تهاجم فرهنگى و فرهنگ تهاجم(قسمت نهم)

تهاجم فرهنگى و فرهنگ تهاجم
(قسمت نهم)

شك آفرينى!

حيات انسان بدون فلسفه، امكان ناپذير است. هر انسانى داراى فكر و انديشه اى است و در فضائى از ايده ها و افكار و آراء خاص زيست مى كند. تنها اكسيژن و آب نيست كه مايه حيات و زنده ماندن انسان اند، فلسفه و جهان بينى نيز مايه حيات آدميان اند. حتى پوچگرائى و نيست انگارى (nihilism) نيز نوعى فلسفه اند و بنابراين آدمى را گزير و گريزى از فلسفه نيست. چنانكه انسان در حيات خود هرگز گريزى از جا و مكان ندارد و آنچه براى او مهم است، انتخاب نوع مكان است; در حيطه عقيده و انديشه نيز، آنچه مهم است، گزينش نوع فلسفه و چگونگى نظام فكرى است.

پرداختن به فلسفه كار فقط امروز يا تنها فردا نيست، بل در هميشه زمان بوده، هست و خواهد بود. مادام كه در اين عالم، آدم زيست مى كند، بازار فلسفه داغ است و تنور تفلسف، گرم!

انسانِ امروز دائماً با انبوه مكاتب و نحله هاى فكرى روبروست و چاره اى جز گزينش ندارد. بويژه جوانان، هم اينك در فضايى از تزاحم و تعارض ايسم هاى رنگارنگ و فلسفه هاى گوناگون، گاه چنان متحير و مضطرب مى شوند كه عنانِ تفكر از دست داده، خود را بدست سرنوشتِ كور مى سپارند و در برهوتِ حسرت و گيجى رها مى كنند! هنر فيلسوف و انديشمند مصلح در روزگار ما آن است كه در حد توان دستِ بشر امروز را بگيرد، راه را به او بنماياند، او را از تحيّر يأس و سردرگمى برهاند و به او آرامش ببخشد. هنر اين نيست كه جوانان را دائماً به سمت شبهه، تحيّر، گيجى، سردرگمى، راز آلودگى، يأس، توقف، بى هويتى، پوچى، ابهام و مقولاتى از اين دست سوق دهيم. متأسفانه برخى قلم بدستانِ عصر ما چنين مى پندارند كه رسالتشان چيزى جز تحير آفرينى و ايجاد شك و شبهه در ذهن جوانان نيست. بنظر ما اين عين بى هنرى است! هنر آن است كه نسل امروز را از گرداب يأس و جهل و تحير برهانيم و اگر هم آنها را به وادى شك مى بريم، از شك بعنوان سكوى پرش بسوى يقين استفاده كنيم نه اينكه آنان را در برهوت شك و ترديد چنان در معرض طوفان و شبهات قرار دهيم كه هيچ رمقى در عقيده و فكرشان باقى نماند. بدانيم كه مهاجمان فرهنگى نخست با طوفان «شك» هجوم مى كنند و سپس بتدريج، ريشه هاى عقيدتى جوانان ما را مى خشكانند. از اين رو بايد بهوش باشيم كه كسانى بنام فلسفه و فكر و انديشه و قلم، در متزلزل ساختن پايه هاى عقيدتى، قداستها و  ارزشهاى ثابت ما نكوشند و نام آن را معرفت دينى، كلام جديد و فلسفه دينى و... بگذارند! بايد ديد سمت و سوى اينگونه بحثها چگونه است. بنظر ما اگر هدف صرفاً ايجاد شك باشد، طرح اين گونه مباحث مخدّر است نه محرّك و دقيقاً در جهت خواسته هاى مهاجمان فرهنگى است. و امّا اگر هدف، رفع و دفع شك باشد، البته مطلوب و مفيد و بجاست.

والسلام
سردبير