سرمقاله


سرمقاله

دريايى از معارف ناب توحيدى و مجموعه اى گران سنگ از مقررات فردى و اجتماعى در قرآن كريم فراهم آمده تا مردم را به حيات طيّبه و كمال مطلوب رهنمون باشد. قرآن اما مانند هر نوشته اى ديگر جمله هايى صامت و نيازمند ترجمان است: «هذا القرآن انما هو خط مستور بين الدفتين لاينطق بلسان و لابد له من ترجمان» (نهج البلاغه، خطبه 124); همانا اين قرآن نوشته اى مجلّد است، به زبان سخن نمى گويد و ناگزير آن را ترجمانى بايد. از اين رو مأموريت مهم پيام آور وحى تبيين و توضيح آيات الهى است: «... و انزلنا اليك الذكر لتبيّن للناس ما نزّل اليهم» (نحل: 44); و ما ذكر (قرآن) را بر تو فرو فرستاديم تا آنچه بر مردم نازل شده را برايشان تبيين كنى، هرچند اصل اين تبيين نيز از ناحيه خداى متعال است كه بيان آيات را به فرستاده خود وعده داده است: «ثمّ انَّ علينا بيانه» (قيامة: 19); سپس شرح و بيان آن بر عهده ماست. در اين راستا اهل بيت پيامبر(ص) نيز اين وظيفه را عهده دار بوده و تشنگان معارف را از سرچشمه علوم خويش بهره مند كرده اند. اميرالمؤمنين(ع) در اين باره فرموده است: «فاستنطقوه و لن ينطق و لكن اخبركم عنه» (نهج البلاغه، خ 158); آن را به سخن آوريد و هرگز سخن نمى گويد ولى من شما را از آن باخبر مى كنم. اينك از پس قرن ها تلاش بىوقفه عالمان قرآن پژوه براى به سخن آوردن آيه ها، و نوشتن صدها و بل هزاران جلد شرح و تفسير قرآن، مى توان به راز عدم كاميابى آنان در استخراج همه گوهرهاى گران بهاى اين درياى ژرف پى برد. ژرفاى بى نهايت اين بحر عميق و توان اندك شناگران چنان است كه طمعى براى رسيدن به قعر آن نمى ماند و گوهرهاى بسيارى دست نايافته باقى مى ماند. افرادى به اقتضاى دانش خود به تبيين مفردات آن روى آوردند و توشه هايى برگرفتند، كسانى حيرت زده از فصاحت و بلاغت معجزه آساى آن به بيان نكته هاى ادبى آن پرداختند، فقيهان و فيلسوفان و عارفان هر يك بر حسب نياز علمى خود به بخش هايى از آن علاقه نشان دادند. امّا جاى تبيين و تفسير جامع اين كتاب الهى همچنان در اين اقيانوس بى كران دانش خالى مانده است، تفسيرى كه فارغ از گرايش هاى محدود علمى، مذهبى، سياسى و... هدف اين كتاب عظيم را بر بشر نمايان سازد. اين مهم، نيازمند الگوگيرى و الهام از معلمان و مفسران جامع قرآن و به كار گرفتن بيان و روش آنان در تفسير است، روشى كه تكيه بر راهگشايى قرآن در ابهام زدايى از آيات خود دارد و تجلّى همنوايى فرازهاى مختلف آن با يكديگر است و هم زمان از سرچشمه زلال دانش راسخان در علم سيراب مى گردد آن گونه كه بزرگ مفسر قرن ما، علاّمه طباطبايى(ره) گوشه اى از آن را در تفسير قيّم الميزان نمايانده و گهرهايى ناب و پربها به بازار معارف عرضه كرده است.

والسلام