نظام تعليم و تربيت اتريش 1

نظام تعليم و تربيت اتريش 1

ترجمه: عبدالرضا ضرّابي 2

چكيده

نظام رسمي تعليم و تربيت شامل: الف. آموزش ابتدايي، متوسطه، عالي؛ ب. آموزش پيش‏دبستاني؛ ج. تعليم و تربيت استثنايي؛ د. تعليم و تربيت حرفه‏اي، فني و شغلي. ه. تعليم و تربيت بزرگ‏سالان است. در كنار تعليم و تربيت رسمي، دوره‏هاي غيررسمي و كيفي نيز وجود دارند كه هدفشان آماده‏سازي كساني است كه براي ورود به دانشگاه به آزمون ورودي نياز ندارند. به راستي نظام‏هاي آموزشي موجود در كشورهاي گوناگون، از همين روش‏ها در نظام آموزشي خود بهره مي‏گيرند؟ بدين منظور اين مقاله به توصيف نظام آموزشي كشور اتريش مي‏پردازد.

     هدف از اين مقال، آشنايي با نظام تعليم و تربيت كشور اتريش است تا ضمن شناخت نظام آموزش اين كشور، به شناسايي نقاط قوت آن پرداخته، دست‏اندركاران و برنامه‏ريزان نظام آموزشي بتوانند از تجارب اين كشور در نظام آموزشي خود بهره ببرند. طبعا روش پژوهش اسنادي و توصيفي خواهد بود.

كليدواژه ‏ها: نظام رسمي تعليم و تربيت، آموزش و پرورش، آموزش ابتدايي، متوسطه، عالي، آموزش پيش‏ دبستاني، استثنايي.

مقدّمه مترجم

بررسي تاريخ تحوّل نظام‏هاي آموزشي جهان نشان مي‏دهد كه به منظور برنامه‏ريزي و اصلاحات آموزشي، اغلب كشورهاي پيشرو از مطالعات و پژوهش‏هاي تطبيقي در زمينه آموزش و پرورش بهره گرفته‏اند و از آن به عنوان شرط لازم براي طراحي نظام آموزشي نوين خويش نام مي‏برند و بر لزوم و ضرورت اين‏گونه بررسي‏ها پيش از اقدام به هرگونه اصلاحات آموزشي جامع براي رفع نيازمندي‏هاي رو به رشد اقتصادي، فرهنگي و فني خويش تأكيد مي‏ورزند.

     كشور ما يكي از مراحل مهم و اساسي و در عين حال حساس و دقيق خود را در زمينه توسعه آموزش و پرورش مي‏گذراند. بنابراين، لازم است به موازات اين امر به مطالعات تطبيقي آموزش و پرورش دست زد. بررسي نظام‏هاي آموزش و پرورش كشورهاي گوناگون و عملكرد آنها و آگاهي از تغييرات و اصلاحاتي كه در اين نظام‏ها رخ داده است و آشنايي با روش‏ها و تدابيري كه براي حل مشكلات خود به كار برده‏اند، مي‏تواند در شناسايي مسائل و مشكلات آموزشي، اتخاذ تدابير شايسته براي حل و فصل رضايت‏بخش آنها، بخصوص در زماني كه در انديشه بنياد نهادن نظام نوين آموزشي هستيم، ما را ياري دهد.

     همچنين اين امر مي‏تواند اين امكان را فراهم نمايد كه با ژرف‏انديشي نسبت به اصلاحات آموزشي بنگريم و در مقام قانون‏گذار، برنامه‏ريز و مجري طرح‏هاي آموزشي و اداره‏كننده كانون‏هاي تعليم و تربيت، با گام‏هاي استوار سنجيده حركت خويش را در تأمين خير و صلاح عمومي آغاز كنيم و همان تجارب را كه ديگران با صرف زمان و سرمايه‏گذاري وسيع به دست آورده‏اند به علت عدم اطلاع، دوباره حاصل ننماييم.

زمينه كلي

اتريش كشوري كوچك و محصور در خشكي و در قلب اروپاست. مساحت آن 83855 كيلومتر مربع است. تقريبا دو سوم اين كشور را بخش وسيعي از كوه‏هاي «آلپ» تشكيل مي‏دهد. قريب 99 درصد جمعيت 812/7 ميليون نفري اين كشور زبان آلماني دارند. اقلّيت‏هاي قومي كوچك «اسلواك»، «كرواس»، «مجار» و «چك» در آن زندگي مي‏كنند. قريب 89 درصد جمعيت اين كشور كاتوليك و حدود 6 درصد پروتستان هستند.

     تنها رشد جمعيت نابالغ مربوط به دهه 1990 و دهه اول قرن 21 است كه آن هم به رشد مهاجرت بين‏المللي و سنّ جمعيت مربوط مي‏شود. انتظار مي‏رود ميزان جمعيت دانش‏آموزان اين كشور سير نزولي بيشتري داشته باشد و ميزان نيروي كار رو به ركود رود و ميزان جمعيت سال‏خورده به طور فزاينده‏اي رشد نمايد. در سال 1989 قريب 8 درصد از نيروي كارگري در بخش‏هاي كشاورزي و جنگل‏باني، 37 درصد در صنعت و 54 درصد در بخش خدمات دولتي مشغول به كار بودند.

     بر حسب توليد ناخالص ملّي (GNP)، اتريش در ميان ملل صنعتي اروپاي غربي، داراي جايگاه خوبي است. شاخص عدم استخدام در اين كشور در پايان دهه 1980 قريب پنج درصد بود.

     نظام امنيت اجتماعي و سلامت ملّي داراي استانداردي بالا و قابل قبول است. نظام اقتصادي اتريش اقتصاد «بازار آزاد» نام گرفته است. خصوصي‏سازي متعادل خط‏مشي حكومت اتريش در پايان دهه 1980 بود.

     اتريش يكي از اعضاي اتحاديه تجارت آزاد اروپايي است و درخواست عضويت اتحاديه اروپا را كرده است. چهره شاخص اقتصاد اتريش نظام مشاركت اجتماعي است و هدف آن حل مشكل دست‏مزدها، قيمت‏ها و تصميمات اقتصادي ديگر، از جمله بازاريابي بوده كه در تبليغات پارلماني مورد تأكيد است. نتيجه اين اقدامات وقوع يك استقلال صنعتي در سطح پايين و تأثير زيادي است كه بر سازمان‏ها دارد. به عقيده برخي، اين نظام اقتصادي نظامي بسته و فاقد بحث‏هاي آزاد و مردمي (تبادل افكار عمومي) بر روي مشكلات است.

سياست‏ها و اهداف نظام تعليم و تربيت

در سال 1955 پيمان دولتي بين اتريش و چهار دولت هم‏پيمان، اتريش را به عنوان يك دولت مستقل معرفي كرد. در سال 1962 قانوني تصويب شد كه مشكل اصلي نظام آموزشي كنوني را به وجود آورد. اين قانون با موافقت و تأييد دو گروه اصلي سياسي موجود در اتريش، پس از بحث‏هاي فراوان، به حذف ساختار آموزش سال اول متوسطه منجر شد.

