پوشش اسلامى دانشجويان دختر دانشگاه‌‏ها ريشه‏‌يابى علل كم‏‌توجهى، راهكارها

 

سال بيست و يكم ـ شماره 181 ـ دى 1391، 91ـ107

سيف اله فضل الهى*

چكيده

اين تحقيق به شناسايى علل كم توجهى و راهكارهاى ترويج پوشش اسلامى دانشجويان دختر دانشگاه ها براساس ديدگاه آنان مى پردازد. روش تحقيق توصيفى ـ پيمايشى، و جامعه آمارى دانشجويان دختر دانشگاه هاى قم، و نمونه آمارى 262 نفر از آنان بود كه مطابق جدول مورگان و كرجسى به شيوه تصادفى طبقه اى و ساده انتخاب شدند. ابزار گردآورى اطلاعات، دو پرسشنامه محقق ساخته (18 گويه در طيف ليكرت با پايايى 78/0 و 17 راهكار از نوع آرايش رتبه اى با پايايى 89/0) مطابق آلفاى كرانباخ بود.

در تحليل اطلاعات نشان داد: عوامل فرهنگى ـ اعتقادى در كم توجهى دانشجويان دختر به پوشش اسلامى تأثير مثبت و معنادارى دارند. عوامل زيستى ـ روانى، فرهنگى ـ اجتماعى و سياسى ـ اجتماعى على رغم كسب نمره بالاتر از حد متوسط مورد انتظار، نقش مثبت و معنادارى ندارند. شدت تأثير عوامل مختلف در كم توجهى به پوشش اسلامى در بين دانشجويان معنادار نمى باشد. برنامه ريزى براى پوشش خلأ فرهنگى و تربيتى بين مدارس و دانشگاه ها، تنوير اذهان عمومى و به ويژه دانشجويان دختر نسبت به پيامدهاى جبران ناپذير بدحجابى و ارتقاء و تقويت روحيه دينى براى پاى بندى به ارزش هاى اجتماعى به ترتيب از اولويت دارترين راهكارها براى ترويج پوشش اسلامى در بين دانشجويان دختر دانشگاه ها هستند.

كليدواژه ها: پوشش اسلامى، دانشجويان دختر، دانشگاه ها، راهكارهاى ترويج، علل كم توجهى.


* استاديار دانشگاه آزاد اسلامى واحد قم.                                                               fazlollahigh@yahoo.com

دريافت: 14/8/90 پذيرش: 28/10/91.


مقدّمه

حجاب يكى از مهم ترين و متمايزترين ارزش هاى فرهنگى و اجتماعى، جوامع اسلامى، به ويژه ايران اسلامى است. نهادينه شدن اين ارزش، بخصوص در ميان نسل جوان و آينده ساز كه به واسطه گسترش فناورى اطلاعات و ارتباطات با انبوه هجمه هاى تبليغاتى براى كمرنگ شدن آن روبه روست، مستلزم واكاوى اصولى، واقع بينانه و عينى ريشه هاى كم توجهى به رعايت پوشش اسلامى در محيط هاى دانشگاهى، بخصوص در بين دانشجويان دختر است. بدين ترتيب، مى توان براى توسعه، تكوين و ترويج دانش هاى بنيادين، و تبيين درست فلسفه وجودى، ماهيت، نقش و تأثيرات فردى و اجتماعى آن، برنامه ريزى جامع و كاملى براى پوشش همه ابعاد فرهنگ و ساختارهاى آن (دانش ها، ارزش ها، نمادها) فراهم ساخت. اين امر خود، نيازمند طرح تدابيرى مناسب براى انجام وظايف درست و پيوسته خانواده ها، نهادهاى فرهنگى و تربيتى جامعه از جمله مدارس، دانشگاه ها، صداوسيما، سازمان هاى تبليغاتى و... در تبيين انديشه هاى بنيادين فرهنگى و كمك به شناخت فرهنگ و ارزش ها، ارزشگذارى و پاسداشت آنها در فرايند حفظ هويت ملى و مذهبى و توسعه آن، در فرايند تكامل زندگى اجتماعى است. بدين سان، نهادهاى اجتماعى به ويژه دانشگاه ها كه رسالتى جز توسعه فرهنگى به عنوان مهم ترين ركن توسعه همه جانبه و پايدار براى داشتن انسان هاى سالم از نظر جسمانى و روانى و ماهر، براى ارتقاى شيوه زندگى ندارند، بايد بتوانند با ترويج هرچه بيشتر آموزه هاى دينى و فراگيركردن امور فرهنگى و گسترش دامنه شمول آن و جذب و تأثيرگذارى هرچه بيشتر بر مخاطبان را از مهم ترين دغدغه مجموعه دست اندركاران و فعالان حوزه هاى فرهنگ و انديشه قلمداد كرده، از عوامل آسيب زا در حوزه شخصيت اخلاقى و ايمان مذهبى جوانان، بخصوص قشر انديشمند و فرهيخته دانشجو جلوگيرى، و بر كارآمد شدن روش هاى ارائه برنامه هاى فرهنگى در دانشگاه ها در راستاى تحكيم ارزش ها و باورهاى فرهنگى متأثر از فلسفه اجتماعى و با هدف اسلامى كردن دانشگاه ها براى تحقق دغدغه هاى فوق بيفزايند. بدين سان مى توان فرهنگ واقعى و اصيل اسلامى را از طريق سازوكارهاى مناسب دانش و الگوهاى رفتارى مديران، استادان، كاركنان و مخاطبان نهادينه ساخت و در فرايند اجتماعى شدن آن را در خدمت تربيت انسان هاى سالم، ماهر، متخصص، توانمند و بومى شده قرار دارد.

ازآنجايى كه دانشگاه ها به عنوان مهم ترين مراكز توليد علم و ترويج فرهنگ محسوب مى شوند، از مهم ترين اركان توسعه فرهنگى هر جامعه اى به شمار مى روند. دانشگاه ها بايد بتوانند با ايجاد محيطى مبتنى بر فرهنگ و ارزش هاى اسلامى زمينه را براى توليد علم، توسعه سبك و روش هاى زندگى و تعميم آن در بين اقشار گوناگون و تحقق اهداف متعالى آن مهيا سازند؛ امرى كه به نظر مى رسد تحت الشعاع عوامل مختلف، هنوز با ايده آل خود فاصله زيادى دارد و مستلزم واكاوى عوامل و ريشه هاى كم توجهى دانشجويان دختر و آسيب شناسى واقع بينانه در راستاى برنامه ريزى اصولى و عملى و دسترسى به راهكارهاى مناسب ترويج پوشش اسلامى در دانشگاه هاست.

پيشينه تحقيق

بررسى پيشينه تحقيق نشان مى دهد كه تحقيق كاملاً منطبق با موضوع بسيار محدود است. در عين حال، تعداد محدودى از مطالعات انجام شده، كه تاحدودى به موضوع مربوط مى شد، جمع آورى گرديد كه در زير بدان اشاره مى شود.

احمدى (1384) در تحقيقى در مورد بررسى عفاف در قرآن و حديث راهكارهاى عملى رسيدن به عفاف را به سه دسته وراثت، محيط و اراده تقسيم كرده، درباره هريك با استمداد از قرآن و روايات بحث كرده و در نهايت، به اختصار آثار فردى و اجتماعى عفاف را بيان داشته است.

عظيميان و بهشتى (1388) در بررسى فلسفه حجاب در اسلام و آثار تربيتى آن، روش هاى درونى كردن حجاب را در ارتقا و تقويت ايمان به خدا، اطلاع رسانى در زمينه حجاب و آثار مثبت آن، معرفى الگوهاى والاى حجاب و... دانسته اند.

ماهينى و خسروپناه (1388) در مقاله اى تحت عنوان «راهكارهاى ترويج پوشش اسلامى در بين دختران دانشجو»، مهم ترين علل كم توجهى يا بى توجهى به مقوله حجاب را در چهار دسته عوامل فرهنگى و اعتقادى، بيولوژيكى و روانى، اجتماعى و سياسى بيان كردند و به ارائه راهكارهايى در جهت ترويج پوشش اسلامى پرداخته اند.

