پيش درآمدي بر

پيش درآمدي بر

اختلال فزون كنشي

سيدمصطفي ديانت‏مقدّم1

چكيده

يكي از رايج‏ترين مشكلات رفتاري كودكان و دانش‏آموزان «فزون كنشي» است؛ اختلالي كه بسياري اوقات والدين را مجبور مي‏كند به مراكز مشاوره مراجعه كنند و از مشاور و درمانگر كمك بخواهند. شناسايي اختلال فزون كنشي كار ساده‏اي نيست و نياز به دقت كافي و تجربه فراوان دارد.

امروزه، اين اختلال ـ كه اولين يا دومين اختلال فراوان در دوران كودكي و نوجواني است ـ به دلايل گوناگون مورد توجه روان‏شناسان و روان‏پزشكان قرار گرفته است؛ از جمله: 1. براي بسياري از دانش‏آموزان مشكلات قابل توجهي ايجاد مي‏كند و بر عملكرد شناختي، اجتماعي، هيجاني و خانوادگي آنان و همچنين در بزرگ‏سالي، بر زندگي شغلي و زناشويي آنها تأثير مي‏گذارد. 2. سبب‏شناسي و درمان آن هنوز به طور كامل مشخص نشده است. 3. شناخت بهتر آن به شناخت بهتر بسياري ديگر از اختلالات مشابه همچون اختلال سلوك و ناتواني يادگيري كمك مي‏كند.

اين نوشتار كه به روش كتابخانه‏اي انجام شده، بر آن است تا تصويري نسبتا روشن از ماهيت، ويژگي‏ها، علل فزون كنشي و برخي مباحث مربوط به آن ارائه دهد و همچنين به بعضي از روش‏هاي درمان آن اشاره نمايد.

كليدواژه‏ها: فزون كنشي، كم‏توجهي، برانگيختگي، تكانشگري، دارودرماني، درمان‏هاي روان‏شناختي.

مقدّمه

اختلال «فزون كنشي» شامل دسته‏اي از نشانگان مانند كوتاهي دامنه توجه، ناتواني در تمركز، كنترل ضعيف تكانه، حواس پرتي، تغيير سريع خلقيات و فعاليت بيش از اندازه است. اين اختلال مربوط به محدوديت‏هايي در بازداري رفتار است كه از نظر رشدي سطوح نامناسبي از كم‏توجهي،2 تكانشگري3 و فزون كنشي4 را پيش ازسن 7 سالگي شامل مي‏شود.5

كم‏توجهي در رفتارهايي مثل گوش ندادن و ناقص گذاشتن تكاليف ديده مي‏شود، به گونه‏اي كه كوتاهي دامنه توجه موجب تغيير سريع از يك فعاليت به فعاليت ديگر، پيش از انجام كامل آن مي‏شود.

عمل تكانشي، عملي است كه بدون تفكر صورت مي‏گيرد. كودكان داراي اختلال فزون كنشي به طور معمول حرف ديگران‏راقطع‏مي‏كنندونمي‏توانندمنتظرنوبت بمانند.

در بيشتر موارد، والدين و معلمان كه قادر به كنترل اين كودكان نيستند، فزون كنشي آنها را گزارش مي‏كنند. اين كودكان به عنوان كودكان بي‏قرار و ناراحت كه قادر به نشستن در يك جا نيستند، توصيف مي‏شوند.

اختلال فزون كنشي از جمله اختلالاتي است كه مدتي نسبتا طولاني از توصيف آن مي‏گذرد. نخستين بار در سال 1845م پزشكي‏آلماني به‏نام هنريخ هافمن (Henrich Hoffman) فزون كنشي را توصيف كرد. وي در قطعه شعري طنزآميز نوجواني را به نام «فليپ بي‏قرار»6 توصيف نمود، و از اين‏رو، اختلال فزونكنشي در آن زمان به نام بيماري هافمن معروف شد.7 در سال 1890 ويليام جيمز (William James) در كتاب اصول روان‏شناسي به ويژگي‏هايي اشاره كرد كه خود آن را «اراده انفجاري»8 ناميد. اين ويژگي‏ها بسيار شبيه بهعلايم فزون‏كنشي بودند. در طي سال‏هاي 1900 تا 1910

كودكان فزون كنش، سركش و تكانشي را كه بسياري از آنها دچار صدمات عصب‏شناختي بودند، تحت عنوان «سندرم فزون كنشي» معرفي مي‏كردند. پس از جنگ جهاني اول و همه‏گيري آنسفاليت، اباف (Ebaugh) ويژگي‏هايي را مطرح كرد كه در كودكان داراي اختلال فزون كنشي مشاهده مي‏شوند. يكي از اين ويژگي‏ها، بي‏ثباتي رفتار بود كه اباف آن را «اختلال رفتار پس از آنسفاليت» ناميد.

با وجود اينكه فزون كنشي از دهه 1920 تقريبا در تمام كشورهاي دنيا شناسايي شده بود، اما به طور جدي از دهه 1960 مورد توجه و علاقه دانشمندان قرار گرفت. همچنين در همين دوره، داروهاي آمفتامين هم كشف شد و دارودرماني در مورد اين اختلال، گسترش يافت. در پايان همين دهه و دهه پس از آن، دارو درماني به عنوان درمان فزون كنشي مورد پذيرش قرار گرفت.

در سال 1957 لوفر (Laufer) و دنهوف (Denhof) «نشانگان رفتار فزون كنشي» را توصيف كردند كه نشانه‏هاي اصلي آن، فزون كنشي، ضعف در تمركز حواس، كم‏توجهي، ضعف در انجام تكاليف مدرسه، تكانشگري، زودرنجي و بي‏ثباتي كلي بود. آنها بر اين باور بودند كه علت اين نشانگان، چيزي جز آسيب مغزي در دي انسفال (تالاموس و هيپوتالاموس) نيست؛ اگرچه پيدا كردن شاهدي بر اين ادعا كار دشواري بود و به همين دليل، اصطلاح «آسيب خفيف مغزي»9 پيشنهاد شد؛واژه‏اي كه با وجود شهرت خيلي زياد، عمري چندان طولاني نداشت.10

سرانجام در سال‏هاي اخير، آگاهي در مورد فزون كنشي به ميزان چشمگيري افزايش يافت. توجه پژوهشگران نيز از ميزان فعاليت به نارسايي‏هاي توجه، و سپس از مسائل گسترده‏تر رشد اجتماعي تغيير جهت داده است و امروزه تنها معدودي از اختلالات رفتاري هستند كه به اندازه فزون كنشي بحث‏برانگيزند و علاقه دست‏اندركاران را برانگيخته‏اند.11

فزون كنشي از شايع‏ترين مشكلات رفتاري كودكان است و به گفته برخي محققان، قريب سه تا پنج درصد دانش‏آموزان دبستاني مبتلا به اين اختلال هستند.12 البته در پسرها بيشتر از دخترها ديده مي‏شود و در پسر بچه‏هاي اول خانواده، شايع‏تر است. شروع اين اختلال حدود 3 سالگي است، ولي تشخيص آن معمولاً تا زماني كه بچه وارد مدرسه نشود، مشكل است.13

فزون كنشي در منابع مختلف با نام‏هاي متفاوتي مطرح شده است؛ از جمله: اختلال كمبود توجه، بيش فعالي، پرتحركي و ADHD.14

در بيان ضرورت و اهميت اين بحث بايد گفت: كودكاني كه اختلال فزون‏كنشي دارند، با مشكلات فراواني روبه‏رو هستند. اين اختلال بر عملكرد آنها تأثيرات منفي مي‏گذارد و سطح كنش‏ورزي كلي آنها را با مشكل مواجه مي‏سازد. اين پژوهش كمك مي‏كند تا اولاً، اين اختلال را به موقع شناسايي نماييم و ثانيا، آن را درمان كنيم.

بنابراين، سؤالات اصلي اين مقاله عبارتند از: فزون كنشي چه اختلالي است و نشانه‏هاي آن چيست؟ در ادامه اين سؤالات بايد پاسخ داده شود كه چگونه مي‏توان اختلال فزون كنشي را تشخيص داد؟ از چه روش‏هايي مي‏توان براي درمان آن استفاده كرد؟

تعريف فزون كنشي

فزون كنشي مانند بسياري از اختلالات ديگر تعريف جامعي ندارد كه همه افراد متخصص بر سر آن به توافق رسيده باشند. تعريف فزون كنشي به نوعي، قراردادي و نسبي است و تقريبا به طور كامل به درجه تحمل و بردباري محيط كودك وابسته است.15 اما گاهي در كودك بي‏نظمي‏هاي رواني ـ حركتي آشكاري مشاهده مي‏شود كه نمي‏توان آنها را به منزله يك تأخير ساده حركتي تلقّي كرد. با آنكه فعاليت حركتي كودكان متفاوت است، اما اين طور به نظر مي‏رسد كه برخي از آنها هرگز از حركت باز نمي‏ايستند. اين كودكان در سال‏هاي پيش از دبستان، پيوسته و بدون هيچ هدف آشكاري مي‏دوند، بالا و پايين مي‏روند و مي‏خزند. به موازات اينكه بزرگ‏تر مي‏شوند، ناتواني بارزي در آرام نشستن نشان مي‏دهند و مايلند تا حد افراط بي‏قرار باشند. اطرافيان به اين نتيجه مي‏رسند كه آنها نسبت به كودكان عادي بسيار پرتحركند. در واقع، فزون كنشي يك ناراحتي به ظاهر مهار نشدني است كه اجراي حركات و توانايي توجه در آن مختل هستند.16

براي فزون كنشي تعاريف متعددي ارائه شده است كه در اينجا به دو تعريف اشاره مي‏شود:

تعريف اول: فزون كنشي به يك وضعيت افراطي در جنبش‏ها و حركات جسماني اطلاق مي‏شود. كودك بيش از حد طبيعي تحرك دارد (تحرك او متناسب با سنش نيست)، بي‏قرار است و از اينكه زمان معيني را در يك جا بنشيند، ناراحت است. كودكان فزون كنش علي‏رغم سرزنده بودن، اغلب هنگامي كه به چيزي توجه مي‏كنند، تمركز خوبي ندارند. به طور كلي، آنها كودكاني قوي بنيه و پرانرژي هستند (البته گاهي اوقات، فعاليت بسيار زياد از آشفتگي و اضطراب نشأت مي‏گيرد.) در بعضي مواقع، از اين كودكان‏به‏عنوان‏كودكان‏حرف‏نشنوونافرمان‏يادمي‏شود، بخصوص زماني كه به آنها گفته مي‏شود در يك جا بمانند و يا بي‏حركت‏بنشينند،كه‏ازانجام‏آن‏خودداري مي‏كنند.17

تعريف دوم: فزون كنشي يا فعاليت مفرط يا ناهنجاري در توجه، كودك را به عنوان فردي با قابليت فيزيكي بالا نشان مي‏دهد. به علت دامنه توجه كوتاه مدت و عدم هماهنگي سازمان ذهني، اين كودكان تركيبي از عدم استراحت و كمبود توجه را كه مناسب با سن تقويمي آنان نيست، نشان مي‏دهند. آنان در مورد رفتار خود بي‏توجه‏اند و آن طور نشان مي‏دهند كه از هيچ چيز نمي‏ترسند و بي‏باك هستند. اين‏گونه كودكان هيچ احساس خطري نمي‏كنند؛ زيرا بدون در نظر داشتن عاقبت كار، آن را انجام مي‏دهند.18

البته تمايز بين كودكان فزون كنش و كودكاني كه اختلال‏هاي رفتاري دارند، بسيار مشكل است؛ بخصوص اينكه‏گاهي‏اوقات‏شلوغي‏مختص‏به موقعيت خاصي است.

