دليل برخى تشابهات ميان ويژگى هاى تبليغ سنتى و خانواده، خود عهده دار اين نقش در كنار خانواده باشد. برخى از عواملى كه باعث توفيق مبلغ در فرهنگ پذير نمودن مخاطبان در اين شيوه تبليغى مى شود، عبارتند از: الف) عامل بودن مبلغ؛ ب) اخلاص و دلسوزى مبلغ؛ ج) فضاى صميمى در تبليغ سنتى دين؛ د) جامعيت و فطرى بودن پيام؛ و) در دسترس بودن مبلغ. (مريجى، 1378، ص 175ـ180)

3ـ1ـ1ـ1. ايجاد فضاى معنوى: از كاركردهاى تبليغ سنتى دين، ايجاد فضاى معنوى در محيط تبليغ است. حضور روحانى با لباس خاصى كه نماد دعوت به دين مى باشد، خود زمينه ساز ياد خداى متعال است. از همين روست كه برخى از علماى دين تأكيد داشته اند كه نفس حضور مبلغ در جمع مخاطبان، خود يادآور معنويت و دين دارى است. به همين دليل، در مجلسى كه روحانى حضور دارد، مردم شئون خاصى را رعايت مى كنند. همچنين نماى مسجد ـ انسانى كه دست ها را رو به آسمان گرفته است ـ مفهوم كنده شدن از زمين و اتصال به معنويت و قدرت برتر خداى متعال را مى رساند. حضور در مسجد، عبادت است و برنامه هاى آن نيز در جهت تقويت معنويت طراحى و اجرا مى شود. گردهمايى مؤمنان براى برنامه هاى مذهبى، زمينه هاى معنوى اى را ايجاد مى كند كه در تبليغ به شيوه هاى رسانه اى، قابل دسترسى نيست.

انگيزش احساسات معنوى مخاطبان و ترغيب آنان بر مبناى باورهاى دينى، از نمودهاى كاركرد ارشادى تبلغ سنتى است. تأثير عاطفى بر مخاطبان و ترغيب و تهييج روانى آنان نيازمند شرايط روانى ويژه اى است كه به نظر مى رسد با ارتباطات مستقيم، شخصى و صميمانه سنتى، امكان تحقق بيشترى داشته باشد. (باهنر، 1381)

4ـ1ـ1ـ1. كسب آرامش و رفع آلام درونى: فضاى معنوى حاكم بر مراسم معنوى و حضور در جلسات موعظه و ذكر، باعث كنترل هيجان هاى كاذب نسبت به مسائل مادى مى شود و در زمينه تربيت و كنترل نفس اثرگذار است. ياد معاد، طغيانگرى ها و زياده خواهى هاى نفس را كاهش مى دهد و وقتى مخاطب در جريان موعظه هاى اثرگذار مبلغِ عامل، به تكيه گاهى چون خداى متعال مؤمن شد به آرامش دست خواهد يافت. برخى از آثار غيرمستقيم نگرش ايمانى كه در فرد ايجاد مى شود و از طريق حالات روان شناختى بر زندگى اش اثر مى گذارد، عبارت اند از: آرامش روانى؛ عدم ترس و حزن؛ اعتماد بر خداوند؛ دل بسته نبودن به زندگى دنيوى؛ اميد داشتن به زندگى پس از مرگ؛ صبر در سختى ها به گونه اى كه تحمل و كارآمدى آنها چندين برابر مى شود. (جمعى از مؤلفان، 1382، ص 161ـ162) همه اينها در تبليغ سنتى دست يافتنى است.

وقتى در منبرها ذكر مصائب اهل بيت عليهم السلام گفته مى شود، در كنار شعور و دانش، شور و احساس نيز ايجاد مى شود و علاوه بر فراهم شدن زمينه عمل به آرمان هايى كه ائمّه اطهار عليهم السلامجان خويش را براى تحقق آنها نثار كرده اند، مخاطب با ذكر اين مصائب، سختى ها و مشقات زندگى خود را بسيار ناچيز مى بيند.

2ـ1ـ1. كاركرد سلبى برخى نگرش ها و بينش ها: تبليغ سنتى دين در مسير تبليغى خود، فقط به جنبه هاى ايجابى بسنده نمى كند، بلكه تا زمانى كه برخى از انديشه ها، گمان ها و شبهه ها از ذهن مخاطب كنار نرود، زمينه شكوفايى و بالندگى انديشه هاى معنوى فراهم نخواهد شد. از همين روست كه در تبليغ سنتى، مبلغ با شناخت مخاطب و جريان هاى فكرى حاكم بر محيط تبليغ، جهت شناخت انديشه هاى التقاطى و زدودن شبهات از ذهن مخاطب اقدام مى كند. البته اين كاركرد، اختصاص به تبليغ سنتى ندارد و رسانه نيز به صورتى عام تر مى تواند به اين بحث وارد شود؛ اما ويژگى خاص تبليغ سنتى موجب مى شود كه بتواند در محدوده لازم به اين امر اقدام كند.

1ـ2ـ1ـ1. جلوگيرى از نفوذ انديشه هاى التقاطى: در دنياى كنونى كه شاهد گسترش وسايل ارتباط جمعى هستيم، گروه ها و فِرق مختلف، جهت تبليغ برنامه هاى خود تلاش مى كنند و روزبه روز معنويت هاى كاذب و عرفان هاى بدلى سر برمى آورند. مبلغ توانمند با شناسايى اين موارد و مطالعه و تحقيق درباره آنها به تبيين درست مى پردازد و مخاطبان خود را در برابر انديشه هاى التقاطى واكسينه مى كند. از موارد قابل تأمّل در اين بحث اين است كه در برخى موارد، اين انديشه ها از برخى مرزها وارد كشور مى شوند و اهالى منطقه خاصى را درگير مى كنند. در اينجاست كه مبلغ مى تواند با حضور در مناطق خاص به وظيفه خود عمل كرده، از نفوذ تفكر الحادى جلوگيرى نمايد. لازم به ذكر است كه در چنين مواردى مناسب نيست كه از طريق رسانه وارد عمل شد؛ زيرا مناطق ديگرى كه اين مسئله در آنها مطرح نيستند، با مسئله درگير مى شوند. بنابراين، بهترين راهكار در موارد مشابه، تبليغ سنتى و حضور مبلغ در مناطق خاص است تا با شناسايى درست و بررسى دامنه موردنظر، اقدام كند.