فضل الهى و ملكى توانا (1390ب) در مقاله «فرهنگ حجاب: راهكارهاى تحكيم و اولويت بندى آن با تأكيد بر نمونه گيرى محدود از دانش آموزان دختر دبيرستانى» نشان دادند: عملى ترين راهكارها براى تحكيم حجاب، به ترتيب اهميت و اولويت عبارت اند از: نمايش برنامه هاى جذاب راديو ـ تلويزيونى، تبيين آثار مخرب بدحجابى در جامعه، معرفى و ترويج آيات قرآنى پيرامون پوشش اسلامى، برچيدن مقررات خشك و برخورد قهرى با دانش آموزان بدحجاب مدارس، تبيين آثار و فوايد رعايت حجاب در كنار تجليل از دانش آموزان محجبه، ترويج فرهنگ صحيح امر به معروف و نهى از منكر به همراه برگزارى جلسات پرسش و پاسخ در مدارس و معرفى الگوهاى انسانى موفق در زمينه حجاب.

اسدزاده و همكاران (1390) در مقاله «بررسى معيارهاى حجاب (در سه بعد ارزشى، فردى، اجتماعى) در بين دانشجويان المپياد ورزشى دختر دانشگاه پيام نور كل كشور در خراسان جنوبى» نشان دادند كه بين معيارهاى ارزشى، فردى، اجتماعى و شناختى دانشجويان دختر ورزشكار، با حجاب آنها رابطه مثبت و معنادارى وجود دارد. همچنين بين امنيت اجتماعى، اسنادهاى بيرونى و تربيت خانوادگى، با حجاب دانشجويان ورزشكار رابطه مثبت و معنادارى وجود دارد. بنابراين، هرچه والدين و دولتمردان معيارهاى مذكور را قوى تر كنند، ميزان حجاب دانشجويان ارتقا خواهد يافت و ارتقا حجاب موجب امنيت اجتماعى بالاتر خواهد شد؛ و هرچه والدين در تربيت فرزندان دختر مؤثرتر عمل كنند، فرزندان ايشان از حجاب مناسب تر برخوردار خواهند بود.

فضل الهى و ملكى توانا (1390الف) در ريشه يابى علل كم توجهى به پوشش اسلامى در بين دانشجويان دختر دانشگاه ها نشان دادند: مهم ترين عوامل تأثيرگذار در كم توجهى دختران دانشجو به پوشش اسلامى، دوستان و همسالان، ضعف اعتقادات و رسانه هاى خارجى هستند.

جهانگيرى و شجاعى (1390) در مقاله اى تحت عنوان «بررسى رابطه بين ميزان باور به حجاب و خودپنداره در ميان دانشجويان علمى كاربردى شهرستان بجنورد» نشان دادند: بين خودپنداره و تصور دانشجويان نسبت به خود و ميزان باور به حجاب آنها رابطه معنادارى وجود دارد؛ هرچه دانشجويان خودپنداره بالاترى داشته باشند و تصور مثبت ترى نسبت به خود داشته باشند، ميزان باور به حجاب در آنها نيز بالاتر خواهد بود.

روش تحقيق

روش تحقيق از نظر اهداف كاربردى و از لحاظ شيوه جمع آورى اطلاعات، توصيفى ـ پيمايشى است. جامعه آمارى شامل كل دانشجويان دختر دانشگاه هاى استان قم در نيم سال دوم سال تحصيلى 89ـ90 بودند كه از بين آنان نمونه اى به تعداد 360 نفر به شيوه تصادفى طبقه اى و ساده انتخاب گرديد. پس از جمع آورى اطلاعات در نهايت، تعداد 262 پرسش نامه مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. ابزار جمع آورى اطلاعات دو پرسش نامه محقق ساخته؛ اولى براى ريشه يابى علل كم توجهى به پوشش اسلامى كه حاوى 18 گويه با طيف 5 درجه اى ليكرت بود. پايايى سؤالات بر اساس آلفاى كرانباخ معادل 78/0 محاسبه گرديد. دومى براى شناسايى و اولويت بندى راهكارهاى ترويج پوشش اسلامى در بين دانشجويان دختر، حاوى 17 گويه از نوع آرايش رتبه اى با پايايى 89/0 براساس آلفاى كرانباخ بود كه از بين 25 راهكار از طريق مشاوره با صاحب نظران انتخاب شده بودند. براى تجزيه و تحليل اطلاعات، علاوه بر روش هاى آمار توصيفى از جمله جدول، ميانگين، انحراف معيار، واريانس، ضريب پراكندگى و آمار استنباطى در حد آزمون بى پارامترى خى دو (مجذور كاى) و آزمون Zبراى مقايسه يك ميانگين با يك عدد ثابت و آزمون تحليل واريانس يك راهه (F) براى تصميم گيرى در مورد رد يا قبولى فرضيه ها استفاده شده است.

فرضيه ها

1. عوامل فرهنگى و اعتقادى در كم توجهى به پوشش اسلامى در بين دانشجويان دختر دانشگاه ها، تأثير مثبت و معنادارى دارند.

2. عوامل زيستى ـ روانى در كم توجهى به پوشش اسلامى در بين دانشجويان دختر دانشگاه ها، تأثير مثبت و معنادارى دارند.

3. عوامل فرهنگى و تربيتى در كم توجهى به پوشش اسلامى در بين دانشجويان دختر دانشگاه ها، تأثير مثبت و معنادارى دارند.

4. عوامل سياسى و اجتماعى در كم توجهى به پوشش اسلامى در بين دانشجويان دختر دانشگاه ها، تأثير مثبت و معنادارى دارند.

5. ميزان تأثيرعوامل گوناگون فرهنگى ـ اعتقادى،فرهنگى ـ تربيتى، زيستى ـ روانى وسياسى ـ اجتماعى در كم توجهى به حجاب دانشجويان دختر دانشگاه ها متفاوت است.

1. حجاب در قرآن

تاريخ حجاب به آفرينش اولين موجودات روى زمين يعنى آدم و حوا بازمى گردد. فرازونشيب هاى بى شمار تاريخ نتوانسته است آن را محو كند. قرآن مى فرمايد: «اى فرزندان آدم! براى شما لباس فرو فرستاديم كه اندام شما را مى پوشاند و مايه زيست شماست و لباس تقواى بهتر است، اين آيات خداست. باشد كه متذكر شده پند گيريد.» (اعراف: 26) اين آيه بيانگر اهميت لباس و پوشش و ستر و ساتر از نظر قرآن است. طبق نص صريح قرآن كريم، حجاب بر زن واجب است، بخصوص لزوم پوشيدگى زن در برابر مرد بيگانه، يكى از مسائل مهم اسلامى است كه بايد مورد توجه قرار گيرد.

«حجاب» واژه عربى با معانى متعدد از جمله، پوشش، وسيله پوشش، و نامى است براى آنچه بدان خود را مى پوشانند. (ابن منظور، 1419ق، ج 1، ص 289) از حجاب به پرده، ستر، نقابى كه زنان چهره خود را بدان بپوشانند، روى بند، برقع و چادر نام برده شده است. شايد پوشش زن را به اعتبار پشت پرده واقع شدن حجاب ناميده اند. اما به طور مسلم، امروزه به ويژه در معناى مصطلح، فقط به معناى پوشش مخصوص زنان به كار مى رود. از اين رو، در سخنان فقها، مفسران متأخر و نويسندگان معاصر، به جاى واژه «ستر» يا «پوشش زنان» از واژه «حجاب» استفاده مى شود. (مطهرى، 1380، ص 72)

در قرآن براى وجوب حجاب، حفظ عفت و پاسدارى از حريم آن، بيش از ده آيه وجود دارد. در هفت آيه قرآن مجيد، از واژه «حجاب» نام برده شده كه يك مورد آن، مربوط به پوشش زنان است. (احزاب: 53) در آيات ديگرى نيز مستقيم و يا غيرمستقيم درباره پوشش بحث شده است. در اينجا به چند نمونه از اين آيات اشاره مى شود. در آيه 31 سوره «نور»، به عنوان نخستين آيه اى كه به صراحت بر وجوب حجاب تأكيد دارد، مى خوانيم: «اى پيامبر به زنان باايمان بگو چشم هاى خود را از نگاه هوس آلود فرو خوابانند و دامان خويش را (از گناه) حفظ كنند و زينت خود را جز آن مقدارى كه ظاهر است آشكار ننمايند و روسرى هاى خود را بر سينه افكنند (تا گردن و سينه با آن پوشانده شود) و زينت خود را آشكار نسازند.