ويژگي‏هاي اصلي اختلال فزون كنشي

هر اختلالي داراي ويژگي‏ها و نشانه‏هايي است كه به وسيله آنها مي‏توان به وجود آن اختلال در فرد پي برد. فزون كنشي هم از اين قاعده مستثنا نيست. البته بايد توجه داشت كه به صرف ديدن برخي از اين نشانه‏ها و ويژگي‏ها نبايد كودك را متهم به فزون كنشي نماييم. اين مسئله نيازمند احتياط لازم و دقت فراوان است.

در ذيل به ويژگي‏هاي‏اصلي‏اين اختلال اشاره مي‏شود:

1. كم‏توجهي و حواس‏پرتي

كم‏توجهي در كودكان مبتلا به اين اختلال، در توجه نكردن به جزئيات يا بي‏دقتي در كارها و تكاليف نمود مي‏يابد. عملكرد اين كودكان اغلب ناگهاني بوده و بدون دقت و فكر كافي انجام مي‏پذيرد. تمركز و توجه آنها در كارها يا فعاليت‏ها و بازي‏ها پايدار نيست يا بسيار مشكل است. اغلب به نظر مي‏رسد كه كودكان فزون كنش، حواسشان جاي ديگري است يا گوش نمي‏دهند و گويا آنچه گفته شده است، نشنيده‏اند. پيوسته از يك فعاليت ناتمام، به كار ديگري مي‏پردازند بدون اينكه هيچ‏يك را به سرانجام برسانند.19 در انجام كارها كند هستند و معمولاً به سراغ كاري كه نيمه‏كاره رها شده برنمي‏گردند. در كارهاي يكنواخت و خسته‏كننده، زياد اشتباه مي‏كنند.20

براي كودكان مبتلا، كارهايي كه نيازمند سازمان‏دهي يا كوشش ذهني مداوم است، نامطلوب و تنفرزا محسوب مي‏شود؛ در نتيجه، از فعاليت‏هايي كه نيازمند كاربرد نظم مداوم و كوشش ذهني يا تمركز حواس است، اجتناب مي‏كنند و يا از آنها بدشان مي‏آيد. حواسشان به راحتي توسط هر محرك بي‏اهميتي پرت مي‏شود؛21 مثلاً، براي آوردن چيزي به اتاق مي‏روند، توجه‏شان به تصويري روي ديوار معطوف مي‏شود و فراموش مي‏كنند براي چه كاري به اتاق رفته‏اند.22 اگر چند دستور همزمان به آنها داده شود، نمي‏توانند آنها را به خاطر بسپارند. وسايلشان را گم مي‏كنند يا جا مي‏گذارند. در دروسي مثل املا كه تمركز بيشتري نياز دارد، نمره‏شان كم مي‏شود. اشتباهاتشان به علت كم‏توجهي و كم‏دقتي است؛ مثلاً، يك كلمه را جا مي‏اندازند.23 بيشتر ما قادريم قسمت‏هاي خاصي از اطلاعاتي را كه از محيط مي‏گيريم، مسدود كنيم و بر آنچه مهم‏تر است تمركز كنيم، اما كودكان فزون كنش، در تشخيص اطلاعات مربوط و نامربوط از توانايي لازم برخوردار نيستند و به اين ترتيب، هر چيزي توجه آنها را به خود جلب مي‏كند. اين كودكان دامنه توجه كوتاهي دارند؛ يعني قادر نيستند بر كار خاصي براي مدتي طولاني تمركز كنند.24 بر خلاف همسالانشان به ندرت در منزل به تماشاي تلويزيون مي‏نشينند. در مدرسه نيز از دست آنان شكايت مي‏شود كه به دستورالعمل‏هايي كه براي تكليف در دست‏اقدام‏ارائه‏مي‏شود،توجه ندارند.25

2. برانگيختگي يا تكانشگري

برانگيختگي يا تكانشگري در كودكان فزون كنش، معمولاً به صورت‏هاي ذيل نمايان مي‏شود: نخست عمل مي‏كنند و بعد فكر مي‏كنند؛26 به همين دليل، نمي‏توانند مفهوم رفتار خود را پيش‏بيني كنند. براي مثال، گاهي اوقات همكلاسي خود را كتك مي‏زنند و بعد بيش از حد معذرت‏خواهي مي‏كنند.27 (ديگران تصور مي‏كنند آنها عمدا اين كارها را انجام مي‏دهند و مي‏خواهند لجبازي و نافرماني كنند، ولي مشكل اصلي آنها عمل كردن پيش از فكر كردن است.) ناشكيبا هستند.28 پيش از اتمام پرسش، عجولانه به آن پاسخ مي‏دهند و اغلب هم جوابشان اشتباه است.29 به طور مكرر كار ديگران را قطع كرده، براي آنها ايجاد مزاحمت مي‏كنند.30 دايم وسط صحبت‏هاي ديگران مي‏پرند. در فعاليت‏هاي گروهي تحمل اين را ندارند كه منتظر نوبتشان بمانند. اشيا را از ديگران مي‏قاپند و به چيزهايي دست مي‏زنند كه اجازه دست زدن به آنها را ندارند.31 شايد سخناني توهين‏آميز به زبان بياورند؛ اما تا زماني كه به آنها گفته نشده است، مفهوم رفتار خود را تشخيص نمي‏دهند. سؤالاتي مي‏پرسند كه ارتباطي به موضوع بحث ندارد. از كارهاي اشتباهشان درس عبرت نمي‏گيرند. با بچه‏ها زود دعوا مي‏كنند و به اين خاطر ممكن است دوستانشان را از دست بدهند.32 به نظر مي‏رسد هميشه در معرض حادثه هستند؛ زيرا به پيامدهاي رفتار خود توجهي ندارند. مثلاً، ماهي‏تابه داغ را با دست مي‏گيرند يا ناگهان دست مادر خود را رها كرده، به وسط خيابان مي‏دوند.33

3. فعاليت و تحرك زياد (فزون كنشي)

كودكان فزون كنش، بيشتر اوقات در حال حركت و جنب‏وجوش هستند، مي‏دوند و بالا و پايين مي‏پرند. به نظر مي‏رسد هيچ‏گاه خسته نمي‏شوند و آرام و قرار ندارند.34 در حالي كه نشسته‏اند، دايم وول مي‏خورند و هنگامي كه از آنها انتظار مي‏رود بنشينند نمي‏توانند در جاي خود بمانند؛ مثلاً، نمي‏توانند در طول صرف غذا بنشينند. در بازي‏هاي آرام مشكل دارند. به حد افراط حرف مي‏زنند.35 معلمان آنها مي‏گويند كه در كلاس هميشه در حال انجام كاري هستند؛ مثلاً، از جاي خود بلند مي‏شوند تا مدادشان را بتراشند، با قلم يا انگشتشان روي ميز مي‏زنند، با پاهايشان به زمين ضربه مي‏زنند، تكاليفشان را خيلي سريع و غالبا غلط انجام مي‏دهند و پشت ميزشان وول مي‏خورند.36

البته بايد توجه داشت كودكان و نوجوانان بسياري هستند كه بيش از آنچه ما دوست داريم، به اين سو و آن سو مي‏روند؛ اما نبايد آنها را فزون كنش بناميم. يكي از نشانه‏هاي نسبتا قطعي اين اختلال، فراگير شدن رفتارهاي ذكر شده، در خانه، مدرسه و ساير محيط‏هاست. اگر كودكي اين ويژگي‏ها را فقط در يكي از محيط‏ها نشان دهد، احتمالاً علت، چيز ديگري غير از فزون كنشي است.

شناسايي كودك فزون كنش

شناسايي كودكي كه دچار اختلال فزون كنشي است، با رد كردن ساير اختلالات حاصل مي‏شود؛ يعني هرگاه ساير اختلالات پذيرفته نشوند و كودك ويژگي‏هايي همچون حواس‏پرتي، فزون كنشي و مشكل تمركز بر انجام كار را از خود نشان دهد، اغلب، اين اختلال از نوع فزون كنشي تشخيص داده مي‏شود.

توجه به اين نكته مهم است كه تشخيص هرگز نبايد به تنهايي و صرفا توسط يك نفر صورت گيرد. براي ارزيابي مناسب، بايد از شيوه گروهي بهره برد؛ به اين صورت كه متخصصان پزشكي، روان‏شناسي، آموزشي و مددكار اجتماعي بايد با همفكري يكديگر مراحل ارزيابي را طي كنند.37

براي تشخيص و شناسايي فزون كنشي، از بين 18 معياري كه ذكر مي‏شود (بر اساسDSM IV ) كودك بايد شش نشانه (يا بيشتر) را بروز دهد.38 اين نشانه‏ها بايد پيش از 7 سالگي خود را نشان دهند39 و دست‏كم شش ماه تداوم داشته باشند.40 يك معيار فقط آن‏گاه پذيرفته مي‏شود كه آن نوع رفتار در كودك به طرز چشمگيري، بيش از اكثر كودكان با همان سن و سال و با همان توانايي باشد.41 همچنين نشانه‏ها بايد در دو يا چند موقعيت (براي مثال، در مدرسه و خانه) ظاهر شوند و نيز با ساير اختلالات رواني (مثل اختلالات خلقي، اختلال اضطرابي يا اختلال شخصيت) قابل توجيه نباشند.42

از ميان نشانه‏هاي ذيل، موارد 1 تا 9 مربوط به نشانه‏هاي كمبود توجه، موارد 10 تا 15 مربوط به نشانه‏هاي فزون كنشي و موارد 16 تا 18 مربوط به نشانه‏هاي تكانشگري مي‏باشد:

