اصول برجسته در سيره اجتماعي پيامبر اعظم(صلي الله عليه وآله)

اصول برجسته در سيره اجتماعي پيامبر اعظم(صلي الله عليه وآله)

حسين عبدالمحمّدي

(دانش آموخته حوزه علميه، كارشناس ارشد تاريخ)

چكيده

در اين مقاله اصول برجستهاي كه پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله) در تعامل با مردم، اعم از مسلمان و كافر، به آنها پايبند بوده، مورد بررسي قرار گرفته است. در يك دستهبندي، اصول حاكم بر سيره اجتماعي پيامبر(صلي الله عليه وآله) به سه دسته تقسيم شده است:

1. اصولي كه نسبت به همه انسانها، اعم از مسلمان و كافر رعايت شده است.

2. اصولي كه در تعامل با مؤمنان مورد توجه قرار گرفته است.

3. اصولي كه در تعامل با كفار محارب و مسلمانان فاسق رعايت شده است.

كليدواژه ها: سيره پيامبر(صلي الله عليه وآله)، يكرنگي و صداقت، همزيستي مسالمتآميز، عدالتخواهي، عهد و پيمان، خيرخواهي.

مقدّمه

پيامبر اعظم(صلي الله عليه وآله) در جامعهاي به رسالت مبعوث شد كه در اثر فقدان جهان بيني و ايدئولوژي صحيح، روابط اجتماعي دچار مشكل جدّي بود; كينه، عداوت، رقابتهاي ناسالم و كشمكشهاي دايمي بين آنها جريان داشت.1 پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله)در پرتو تعاليم اسلام، در مدتي نه چندان طولاني، آن جامعه منحط و گرفتار جهل و تباهي را متحول ساخت تا ناامني، هرج و مرج، فساد اجتماعي و درگيريهاي قومي جاي خود را به وحدت، امنيت، برادري، محبت و ايثار داد.2

بدون ترديد، انديشه هاي بلند و ارزشهاي والايي كه اسلام به ارمغان آورد در اين جهت نقش اساسي داشتند; اما مهمتر از آن، نقش پيامبر(صلي الله عليه وآله)به عنوان مفسّر وحي و تجسّم عيني تعاليم اسلام بود كه آن انديشهها و ارزشها را عينيت ميبخشيد. اگر عربهاي تازه مسلمان از نظر آگاهي به حدّي نرسيده بودند كه معارف عميق اسلام را درك كنند; اما ميتوانستند «انسان كامل» را ببينند و نماد انديشهها و ارزشهاي اسلام را به نظاره بنشينند و از او الگو بگيرند.

سيره اجتماعي پيامبر خاتم(صلي الله عليه وآله) در عصر حاضر نيز ميتواند الگوي مسلمانان قرار گيرد و موجبات همدلي و وفاق آنان را فراهم كند. در اين مقاله، اصول برجسته سيره اجتماعي پيامبر(صلي الله عليه وآله) ذكر شدهاند.

1. يكرنگي و صداقت

پيامبر(صلي الله عليه وآله) در معاشرت با مردم، صميمي، صادق و بيآلايش بود و از ظاهرسازي، خودنمايي و تكلّف3 به دور. ايشان نه خود اهل تصنّع و تكلّف بود و نه اجازه ميداد ديگران با او به صورت تصنّعي (ساختگي) رفتار

نمايند;4 زيرا عدم صداقت در معاشرت، بنيان جامعه را بر هم ميزند و روابط اجتماعي را از مسير صحيح خارج ميكند. پيامبر(صلي الله عليه وآله)اعلام كرد:

(قُلْ مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْر وَ مَا أَنَا مِنْ الْمُتَكَلِّفِينَ) (ص: 86); از شما براي اين ]رسالت [هيچ مزدي نمي خواهم و از متكلّفان نيستم.

علّامه طباطبائي ميفرمايد: پيامبر(صلي الله عليه وآله) با ذكر جمله (مَا أَنَا مِنْ الْمُتَكَلِّفِينَ)، خود را از تصنّع و خودآرايي به چيزي كه آن را ندارد، مبرّا ساخت.5

آن حضرت اگر به كسي علاقه نداشت، اظهار ارادت نميكرد و با مخالفان خود نيز صادق بود. هرگز درصدد جذب افراد با اظهار خلاف و با دبدبه و كبكبه مادي و ظاهري نبود. مقام قدسي و معنوي حضرت نيز مانع ارتباط صميمي وي با ديگران نميشد.

اميرمؤمنان(عليه السلام) در توصيف پيامبر(صلي الله عليه وآله) فرمود:

«لقد كان(صلي الله عليه وآله)يأكل علي الارض و يجلسُ جِلسَةَ العَبد و يخصِفُ بيده نَعلَهُ و يركب الحِمار العاري و يردِف خَلفَه»;6 پيامبر(صلي الله عليه وآله) روي زمين مينشست و غذا ميخورد و با تواضع، همچون بردگان، جلوس مينمود و با دست خويش كفش و لباسش را وصله ميكرد. بر مركب برهنه سوار ميشد و كسي را پشت سر خويش سوار ميكرد.

ابوذر نقل ميكند: روزي سلمان به پاي پيامبر(صلي الله عليه وآله)افتاد و خواست پاي حضرت را ببوسد. رسول خدا(صلي الله عليه وآله)مانع شد و فرمود:

«لا تَصنَع بي ما تَصنَعُ الاَعاجم بملوكها; اَنَا عبدٌ مِن عَبيداللّه آكلُ كما يأكل العبد و اَقعُدُ كما يقعُدُ العَبد»;7 آنگونه كه عجمها با پادشاهان خود رفتار مينمايند با من رفتار مكن. من بندهاي از بندگان خدا هستم; ميخورم آنچه غلامان ميخورند و مينشينم آنگونه كه غلامان.

يكي از شواهد يكرنگي و بيآلايشي حضرت(صلي الله عليه وآله)اين است كه هر چه افراد صالح به آن حضرت نزديكتر ميشدند بيشتر شيفته و دلباختهاش ميگرديدند، تا جايي كه حاضر بودند به خاطر حفظ جان پيامبر(صلي الله عليه وآله)، جان خود را بدهند. برخي از اصحاب به قدري آن حضرت را دوست داشتند كه فراقش براي آنان قابل تحمّل نبود.8انس بن مالك ميگويد:

قرايني وجود دارد كه نشان ميدهند پيامبر محبوبترين فرد نزد مسلمانان بوده است.9

كساني كه با تكلّف و تصنّع با ديگران رفتار ميكنند، يا با تملّق ميخواهند خود را مطرح نمايند ممكن است براي مدتي مورد توجه قرار گيرند، اما طو