     از اواخر دهه 1960، حكومت اتريش يك هدف روشن و صريح را دنبال مي‏كرد و آن عبارت بود از: بالا بردن سطح آموزش و پرورش عمومي. ايجاد مدارس دوره دوم متوسطه در همه نواحي كشور، توسعه سريع بخش متوسطه و عالي، مدارس حرفه‏اي، و سرمايه‏گذاري مؤثر براي افزايش مشاركت عمومي در آموزش از جمله سياست‏هايي بودند كه در اين زمينه پي‏گيري مي‏شدند.

نظام رسمي تعليم و تربيت

حضور در مدارس براي افراد 6 تا 15 سال، كه مقيم دايم هستند، اجباري است. در اين گروه سنّي، اين مدارس بالقوّه صد درصد فعّالند. علت نام‏نويسي نشدن بعضي از كودكان 6 ساله در تصوير مزبور، اين است كه تا پايان مدت معيّني و مهلت نام‏نويسي، اقدام نكرده‏اند. در سن 7 سالگي تقريبا يك سوم گروه سنّي موردنظر ثبت‏نام شده‏اند. تمام مدارس دولتي مختلط هستند. تعداد دانش‏آموزان هر كلاس سي نفر و يا كمتر است. البته تعداد دانش‏آموزان كلاس‏هاي فعّال از اين مقدار هم كمتر است. در سال 1989ـ 1990 قريب هفت درصد دانش‏آموزان اتريشي در مدارس خصوصي درس مي‏خواندند كه بيشتر آن مدارس توسط كليساي كاتوليك و يا مؤسسات وابسته اداره مي‏شد. بيشتر مدارس خصوصي از قوانين و مقرّرات دولتي تبعيت مي‏كنند و مي‏توانند گواهي‏نامه‏اي معادل گواهي‏نامه مدارس دولتي صادر كنند.

     طول سال تحصيلي از آغاز ماه سپتامبر تا پايان ماه ژوئن است. مدارس از 8 صبح شروع به كار مي‏كنند. در مدارس ابتدايي بعداز ظهرها تدريسي وجود ندارد.

     الف. آموزش ابتدايي، متوسطه، عالي

والدين موظّفند كودكان را در مدرسه ثبت‏نام كنند. بچه‏هايي كه به سن مدرسه مي‏رسند اما از نظر مربيان مدرسه رشد نيافته‏اند به مدت يك سال به كلاس‏هاي پيش‏دبستاني فرستاده مي‏شوند تا براي دوره ابتدايي آماده شوند. (قريب ده درصد از اين گروه سنّي) يك فرد معمولي، كه مي‏تواند وارد دبستان شود، دوره ابتدايي را مي‏گذارند كه چهار سال است و هدفش آشنا نمودن تمام بچه‏ها با يك آموزش عمومي است.

     دوره آموزش متوسطه (سال اول متوسطه) از ده سالگي تا چهارده سالگي ادامه دارد. در پايان دوره ابتدايي، دانش‏آموزان براي ادامه تحصيل آزادند تا يكي از دو نوع مدارس ذيل را انتخاب كنند:

     1. مدارس متوسطه عمومي كه پذيرش و ورود به آنها فقط منوط به گذراندن چهار سال دوره ابتدايي است.

     2. دوره اول مدارس متوسطه نظري كه جايگزين مدارس سنّتي است. (مدارسي كه وظيفه آموزش بخشي از جمعيت لازم‏التعليم را به عهده داشتند.)

     پذيرش در مدارس نوع دوم، بستگي به اين دارد كه بچه‏ها در كارنامه دوره ابتدايي، رتبه اول و يا دوم را در زبان آلماني، خواندن و رياضيات به دست آورده باشند. هر دو نوع مدرسه اهداف آموزشي مشتركي دارند و چون موضوعات درسي يكسان هستند برنامه‏هاي درسي نيز مانند هم هستند. مدارس متوسطه عمومي ارائه‏دهنده نظام سه سطحي در زمينه‏هاي زبان آلماني، زبان‏هاي بيگانه و رياضيات هستند كه اين نظام در مدارس متوسطه نظري وجود ندارد.

     فقط چهار درصد دانش‏آموزان مدارس متوسطه عمومي در دوره بالاتر مدارس متوسطه نظري ادامه تحصيل مي‏دهد، اما قريب 22 درصد وارد مدارس حرفه‏اي بالاتر مي‏شوند. به هر حال، 62 درصد دانش‏آموزان از دوره اول متوسطه نظري 3 تحصيلاتشان را در دوره بعدي (دوره دوم) همين نوع مدارس ادامه مي‏دهند، در حالي كه 33 درصد واردمدرسه حرفه‏اي بالاتر مي‏شوند. اگرچه تلاش مي‏شود تا دانش‏آموزان را در طول آموزش اجباري در مسير حركت از يك نوع مدارس به نوع ديگر سوق دهند، اما اين كار عملاً رخ نداده است و تبعيض و تفكيك گذشته در مقابل آن مقاومت مي‏كند.

     مدارس متوسطه نظري ابتدا به صورت مدرسه‏اي براي پنج درصد از جمعيت دانش‏آموزشي تصور مي‏شد، در حالي كه مدارس عمومي مدارسي بودند كه 95 درصد بقيه را تحت پوشش قرار مي‏دادند. اما به هر حال، در سال 1992 اين نسبت 30 به 70 شده بود. اينكه چگونه اين مرحله از آموزش بايد اصلاح شود، موضوع بحث سال 1992 بود.

     در حالي كه وظيفه اصلي دوره ابتدايي و دوره اول متوسطه، آموزش عمومي است، وظيه دوره دوم متوسطه نيز همين قرار داده شد تا شرايط و صلاحيت آموزش حرفه‏اي را براي افراد فراهم آورد.

     مسئله و مشكل دوره دوم متوسطه اين است كه چگونه از نظر ساختاري، آموزش و پرورش عمومي ـ نظري و آموزش و پرورش شغلي ـ حرفه‏اي از هم جدا شوند، با هم كامل شوند و يا با هم بياميزند. مدارس نظري و حرفه‏اي، همه بخش‏هاي نظام مدرسه‏اي سطح بالاتر هستند. تنها دوره يك ساله پلي‏تكنيك، آموزش عمومي اصلي را در حيطه آموزش اجباري تكميل مي‏كند. قريب 24 درصد از هر گروه سنّي به اين رشته روي مي‏آورند. اين دانش‏آموزان عموما كساني هستند كه در جا زده‏اند و يا توانايي‏شان در سطحي پايين است.