1. توجه نكردن به جزئيات يا بي‏دقتي در تكاليف درسي و وظايف روزمره؛

2. مشكل داشتن از حيث حفظ توجه و تمركز هنگام انجام تكاليف يا بازي؛

3. گوش ندادن به سخن طرف مقابل؛

4. دنبال نكردن آموزش‏ها و تمام نكردن تكاليف درسي يا وظايف روزمره (البته نه به دليل مخالفت يا نفهميدن دستورالعمل‏ها و آموزش‏ها)؛

5. مشكل داشتن در سازمان‏دهي تكاليف و كارها؛

6. اجتناب، بيزاري يا امتناع از انجام كارهايي كه مستلزم تلاش مستمر ذهني مي‏باشند؛ مثل تكاليف درسي يا كارهاي خانه؛

7. جا گذاشتن چيزهايي كه براي انجام تكاليف و كارها ضروري هستند؛ مثل مداد، خودكار و يا وسيله و كتابي خاص؛

8. پرت شدن حواس بر اثر محرك‏هاي بيروني؛

9. فراموش كردن كارهاي روزانه؛

10. ور رفتن با دست‏ها يا تكان دادن بي‏وقفه پاها و به خود پيچيدن روي صندلي؛

11. بلند شدن از روي صندلي در كلاس و ساير اماكن در حالي كه نبايد اين كار را انجام داد؛

12. اين طرف و آن طرف دويدن و بالا و پايين پريدن بيش از حد در موقعيت‏هايي كه انجام دادن چنين كاري درست نيست؛

13. پر سر و صدا بازي كردن و پر سر و صدا گذراندن اوقات فراغت؛

14. انفجاري عمل كردن (گويي‏به كودك «موتور»بسته‏اند)؛

15. پرحرفي؛

16. نسنجيده و وسط سؤال، جواب دادن؛

17. صبر نكردن و رعايت نكردن نوبت؛

18. وسط حرف ديگران دويدن و مجال ندادن به ديگران (مثلاً در گفت‏وگو يا بازي).

اقسام فزون كنشي

اگرچه در بيشتر مواقع، نشانه‏هاي فقدان توجه، فزون كنشي و تكانشگري با هم ديده مي‏شوند، ولي در برخي از افراد مبتلا، يك دسته از نشانه‏ها عمده‏تر است و بيشتر به چشم مي‏خورد.برهمين‏اساس، اين‏اختلال‏در «DSM IV» به سه حالت فرعي زير تقسيم شده است:43

1. نوع مركب: اين نوع فرعي زماني مطرح مي‏شود كه هم نشانه‏هاي كمبود توجه و هم نشانه‏هاي فزون كنشي ـ تكانشگري در حداقل شش ماه گذشته پيوسته نمود يافته باشند.

2. نوع عمدتا فزون كنش ـ تكانشگر: اين نوع فرعي زماني مطرح مي‏شود كه نشانه‏هاي فزون كنشي ـ تكانشگري در شش ماه گذشته بيشتر از نشانه‏هاي كمبود توجه، مشاهده شده باشد. در مورد كودكان پيش دبستاني كه معمولاً والدين شخصا به مراكز روان‏پزشكي مراجعه مي‏كنند، اين نوع بيشتر رايج است. والدين شكاياتي از اين قبيل عنوان مي‏كنند: آرام و قرار ندارد، در جاي خود بند نمي‏شود، به همه چيز دست مي‏زند، اصلاً حرف گوش نمي‏كند و... .

3. نوع عمدتا كمبود توجه: اين نوع از اختلال زماني مطرح مي‏شود كه نشانه‏هاي كمبود توجه در شش ماه گذشته بيشتر از نشانه‏هاي فزون كنشي ـ تكانشگري مشاهده شده باشد. در مورد كودكاني كه در سنين دبستان (كودكان شش تا دوازده ساله) هستند و معمولاً والدين بر اساس توصيه معلمان به مراكز درماني مراجعه مي‏كنند، اين نوع بيشتر ديده مي‏شود. در اين موقع، شكاياتي كه اولياي خانه و مدرسه عنوان مي‏كنند عمدتا بر كم‏توجهي كودكان متمركز است.

ويژگي‏هاي رشدي اختلال فزون كنشي

اختلال فزون كنشي در سنين مختلف داراي جلوه‏هاي خاص خود مي‏باشد كه به طور خلاصه به آنها اشاره مي‏شود:44

نوزادي و خردسالي (تولد تا 2 سالگي): نق و نوق و بدقلقي، تحرك بيش از حد، ابراز اغراق‏آميز هيجانات، خلق منفي.

نكته: البته تمام كودكان مبتلا به اختلال فزون كنشي، در دوران نوزادي نق و نوق نمي‏كنند و بد قلق نيستند و از طرفي، تمام نوزاداني كه چنين خصوصيتي دارند در آينده دچار اين اختلال نمي‏شوند؛ ولي نق و نوق و بدقلقي خطر ابتلاي اين كودكان به فزون كنشي را بيشتر مي‏كند.

پيش دبستاني (3 تا 5 سالگي): تحرك بيش از حد، تكانشي بودن، عدم حرف‏شنوي، پرخاشگري، تأخير در يادگيري آداب توالت رفتن، پشتكار نداشتن، مقابله و نافرماني، مشكل داشتن در كارهاي گروهي.

اوايل دبستان (6 تا 8 سالگي): بي‏قراري، عدم حرف‏شنوي، رفتارهاي ضداجتماعي، دامنه حافظه محدود، انجام كارهاي نامربوط به تكليف، خوب گوش ندادن، توجه نكردن به راهنمايي‏ها، مشكل داشتن با همسالان، نياز به مراقبت شديد.

اواسط دبستان (9 تا 12 سالگي): پيشرفت درسي ناكافي، بالا بودن ميزان اشتباهات، ناقص گذاشتن تكاليف، ناتوانايي‏هاي يادگيري (ناتواني در روخواني و زبان)، مهارت‏هاي اجتماعي ناكافي، خويشتن‏داري ناكافي، مهارت‏هاي ورزشي ناكافي، مشكل داشتن با همسالان، بي‏مسئوليت بودن، فراموش‏كاري، دزدي، دروغ‏گويي، خراب كردن وسايل.

نوجواني (13 تا 18 سالگي): عملكرد ضعيف در مدرسه، فراموش كردن تكاليف، ناقص گذاشتن تكاليف، پيشرفت تحصيلي ناكافي، تمرّد و سركشي، نقض قوانين خانواده، رفتار ناپخته و غيرمسئولانه، مصرف دارو و مواد، بزه‏كاري، عزت نفس كم، افسردگي، روابط اجتماعي نامناسب.

جواني: بي‏قراري، كمبود توجه، تكانشگري، عزت نفس كم، غمگيني، افسردگي، خطر خودكشي، مشكلات زناشويي، سوءسابقه شغلي، سوءمصرف مواد مخدّر، سوءمصرف الكل، مشكلات ميان فردي، اختلال شخصيت ضداجتماعي.

علل فزون كنشي

جست‏وجو براي كشف علل فزون كنشي، ما را به عوامل بسياري رهنمون مي‏سازد، هرچند تاكنون هيچ علت يگانه و مشخصي براي اين اختلال كشف نشده است. در اينجا به برخي از يافته‏هايي كه بيشتر از بقيه اهميت دارند اشاره مي‏كنيم:45

1. وراثت: تعداد والديني كه همراه با كودك فزون‏كنش خود به درمانگاه‏ها مي‏آيند و اظهار مي‏دارند رفتار فرزندشان در ديگر اعضاي خانواده نيز وجود دارد، كم نيست. شواهد آزمايشي به دست آمده از تحقيقات پژوهشگران، نشان مي‏دهد كه وراثت مي‏تواند در فزون كنشي مؤثر باشد. پيش از آنكه بتوان هرگونه اظهارنظر قطعي در مورد تأثير وراثت در فزون كنشي ارائه داد، تحقيقات بيشتر در اين زمينه ضروري است. قابل توجه است كه بدانيم تحقيقات انجام شده تاكنون اثري از اختلالات كروموزومي نشان نداده است.

2. عوامل مربوط به هنگام تولد: مشكلات مربوط به هنگام تولد در چندين مطالعه مورد بررسي قرار گرفته است. بعضي از دانشمندان، نتيجه گرفته‏اند كه ميان كودكان فزون‏كنش و كودكان عادي، در عوامل مربوط به هنگام تولد تفاوت‏هايي وجود دارد. در عين حال، اين تفاوت‏ها براي پيش‏بيني مسائل رفتاري كم و محدودند.

3. نقص كار در دستگاه عصبي: بعضي از دانشمندان اين فرضيه را ارائه داده‏اند كه نقص كار دستگاه عصبي موجب فزون كنشي مي‏شود. در مواردي هم ديده شده است كه تعدادي از كودكان فزون‏كنش، فعاليت موجي مغزشان فوق‏العاده آهسته است. ولي هيچ‏گونه مدركي مبني بر اينكه اگر آسيبي به مغز وارد شود باعث فزون كنشي مي‏شود، در دست نيست. منتها به دليل آنكه آسيب‏هاي مغزي در ميان اين گروه از كودكان بيشتر از كودكان عادي به چشم مي‏خورد، اين طور به نظر مي‏رسد كه اين نوع رفتارها با وجود يك ناراحتي مغزي ارتباط داشته باشد؛ اما هنوز آسيب يا ناراحتي مغزي شناخته شده‏اي وجود ندارد. و در ضمن، همه كودكان با آسيب مغزي، داراي رفتارهاي فزون كنش نيستند.

4. رژيم غذايي: در سال 1975 فاين گولد (Fein Gold)، ادعا كرد برخي غذاها با فزون كنشي ارتباط دارند و گفت: 25 تا 50 درصد كودكان فزون‏كنش در برابر حذف بعضي مواد غذايي، واكنش مطلوب نشان داده‏اند. از سوي ديگر، گفته شد: زماني كه طبق رژيم غذايي خاص، كودكان يكي از غذاهاي منع شده را بخورند، فزون كنشي براي مدت 48 تا 72 ساعت به طور چشمگيري افزايش مي‏يابد. بعضي ديگر بر اين باورند كه رژيم غذايي در رفتار فزون كنشي كودك تأثير دارد، ولي سازوكار آن هنوز مشخص نشده است. به هر حال، درباره تأثير رژيم غذايي و سازوكار تأثيرگذاري انواع مواد غذايي بر روي رفتار، بايد منتظر تحقيقات بيشتر و قطعي‏تري بود.

5. علل روان‏شناختي:

الف. فزون كنشي ممكن است بخشي از يك حالت واكنشي نسبت به يك موقعيت ضربه‏آور يا اضطراب‏انگيز باشد؛ چون هر اندازه كودك كم‏سن‏تر باشد، ناراحتي يا تنش رواني وي بيشتر به شكل تظاهرات جسماني نمود مي‏يابد.