در تعبيرى نورانى از امام صادق عليه السلام وارد شده است: «علماى شيعه ما مرزبان هستند.» (مجلسى، 1404ق، ج 2، ص 2) عالمان دينى علاوه بر تبيين مكتب، موظف به مرزبانى در حريم فرهنگ دينى مردم اند. آنان بايد با هوشيارى كامل متوجه خطراتى باشند كه ممكن است از بيرون، دين مسلمانان را تهديد كند. بنابراين، همان گونه كه صيانت از جسم و تن لازم است، بايد به محافظت از روح و انديشه نيز توجه كرد. مبلغ با شناخت مخاطبان و شناسايى تغييرات آنان مى تواند در اين مسير اقدام نمايد.

2ـ2ـ1ـ1. زدودن شبهات: ابهاماتى كه براى مخاطب مطرح مى شود، سه گونه است و مبلغ با شناخت آنها در جهت زدودنشان اقدام مى كند. گاهى ممكن است با مطالعه و كسب بينش هاى اجمالى، از حيث انديشه، سؤالى براى مخاطب ايجاد شده باشد يا از سوى افراد ديگرى، سؤال هايى به مخاطب القا شود كه ذهن او را درگير كند. گاهى نيز براى مخاطب در حيطه عمل، بين انجام و عدم انجام عملى شك ايجاد مى شود كه ريشه شك در درون فرد بوده و از بيرون ايجاد نشده است، اما نوع سوم، شبهه است كه ريشه اجتماعى دارد و زمانى رخ مى دهد كه تحريفى در واقعيت ايجاد شود.

در تبليغ سنتى، مبلغ به دليل حضور در نزد مخاطب، زمينه شناسايى هر كدام از اين موارد را دارد. بنابراين، مبلغ با شناخت هر كدام از اين ابهامات، اقدامات لازم را انجام مى دهد. در مورد شك، به دليل اينكه امرى مربوط به خود شخص است، مبلغ احكام مربوطه را بيان مى كند تا مخاطب به درستى تصميم بگيرد. اگر سؤالى براى مخاطب ايجاد شده است، مبلغ در اسرع وقت براى پاسخ به سؤال هاى او اقدام مى كند، اما در صورتى كه شبهه اى مطرح شده باشد، وظيفه مبلغ سنگين تر خواهد بود؛ به دليل اينكه شبهه امرى اجتماعى است و زمانى به وجود مى آيد كه افرادى عامدانه، تحريفى در واقعيات انجام مى دهند. به همين دليل، در صورتى كه رفع نشود، واقعيات را نيز از بين مى برد. بنابراين، مبلغ در مقابل شبهات، نياز به جريان شناسى دارد تا با شناسايى برخى موارد، آگاهانه در جهت رفع آن اقدام كند. شناخت مواردى همچون موضوع شبهه (اعتقادى، تاريخى، فرهنگى، سياسى يا...)، سطح آن (فردى، اجتماعى، سازمانى)، قلمرو، سرعت انتشار و هدف از طرح آن، پيامدها و عكس العمل ها (مخالفت يا موافقت)، و همچنين مبدأ شبهه، مى تواند مبلغ را در اتخاذ تصميم درست در مقابل آن يارى كند. امام خمينى قدس سره در اين زمينه فرمودند: «... شما (روحانيون) بايد به تبليغات و تعليمات در جهت معرفى و بسط اسلام همت بگماريد. ما موظفيم ابهامى را كه نسبت به اسلام به وجود آوردند، برطرف سازيم. تا اين ابهام را از اذهان نزداييم، هيچ كارى نمى توانيم انجام بدهيم.» (خمينى، 1357، ص 177)

1ـ2. كاركردهاى رفتارى: تبليغ سنتى دين مى تواند بر شكل دهى به رفتارهاى دينى و زمينه سازى براى بروز رفتارهايى كه برخاسته از ارزش هاى والاى الهى است، تأثيرگذار باشد. افزون بر اين، اجراى برنامه هاى مذهبى، خود زمينه رفتارهاى دينى و بروز آن در عرصه هاى مختلف زندگى را فراهم مى كند. آنچه در پى مى آيد نقش تبليغ سنتى دين در اين زمينه خواهد بود كه شامل شكل دهى و تثبيت رفتارهاى شايسته از سويى، و رفع رفتارهاى ناشايست از سوى ديگر خواهد بود.

1ـ2ـ1. شكل گيرى و تثبيت رفتارهاى شايسته: هر رفتارى ناشى از يك نگرش است. نگرش ايمانى، به طور مسقيم يا غيرمستقيم و از طريق حالات روان شناختى فرد، بر رفتارش مؤثر واقع مى شود. تمام تكاليف رفتارى مثل نماز، روزه، صدقات، جهاد، امر به معروف و نهى از منكر كه در دين آمده اند، از نوع اول هستند. كسى كه نگرش دينى دارد، به اين تكاليف عمل مى كند و كسى كه اين نگرش ايمانى را ندارد به آنها عمل نمى كنند و همچنين افرادى كه نگرش ايمانى متفاوتى دارند، ممكن است به گونه هاى متفاوتى به آنها عمل كنند. بنابراين، نخستين تأثير مبلغ بر رفتار مخاطب، از طريق تقويت نگرش ايمانى و تحكيم ارزش هاى دينى خواهد بود؛ زيرا عامل اصلى رفتار در فرهنگ هاى مختلف، بناى ارزشى است و در هر جامعه اى، رفتارها بر مبناى ارزش هاى حاكم بر آن جامعه شكل خواهند گرفت. در ادامه، سه محور شامل تعليم، الگوسازى و شكل دهى رفتارهاى حمايتى را بررسى خواهيم كرد.

1ـ2ـ1.1. تعليم رفتارهاى مثبت: مبلغ، در تبليغ سنتى با شناسايى محيط تبليغ و شناخت فرهنگ آرمانى و فرهنگ واقعى مخاطبان جهت شكل دهى به رفتارهاى آنان اقدام مى كند. پس از اينكه مبلغ به اين نتيجه رسيد كه آرمان هاى مخاطبان مطابق با ارزش هاى الهى است، مى كوشد به رفتارهايى كه در فرهنگ آرمانى مخاطبان داراى ارزش و اهميت است، جامه عمل پوشاند و هم زمان فرهنگ آرمانى آنها را ارتقا دهد. از اين رو، با تبيين و آموزش رفتارهاى دينى، زمينه عمل به آنها را فراهم مى سازد. اين شيوه آموزش، به صورت مستقيم است و مخاطب مى داند كه تحت تعليم رفتارهاى دينى قرار دارد.

