سرمقاله : تفسير موضوعي و كارآمدي آن در عرصه حكومت اسلامي

«تفسير موضوعي» ـ به ويژه به شكلي كه اكنون مطرح است ـ هرچند پيشينه اي به قدمت تفسير ترتيبي ندارد، اما به هر روي، داراي پيشينه اي طولاني است و با قدري مسامحه، مي توان گفت: همگام با تفسير ترتيبي مطرح بوده و آغازگران اوليه آن حضرات امامان معصوم(عليهم السلام)بوده اند، اگرچه قرن اخير را مي توان دوران تنوّع و گسترش تفسير موضوعي دانست. ضرورت تفسير موضوعي و گسترش و تنوع آن در اين قرن ريشه در امور زير دارد:

الف. تكثر و تنوع فراوان مكتب هاي بشري در قرن اخير، كه هر يك داعيه رهبري بشر را در ابعاد گوناگون زندگي دارند، دانشمندان مسلمان را بر آن داشت كه براي نشان دادن ناتواني مكتب هاي بشري در هدايت انسان و نماياندن كفايت، توانمندي و تفوّق آموزه هاي اسلامي در پاسخ گويي به پرسش ها و نيازهاي بشري، به تبيين ديدگاه اسلامي در همه موضوعات بپردازند و براي ارائه ديدگاه هاي قرآن ـ به عنوان مهم ترين منبع آموزه هاي اسلامي ـ به تفسير موضوعي روي آورند.

ب. انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام راحل(قدس سره) زمينه حضور دين در همه عرصه هاي زندگي و احياي مجدّد دين را در صحنه اجتماعي فراهم ساخت و توجه ملل جهان را به قرآن و آموزه هاي آن جلب كرد و از اين رهگذر، نياز به ارائه اسلام و آموزه هاي قرآني ضرورتي دو چندان يافت. اين رخداد پيروان ديگر مكتب ها را به دو گروه تشنگان حقيقت، كه در پي آگاهي از ديدگاه هاي قرآن و اسلام بودند، و گروه دومي كه با لجاجت و تعصّب در صدد به چالش كشيدن اسلام و قرآنند، تقسيم كرد و پاسخ گويي به اين دو گروه نيز نياز به تفسير موضوعي را شدت بخشيد.

ج. از سوي ديگر، شكل گيري حكومت اسلامي بر اساس آموزه هاي قرآني، سردمداران استكبار جهاني را بر آن داشت كه پس از يأس از محاصره اقتصادي و برخورد نظامي، با سرمايه گذاري هاي كلان، اقدام به شبيخون فكري و فرهنگي نمايند و مباني اسلام و آموزه هاي قرآني را مورد تهاجم قرار دهند. ضرورت دفاع و مقابله با اين تهاجم و شبيخون بر اهميت تفسير موضوعي افزود.

د. اكنون كه دولت جمهوري اسلامي ايران طبق قانون اساسي، بايد در تمام شئون، اسلامي باشد و آموزه ها و مقرّرات اسلامي را مبنا و معيار و محك قرار دهد، براي سامان دهي امور خود، در حوزه هاي اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي، نيازمند استخراج اين آموزه ها از متون ديني است و تفسير موضوعي چنين نقشي را در خصوص بيانات قرآني ايفا مي كند و ضمانت هاي لازم و كافي براي كارآمدي و پويايي و استمرار نظام اسلامي را فراهم مي سازد و بدين روي مي توان گفت: تفسير موضوعي صدرنشين تمامي تحقيقات در نظام جمهوري اسلامي است.

اما به رغم تلاش هاي فراواني كه در سال هاي اخير در اين زمينه صورت گرفته و برخي از آن ها مايه فخر و مباهات جامعه اسلامي و علمي است، هنوز به لحاظ بررسي منابع، روش و سازمان دهي روشمند آن، در آغاز راه هستيم و دست كم بيان شفّاف، دقيق و كاربردي آن نيازمند تلاش براي نظريه پردازي و انجام تحقيقات بنيادي، راهبردي و كاربردي است.

مجله معرفت تنها براي جلب توجه به اين مسئله مهم و اساسي، اين شماره را به موضوع مزبور اختصاص داده و در عين ارج نهادن به تلاش هاي صورت گرفته، صاحب نظران را به تأمّل، تحقيق، تضارب آراء و نگارش متون موردنياز اسلام در محورهاي ذيل فرا مي خواند:

1. شاخص هاي تفسير موضوعي و ويژگي ها و تمايزهاي آن با ديگر انواع تفسير;

2. مبادي و مباني تصوري و تصديقي تفسير موضوعي (مباني مشترك تفسير موضوعي و ترتيبي و مباني ويژه تفسير موضوعي);

3. اصول و قواعد روش تفسير موضوعي;

4. بايسته هاي پژوهشي تفسير موضوعي و معيارهاي آن;

5. انواع تفسير موضوعي و آسيب شناسي آن.