ب. در برخي از كودكان، فزون كنشي نسبتا محدود و مجزاست. مشكلات قابل ملاحظه‏اي در محورهاي ديگر تحول ديده نمي‏شود، تعادل رواني ـ حركتي به صورت بارز دچار اختلال نيست و تراز عقلي بهنجار است. در چنين مواردي، مسئله اصلي اين است كه اطرافيان و بخصوص والدين، چگونه رفتار كودك را تحمل مي‏كنند يا در برابر آن واكنش نشان مي‏دهند. احتمال دارد برخي از كودكان به صورت مادرزادي واجد وضع حركتي «انفجاري» قوي باشند. در چنين مواردي، پاسخ‏هاي سخت‏گيرانه يا خواسته‏هاي بيش از حد اطرافيان مي‏تواند واكنش حركتي كودك را به شكل مرضي درآورد و وي را در حالت فزون‏كنش ناهنجار مستقر سازد.

ج. در برخي از كودكان، فزون كنشي جنبه مرضي دارد. براي مثال، مي‏توان به رفتارهاي تحريك‏آميز و خطرناكي اشاره كرد كه موجب مي‏شوند كودك خود را دايم در موقعيت‏هاي مخاطره‏آميز قرار دهد يا سرزنش و تنبيه اطرافيان را برانگيزد. به نظر مي‏رسد كه كودك براي تنبيه شدن، به اين‏گونه رفتارها مبادرت مي‏ورزد.

د. فزون كنشي مي‏تواند پاسخي به يك اضطراب دايم باشد.

درمان فزون كنشي

براي درمان فزون كنشي از روش‏هاي درمان دارويي و درمان‏هاي روان‏شناختي استفاده مي‏شود. توجه به اين نكته لازم است كه هر طرح درماني بايد چند بعدي باشد؛ يعني دارو در صورت مقتضي، روش‏هاي مديريت رفتار، مداخله درماني در مدرسه و مشاوره، هريك بايد بخشي از طرح را تشكيل دهند.46 همچنين براي برنامه درماني حتما بايد به پزشك و مشاور متخصص مراجعه نمود و از درمان خودسرانه جلوگيري كرد. در ذيل، به اختصار به دارودرماني و درمان‏هاي روان‏شناختي اشاره مي‏گردد:

دارودرماني

داروهايي كه امروز براي درمان فزون كنشي به كار مي‏روند، مؤثر و بي‏خطرند. بين 70 تا 80 درصد كودكان و نوجواناني كه به وسيله داروهاي محرك (آمفتامين‏ها مثل ريتالين، دكسدرين و استيميديت) تحت درمان قرار گرفته‏اند، بهبود را نشان مي‏دهند.47 چگونگي كاركرد دقيق اين داروها هنوز مشخص نشده است؛ ولي به هر حال، استفاده از داروها سبب مي‏شود كه از ميزان بي‏توجهي يا كم‏توجهي كاسته شود.48 فوايد دارو براي كودكان مي‏تواند كاملاً چشمگير باشد و هنگام نياز به تمركز، تأثير خود را بيشتر نشان مي‏دهد. در كلاس درس، رفتار كاري و تكميل تكاليف تعيين شده افزايش مي‏يابد. نوع برخورد با همسالان و معلم بهبود مي‏يابد و رفتارهاي مزاحم (بلند صحبت كردن، درخواست توجه، از جا بلند شدن، سرپيچي از دستورالعمل‏ها) كاهش مي‏يابند.49 البته مقدار و نوع دارو بايد توسط پزشك تنظيم شود؛ زيرا اگر ـ مثلاً ـ مقدار آن كم باشد، اثر نخواهد كرد و اگر زياد باشد، حالت‏هاي بدي ايجاد مي‏كند. براي مثال، كودك در خودش فرو مي‏رود و مات و مبهوت مي‏شود و يا ممكن است بد عنق شود و زود به گريه بيفتد.50 بايد به ياد داشت كه دارو به تنهايي اختلال فزون كنشي را درمان نمي‏كند، بلكه به نظر مي‏رسد شيوه‏اي كه دارو را با مداخله‏هاي رفتار درماني در خانه و مدرسه تركيب مي‏كند، با موفقيت بيشتري همراه باشد.51

عوارض داروها

كاهش اشتها، كاهش وزن و مشكلاتي در خوابيدن، رايج‏ترين عوارض جسماني اين داروها هستند. البته رشد قد و وزن، با قطع مصرف دارو به حالت طبيعي خود باز مي‏گردند. كودكاني كه با داروهاي محرك درمان مي‏شوند شايد زودرنج شوند و نسبت به انتقاد يا مخالفت حساس‏تر گردند. افسردگي و تمايل به گريستن نيز بعضا مشاهده شده است.52

بخشي از مشكل استفاده از داروها هم، مسئله وابستگي رواني نسبت به آن است كه در خانواده ايجاد مي‏شود. طي درمان، والدين نسبت به چگونگي رفتار فرزند عادت كرده و اين واهمه را دارند كه با متوقف كردن دارو، كودك به الگوي رفتاري گذشته بازگردد. اين خانواده‏ها بايد قبول كنند كه درمان دارويي در درازمدت امكان‏پذير نيست؛ زيرا اطلاع كافي در مورد عوارض استفاده بلندمدت اين داروها در اختيار نداريم.53

توجه به اين نكته حايز اهميت است كه تغيير حاصل در رفتار، هرگاه توسط شخص به سعي و كوشش خودش نسبت داده شود، مدت درازتري حفظ خواهد شد تا اينكه همان تغيير به تأثير عوامل خارجي از قبيل دارو نسبت داده شود. شايد همين اسناد تأثير است كه باعث مي‏شود تغييرات رفتاري مثبت ناشي از دارو، غالبا به محض خاتمه دارو درماني از بين برود.54 هنگامي كه فزون كنشي كودكان از طريق دارو معالجه شود و خود آنان نيز بهتر شدن حال خود را به دارو نسبت دهند، اين موضوع نه تنها باعث خواهد شد كه ادامه بهبودي به استفاده مداوم و مرتب از دارو بستگي پيدا كند، بلكه روي برداشت كودكان از خودشان نيز اثر گذاشته و آنان را به اين نتيجه راهنمايي مي‏كند كه راه اصلي حل مشكلات و مسائل شخصي همان استفاده از داروست. هنگامي كه تقليل سطح فعاليت به دنبال استفاده از دارو به مقبوليت و تعريف و تحسين آنان بينجامد، اين قبيل كودكان به احتمال زياد به خودشان خواهند گفت: «تنها دليل اينكه من اين‏طور خوب رفتار مي‏كنم همان داروي من است.» بدين‏سان، آنها به جاي اينكه رفتار خود را تحت تسلط و اراده خود تلقّي كنند، موفقيت خود را به يك عامل خارجي شيميايي نسبت مي‏دهند. افرادي كه مركز كنترل يا تسلط خود را در خارج از خود جست‏وجو كنند، معمولاً نوعي نگرش و برداشت حاكي از بيچارگي و انفعال درباره خود اتخاذ كرده و چاره مشكلات خود را از همين عوامل خارجي مي‏خواهند.55

درمان‏هاي روان‏شناختي

در درمان‏هاي روان‏شناختي، روش‏ها و فنوني به كار مي‏رود كه به تغيير رفتار كودك فزون‏كنش و افزايش توجه و تمركز در او منجر مي‏شود. برخي از اين فنون، مربوط به والدين كودك فزون‏كنش است، برخي مربوط به خود او و برخي هم مربوط به معلمان و اولياي مدرسه. به طور كلي، درمان‏هاي روان‏شناختي را مي‏توان به سه دسته كلي تقسيم كرد:

الف. درمان‏هاي والدمحور

1. تعيين قوانين و حد و مرزها براي كودك فزون‏كنش: حد و مرزهاي مقرّر شده و واضح، براي همه ما مفيد هستند. آنها كمك مي‏كنند تا شاخص‏هاي رفتار قابل پذيرش و غيرقابل پذيرش را تعريف كنيد. هنگامي كه محدوده‏ها به شيوه‏اي عادلانه و معقول تعيين شوند، به شما اجازه مي‏دهند تا بدانيد دقيقا چه انتظاري از شما مي‏رود. اين امر به ويژه در مورد كودكان مبتلا به فزون كنشي صدق مي‏كند. يكي از راه‏هاي انجام اين كار، آن است كه قوانيني براي خانه خود وضع كنيد. هنگام وضع اين قوانين بكوشيد:56

الف. اين قوانين را تا حد امكان مثبت سازيد. مثلاً، بهتر است به جاي اينكه بگوييد: «براي غذا خوردن دير نيا»، اين جمله را به كار ببريد: «حداكثر پنج دقيقه بعد از اينكه صدايت زدم براي صرف غذا بيا».

ب. قوانين واضح و روشن باشد: اين كار فضاي اندكي براي توضيح باقي مي‏گذارد. براي مثال، «با برادرت دعوا نكن»، به گفت‏وگوي طولاني در مورد اينكه «دعوا كردن» چيست، منتهي مي‏شود. پيروي از قوانين بسيار كلي دشوار است؛ زيرا در اين صورت، شما واقعا مطمئن نيستيد كه قانون چيست. مثلاً، قانوني نظير «درست عمل كن»، مفهوم بسيار وسيعي دارد و به دامنه متنوعي از تفاسير منجر مي‏شود. براي صحبت كردن با كودك فزون‏كنش خودتان، بايد خم شويد و همسطح او قرار گيريد، صورت خود را مستقيما در مقابل چهره او قرار داده و دستورات و آموزش‏هاي لازم را خيلي ساده و روشن براي او تكرار كنيد. دستورات ساده، واضح و سنجيده به كودك كمك مي‏كند تا بداند چه انتظاراتي از او داريد و تذكر و تكرار اين دستورات موجب مي‏شود كه كودك مسئوليت خود را انجام داده و به خاطر آورد چه چيزي از او خواسته شده است.

ج. تعداد قوانين را تا حد امكان كم كنيد: قوانين زياد، گيج‏كننده هستند و پيروي از آنها دشوار است. هر زمان فقط چند قانون اصلي براي خانه خود داشته باشيد و روي همان‏ها پافشاري كنيد. نخواهيد كودك تمام رفتارهايش درست و ايده‏آل باشد.

د. پيوندي ميان قوانين و پيامدهاي آنها برقرار كنيد: اطمينان داشته باشيد كه پيامدهاي رفتار صريح و واضح هستند. نوشتن قوانين و فهرست پيامدها روي تخته، فكر خوبي است. بعضي والدين، براي ترغيب فرزندشان، عكس او را كه به رفتاري مناسب اشتغال دارد، كنار قوانين نصب مي‏كنند.

