پژوهشى در تفسير قضا و قدر و بداء در نظام فلسفى ميرداماد

ضميمهاندازه
3.pdf1.35 مگابايت

سال بيست و ششم ـ شماره 234 (ويژه كلام)

محمدعلى اسماعيلى / سطح چهار جامعة المصطفى العالمية               mali.esm91@yahoo.com

دريافت: 11/9/95               پذيرش: 27/1/96

 

چكيده

تفسير قضا و قدر الهى، اقسام قضا و قدر، صفت ذاتى يا فعلى بودن آنها و ارتباط قضا و قدر با مسئله «بداء» همواره از مسائل مطرح بوده و ارتباط آن از يك سو، با مسائل حوزه خداشناسى، و از سوى ديگر، با مسائل حوزه انسان شناسى، بر ظرافت آن افزوده است. در نظام فلسفى ميرداماد، تفسير نسبتا جامعى براى قضا و قدر ارائه شده است. قضا و قدر در انديشه ميرداماد داراى دو قسمِ علمى و عينى است. «قضاى علمى»، علم الهى به اشياست، از آن حيث كه علت ايجاد آنهاست، به نحو جمعى و وحدانى و اجمالى. «قضاى عينى» وجود عينى موجودات در عالم دهر است. «قدر علمى» علم الهى به اشياست، از اين حيث كه علت ايجاد آنهاست، به نحو تفصيلى و متكثر و تدريجى. «قدر عينى» وجود خارجى حوادث و كائنات در ظرف عالم ماده است. اين نوشتار با هدف تفسير قضا و قدر در انديشه ميرداماد، با روش توصيفى ـ تحليلى، اين مسئله و ارتباط آن با مسئله بداء را تبيين كرده است.

 

كليدواژه ها: قضا، قدر، بداء، سرمد، دهر، زمان، ميرداماد.