سرمقاله


سرمقاله

تربيت جنسى; چالش ها و ضرورت ها!

بى ترديد، درصد زيادى از بزهكارى ها و ناهنجارى هاى جوانان ناشى از عدم تربيتِ صحيح در زمينه مسائل جنسى است. صاحبنظران معتقدند كه بين رفتارهاى جنسى و غيرجنسى نوعى تعامل برقرار است و هم از اين روست كه مى توان گفت اغلب رفتارهاى آدمى با غريزه جنسى مرتبط است و اين ارتباط گاهى بىواسطه و گاه با واسطه است. نياز آدمى به ارضاى غريزه جنسى، امرى بديهى و ضرورى است. اصولا غرايز در وجود آدمى منبع انرژى ها و پتانسيل هايى هستند كه خداوند بر اساس حكمت، آن ها را پديد آورده است. آنچه مهم است شناختِ حدود و قيود و جداولى است كه اين انرژى ها بايستى در آن قالب ها به كار گرفته شوند تا در چرخه حياتِ انسان، مفيد و مؤثر واقع شوند و ضرر و زيانى به او و ديگران وارد نياورند. امروزه در جامعه ما مسئله تربيت جنسى بيش از پيش مورد توجه قرار گرفته و نهادهاى فرهنگى ـ تربيتى همچون آموزش و پرورش و مراكز بهداشت روانى در اين زمينه اقداماتى را سامان داده اند و گام هايى برداشته اند. پرداختن به اين مقوله، هرگز گناه نيست، بلكه يك وظيفه و تكليف دينى و اجتماعى است. ما وظيفه داريم هنجارهاى حاكم بر جامعه دينى و مذهبى خودمان در زمينه مسائل جنسى را به كودكان و نوجوانان مان بشناسانيم. اگر مى خواهيم نسل جوان ما «رفتار بهنجارِ جنسى» داشته باشند و حريم ها و حدود و قيودِ حاكم بر جامعه را مراعات نمايند بايد به دور از احساسات و هيجانات و به صورتى كاملا عادى، مسائل جنسى را براى آنان تبيين نماييم و نوع رفتار آنان را در اين زمينه مشخص سازيم. مسائل جنسى و دغدغه هاى مربوط به آن به ويژه در جوانان، بر اكثر عناصر شخصيتى آنان چه در بُعد مادى و چه در امور معنوى، تأثيرگذار است و آينده زندگى و سرنوشت نهايى آنان را تحت تأثير قرار مى دهد. مسائل جنسى براى كودكان و نوجوانان ـ البته ـ مى بايست به صورتى تعديل شده مطرح گردد. نه چندان حسّاس و در هاله هاى از احساسِ گناه و معصيت طرح شود كه جوان به مصداق «الإنسان حريصٌ على ما مُنِع» بر كشف و درك و نيل به اين امور حريص تر شود و نه چندان بى پرده و عريان مطرح گردد كه قبح و زشتى برخى رفتارهاى نابهنجارِ جنسى، از بين برود.

بدون شك «تربيت جنسىِ» كودك، بخشى مهم از تربيت به معناى مطلقِ آن است. همان گونه كه هدف نهايى در تربيت از ديدگاه اسلام، نيل به كمال و تقرّب به انسانِ كامل است، همين هدف در تربيت جنسى نيز بايستى محلوظ گردد. اينجاست كه نقش جهان بينى و ديدگاه فلسفى در تربيت جنسى آشكار مى شود. امروزه با توجه به پيشرفت شگفت آور تكنولوژىِ ارتباطات و رشد سريع و گسترده وسائل ارتباط جمعى و رسانه هاى اطلاعاتى ضرورت دارد كه ما به مسئله آموزش و تربيت جنسى، توجهى جدّى داشته باشيم و در محتواى كتب درسى و به ويژه در كتاب هاى درسىِ دينى به اين مقوله ظريف و حساس بپردازيم. البته شكى نيست كه بايد در اين زمينه از افراط و تفريط پرهيز كنيم. تجربه غربى ها پيش روى ماست. آنان بر اساس تفكرات ليبراليستى، چندان در اين مقوله راه افراط پيش گرفتند كه هم اينك خود در منجلاب فسادهاى جنسى و آفات و عوارض آن گرفتار آمده اند. از سوى ديگر، ما نمى توانيم از كنار اين مسئله به سادگى عبور كنيم و بدان بى توجه باشيم. به نظر ما در بهبود وضعيت رفتارهاى جنسى و به سامان شدن تربيت جنسى، بخصوص در ميان نسل جوانِ ما، نهادهاى ديگر اجتماعى همچون نهاد اقتصاد و حكومت نقشى اساسى و تأثيرى انكارناپذير دارند و از اين رو، بايد همه نهادهاى مختلف در كنار يكديگر و با هماهنگى و انسجام در اين زمينه گام بردارند. انشاءالله

سردبير