يكى از كاركردهاى اساسى تبليغ، آموزش و بيان احكام و فقه اسلامى از طريق جلسات مذهبى است كه از عوامل ماندگارى آداب زندگى اسلامى بوده است. تكرار احكام و آداب اسلامى به صورت دوره اى، در منبرها و سخنرانى هاى عمومى يا در گفت وگوهاى بعد از منبر، زمينه اى را فراهم كرده است كه اين احكام بعد از گذشت صدها سال هنوز مورد عمل مسلمانان مى باشد.

1ـ2ـ1ـ2. الگوسازى: از شيوه هاى آموزشى غيرمسقيمى كه مبلغ در تبليغ سنتى براى شكل گيرى رفتارهاى دينى در مخاطبان از آنها بهره مند مى شود، الگوسازى است. «يك الگو چيزى است كه ساخته مى شود تا براى ساختن نمونه هاى ديگر، سرمشق قرار گيرد.» (مريجى، 1382، ص 284) يكى از روش هاى يادگيرى، روش مشاهده اى و يادگيرى اجتماعى است. اين روش كه در واقع مهم ترين نوع يادگيرى انسان است، با تقليد مترادف نيست، بلكه تفكر درونى و نگرش هاى فرد، مشاهده هاى او را تفسير مى كند. يادگيرى مشاهده اى، داراى چهار فرايند است: توجه؛ ياددارى؛ بازآفرينى حركتى؛ و انگيزش. (باندورا، 1372، ص 36ـ43) مبلغ از جمله كسانى است كه نه تنها خود در معرض الگو بودن است و بايد پيام خود را از راه رفتار هم انتقال دهد، بلكه براى انجام مأموريت تبليغى خود نيز بايد تربيت الگويى را خوب بشناسد؛ ويژگى ها، مزايا، روش هاى فرعى تر و آسيب هاى آن را بشناسد و آن را به منزله يك روى آورد ذهنى، در هر موقعيتى به تناسب به كار بگيرد. برخى از شيوه هاى فرعى تربيت الگويى عبارت اند از: الگودهى؛ الگوپردازى؛ و الگوزدايى. (كاويانى، 1387، ص 111ـ112) مقصود از الگودهى، ارائه الگوى مثبت و حقيقى است كه خود بر دو نوع است: گاهى شخص مى كوشد كه خودش براى مخاطبان، الگو باشد؛ و گاهى افراد ديگرى را كه جنبه الگويى دارند، معرفى مى كند؛ كسانى كه هم اكنون هستند يا در گذشته زندگى مى كرده اند. براى نمونه، قرآن به مسلمانان مى فرمايد: پيامبر خدا براى شما الگوى شايسته اى است. ارائه الگويى كه مخاطب با او در ارتباط باشد، در تربيت الگويى نقش مهمى دارد. بنابراين، وقتى مبلغ در منطقه تبليغى حضور دارد، نقش الگو را بازى خواهد كرد. در صورتى كه مبلغ به صورت دوره اى و در مناسبت هاى خاص در محل تبليغ حضور مى يابد، بايد فردى از مخاطبان را كه در درجه بالاترى از ديگران قرار دارد، به عنوان الگو معرفى كند تا زمينه تطبيق ارزش ها و اعمال براى بقيه مخاطبان فراهم شود؛ زيرا انسان ها هميشه اعمال و رفتار خود را با گروه مرجع خود تطبيق مى دهند و همين الگوى جايگزين مى تواند اين نقش را در زمانى كه شخص مبلغ حضور ندارد، ايفا كند.

الگوپردازى شيوه فرعى ديگرى است كه از قوه خيال و الگوى فرضى بهره مى گيرد. براى نمونه، قرآن براى مؤمنان الگوپردازى مى كند و مى فرمايد: «مؤمنان رستگارند؛ آنان كه در نمازشان، خشوع دارند، از لهو و بيهوده روى گردانند، زكات مى پردازند، دامان خود را از بى عفتى حفظ مى كنند و... .» (مؤمنون: 1ـ5) بنابراين، در اين بخش، مبلغ صفات والاى انسانى را براى انسان صالح مى شمارد تا براى مخاطبان الگوپردازى كرده، چراغ راهى براى عمل آنها روشن نمايد.

روش الگويى در تبليغ و تربيت دينى، مزايايى نسبت به روش هاى ديگر دارد كه برخى از آنها عبارت اند از: الف) وجود يك اسوه حسنه به صورت عينى و بيرونى، نشان از حقانيت مكتب و دليلى بر قابل عمل بودن آن است؛ ب) اسوه هاى دينى از جنس بشرند و ساختار جسمانى و روانى و نيازمندى هاى آنان با ديگر انسان ها مشترك است؛ پس بهانه اى براى انسان ها نمى ماند؛ ج) اسوه هاى دينى حقيقى، در جامعه حضور دارند و در دسترس مردم اند. مردم هنگام ترديدها و مشكلات مى توانند به آنان مراجعه كنند؛ د) وجود اسوه حسنه در ديدگاه مردم و مخاطبان، به خودى خود سبب ايجاد حركت و نشاط مى شود. انسان ها با ديدن خوبى ها، به خوبىِ پيدا ميل مى كنند. همچنين وجود اسوه حسنه به خودى خود در بازدارى ديگران از خطا نقش دارد. كسانى كه هر روز و هر ساعت با انسان هاى خوب ارتباط دارند، كمتر به بدى ها گرايش مى يابند. كسانى كه با كارهاى بد ارتباط قوى دارند، با ديدن انسان هاى پاك و عفيف، از خود شرمنده مى شوند. (كاويانى، 1387، ص 112ـ114)

1ـ2ـ1ـ3. تقويت رفتار حمايتى: رفتار حمايتى رفتارى است كه به قصد كمك به ديگران، صرفا به دليل نوع دوستى، نه رسيدن به منفعتى خاص، انجام مى شود. در اسلام، تحت عناوين مختلف و در قالب هاى متنوع به رفتار حمايتى توجه شده است. گاه در قالب مفهومى ارزشى و وظيفه اى اخلاقى بر آن تأكيد شده و گاه به عنوان تكليفى دينى و انسانى مدنظر قرار گرفته است. در منابع اسلامى، مفاهيمى همچون برادرى، يارى رساندن، فريادرسى غم ديدگان، گشايش از كار گرفتاران، برآوردن نيازهاى ديگران، همكارى و تعاون، نيكوكارى، يارى ستم ديدگان، رفت و آمد، عاطفه ورزى، ارتباط با خويشاوندان و محبت كردن متقابل، به اين محتوا اشاره دارند. (جمعى از مؤلفان، 1382، ص 333) رفتارهاى حمايتى، شامل اين موارد مى شود: تفقد از حال اهالى منطقه تبليغى و پى جويى از وضعيت زندگى آنها؛ شناسايى افرادى كه در محل تبليغ، به حمايت هاى عاطفى يا مالى نياز دارند؛ تشكيل گروه هايى براى مددرسانى به خانواده هاى نيازمند؛ زيارت خانواده شهدا، عيادت از بيماران و ديدار خانواده هاى بى سرپرست؛ و احداث اماكن و مراكز خدماتى عام المنفعه.