     چهار سال دوره دوم متوسطه نظري شامل آموزش عمومي پيش‏دانشگاهي مي‏شود. اگرچه دانش‏آموزان در برخي رشته‏هاي تحصيلي تخصّص پيدا مي‏كنند، اما تحصيل در تمام موضوعات پيش‏دانشگاهي را ادامه مي‏دهند. در پايان دوره، از دانش‏آموزان امتحان ورودي گرفته مي‏شود. با موفقيت در اين آزمون آنها اجازه ورود به دانشگاه را پيدا مي‏كنند. در سال 1990 قريب 21 درصد افراد چهارده ساله در اين نوع مدارس ادامه تحصيل مي‏دادند.

     پنج سال مدارس حرفه‏اي متوسطه شامل آموزش عمومي پيش‏رفته و آموزش حرفه‏اي پيش‏رفته است. دانش‏آموزان براي شغل‏هاي صنعتي، تجاري، بازرگاني، كشاورزي و يا شغل‏هاي ديگر اقتصادي ـ اجتماعي تربيت مي‏شوند. برنامه آموزشي منعكس‏كننده برنامه خاص مدارس متوسطه نظري است؛ اما همچنين شامل موضوعات نظري مرتبط با مشاغل آينده مي‏شود؛ مانند فعاليت‏هاي طرّاحي، نقشه‏كشي، برنامه‏ريزي و كارگاه، امتحان نهايي معادل A.H.S (امتحان كنكور) و نيز سطوح گوناگون صلاحيت‏هاي شغلي است. بر حسب نوع مدرسه، اين صلاحيت مي‏تواند مدارس حرفه‏اي متوسطه (براي شغل كارآموزي) يا مدارس حرفه‏اي سطح بالا باشد.

     پس از سه سال از انجام كار كيفي، فارغ‏التحصيلان رشته‏هاي مهندسي، كشاورزي و تجارت در مدارس حرفه‏اي سطح بالا (دوره دوم) داراي عنوان استادي 4 مي‏شوند. اين صلاحيت مضاعف آن قدر براي والدين و دانش‏آموزانخوشايند و جالب است كه موجب افزايش ثبت‏نام در اين مدارس مي‏گردد. (بحث بيشتر درباره آموزش حرفه‏اي در بخش «د» آمده است.)

     سه نوع دوره دانشگاهي وجود دارند:

     اولين درجه (دوره) در تمام رشته‏هاي تحصيلي (به استثناي پزشكي كه دوره دكتري حداقل شش سال طول مي‏كشد) در زمينه استادي داده مي‏شود. دوره‏هاي استادي در 107 حوزه وجود دارند. حداقل مدت قانوني بين 4 تا 5 سال است؛ اما مدت زمان فعّال بين 6 تا 5/8 سال تغيير مي‏كند. تنها 6 درصد دانشجويان دوره‏هايشان را در حداقل زمان تكميل مي‏كنند.

     نوع دوم دوره دكتري است. اين دوره مخصوص دانشجوياني است كه يك درجه استادي دارند و مدت زمان آن دو سال است. آنان بايد رساله دكتري را، كه توسط دو ممتحن مورد ارزيابي قرار مي‏گيرد ارائه دهند. اگر اين رساله پذيرفته شد، دانشجو به دفاع از آن در يك امتحان شفاهي مي‏پردازد.

     نوع سوم دوره‏اي است كه عمدتا بر اساس نمره نيست، بلكه بستگي به آمادگي بيشتر آموزشي دارد. در سال 1989 بيش از 169000 دانشجو در 12 دانشگاه اتريش و 6 دانشكده هنرهاي زيبا ثبت‏نام كرده بودند. از اين تعداد 42 درصد دختر بودند. قريب 19 درصد از يك گروه سنّي در دانشگاه‏ها ثبت‏نام شده بودند. كساني كه داراي يك درجه دانشگاهي بودند 5 درصد از مجموعه نيروي كار را تشكيل مي‏دادند. بجز موارد جزئي و استثنايي، راه ورود به دانشگاه براي تمامي دانش‏آموزاني كه در آزمون ورودي قبول شده باشند، باز است. كساني كه داراي گواهي‏نامه آموزش دوره دوم متوسطه نباشند، از طريق ديگري مي‏توانند به دانشگاه وارد شوند؛ مثلاً، پس از برخي تجربيات شغلي و حرفه‏اي (كه به طور آزاد كسب مي‏كنند) و پس از گذراندن يك دوره مقدّماتي ممكن است مورد پذيرش قرار گيرند.

     دانشكده‏هاي تربيت معلم دوره‏هاي سه ساله براي معلمان مدارس ابتدايي، متوسطه، تخصصي و فني فراهم مي‏آورند.

     كارگران اجتماعي (مستخدمان رسمي دولت) در دوره‏هاي سه ساله در دانشكده‏هاي ذي‏ربط تربيت مي‏شوند و به آنها گواهي‏نامه غيردانشگاهي اعطا مي‏شود. پذيرش اين افراد از طريق يك آزمون استعدادسنجي به انضمام امتحان تشخيص صلاحيت صورت مي‏گيرد. اگر متقاضي دوره يك ساله مقدّماتي را گذرانده باشد، احتمال دارد امتحان او به صورتي ديگر باشد. در مدارس پزشكي ـ فني (medico- technical) دوره‏ها دو تا سه سال طول مي‏كشند. فارغ‏التحصيلانْ ديپلم ـ غيرنظري دريافت مي‏دارند. از نظر كمّي، اين بخش فوق متوسطه غيردانشگاهي، هنوز داراي نقش حاشيه‏اي است. قريب 89 درصد دانش‏آموزان مدارس فوق متوسطه در دانشگاه ثبت‏نام مي‏كنند. 3 درصد در دانشكده‏هاي هنرهاي زيبا، 6 درصد در دانشكده‏هاي تربيت معلم و قريب 1 درصد در مدارس پزشكي ـ فني 5 و كمتراز 1 درصد در دانشكده‏هاي مخصوص كارگران اجتماعي (كارمندان رسمي دولت) ثبت‏نام مي‏كنند.

     در آموزش عالي اتريش مشكلاتي وجود دارد: دانشگاه‏ها، دانشكده‏ها، نظام تعليم و تربيت بزرگ‏سالان سه نظام جداي از هم و ناهماهنگ هستند. ميانگين مدت زمان تحصيل در دانشگاه‏ها بالاست و ميزان ترك تحصيل زياد است. تنها 57 درصد پسران و 44 درصد دختران دانشجو فارغ‏التحصيل مي‏شوند. در واقع، پس از فوق متوسطه، غير از دانشگاه‏ها چيزي وجود ندارد.

     به هر حال، پيشنهادات و طرح‏هايي براي ايجاد دانشكده‏هاي فوق متوسطه غيردانشگاهي وجود دارند، البته براي شاغلان، نه براي معلمان و كارگران اجتماعي.