دومين آيه اى كه بر وجوب حجاب براى زنان در برابر نامحرمان تأكيد مى كند، آيه 59 سوره «احزاب» است: «اى پيامبر، به همسران و دخترانت و زنان باايمان بگو روسرى هاى بلند خود را بر خويش خود فرو افكنند.»

2. اهداف حجاب در اسلام

1. كمك به بهداشت روانى جامعه، از طريق توسعه كاميابى هاى جنسى در محيط خانواده و همسران مشروع و پيشگيرى از بروز فساد در خانواده و اجتماع.

2. احساس شادمانى و رضايت درونى ناشى از اطاعت فرامين الهى. (اكبرى، 1377، ص 97)

3. مصونيت، آرامش و امنيت زن، تحكيم روابط بين اعضاى خانواده و برقرارى صميميت كامل بين آنان. (قائمى، 1373، ص 390)

4. حفظ و استيفاى نيروى كار و فعاليت جامعه از طريق محدود كردن التذاذهاى بصرى، لمسى و... به محيط خانوادگى و در قالب ازدواج مشروع و فراهم كردن زمينه حضور زنان در جامعه. (عظيميان و بهشتى، 1388)

5. حفظ احترام و ارزش فردى و صيانت از جايگاه و ارتقا ارزش زن در برابر مرد و جلوگيرى از ابتذال او. (مطهرى، 1380، ص 72)

6. تعديل و غرايز جنسى زن و مرد، از طريق كنترل نگاه ها. (نور: 30و31)

7. ثبات و سلامت اخلاق جامعه و حفظ آزادى زن از جمله آزادى در راهكار، تحصيل، رشد و پيشرفت. (فضل الهى و ملكى توانا، 1390ب، ص 58)

8. حفظ استقلال سياسى، فكرى، فرهنگى و دينى. (عظيميان و بهشتى، 1388)

3. الگوى مناسب پوشش اسلامى

مسئله پوشش زنان در احكام و تعاليم دين اسلام از اهميت بسزايى برخوردار است. به طور كلى، معيارهاى مطلوب پوشش زن مسلمان در اسلام را مى توان در واژه «حجاب» خلاصه كرد. امروزه به زنى كه در انجام وظايف شرعى خود كوتاهى كرده و پوشش اسلامى را رعايت نكند، بدحجاب يا بى حجاب گويند. واژه حجاب، در لغت به معناى پرده افكندن و حائل قرار دادن ميان دو چيز است و امروزه به پوشش ظاهرى زنان اطلاق مى شود. (مطهرى، 1380، ص 63) البته در آيات و روايات به معناى نخست اشاره شده و واژه «حجاب» در معناى دوم به كار نرفته است. در داستان حضرت سليمان، غروب خورشيد اين گونه توصيف مى شود: «حتى توارث بالحجاب»؛ يعنى تا آن وقتى كه خورشيد در پشت پرده مخفى شد. (ص: 32) همچنين در سوره احزاب آمده است: «اگر از آنها متاع و كالاى موردنياز مطالبه كنيد از پشت پرده از آنها بخواهيد.» (احزاب: 54)

علاوه بر معناى لغوى و اصطلاحى «حجاب»، تعابير گوناگونى نسبت به آن بيان شده است كه به اختصار به برخى از آنها اشاره مى شود.

الف. عفاف ذهن: نپروراندن ذهنيت گناه و معصيت در ذهن و پرهيز از فكر و خيالات باطل، از توصيه هاى اسلام است؛ چراكه زمينه ساز سقوط انسان در ورطه گناه و ارتباط نامشروع، ذهنيت سازى آن است.

ب. عفاف نگاه: از دستورات مؤكد اسلام، رعايت نگاه و پرهيز از نظر كردن به نامحرم است؛ چراكه نگاه به نامحرم بيشترين تأثير منفى را بر دل مى گذارد. با توجه به اهميت مسئله، خداوند مى فرمايد: «به مؤمنان بگو چشم هاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گيرند و دامان خود را حفظ كنند، اين كار براى آنها پاكيزه تر است و خداوند از آنچه انجام مى دهند آگاه است.» (نور: 30) همچنين در حديثى پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند: «نگاه به نامحرم همچون تيرى است كه شيطان به قلب انسان مى زند.» (مجلسى، 1360، ج 4، ص 311)

ج. عفاف گفتار: فقهاى اسلامى تأكيد دارند كه براى زن جايز نيست صداى خود را به گونه اى خوش آهنگ، نازك و ملايم جلوه دهد كه موجب تحريك نامحرم شود. علاوه بر اين، در برخورد با نامحرم از بيان كلمات و الفاظ احساسى و تحريك كننده بپرهيزد و در گفتار جديت نشان دهد تا افراد ضعيف الايمان و بيماردل سوءاستفاده نكنند. با توجه به اهميت مسئله، قرآن كريم خطاب به همسران پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند: «با صداى نرم، به گونه هوس انگيز سخن نگوييد كه افراد بيماردل در شما طمع نكنند، بلكه به خوبى و شايسته سخن بگوييد.» (احزاب: 32)

د. عفاف در تعاملات رفتارى: اسلام هرگونه ارتباط و برخورد حسى ميان زن و مرد اجنبى را حرام كرده است. از اين رو، مرد نمى تواند با هيچ عضوى از اعضاى خود، با عضوى از اندام بدن زن نامحرم تماس حاصل نمايد. امام صادق عليه السلام مى فرمايند: «هيچ كس نيست مگر اينكه دچار بهره اى از گناه زنا مى شود. زناى چشم ها نگاه به نامحرم است و زناى دهان، بوسيدن نامشروع و زناى دست ها تماس دست ها با بدن نامحرم است.» (حرّعاملى، 1419ق، ج 14، ص 138)

ه. عفاف در رفتار و معاشرت: زن مسلمان، علاوه بر پوشش ظاهرى، بايد در نوع حركات، برخوردها و حتى راه رفتن نيز زمينه سوءاستفاده افراد اجنبى و هوسباز را از ميان ببرد. برخوردهاى سنگين توأم با متانت، شرم و حيا، تواضع و وقار، كم گويى و پرهيز از گشاده رويى مفرط، برخوردهاى جلف، معاشرت دوستانه و اختلاط با مرد بيگانه، بر يك زن مسلمان لازم است. قرآن مى فرمايد: «نبايد زنان هنگام راه رفتن پاى خود را بر زمين بكوبند تا زينت پنهانشان دانسته شود.» (نور: 31)

و. عفاف در زينت: زن مسلمان بايد علاوه بر پوشش اعضا و اندام خود، هر نوع زيور و زينت را از معرض ديد نامحرمان پنهان سازد و از هرگونه آرايش و خودنمايى در برابر افراد بيگانه بپرهيزند تا زمينه جلب توجه و تحريك آنان فراهم نشود. با توجه به اهميت مسئله در قرآن آمده است: «(اى رسول ما) زنان مؤمنه را بگو تا چشم ها و فروج و اندامشان را محفوظ دارند و زينت و آرايش خود را جز آنچه قهرا ظاهر مى شود، در برابر بيگانه آشكار نسازند.» (احزاب: 32)

ى. عفاف در پوشش: بى ترديد حكم وجوب حجاب زن در برابر نامحرم، يكى از احكام مسلم اسلام است. در قرآن كريم، روايات و احكام فقهى به اين مسئله و كيفيت آن اشاره شده است. از اين رو، علاوه بر تعابير ذكرشده در مقوله حجاب، زن مسلمان مهم تر از همه بايد حدود شرعى را در پوشش ظاهرى خود رعايت كند و اندام بدن را از معرض ديد ديگران پنهان سازد.