اهتمام ورزيدن به امور مخاطبان، بخصوص شركت كنندگان در برنامه هاى مذهبى، به ويژه نماز جماعت، و رفع مشكلات آنها موجب موجب دل بستگى اعضا به اين برنامه ها و افزايش همبستگى گروهى خواهد شد. همان گونه كه قبلاً اشاره شد، اين امر، زمينه ساز فرهنگ پذيرى مخاطبان خواهد بود. البته برخى از كاركردها را رسانه هاى مدرن نيز به شيوه هاى جديد انجام مى دهند، اما نبايد فراموش كرد كه تبليغ سنتى دين نيز اين كاركردها را داشته و از دست نداده است.

1ـ2ـ2. رفع رفتارهاى ناشايست: در تبليغ دينى، فقط به آموزش و نهادينه شدن رفتارهاى شايسته پرداخته نمى شود، بلكه پيشگيرى رفتارهاى ناشايست و دور نمودن مخاطب از ارتكاب آنها، جزو برنامه هاى مبلغ در تبليغ دينى است. در تبليغ سنتى، مبلغ با شناسايى رفتارهاى ناشايست فردى و عمومى مخاطبان نقش مؤثرى در رفع آنها خواهد داشت. مبلغ افزون بر آموزش و شناساندن بدى ها ـ كه از وظايف اوست ـ در عرصه هاى زير نيز مى تواند نقش آفرينى كند.

1ـ2ـ2ـ1. پيشگيرى از انحرافات رفتارى: يكى از كاركردهاى مهم تبليغات سنتى، كاستن از ميزان انحرافات اجتماعى است. جامعه شناسان تعاريف مختلفى براى انحراف ارائه داده اند كه برخى از آنها عبارت اند از: رفتار منع شده يا مشمول اهرم هاى كنترل اجتماعى؛ رفتار شكننده هنجار يا رفتارى كه قواعد، برداشت ها يا توقعات هنجارى نظام هاى اجتماعى را نقض مى كند؛ رفتار ناهمنوا با هنجارهاى اجتماعى؛ رفتار ناسازگار و غيرمنطبق با انتظارات جامعه يا يكى از گروه هاى مشخص درون آن؛ دورى جستن و فرار از هنجار، با رعايت نكردن آنها؛ منطبق نبودن با ارزش ها، الگوها و هنجارهاى موجود جامعه؛ و مخالفت با روش مرسوم در جامعه. (كوئن، 1385، ص 160) آنچه اشاره شد، تعريف هايى بود كه كارشناسان امر از انحراف و كجروى ارائه كرده اند، اما مبلغ بيشتر به ارزش هاى ثابت دينى توجه دارد و از اين رو، انحراف را بيشتر از نگاه دينى بررسى خواهد كرد. در آمارهاى رسمى اعلام مى شود كه در ايام محرم و رمضان، آمار جرم و جنايت در كشور كاهش مى يابد. حضور مبلغان در مناطق تبليغى و استفاده از ظرفيت هاى موجود در ايام خاص تبليغى كه از تقدسى خاص در بين مخاطبان برخوردار است، زمينه كاهش انحرافات را فراهم مى كند. از سوى ديگر، مبلغ مى تواند با بررسى و شناسايى عوامل ايجاد انحراف در منطقه تبليغى، جهت حل معضل انحرافات، اقدامات شايسته را انجام دهد.

به دليل مقبوليت روحانيت در بين مردم، در برخى از موارد اختلافى كه ممكن است به شكايت و دادگاه كشيده شود، با وساطت و پيش قدم شدن روحانيت به مصالحه ختم مى شود و زمينه آسيب هاى ديگر نيز از بين مى رود. بنابراين، حضور مبلغ در جامعه تبليغى و هدايت ها و ارشادات او، اين پتانسيل را دارد كه به شيوه اى دوستانه و ريش سفيدى و به دور از اقدامات رسمى انتظامى، بسيارى از تنازعات موجود را كه امكان تبديل شدن به پرونده هاى مختلف در دادسراها دارند، رفع كند. اين كاركردها، مختص تبليغ سنتى و حضور مبلغ در بين مخاطبان است و از طريق شيوه هاى ديگر قابل دسترسى نيست.

از نكات قابل توجه براى مبلغان در محيط تبليغى اين است كه وى بايد انحرافات فردى و گروهى را تشخيص داده، در هر كدام اقدام مناسب را انجام دهد. انحراف فردى انحرافى است كه شخصى به تنهايى از هنجارهاى اجتماعى منحرف مى شود و آن را نمى پذيرد و مراعات نمى كند. اين فرد، تنها از قواعد و معيارهاى مطلوب خودش پيروى مى كند و به تنهايى دست به كجروى مى زند. (قنادان و ديگران، 1375، ص 196ـ197) در اين صورت، مبلغ اين انحرافات را در جمع مطرح نمى كند و به صورت فردى اقدام به اصلاح مى نمايد؛ امرى كه در صورت اكتفا به تبليغ رسانه اى، يا مبلغ نبايد به آن توجه كند يا در صورت پرداختن به آن و طرح آن در جامعه، زمينه تبديل شدن به انحراف عمومى يا گروهى را خواهد داشت.

