ماهيتِ ماهيت

ضمیمهاندازه
7_OP.PDF345.75 کیلو بایت

معرفت سال بيست و دوم ـ شماره 188 ـ مرداد 1392، 83ـ98

محسن فتاحى اردكانى1

چكيده

«ماهيت» و «وجود» از جمله مفاهيم بنيادى و كليدى در فلسفه مى باشد و هر كس اندك آشنايى با متون فلسفى داشته باشد، با اين دو مفهوم بيگانه نيست. بى ترديد، تبيين مفهوم وجود و ماهيت كه جزو اساسى ترين مفاهيم فلسفى است، موجب تبيين بسيارى از مسائل فلسفى خواهد بود كه شناخت آنها بر اين پايه استوار شده است.

نوشتار حاضر تحقيقى است به روش كتابخانه اى و مطالعه اسنادى كه حول برخى از مباحث عمده در رابطه با چيستى و ماهيتِ ماهيت پرداخته است. تبيين اين مباحث كمك شايانى به تبيين مسئله وجود و اصالت آن، كه از ديرباز در ميان فلاسفه مورد مناقشه و گفت وگو بوده، خواهد كرد.

مهم ترين يافته اين تحقيق توجه به حمل اولى ذاتى و شايع صناعى، تفاوت ميان سالبه المحمول و سالبه حقيقى، توجه به اعتبارات ماهيت براى تبيين و واكاوى اشكال معروف ارتفاع نقيضين در مرتبه ذات ماهيت است.

كليدواژه ها: وجود، ماهيت، اصيل، اعتبارى، حمل اولى، حمل شايع.


1 دانشجوى دكترى كلام دانشگاه اديان و مذاهب. mfattahi58@gmail.com

دريافت: 29/ 4/ 91 پذيرش: 26/ 3/ 92


مقدّمه

خداوند انسان را فطرتا متفكر آفريده است و ازاين رو، انسان در مواجهه با اشيا به خوبى درك مى كند كه واقعيتى وجود دارد. اين فكر و انديشه كه هيچ واقعيتى در خارج وجود ندارند، انديشه اى كاملاً غلط و سوفسطايى است، بلكه من وجود دارم، درخت، كوه و ديگر اشياى فراروى انسان وجود دارند؛ چراكه اگر انسان به اشياى پيرامون خودش و لااقل به خودش توجه كند درمى يابد كه اينها وجود دارند. از سوى ديگر، انسان بدون هيچ تأملى و فارغ از مسائل فلسفى درمى يابد كه واقعيت اشيا از دو چيز شكل گرفته: يكى، وجود و هستى شى ء و ديگرى، چيستى و ماهيت آن شى ء؛ يعنى انسان به خوبى درمى يابد كه حقايق مختلف و متعددى از كتم عدم خارج شده و به وجود آمده اند. البته بايد توجه داشت كه اين، يك تحليل كاملاً ذهنى است كه انسان در روبه رو شدن با اشيا و با توجه به مظاهر و جلوه هاى وجود به اين نكته دست مى يابد كه هر موجود ممكنى مركب از وجود و از چيستى و ماهيت مى باشد.

بحث درباره وجود و ماهيت از مسائل فلسفى است كه از ارسطو و فارابى و ابن سينا گرفته، تا شيخ اشراق و ملّاصدرا، كم وبيش از آن سخن به ميان آورده و همان گونه كه شهيد مطهرى در كتاب اصول فلسفه و روش رئاليسم (مطهرى، 1380، ج 3، ص 73) به آن اشاره كرده است، مسائل وجود از زمان ارسطو و بحث مغايرت وجود و ماهيت در رسالات فارابى، مطرح شده و كم كم طرح همين مسائل منجر به طرح بحث اصالت وجود و ماهيت شده است.

در هر حال، اولين فيلسوفى كه مسئله اصالت وجود يا ماهيت را مطرح كرده، ميرداماد استاد ملّاصدرا است. ميرداماد جانب اصالت ماهيت را گرفته است و ملّاصدرا نيز خود اذعان نموده كه تا مدت ها با استاد خويش هم رأى بوده است، تا اينكه به توفيق الهى قايل به اصالت وجود شد و مباحث وجود و ماهيت را به صورت استدلالى بيان نمود.

آنچه در اين نوشتار به آن اشاره شده تبيين و بررسى پيرامون مفهوم ماهيت و چيستى آن مى باشد كه تبيين آن، نقش بسزايى در تبيين شناخت وجود و اصالت آن خواهد داشت، البته با ذكر اين نكته كه كمتر مى توان بحث مستقلى را به صورت منقّح و يكجا كه به اين مسئله پرداخته باشد يافت. اصلى ترين سؤال پژوهش حاضر اين است: شبهه ارتفاع نقيضين در مرتبه ذات ماهيت چگونه قابل حل مى باشد؟ براى تبيين اين مسئله، ابتدا بايد به بررسى و تبيين تعاريف مختلف پيرامون ماهيت، و سپس به ادله زيادتى وجود و هستى بر ماهيت، پرداخته شود.