هنگامي كه كودكتان از قوانين پيروي مي‏كند، آن را تأييد و بعد تشويق كنيد. برقراري پيوند ميان قوانين و پيامدها در واقع نوعي تشويق مشروط است. يعني كودكتان بايد كاري انجام دهد و بعد چيزي دريافت كند. برخي از مثال‏ها در اين زمينه عبارتند از: «اول اتاقت را مرتب كن، بعد يك بستني به تو مي‏دهم»، «لباست را كه پوشيدي، مي‏تواني صبحانه بخوري»، «تكاليفت را انجام بده تا بعد بتواني تلويزيون تماشا كني.»

اين كار به كودك شما امكان مي‏دهد تا دقيقا بداند چه چيزي لازم است تا تشويق را دريافت كند. تعيين و مقرر كردن قوانين و استفاده از كارهاي مشروط به كودكتان كمك مي‏كند تا بداند شما دقيقا چه انتظاري داريد. فرزند شما هر چه بهتر بداند انتظارات چيست، احتمال بيشتري دارد كه اين انتظارات را برآورده كند.

ه . قانوني را كه همسرتان گذاشته قبول كنيد: اگر نشان دهيد قانوني را كه همسرتان گذاشته قبول نداريد، اقتدار شما و همسرتان كم مي‏شود. پس جلوي كودك بايد از همديگر حمايت كنيد.

2. تشويق كودك: تشويق به عنوان هر چيزي كه نيروي يك رفتار را افزايش مي‏دهد، تعريف شده است.57 اگر كودك شما كاري را انجام دهد كه موجب رضايت‏خاطر شماست و شما او را به خاطر آن كار تحسين كنيد، او دوباره اين كار را انجام مي‏دهد. هر چه مشوّق قوي‏تر باشد، احتمال بيشتري هست كه آن رفتار دوباره اتفاق بيفتد. البته پاداش‏هاي مورد استفاده، بايد براي هر كودك جداگانه انتخاب شود. پاداش فوري در مقابل رفتار مناسب در رابطه با كودك فزون‏كنش، بسيار مفيد است و به او كمك مي‏كند تا اعتماد به نفس، كنترل و درك بيشتري نسبت به كارهاي خود داشته باشد.

تشويق داراي سلسله مراتبي به شرح ذيل است:58

الف. تحسين (كلامي و غيركلامي): قدم اول، تحسين كردن است. والدين غالبا تصور مي‏كنند كه تشويق نيازمند آن است كه هر بار كه كودكان كاري مناسب انجام مي‏دهند، اسباب‏بازي و هداياي گران‏بها به آنها بدهند. ولي يكي از مؤثرترين شيوه‏هاي تشويق، تحسين (كلامي و غيركلامي) كودكان است بعد از آنكه به رفتارهاي مناسب مي‏پردازند. روشن است كه والدين هر چه بيشتر به رفتار مثبت كودكشان توجه كنند، كودك آن رفتار را بيشتر ابراز مي‏كند. راهنماي گام به گام براي تحسين كردن به شرح ذيل است:

فهرستي از رفتارهاي مناسب كودكتان تهيه كنيد. مهم نيست كه آنها چقدر ساده به نظر برسند. هيچ چيز را بديهي و مسلّم تلقّي نكنيد. ساده‏ترين راه انجام اين كار، آن است كه تمام رفتارهاي مناسب كودكتان را از زماني كه از خواب برمي‏خيزد تا زماني كه به خواب مي‏رود، يادداشت كنيد.

هر بار كه كودكتان يكي از رفتارهاي مورد نظر را ابراز مي‏كند، چيزي مثبت بگوييد (جملاتي مثل: آفرين، خيلي خوبه، آها، ادامه بده، بيشتر، باز هم، زنده باد، عاليه، صدآفرين و ...) يا انجام دهيد (مثل لبخند زدن، چشمك زدن، در آغوش كشيدن و ...).

تحسين بايد بلافاصله بعد از آنكه كودكتان رفتار مناسب را انجام مي‏دهد، ابراز شود. به اين ترتيب پيوندي ميان رفتار و پيامد ايجاد مي‏شود.

تحسين در آغاز يك برنامه رفتاري بايد بسيار ابراز شود. چنانچه رفتاري بيشتر روي دهد، مي‏توانيد تحسين را به تدريج كمتر كنيد.

تحسين بايد واقعي و صادقانه باشد. اگر به شكل مصنوعي و غيرطبيعي به تحسين بپردازيد، كودكان به ماهيت آن پي مي‏برند.

نكته قابل توجه اينكه حتي زماني كه تحسين به تنهايي مفيد نيست، نبايد آن را كنار گذاشت.

ب. تحسين همراه با فعاليت‏ها: قدم بعدي در اين سلسله مراتب، تحسين همراه با برخي فعاليت‏هاست. اين فعاليت‏ها بايد چيزهايي باشند كه در خانه شما عملي هستند. لازم نيست بيرون برويد و جوايزي گران‏قيمت بخريد. فقط همه فعاليت‏هايي را كه براي كودكتان لذت‏بخش است، يادداشت كنيد. هر بار كه به رفتاري مناسب مي‏پردازد، امكان آن فعاليت لذت‏بخش را برايش فراهم كنيد؛ فعاليت‏هايي مثل خواندن كتاب براي او يا تماشاي تلويزيون يا توپ‏بازي و ساير بازي‏ها. البته اين نوع از تشويق براي همه رفتارها مؤثر نيست. اگر اين امر مؤثر نبود، به مرحله بعدي اين سلسله مراتب برويد.

ج. تحسين همراه با پاداش‏هاي مادي و ملموس: اين نوع تشويق شايد براي برخي از كودكان مبتلا به فزون كنشي ضرورت داشته باشد؛ به ويژه براي كودكان كم سن و سال‏تر و كودكاني كه اختلالشان حادتر است. سعي كنيد پاداش‏هاي مادي و ملموسي پيدا كنيد كه كودكتان دوست دارد. اين پاداش‏ها مي‏تواند عكسبرگردان، مداد، دفترچه، غذا يا هر چيز كوچك ديگري باشد كه كودكتان از آن لذت مي‏برد. بكوشيد پاداش‏ها را در طول روز تقسيم كنيد.

د. تشويق امتيازي: به كودكتان امتياز، ستاره، يا چيزهاي مشابه بدهيد كه بعدا بتواند آن را با تشويق‏هاي خاص و جايزه‏هاي قابل لمس مبادله كند.

در پايان بحث تشويق بايد به اين نكته توجه كنيم كه تشويق كردن با رشوه دادن متفاوت است. رشوه در واقع، نوعي زورگيري و باج‏خواهي است و اگر دايم رشوه و باج بدهيد، كودك ياد مي‏گيرد براي هر كارش با شما معامله كند.

3. تنبيه كودك: تشويق هميشه مؤثر نيست. گاهي اوقات لازم است يك عكس‏العمل منفي به كار گرفته شود تا رفتار تغيير كند. البته در بسياري از موارد، تركيب تشويق و تنبيه، ممكن است مؤثرترين راه‏حل باشد.59

هر چيزي كه رفتاري را كاهش دهد، يك عامل تنبيه‏كننده به شمار مي‏رود.60 البته منظور ما تنبيه فيزيكي نيست. كتك زدن هر كودك يا نوجواني به دلايل متعدد اشتباه است. يك دليلش اين است كه تنبيه بدني اين پيام را براي كودك دارد: كساني كه بزرگ‏تر و قوي‏ترند و قدرت بيشتري از تو دارند، مي‏توانند به زور تو را وادار به انجام آنچه مي‏خواهند بكنند. جاي شگفتي نيست كه اين كودكان و نوجوانان بعدا تنبيه بدني را به عنوان راهبردي براي برخورد با ديگران انتخاب كنند.

استفاده از تنبيه، همانند تشويق، داراي سلسله مراتبي است:61

الف. ناديده گرفتن رفتارهاي نامناسب: در اين خصوص چند پيشنهاد مطرح مي‏شود:

ـ هنگامي كه كودك به رفتار نامناسبي مشغول است، نايستيد و به او خيره نشويد.

ـ به اتاق ديگري برويد.

ـ خودتان را با آشپزي يا مطالعه و يا كار ديگري مشغول كنيد.

ـ به خودتان بگوييد كه اين رفتار مي‏گذرد و اين كار، اقدامي مؤثر است.

ناديده گرفتن دشوار است و ممكن است مستلزم زمان زيادي باشد تا يك رفتار كاهش يابد. نكته قابل توجه اين است كه رفتارهايي را كه به كودكتان يا هر كس ديگر آسيب مي‏رساند يا براي خانه زيان آورند، ناديده نگيريد.

ب. توبيخ كلامي: توبيخ كلامي بايد كم و بجا باشد. گفت‏وگوي زياد در مورد رفتار نامناسب شايد فقط در خدمت افزايش يا حفظ اين رفتار باشد.

ج. حذف امتيازها: اين مرحله را نبايد با شتاب انجام داد، بلكه بايد به شيوه‏اي باشد كه خوب به آن فكر كرده باشيد.

نكته پاياني در بحث تنبيه اين است كه گاهي اوقات تنبيه كردن موجب مي‏شود كودك مورد توجه قرار گيرد و براي آنكه نظر ديگران را به خود جلب كند، رفتار نامطلوبش را تكرار مي‏كند. شما مي‏توانيد توجهي را كه از كارهاي ناپسندش به دست مي‏آورد در جاهاي ديگر به او بدهيد.

ب. درمان‏هاي كودك‏محور

1. آموزش مهارت‏هاي اجتماعي به كودك فزون‏كنش: بسياري از كودكان فزون‏كنش، داراي كمبود مهارت‏هاي اجتماعي هستند. مهارت‏هاي اجتماعي يعني توانايي درك اينكه رفتار شما چه تأثيري بر ديگران مي‏گذارد، دانستن اينكه چگونه دوست پيدا كنيد، چه موقع و كجا سخناني خاص را به زبان آوريد و ... .62 چنين كودكاني به دليل آنكه ساير كودكان تمايلي به بازي با آنان ندارند و يا از پذيرش آنان در بازي‏هاي خود امتناع مي‏ورزند، بسيار ناراحت و اندوهگين مي‏شوند. سطح فعاليت چنين كودكاني نيز به راحتي آنان را از ساير كودكان جدا مي‏سازد. آنها اغلب موجب بر هم زدن بازي و تفريح مي‏شوند. نسبت به احساسات ديگران بي‏ملاحظه و سهل‏انگارند و در حس مشاركت و تقسيم كار دچار مشكل مي‏شوند.