     ب. آموزش پيش‏ دبستاني

آموزش پيش‏دبستاني اجباري نيست و شامل مهدكودك براي نوباوگان و كودكستان براي كودكان 3 تا 6 ساله مي‏شود. آموزش پيش‏دبستاني طبق قانون محلّي، هم توسط مؤسسات دولتي و هم خصوصي اداره مي‏شود. در سال 1989ـ1990 قريب 70 درصد كودكان 3 تا 6 ساله اتريشي به اين نوع مدارس برده شدند. اما وضعيت از يك محل تا محل ديگر (ايالت تا ايالت ديگر) فرق مي‏كرد. از نظر جا و مكان، در مؤسسات پيش‏دبستاني اعتراضات قابل توجهي وجود دارد.

     ج. تعليم و تربيت استثنايي (ويژه)

مدارس استثنايي جداگانه‏اي براي افرادي كه داراي نقص عضو يا نقص ذهني هستند در تمام سطوح مدارس اجباري وجود دارد. اين مدارس برنامه‏هاي درسي ويژه‏اي دارند و بين 4/1 تا 3/3 درصد از هر گروه سنّي در آنها ثبت‏نام كرده‏اند. تعداد بچه‏ها در اين مدارس، به موازات كاهش تعداد دانش‏آموزان در مدارس ديگر، در كل تنزّل داشته است. از سوي ديگر، حركت براي هماهنگ كردن كودكان استثنايي با ديگران شدت يافته است. براي هماهنگ نمودن تعليم و تربيت، قانوني در سال 1989 به تصويب رسيد و طرح‏هاي مقدّماتي در اين زمينه در حال بررسي است. اين طرح‏ها شامل يك معلم اضافي (پاره‏وقت يا تمام‏وقت) براي هماهنگي كلاس‏هايي شد كه بر اساس نياز دانش‏آموزان استثنايي به تدريس آنها مي‏پرداخت.

     د. تعليم و تربيت حرفه‏اي، فني و شغلي

در نظام دوگانه، كارآموزان در زمينه مشاغل و صنعت، آموزش‏هاي حرفه‏اي عملي را در محلّ كارشان فرا مي‏گيرند و در مدارس حرفه‏اي پاره‏وقت نيز شركت مي‏كنند. (مثلاً، يك روز در هفته) يك سلسله آموزش‏هاي عمومي نيز در اين زمينه وجود دارد.

     پذيرش نظام دو جانبه پس از اتمام آموزش اجباري (در سن 15 سالگي) به صورت انعقاد قرارداد كارآموزي از سوي كارآموز صورت مي‏گيرد. قريب 47 درصد جمعيت دانش‏آموزي در سال 1989ـ1990 اين نوع صلاحيت را دريافت داشتند. طول دوره‏ها بين دو تا چهار سال در تغيير است؛ اما براي اكثريت سه سال است (به انضمام سال‏هاي دوره فني). صلاحيت حرفه‏اي به فرد (امكان استفاده) از پروانه كسب را مي‏دهد كه مي‏تواند در يك صنف معيّن به طور قانوني به كار مشغول شود. 227 صنف قابل كارآموزي وجود دارند. قريب 50000 شركت (مؤسسه بازرگاني) در مجموع، 200000 نفر كارآموز را تربيت مي‏كنند. با ساختار اقتصادي كه اتريش دارد، اين سخنان بدان معناست كه قريب 80 درصد از تمام كارآموزان تربيت شده در مؤسسات كوچك و متوسط در صنف تجارت و جهان‏گردي قرار مي‏گيرند.

     مدارس حرفه‏اي متوسطه مدارسي تمام‏وقت هستند. در كنار نظام دوجانبه مدرسه و كارآموزي، برنامه درسي از يك تا چهار سال طول مي‏كشد كه شامل تربيت صنوف كارآموخته شده همراه با يك آموزش عمومي كيفي مي‏گردد. نتايج تكميلي موفقيت‏آميز در پروانه‏هاي كسب درج مي‏شود كه گاهي از مدركي كه نظام دو جانبه مي‏دهد با ارزش‏تراست. در سال 1989ـ1990 قريب27 درصد از تمام افراد 14 ساله ورود به اين مدارس را انتخاب كردند.

     جنبه حرفه‏اي دوره دوم متوسطه (مدارس حرفه‏اي دوره دوم) افتخار نظام مدرسه‏اي اتريش بوده است؛ زيرا هم فراهم‏آورنده صلاحيت شغلي مناسب براي افراد شاغل است و هم موجب مي‏شود تا درصدي از مردم عادي به آموزش عالي راه پيدا كنند. بحث در دوره دوم متوسطه شامل موضوعات ذيل مي‏شود: سازمان‏هاي استخدام‏كننده احساس مي‏كنند كه افراد بسياري جذب مدارس نظري مي‏شوند و به همين دليل، صلاحيت‏هاي حرفه‏اي اساسي را كسب نمي‏كنند. اتحاديه‏هاي تجاري و عده‏اي از محققان آموزشي از تجزيه و فوق تخصصي شدن تعليم و تربيت حرفه‏اي دوجانبه انتقاد كرده‏اند كه تنها نتيجه‏اش داد و ستد و تجارت است.

     نظام آموزشي دو جنبه به عنوان نوعي مرگ آموزشي تلقّي مي‏شود؛ زيرا فرصت‏هاي خوبي را براي استمرار آموزش تا سطح بالاتر يا آموزش شغلي فراهم نمي‏كند. مدارس متوسطه نظري هيچ صلاحيت حرفه‏اي يا شغلي ايجاد نمي‏كنند. از اين‏رو، غالب مدارسي كه بيشتر بهره‏وري را در سال اول متوسطه دارند (و چون 62 درصد دانش‏آموزان در مرحله بالاتر ادامه تحصيل مي‏دهند) عملاً دانش‏آموزان را مجبور مي‏كنند به سمت آموزش عالي بروند.

     ه . تعليم و تربيت بزرگ‏سالان و تعليم و تربيت غيررسمي

مؤسسات آموزش بزرگ‏سال تكميل‏كننده آموزش كساني هستند كه وارد آموزش عالي شده‏اند؛ مؤسسات دولتي مانند مؤسسه «پاراگوجي» مسئوليت تربيت معلمان را دارد، مؤسسات آموزشي اتاق بازرگاني و نيز اتاق كارگري، مؤسسات نيمه خصوصي كه بر يارانه دولتي تكيه دارند (مانند كالج‏هاي آموزش بزرگ‏سالان)، و بخش‏هاي خصوصي كه دوره‏هايشان را مي‏فروشند؛ مانند مؤسسات تربيت مدير.

     دوره‏هاي طولاني و حوادث و پيشامدهاي كوتاهي وجود دارند. دوره‏هاي جالب غيررسمي، دوره‏هاي كيفي و حتي دوره‏هايي هستند كه هدفشان آماده‏سازي كساني است كه براي ورود به دانشگاه به آزمون ورودي نياز ندارند. از سال 1981 طرحي وسيع و زمينه آموزش و پرورش بزرگ‏سالان وجود داشت كه هدف آن هماهنگ كردن اين فعاليت‏ها بود. اما به هر حال، داراي اثر مطلوبي نبود.