به طور كلى، تمامى مباحث مطرح شده در باب حجاب و پوشش اسلامى زنان، به دو محور اساسى بازمى گردد: نخست، رعايت حد پوشش به معناى حفظ عورت و ديگرى پرهيز از خودآرايى نامشروع است.

اسلام از زنان خواسته است كه حدود پوشش اسلامى را به منظور حفظ عورت خود رعايت كنند. با توجه به روايات و تفاسير آيات قرآن كريم، عورت زن، تمامى اعضاى بدن او، بجز قرص صورت و دو كف دست مى باشد. از اين رو، الگوى پوششى مورداستفاده زنان بايد به گونه اى باشد كه بتواند اين حدود را تأمين كند. قرآن كريم مى فرمايد: «به زنان مؤمنه بگو چشم هاى خود را فروبندند و عورت هاى خود را پوشيده نگاه دارند و زينت هاى خود را جز آن مقدارى كه ظاهر است آشكار ننمايند.» (نور: 31)

در مسئله دوم، ضمن تأكيد بر آراستگى و خودآرايى مشروع زنان در برابر محارم، به ويژه همسر، اسلام از آنان خواسته است تا از خودآرايى نامشروع در برابر نامحرمان و در محيط اجتماع بپرهيزند و زيور و زينت خود را جز در برابر محارم آشكار نكنند و از هر عاملى كه موجب تحريك و جلب توجه نامحرمان شود دورى كنند. مظاهر خودآرايى زنان عبارت اند از:

الف. زيورآلات زنانه، اعم از گردنبند، گوشواره، خلخال، بازوبند، دست برنجى، تاج و... «زينت هاى خود را (از جمله زيورآلات) آن مقدارى كه آشكار است، ظاهر ننمايند.» (نور: 31)

ب. آرايش نمودن، سر، صورت، دست ها و پاها و... اعم از سرمه زدن، رنگ مو، آرايش صورت، خضاب كردن دست، ابرو گرفتن، لاك زدن ناخن ها و... «و هرگز مانند دوره جاهليت نخستين آرايش و خودآرايى نكنيد.» (احزاب: 32)

ج. استعمال عطر: پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند: «زنى كه خود را براى ديگران خوشبو كند، او خود آتش است و ننگ محسوب مى شود.» (ميرزايى، 1387، ص 36)

د. پوشيدن لباس هاى فاخر، زننده و زينتى كه موجب جلب توجه شود. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند: «واى بر زنان از دو سرخى طلا و جامه زيبا (كه هر دو زينت بوده و موجب فتنه هستند.»

علاوه بر معيارها و احكام مطرح شده در حدود پوشش اسلامى، برخى از مصاديق پوشش زنان در قالب آيات و روايات بيان شده است. از آن جمله مى توان به «جلباب»، «خمار» و «سراويل» اشاره كرد. در سوره نور از زنان خواسته شده است كه از پوشش «خمار» به درستى استفاده كنند: «روسرى هاى خود را بر سينه خود افكنند (تا گردن و سينه با آن پوشيده شود).» (نور: 31)

همچنين در سوره احزاب، شكل ديگرى از پوشش به زنان معرفى شده است: «يعنى جلباب هاى خود را بر خويش افكنند.» «جلباب» در اين آيه بنابر تفاسير، نوعى مقنعه است كه از روسرى بزرگتر و از چادر كوچك تر مى باشد و سر و سينه زن را با پوشش وسيع خود مى پوشاند. (ابن منظور، 1419ق، ج 2، ص 317)

به طور كلى، الگوهاى پوشش اسلامى زنان به سه بخش تقسيم مى شوند:

الف. قالب ها و الگوهاى متعارف و مشترك پوشش ظاهرى زنان.

ب. الگوها و طرح هاى متنوع و متغير كه در قالب الگوهاى مشترك به كار گرفته مى شوند.

ج. الگوها و طرح هايى كه در شرايط خاص محيطى به كار گرفته مى شوند.

قالب هاوالگوهاى مشترك پوشش ظاهرى زنان، با توجه به هويت فرهنگى جامعه ماكاملاً تعريف شده اند و مصاديق آن محدوداست.استفاده ازآنهادرنقاط شهرى ومناطق غيربومى متداول مى باشد. اين الگوها عبارت اند از: 1. چادر؛ 2.مانتو؛3.مقنعه؛4.روسرى؛5. شلوار؛6. جوراب؛ 7. كفش.

در اين تحقيق، الگوى قابل قبول پوشش اسلامى براى دانشجويان دختر، مفاد ابلاغى دانشگاه آزاد اسلامى از طريق معاونت فرهنگى است كه در راستاى اعتلاى اخلاق و معنويت و لزوم سالم سازى فضاهاى آموزشى و به منظور تحكيم ارزش هاى والاى اسلامى، ايجاد نظم و انضباط در دانشگاه و حفظ قداست اين محيط مقدس، براساس مصوبات شوراى فرهنگى دانشگاه و مطابق استراتژى هاى مصوب وزارت علوم و تحقيقات در سال 1389 به دانشگاه هاى آزاد اسلامى سراسر كشور ابلاغ شده است.

عوامل كم توجهى به پوشش اسلامى

على رغم تأثير عوامل گوناگونى در كم توجهى به پوشش اسلامى، به چند مورد اشاره مى گردد.

1. مخالفت با احساس نوعى اجبار در رعايت حجاب و پوشش اسلامى. (رجبى، 1387، ص 166)

2. عدم شناخت نسبت به فلسفه حجاب و تحكيم نيافتن باورهاى دينى و ارزش هاى اسلامى. (فضل الهى و ملكى توانا، 1390ب، ص 58)

3. ضعف عملكرد دستگاه هاى فرهنگ ساز جامعه در ترويج فرهنگ و ارزش هاى اسلامى در بين اقشار گوناگون، به ويژه نسل جوان.

4. اظهار مخالفت با جامعه و حاكميت سياسى و اجتماعى. (ماهينى و خسروپناه، 1388)

5. تأثيرپذيرى از دوستان و همسالان در محيط هاى آموزشى و تربيتى، به ويژه در سنين نوجوانى و جوانى. (شرف الدين، 1386)

6. القائات سوءرسانه ها و بنگاه هاى تبليغاتى غرب، به ويژه شبكه هاى خارجى براى ترويج فرهنگ غربى و سست كردن پايه هاى اعتقادى نسل جوان.

7. اظهار نوعى ترقى اجتماعى، وضعيت اقتصادى، تحصيلى، شغلى و فرهنگى خانواده از طريق كم توجهى به رعايت پوشش اسلامى. (فضل الهى و ملكى توانا، 1390ب، ص 58)

8. ضعف عملكرد سازمان هاى تربيتى، مانند نظام آموزش و پرورش در تربيت دينى و تحكيم پايه هاى دينى جوانان در سنين تعليم و تربيتى.

9. ميل به خودنمايى، تزيين، تجمل، خودآرايى براى جلب توجه، به رخ كشيدن زيبايى ها، برانگيختن احساسات مثبت ديگران،تحسين وتمجيد،لذت جويى،ميل به تظاهرات جنسى، و جلب جنس مخالف به عنوان ويژگى هاى زيستى و روانى و طبيعى. (ماهينى و خسروپناه، 1388)

10. بى تفاوتى نسبت به فرهنگ بومى، ملى و نوعى خودباختگى و تأثيرپذيرى از فرهنگ بيگانه و فاصله گرفتن از ارزش هاى دينى.

11. ضعف اعتقادات مذهبى و ايمانى.

12. ناآگاهى از فوايد و آثار مثبت حجاب و پيامدهاى فردى و اجتماعى آن.

راهكارهاى ترويج پوشش اسلامى

1. فرهنگ سازى: اسلام دينى فرهنگى است، و پيشگيرى از طريق فرهنگ سازى را مقدم بر درمان مى داند. فرهنگ سازى بيشتر با فعاليت هاى آموزشى، تبليغى و هدايت در فضاى جامعه همراه است، به گونه اى كه افراد اولاً، با آگاهى و شناخت دست به انتخاب رفتارها و نگرش ها و توانش ها بزنند. ثانيا، به صورت طبيعى و خودجوش به رعايت ارزش هاى انتخاب شده و با رغبت به عنوان يك ارزش اسلامى و اجتماعى در تمام اركان زندگى به اجرا بگذارند. با توجه به جايگاه حجاب و فرهنگ حجاب در جامعه اسلامى، لازم است از راهكارهاى مناسب تربيتى، بخصوص در محيط هاى مولد فرهنگ و علم، در بين اقشار روشنفكر و دانشگاهى براى ترويج حجاب و پوشش اسلامى استفاده كرد.

