دين و كاركرد سياسي آن در جوامع سنّتي و نوين

دين
و كاركرد سياسي آن در جوامع سنّتي و نوين

امان اللّه فصيحي
(دانش آموخته حوزه علميه و كارشناس ارشد جامعه شناسي)

چكيده

نوشتار حاضر نگاه جديدي است به بررسي كاركرد دين در عرصه سياست; عرصه اي كه امروزه كانون اصلي منازعه ميان پيروان تفكر سكولار و دين مداران است. در اين اثر، پس از تعريف مفاهيم اصلي تحقيق و بيان الگوهاي تعامل ديانت و سياست، به صورت مقايسه اي به كاركرد سياسي دين در جوامع سنّتي و نوين پرداخته شده است. به دليل موقعيت فرانهادي دين در جامعه سنّتي، دين به مثابه خون در تمام اندام نظام اجتماع، از جمله سياست در جريان است و تمام كاركردهاي آن را تحت پوشش قرار مي دهد; اما در جوامع نوين، در عين تمايز ساختي و كاركردي و بسط يافتن كاركردهاي نهاد سياست، باز هم سياست مستغني از دين نيست و دين از كاركردهاي خاصي در قلمرو سياست برخوردار است.

كليدواژها: دين، سياست، كاركرد، سنّتي، نوين، جامعه، نهاد، سكولار.

مقدّمه

بحث و گفتوگو درباره تعامل «دين» و «سياست»، گاه در سطح جوهر و حقيقت دين و معرفت ديني مطرح است كه با استفاده از روش كلامي ارتباط منطقي و مفهومي دين و سياست مورد تحليل و بررسي قرار مي گيرد; به اين معنا كه آيا بين آموزه ها و گزاره هاي بنيادي دين همانند اعتقاد به خدا و تشكيل حكومت منطقاً پيوند وجود دارد يا نه؟ و گاهي اين بحث در سطح دين و سياست تجلّي يافته، در خارج و رفتار انسان ها و به عنوان واقعيت تاريخي و اجتماعي، قطع نظر از ارتباط مفهومي و منطقي آن دو لحاظ مي گردد. در اين رويكرد، با قطع نظر از ارتباط مفهومي و منطقي «دين» و «سياست»، تعامل «دين» و «سياست» در عالم واقع، به مثابه دو پديده جمعي در كانون توجه دانش هايي همانند جامعه شناسي دين، جامعه شناسي سياست و حتي جامعه شناسي عمومي قرار مي گيرد. به همين دليل، بررسي جامعه شناختي «مناسبات دين و سياست» مطالعه اي است كه از منظر جامعه شناسي، با استفاده از ادبيات مستقل هر دو رشته و دستاوردهاي عملي هر كدام، به شناسايي انواع تعامل ميان آن دو در اجتماعات بشري مي پردازد.

علي رغم رويكرد اول، كه از منظر فلسفي ـ كلامي بررسي تعامل دين و سياست مي پردازد، رويكرد دوم به آثار و عوارض دين در جامعه و تحوّلات آن در تاريخ و تجلّيات آن در ذهن، اخلاق و رفتار افراد توجه دارد و دين را از اين منظر مورد مطالعه قرار مي دهد. در اين نوشتار، رويكرد دوم مورد توجه قرار گرفته و با استفاده از روش و تبيين كاركردي، كه يكي از مكاتب عمده جامعه شناسي است، به بررسي كاركرد و خدمات دين در عرصه سياست در جوامع سنّتي و نوين پرداخته است;

روشي كه با وجود اهميتش كمتر مورد توجه دين پژوهان

قرار گرفته است. مهم ترين پرسشي كه مطرح شده اين است كه دين در جوامع سنّتي و نوين از چه نوع كاركردهايي برخوردار است؟ فرضيه اي كه اين گفتار در پي اثبات آن است اين است كه با وجود تمايز و تفكيك ساختاري مبتني بر ضرورت كاركردي جامعه نوين، دين در چنين جامعه اي به طور كامل، كاركردهاي خويش را در عرصه سياست، از دست نداده، گرچه نسبت به جامعه سنّتي دچار تحوّل كاركردي شده است. بنابراين، جامعه نوين به طور كامل از دين در عرصه سياست بي نياز نيست و ادعاي «بي كاركرد» و يا حتي «دژكاركرد» شدن دين در عرصه سياست و كفايت عقلانيت و علم، كه از سوي دل دادگان نظريه «عرفي شدن» ابراز مي شود، خلاف واقع و حقيقت است.

آنچه ضرورت اين بحث و مباحث شبيه اين را مدلّل و موجّه مي سازد اين است كه از يك سو، ما با موج شديد تمدني مواجه هستيم كه در ذات و جوهر خود، با دين و ارزش هاي ديني در تعارض است و سامان دادن روش زندگي و تمدن مبتني بر عقلانيت سكولار را به جاي زندگي مبتني بر دين مطرح مي كند، و از سوي ديگر، فضاي اجتماعي كه ما در آن زندگي مي كنيم به صفت «ديني» متّصف مي شود. نسبت دادن صفت ديني به چنين جامعه اي، از سر ارزش گذاري، تحسين و براي خوشايند مخاطبان نيست، بلكه تنها گزارش بي طرفانه واقعيتي است كه شواهد متعددي آن را در سطح زيست جهان و نظام هاي اجتماعي تأييد مي نمايند و اين صفت صبغه و ساختاري ويژه بدان داده است. بنابراين، ضرورت اقتضا مي نمايد كه ادعاي كساني كه مدعي اند ابتنا بر عقلانيت نوين ما را از دين در تمام عرصه هاي حيات انساني از جمله سياست مستغني مي سازد و دين ديگر، كاركردش را از دست داده است، مورد بررسي قرار بگيرد و با نشان دادن كاركردهاي دين در عرصه سياست، بي كفايتي عقلانيت نوين نيز آشكار شود و از اين طريق، زمينه هاي تقويت و بسط تمدن و به طور خاص، سياستي مبتني بر دين در جهان عرفي شده امروز فراهم گردد.

بررسي مفاهيم كليدي بحث

پيش از ورود به بحث، لازم است مفاهيم اصلي تحقيق تعريف شوند. اين مفاهيم عبارتند از:

1. دين

دين مفهومي است كه به خاطر برخوردار بودن از عناصر فكري، رفتاري، عاطفي و اجتماعي، هنوز در ميان متفكران و انديشمندان به يك تعريف واحد و قابل قبول همه يا حتي اكثريت دست نيافته و هميشه محققان اين حوزه با يكديگر اختلاف داشته اند. با توجه به منشأ و منابع اصلي اختلاف، همانند حوزه ها و شيوه هاي دين پژوهي، دين و مفاهيم مرادف با آن، دين و مؤلّفه هاي آن و تعاريف قالبي و نظري از دين، ارائه تعريفي واحد، كه جامع همه آنها باشد، نه ممكن است و نه مطلوب. بنابراين، براي تعيين اصطلاح «دين» از منظر برون ديني، ويژگي ها و مؤلّفه هايي ذكر مي شوند كه اصطلاح «دين» را از ساير مفاهيم متمايز و مشخص مي سازند. الياده اين مؤلّفه ها را تحت اين عناوين دسته بندي كرده است: 1. سنّت گروي; 2. اسطوره و نماد; 3. مفهوم «رستگاري»; 4. مكان ها و اشياي