ساختار و عملكرد مديريتي و سرپرستي

قانون‏گذاري عمومي براي تمام امور آموزشي بر عهده مجلس فدرال است. مجالس محلّي مي‏توانند آيين‏نامه‏هاي جزئي را تصويب كنند. بنابراين، سازمان‏دهي مدارس، برنامه‏هاي درسي و تدارك زندگي مدرسه‏اي در تمام اتريش به هم شبيه است. همه قوانين و مقرّرات آموزشي مواد قانوني مصوّب هستند. بدين‏روي، مقرّرات آموزشي و نيازهاي آموزشي تكميلي اكثريت قوانيني هستند كه در مجلس اتريش به تصويب مي‏رسند. از اين‏رو، هيچ‏گونه تغيير را نمي‏توان بدون موافقت دو گروه اصلي سياسي در مجلس اعمال كرد. اين كار، نظام آموزشي را به صورت نسبتا ثابتي نگاه داشته است. از اين‏رو، توافق و مصالحه در موضوعات و مسائل مورد اختلاف بستگي به اين دارد كه در ساختار موجود تغييري به وجود نيايد. مقامات محلي داراي مسئوليت‏هاي محدودي هستند (غالبا اجراكننده و يا نمايندگان مركز هستند.)

     حقوق معلمان در مدارس متوسطه نظري و حرفه‏اي دوره دوم مستقيما توسط دولت پرداخت مي‏شود، در حالي كه در مدارس ديگر، از سوي مقامات همان استان يا محل پرداخت مي‏گردد، هرچند دولت اين پول را به آنها بازپرداخت مي‏نمايد، مگر مدارس حرفه‏اي كه صرفا 50 درصد حقوقشان را دولت تقبّل كرده است.

     اداره و بازرسي مدارس توسط وزارت آموزش و پرورش و هنر صورت مي‏گيرد و مقامات ويژه‏اي در سطح استان براي اين كار منصوب شده‏اند. اين مجموعه تا حدودي از نظام تعليم و تربيت مستقل است؛ زيرا از مقامات سياسي بخش‏هاي گوناگون تشكيل شده است. علاوه بر اين، راه‏كارهاي مشاوره‏اي گوناگوني وجود دارند. پيش از آنكه قوانين تصويب شوند، حكومت‏هاي محلّي و گروه‏هاي فشار گوناگون (مانند كاركنان دولت، اتحاديه‏هاي بازرگاني و تجاري، سازمان‏هاي معلمي، والدين و سازمان‏هاي جوانان) فرصت پيدا كرده‏اند تا اظهارنظر كنند و تغييراتي را پيشنهاد كنند. هيأت‏هاي مشورتي مانند كميسيون اصلاح مدرسه براي مشاوره «والدين ـ وزارت»، تأسيس شده‏اند. هيأت‏هاي مشاوره‏اي كودكان در سطح محل و حكومت فدرال به وجود آمده‏اند.

     در سطح مدارس متوسطه، كميته‏هاي مشترك مدرسه وجود دارند كه والدين، معلمان و كودكان در آن حضور دارند. اين كميته‏ها در خصوص موضوعاتي همانند حوادث و وقايع مدرسه و تعيين روزهاي مشاوره با والدين، انتظامات مدرسه، مشاوره شغلي، و بهداشت و سلامتي تصميماتي مي‏گيرند.

     اصلي قانوني وجود دارد كه علم و تدريس علم آزاد از الزام دولت است. به هر روي، اين آزادي صوري و ظاهري به عنوان حقّ فردي تلقّي مي‏شود، ولي به طور كامل استقلال دانشگاه‏ها را ايجاب نمي‏كند. بعكس، عملاً يك نظام پيچيده و مشكل‏تري به عنوان مديريت مستقيم دولت و حاكميت آن بر دانشگاه‏ها وجود دارد.

     تمام دانشگاه‏هاي اتريش و دانشكده‏هاي هنرهاي زيبا دولتي هستند و طبق قوانين و مقرّرات حكومت فدرال اداره مي‏شوند و اساسا از بودجه دولتي تأمين مي‏گردند (فقط 1/3 درصد از بودجه آنها از منابع غيردولتي است.) بيشتر نيروها و كاركنان دانشگاه مستخدمان داخلي هستند كه طبق قوانين عمومي مستخدمان داخلي اداره مي‏شوند. اما در عين حال، امتيازات ويژه‏اي براي معلمان و محققان وجود دارد.

     وظايفت حكومت فدرال به شرح ذيل است:

     1. تعيين مقرّرات دانشگاه، بودجه، كارمندان، پست‏هاي دانشگاهي (مانند پروفسور، استاد)، مديريت كاركنان، تأسيس، نام‏گذاري و يا انحلال بخش‏ها، ايجاد دوره‏هاي تحصيلي در دانشگاه‏ها، احداث و حفظ و حراست ساختمان‏ها و بناهاي آموزشي.

     بخشي از اين مديريت دولتي و به ويژه قسمت‏هايي كه مربوط به كاركنان مي‏شود، به خود دانشگاه‏ها واگذار مي‏گردد. دانشگاه‏ها و مؤسسات [آموزشي] در مسائل گزينشي مربوط به عناصر دانشگاه داراي اختياراتي هستند؛ نظير هماهنگي و كنترل مقامات دانشگاه و تسهيل امور مربوط به تعيين پست‏هاي جديد، سرمايه و بودجه، استخدام جزئي كاركنان، پست‏هاي تدريس موقّت، ارائه پيشنهاد براي انتخاب مقام پروفسوري ـ اما در نهايت، پروفسورها توسط وزارت تعيين مي‏شوند ـ تعيين برنامه درسي، برنامه‏ريزي و هماهنگي تدريس، اداره امتحانات، اعطاي درجه و تحقيق.

     رياست دانشگاه «Rector» نام دارد كه يك پروفسور كامل است و توسط مجمع دانشگاه براي مدت دو سال انتخاب مي‏شود. مجمع دانشگاه متشكّل از چند پروفسور، ساير معلمان و استادان و دانشجويان است. وي مسئوليت مديريت بخش‏هاي دانشگاه را تحت نظر مجلس سنا و طبق مقرّرات داخلي دانشگاه برعهده دارد.

مسائل مالي آموزش و پرورش

تحصيل در تمامي مدارس دولتي مجّاني است. همچنين هزينه رفت و آمد و پول تمام كتاب‏ها دريافت نمي‏گردد. در سال 1988ـ1989 قريب 935 ميليون شلينگ خرج كتاب‏هاي درسي مدارس شد. تمام هزينه‏هاي دانشجويان دانشگاه اتريش در سال 1972 برداشته شد. علاوه بر اين، دولت كمك هزينه‏هاي خانوادگي، هزينه رفت و برگشت به مدرسه را تا سن 27 سالگي مي‏پردازد. از سوي ديگر، كاهش ماليات بر درآمد براي والدين و دانشجويان، بورس تحصيلي مستقيم، كمك هزينه دانشجويان با استعداد و كمك مالي براي بيمه دانش‏آموزان را فراهم كرده است.