1ـ2ـ2ـ2. مقابله با الگوهاى نامناسب: مقابله با الگوهاى نامناسب نيز شيوه فرعى ديگرى از تربيت الگويى است؛ يعنى شخصيت هاى منفى را به گونه اى ترسيم كنيم كه نوعى دلزدگى و نگرش منفى در مخاطب نسبت به آنها ايجاد شود. براى نمونه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى فرمايند: «ظالم چهار نشانه دارد: با نافرمانى، به مافوق خود ستم مى كند، با غلبه و زور بر زيردست خود حكم مى راند، نسبت به حق دشمنى مى ورزد، و از ظلم پشتيبانى مى كند.» (مجلسى، 1404ق، ج 1، ص 121) بنابراين، مبلغ با شكافتن ريشه رذايل و زشتى ها در شخصبت افراد منحرف، زمينه پرهيز و دورى مخاطب از آنها را فراهم مى كند، اما كار مبلغ به همين جا ختم نمى شود، بلكه وى بايد الگوهاى مطرح در بين مخاطبان را شناسايى نمايد و در صورتى كه الگوهاى منفى در زندگى مخاطبان نقش آفرينى مى كنند با تبيين كاستى ها و زشتى هاى الگوهاى منفى مطرح شده، زمينه طرد آنها را فراهم نمايد؛ زيرا تا زمانى كه الگوهاى منفى براى مخاطب مطرح باشند، زمينه طرح برنامه هاى تربيتى براى او فراهم نخواهد بود. در اين مسير، مبلغ مى تواند ويژگى اى را كه باعث شده است مخاطب الگوى منفى را به عنوان الگو برگزيند، شناسايى كند و الگويى درست و كامل را به او معرفى نمايد، و از سوى ديگر، با ايجاد تزاحم ميان نقطه مثبت پندارى مخاطب با ديگر نقاط منفى الگوى انتخابى، به او كمك كند تا بيشتر به منظور طرد الگوى انتخابى با شناخت اقدام نمايد. باز تأكيد مى شود كه از جايگزينى الگوى مثبت نبايد غافل شد.

 

2. كاركردهاى اجتماعى

تبليغ سنتى دين در طول تاريخ اسلام، همواره در زمينه مسائل اجتماعى و تشكيل گروه هاى مختلف در بين مسلمانان نقش آفرينى كرده است. در دهه هاى اخير، يكى از مهم ترين كاركردهاى اين شيوه تبليغى، در پيروزى انقلاب اسلامى خود را نمايان ساخت. نهال انقلاب اسلامى ايران با ابزارهاى تبليغ سنتى شكل گرفته و با آن رشد كرده و به بلوغ رسيده است. حضور روحانيت و ارتباطات چهره به چهره آنها به دليل همراهى با اعتماد مردم به اين قشر، داراى ظرفيت هاى عظيم در حركت هاى اجتماعى است. در اين بخش، به كاركردهاى اجتماعى و گروهى تبليغ سنتى دين در دو بخش نگرشى و رفتارى اشاره خواهيم كرد.

2ـ1. تشكيل گروه هاى مختلف و تقويت رفتار گروهى

از محورى ترين برنامه هاى مبلغ در تبليغ سنتى، اجراى برنامه هاى گروهى در ميان مخاطبان است. اقامه نماز جماعت، برگزارى مراسم ادعيه، تشكيل هيئت ها و دسته هاى عزادارى و... زمينه ساز فعاليت هاى گروهى اند و مخاطبان در اين امور، همكارى و فعاليت هاى گروهى را تجربه مى كنند و اين، موجب همبستگى در بين آنها خواهد شد و فضايل اخلاقى فراوانى با اجراى اين برنامه ها نصيب ايشان مى شود.

در تشكيل گروه ها مبلغ مى كوشد تا شيوه تعاملى اين گروه ها به گروه هاى نخستين نزديك تر باشد تا ثانوى؛ زيرا گروه اوليه يا نخستين، از افراد كمى تشكيل شده است و افراد آن مدت زمان طولانى، به طور مستقيم و نزديك با يكديگر كنش متقابل دارند. رابطه ميان اعضاى گروه، عميق، عاطفى و مستمر است. اين گروه همواره كوچك است؛ چون تعداد زياد افراد، مانع از كنش متقابل كاملاً خصوصى و چهره به چهره است. از اين رو، گروه هاى بزرگ معمولاً به گروه هاى كوچك تر و دسته هاى صميمى تر تجزيه مى شوند. (رابرتسون، 1372، ص 143) خانواده، نمونه بارز گروه نخستين است. رابطه در گروه نخستين، تك بعدى نيست، بلكه در همه ابعاد انسانى، عاطفى، آموزشى، اقتصادى، امنيتى، روانى و... وجود دارد و همچنين شامل روابط احساسى، دوستانه، صادقانه و بادوام مى شود و بدون توجه به سلسله مراتب اجتماعى صورت مى گيرد؛ اما گروه ثانوى، از افرادى تشكيل مى شود كه به صورت ناشناس، غيرخصوصى و نسبتا موقتى با يكديگر در كنش متقابل به سر مى برند. اعضاى اين گروه، بنا به مقاصد ويژه و عملى، مانند تشكيل گروه تصميم گيرى و انعقاد قرارداد، به يكديگر مى پيوندند. تماس و ارتباط چهره به چهره در اين گروه محدود است و اعضا صرفا بنا به مقتضاى نقش هاى ويژه خود، مثلاً به عنوان مدير بخش، سرپرست و كارمند با يكديگر ارتباط دارند. روابط در گروه هاى ثانوى سودجويانه است و بعد از انجام كار موردنظر، گروه از هم مى پاشد. (مريجى 1378، ص 279ـ281)

از آنچه گذشت، روشن مى شود كه مبلغ مى كوشد در گروه هايى كه تشكيل مى دهد، زمينه هاى اخلاقى و رفتارى گروه هاى نخستين محقق شود تا موجب انسجام بيشتر شده، زمينه انتقال معارف و ارزش هاى دينى هرچه بيشتر فراهم گردد. از همين روست كه روابط عاطفى برقرار شده در تبليغ دينى، تا سال ها ادامه مى يابد و اثرات مهمى بر زندگى مخاطب دارد.