2. احياى فرهنگ اسلامى: فرهنگ سازى مفيدترين و كم هزينه ترين راه براى اجتناب از رذايل اخلاقى، و مناسب ترين راه براى تقويت باورها و ارزش هاى اخلاقى و دينى نسل هاى آينده است. امرى كه در مراكز تعليم و تربيت به صورت مستقيم در حال انجام است. احياى ارزش هاى اصيل اسلامى و فراخوانى زن مسلمان به تعقل و دريافتن ارزش ها و آفرينش روح تعبد و تعهد نسبت به اين مسئله نقش مهمى در اين زمينه دارد. فرهنگ معمولاً داراى سه لايه است: الف. دانش هاى بنيادين؛ ب. ارزش ها؛ ج. نمادها. (الوانى و هاشميان، 1388) داشتن دانش بنيادين، ارزش ها را شكل مى دهد و در واقع، نمادها برون دادهاى لايه هاى قبلى هستند. در ترويج فرهنگ و برنامه ريزى ارزش ها بايد هر سه لايه در كنار يكديگر اتفاق بيفتند.

3. تبديل شدن فرهنگ سازى به يك باور عميق در بين سياست گذاران و برنامه ريزان.

4. اصلاح و توسعه فعاليت هاى فرهنگى ـ تربيتى رسانه ها: گاهى رسانه ها از جمله راديو، تلويزيون، سينما، مطبوعات و رسانه هاى تبليغى، برنامه هايى ارائه مى نمايند كه على رغم پى گيرى اهداف فرهنگى و ارزشى جامعه، در ظاهر در محتوا با اهداف خود در تعارض عمل مى كنند. نهادهاى فرهنگى يايد با تربيت هنرمندان متعهد و معتقد و طراحى و تدوين متون هنرى و تبليغى برخوردار از محتواى غنى ارزشى و اسلامى، از ظرفيت بالاى خود در حفظ، توسعه و تحكيم آن بكوشند.

5. الگوسازى و معرفى الگوهاى انسانى موفق و ملتزم به رعايت ارزش هاى اجتماعى و اخلاقى: در شكل گيرى و تكامل شخصيت، نقش الگوها بسيار حياتى است. مهم ترين نوع يادگيرى در انسان، يادگيرى مشاهده اى يا همان تقليد و سرمشق گيرى است. از زمانى كه انسان قدرت درك پيدا مى كند و در تعامل با محيط اجتماعى قرار مى گيرد، مايل به الگوبردارى و همانندسازى با افراد مورد علاقه خود است. در دين اسلام، هم متابعت از اسوه حسنه مورد تأكيد قرار گرفته است. از سوى ديگر، در سنين اوليه ميزان تأثيرپذيرى انسان از تجارب عينى و واقعى، مانند اشياى حقيقى، ايفاى نقش، خيمه شب بازى، بازسازى موقعيت بيشتر است. هرچه انسان بزرگتر مى شود، ابزارهاى سمعى و بصرى و نمادها جايگزين مى شوند. (احديان، 1373، ص 67) مسئله الگو در اخلاق اسلامى و روان شناسى نيز جايگاه مهمى دارد. از اين رو، قرآن كريم زنان شايسته همچون آسيه همسر فرعون و حضرت مريم را معرفى و از آنان تجليل مى كند. به نظر مى رسد الگوها و معرفى مناسب آنها مى واند ضريب تأثيرپذيرى دختران را افزايش دهد.

6. ايجاد شناخت و آگاهى در بانوان نسبت به فلسفه حجاب: هرچند ايمان گرايى در انسان، خواه و ناخواه او را به سمت انجام تكاليف و مسئوليت هاى دينى هدايت مى كند، اما يكى از پايه هاى ايمان دينى در افراد، داشتن شناخت و آگاهى درست است. در بحث پوشش اسلامى، اگر زنان مسلمان با فوايد و فلسفه وضع اين قانون الهى آشنا شوند، حتى اگر مقيد به رعايت كردن آن نباشند، احتمال تغيير رفتار در آينده براى آنان وجود دارد.

7. آگاهى بخشى نسبت به پيامدهاى منفى بدحجابى: توجه نكردن به آثار و كاركردهاى منفى فردى و اجتماعى عدم رعايت حجاب، نقش بسيار مهمى در سرپيچى از آن دارد. بنابراين، آگاهى عموم مردم، بخصوص بانوان مسلمان نسبت به پيامدهاى جبران ناپذير بى حجابى مى تواند به آگاهى افراد غيرمقيد به انجام وظايف الهى منجر شود.

8. ترويج روحيه عفاف و حيا: ترويج فرهنگ عفاف و حيا در جامعه مى تواند بانوان را به سمت پوشش مناسب سوق دهد. هرچند اين دو، صددرصد لازم و ملزوم يكديگر نيستند؛ چه بسا فردى واقعا پاكدامن باشد، اما به دلايل گوناگون داراى پوشش مناسب شرعى نباشد. البته عكس قضيه نيز صادق است. اما مسلما رعايت عفاف و حيا در فرد مى تواند او را به سمت حفظ ارزش هاى دينى و از جمله پوشش اسلامى سوق دهد.

10. پررنگ كردن نقش رسانه هاى جمعى: رسانه ها نقش مهمى در فرهنگ سازى دارند، آنان مى توانند به افراد جهت فكرى ببخشند. الگو تعيين كنند، نگرش مردم را تغيير دهند. فرهنگ سنتى يك قوم را از بين ببرند، و فرهنگ خودساخته اى را جايگزين كنند. از طريق رسانه ها و هنر، مى توان ارزش هاى يك جامعه را كم رنگ كرد.

يافته ها

براساس جدول 1، بيشترين ميانگين (54/3) مربوط به گويه «ضعف اعتقادات مذهبى» و پس از آن، گويه «بى تفاوتى نسبت به فرهنگ ملى خود (خودباختگى)»، با ميانگين (173/3) مى باشد. گويه «ناآگاهى از فوايد و آثار مثبت پوشش اسلامى» با ميانگين (136/3) در جايگاه سوم قرار دارد. همچنين همه گويه ها داراى نمره بيشتر از حد متوسط موردانتظار (3) دارند. تجزيه و تحليل استنباطى داده ها بر اساس آزمون خى دو، نشان مى دهد، چون خى دو محاسبه شده (687/24)، از خى دو جدول در سطح اطمينان 99/0 و 01/0 =4= df(28/13) بزرگتر است، پس فرضيه صفر رد مى شود. با توجه به معنادار بودن تفاوت ميانگين فراوانى هاى قابل مشاهده و مورد انتظار، با اطمينان 99/0 مى توان نتيجه گرفت: عوامل فرهنگى و اعتقادى در كم توجهى به پوشش اسلامى در بين دانشجويان دختر دانشگاه ها، تأثير مثبت و معنادارى دارند.

 

 

مطابق داده هاى جدول (2)، بيشترين ميانگين (279/3) مربوط به گويه «احساس نياز به جلوه گرى و دلربايى براى جلب توجه ديگران» است. پس از آن، گويه «عدم رعايت حجاب، وسيله مناسبى براى جلب جنس مخالف» با ميانگين (159/3) و در نهايت، گويه «كم توجهى به حجاب وسيله اى براى لذت جويى و ميل به تظاهرات جنسى در سنين جوانى» با ميانگين (777/2) در جايگاه دوم و سوم قرار گرفته اند. تحليل داده ها گويايى اين است كه گويه هاى اول و سوم، ميانگين بيشتر از حد متوسط موردانتظار به دست آورده اند و در كم توجهى به پوشش اسلامى دانشجويان دختر دانشگاه ها نقش مؤثرى دارند، ولى گويه دوم ميانگين كمتر از حد متوسط موردانتظار دارد و تأثير چندانى در كم توجهى به حجاب دانشجويان ندارد. براساس آزمون خى دو، چون خى دوى محاسبه شده (312/4) از خى دوى جدول در سطح اطمينان 99/0 و 01/0 و a=و df=4(28/13) كوچكتر است، پس فرضيه صفر تأييد مى شود. با توجه به معنادار نبودن تفاوت فراوانى هاى قابل مشاهده و مورد انتظار، با اطمينان 99/0 مى توان گفت: عوامل زيستى و روانى على رغم كسب نمره ميانگين بيشتر از حد متوسط مورد انتظار، در كم توجهى به پوشش اسلامى در بين دانشجويان دختر دانشگاه ها تأثير مثبت و معنادارى ندارد.