     كمك اساسي به آموزش و پرورش از طريق ماليات‏هاي حكومت فدرال است، به انضمام مقداري خيلي جزئي كه به طور مستقيم از سوي خانواده‏ها و ديگر منابع خصوصي پرداخت مي‏گردد. در سال 1988، 000/913/42 ميليون از بودجه دولتي در نظام مدارس براي آموزش و پرورش اختصاص داده شده بود. و نيز 000/112/18 ميليون براي دانشگاه‏ها و امر تحقيق. كه اين مقدار به ترتيب 54/7 و 18/3 درصد از بودجه دولتي را نشان مي‏داد و (نيز) 6/5 درصد از توليد ناخالص ملّي (GNP) بود. ميزان بودجه آموزش و پرورش كه صرف سطوح مختلف آموزشي مي‏شود: 8/5 درصد براي پيش‏دبستاني، 1/17 درصد ابتدايي، 1/47 درصد متوسطه، 7/19 درصد آموزش عالي.

تأمين نيروي انساني براي نظام آموزش و پرورش

در سال تحصيلي 1988ـ1989 تعداد 111582 معلم در نظام مدارس مشغول تدريس و تعليم بودند كه شامل مؤسسات بعد از متوسطه غيردانشگاهي نيز مي‏شد. 62 درصد معلمان زن بودند و قريب 8 درصد در مدارس خصوصي مشغول بودند.

     دو نوع معلم از نظر كيفي و صلاحيت وجود دارد:

     نوع اول، معلمان ابتدايي، معلمان مدارس استثنايي و آنها كه در مدارس متوسطه عمومي و دوره‏هاي پلي‏تكنيك هستند.

     نوع دوم، معلمان رشته‏هاي نظري مدارس متوسطه نظري و مدارس حرفه‏اي سطح اول و دوم كه اين نوع در دانشگاه‏ها تربيت شده‏اند.

     ميزان كار معلمي كه در يك مدرسه متوسطه عمومي درس مي‏دهد 23 جلسه درس در هفته است، در حالي كه تدريس معلمي كه در دانشگاه و با زبان‏هاي خارجي درس خوانده در مدارس، 17 جلسه در هفته است.

     معلمان اتريشي در مدارس دولتي پس از يك قرارداد خدمت موقّت، حكم استخدامي مي‏گيرند. اختلاف حقوق معلمان تربيت شده در دانشگاه و معلمان تربيت‏شده نظري در بين سال‏هاي 1983 و 1992 از 4/8 درصد به 3/15 درصد افزايش يافت. به هر حال، هر دو گروه طبق ميزان ارشديت، حقوق مي‏گيرند. فرصت‏هاي شغلي محدودي جداي از ضوابط و مدرسه براي معلمان مدارس وجود دارد. دوره‏هاي ضمن خدمت معلمي اختياري هستند، بجز مواقعي كه ساختارها يا برنامه‏هاي جديدي ارائه شوند. اكثريت قاطع تمامي دوره‏هاي ضمن خدمت به وسيله مؤسسات ضمن خدمت فراهم مي‏شود كه در محل (استان) وجود دارد.

     در سال تحصيلي 1988ـ1989، دانشگاه‏هاي اتريش 1733 پروفسور، 5294 مربّي (استاد) و 802 كارمند نظري ديگر استخدام كردند. اين يعني نسبت شاگرد به استاد (پروفسور) 1 به 101 و نسبت معلمان دانشگاه به دانشجويان 1 به 23. قريب 18 درصد تمام معلمان دانشگاه‏ها زن هستند. همانند نظام مدرسه، درصد زناني كه شغل بالايي را به خود اختصاص داده‏اند كم است. علاوه بر اين، 17991 شغل تدريس موقّت در دانشگاه‏هاي تخصصي وجود دارند.

برنامه‏ ريزي درسي و روش تدريس

برنامه‏هاي درسي براي تمام مدارس (شامل مؤسسات فوق متوسطه غيردانشگاهي) در سراسر كشور يكنواخت است. اين برنامه‏ها توسط كميسيون‏هاي تخصصي وزارت «آموزش و پرورش و هنر» پس از شكل‏گيري در يك جريان تبادل نظر و پيچيده، كه شامل تمام گروه‏هاي ذي‏نفوذ اجتماعي مانند سازمان‏هاي استخدامي، كليساها، انجمن‏هاي معلمي و مانند آن مي‏شود، تهيه مي‏گردد. اين گروه‏ها طبق دستور وزارت انتخاب مي‏شوند. استان‏ها حق دارند مورد مشورت قرار گيرند. اين برنامه درسي، هدف كلي آموزش و پرورش، ابزار و اصول معيّن برنامه‏هاي خاص و موضوعات درسي را مشخص مي‏كند. علاوه بر آن، شامل جدولي است كه فهرست موضوعات و مواد درسي و تعداد آنها در هر سال و هر هفته در آن درج مي‏گردد.

     اگرچه اين برنامه‏هاي درسي به منزله چهارچوب كلي برنامه درسي است و بر اساس ضرورتْ انتخاب و تعيين مي‏گردد، اما مدارس انتظار دارند كه بتوانند با احترام به اين برنامه، برنامه ديگري را در برنامه‏هاي درسي و داخلي مدرسه بگنجانند. تعيين و انتخاب موضوعات و مواد اصلي در اين چهارچوب و روش‏هايي كه بايد درس داده شود، به خود معلمان واگذار شده است. اما در عمل، متون درسي به طور گسترده معرّف همان چهارچوب‏ها و روش‏ها هستند. متون درسي توسط انتشارات خصوصي، كه معمولاً گروه‏هايي از معلمان با تجربه براي نوشتن آنها استخدام شده‏اند، چاپ مي‏شوند. تمام متون درسي و مواد تدريسي مربوط به آن بايد توسط كميسيون‏هاي تخصصي وزارت «آموزش و پرورش و هنر» به تصويب برسند. تهيه برنامه‏هاي جديد آموزشي و درسي توسط متخصصان و مديران مدارس همراه با دروس مرتبط باتربيت معلمان در اين زمينه تضمين مي‏شود؛ اما به هر حال اين فرايند غالبا به صورت كاملاً بسته، كنترل و تحميل نمي‏شود.

