بايسته هاى روش شناختى شاخص سازى در حوزه ارتباطات اجتماعىبا تأكيد بر الگوى اسلامى ايرانى پيشرفت

ضميمهاندازه
03.pdf1.35 مگابايت

سال بيست و چهارم ـ شماره 219 (ويژه جامعه شناسى)

حسن يوسف زاده / عضو هيئت علمى پژوهشگاه بين المللى المصطفى     usefzadeh.h@gmail.com  

دريافت: 22/3/94               پذيرش: 26/11/94

 

چكيده

شاخص و شاخص سازى در حوزه علوم انسانى بسيار مهم است. از سويى، سياست گذارى، برنامه ريزى و حركت جوامع به سوى اهداف تعريف شده، بر اساس شاخص ها صورت مى گيرد و از سوى ديگر، ميزان موفقيت و پيشرفت جوامع نيز بر اساس همان شاخص ها سنجيده مى شود. ولى آيا شاخص هاى ارائه شده از سوى سازمان ملل و صندوق بين المللى پول مى تواند پاسخگوى همه نيازهاى بشر در همه جوامع باشد؟ درصورتى كه پاسخ منفى باشد، اين پرسش بسيار مهم مطرح مى شود كه «چه الزاماتى براى شاخص سازى در جوامع اسلامى در حوزه ارتباطات و تعاملات اجتماعى وجود دارد؟» مقاله حاضر با هدف پاسخ به اين پرسش اساسى، روش تحليل و تفسيرى را در پيش گرفته و با عنايت به تمايز شاخص هاى جامعه اسلامى با غير آن، به ويژه در حوزه علوم انسانى، با بررسى كاركردهاى ارتباطات در جامعه اسلامى، هفت ضرورت براى ارائه شاخص در حوزه ارتباطات اجتماعى در جامعه اسلامى ارائه، و به برخى از مبادى معرفتى اين نوع شاخص سازى اشاره كرده است. حاصل بررسى اين است كه ارتباطات در جامعه اسلامى هم از نظر گستره و ساحت هاى ارتباطى و هم از لحاظ هدف و قوام ارتباط، تمايز آشكارى با جوامع غيراسلامى دارد و همين امر به كاركردهاى ارتباطى متفاوتى منجر مى شود.

 

كليدواژه ها: شاخص، روش شناسى ارتباط، ارتباطات اجتماعى، الگوى اسلامى ايرانى پيشرفت.