بررسى نظريه «عرفى بودن زبان قرآن»

  • warning: Missing argument 1 for t(), called in D:\WebSites\nashriyat.ir\themes\tem-nashriyat\upload_attachments.tpl.php on line 15 and defined in D:\WebSites\nashriyat.ir\includes\common.inc on line 936.
  • warning: htmlspecialchars() expects parameter 1 to be string, array given in D:\WebSites\nashriyat.ir\includes\bootstrap.inc on line 862.

ماهنامه علمى ـ ترويجى در زمينه علوم انسانى تير 1396

حميد آريان / دانشيار گروه تفسير مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قدس سره                    aryan@qabas.net

دريافت: 19/11/95               پذيرش: 21/3/96

 

چكيده

يكى از نظريه هاى مطرح در باب زبان قرآن، نظريه «عرفى بودن زبان قرآن» است. اين مقاله به روش عقلى ـ تحليلى مى كوشد تا حد ممكن، با توجه به مميزات زبان عرفى، نظريه يادشده را تحليل و ارزيابى كند. حاصل بررسى نشان مى دهد كه از ميان تلقى هاى چهارگانه از عرفى بودن زبان قرآن، سه تلقى مردود و با اوصاف قرآن ناسازگار است كه عبارتند از: 1. عرفى بودن به معناى «همزبانى قرآن با مخاطبان»؛ 2. عرفى بودن به معناى «تنزل بيان وحى در حد درك مردم عصر نزول»؛ 3. عرفى بودن به معناى «سخن گفتن وحى بر اساس انگاره هاى خلاف واقع». اما عرفى دانستن زبان قرآن به مفهوم «سود جستن قرآن از قواعد و خصايص زبان مخاطبان» امرى معقول و قابل دفاع است. قرآن تنها در حوزه بيان احكام عملى، زبانش عرفى است، آن هم با شرط پيراسته بودن از نقايصى همچون مسامحه و سهل انگارى، اختلاف و ناهمخوانى، نازل بودن سطح مفاهيم و مطالب، اما زبان تمام آيات آن عرفى نيست. استفاده از مجاز، كنايه و استعاره در قرآن هم زبان آن را عرفى نمى كند. «به لسان قوم» بودن وحى قرآنى به معناى بازتاب فرهنگ زمانه در قرآن نيست، بلكه به معناى انعكاس حوادث تاريخى، جغرافيايى و فرهنگى جامعه عصر نزول در قرآن، به شكل گزينشى و بر مدار پالايش و تصحيح است.

 

كليدواژه ها: زبان دين، زبان قرآن، زبان عرفى، زبان فنى، لسان قوم، فرهنگ زمانه در قرآن.