2ـ1ـ1. ايجاد همبستگى گروهى: يكى از عوامل مهم در شكل گيرى و استمرار گروه، انسجام و همبستگى ميان اعضاى گروه است. «همبستگى به معناى احساس مسئوليت متقابل بين چند نفر يا چند گروه است كه آگاهى و اراده داشته باشند. همچنين همبستگى مى تواند شامل پيوندهاى انسانى و برادرى بين انسان ها و به طور كلى، حتى وابستگى متقابل حيات و منافع بين آنان باشد. به زبان جامعه شناختى، همبستگى پديده اى را مى رساند كه بر پايه آن در سطح يك گروه يا يك جامعه، اعضا به يكديگر وابسته اند و به طور متقابل نيازمند يكديگرند. بر اين اساس، همبستگى اجتماعى به معناى آن است كه گروه وحدت خود را حفظ كند و با عناصر وحدت بخش خويشتن، تطابق و همنوايى يابد.» (بيرو، 1375، ص 400) در ميان روش هاى ايجاد همبستگى، مؤثرترين و انسانى ترين وسيله ايجاد آن، بالا بردن سطح آگاهى مردم در جهت شناساندن ارزش هاى واقعى است. (رفيع پور، 1378، ص 155) در تبليغ سنتى، مبلغ با ايجاد و تقويت گرايش هاى معنوى، و برقرارى روابط عاطفى و ايثارگرانه در بين اعضاى گروه ها، بيشترين نقش را در ايجاد همبستگى بين اعضاى گروه ايفا مى كند. در گروه هاى مذهبى كه مبلغ به تشكيل يا استمرار آنها كمك كرده و روابط عاطفى را حاكم نموده است، روابط افراد يك سويه و فقط براى انجام فعاليتى خاص نيست و همين روابط نخستين باعث ارتباط و اثرگذارى بيشتر نيز شده است. وقتى جلساتى توسط مبلغ، به صورت خانوادگى يا در جمع اهالى يك محله يا كوچه برقرار مى شود، به دليل شناختى كه در بين اعضا نسبت به همديگر وجود دارد و اعضا به قصد معنوى در كنار هم جمع شده اند، زمينه فرهنگ پذيرى فراهم مى گردد و مبلغ مى تواند با برقرارى روابط عاطفى با اعضاى گروه و همچنين تسرى دادن اين روابط بين خود اعضا، مخاطبان را نسبت به ارزش هاى دينى فرهنگ پذير كند. از سوى ديگر، همبستگى و علقه هاى عاطفى در بين اعضا ايجاد مى كند كه ثمرات فردى و اجتماعى متعددى در پى دارد.

مبلغ دينى با ايجاد همبستگى بين مخاطبان در منطقه و محلى كه براى تبليغ حاضر مى شود، زمينه انتقال ارزش ها، هنجارها و آداب و رسوم را فراهم مى سازد و از سويى، با وارد شدن به فعاليت هاى گروهى در بين مخاطبان انگيزه هاى بيشترى براى انجام مناسك دينى ايجاد مى كند؛ زيرا برنامه هاى گروهى مذهبى كه در برخى موارد با هدايا و نذورات نيز همراه است، و از سويى، برنامه ريزى و اجراى آنها توسط خود مخاطبان انجام مى شود، خاطرات خوشى را در ذهن آنها بر جاى مى گذارد. گاه اتفاق مى افتد كه مبلغ بعد از چند سال، ثمره برنامه هاى خود را در رفتارهاى دينى جوانانى كه سابقا در فعاليت هاى گروهى او حضور داشته اند مى بيند.

فعاليت در اين مراسم هاى گروهى دينى، به دليل اينكه با نيت معنوى انجام مى گيرد، باعث ايجاد رضايت درونى و نهادينه شدن اين فعاليت ها مى شود. از موضوعات قابل توجه ديگر در اين زمينه، مشاركت و حضور كودكان در اين برنامه هاست كه زمينه ساز فرهنگ پذيرى و ماندگارى اين الگوها و ارزش ها در بين آنان مى شود و از نسلى به نسل ديگر انتقال مى يابد. از همين روست كه در گرامى داشت ياد اباعبداللّه الحسين عليه السلامنبايد فقط به جلسه سخنرانى و بحث هاى علمى بسنده كرد، بلكه شورآفرينى ها و فعاليت هاى گروهى در كنار مباحث علمى و معرفتى، كه همبستگى اجتماعى را نيز در پى دارند، موجب ماندگارى ياد امام حسين عليه السلام و پويايى مكتب ايشان مى شود و چه بسا يكى از حكمت هاى اينكه هرچه تعداد گريه كنندگان بر اباعبداللّه عليه السلام بيشر مى شود، ثواب و ارزش آن نيز افزون مى گردد، همين مطلب باشد كه در بين شيعيان شور ايجاد مى كند و با تحريك احساس و عاطفه گرايش هاى دينى را ارتقا مى بخشد و همبستگى و علقه هاى اجتماعى آنان را نيز بيشتر مى كند.

2ـ1ـ2. ايجاد فضاى معنوى در گروه: حضور مبلغ در گروه هاى مختلف، زمينه ساز ايجاد فضاى معنوى است. رفتار و گفتار مبلغ، تشويق اعضاى گروه به برنامه هاى معنوى، از قبيل نماز جماعت، برگزارى مراسم دعا و نيايش، و البته حضور وى با لباسى كه يادآور لباس پيامبر است، زمينه ياد خدا را فراهم مى سازد. در تبليغ سنتى دين، مبلغ با پرداختن به برنامه هاى گروهى، از هر فرصتى براى ايجاد فضاى معنوى در گروه بهره مى گيرد. مبلغ مى كوشد با گروه هاى مختلفى كه در محل تبليغ وجود دارند، ارتباط برقرار كرده، با اجراى برنامه هاى معنوى، در متدين ساختن اعضاى گروه اقدام نمايد.

2ـ1ـ3. حمايت و تقويت گروه هاى مذهبى: همواره حضور مبلغان دينى در جامعه، باعث تحكيم و تقويت گروه هاى مذهبى شده است. آنان با فراهم كردن و ارائه محتواهاى علمى و آموزشى اين گروه ها، زمينه آموزش احكام و معارف اسلامى را در آنها ايجاد كرده اند. به دليل نقش بالايى كه اين گروه ها در تقويت گرايش هاى معنوى دارند، برنامه ريزى براى تشكيل و تقويت آنها، در برنامه هاى تبليغى مبلغان بوده است. همين گروه ها، با مديريت روحانيت، توانسته اند در تحولات اجتماعى و سياسى نقش آفرينى كنند.