اولين محيطي كه كودك روابط اجتماعي و قوانين حاكم بر آن را درمي‏يابد، محيط خانه است. شما مي‏توانيد براي تعليم مهارت‏هاي اجتماعي به كودكان خود راه‏كارهاي ذيل را دنبال كنيد:63

الف. راهنمايي كردن: شما بايد مهارت‏هاي اجتماعي مطلوبي را كه مي‏خواهيد فرزندتان به خوبي ياد بگيرد، با صراحت و وضوح شرح دهيد. كودكان و نوجوانان غالبا مي‏دانند چه كاري را نبايد انجام دهند؛ اما زماني كه نوبت به كارهايي مي‏رسد كه بايد انجام دهند، همه چيز گنگ و مبهم مي‏شود. يكي از دلايل اين امر، كمبود آموزش است. مثلاً، در مورد رفتارهاي اجتماعي غذا خوردن مي‏توانيد براي راهنمايي كودكتان تعدادي از رفتارها را شناسايي كنيد. البته بايد از كارهاي كوچك شروع كنيد؛ براي مثال:

ـ زماني كه صدايت مي‏زنم، حداكثر تا پنج دقيقه بعد سر ميز غذا حاضر شو.

ـ روي صندلي‏ات بنشين.

ـ قاشق و چنگالت را در دست بگير.

ـ تمام مدت صرف غذا روي صندلي‏ات بمان.

بار زيادي از اطلاعات را بر دوش فرزندتان نگذاريد. برخي از والدين دريافته‏اند نوشتن فهرست اين مهارت‏ها روي جدول و قرار دادن آن در مكاني قابل رؤيت در آشپزخانه مفيد است.

ب. ارائه الگو: ارائه الگو ـ در واقع ـ نمايش رفتار مطلوب است. در ابتدا، شما نمايش مي‏دهيد و بعد فرزندتان از رفتار شما تقليد مي‏كند. مثلاً، در مورد نحوه رفتار هنگام صرف غذا، مي‏توانيد دقيقا الگو را آن‏گونه اجرا كنيد كه دوست داريد كودكتان سر ميز غذا بيايد، بنشيند و به طور مناسب غذا بخورد و نشسته بماند. بسته به شدت فزون كنشي و يا سن كودك، مي‏توانيد با نمايش يك رفتار شروع كنيد و سپس هنگامي كه او در آن رفتار مهارت پيدا كرد، به سراغ رفتار بعدي برويد.

برخي از والدين در كار با عروسك، تصاوير، تلويزيون، ويدئو و كتاب موفق بوده‏اند. بكوشيد هر چيزي را كه به شما امكان مي‏دهد الگوهاي مهارت اجتماعي موردنظرتان را ارائه دهيد، پيدا كنيد.

ج. ارائه بازخورد: بيشتر كودكان مبتلا به فزون كنشي، بدون داشتن اطلاعات در مورد عملكردشان نخواهند دانست كه چگونه عمل كنند. اين بازخورد براي موفقيت برنامه تعليم مهارت‏هاي اجتماعي ضروري است. بازخورد بايد اصلاح‏كننده باشد (وقتي كه پشت ميز مي‏نشيني، سعي كن به برادرت نخوري) و يا تشويق‏كننده (عالي بود كه به موقع سر ميز شام حاضر شدي).

در مورد برخي از كودكان، ارائه بازخورد از طريق ضبط‏عملكردشان‏به‏طريق‏ويدئويي‏ونوارصوتي‏مفيد است.

2. افزايش خودباوري كودك فزون‏كنش: بازخوردي كه كودكان فزون‏كنش دريافت مي‏كنند، شايد منفي باشد (ساكت بنشين، وول نخور، چرا اين‏قدر بي‏قراري؟، توجه كن). اين انتقادات با گذشت زمان مي‏تواند به صورت تصويري يكپارچه و منسجم از خود درآيد. كودكان فزون‏كنش ممكن است كم‏كم به اين تشخيص برسند كه وجود آنها براي ديگران غيرقابل تحمل است و باري بر دوش خانواده و آموزگارانشان هستند. شما مي‏توانيد اقدامات بسياري انجام دهيد تا اين احساس را كاهش دهيد. پيشنهادات ذيل مي‏تواند احساسات مثبت كودكان نسبت به‏خودشان،يعني‏خودباوري‏شان‏راافزايش‏دهد:64

ـ آنها را براي همه رفتارهاي مناسبشان تحسين كنيد.

ـ به خاطر هر رفتار نامناسب جزئي از آنها انتقاد نكنيد.

ـ از عنوان‏گذاري‏هاي فراگير اجتناب كنيد (تو تنبل هستي، تو بيش‏فعالي). رفتاررا به‏طورمشخص‏شرح دهيد.

ـ فعاليت‏هايي را پيدا كنيد كه در انجام آنها بهتر عمل مي‏كنند.

ـ هرگز رفتار آنها را با رفتار خواهر و برادرهايشان مقايسه نكنيد.

ـ انتظارات خود را در حد واقع‏بينانه نگه داريد.

ـ در زمان مقتضي از ديگران كمك بگيريد.

ـ فعاليت‏هايي را فراهم كنيد كه موفقيتشان در آنها حتمي است.

ـ تلاش را تشويق كنيد نه فقط انجام تكاليف را.

ـ تكاليف سنگين را به اجزاي كوچك و قابل اجرا تقسيم كنيد تا بتوانند انجام دهند. براي مثال، اگر مي‏خواهيد كودكتان اتاقش را نظافت كند، به جاي دادن يك دستور كلي به او، آن را به صورت ذيل تقسيم كنيد:

ـ جمع‏آوري همه لباس‏ها از كف اتاق؛

ـ گذاشتن همه لباس‏ها در كمد يا كشوها؛

ـ مرتب كردن تخت‏خواب؛

ـ ريختن همه كاغذها در سطل زباله.

3. افزايش دامنه توجه كودك فزون‏كنش: براي اينكه كودك بر روي موضوع‏هاي مختلف تمركز حواس داشته باشد، بايد مورد تشويق و راهنمايي قرار گيرد. آموختن اين نكته كه به هنگام گفت‏وگو با ديگران بايد كارهاي ديگر را متوقف كرد و به صحبت آنان گوش فرا داد، از جمله مهارت‏هايي است كه بايد به كودك آموزش داده شود. برنامه‏ريزي‏هاي روزانه و معمولي مي‏تواند به چنين فرايندي كمك كند. براي مثال، اگر براي قرار دادن كفش، جاي خاصي در نظر گرفته شود، كودكان مي‏آموزند كه پس از درآوردن كفش بايد آن را در جاي خود قرار دهند.

فرايند يادگيري چنين كودكاني بسيار طولاني است و آنان براي به دست آوردن توجه و تمركز لازم، به دقت بيشتري نيازمندند. اينجاست كه تكرار مداوم و متناوب خواسته‏ها لازم به نظر مي‏رسد؛ زيرا كودك اغلب آنچه را براي نخستين بار از او خواسته شده، فراموش مي‏كند، اما در صورت تكرار درخواست، مطلب را درمي‏يابد و به اجرا مي‏گذارد. لزوم تكرار درخواست‏ها ايجاب مي‏كند كه والدين رفتارهاي هيجاني خود را كنترل كرده و صبر و شكيبايي پيشه كنند. در واقع، فهم و درك مشكلات كودكان از جمله ناتواني در يادگيري، به والدين كمك مي‏كند تا بيشتر به آموزش آنها همت گماشته و با اين‏گونه كودكان رفتار كليشه‏اي و تابع مقرّرات نداشته باشند.65

ج. درمان‏هاي مدرسه‏محور

كودك فزون‏كنش بخش نسبتا زيادي از زندگي‏اش را در مدرسه و بخصوص در كلاس مي‏گذراند. نقش معلمان در بهبود وضعيت اين كودكان قابل انكار نيست. درمان‏هاي مدرسه‏محور را در قالب توصيه‏هايي براي معلمان عزيز بيان مي‏نماييم:66

1. از والدين كودك فزون‏كنش بخواهيد اطلاعاتي در مورد راهبردهايي كه در برخورد با كودكشان به كار گرفته‏اند، به شما بدهند.

2. از محدوديت‏هاي كودك آگاه باشيد. اين موضوع به شما كمك مي‏كند كه نوميدي‏تان در برخورد با كودك فزون‏كنش كاهش يابد.

3. دانش‏آموز فزون‏كنش را براي تمركز كردن تشويق كنيد. پاداش مادي و ملموس (مثل دادن يك نمره به او، اول صف بودن، پنچ دقيقه وقت آزاد و ...) يا پاداش غيرمادي و ناملموس (مثل تحسين، دست دادن، لبخند زدن و ...).

4. قواعدي براي كلاس درس تعيين كنيد (مثلاً كار روي تكليف، كار كردن در سكوت، روي صندلي خود باقي ماندن، اتمام تكليف). قوانين را اغلب تصريح و تكرار كنيد و دانش‏آموز را هنگام پيروي از قوانين تشويق نماييد.

5. با دانش‏آموز قراردادي بنويسيد و در آن تصريح كنيد كه چه رفتاري از او انتظار داريد و اينكه كدام تشويق، زماني كه شرايط قرارداد انجام شد، در دسترس او قرار خواهد گرفت.

6. سعي كنيد ميان رفتار ناشي از سرپيچي (امتناع كودك از انجام كاري) و رفتاري كه نتيجه فزون كنشي است (عدم توانايي كودك در انجام كاري) تمايز قايل شويد. رفتارهايي كه يك كودك نمي‏تواند انجام دهد، مستلزم آموزش يا رشد مي‏باشد، اما سرپيچي مستلزم روش‏هاي انضباطي است.

7. موضوع درس را براي دانش‏آموز هدفمند و معنادار كنيد.

8. محيط را به گونه‏اي سازمان‏دهي كنيد كه محرك‏هاي پرت‏كننده حواس كاهش يابند؛ مثلاً، نيمكت يا صندلي دانش‏آموز را كنار پنجره يا جايي كه ممكن است باعث حواس‏پرتي او شود، قرار ندهيد. بهتر است محل نيمكت او را كنار ميز خودتان يا در رديف اول، تعيين كنيد.

9. وقتي درس مي‏دهيد يا دانش‏آموزان در حال انجام تكليف‏ها هستند، مراقب باشيد كه او روي نيمكت خود را شلوغ نكند و وسايل غيرضروري را كنار بگذارد.

10. انجام كاري ناخوشايند را با كاري خوشايند دنبال كنيد. اجراي دومي را منوط به اتمام اولي نماييد.

