استلزامات سياسى آموزه «توحيد» در تبيين مشروعيت الهى و نقد «مشروعيت مردمى» و «مشروعيت دوگانه»

ضميمهاندازه
8.pdf1.06 مگابايت

سال بيست و ششم ـ شماره 234 (ويژه كلام)

امراللّه قلى زاده / كارشناس ارشد كلام مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قدس سره                amrollah.gholizadeh@yahoo.com

صفدر الهى راد / استاديار مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قدس سره               elahi8@yahoo.com

دريافت: 18/9/95               پذيرش: 12/2/96

 

چكيده

«مشروعيت» از جمله مسائلى است كه همه نظام هاى سياسى در مواجهه با آن قرار گرفته و بايد پاسخى مناسب براى آن داشته باشند. نظام سياسى اسلام در مواجهه با مسئله «مشروعيت»، ضمن طرح نظريه «مشروعيت الهى»، ساير نظريه هاى مشروعيت را به چالش مى كشد. نكته مهم آنكه نظريه «مشروعيت الهى» مبتنى بر «نگرش توحيدى» است و از طريق لوازمات و استلزامات «آموزه توحيد» استنباط مى گردد. اين امر متوقف بر آن است كه آموزه توحيد را از حالت انتزاعى و تجريدى، كه در علم كلام از آن بحث مى شود، رهانيده و به مثابه آموزه كاربردى بدان نگريسته شود. اين پژوهش، كه به صورت توصيفى ـ تحليلى صورت گرفته، بر آن است كه با استفاده از استلزامات سياسى آموزه «توحيد»، ضمن اثبات نظريه «مشروعيت الهى»، نظريه هاى «مشروعيت مردمى» و «مشروعيت دوگانه» را نقد و ارزيابى كند.

 

كليدواژه ها: توحيد، مشروعيت الهى، مشروعيت مردمى، مشروعيت دوگانه.