     مواد درسي مدارس ابتدايي براي تدريس موضوعات از هم جدا نيست، بلكه در جهت برانگيختن يادگيري فعّال در محيط‏هاي پيچيده‏تر است. آرمان و آرزو صرفا رشد استعداد و هوش نيست، بلكه جنبه‏هاي اجتماعي، احساسي و فيزيكي شخصيت كودك نيز مدّنظر است. با آغاز سال تحصيلي، يك زبان بيگانه معمولاً انگليسي و گاهي اوقات فرانسه به شيوه غيررسمي تدريس مي‏شود. براي هر دو نوع مدارس متوسطه سطح پايين (سطح اول)، برنامه‏هاي درسي در سطح وسيعي يكسان است، بجز در چند موضوع اضافي كه در مدارس نظري سطح يك ارائه مي‏شود. بنابراين، يك برنامه درسي هسته‏اي (مركزي) مشترك و تقريبا يكسان در اهداف و محتوا، براي تمام افراد از 6 تا 14 ساله و دست‏كم يك زبان بيگانه براي افراد 8 تا 15 ساله تدريس مي‏شود. محتواي موضوعات انتخابي جديدند. فقط در سال 1989 موضوعاتي اجباري به مرحله بالاتر مدارس متوسط نظري معرفي شدند.

     اصلاحات برنامه آموزشي، كه در دهه سال 1980 به اجرا درآمدند، در برنامه درسي ابتدايي، سال دوم آموزش متوسطه نظري و مطالعات كامپيوتر بودند. در سال تحصيلي 1985ـ1986، فناوري اطلاعاتي براي تمام پايه‏ها، در مدارس متوسطه نظري اجباري شد. فلسفه اصلي آن اين است كه فناوري‏هاي اطلاعاتي جديد در موضوعات و مواد درسي موجود جمع‏آوري شوند تا تربيت متخصصان در سخت‏افزار و نرم‏افزار فراهم آيد. ديگر زمينه‏هاي جديد مورد علاقه جامعه مانند آموزش محيطي، آموزش تن‏درستي و شهرنشيني ايجاد نشده بودند. در مقابل، مسئوليت آنچه را به وسيله تمام موضوعات شكل گرفته بود، به عنوان اصول يادگيري بيان كرده بودند.

نظام امتحانات، ترفيعات و گواهي‏نامه ‏ها

نظام امتحانات طبق قانون مشخص شده است و در سطح گسترده‏اي با ارزيابي معلمان كلاس‏ها ارتباط دارد. اتمام موفقيت‏آميز هر سال تحصيلي بر اساس گزارش سالانه مدرسه، كه مورد تأييد قرار گرفته، اساس اجازه ورود به كلاس بالاتر است. انگيزه قوي قانونمندي در نظام مدارس اتريش بر اين حقيقت تأكيد دارد كه گزارش‏هاي مدارس مورد تأييد و تصديق نظام اجرايي است. در مقابل، حق اعتراض نيز محفوظ است. امتحانات در مدارس اتريش غالبا تعيين‏كننده نيستند. قريب چهار درصد از تمام دانش‏آموزان در سال تحصيلي 1989ـ1990 به كلاس بالاتر نرفتند. درصد كلاس‏هاي مجدّد براي مدارس متوسطه عمومي 9/1 و براي دوره‏هاي پلي‏تكنيك 4/7 و براي مدارس حرفه‏اي 7/2 بود. براي مدارس متوسطه نظري، اين ميزان 2/7 درصد براي مدارس فني سطح بالا 8/15 درصد و براي مدارس بازرگاني و تجاري 6/12 درصد بود. همچنين از نظر اعتبار و ارزش گواهي‏نامه‏هاي بازار كار، بين مدارس و دانشگاه‏ها اختلافي جزئي وجود دارد. از سوي ديگر، به نظر مي‏رسد دانش‏آموزان پس از اينكه مدرسه خاصي را تمام كنند حق انتخاب مدرسه جديد (نوع جديد) را دارا هستند، به ويژه آنكه اين حق انتخاب در سنين 10 و 14 سالگي است. داشتن حق انتخاب نوع خاصي از مدرسه، دانش‏آموزان را به سمت شغل‏هاي آموزشي خاصي سوق مي‏دهد كه به طور گسترده تعيين‏كننده مرحله بعد است. دانش‏آموزان تنها وقتي مي‏توانند از اين مجاري عبور كنند كه تلاش و دقت بيشتري انجام دهند.

ارزيابي آموزشي، ارزشيابي آموزشي و تحقيق

هيچ نوع ارزشيابي خارجي از مدارس، و هيچ‏گونه ارزيابي خارجي از پيشرفت تحصيلي دانش‏آموزان وجود ندارد. بازرسي‏ها عمدتا بر روي اشخاص متمركز مي‏گردند تا بر روي مؤسسات. ايده «پاسخ‏گويي» با نظام متمركز اداري مردم اتريش بيگانه است. اما ـ به هر حال ـ آمارهاي آموزشي رشد خوبي داشته‏اند. اين آمارها ارتباط تعداد معلمان و دانش‏آموزان را در برنامه‏ها و اطلاعات مربوط به شاخص‏هاي درآمد، به جاي شاخص‏هاي هزينه و اختلافات كيفي مشخص مي‏كنند.

     هيچ طرح جامعي براي توسعه نظام آموزشي وجود ندارد، و هيچ بحث روشن عمومي بر روي موضوعات آموزشي در سطح ملّي و منطقه‏اي نيست. برنامه‏ريزي آموزشي در همنوايي مقامات سياسي، گروه‏هاي اجتماعي علاقه‏مند و بخش‏هاي مربوط به وزارت رخ مي‏دهد. از سال 1970، وزارت آموزش و پرورش ترجيح داده است تا تحقيق و توسعه زيرنظر بخش‏هاي خود وزارت صورت گيرد تا زيرنظر مؤسسات و دانشگاه‏هاي تحقيقاتي خارجي. توسعه و تحقيق آموزشي در سطوح وزارت و دانشگاه (در سطحي بسيار وسيع) پيامدهاي ناهماهنگي داشته است. در عين حال، سند نسبتا خوبي در زمينه تحقيقات آموزشي در اتريش منتشر شد كه اين سند به نظام‏هاي اطلاعاتي ـ آموزشي متصل گرديد.

     در نظام دانشگاهي، ارزشيابي محدودي وجود داشته است. در عين حال، در سال 1990 دو فهرست كه نشان‏دهنده استعدادها و رشته‏ها بر طبق نظر دانش‏آموزان و عده‏اي از محققان بودند، در روزنامه‏ها منتشر شدند. در همان زمان، قانوني اساسي براي انجام و برگزاري امتحانات در دانشگاه و تقسيمات فرعي آنها به هدف طرح‏ريزي و برنامه‏ريزي و تنظيم اولويت‏ها در تحقيق و تدريس و ارزيابي اثر تحقيقات اصلي، تهيه شده بود. تحقيقات در فيزيك توسط برخي روش‏هاي برگردان (تكراري) ارزشيابي شده بودند و تمام دانشگاه‏ها، با يك چارچوب مشورتي خصوصي مورد ارزشيابي قرار مي‏گرفتند. نتيجه اين امور افزايش بحث و مناظره بر روي مسئوليت ارزشيابي و تأثير آن در دانشگاه‏ها بود، به ويژه آنكه به نظر مي‏رسد ارزشيابي يكي از محورهاي سياست جديد وزارت در مورد تجديد سازمان نظام دانشگاه است تا آن را قابل انعطاف‏تر و قابل رقابت‏تر نمايد.