11. هنگامي كه دانش‏آموزان مشغول انجام تمرين يا تكليف درسي هستند، به كارهاي او بيشتر سر بزنيد و كارهاي او را وارسي كنيد.

12. تكاليف طولاني را به تكاليف كوتاه‏تر تقسيم كنيد.

13. يكي از همسالانش را به عنوان مربي تعيين كنيد تا با وي كار كند.

14. دستورالعمل‏هاي داده شده را تا حد امكان ساده و منسجم سازيد و آنها را مرحله‏بندي كنيد.

15. دانش‏آموز را از همكلاسي‏هايي كه ممكن است رفتارهاي نامناسب را ترغيب يا تحريك كنند، جدا سازيد.

16. او را سرزنش نكنيد.

17. مرتب به او نگوييد: «توجه كن! حواست كجاست؟ اگر حواست را بيشتر جمع كني، مي‏تواني ...». اين عبارت‏ها بايد بسيار كم مورد استفاده قرار بگيرند؛ زيرا موجب اضطراب دانش‏آموز مي‏شوند.

18. اين دانش‏آموزان به جنب‏وجوش بيشتري نياز دارند. گاهي به‏اواجازه‏دهيدبه حياط برود و دوباره برگردد.

19. مطمئن شويد كه تكاليف درسي دانش‏آموز در سطح توانايي اوست.

20. هنگامي كه با دانش‏آموز حرف مي‏زنيد با او ارتباط فيزيكي داشته باشيد (مثلاً، دست يا شانه او را لمس كنيد).

21. از دانش‏آموز بخواهيد زماني كه به او اطلاعاتي مي‏دهيد، به چشمتان نگاه كند.

22. محدوديت‏هاي زماني مناسب براي دانش‏آموز تعيين كنيد كه طي آن، تكاليفش را انجام دهد.

23. به منظورنظارت‏بر تمركزدانش‏آموز، ترتيبي بدهيد كه مدام جلوي چشمتان باشد و او نيز بتواند شما را ببيند.

24. اجازه دهيد كه پيامدهاي طبيعي به عنوان نتيجه ناتواني دانش‏آموز در تمركز، روي دهند (مثلاً، كاري كه انجام نشده يا با دقت تكميل نشده است، بايد در ساعت‏هاي تفريح جبران شود).

25. از منابع داخل مدرسه مثل روان‏شناس يا مشاور مدرسه كمك بگيريد.

فزون كنشي در بزرگ‏سالي

سال‏ها چنين تصور مي‏شد كه كودكان فزون‏كنش، اين اختلال را با گذشت از مراحل بلوغ، پشت سر مي‏گذارند. ولي تحقيقات و مشاهدات باليني اخير، نشان مي‏دهند كه ميزان قابل توجهي از اين كودكان علايم اختلال را در بزرگ‏سالي نيز نشان مي‏دهند. با اينكه تعداد دقيق اين افراد متغير است، اما به نظر مي‏رسد كه قريب 50 درصد كودكان مبتلا به فزون كنشي، در بزرگ‏سالي هم اين علايم را دارند. البته ما در اين مورد در مقايسه با كودكان فزون‏كنش اطلاعات كمتري داريم. برخي از ويژگي‏هاي بزرگ‏سالان مبتلا به فزون كنشي، به شرح ذيل است (البته اين يافته‏ها قطعي نيستند):67

1. مشكلات توجه: براي بزرگ‏سالان مبتلا به فزون كنشي همانند كودكان، انجام و اتمام وظايف و كارها دشوار است. آنها نمي توانند بر موضوعي خاص تمركز كنند، مگر اينكه موضوع برايشان خيلي جالب باشد. حواس آنها به راحتي با سروصدا، مناظر و تقريبا هر چيزي كه توجه آنها را جلب كند، پرت مي‏شود و در نتيجه، در تمركز و استمرار در انجام كار مشكل دارند.

2. فزون كنشي: فزون كنشي در بزرگ‏سالي شكل و قالب ديگري به خود مي‏گيرد. آنها نمي‏توانند يك اتومبيل سواري طولاني، سينما و يا مهماني شام را تحمل كنند. آنان عاداتي مثل ضربه زدن با پا به كف اتاق، بازي با زيورآلاتشان يا تكان دادن انگشت‏ها دارند. اين رفتارها مي‏تواند موانعي را بر سر راه شغل و زندگي خصوصي‏شان قرار دهد.

3. تكانش: بزرگ‏سالان داراي اين اختلال معمولاً بدون تفكر كافي دست به عمل مي‏زنند و بعد به پيامدهاي آن فكر مي‏كنند.

4. بي‏نظمي و ناتواني در انجام وظايف و كارها: در نظم بخشيدن به وظايف كم‏اهميت مشكل دارند، به گونه‏اي كه به نظر مي‏رسد «هرگز هيچ كاري انجام نمي‏شود.» آنها در تعيين اولويت‏ها، چه در خانه و چه در محل كار، مشكل دارند. هرگز نمي‏دانند كه يك شي‏ء را كجا گذاشته‏اند.

5. تحمل اندك در برابر استرس: به نظر مي‏رسد كه اين بزرگ‏سالان به سرعت درهم مي‏شكنند و سراسيمه مي‏شوند. آنها بسيار حساسند و به راحتي، پريشان و آزرده مي‏شوند تا جايي كه قادر به واكنش نشان دادن به يك موقعيت نيستند.

نحوه برخورد با خواهرها و برادرهاي كودكان فزون‏كنش

كودكان مبتلا به فزون كنشي نه تنها بر والدين، بلكه بر همه اعضاي خانواده تأثير مي‏گذارند. كودكان شايد به خاطر زمان بسياري كه والدينشان صرف برادر يا خواهر فزون كنششان مي‏كنند، برنجند. ممكن است احساس كنند مبالغي كه صرف هزينه‏هاي پزشكي، مشاوره و ديگر برنامه‏ها مي‏شود، مي‏تواند به نحو ديگري صرف همه اعضاي خانواده شود. علاوه بر اين، خواهرها و برادرها همان‏گونه كه سنشان بالاتر مي‏رود يك موضوع مشترك در همه آنها شكل مي‏گيرد: خجالت كشيدن از وضعيت اختلال خواهر يا برادرشان. جاي تعجب نيست كه بسياري از خواهرها و برادرها درباره احساس گناه ناشي از داشتن چنين احساساتي سخن مي‏گويند. همه اين موارد، در صورتي كه به شكل مناسب به آنها رسيدگي نشود، مي‏تواند به رنجش و خشم منتهي گردد. آنچه واضح است، اين است كه بايد با اين مشكل با شيوه‏اي عاري از خشم و تهديد برخورد كرد. آنچه در زير مي‏آيد، رهنمودهايي كلي براي طرز برخورد با خواهرها و برادرهاست:68

1. احساسات آنها را بپذيريد: انكار نكنيد كه فرزند فزون‏كنشتان بر خواهرها و برادرهايش تأثيراتي خواهد داشت. اين امر ممكن است بارها خود را به صورت انفجار خشم يا يك اظهارنظر بي‏ملاحظه نسبت به شما يا كودك فزون‏كنش نشان دهد. مي‏توانيد زماني مناسب براي گفت‏وگو درباره احساساتي كه به چنين انفجاري منجر شده است، در نظر بگيريد. جملاتي ساده نظير «مي‏دانم كه به نظر مي‏رسد پول زيادي صرف خواهر/برادرت مي‏كنيم» يا «متأسفم، اما او الان نياز به زمان بيشتري دارد» مي‏تواند كمك كند تا شما احساساتي را ابراز كنيد كه مؤيد آن است كه برخورد با يك تفاوت در خانواده هميشه آسان نيست.

2. كاري نكنيد آنها به خاطر اينكه اختلال فزون كنشي ندارند، احساس گناه كنند: بعضي از والدين مي‏گويند: «بايد شكرگزار باشي كه اين اختلال را نداري.» اكثر بچه‏ها احتمالاً به داشتن يا نداشتن مشكلات فكر نمي‏كنند. توصيه كردن به آنها كه بايد رفتار خاصي داشته باشند چون اختلال يا ناتواني خاصي ندارند، منصفانه نيست. گاهي اوقات نوجوانان بر سر والدينشان فرياد مي‏زنند: «كاش من هم اين اختلال را داشتم؛ زيرا در آن صورت رفتار بهتري با من داشتي.» ما با برخوردهاي خودمان نبايد اجازه دهيم كه آنان چنين فكري بكنند.

3. بكوشيد زماني خاص را به ساير فرزندانتان اختصاص دهيد: به هيچ وجه نمي‏توان از اين حقيقت روي گرداند كه داشتن فرزندي مبتلابه فزون كنشي‏وقت‏زيادي‏مي‏گيرد. اما شما بايدبكوشيدزماني‏خاص‏براي‏فرزندان ديگرتان داشته باشيد. اين كار مي‏تواند رفتن به فروشگاه يا تماشاي يك برنامه‏تلويزيوني‏باهم يا زماني براي تنها بودن با شما باشد.