2ـ1ـ4. ساماندهى گروه هاى حمايتى: همان گونه كه در بخش كاركردهاى فردى اشاره شد، يكى از برنامه هاى مبلغ در تبليغ، تقويت رفتارهاى حمايتى است. مبلغ گروه هايى را سامان مى دهد كه وظيفه آنها حمايت از مددجويان و افراد نيازمند در جامعه باشد. در برخى از مناطق كشور، گروه هايى توسط مبلغان، جهت يارى نيازمندان محل تشكيل مى شود كه در ايام خاصى چون ماه مبارك رمضان و برخى مناسبت ها، جهت تهيه اقلام موردنياز آنها اقدام مى كنند. شايسته است كه اين گروه ها با شناسايى افرادى كه در طول سال با مشكلات مالى يا بيمارى و... روبه رو مى شوند، جهت رفع مشكلات آنها اقدام كنند كه علاوه بر اجر اخروى، باعث رفع برخى از آسيب هاى اجتماعى نيز خواهد شد و همبستگى بين مسلمانان را در پى خواهد داشت. از سوى ديگر، در صورتى كه اين كمك رسانى شامل مذاهب و اديان ديگر در جامعه شود، موجب گرايش آنها به اسلام عزيز و مذهب حقه تشيع خواهد شد.

2ـ1ـ5. تشكيل گروه هاى مرجع: نوع ديگرى از گروه ها هستند كه مردم احساس تعلق به آنها دارند، حتى اگر در عمل در آن عضويت نداشته باشند. اين گروه، گروه مرجع نام دارد؛ يعنى گروهى كه مردم وقتى خود و رفتار خود را ارزيابى مى كنند، به آن اشاره و رجوع مى نمايند. گروه هاى مرجع از اين لحاظ براى فرد اهميت دارند كه الگوهايى را براى داورى و ارزيابى او از خود، تشكيل مى دهند. ما همواره خودمان، اعمال و ظواهرمان، ارزش ها و آرزوهايمان، شيوه هاى زندگى و آداب و رسوم و ساير امورمان را ارزيابى مى كنيم و در ارزيابى ها غالبا به معيارهاى يك گروه مرجع رجوع مى نماييم. اين گروه ممكن است گروهى باشد كه در آن عضويت داريم؛ مانند گروه خانواده يا همسالان؛ و نيز ممكن است گروهى باشد كه عملاً در آن عضو نباشيم؛ مثلاً ممكن است مردم خود را با معيارهاى اجتماعى كه قبل از اين در آن مى زيسته اند يا بعد از اين در آن خواهند زيست، ارزيابى كنند. (رابرتسون، 1372، ص 155) البته براى يك نظام اجتماعى پايدار، ايده آل آن است كه گروهى كه انسان به آن تعلق دارد، گروه مرجع مثبت باشد. (رفيع پور، 1376، ص 439) مبلغ با تشكيل و ترويج گروه هاى مرجع، زمينه ساز گرايش ها و رفتارهاى صحيح در جامعه است.

3. كاركردهاى سياسى

حضور مبلغان و روحانيت در ميان مردم، از عوامل تأثيرگذار در امور سياسى بوده است. با سيرى در تحولات سده هاى اخير در ايران مى توان نتيجه گرفت در هر جايى كه علما و روحانيان نظر مثبتى به حكومت ها داشته اند، همين امر موجب مشروعيت حكومت ها در بين مردم مى شود و هر جايى كه روحانيت، رابطه اى منفى و نامساعد با حكومت داشتند، همين امر موجب بدبينى مردم به حكومت ها و رابطه منفى بين آنها مى شد و كاهش مشروعيت را در پى داشت. يكى از نمونه هاى بارز اين امر، نهضت تنباكوست. عامل اصلى مؤثر در اين امر، حضور روحانى و مبلغ در بين مردم بود كه در قالب تبليغ سنتى و رابطه چهره به چهره توانست موجب اعتمادافزايى در بين آنها باشد. برخى از اقداماتى كه حاصل ارتباط وثيق روحانيت و مردم بوده و موجب شكل گيرى نهضت هاى مهمى در 150 سال اخير شده اند، عبارت اند از:

1. نهضت ضداستبدادى و ضداستعمارى به رهبرى سيدجمال الدين اسدآبادى؛

2. جنبش ضداستعمارى تنباكو، به رهبرى ميرزاى شيرازى؛

3. انقلاب ضداستعمارى عراق، به رهبرى ميرزامحمدتقى شيرازى؛

4. نهضت مشروطه به رهبرى آخوند خراسانى، مازندرانى، بهبهانى و سيدمحمد طباطبائى؛

5. مبارزات ضداستعمارى آيت اللّه كاشانى برضد سلطه استعمارى انگليس در ماجراى ملى شدن نفت؛

6. انقلاب اسلامى ايران به رهبرى امام خمينى قدس سره. (عباسى، 1388)

در موارد يادشده، شبكه ارتباطى روحانيت و مردم از طريق تبليغ سنتى و ارتباطات چهره به چهره زمينه به وجود آوردن چنين تحولات عظيمى را فراهم كرده است. در شرايط كنونى نبايد از ظرفيت هاى بالقوه موجود در ارتباطات چهره به چهره غافل شد. از رسانه ها هم مى توان به عنوان عامل تكميل كننده اين ارتباط بهره برد. در جبهه جنگ نرم نيز يكى از عوامل موفقيت هاى روحانيت در پاسدارى از نظام سياسى اسلامى، همين ارتباطات مستقيم و چهره به چهره خواهد بود.

نتيجه گيرى

با توجه به آنچه گذشت، روشن شد كه تبليغ سنتى دين به دليل ويژگى ارتباطى چهره به چهره، همچنان داراى كاركردهاى فراوان در عرصه هاى فردى، گروهى و سياسى است و به عنوان پل ارتباطى بين حوزه هاى علميه و مردم عمل مى كند و زمينه انتقال ارزش هاى اصيل الهى به مردم را فراهم مى نمايد، همچنين در فرهنگ پذيرى ارزش هاى الهى كه مورد تأكيد معارف دينى است، نقش آفرينى مى كند. بنابراين، نگاه عالمانه به اين شيوه تبليغى، زمينه بهره گيرى هرچه بيشتر از آن را فراهم خواهد كرد. تبليغ، امرى تخصصى است و براى دست يافتن به آثار و كاركردهاى فراوان آن لازم است آموزش هاى بايسته اى به طلاب ارائه شود تا روزبه روز شاهد ارتقاى تبليغ و اثرگذارى آن در جامعه باشيم و زمينه براى تحقق آرمان هاى اصيل اسلامى در جامعه دينى فراهم شود.