مطابق داده ها، بيشترين ميانگين (6/3) مربوط به گويه «بخش عمده اى از كم توجهى به حجاب در دختران دانشجو، تأثيرپذيرى از دوستان همسالان در محيط دانشگاه ها» است. پس از آن، گويه «ريشه كم توجهى به حجاب در تأثيرپذيرى از رسانه هاى جمعى، و به ويژه برنامه هاى شبكه هاى خارجى»، با ميانگين (27/3) در جايگاه دوم قرار دارد. هر دو گويه، نمره بيشترى نسبت به حد متوسط مورد انتظار كسب كرده اند. ساير گويه ها، نمره كمتر از حد متوسط مورد انتظار (3) به دست آورده اند كه نشان مى دهد از نظر دانشجويان تأثير چندانى در كم توجهى به حجاب دانشجويان دختر دانشگاه ها ندارند. گويه «كم توجهى به حجاب، وسيله اى براى نشان دادن وضعيت فرهنگى و تحصيلى اعضاى خانواده به ديگران»، با ميانگين (79/2) در رتبه سوم و گويه «كم توجهى به حجاب، نشانگر نوعى نگرش والدين آنها نسبت به حجاب آنها» نيز با ميانگين (74/2) در جايگاه چهارم قرار گرفته است. ساير گويه ها نيز در جدول به روشنى بيان شده اند.

بدين ترتيب، مهم ترين و مؤثرترين عامل اجتماعى و تربيتى در كم توجهى به حجاب دختران دانشجو، تأثيرپذيرى و نوعى همنوايى با همسالان در محيط دانشگاه ها و تأثيرپذيرى از رسانه هاى خارجى است. در مقابل، كم اثرترين عامل اجتماعى و تربيتى، استفاده از كم توجهى به حجاب، به عنوان ابزارى براى معرفى وضعيت شغلى والدين خود به ديگران است. تجزيه و تحليل ميانگين داده ها بر اساس آزمون مجذور كاى (خى دو) نشان مى دهد، چون خى دو محاسبه شده، از خى دو جدول در سطح اطمينان 99/0 و 01/0 و a= و df=4كوچكتر است. فرضيه صفر تأييد مى شود. با توجه به معنادار نبودن ميانگين ها، با اطمينان 99/0 مى توان گفت: عوامل فرهنگى ـ اجتماعى در كم توجهى به پوشش اسلامى در بين دانشجويان دختر دانشگاه ها تأثير مثبت و معنادارى ندارد.

اطلاعات جدول گوياى اين است كه بيشترين ميانگين (18/3) مربوط به گويه «بى توجهى دانشجويان دختر به حجاب، نوعى اظهار مخالفت با برخوردهاى قهرى در دانشگاه ها» است. پس از آن گويه «كم توجهى به حجاب، نوعى تظاهر به ترقى اجتماعى» است. گويه «عدم رعايت حجاب، نوعى اظهار مخالفت با حاكميت سياسى و دينى جامعه در دانشگاه ها»، به ترتيب با ميانگين (06/3) در جايگاه دوم قرار دارند. همچنين گويه «بى توجهى به حجاب، نوعى بى اعتنايى به ارزش هاى پذيرفته شده نزد مذهب گرايان حاكم»، با ميانگين (93/2) و گويه «كم توجهى به حجاب، نشان دادن نوعى مخالفت با جامعه و طرز تفكر خاصى» با ميانگين (88/2)، به ترتيب در جايگاه چهارم و پنجم قرار دارند. از سوى ديگر، على رغم اينكه ميانگين كل پاسخ ها (02/3)، از ميانگين مورد انتظار بزرگتر است، اما گويه هاى شماره 1و3 كمتر از حد متوسط مورد انتظار قرار گرفته اند. تجزيه و تحليل داده ها، بر اساس آزمون مجذور كاى (خى دو) بيانگر اين است كه چون خى دو محاسبه شده (488/9) از خى دو جدول در سطح اطمينان 99/0 و 01/0 و a=و df=4(28/13)، كوچكتر است، پس فرضيه صفر تأييد مى شود. با توجه به معنادار نبودن تفاوت فراوانى هاى قابل مشاهده و مورد انتظار، با اطمينان 099/ مى توان گفت: عوامل سياسى ـ اجتماعى در كم توجهى به پوشش اسلامى در بين دانشجويان دختر دانشگاه ها تأثير مثبت و معنادارى ندارد.

 

 

 

داده هاى جدول 5، گويايى اين است كه بيشترين ميانگين (288/3) مربوط به عوامل فرهنگى ـ اعتقادى و پس از آن، عوامل فيريولوژى ـ روانى با ميانگين (07/3) مى باشد. در پايين ترين جايگاه، عوامل فرهنگى ـ اجتماعى با ميانگين (90/2) قرار دارد. همچنين از نظر انحراف معيار، كمترين انحراف (097/0) مربوط به عوامل سياسى و اجتماعى و پس از آن عوامل فرهنگى ـ اعتقادى و نمره Zبيشترى نسبت به Zجدول در سطح اطمينان 099/ و 01/0 a=براى آزمون معنادار براى يك دانه (33/2) دارند. اين امر بيانگر تأثير بيش از حد متوسط مورد انتظار آنان، در كم توجهى به پوشش اسلامى در بين دختران دانشجو است. عوامل فيريولوژى ـ روانى و فرهنگى ـ اجتماعى تأثير قابل قبولى در اين امر ندارند. تجزيه و تحليل استنباطى داده ها، مطابق آزمون تحليل واريانس يك رابطه (F)، براى مقايسه نمرات مربوط به عوامل مختلف، نشان مى دهد، چون Fمحاسبه شده (445/1) از Fجدول در سطح اطمينان 99/0 و 01/0 df=3.14 a=كوچكتر است، پس فرضيه صفر تأييد مى شود. با توجه به معنادار نبودن تفاوت ميانگين ها، با اطمينان 099/ مى توان نتيجه گرفت: ميزان تأثير عوامل مختلف فرهنگى ـ اعتقادى، فرهنگى ـ اجتماعى، زيستى ـ روانى و سياسى ـ اجتماعى در كم توجهى به حجاب دانشجويان دختر دانشگاه ها متفاوت نيست.

 

راه کارها

S

Z

CV

R

1

تقويت باور هاي ديني خانواده.

402/3

594/1

792/2

85/48

14

2

برنامه ريزي براي پوشش خلاء فرهنگي و تربيتي بين مدارس و دانشگاه ها.

289/3

381/1

312/2

99/41

1

3

استفاده از استادان متعهد و دانشمند بعنوان الگوي ارزشي و ديني.

236/3

568/1

674/1

45/48

13

4

ساماندهي و غني سازي محتواي دروس معارف اسلامي در جهت تقويت هويت ديني

886/2

392/1

912/-

23/48

12

5

معرفي اسوه هاي موفق و برتر علمي از زنان با حجاب.

96/2

502/1

298/-

74/50

16

6

فرهنگ سازي براي ايجاد، تقويت و گسترش پوشش اسلامي در بين بانوان

557/3

532/1

007/4

07/43

5

7

تنوير اذهان عمومي و بويژه دانشجويان دختر نسبت به پيامد هاي جبران ناپذير بدحجابي

325/3

415/1

338/2

56/42

2

8

ترويج روحيه عفاف و حيا در بين دختران

35/3

482/1

612/2

24/44

6

9

پر رنگ کردن نقش رسانه هاي جمعي در ترويج حجاب اسلامي.