نتيجه‏گيري

فزون كنشي يكي از رايج‏ترين و عمومي‏ترين مشكلات روان‏شناختي كودكان است. امروزه اين اختلال به دلايل گوناگوني مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. علت يا علل اين اختلال هنوز به طور كامل مشخص نشده است. فزون كنشي بر عملكرد شناختي، اجتماعي، هيجاني و خانوادگي كودكان مبتلا، تأثير بسزايي دارد. فزون كنشي سه ويژگي اساسي دارد: كمبود توجه، تكانشگري و فعاليت بيش از اندازه. شيوع اين اختلال در كودكان دبستاني حدود 3 تا 5 درصد است و در پسرها بيشتر از دخترها ديده مي‏شود. شروع اين اختلال حدود 3 سالگي است، ولي تشخيص آن معمولاً تا زماني كه كودك به مدرسه نرود، مشكل است. اختلال فزون كنشي تا حدودي قراردادي و نسبي است و تقريبا به طور كامل به درجه بردباري و تحمل محيط كودك وابسته است. فزون كنشي يك ناراحتي به ظاهر مهار نشدني است كه اجراي حركات و توانايي توجه در آن مختل هستند. تمايز بين كودكان فزون‏كنش و كودكاني كه اختلال رفتاري دارند، بسيار مشكل است. كودك در صورتي مبتلا به اختلال فزون كنشي است كه از بين 18 معيار ذكر شده در DSM IV حداقل شش نشانه را تا پيش از 7 سالگي بروز دهد. اين نشانه‏ها بايد دست‏كم شش ماه تداوم داشته باشند و با ساير اختلالات رواني قابل توجيه نباشند. اختلال فزون كنشي به سه حالت فرعي تقسيم مي شود: نوع مركب، نوع عمدتا فزون‏كنش ـ تكانشگر و نوع عمدتا كمبود توجه. براي اين اختلال هنوز علل قطعي ذكر نشده است و علت‏هايي مانند وراثت، عوامل مربوط به هنگام تولد، نقص كار در دستگاه عصبي، رژيم غذايي و علل روان‏شناختي، قطعيت ندارند. درمان فزون كنشي به دو صورت دارودرماني و درمان‏هاي روان‏شناختي انجام مي‏پذيرد. دارودرماني به وسيله داروهاي محرك صورت مي‏گيرد. سازوكار تأثيرگذاري اين داروها هنوز به طور دقيق مشخص نشده است. در هر حال، استفاده از اين داروها، سبب كاهش بي‏توجهي و يا كم‏توجهي مي‏گردد. نوع و ميزان دارو بايد توسط پزشك تعيين گردد. دارودرماني ممكن است عوارضي (جسمي و روحي) هم به همراه داشته باشد. درمان‏هاي روان‏شناختي در سه حيطه قابل بررسي است: درمان‏هاي والدمحور، درمان‏هاي كودك‏محور و درمان‏هاي مدرسه‏محور. تعيين قوانين براي كودك فزون‏كنش و تشويق و تنبيه او از درمان‏هاي والدمحور هستند. در درمان‏هاي كودك‏محور از آموزش مهارت‏هاي اجتماعي به كودك فزون‏كنش، افزايش خودباوري و افزايش دامنه توجه وي استفاده مي‏گردد. درمان مدرسه‏محور هم، در قالب توصيه‏هايي به معلمان ارائه مي‏گردد. فزون كنشي گاهي اوقات تا بزرگ‏سالي هم ادامه مي‏يابد و مشكلات فرد به صورت فزون كنشي، مشكل توجه، بي‏نظمي در انجام كارها و تحمل اندك در برابر استرس نمايان مي‏گردد.


  • پى نوشت ها
    1 دانش‏پژوه كارشناسى روان‏شناسى، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قدس‏سره. تاريخ دريافت: 16/8/87ـ تاريخ پذيرش: 27/11/87.
    250. Impulsivity.
    351. impulsivity.
    452. hyperactivity.
    5ـ الهه محمّداسماعيل، درسنامه درمان رفتارى ـ شناختى كودكان مبتلا به فزون كنشى / نارسايى توجه، 1385، ص 12.
    653. Fidgety Fhillip.
    7ـ فرح لطفى كاشانى و شهرام وزيرى، روان‏شناسى مرضى كودك، 1378، ص 134.
    854. Explosive Will.
    955. Minimal Brain Damage.
    10ـ حميد عليزاده، اختلال نارسايى توجه/ فزون جنبشى ويژگى‏ها، ارزيابى و درمان، 1383، ص 17.
    11ـ محمّدرضا احمدى، بررسى رابطه فزون كنشى و هوش، 1379، ص 13.
    12ـ هارولد كاپلان و بنيامين سادوك، خلاصه روان‏پزشكى، 1379، ج 3، ص 384.
    13ـ همان، ص 383.
    1456. Attention deficit- hyperactivity disorder.
    15ـ آلن. اُ. راس، اختلالات روانى كودكان، 1376، ص 425.
    16ـ محمّدرضا احمدى، بررسى رابطه فزون كنشى و هوش، ص 3.
    17ـ جو داگلاس، اصلاح رفتار كودكان، 1376، ص 211.
    18ـ همان، ص 212.
    19ـ فرح لطفى كاشانى و شهرام وزيرى، روان‏شناسى مرضى كودك، ص 135.
    20ـ كارولين اس شرودر و بتى. ان. گوردون، سنجش و درمان مشكلات دوران كودكى، 1385، ص 549.
    21ـ فرح لطفى كاشانى و شهرام وزيرى، روان‏شناسى مرضى كودك، ص 135.
    22ـ بارى اى. مك نامارا و فرانسين جى. مك نامارا، كليدهاى رفتار با كودكان مبتلا به اختلال كمبود توجه، 1386، ص 15.
    23ـ سيد محمّدمسعود ازهر، براى كسانى كه كودك پرتحرك دارند، 1386، ص 10.
    24ـ بارى اى. مك نامارا و فرانسين جى. مك نامارا، كليدهاى رفتار با كودكان مبتلا به اختلال كمبود توجه، ص 20.
    25ـ محمّدرضا احمدى، بررسى رابطه فزون كنشى و هوش، ص 18.
    26ـ بارى اى. مك نامارا و فرانسين جى. مك نامارا، كليدهاى رفتار با كودكان مبتلا به اختلال كمبود توجه، ص 15.
    27ـ همان.
    28ـ محمّدرضا احمدى، بررسى رابطه فزون كنشى و هوش، ص 20.
    29ـ بارى اى. مك نامارا و فرانسين جى. مك نامارا، كليدهاى رفتار با كودكان مبتلا به اختلال كمبود توجه، ص 19.
    30ـ محمّدرضا احمدى، بررسى رابطه فزون كنشى و هوش، ص 20.
    31ـ فرح لطفى كاشانى و شهرام وزيرى، روان‏شناسى مرضى كودك، ص 136.
    32ـ سيد محمّدمسعود ازهر، براى كسانى كه كودك پرتحرك دارند، ص 18.
    33ـ بارى اى. مك نامارا و فرانسين جى. مك نامارا، كليدهاى رفتار با كودكان مبتلا به اختلال كمبود توجه، ص 20.
    34ـ سيد محمّدمسعود ازهر، براى كسانى كه كودك پرتحرك دارند، ص 6.
    35ـ محمّدرضا احمدى، بررسى رابطه فزون كنشى و هوش، ص 21.
    36ـ بارى اى. مك نامارا و فرانسين جى. مك نامارا، كليدهاى رفتار با كودكان مبتلا به اختلال كمبود توجه، ص 19.
    37ـ همان، ص 18.
    38ـ انجمن روان‏پزشكى آمريكا، راهنماى تشخيصى و آمارى اختلال‏هاى روانى، 1381، ص 165.
    39ـ هارولد كاپلان و بنيامين سادوك، خلاصه روان‏پزشكى، ج 3، ص 383.
    40ـ انجمن روان‏پزشكى آمريكا، راهنماى تشخيصى و آمارى اختلال‏هاى روانى، ص 165.
    41ـ همان.
    42ـ كارولين اس شرودر و بتى. ان. گوردون، سنجش و درمان مشكلات دوران كودكى، ص 546.
    43ـ انجمن روان‏پزشكى آمريكا، راهنماى تشخيصى و آمارى اختلال‏هاى روانى، ص 165.
    44ـ كارولين اس شرودر و بتى. ان. گوردون، سنجش و درمان مشكلات دوران كودكى، ص 563.
    45ـ محمدرضا احمدى، بررسى رابطه فزون كنشى و هوش، ص 25ـ30.
    46ـ بارى اى. مك نامار و فرانسين مك نامارا، كليدهاى رفتار با كودكان مبتلا به اختلال كمبود توجه، ص 57.
    47ـ همان، ص 58.
    48ـ جو داگلاس، اصلاح رفتار كودكان، ص 226.
    49ـ بارى اى. مك نامارا و فرانسين جى. مك نامارا، كليدهاى رفتار با كودكان مبتلا به اختلال كمبود توجه، ص 62.
    50ـ سيد محمّدمسعود ازهر، براى كسانى كه كودك پرتحرك دارند، ص 54.
    51ـ بارى اى. مك نامارا و فرانسين جى. مك نامارا، كليدهاى رفتار با كودكان مبتلا به اختلال كمبود توجه، ص 60.
    52ـ همان، ص 62.
    53ـ جو داگلاس، اصلاح رفتار كودكان، ص 225.
    54ـ آل. اُ راس، اختلالات روانى كودكان، ص 446.
    55ـ همان، ص 448.
    56ـ بارى اى. مك نامارا و فرانسين جى. مك نامارا، كليدهاى رفتار با كودكان مبتلا به اختلال كمبود توجه، ص 103ـ106.
    57ـ همان، ص 83.
    58ـ همان، ص 83ـ86.
    59ـ همان، ص 98.
    60ـ همان.
    61ـ همان، ص 99ـ102.
    62ـ همان، ص 112.
    63ـ همان، ص 113.
    64ـ همان، ص 119.
    65ـ جو داگلاس، اصلاح رفتار كودكان، ص 231.
    66ـ همان.
    67ـ بارى اى. مك نامارا و فرانسين جى. مك نامارا، كليدهاى رفتار با كودكان مبتلا به اختلال كمبود توجه، ص 192ـ197.
    68ـ همان، ص 129ـ133.

  • ··· منابع
    ـ احمدى، محمّدرضا، بررسى رابطه فزون‏كنشى و هوش، پايان‏نامه كارشناسى ارشد، رشته روان‏شناسى، قم، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى، 1379.
    ـ ازهر، سيد محمّدسعيد، براى كسانى كه كودك پرتحرك دارند، تهران، آسيم، 1386.
    ـ انجمن روان‏پزشكى آمريكا، راهنماى تشخيصى و آمارى اختلال‏هاى روانى، ترجمه محمدرضا نيكخو و هاماياك آواديس يانس، تهران، سخن، 1381.
    ـ داگلاس، جو، اصلاح رفتار كودكان، ترجمه سياوش جمال‏فر، تهران، ويرايش، 1376، چ دوم.
    ـ راس، آلن. اُ.، اختلالات روانى كودكان، ترجمه اميرهوشنگ مهريان، تهران، رشد، 1376، چ دوم.
    ـ شرودر، كارولين اس و بتى. ان گوردون، سنجش و درمان مشكلات دوران كودكى، ترجمه مهرداد فيروزبخت، تهران، دانژه، 1385.
    ـ عليزاده، حميد، اختلال نارسايى توجه/فزون جنبشى ويژگى‏ها، ارزيابى و درمان، تهران، رشد، 1383.
    ـ كاپلان، هارولد و بنيامين سادوك، خلاصه روان‏پزشكى، ترجمه نصرت‏اللّه پورافكارى، تهران، شهرآب ـ آغاز، 1379.
    ـ لطفى كاشانى، فرح و شهرام وزيرى، روان‏شناسى مرضى كودك، تهران، ارسباران، 1378، چ دوم.
    ـ محمّد اسماعيل، الهه، درسنامه درمان رفتارى ـ شناختى كودكان مبتلا به فزون‏كنشى/نارسايى توجه، تهران، دانژه، 1385.
    ـ مك نامارا، بارى. اى و فرانسين مك نامارا، كليدهاى رفتار با كودكان مبتلا به اختلال كمبود توجه، ترجمه فريبا مقدم، تهران، صابرين، 1386.