امروز اكثر رسانه هاى دنيا در اختيار استكبار جهانى است و از هر فرصتى براى ضربه زدن به دين و روحانيت استفاده مى كنند. البته حضور روحانيت در بين مردم بهترين عاملى است كه مى تواند توطئه ها و برنامه هاى آنها را خنثى كند. در عرصه جنگ نرم، يكى از مهم ترين اقدامات، مى تواند گروه سازى هاى مختلف با محوريت مسجد باشد كه جلسات مذهبى مرتبط با مبلغ و مسجد محله تشكيل شود و زمينه انتقال ارزش ها، فرهنگ پذيرى و واكسينه كردن نسل جديد در برابر تهاجمات نرم دشمنان فراهم گردد. از ظرفيت هاى موجود در تبليغ سنتى، فرصت هاى ويژه تبليغى است كه زمينه جريان سازى فرهنگى در آنها وجود دارد و با طرح و برنامه مى توان از اين فرصت در مديريت تغييرات اجتماعى جامعه به بهترين شيوه استفاده كرد و با تقويت ارزش هاى الهى، زمينه رفتارهاى دينى را فراهم نمود. از مواردى كه موجب ارزشمندى بيشتر تبليغ سنتى در برابر تبليغات مدرن مى گردد، حضور مبلغان در ميان مردم و در خصوصى ترين محافل آنها همچون خانه ها، مراسم عقد و عروسى، طلاق و نيز جلسات طرح مسائل شرعى، به اين شبكه ارتباطى، قدرتى فوق العاده بخشيده است؛ به گونه اى كه بسيارى از مردم، آنها را محرم رازهاى زندگى خود مى دانند. عامل انسانى، احساسات و عواطف و در نتيجه، تحريك پذيرى و نشان دادن واكنش هاى سريع و آنى در ارتباطات سنتى، نقش غالبا برجسته اى دارند و به همين دليل، از اين شبكه به منظور بسيج عمومى در مواقع لازم مى توان استفاده كرد. از سوى ديگر، تبليغات سنتى شور مذهبى را افزايش داده، زمينه مشاركت اجتماعى و همبستگى بين مسلمانان را ارتقا مى دهد. لذا با كاركردهايى كه براى تبليغ سنتى اشاره شد، اين نتيجه حاصل مى شود كه در زمان كنونى نيز به رغم ظهور رسانه هاى مدرن، تبليغ سنتى همچنان داراى كاركرد است و نبايد از آن غفلت كرد؛ زيرا برخى از كاركردهاى آن در رسانه، به صورت ناقص ارائه مى شود و در مواردى قابليت تحقق ندارد. بنابراين، با محوريت تبليغ سنتى و استفاده از رسانه به عنوان عامل تكميل كننده، مى توان به اهداف بزرگى در امر تبليغ معارف الهى دست يافت.

 

 


منابع

ـ آگ برن و نيم كوف، زمينه جامعه شناسى (1380)، ترجمه ا.ح. آريان پور، تهران، نگاه.

ـ باندورا (1372)، نظريه يادگيرى اجتماعى، ترجمه فرهاد ماهر، شيراز، راهگشا.

ـ باهنر، ناصر، «از دين تلويزيونى تا آرمان تلويزيون دينى» (24 اسفند 1381)، هفته نامه سروش، ش 1121، ص 84ـ90.

ـ باهنر، ناصر (1387)، رسانه ها و دين، از رسانه هاى سنتى اسلامى تا تلويزيون، چ دوم، تهران، مركز تحقيقات صداو سيما.

ـ بيرو، آلن (1375)، فرهنگ علوم اجتماعى، ترجمه باقر ساروخانى، تهران، كيهان.

ـ جمعى از مؤلفان (1382)، روان شناسى اجتماعى، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.

ـ حاجى هاشمى، مرضيه (1390)، مقايسه تأثير پيام دينى ارتباطات سنتى و ارتباطات رسانه اى بر مخاطبان در شهر قم، در: مجموعه مقالات دين و رسانه، قم، صدا و سيما.

ـ خمينى، سيدروح اللّه (1357)، ولايت فقيه، تهران، اميركبير.

ـ خيرى، حسن، «مقايسه فضاى تبليغى تلويزيون و مسجد» (آبان 1387)، معرفت، سال هفدهم، ش 131، ص 39ـ54.

ـ رابرتسون، يان (1372)، درآمدى بر جامعه شناسى، ترجمه حسين بهروان، مشهد، آستان قدس رضوى.

ـ رفيع پور، فرامرز (1378)، آناتومى جامعه، تهران، شركت سهامى انتشار.

ـ ـــــ ، (1376)، توسعه و تضاد، تهران، شركت سهامى انتشار.

ـ ريد بليك و هارولدسن (1378)، طبقه بندى مفاهيم در ارتباطات، ترجمه مسعود اوحدى، تهران، سروش.

ـ سجادى، سيدمهدى (1384)، مسجد و تعليم و تربيت، در: كاركرد مساجد، تهران، رسانش.

ـ عباسى، محمد (1388)، نقش و كاركرد روحانيت در تحولات اجتماعى از ديدگاه امام خمينى، پايان نامه كارشناسى ارشد، رشته جامعه شناسى، قم، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قدس سره.

ـ فيرحى، داود، «دين، رسانه و فرهنگ» (بهار 1390)، دين و رسانه، سال نهم، ش 97، ص 66ـ87.

ـ قنادان، منصور و همكاران (1375)، جامعه شناسى، تهران، آواى نور.

ـ كاويانى، محمد (1387)، روان شناسى و تبليغات با تأكيد بر تبليغ دينى، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.

ـ كوئن، بروس (1385)، درآمدى به جامعه شناسى، ترجمه محسن ثلاثى، چ سى ام، تهران، توتيا.

ـ مجلسى، محمدباقر (1404ق)، بحارالانوار، بيروت، مؤسسه الوفاء.

ـ مريجى، شمس اللّه (1382)، تبيين جامعه شناختى واقعه كربلا، قم، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قدس سره.

ـ ـــــ ، (1378)، كاربرد علوم اجتماعى در تبليغ، قم، تپش.

ـ مريجى، شمس اللّه و روح اللّه عباس زاده، «رسانه مدرن: فرصت ها و چالش هاى پيش روى تبليغ سنتى دين» (بهار 1391)، مطالعات اجتماعى و رسانه، ش 1، ص 27ـ56.

ـ مصباح، محمدتقى (1380)، جامعه و تاريخ، چ پنجم، تهران، چاپ و نشر بين الملل.