سرمقاله


سرمقاله

دانش مديريت يكى از مهم ترين علوم انسانى به شمار مى آيد; زيرا از ديرباز برآوردن نيازهاى زندگى، آدمى را به اجتماع و عرصه هاى گوناگون آن فرا خوانده است. او در اين زمينه براى بسيج امكانات و دستيابى به اهداف از پيش تعيين شده خود ناگزير بوده به نوعى مديريت و رهبرى تن در دهد ولى پيچيدگى مسائل و گسترش روزافزون سازمان هاى اجتماعى (كه مديريتى متناسب با ساختارهاى خود را مى طلبد) مسأله مديريت را به صورت امرى چالشى درآورده است.

روش مديريت در هر جامعه متأثر از ارزش هاى حاكم بر آن است كه ريشه در بينش ها و بافت فرهنگى آن جامعه دارد. از اين رو از يك سو، در جوامع غربى، به علت وجود فرهنگ خاص غالباً ارزش گذارى ها در حيات انسانى مبتنى بر يك سلسله مفاهيم اومانيستى است كه به دليل عدم ارتباط با مكتب وحى، بر توهمات و ساخته هاى ذهنى بشر تكيه مى شود و نمونه هاى گوناگون از انسان تحت عناوين موجود «عقلايى اقتصادى»، «ادارى»، «خودشكوفا» و حتى موجودى «پيچيده» تعريف مى شود. گرچه امروزه صاحبنظران غربى مى كوشند تا انسان را تنها به عنوان يك «عامل صرف» به شمار نياورند ولى متأسفانه بايد گفت كه اين فرهنگ او از ارزش هاى انسانى خود تهى كرده و قدر و منزلتش را در روابط سازمانى به گونه اى تنزل داده اند كه به او به عنوان يك مهره سودآور براى سازمان نگاه مى شود و بس.

از سوى ديگر، حاكميت مكتب اصالت نفع بر نظام ارزشى غرب، هواداران اين انديشه را وادار كرده تا به انگيزه، يعنى حقيقت هرعمل، چندان بها ندهند و معيار و ملاك درستى هر عملى را ميزان سودآورى آن بدانند. در نتيجه، زندگى انسان در غرب جز رقابتى بر محور سوددهى چيز ديگرى نيست و مديريت غربى براى دستيابى به اين هدف بر اين باور است كه بايد نيازهايى را در افراد ايجاد كرد و پيوسته آن ها را تشديد نمود و در نهايت به اداره و رهبرى اش پرداخت و اين مهم جز از طريق ايجاد «تنوع طلبى» و «مصرف گرايى» ميسر نمى گردد.

اما در نظام ارزشى مديريت اسلامى، ارزش گزارى ها مبتنى بر ارائه تصويرى الهى از انسان است; انسانى كه مى تواند با سيطره نظرى و عملى الهام گرفته از كتاب و سنت پيامبر و ائمه اطهار(عليهم السلام)، راه رشد و رستگارى را تا مرز خداگونه شدن بپيمايد.

در اين نظام، به جاى اين كه همه چيز در خدمت «مديريت» باشد (چنان كه در جوامع غربى اين گونه است)، مديريت در خدمت «انسان» است تا بتواند با بسيج همه امكانات و توانايى هايش او را در مسير عبوديت يگانه آفريد جهان به قرب و رضوان الهى نزديك گرداند. بنابراين، مديريت و رهبرى در نظام اسلامى بايد درصدد طراحى ساختار ادارى به شكلى مناسب و همگون با فرهنگ و ارزش هاى والاى حاكم بر جامعه باشد تا بتواند پس از كشف و شناسايى استعداد و سرمايه هاى وجود منابع نيروى انسانى و به كارگيرى آنان در نهادها و سازمان ها، گام هاى بلندى در راه رشد و تعالى ابعاد گوناگون اسنان بردارد. لذا، اكنون كه به يارى پروردگار، دوران سازندگى و توسعه كشور را فراروى خود داريم، ماهيت فرهنگى و اسلامى انقلابمان چنين اقتضا مى كند كه با مديريتى كارآ و كارآمد، به فراگير ساختن توسعه فضاى معنوى جامعه اسلامى خويش بپردازيم تو اين مهم ميسر نمى شود مگر با تغيير و تحولى بنيادين در تمام نهادها از خانواده گرفته تا ساير نهادهاى فرهنگى، سياسى، اجتماعى، اقتصادى، تا همه چون پيكرهاى واحد جلوه گاه ارزش هاى اسلامى گردد.

از آنجا كه تحقق چنين تغيير و تحولى در گرو مديريتى صحيح و مبتنى بر بينش ها و ارزش هاى اسلامى است، اين سؤال به ذهن مى رسد كه آيا نظام مديريتى در كشورى كه ساليان متمادى در غل و زنجير و استعمار و استبداد به سر مى برده است نيازى به دگرگونى و تغيير و تحول ندارد؟ تحول در مديريت به معناى پذيرفتن مبانى، نظريه ها و سبك هايى كه بيگانگان بر ما ديكته كرده اند و ما در كنار آن ها براى اسلامى كردن آن به توصيه هاى اخلاقى تمسك مى جوييم نيست زيرا اين كار تنها بزك كردن مديريتى است كه در بينش ها و ارزش هاى فرهنگ غنى اسلام راه ندارد، بلكه بايد با تلاشى همه جانبه، درصدد ارائه مديريتى باشيم كه از سرچشمه زلال وحى و آبشخور معارف الهى سيراب گرديده است تا اين دگرگونى بنيادى را با خود به ارمغان آورد.

در اين راستا، ناگزيريم در اين زمينه ها به تحقيق بپردازيم: 1. شيوه صحيح تحقيق در مديريت اسلامى و تفاوت آن با روش هاى تحقيق در مديريت غربى. 2. اصول موضوعه در تحقيق مديريت اسلامى 3. استخراج نظريه هاى مديريتى اسلام از متون و منابع اسلامى. 4. ارزش هاى حاكم بر نظام مديريتى اسلام. 5. اصول مديريت اسلامى 6. سبك ها و الگوهاى مديريت اسلامى.

ضرورت اين دگرگونى ايجاب مى كند كه مؤسسات و پژوهشكده هاى علمى، خواه حوزوى يا دانشگاهى، آستين همت بالا زنند و با مجاهدت هاى فرهنگى و وحدت و يكپارچگى با برطرف كردن موانع، زمينه اى فراهم آورند تا هم در مسائل بنيادى و راهبردى و هم در مسائل علمى و كاربردى مديريت، نمونه كاملى از «مديريت اسلامى» به نظام مقدس جمهورى اسلامى و ساير جوامع اسلامى ارائه دهند. والسلام

سردبير