اصلاحات اساسي در دهه 1980 و 1990

شرايط ساختاري جامعه و شرايط قانوني موجب شدند كه نوآوري و تغيير قابل ملاحظه‏اي صورت نگيرد. قوي‏ترين نيروهايي كه مانع اين اصلاح و نوآوري بودند عبارتند از: قانون‏گرايي و نظام اداري؛ يعني آنها از يك‏سو، از ارباب رجوع‏حمايت‏مي‏كنند،وازسوي‏ديگر،مانع‏ابتكارو خلّاقيت مي‏شوند. نتيجه اين كار آن مي‏شود كه معلمان و مدارس از تمام خلّاقيت‏ها و ابتكارات محروم شوند، در حالي كه اينها عناصر و مقدّمات يك تعليم و تربيت كيفي هستند.

     «استمرار» و «هماهنگي» به عنوان ارزش‏هاي اداري و اجتماعي در سطح بالايي مورد احترام هستند و به تغيير ـ اگر در مجموع ضروري تشخيص داده شود ـ به مثابه يك آهنگ كند قانوني نگاه مي‏شود كه دوره‏هاي اثبات طولاني مدت را به دنبال دارد و نه به عنوان يك فرايند منظّم، دايمي و ثابت.

     آن‏گونه كه آقاي گروبر، خاطرنشان كرده است، نظام مدرسي در كشورهايي كه زبان آلماني دارند به نظر مي‏رسدكه‏بخصوص‏درمقابل‏تغييرات‏سازماني‏وبرنامه‏ريزي درسي،مقاومت‏مي‏كند.هرسه‏گروه‏سياسي‏موجوددراتريش در انتخابات اخير، به آموزش متوسطه نظري و جدايي دقيق بين آموزش عمومي و آموزش حرفه‏اي نظر دادند.

     اتريش استثنا نيست و در دهه 1980 با يك ركود روبه‏رو شد. بسياري از ابتكارات اصلاحي به زودي خاتمه يافتند و يا شكست خوردند، مشكلات زيادي بدون حل، به تعويق افتاد، و ايده‏هاي جديد و قابل قبول محدودي شروع شده بود. تغييرات در سطح اول متوسطه، حتي پس از تجربيات وسيع موفقيت‏آميزي كه اجرا شده بودند، به تعويق افتادند و اين خود موجب مشكلات پيچيده‏تري گرديد.

     توسعه برنامه‏ريزي درسي در تمام سطوح متوسطه به سختي رخ مي‏داد. دليل آن سؤالات و مسائل لاينحلي بود كه در سطح اول متوسطه وجود داشتند.

     جدايي آموزش و پرورش حرفه‏اي و عمومي به طور ساختاري، در سطح دوم متوسطه ادامه پيدا كرد. سازمان قانوني مدارس تا آنجا ادامه يافت كه عده زيادي از مردم مدارس را فوق مقرّرات مي‏دانستند. زماني كه اصلاحاتي نيز وجود داشتند، باز هم يا تحت فشار توسعه‏هاي جهاني قرار داشتند و يا عليه خواسته‏ها و اراده افراد ذي‏نفوذ اجرا مي‏شدند؛ مانند سازمان جديد مدارس ابتدايي براي اقلّيت‏هاي قومي.

     ديگر اينكه آنها جايگزين اختلافات مواد درسي مي‏شدند؛ مانند تعليم و تربيت محيطي. در بازنگري، تنها اصلاح اساسي دهه 1980 كه مقاومت كرد، تجديد برنامه آموزشي ابتدايي بود.

مشكلات اساسي تا سال 2000م

به هر حال، نشانه‏هايي از توسعه به چشم مي‏خورند. معلمان تلاش مي‏كنند تا بر سياست‏هاي ركود، با بر عهده گرفتن ابداعات محلّي در كلاس‏هايشان فائق آيند. مدارس آنها به طور فزاينده‏اي آنها را به يكديگر متصل مي‏كند و آرزوها و نداها و فريادهايشان را به هم پيوند مي‏دهد. برخي از مؤسسات ضمن خدمت محلي از اين ابتكار توسعه موضعي در دوره‏ها و طرح‏هاي همكاري و مشاوره‏اي حمايت مي‏كنند. والدين با دقت بيشتري درخواست‏هايشان را تنظيم مي‏كنند و براي رشد و توسعه سياست‏هاي جديد، مقامات را تحت فشار قرار مي‏دهند. هم وزارت «آموزش و پرورش و هنر»، و هم وزارت «علوم و تحقيقات» به وسيله وزراي جديدي اداره مي‏شوند كه به نظر مي‏رسد به ابتكارات و پيش‏دستي در توسعه‏هاي جديد در حوزه‏هاي اصلاح دانشگاه در زمينه بالا بردن حمايت نهايي براي آموزش و پرورش محلّي (حوزه‏اي كه ابتكارات محلّي زيادي در بخش معلمان وجود دارد) و در زمينه دادن استقلال بيشتر به مدارس، علاقه‏مند هستند. با وجود همه اينها، چالش‏هاي زيادي وجود دارند.

     عدم كنترل و نظارت وقتي موفقيت‏آميز خواهد بود كه مدارس، خودشان را براي انجام وظايف جديد آماده كنند و اقداماتي براي ايجاد ساختارهايي در جهت رشد و توسعه مدارس داخلي اتخاذ گردند و تصميم‏گيري براي توسعه ساختارهاي مورد حمايت محلّي و قدرت دادن به معلمان تا رسيدن به مرحله حرفه‏اي شدن انجام شود. مشكلات ساختاري دوره اول متوسطه ديگر نمي‏توانند ناديده گرفته شوند.

     اصلاح در اين حوزه پيامدها و نتايجي بر آموزش و معلمان خواهد داشت. رشد و مهاجرت روزافزون و احتمال عضويت در اتحاديه اروپا، تلاش‏هاي جديدي را در تعليم و تربيت درون فرهنگي موجب خواهد شد. براي آمادگي در جهت بالا بردن سريع و پيچيده توسعه اجتماعي، نكته داراي اهميت اين است كه هم دست‏يابي به آموزش و پرورش بيشتر و دايمي را با برداشتن و از بين بردن «مرگ آموزشي» 6 تشويق كنيم و هم‏فراگيري و آموختن چيزي را كه تأكيد بردرك علم و دانش را به تعريف و حلّ مشكل و به توسعه و رشد دانش محلّي تغيير مي‏دهد.


  • پى نوشت ها
    1 - The international Encyclopedia of Education, 2th ed. by Torsten Husen, To Neville postlethwaite, peGamon, 1994, v. 1, pp. 423-431."AUSTRIA SYSTEM OF EDUCATICON".
    2 -دانش ‏آموخته حوزه علميه و كارشناس ارشد علوم تربيتى.
    3 - lower Secondary sch.
    4 - Ingenievr.
    5 - medico- technical.
    6 - Educational death - ends.