276/3

527/1

2

61/46

10

10

اصلاح نگرش جامعه نسبت به مقوله زن و رفع تبعيض ها و محروميت ها عليه آنان

393/3

551/1

807/2

71/45

9

11

برخورد قهري با بد حجابي توسط دستگاه هاي نظارتي.

391/2

404/1

757/4-

72/58

17

12

پرورش عقلاني و ارتقاء سطح شناخت و آگاهي بانوان نسبت به ارزش هاي خود.

382/3

523/1

007/3

03/45

7

13

ارتقاء و تقويت روحيه ديني براي پاي بندي به ارزشهاي اجتماعي.

292/3

405/1

281/2

68/42

3

14

تعديل غرايز از طريق آسان سازي فرايند ازدواج و فراهم کردن امکانات آن.

55/3

521/1

994/3

84/42

4

15

ترويج فرهنگ امر به معروف و نهي از منکر.

926/2

472/1

556/-

31/50

15

16

تبديل شدن حجاب به يک باور عمومي در بين استادان، کارکنان و مسؤلين.

295/3

541/1

122/2

77/46

11

17

انجام تحقيقات گسترده براي آسيب شناسي در ابعاد مختلف روانشناختي، تربيتي و....

172/3

436/1

323/1

27/45

8

 

 

مطابق اطلاعات جدول (7)، اولاً، ميانگين نمرات همه راهكارها (به استثناى راهكارهاى شماره 4، 5، 11و15) ساير راهكارها نمره بالاتر از حد متوسط مورد انتظار كسب كرده اند. ثانيا، بر اساس آزمون Z، براى مقايسه يك ميانگين با يك عدد ثابت، چون Zمحاسبه شده براى اكثر مؤلفه ها از Zجدول در سطح اطمينان 095/ و 05/0 a=، (645/1) بزرگتر است، بنابراين تفاوت بين ميانگين نمرات به دست آمده معنادار بوده و با اطمينان 95/0 مى توان گفت: راهكارهاى تعيين شده از نگاه دانشجويان، راهكارهاى مطلوبى براى ترويج پوشش اسلامى در بين دانشجويان دختر دانشگاه ها هستند. به استثناء راهكارهاى شماره 4، يعنى «ساماندهى و غنى سازى محتواى دروس معارف اسلامى در جهت تقويت هويت دينى» و راهكار ق «معرفى اسوه هاى موفق و برتر علمى از زنان باحجاب» و راهكار 11 يعنى «برخورد قهرى با بدحجابى توسط دستگاه هاى نظارتى»، راهكار 15 يعنى «ترويج فرهنگ امر به معروف و نهى از منكر» و سرانجام راهكار 17 يعنى «انجام تحقيقات گسترده براى آسيب شناسى در ابعاد مختلف روان شناختى، تربيتى و...» كه نمره Zكمتر از Zبحرانى به دست آورده اند. اين امر بيانگر اين است كه از ديدگاه دانشجويان اين راهكارها مطلوبيت چندانى براى ترويج پوشش اسلامى ندارند. ثالثا، با اطمينان 95/0 مى توان نتيجه گرفت: رتبه بندى راهكارهاى ترويج پوشش اسلامى در بين دانشجويان دختر دانشگاه ها از ديدگاه دانشجويان دختر دانشگاه هاى قم به ترتيب اهميت عبارت اند از:

 

رديف

راه کار

رديف

راه کار

1

برنامه ريزي براي پوشش خلاء فرهنگي و تربيتي بين مدارس و دانشگاه ها.

9

پر رنگ کردن نقش رسانه هاي جمعي در ترويج حجاب اسلامي.

2

تنوير اذهان عمومي و بويژه دانشجويان دختر نسبت به پيامد هاي جبران ناپذير بد حجابي.

10

تبديل شدن حجاب به يک باور عمومي در بين استادان، کارکنان و مسؤلين.

3

ارتقاء و تقويت روحيه ديني براي پاي بندي به ارزش هاي اجتماعي.

11

ساماندهي و غني سازي محتواي دروس معارف اسلامي در جهت تقويت هويت ديني.

4

تعديل غرايز از طريق آسان سازي فرايند ازدواج و فراهم کردن امکانات آن.

12

استفاده از استادان متعهد و دانشمند بعنوان الگوي ارزشي و ديني.

5

فرهنگ سازي براي ايجاد، تقويت و گسترش پوشش اسلامي در بين بانوان.

13

تقويت باور هاي ديني خانواده.

6

ترويج روحيه عفاف و حيا در بين بانوان.

14

ترويج فرهنگ امر به معروف و نهي از منکر.

7

پرورش عقلاني و ارتقاء سطح شناخت و آگاهي بانوان نسبت به ارزشهاي خود.

15

معرفي اسوه هاي موفق و برتر علمي از زنان با حجاب.

8

اصلاح نگرش جامعه نسبت به مقوله زن و رفع تبعيض ها و محروميت ها عليه آنان

16

برخورد قهري با بد حجابي توسط دستگاه هاي نظارتي.

بحث و نتيجه گيرى

بر اساس نتايج به دست آمده از اين تحقيق، عوامل فرهنگى ـ اعتقادى نقش مثبت و معنادارى در كم توجهى به پوشش اسلامى دانشجويان دختر دانشگاه ها دارد كه بر اساس آزمون خى دو، در سطح اطمينان 99/0 تأييد گرديد. بنابراين، ضعف اعتقادات مذهبى، خودباختگى و عدم توجه به فرهنگ ملى و ناآگاهى از آثار و فوايد مطلوب پوشش اسلامى، به ترتيب در كم توجهى به پوشش اسلامى مؤثرند. عوامل زيستى ـ روانى، على رغم كسب ميانگين نمره بيشتر از حد متوسط موردانتظار،

نقش مثبت و معنادارى در كم توجهى به پوشش اسلامى دانشجويان دختر ندارند كه با اطمينان 99/0 فرضيه صفر تأييد شد. در بين عوامل فيريولوژى ـ روانى، احساس نياز به جلوه گرى و دلربايى براى جلب توجه ديگران و استفاده ابزارى براى جلب جنس مخالف، به ترتيب دو عامل

بسيار مؤثرى هستند كه نمره بالاتر از حد مطلوب به دست آورده اند. از سوى ديگر، عوامل فرهنگى ـ اجتماعى در كم توجهى به پوشش اسلامى، نقش مثبت و معنادارى ندارد. در بين عوامل مذكور، همنوايى با دوستان و همسالان در محيط دانشگاه ها و تأثيرپذيرى از رسانه هاى جمعى، و به ويژه شبكه هاى خارجى دو عامل تأثيرگذار در اين مهم شناخته شده اند. عوامل سياسى و اجتماعى نيز نقش مثبت و معنادارى در كم توجهى دانشجويان دختر دانشگاه ها به پوشش اسلامى ندارد. از عوامل سياسى و اجتماعى، مخالفت با برخورد قهرى دانشگاه ها با افراد بدحجاب، از مؤثرترين عوامل شناخته شده است. آزمون تحليل واريانس يك راهه (F) نشان داد كه ميزان تأثيرات عوامل فرهنگى ـ اعتقادى، فرهنگى ـ اجتماعى، زيستى ـ روانى و سياسى در كم توجهى دانشجويان دختر دانشگاه ها به حجاب و پوشش اسلامى متفاوت نيست. بنابراين، بر اساس ديدگاه دانشجويان دختر دانشگاه هاى استان قم، مهم ترين و مؤثرترين عوامل در كم توجهى به پوشش اسلامى در بين دختران دانشجو، عوامل فرهنگى و اعتقادى است. به نظر مى رسد، تبيين درست ماهيت، فلسفه وجودى و تأثيرات فردى و اجتماعى آن براى حفظ و صيانت از جايگاه و ارزش واقعى زن در اسلام و به عبارت ديگر، آموزش آن يك ضرورت فرهنگى است. مى تواند با دادن آگاهى و شناخت در تحكيم آن در بين دانشجويان مؤثر واقع شود. همچنين از ديدگاه دانشجويان دختر دانشگاه هاى قم، مؤلفه هاى زير به ترتيب در كم توجهى به پوشش اسلامى در بين دانشجويان دختر مؤثرند: 1. تأثيرپذيرى دانشجويان دختر دانشگاه هاى از دوستان و همسالان در محيط دانشگاه ها؛ 2. ضعف اعتقادات مذهبى؛ 3. تأثيرپذيرى از رسانه هاى خارجى؛ 4. احساس نياز به جلوه گرى و دلربايى براى جلب توجه ديگران؛ 5. مخالفت با برخورد قهرى در دانشگاه ها با افراد بدحجاب؛ 6. بى تفاوتى نسبت به فرهنگ ملى خود (خودباختگى فرهنگى)؛ 7. ناآگاهى از آثار و فوايد مطلوب به پوشش اسلامى.