تحليل موجود ممكن به هستى و چيستى

هر چيزى را كه ما درك مى كنيم دو جنبه و دو حيثيت در آن تشخيص مى دهيم كه يكى از اين دو جنبه ماهيت آن شى ء است و ديگرى وجود آن. بنابراين، همان گونه كه مى گوييم فلان چيز موجود است، موجود بودن خود يك حقيقتى است در مقابل موجود نبودن، و همين طور فرق است بين اشياى مختلفى كه به وجود آمده اند، چه به حسب تصور ما و چه به حسب واقع و خارج. از اينجا به دو مطلب مى توان پى برد؛ يكى اينكه حقيقت هر چيزى مركب از وجود و ماهيت است و ديگرى اينكه تصور ما از وجود غير از تصور ما از ماهيت است (مطهرى، 1381، ج 9، ص 49). بنابراين، مظاهر وجود، ماهيت ها و حقايق مختلفى هستند كه لباس هستى پوشيده و به وجود آمده اند. ابن سينا در شفا چنين مى گويد: روشن است كه هر چيزى داراى يك حقيقت خاصى است كه ماهيت آن شى ء نام دارد و حقيقت هر چيزى غير از وجود يك شى ء است كه مرادف با اثبات و تحقق مى باشد (ابن سينا، 1404ق، ص 29و52). پس هر موجود ممكنى از طرفى، مركب از وجود و هستى و از طرفى ديگر، مركب از ماهيت و چيستى است. بر اساس همين تحليل است كه گفته شده: «اعلم أن كل ممكن زوج تركيبى له ماهية و وجود» (سبزوارى، 1369ـ1379، ج 2، ص 64). البته بايد توجه داشت كه اين تحليل يك تحليل ذهنى است، وگرنه در خارج دو چيز به نام وجود و ماهيت وجود ندارد، بلكه يك چيز وجود دارد؛ اگرچه بنا بر قول طرف داران اصالت وجود، وجود اصيل است و به تبع وجود، ماهيت نيز وجود خواهد داشت. ملّاصدرا در اين باره مى گويد: بحثى نيست در اينكه مغايرت و تمايز در وجود و ماهيت به حسب ادراك و در ذهن مى باشد، نه اينكه در خارج واقعا تمايز و دوگانگى در كار باشد (ملّاصدرا، 1981، ج 1، ص 67و56).

ماهيت

ملّاهادى سبزوارى در كتاب اسرارالحكم تعابير مختلف حكما و عرفا از ماهيت را ذكر كرده و مى گويد: از «ماهيت»، به عبارات مختلفه تعبير كرده اند؛ مثل «مائيت»؛ چون در جواب «ما هو» مقول مى شود، و مثل «خصوصيت» و مثل «كلّى طبيعى»، و در زبان هاى عرفا، ماهيت را «عين ثابت» گويند، چنان كه گفته اند: «الاعيان الثابتة ما شمت رايحه الوجود» و ملّاعبدالرحمن جامى گويد:

اعيان، همه شيشه اى گوناگون بود كافتاد در آن، پرتو خورشيد وجود

هر شيشه كه سرخ بود يا زرد و كبود خورشيد در آن به آنچه او بود، نمود و «تعين» نيز گويند. صاحب گلشن راز گويد:

وجود اندر كمال خويش، ساريست تعين ها، امور اعتباريست تعين بود، كز هستى جدا شد نه حق بنده، نه بنده هم خدا شد و «رنگ» نيز گويند. عارف رومى گويد:

چونكه بى رنگى، اسير رنگ شد موسى با موسى در جنگ شد و در احاديث، از ماهيت تعبير به «طينت» فرموده اند... (سبزوارى، 1383، ص 65). لفظ «ماهيت» مصدر جعلى است كه از «ما هو» گرفته شده است و به معناى اسم مصدر در جواب سؤال «ما هو» به كار برده مى شود (مصباح، 1405ق، ص 22). فارابى در كتاب حروف مى گويد: هر چيزى كه در جواب «ما هو هذا الشى ء» قرار بگيرد ماهيت ناميده مى شود (فارابى، 1986، ص 116).

بايد توجه داشت كه ماهيت از اشتقاقات جعلى است. اشتقاقات بر دو نوع است. نوع اول، اشتقاقات حقيقى است كه در دستور زبان عربى و فارسى به آنها اشتقاقات قياسى يا سماعى هم مى گويند. نوع ديگر، اشتقاقات جعلى مى باشد؛ مثل همين ماهيت و هويت و غيره. ماهيت از «ما هو» مى آيد كه آن هم تركيبى