نتايج تحقيق بيانگر اين است كه برنامه ريزى براى پوشش خلأ فرهنگى و تربيتى بين مدارس و دانشگاه ها، تنوير اذهان عمومى، به ويژه دانشجويان دختر نسبت به پيامدهاى جبران ناپذير بدحجابى، ارتقا و تقويت روحيه دينى براى پاى بندى به ارزش هاى اجتماعى و تعديل غرايز از طريق آسان سازى فرايند ازدواج و فراهم كردن امكانات آن، به ترتيب از اولويت دارترين و مناسب ترين راهكارهايى هستند كه مطابق ديدگاه دانشجويان دانشگاه هاى قم مى تواند براى درونى شدن اين ارزش استفاده شوند. با تبيين آثار مخرب كم رنگ شدن و يا افزايش بدحجابى در جامعه، معرفى و تبيين آيات و احاديث مربوط به حجاب در فلسفه اسلامى، نقش اول را در تحكيم حجاب داشته باشد. برنامه ريزى درست دانشگاه ها از جمله اتخاذ روش ها و قوانين مبتنى بر اصول روان شناختى بهتر از برخوردهاى قهرى و استفاده از قوانين خشك در مقابله با بدحجابى هاى دانشجويان است.

پيشنهادها

1. به نظر مى رسد، تبيين درست و غيرسوگيرانه مسئولان و متوليان فرهنگى دانشگاه ها، از آثار و فوايد رعايت پوشش اسلامى براى دانشجويان، تأثير بهترى نسبت به برخوردهاى مختلف انضباطى و انتظامى در تحكيم و باور آنان به مسئله داشته باشد.

2. ارائه برنامه هاى تلويزيونى متنوع و مبتنى بر فرهنگ اصيل و غنى شده با محتواى ارزش هاى دينى، جلب جوانان براى استفاده، نقش بازدارنده زيادى در بدحجابى خواهد داشت.

3. انجام نيازسنجى واقعى در مورد تربيت اخلاقى جوانان، نوجوانان، كودكان براى طراحى، توليد و نمايش برنامه هاى ويژه كودكان و نوجوانان صدا و سيماى جمهورى اسلامى ايران، براى دسترسى به آموزش هاى غيرمستقيم ضرورتى اجتناب ناپذير است.

4. برنامه ريزى و انجام تحقيقات گسترده ميدانى براى آسيب شناسى مسئله حجاب از ابعاد گوناگون روان شناختى، تربيتى، در ريز موضوعات مختلف خانواده، مدرسه، رسانه ها، مؤسسات و نهادها، الگوها و... و دسترسى به راهكارهاى مناسب، عملى و مؤثر با مشاركت گروه هاى مختلف دانش آموزى و دانشجويان، نه تنها در تعميم مسئله به جامعه تسريع كننده است، بلكه زاويه تصميم گيرى براى بهينه سازى راهكارها را عملياتى تر و واقعى تر مى كند. تداوم تحقيقات كتابخانه اى و مبتنى بر ديدگاه محققان راه كاملاً مؤثرى نخواهد بود.

5. تحكيم حجاب و فرهنگ و ارزش هاى آن، نيازمند آموزش مستقيم و غيرمستقيم خانواده ها، مربيان و حتى مديران نهادهاى اجتماعى و فرهنگى است.

6. تبديل ارزش حجاب به يك باور عمومى در بين مربيان و مسئولان نهادهاى فرهنگى ـ تربيتى و التزام عملى آنان در حفظ و صيانت واقعى و دلسوزان و مبتنى برهوش هيجانى، نه وظيفه محور، ادارى و مبتنى بر هوش ادراكى، يقينا در تحكيم حجاب بسيار مؤثر خواهد بود.

7. حجاب به عنوان يك ارزش بايد از كانون خانواده و در رأس آن نقش الگويى مادر آغاز شود.


 

 منابع

ـ نهج الفصاحه (1387)، ترجمه على اكبر ميرزايى، قم، صالحان.

ـ ابن منظور، محمدبن مكرم (1419ق)، لسان العرب، بيروت، دارالكتب العلميه.

ـ احديان، محمد(1373)، مقدمات تكنولوژى آموزشى، تهران، بشرى.

ـ اسدزاده، فرشته و همكاران (1390)، بررسى معيارهاى حجاب (در سه بعد ارزشى، فردى، اجتماعى) در بين دانشجويان المپياد ورزشى دختر دانشگاه پيام نور كل كشور در خراسان جنوبى، چكيده مقالات همايش ملى عفاف، خراسان شمالى، فرماندهى انتظامى استان خراسان شمالى.

ـ اكبرى، محمدرضا (1377)، تحليلى نو و عملى از حجاب در عصر حاضر، تهران، پيام عترت.

ـ الوانى، سيدمهدى و سيدمحمدحسين هاشميان (1388)، ارائه مدل بومى سياست گذارى متوازن بخش فرهنگ؛ تهران، همايش ملى توسعه و تحول در فرهنگ و هنر، سوره مهر.

ـ جهانگيرى، على و مريم شجاعى (1390)، بررسى رابطه بين ميزان باور به حجاب و خودپنداره در ميان دانشجويان علمى كاربردى شهرستان بجنورد، چكيده مقالات همايش ملى عفاف، خراسان شمالى، فرماندهى انتظامى استان خراسان شمالى.

ـ حرّعاملى، محمدبن حسن (1419ق)، وسائل الشيعه، قم، مؤسسة آل البيت.

ـ رجبى، عباس (1387)، حجاب و نقش آن در سلامت روان، چ چهارم، قم، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قدس سره.

ـ شرف الدين، سيدحسين، «ريشه يابى جامعه شناختى بى حجابى» (بهار و تابستان 1386)، فقه نو، سال چهاردهم، ش 51ـ52، ص 3ـ18.

ـ عظيميان، مريم و سعيد بهشتى، «بررسى فلسفه و قلمروى حجاب در اسلام و آثار تربيتى آن»، (بهار و تابستان 1388)، تربيت اسلامى، سال چهارم، ش 8، ص 75ـ103.

ـ فضل الهى، سيف اله و منصوره ملكى توانا (1390الف)، ريشه يابى علل كم توجهى به پوشش اسلامى در بين دانشجويان دختر دانشگاه ها، مجموعه مقالات پژوهشى همايش ملى عفاف، خراسان شمالى، فرماندهى انتظامى استان خراسان شمالى.

ـ فضل الهى، سيف اله و منصوره ملكى توانا، «فرهنگ حجاب: راهكارهاى تحكيم و اولويت بندى آن با تأكيد بر نمونه گيرى محدود از دانش آموزان دختر دبيرستانى» (1390ب)، پژوهش و انديشه در حوزه بصيرت و تربيت دينى، سال هشتم، ش 19، ص 85ـ104.

ـ قائمى، على (1373)، حيات زن در انديشه اسلامى، تهران، اميرى.

ـ ماهينى، انسيه و عبدالحسين خسروپناه، «راهكارهاى ترويج پوشش اسلامى در بين دختران دانشجو» (پاييز 1388)، معرفت در دانشگاه اسلامى، سال سيزدهم، ش 43، ص 53ـ81.

ـ مجلسى، محمدباقر (1360)، بحارالانوار، تهران، اسلاميه.

ـ مطهرى، مرتضى (1380)، مسئله حجاب، تهران، صدرا.